م

محتواهای طرح کلی اندیشه اسلامی

۱۶ عضو
بازارسال شده از فاطمه جعفری
بسم الله الرحمن الرحیم خ جلسه بیست و چهارم پیوندهای امت اسلامیundefinedامت اسلامی اگر بخواهد ولایت را تامین کند دو جهت باید مراعات کند یک جهت ارتباطات داخلی، یعنی در داخل جامعه اسلامی و یک جهت هم جهت ارتباطات خارجی یعنی رابطه عالم اسلام با جوامع دیگر.undefined در زمینه ارتباطات داخلی امت اسلام وقتی دارای ولایت به معنای قرآنی است که کمال همبستگی و اتصال و ارتباط و اتحاد میان آحاد و جناح های گوناگون را در خودش تعبیه کند یعنی هیچ گونه تفرق و اختلافی در سرتاسر عظیم اسلامی نباشد undefinedقرآن هم می فرماید اگر دو طایفه و دو گروه از مسلمانان ها با همدیگر جنگیدند بین این دو گروه اصلاح کنید و اگر میان این دو گروه، گروه دیگری ظلم کرد تعددی کرد،قلدری خواست بکند با آنکه زور می‌گوید بجنگید تا مجبور شود برگردد به سمت فرمان خدا و این نشانگر همان بحث اتصال و ارتباط استundefined اما در زمینه روابط خارجی امت اسلامی باید سعی کنند روابط خود را با دنیای غیر مسلمان جوری تنظیم کند که یک ذره تحت فرمان آنها قرار نگیرد یک ذره تحت تاثیر افکار آنها قرار گیرد یعنی همبستگی و پیوستگی ملت مسلمان با کشورهای غیر مسلمان به کلی ممنوع است undefinedاینکه می‌گویم ارتباط با دولت های غیر مسلمان قطع شود به این معنا نیست که امت اسلامی در انزوای سیاسی به سر ببرد، خیر امت اسلامی رابطه سیاسی دارد،رابطه دیپلماسی دارد سفیرمی فرستد و سفیر می گیرد ولی با آنها ولایت ندارد پیوستگی با آنها ندارد undefinedپس ولایت دو رویه دارد یک رویه آن در داخل جامعه اسلامی است که همه عناصر بایستی به سوی یک هدف به سوی یک جهت یک گام بردارند و رویه دیگر مربوط به خارج از جامعه اسلامی است که باید با بلوک ها و جناح های ضد اسلامی پیوندهای خود را بگسلد undefined یک جامعه اگر بخواهد ولایت قرآنی داشته باشد تمام نیروهای داخلی اش را در یک جهت به سوی یک هدف در یک خط کند و بخواهد تمام نیروهای داخلی اش علیه قدرت های ضد اسلامی در خارج بسیج بشود احتیاج دارد به یک نقطه قدرتمند متمرکز در متن جامعه اسلامی که همه از آن قدرت متمرکز الهام بگیرند همه از او حرف می شنوند و حرف گوش کنند و او تمام جوانب مصالح و مفاسد را بداند تا بتواند مثل یک دیده‌بان نیرومند و قوی دست و قوی چشم هر کسی را در جبهه به کار مخصوص خودش بگمارد undefinedشرایطی هم دارد این قدرت مرکزی باید خیلی آگاه باشد خیلی بداند باید خیلی با تصمیم باشد باید چشمش دارای یک دید دیگری یکدیگری داشته باشد، بایستی از هیچ چیزی در راه خدا نترسد باید وقتی لازم شد خودش را هم فدا کند ما اسم چنین موجودی را امام می گذاریم undefinedامام یعنی آن حاکم و پیشوایی که از طرف پروردگار در جامعه معین شده است یعنی یا خدا به نام و نشان معین می‌کند او را مثل اینکه امیرالمومنین را معین کرده امام حسن و امام حسین و بقیه ائمه را معین کرده یک وقت هم امام را خدای متعال به نام، معین نمی کند بلکه به نشان و علامت معین می کند مانند این فرمایش امام حسن عسکری که میفرماید آن فقیهی که جانشین امام منصوص است، حافظ دین است مخالف هوای نفس است مطیع عوامل خداست، undefinedپس اصل ولایت قرآنی وجود امام را ایجاب می‌کند، آحاد امت اسلامی باید با این مرکز با این قلب متحرک و پرهیجان ارتباط مستحکم و نیرومند داشته باشند ارتباط فکری و ارتباط عملی یعنی از او سرمشق بگیرند،در افکار و بینش ها دنبال او باشند در رفتار و فعالیت ها و حرکت را از پیروی کنندundefined پس ولایت علی بن ابیطالب یعنی در افکار و اعمال پیرو علی باش یک رابطه نیرومند مستحکم خلل ناپذیر و برقرار کنundefined ولایت علی بن ابیطالب حصنی فمن دخل حصنی امن من عذابی یعنی مسلمان ها، پیروان قرآن اگر از لحاظ فکر و اندیشه و هم از لحاظ عمل و تلاش و فعالیت متصل به علی بن ابیطالب باشد از عذاب خدا مصون و محفوظ است undefinedولایت علی بن ابیطالب را آن کسی دارد که پیوسته باشد به علی علیه السلام با پیوند ناگسستنی هم از لحاظ فکر و اندیشه و هم از لحاظ عملundefined قرآن می‌فرماید یا ایها الذین آمنوا لا تتخذوا الیهود والنصاری اولیاء یهود و نصارا را اولیای خود نگیرید اولیا جمع ولی است ولی از ولایت است ولایت یعنی پیوستگی ولی یعنی پیوسته و پیوند زدهundefined آیه قرآن می فرماید یهود و نصارا را پیوند خوردگان و پیوستگان با خودنگیرید انتخاب نکنید چرا زیرا بعضی از آنها هم جبهه و پیوسته بعضی دیگرند . نگاه نکنید که یکی یهودی است و یکی مسیحی در حقیقت آنها برای ضدیت با اصالت های شما همه یک گروهند هرکس تولی می کند با آنان ، یعنی ولایت آنها را بپذیرد، در وادی ولایت آنها پا بگذارد و پیوند بزند خودش را با آنها خودش را با آنها مرتبط کند و با آنها رابطه برقرار کند بی گمان از خود آنهاست و خداوند قوم ستمکار و هدایت نخواهد کرد

