عکس پروفایل سُها (علوم انسانی اسلامی)س

سُها (علوم انسانی اسلامی)

۷۱ عضو
thumbnail
کتاب بدایه و نهایه علامه طباطبایی شرح اقوال صدرا نیست بلکه اقوال فلسفی خود ایشان است.
#امام_خامنه_ای
@soha_olom_ensani

۷:۲۱

thumbnail
برای هفتم ام تیر پوستر درست کردن کافی نیست. باید کاری انجام دهید که فکر آن عالم احیا شود و در جامعه اثری داشته باشد.#امام_خامنه_ای_@soha_olom_ensani

۸:۰۸

thumbnail
#شهید_مطهری
کتاب های دوره معاصر که برای دفاع و تبلیغ اسلام نوشته شده است بیشتر باعث گمراهی اند تا هدایت! و این تقصیر روحانیت است. @soha_olom_ensani

۷:۴۹

انتشارات و مطبوعات هر مردمی نمایانگر سطح رشد آنهاست. یک نگاهی به آثار منتشره ما به نام اسلام و دین و مذهب می‌تواند سطح رشد جامعه ما را بفهماند. دو مقایسه در اینجا لازم است؛ یکی مقایسه میان مطبوعات دینی و اسلامی زمان حاضر ما با آثار و کتب قرون اولیه اسلامیه خودمان. اگر کتاب‌های این زمان خودمان را با کتاب‌های هزار سال پیش خودمان مقایسه کنیم موجب شرمندگی خواهد بود. فرنگی‌ها می‌گویند اگر به کتاب‌های غربی می‌خواهید رجوع کنید بدان کتاب‌ها رجوع کنید که تاریخش به شما نزدیکتر است زیرا کتب غربی هر چه جلو آمده بهتر و متقن‌تر و علمی‌تر و تحقیقی‌تر شده است، ولی اگر به کتاب‌های شرقی و اسلامی می‌خواهید رجوع کنید هر چه می‌توانید به کتاب‌هایی رجوع کنید که تاریخش از شما دورتر است و مربوط است به قرون اولیه اسلامی، زیرا هر چه جلوتر آمده بی‌ارزش‌تر شده است.البته مقداری مبالغه است، ولی بدون شک کتاب‌های به اصطلاح تبلیغی و دفاعی اسلامی ما همین طور است. اغلب اینها زیانشان از سودشان بیشتر است. غالباً به جای آنکه آگاه کننده و بیدار کننده باشند تخدیری و منحرف کننده‌اند، به جای آنکه هدایت کننده باشند گمراه کننده‌اند. شاید علت عمده این امر بی‌نظمی و بی‌تشکیلاتی سازمان روحانیت ماست، هر که از مادر خود قهر کرده هوس می‌کند درباره اسلام کتاب بنویسد و می‌نویسد و احیاناً از یک مقام مشهور و روحانی هم تقریظ می‌گیرد و دیگر واویلا.
امدادهای غیبی ص ۱۵۱
#تحول_حوزه
@soha_olom_ensani

۷:۴۹

thumbnail
من در عمرم نه به کسی تعظیم کرده ام و نه خواهم‌ کرد.#شهید_بهشتی _@soha_olom_ensani

۸:۳۱

thumbnail
#امام_خامنه_ایمیتوان در مبانی موجود فلسفىِ ما نقاط مهمّی را پیدا کرد که اگر گسترش داده شود و تعمیق گردد، جریانهای بسیار فیّاضی را در خارج از محیط ذهنیّت به‌وجود میآورد و تکلیف جامعه و حکومت و اقتصاد را معیّن میکند. دنبال اینها بگردید، این نقاط را مشخّص و رویشان کار کنید؛ آن‌گاه یک دستگاه فلسفی درست کنید. از وحدت وجود، از «بسیط الحقیقة کلّ الاشیاء»، از مبانی ملاّ صدرا، اگر نگوییم از همه‌ی اینها، از بسیاری از اینها - میشود یک دستگاه فلسفىِ اجتماعی، سیاسی و اقتصادی درست کرد۱۳۸۲/۱۰/۲۹_@soha_olom_ensani

