م

مهارت نرم - تیم حمل

۱۳ عضو
thumbnail
undefined۴

۱۳۹

۱۳:۳۸

thumbnail

۱۲۷

۱۲:۱۲

thumbnail
undefined۱

۹۰

۲۰:۳۷

Complexity Theory.pdf

۷.۴۹ مگابایت

سلام و ارادتفایل ارائه نظریه پیچیدگیاین ترم ارائه کردم این رو بر هر تحلیلگر سیستم واجب است که با مفاهیم پیچیدگی آشنا باشد با سپاس
undefined۱

۶۰

۱۳:۵۶

سلام در طی چند پست خلاصه‌ای از کتاب «مغالطه‌های پرکاربرد: ۴۴ ترفند کثیف برای موفقیت در بحث» رو قرار میدم.
undefined۱

۳۴

۴:۱۰

thumbnail
خب این مقدمه رو برای شروع بحث داشته باشیم

۳۷

۴:۱۲

سه دسته انسان در کتاب تشریح شده:
۱- گروه اول: کتاب اسم‌های پیچیده‌ای قرار داده. برای سادگی بگیم «ساده‌لوحان». کسانی که توان تفکر نقادانه ندارند. کسانی که هر حرفی رو باور می‌کنند. پیچیدگی و دورویی و نیت‌های پنهان افراد رو تشخیص نمیدن و به قول آقا مهدی Simple هستن. این افراد اسیر بمباران اطلاعاتی می‌شن و مثل گوزنی که در شب نور در چشمشون افتاده نمیدونن چه بلایی قراره سرشون بیاد
۲- گروه دوم فریبکاران بد طینت هستناینها اکثرا صاحبان قدرت هستند و رسانه‌ها و کل جریان اطلاعاتی وارده به گروه ۱ رو با بدطینتی تحت کنترل دارند. نکته مهم در مورد این گروه اینه که فریبکاری و سیاستمداری اینها در وهله اول ناشی از «فریب خودشان» است.
۳- گروه سوم علاوه بر سیاستمداری و زیرکی «خیرخواه» هستند. اینا به دنبال نجات گروه ۱ از دست گروه ۲ هستند و سعی در آگاه‌سازی گروه ۱ نسبت به حیله‌های گروه ۲ دارند. اینها عمدتا صاحب قدرت نیستند و توسط گروه ۲ به حاشیه رانده می‌شوند و منزوی می‌شوند. این‌ها قهرمانان این دنیا هستند. راز موفقیت این گروه جا پیدا کردن بین قدرتمندان است.

۴۰

۴:۲۰

در ادامه مغالطه‌ها رو بررسی می‌کنیم. در خصوص مغالطه‌ها حفظ کردن نامشان به تنهایی کافی نیست. باید خودتون رو در موقعیت‌ها تصور کنید و در زندگی روزمره بتونید تشخیص بدید و حتی خودتون برای گول زدن افراد ازش استفاده کنید.
مغالطه‌ها استدلال کردن ناقص هستند. استدلال‌هایی هستند که تعمدا بخش‌های باریکی توی اونها پوشانده شده، تغییر پیدا کرده یا سانسور شده‌.
در مغالطه‌ها از فرآیند تفکر عقلانی استفاده نمی‌شه ولی چون مخفی هست عمدتا توسط عموم مردم تشخیص داده نخواهند شد. باید چراغ‌هایی در ذهن برای تشخیص اینها وجود داشته باشه که در ادامه این چراغ‌هارو یکی یکی روشن می‌کنیم

۴۱

۴:۲۶

مغالطه ۱: تعمیم‌های نقص‌دارتعمیم دادن مبنای ارتباط برقرار کردن ما انسان‌هاست.اینکه تعمیم چه زمانی درست و چه زمانی نادرست است بستگی به میزان مشاهدات دارد.یک وقت در کل عمر با سه نفر از قومیتی خاص مواجه شده‌ایم و از روی رفتار این سه نفر در خصوص کل آن قومیت اظهار نظر می‌کنیم که این تعمیم نادرست است.
«گاو شماره ۱ با گاو شماره ۲ متفاوت و این دو با گاو شماره ۳ متفاوت‌اند» به عبارت دیگر «هرچیزی خودش است و نه چیز دیگر»
تعمیم دادن علاوه بر تعداد مشاهدات به سطح پیچیدگی پدیده در دست تحلیل هم دارد. یک میز، یک سگ، یک انسان یا جامعه‌ای از انسان‌ها. طبیعتا هرچه جلوتر می‌رویم بسته به پیچیدگی پدیده در دست بررسی تعمیم سخت‌تر و بیشتر در معرض خطا قرار می‌گیرد.
پژوهشی اثبات کرده انسان‌ها وقتی دچار «تعارض» در موضوعی می‌شوند، به شدت در حل آن تعارض عاجز هستند. چرا که بر نقاط قوت خود تمرکز می‌کنند و نقاط ضعف خود را از یاد می‌برند. همینکار را گروه‌های دیگر درگیر تعارض نیز انجام می‌دهند. به عبارت دیگر هر یک از طرفین تعارض میگه «ما خوبیم شما بدید». که خب طبیعی هم هست چون پیش فرض ذهنی هردو در تعمیم دهی تمرکز بر نقاط قوت است نه نقاط ضعف.

به طور خلاصه: .اگر خواستید کسی رو گول بزنید با ذکر چند نمونه محدود از یک پدیده و سخنوری و آب و تاب می‌تونید یک تعمیم ناقص رو جا بندازید.در مقابل در بحث‌ها وقتی کسی دست به تعمیم می‌زنه به تعداد مشاهدات و سطح پیچیدگی پدیده‌ای که داره روس تعمیم انجام میشه خیلی دقت کنید.

۸۳

۵:۰۷

تحلیل تعمیم‌ها
اینکه همیشه حواسمان به تعمیم‌های دیگران باشد کافی نیست. همواره باید تعمیم‌های خودمان رو هم جرح و تعدیل کنیم. از «بیشتر»، «کمتر»، «اکثر»، «حداقل»، «همیشه»، «بسیاری»، «هرگز» باید دقیق‌ استفاده کنیم.
مثال: مجبوری همیشه تا این حد نقاد باشی؟ نمیتونی انسان باشی؟در مثال فوق تعمیم انجام شده و سه ایراد اساسی داره: ۱- مبهم بودن «تا این حد نقاد»، ۲-نقاد بودن رو معادل «انسان نبودن» فرض کردن و ۳- «همیشه» تعمیم درستی نیست چون مگر میشه یک انسان همیشه در حال نقد کردن باشه؟
هنگام وارسی تعمیم‌ها مطمئن بشیم که ادعای مطرح شده رو به خوبی درک کردیم. همین تلاش برای فهم ادعای مطرح شده منجربه نقد اون ادعا می‌شه. چون معنای واژه‌هایی که افراد به کار می‌برند متفاوت هست و باید به گوینده خیلی توجه کنید (همونطور که توی مغالطه قبل عرض کردم تحلیل سوژه انسانی پیچیده هست چون تابعی از موقعیت احتماعی، فرهنگ، قومیت و هزاران فاکتور دیگر هست)

۹۱

۷:۰۲