۹:۰۶

بازارسال شده از فاطمه جعفری
undefinedاما کسانیکه در قلبشان مرض و بیماری دارند در میان جبهه دشمنان دین می‌شتابند یعنی قناعت نمی‌کنند به اینکه تنها به طرف آنها بروند بلکه به سمت آنها می‌شتابند می‌روند در اعماق جبهه‌شان می‌گویند می‌ترسیم یک آسیبی به بامابرسد اگر با آنها دوستی نکنیم،خدا در جواب آنها می‌گوید امید است که خدا پیروزی و نصیب جبهه مومن کند یا شیک حادثه از پیش خود به سود آنان پدید آورد و بعد از آنکه آنها خودشان را مفتضح کردند و با دشمنان ساختند مومنین می‌گویند این چهره‌های خوش ظاهر و موجه با سوگند های غلیظ و کشدار قسم میخورندکه ما با شماییم هر وقت با آنها حرف میزدیم هر وقت به آنها چیزی می گفتیم این ها می گفتند بله ما با شما هم عقیده ایم ما با شما همراهیم بعد معلوم شد که دلهای این ها مریض بوده و علیرغم ظاهر نیک شان دلهای سیاه و نفاق داشتند اعمال آنها پوچ و بیهوده و نابود است و کارهایی کردند که زیانکار شدندundefined تا اینجا در ارتباط با ارتباطات خارجی بود دنباله آیه می فرماید کسانی که ایمان آوردند و از دین خود بازگشتند گمان نکنند که رسالت و مسئولیتی که با ایمان به خدا پذیرفته بودند و آن روی زمین گذاشتند با برگشتن از دین این بار مسئولیت به منزل نخواهد رسیدنه این چنین نخواهد بود در هر صورتی بار خدا به سرمنزل خواهد رسید منتها سعادتش را کس دیگری خواهد برد جمعیت دیگری این افتخار نصیب شان می شود که این بار را به منزل برساند undefinedخداوند قوم دیگری را خواهد آورد که این مردم همان مردم ایده آل اسلامی اند خدای متعال جمعیتی را پدید خواهد آورد که خود خدا آنها را دوست می دارد و آنها هم خدا را دوست دارند undefinedمحبت خدا چیست ؟محبت خدا در قرآن چنین آمده است که اگر خدارا دوست دارید از من که پیغمبر خدا هستم متابعت کنید تا خدا هم شما را دوست بدارد. undefinedاین گروه که جایگزین گروه مرتد خواهند شد خصوصیاتی دارد undefinedفروتن هستند مقابل مومنان. این نشانه کمال رابطه و پیوند صمیمانه است یعنی در مقابل توده مسلمانی که در جامعه اسلامی هستند هیچ گونه تکبر و نخوت و غرور و توقع زیادی ندارد undefined خصوصیت بعدی در مقابل کافران و دشمنان دین و مخالفان قرآن تاثیر ناپذیر و سربلند هستند یعنی حصاری از فکر اسلامی دور خود پیچیده و کشیده اند که هیچ چیزی در آن ها نفوذ می کند undefinedخاصیت دیگر شان این است که در راه خدا جهاد و مجاهده می کند بی امان و بدون هرگونه قید و شرطی.undefined خصوصیت بعدی از ملامت هیچ ملامت کننده ای نمی‌ترسند در ادامه می فرماید ولی و قائم امر، آن کسی است که تمام نشاط ها و فعالیت های جامعه و امت اسلامی به او باید برگردد و از او باید الهام بگیرد و او خداست undefined خدا که مجسم می‌شود که بیاید بین مردم بنشیند امر ونهی کند undefinedادامه آیه می فرماید ولی شما خدا و رسول است پیداست که بین خدا و بین رسوا هرگز رقابت و تنازع و تنافر نیست که رسول، رسول خداست اما رسول که همیشه باقی نمی‌ماند بعد از رسول چه؟ undefinedبعد از رسول، می فرماید هر کسی که ایمان آورد ولی شماست اما آیا همه کسانی که ایمان آوردن کافی هستندبرای ولایت؟ نشانه دارد آیا؟ قرآن می فرماید کسانی که اقامه نماز می کنند و زکات می دهند در حالی که در حال رکوع اند.در حال رکوع زکات می‌دهند، یعنی امیرالمومنین به عنوان ولی معرفی میشود undefinedپس ولایت دارای سه بعد است undefinedیکی حفظ پیوند های داخلی undefinedیکی قطع وابستگی به قطب‌های متضاد خارجی undefinedیکی هم حفظ ارتباط دائمی و عمیق با قلب پیکر اسلامی و قلب امت اسلامی یعنی امام و رهبر undefined آن کسی که قبول ولایت کند با خدا و بارسولش و با کسانی که ایمان آورده اند با مومنین پیوند ها را مراعات کنند و حفظ کند اینها غالبند و پیروز اند.#طرح_کلی_اندیشه_اسلامی_درقرآن_ج۲۴