۱۲:۴۱

thumbnail
امام خامنه ای:
اگر کسی در نظام اسلامی در #مسئولیتی مشغول کار است، ولی آرمانهای نظام جمهوری اسلامی آنگونه که امام بزرگوار ترسیم کرده است و در قانون اساسی تجسم پیدا کرده، در دلش قبول ندارد، اشغال آن پست برای او #حرام_شرعی است. ۸۰/۸/۸@soha_olom_ensani

۱۲:۴۲

thumbnail
مشکل اساسی کار های جمعی...
#شهید_بهشتی

۱۲:۴۳

سُها (علوم انسانی اسلامی)
undefined مشکل اساسی کار های جمعی... #شهید_بهشتی
شاید در میان کارهای اشتراکی دویا چند نفره ای وجود داشته باشد که تکلیف [رهبری و امامت کار] مشخص نشده باشد و صرفا به شکل رفاقتی پیش برود. یعنی بر اساس رفاقت باهم کار را شروع کرده اند. و چه کار بدی! رفاقت خوب است، اما این رفاقت خوب در این موارد، وقتی مسئولیت ها مشخص نشود به خطر می افتد. اگر رفاقت چیز خوبی است چرا اینقدر آسان و ارزان به خطر اندازیم؟ مگر عیب دارد که هم رفیق باشیم و هم حدود و ثغور کارمان مشخص باشد؟ این چه اخلاقی است که ما داریم؟ خود خواهی! دونفر رفیق تحمل نمیکنند که یکی رئیس باشد و دیگری مرئوس. این خود خواهی است. این عیب است کمال نیست. البته آنجا که قرار باشد جو رفاقت به هم‌بخورد ما از خیر رئیس و مرئوسی میگذریم، برای اینکه از رئیس و مرئوسی که رفیق نباشند کاری ساخته نیست.چرا احساس رفاقت و پیوند دوستانه میان زن و مرد جامعه با تعیین مقام و مسئولیت منافات دارد. صرفا خواسته ایم با رفاقت دیمی کار جمعی انجام بدهیم. به محض اینکه تصمیم می گیریم این حالت را از رفاقت دیمی در بیاوریم، سامان اجتماعی به آن بدهیم و مقام مسئول تعیین کنیم؛ رفاقت ها به هم می خورد. یا این را داریم یا آن را، اما هردو را باهم، هرگز! و چون اینطور بوده خیلی خسارت میبینیم. آنچه ارزش دارد توام بودن این دو باهم است؛ در غیر این صورت میشود همین رئیس و مرئوس های خشک بی مغز تشکیلات اجتماعی ما که به درد نمی خورد.
#شهید_بهشتی
کتاب ولایت رهبری روحانیت صفحه ۱۸۳،۱۸۴_@soha_olom_ensani

۱۲:۴۳

thumbnail
در مباحث عرفان نظری، وحدت وجود که یکی از اصلیترین مباحث عرفان است، در کلمات حافظ فراوان دیده میشود. البته باز هم نمیتوانم خودداری کنم از اظهار تأسّف، از این‌که بعضی از نویسندگان و ادبای محقّقی که با وجود مقام والای تحقیق در ادبیات، از عرفان - عرفان نظری - اطلاعی ندارند و در آن کاری نکردند! وحدت وجود را که به حافظ نسبت داده شده، به معنای همه‌خدائی که ناشی از عدم درک درست مسأله است، تعبیر کردند و آن را جزو شَطَحیاتی دانستند که بر زبان حافظ - مثل بعضی از عرفای دیگر - صادر میشده و نه یک بینش و طرز فکر و جهان‌بینی!_۱۳۶۷/۰۸/۲۸#امام_خامنه_ای@soha_olom_ensani

۱۲:۴۴