۹:۰۶

بازارسال شده از فاطمه جعفری
بسم الله الرحمن الرحیم خ جلسه ۲۵ بهشت ولایتundefined مسئله ای که باید بررسی بشود این است که ببینیم آیا دارای ولایت هستیم یا نه ؟ ممکن است یک عضو بدن به خودی خود سالم باشد اما سالم بودن یک عضو اولاً به معنای سالم بودن همه بدن نیست ثانیه یک عضو سالم اگر در یک بدن غیر سالم قرار گرفته نمی تواند همه محسنات یک عضو سالم را داشته باشد. undefinedیک انسان با ولایت چه جور آدمی است آیا اگر کسی خودش دارای ولایت بود اما در یک جامعه ای زندگی می کرد که آن جامعه بی ولایت است و در مقابل بی ولایتی جامعه احساس مسئولیت نکرد همین عدم احساس مسئولیت ولایت خود او را هم خراب میکند؟ undefinedبعضی خیال می‌کنند که دارای ولایت بودن یک آدم به این است در مجلس اهل بیت ع فقط گریه کند خیال می کنند که دارای ولایت بودن به این است که وقتی اسم اهل بیت می آید پشت سرشان حتماً علیه السلام را بگوید فقط همین و بس خیال می‌کنند که دارای ولایت بودن به این است که محبت اهل بیت در دل انسان باشد همین وبس. undefinedمحبت اهل بیت را داشتن واجب است نام این بزرگواران را با عظمت بردن بسیار جالب و لازم است به نام این بزرگواران مجلس به پا کردند و عزا و شادی آنها گرامی داشتن و گفتن وگریستن و از بزرگواری های آنها،از شهامت های آنها گفتن همه اینها لازم است اما اینها ولایت نیست و ولایت از این بالاتر است undefinedالبته گفته نشود که باگریستن به سید شهدا کسی مخالف است نه اگر کسی هم مخالف باشد ما مخالف نیستیم اما ما می‌گوییم که گریستن بر امام حسین گاهی می تواند یک ملت را نجات دهد با نام حسین بن علی و امیرالمومنین و باعظمت بردن هیچ عاقلی مخالف نیست،هر کس این ها را بشناسند تایید می‌کند که نام این ها را باید به عظمت یاد کرد undefined اما آن ولایتی که انسان را به بهشت میبرد این نیست ولایت در یک انسان به معنای وابستگی فکری و عملی هر چه بیشتر و روز افزون تر با ولی است یعنی ولی خدا را شناسد، ولی آن کسی که او ولی حقانی جامعه اسلامی استundefined او را مشخص کن بعد از آنکه مشخص کردی از لحاظ فکر و عمل از لحاظ روحیات ،از لحاظ راه و رسم و روش خودت را به او متصل کند اگر تلاش تو تلاش او باشد جهاد تو جهاد او ،دوستی تو دوستی او و دشمنی تو دشمنی او، جبهه بندی های تو، جبهه بندیهای او باشد تو در راه ولایت هستی. undefined امام صادق موالیان خود را آن کسانی که دارای ولایت شدند قدرشان را می‌شناسد برایشان احترام قائل می‌شود ولایت را با عمل می‌داند و می‌گوید آن کسی که دارای عمل است ولی ما اوست آن کسی که دارای عمل نیست عدو ماست این بر همین اساس است که ولایت در فرهنگ امام صادق فرق دارد با ولایت در فرهنگ آن جاهل جاهلی که به نام امام صادق دارد زندگی می کندundefined اما تا اینجا ولایت یک فرد بود ولی ولایت یک جامعه به چیست ولایت یک جامعه به این است که ولی در آن جامعه اول) مشخص باشد،همه بدانند که این شخص ولی است ثانیا ) منشا و الهام‌بخش همه نیروها و فعالیت‌های آن جامعه این فرد باشد قطبی باشد که همه جویها و سرچشمه ها ازاو سرازیر شود، مرکزی باشد که همه فرمان ها را می دهد و همه قانون هارا اجرا می‌کند این جامعه جامعه دارای ولایت است undefinedجامعه اسلامی بعد از پیغمبر ۲۵ سال دارای ولایت نبود ولی در آنجا مسلمان شخصاً دارای ولایت بود ابوذر شخصیت دارای ولایت بود مقداد شخصیت دارای ولایت بود اما جامعه اسلامی بعد از پیغمبر ۲۵ سال دارای ولایت نبود و بعد از آن امیرالمومنین به حکومت رسید و جامعه اسلامی برای ولایت شدundefinedهمانقدری که علی علیه السلام در آن بخش منشا و الهام‌بخش و بستر فرمان ها و مقررات و معرفت و شناخت ها بود به همان میزان جامعه ولایت داشتundefined پس اگر ولایت دارید خدا را شکر کنید و اگر ندارید دنبال آن راه بیفتید بزرگتر از نعمت ولایت نعمتی نیستundefinedائمه هدی علیهم السلام بعد از شهادت امیرالمومنین یکسره در راه ولایت کوشیده اند تمام تلاش ائمه برای این بوده که ولایت رازنده کنند و جامعه اسلامی را احیا کند undefinedبرای ولایت یک جامعه تلاش کردند معنایش این نیست که بنشینیم مدام چانه بجنبانیم ،مدام حرف بزنیم و فحش به این و آن بدهیم با این کارهاولایت درست می شود با این کارها از ولایت دورتر می شوید undefined باید تلاش کنیم برای قدرت دادن به ولی اسلام به ولی که خدا گفته است برای به قدرت رساندن او تلاش کنیم وقتی که انسان بنا داشت که قوانین اسلامی و مقررات الهی را در جامعه به صورتی که ولایت حکم میکند زنده و احیا کند آن وقت می گردد راه درست را هم پیدا میکندundefined اگر جامعه دارای ولایت باشد مانند مرده ای است که دارای جان خواهد شد جسم بیجانی که افتاده مغز دارد اما کار نمی‌کند جهاز هاضمه دارد اما غذا را جذب نمی‌کند رگ دارد اما خون در آن جاری نمی‌گردد چرا چون جان ندارد دست دارد اما یک مورچه ریز را هم از خودش نمی تواند دور کند

۴:۳۱

بازارسال شده از فاطمه جعفری
undefinedجامعه با ولایت مانند این انسان زنده شده است undefinedاما جامعه‌ای که ولایت ندارد استعدادها در این جامعه هست اما یا خنثی می‌شود و به هدر می‌رود نابود می‌گردد یا بدتر به زیان انسان به کار می‌افتد مغز دارد و می‌اندیشد اما می‌اندیشد برای فساد آفرینی،می اندیشد ولی برای عالم سوزیundefinedجامعه با ولایت جامعه‌ای می‌شود که تمام استعدادها در آن رشد می‌کند،نهال انسانی را بالنده می کند و انسانها را به تکامل می رساند undefinedدر این جامعه ولی یعنی حاکم همان کسی است که همه سر رشته ها به او برمی‌گردد جامعه را از لحاظ مشی عمومی در راه خدا و دارای ذکر خدا می کند از لحاظ ثروت تقسیم عادلانه ثروت به وجود می‌آید سعی می‌کند نیکی ها را اشاعه بدهد سعی می کند بدی ها را محو و ریشه سوز کند undefinedآیه قرآن می فرماید آن کسانی که اگر در زمین متمکنشان سازیم ذکر خدا را برپا می‌کنند که نماز سمبل ای است برای ذکر خدا و توجه و جهت‌گیری خدایی.undefined یک جامعه آن وقت سوی خدا می رود که جهت گیری هایشان را بر طبق جهت‌گیری خدا قرار می‌دهد و زکات را پرداخت می‌کنند یعنی تقسیم عادلانه ثروت.در قرآن زکات دامنه اش خیلی وسیع تر است از آنچه که در ذهن ماست اصطلاح زکات در قرآن شامل همه انفاقات و صدقات مالی خواهد شد یعنی تعدیلی در ثروت ایجاد می‌کندundefinedما خیال میکنیم که امر به معروف و نهی از منکر به معنای این است که فقط به شکل زبانی امر به معروف و نهی از منکر می کنیم اما این تنها یکی از جلوه‌های امر به معروف است امام حسین علیه السلام از مدینه بلند میشود به سمت کوفه می آید چرا چون می فرماید می‌خواهم امر به معروف و نهی از منکر می کنم ببینید چقدر دایره و دامنه وسیع وجود دارد و چقدر از نظر ما امر به معروف و نهی از منکر کوچک و تنگ است undefinedبه هر حال وقتی که جامعه ولایت داشت همه این ها انجام می شود اقامه صلات و زکات امر به معروف و نهی از منکر و خلاصه پیکر بی‌جان جامعه جان و حیات تازه پیدا می‌کند#طرح_کلی_اندیشه_اسلامی_در_قرآن_ج_۲۵

۴:۳۱

بازارسال شده از فاطمه جعفری
بسم الله الرحمن الرحیم خلاصه جلسه ۲۶ در پیرامون ولایت ۱ undefinedحفظ پیوستگی داخلی و نفی وابستگی‌های خارجی برای یک جامعه مسلمان متوقف است بر اینکه یک مرکزیتی یک قدرت متمرکزی در جامعه اسلامی وجود داشته باشد که همه جناح‌های مختلف جامعه را او رهبری کند undefinedولی یعنی فرمانروا یعنی آن کسی که همه نیروها از او باید الهام بگیرد و همه کارها باید به او باز گردد آن کسی که مدیریت جامعه اسلامی هم از جنبه فکری و هم از جنبه عملی با اوستundefinedولی چه کسی می‌تواند باشد ؟قرآن در اینجا پاسخ می‌دهد می‌گوید آن کسی که ولی واقعی جامعه است خداست حاکم در جامعه اسلامی جز خدای متعال کس دیگری نیست توحید هم همین را میگفت نبوت هم همین اصل مسلم را بیان می‌کرد ولایت هم همین مطلب را بیان می کند undefinedپس همیشه باید اصول یک مکتب اینجوری باشد که هر یک از اصل ها یک نتیجه بدهد undefinedقرآن می فرماید مومنین جز خدا ولی و یاوری ندارند خدا حاکم همه امور بشر باید باشد این یک مسئله ای که در قرآن جزو مسلمات استundefined صحبت سلطه تکوینی پروردگار نیست آن به جای خود محفوظ است معلوم است که خدای متعال گردش زمین و آسمان را به اداره قاهره خویش تنظیم می کند صحبت این است که قوانین زندگی انسانها و روابط فردی و اجتماعی جامعه بشر هم باید از خدا الهام بگیرد undefinedپس نظامی که نامش را نظام علوی می گذاریم و جامعه قرآنی می تواند نامی برای ما برای آن باشد در یک چنین جامعه و در یک چنین نظامی حاکم فقط خداست undefinedیعنی چه حاکم خدا خدای متعال است؟ انسان ها احتیاج دارند که یک انسانی بر آنها حکومت کند یک انسانی لازم است که سرشته کارها را به دست بگیرد اگر چنانچه در میان جامعه انسانی فقط قانون باشد حتی اگر قانون از طرف خدا باشد و رهبری نباشد یعنی ناظر بر اجرای قانون نباشد انتظام جامعه بشری باز هم خود است undefinedانسان هایی که قرار است بر بشر و جامعه بشر حاکمیت کنند اینها چه کسانی هستند؟ undefinedپاسخ های مکتب های گوناگون به این سوال گوناگون بوده است یک عده‌ای می‌گویند هر کسی غالب شد یعنی حکومت جنگل یکی می گوید هر کس که دارای تدبیر بیشتری است یک عده‌ای گفتند هر کسی که از طرف مردم مورد قبول باشد یک عده ای هم گفتن هر کسی که دودمانش چنین و چنانی باشدundefinedاما پاسخ دین به این سوال این است که رهبر آن کسی است که عملاً در جامعه زمام فرمان و امر و نهی را به دست بگیرد و از سوی پروردگار عالم انتخاب شده باشد لذا در جامعه وقتی که پیامبری آمد معنی ندارد که با بودن پیغمبر انسان دیگری حاکم بر انسان‌ها باشدundefined وقتی که پیغمبر از دنیا رفت تکلیف چیست در چنین حالتی قرآن پاسخ می‌دهد که مومنان ولی شما هستند اما کدام مومنان یعنی به عدد همه نفوس مومن حاکم داشته باشیم؟

۱۸:۰۷

بازارسال شده از فاطمه جعفری
undefinedمومنانی که نشانه‌های خاصی دارد آیه قرآن خواهد یک انسان مشخصی را معین کند بگوید حاکم شما این است undefinedضمناً می‌خواهد معیار را هم به دست شما بدهد بگوید آن کسانی که ایمان آوردند منظور این است که ایمان درست و ایمان واقعی داشته باشند undefinedشرط دیگری هم دارد نماز را اقامه کنند نه اینکه نماز بخوانند نماز خواندن یک چیز است نماز را به پاداشتن یک چیز دیگر اگر می‌خواست بگوید نماز می‌خوانند می‌فرمود یصلونundefinedاقامه صلاة در یک جامعه معنایش این است که روح نماز در جامعه زنده بشود جامعه، جامعه نمازخوان بشود undefinedجامعه نمازخوان یعنی آن جامعه‌ای که در تمام گوشه و کنارش ذکر و یاد خدا به طور کامل موج می‌زند در این جامعه هیچ فاجعه‌ای رخ نمی‌دهد جهتگیری‌ها جهت گیری خدایی استundefined کارها برای خدا انجام میشود علت دزدی‌ها، ظلم ها، تن به ظلم ها دادند به خاطر دوری از یاد خداست undefined ولی جامعه تقسیم عادلانه ثروت می کند زکات می دهد اهل انفاق در راه خداست دنبالش می گوید در حالی که راکع هستند و زکات می‌دهند و این اشاره به یک مورد و داستان خاص است undefinedبعضی از مفسرین گفتند که معنایش این است که این‌ها همیشه در حال رکوع باشند اما روح عربیت این احتمال را نفی می‌کند (و هم راکعون) یعنی در حال رکوع زکات می‌دهندundefined زکات مطلق انفاقات است چون انگشتری که حضرت علی در نماز داد زکات اصطلاحی نبود انفاقی بود در راه خدا و اطلاق زکات بر آن شده است undefinedیعنی یک انسان آنقدر دلبسته به مواسات باشد به قدری برایش دیدن فقر و فقیر دردآور باشد که صبر نکند نمازش تمام شود فقیر دیده جلوه‌ای دیده که خدا آن جلوه را دوست نمی‌دارد او هم دوست ندارد چیزی هم ندارد جز انگشتر لذا در حال نماز انگشتر را در می‌آورد و به سائل می‌دهد آیه دارد به طور مستقیم اشاره می کند وحضرت علی را به عنوان ولی مشخص می کند undefined در ضمن ملاک و مناط ولی را برای خلافت مشخص میکندundefined بنابراین در اسلام ولی امر آنکسی است که فرستاده خداست آن کسی است که خود خدا او را معین کرده است undefinedچون فرض این است که هیچ انسانی به حسب طبیعت خلقت و آفرینش حق تحکم بر انسان های دیگر را ندارد تنها کسی که حق تسلط بر دیگران را دارد، خداست و چون خدا می تواند به مصلحت انسانها این حق رابه هر که بخواهد بدهد و می‌دانیم که کار خدا بیرون از مصلحت نیست کار خدا مطابق مصلحت انسان هاست undefinedپس چون مصلحت انسانهاست معین می‌کند و ما هم تسلیم می شویم undefinedخودش ولی است پیغمبر و امام های جانشین پیغمبر ولی هستند، undefinedآن کسانی که با معیارها و ملاک های خاصی تطبیق کند و جور در بیاید آنها معین شدن برای حکومت و خلافت آنچه که در اسلام روی آن تاکید شده undefinedزمام امور مردم دست آن کسانی نیفتد که انسانها را به دوزخ می کشاند undefinedقرآن می فرماید از خدا اطاعت کنید، صاحبان فرمان از میان خودتان را اطاعت کنید صاحبان فرمان یعنی چه؟ آن جاهل نادان مسلمان نام خیال می‌کند صاحب فرمان یعنی هر کسی که می تواند فرمان بدهد هر کسی که خوشش بیاید؟ این را می‌گویند ولی الامر, اما اگر بنا باشد هر که توانست فرمان بدهد و صرف قرآن به رسمیت شناخته شده باشد آن فلان دزد قداره کش سیبیل از بناگوش در رفته هم فرمان می دهد و همه کاره می شود آیا این است ولی الامر؟undefined شیعه می‌گوید حکومت علی بن ابیطالب را قبول داری باید معیارهای خلافت و ولایت را هم قبول داشته باشید باید قبول داشته باشید که علی بن ابیطالب به خاطر جمع بودن این معیارها به عنوان ولی انتخاب شده است پس اگر کسی در او معیارها نبود یا ضد این معیارها در او بود این آدم حق ندارد جانشین علی بن ابیطالب باشدundefinedچرا ولایت امر در اختیار خدا و برای خداست؟ جوابش این است که این ناشی از یک فلسفه طبیعی است که در جهان‌بینی اسلام وجود دارد در جهان بینی اسلام همه چیز عالم از قدرت پروردگار ناشی می‌شود هر آنچه در روز و شب آرامیده و ساکن است از آن خدا است, همه پدیده‌های خلقت برای اوست و حکومت تکوینی بر همه چیز دارد حکومت قانونی و تشریعی هم باید در اختیار او باشد#طرح_کلی_اندیشه_اسلامی_در_قرآن_ج_۲۶

۱۸:۲۶

بسم الله الرحمن الرحیمخ ج ۲۷ در پیرامون ولایت ۲undefinedاگر کسی ولایت خدا را نپذیرد و زیر ولایت غیر خدا برود اولا خود این آدم چه حکمی دارد؟ ثانیا کارش چه نامی دارد؟ و ثالثااین عملش چه نتیجه ای دارد ؟undefinedدر قرآن هر ولایتی غیر از ولایت خدا به عنوان ولایت طاغوت معرفی شده است undefinedطاغوت از ماده طغیان یعنی سرکشی کردن، از محدوده و دایره طبیعی و فطری زندگی انسانی پا را فراتر نهادنundefinedانسانیت برای کامل شدن پدید آمده است آن کسی که انسانیت را از کامل شدن بیندازد، طاغوت است undefinedانسانها باید با آیین خدا زندگی کنند این یک امر طبیعی فطری است اگر کسی انسانها را جوری بار بیاورد که اینها یا آیین غیر خدایی زندگی کنند این آدم طاغوت استundefinedپس طاغوت اسم خاص نیست، اسم بت خاصی نیست ، البته اسم بت هست اما آن بت، با معین و خاصی نیست گاهی آن با خود تو هستی، گاه آن با زندگی راحت طلبانه است، گاه پول و طلا و نقره بی جان است و گاه هم انسانی دیگر آن با طاغوتی است گاه هم نظام اجتماعی و قانون طاغوت استundefinedپس هر کس که از تحت ولایت خدایی خارج شد، ناگزیر در ولایت طاغوتی و شیطانی وارد می شود undefinedشیطان همان طاغوت است،آیه قرآن می فرماید آن کسانی که ایمان آورده اند مقاتله وستیزه شان در راه خداست و کسانی که کفر ورزیده اند،جنگشان در راه طاغوت است، بعد می فرماید با اولیا و هم جبهگان شیطان بجنگید در این آیه طاغوت بجای شیطان و شیطان بجای طاغوت بکار رفته است undefinedشیطان هم هر عنصری است که خارج از وجود انسان او را به کارهای شرارت آمیز و فساد آمیز وادارد گفته می شودundefinedشیاطین انسی و جنی داریم و ابلیس یکی از مصادیق شیطان است که در مقابل حضرت آدم ع قد مخالفت و استقلال علم می کند undefinedشیطان‌ها در عالم الی ماشاءالله زیادند، لمس هم می شوند، به چشم هم می آیند انسان هم گاهی با آنان معاشرت می کند، undefinedپس هر ولایت غیر خدایی ولایت طاغوت و شیطان است undefinedتحت ولایت شیطان زندگی کردن مگر چه مفسده ای دارد ؟قران در این مورد جواب می دهد undefinedاگر تن به ولایت شیطان دادی، شیطان بر تمام انرژی های سازنده خلاق آفریننده ثمر بخش وجود تو مسلط می شود، اگر چنانچه گردنت را بردی سمت طاغوت ریسمان ولایتش را بر گردنت می اندازد و دیگر از او خلاصی نخواهی یافت و هرچه از نیرو و از ابتکار و از فعالیتهای سازنده تو وجود داشته باشد را تحت قبضه خود در می آورد و وقتی همه وجودت به قبضه شیطان در آمد تو را به هر سمتی که خواست می کشاند و معلوم است که شیطان انسان را بسوی نور و معرفت و هدایت نمی برد و هدف اول برای شیطان مصالح و اهداف شخصی خودش است پس تو را در راه مصالح شخصی اش بکار می اندازد undefinedپس هر کس با پیامبر به دشمنی و مخاصمه بپردازد بعد از آنکه مسیر ولایت برایش روشن شده بود، یعنی خودش، راهی غیر از جامعه مومنین را انتخاب کند همان چیزی را که انتخاب کرده، بر گردنش استوار می کنیم undefinedاما شیطان قدرت فرمانروایی بر کسانی که مومن بشوند به الله، و بر الله توکل و اتکا کنند را ندارد ، همانا تسلط شیطان بر کسانی است که ولایت او را پذیرفته باشند و به خدا شرک ورزیده باشند undefinedخداوند گناه شرک را نمی بخشد و مغفرت خود را شامل آن کسی که شرک را پذیرفته نمی کند زیرا آن کسی که مشرک شده، در ولایت غیر خدا داخل شده منطقه نفوذ خدا را به غیر خدا سپرده است و آن جراحت هایی که از گناه که در اثر گناه شرک و نافرمانی بر روح نشسته است هرگز التیام نمی یابد پس آنکه شرک می ورزد از راه هدایت خیلی خیلی دور شده است undefinedمشرک نمی خواند مگر شیطانی سرکش و دور از فضیلت و عاری از نیکی را ، شیطانی که مطرود خداست undefinedجبهه شیطان با جبهه خدا بطور طبیعی آشتی ناپذیر است undefinedاما این شیطان از خدا عهد گرفته است که از بندگانت، سهمی مفروض برای خودم جدا خواهم کرد یعنی عده ای از بندگانت را گمراه خواهم کرد عقل آنها را می گیرم، بینش و خردشان را کور می کنم بجای آنکه در ولایت تو باشند تحت ولایت خود در می آورم آنها را بشدت پایبند آرزوهای دور و دراز می کنم undefinedآرزوهای دور و دراز آن چیزی است که انسان را از هر تلاشی در راه خدا باز می دارد ، آرزوهایی که مثل سنگ آسیابی بر گردن یک انسانی بیفتد سر او را خم کند پشت را دو تا می کند و انسان را به زانو در می آورد #طرح_کلی_اندیشه_اسلامی_در_قرآن_ج۲۷

۱۱:۰۵

بازارسال شده از فاطمه جعفری
بسم الله الرحمن الرحیمخ ج ۲۸ پیرامون ولایت ۳undefinedاگر توانستیم ولایت را با وسعتش بفهمیم و مسأله را در حد مسائل فرعی ولایت و درجه دوی ولایت خلاصه نکنیم، آنوقت مسأله هجرت یکی از دنباله های مسأله ولایت خواهد شد undefinedاگر لازم باشد هر انسانی در ولایت خدا و ولی خدا زندگی کند که باید جمیع وجودش بنده خدا باشد نه بنده طاغوت پس باید متعهد شود که هر جا ولایت طاغوت بود خود را از قید و بند ولایت طاغوت خارج سازد و خارج شدن از ولایت ظالم و وارد ولایت عادل شدن نامش هجرت استundefinedچرا باید انسان از تحت ولایت طاغوت و شیطان بگریزد؟آیا ممکن است در آنجایی که بر سراسر آفاق و مناطق زندگی انسان یک عامل غیر الهی مشغول فرمانروایی است و جسم انسان را یک عامل غیر الهی دارد اداره کند و این انسان تحت قبصه قدرت عوامل طاغوتی است در عین حال بنده خدا هم باشد ؟؟undefinedاصلا تحت ولایت شیطان بودن یعنی چه ؟یعنی شیطان به همان معنای کلی بر تمام نیروها و استعدادها و ابتکارها و کارها در وجود آدمی مسلط باشد. یعنی آنچه انسان انجام می دهد مطابق خط مشی باشد که شیطان ترسیم کرده است undefinedلذا آیه قرآن می فرماید پیشوایان و رهبرانی هستند که افراد تحت تصرف خود را به طرف آتش دوزخ می کشانند undefinedقرآن می فرماید آیا نمی نگری به آن مردمی که کفران نعمت پروردگار را کردند؟ این نعمتی که کفران کردند چه بود ؟؟ undefinedنعمت قدرت، نعمت سررشته داری و اداره امور هزاران انسان ، نعمت در دست داشتن استعدادها و اندیشه ها و انرژی های فراوان انسانها و.... اینها همه اش نعمت است و سرمایه های است که می توانست برای انسانیت منشأ خیر باشد undefinedاین انسانهایی که کفران نعمت کردند می توانستند انسانهای بزرگی باشند، می توانستند بندگان زبده خدا باشند و به مدارج کمال برسند و چون چنین بودند قوم خود و مردم تحت فرمان خود را هم به نیستی و هلاکت کشاندند undefinedکافر فقط آن کسی نیست که راست و صاف و صریح بگوید خدا نیست،قران نیست، این یک جور کافر است و البته بهترین نوع کافر است، کافر بدتر آن کسی است که این نعمت های عظیمی را که در اختیار اوست کفران می کند در غیر مجرای صحیحش به کار می افکند، نه فقط خود را که همه انسانهای تحت فرمان خود را می کشاند به جهنم. ولایت طاغوت یک چنین چیزی است undefinedآن کسی که تحت ولایت طاغوت زندگی می کند در حقیقت او گویی اختیاری از خود ندارد undefinedتور نامرئی نظام جاهلی آن چنان انسان را می کشد، آن چنان به طرف هایی که هدایت کنندگان آن تور مایلند،آدم را می کشاند كه آدم نمی فهمد کجا می رود.گاهی هم خیال می کندکه داردمی رود به طرف سر منزل مقصود و سعادت و رستگاری. غافل از اینکه دارد می رود به سمت جهنم پس با این اوصاف آیا می توان در ولایت طاغوت زیست و مسلمان زیست ؟؟؟undefinedدر طول تاریخ اگر بجای این همه فعالیت‌های طبیعی و ریاضی و نجومی، ادبی و فقهی و... اجازه می دادند که حکومت علوی سرکار بیاید و حکومت علوی نشاط ها و نیروها و حرکت ها را در اختیار بگیرد ولو از نظر علمی و ادبی و نجومی و... حتی صد سال هم عقب می ماندند باز به سود انسانیت بود و انسانیت رشد می کرد undefinedوقتی ولایت طاغوت و شیطان بر جامعه ای حکم فرمایی می کند و زمام کارشان را در دست دارد، انرژی ها بکار می افتد و استعداد ها بجریان می افتد اما آن جوری که امروزه در دنیای متمدن بکار افتاده و آن جوری که در ده قرن پیش در جهان اسلام بکار افتاده بود،آن جوری که درمنطقها و ارزشهای اصیل و معیارها و میزان های صحیح انسانی یک پول سیاه هم قیمت ندارد و این ولایت طاغوت است undefinedآن وقت آیا در ولایت طاغوت زیستن، مسلمان زیستن می شود ؟ مسلمان زیستن یعنی تمام امکانات و انرژی ها و قدرتهای .... یک انسان، در اختیار خدا بودن undefinedدر زمان حیات پیغمبر جامعه مدینه یک جامعه بنده خدا بود، یک جامعه مسلمان بود آنجا هر قدمی که بر می داشتی در راه خدا بود آنجا یهودی و مسلمان هم تحت فرمان اسلام زندگی می کردند و زندگیشان زندگی اسلامی بود undefinedیهودی از لحاظ اعمال شخصی، یهودی است اما از لحاظ یک عضو اجتماعی یک مسلمان است و خیلی مسلمان تر از آن مسلمانی است که در نظام جاهلی زندگی می کند.undefinedدر زمان پیغمبر پول در راه خدا شمشیر در راه خدا زبان در راه خدا... هر کاری که از یک انسان بر می آید در راه خدا بود undefinedدر زمان امیر المومنین علیه السلام هم کم و بیش همین بود برای اینکه امیرالمومنین علیه السلام خودش از این جهت که حاکم الهی و ولی خدا بود با پیغمبر فرقی نداشت اما وارث بد جامعه ای بود وارث نابسامانی ها و پریشانی ها بود، و خود پیغمبر هم اگر جای امیر المومنین بود و بعد از بیست و پنج سال آمده بود مسلم با همان مشکلات امیر المومنین رو به رو بود undefinedشیعه بظاهردرنظام طاغوتی زندگی می کرداما در باطن درست درجهت نظام طاغوتی حرکت می کرداینها درست این سیل راشکافته بودندو آمده بودن درخلاف مسیری که سیل آنهارا هدایت میکرد

۱۱:۰۹

بازارسال شده از فاطمه جعفری
undefinedبطور کلی فرد نمی تواند در جامعه طاغوتی مسلمان بماند و خودش و استعداد و امکاناتش تحت فرمان خدا باشد و بالاخره یکسری از مسلمانی اش بالاخره در راه طاغوت صرف می شود undefinedآن مردمی که تحت ولایت ولی الله زندگی می کنند اهل نجاتند اگر چه در کارهای شخصی و خصوصی قصورها و تقصیرهایی، گاهی داشته باشند اما آن مردمی که تحت ولایت شیطان و طاغوت زندگی می کنند اهل بدبختی و عذابند حتی اگر در اعمال خصوصی اهل نیکوکاری و کارهای خوب هم باشند undefined« ان الذین توفاهم الملائکة ظالمی انفسهم قالوا فیم کنتم قالوا کنا مستضعفین فی الارض » آن کسانی که فرشتگان جان آنها را قبض می کنند در حالی که این بیچاره ها بر خودستم کردند آن مردمی که بر جان خود، بر آینده خود و ... ستم کردند و حالا دارند می میرند. فرشته ها به اینها می گویند مگر شما در چه وضعی بودید،کجا بودید؟ از خرابی حال و اوضاعش و عذابی که در انتظار اوست تعجب می کنند ، می گویند ما در زمین در میان مردم که زندگی می کردیم مستضعف بودیم، جز توده بی اختیار بودیم undefinedمستضعف آن گروهی هستند که در جامعه اختیاری ندارند می روند آنجا که خاطر خواه کشندگان ریسمان است، خبری از جریانات جامعه ندارند نمی دانند به کجا می روند به کجا خواهند رسید، چه کسانی اینها را می برد ...یعنی اکثریت توده بی اطلاع مردم .undefinedدر جامعه هایی که با نظام فردی ظالمانه جاهلانه اداره می شود اکثریت مردم مستضعف هستند undefinedحالا ملائکه به آنها می گویند : « الم تکن ارض الله واسعة فتهاجروا فیها » در آنجا مستضعف بودید آیازمین خدا هم منحصر بود به همان جا همه دنیا خلاصه شده بود در همان جا که مستضعف بودید ؟ سرزمین خدا گسترده نبود که از این زندان خارج شوید به نقطه ای بروید که بتوانید در آن خدا را عبادت کنید ؟ و نیروهایتان را در جهت صحیح بکار بیندازید ؟undefined« و من یهاجر فی سبیل الله یجد فی الارض مراغما کثیرا و سعة » آن کسانی که در راه خدا مهاجرت می کنند در زمین جولانگاهی بسیار و سرزمینی گسترده می یابد undefinedپس اگر چنانچه در راه خدا حرکت کردی از مکه از دارالکفر بسوی دارالهجرة .در بین راه خدا جانت را گرفت و مردی. آن وقت اجر و پاداشت با خداست چون کار لازم را انجام دادی . و اسلام این را می خواهد که هر کسی به قدر توان خودش آن مقداری که می تواند و استطاعت دارد حرکت کند undefinedهجرت از دارالکفر یعنی از غیر خدا، از ولایت شیطان بسوی دارالهجرة یعنی دارالایمان، تحت ولایت خدا، تحت ولایت پیغمبر حرکت کردن#طرح_کلی_اندیشه_اسلامی_در_قرآن_ج۲۸

۱۱:۰۹

بازارسال شده از R.Rasekh

در حال حاضر نمایش این پیام پشتیبانی نمی‌شود.