بله | کانال سَمت 🏔️
عکس پروفایل سَمت 🏔️س

سَمت 🏔️

۶۱عضو
سلامِ دیر وقت هم قبوله؟ undefinedصبح بیدار شدم و بی وقفه انفجارهای گوشه و کنار خونه رو جمع کردم. بعد در حالی که دو تا نیم وجبی مأموریت داشتن جاروبرقی رو هر سه ثانیه یک بار خاموش کنن، جارویی زدم. ظهر میزبان مامان و خاله بودم و براشون «ماهی سوخاری» پختم. undefinedundefined
اما پسرک شماره ۲ که از شب قبل علائم بیماری داشت، تب‌ش از ظهر بالا و بالاتر رفت و تا همین لحظه نفس نکشیدم. undefinedundefined از همین تریبون اعلام می‌کنم که فردا آشپزی توی خونه ی ما تعطیله. undefinedundefined
شما چه خبر؟ کم پیدا؟

۲۰:۵۵

thumbnail
سلام به اولین گلودرد پائیز undefinedاز طرف یه مامان، که صبح نا نداشته بچه‌ها رو از تخت‌شون خارج کنه. undefined روز سختی رو گذرونده و حالا که به سختی خوابیدن، داره اضافه غذایی که دیروز از خونه ی مادرشوهر آورده رو می‌خوره.
بیاید یکم انرژی های غذایی گروه رو ببرید بالا. undefined به عکس خورشت فسنجونِ شماپز نیازمندم. 🤌
#آشپزی_تعطیله#بیماریِ_نوبتی_خر_است#واقعی

۱۱:۴۱

thumbnail
سلام سلام undefined
صبح پسرک شماره ۲ طبق معمول زودتر از همه بیداری زد. من یکی دو ساعت قبل‌ش، قرص سرماخوردگی خورده بودم و غرق خواب. آوردمش توی تخت، کنار خودم، یکم چیزهای ممنوعه (لوازم آرایش) ریختم جلوش تا سرگرم بشه. نیم ساعتی خوابیدم. هر از گاهی می‌پرید روم یا با دندون هاش روی دستم منگنه می‌زد. دیدم خیر! فایده نداره. پاشدیم و رفتیم داداش خوش خواب مون رو بیدار کردیم و ...
حالا کمی سرحال ترم. بریم که روشن کنیم گاز خونه رو. بریم که خونه تشنه ی عطر زندگیه 🥰

۸:۱۲

thumbnail
یادتونه گفتم می‌خوام رفع انباشت رو از دسته ی لباس ها شروع کنم؟در واقع می‌خوام از وحشتناک ترین بخشش شروع کنم: کمد لباس پسرها undefined
اگه امروز مریضی و بچه ها یاری کنن، شروعش می‌کنم undefined

۸:۳۳

thumbnail
وضعیت اتاق undefinedundefinedو مامانی که به لباس های نوزادیِ پسراش رسیدهو این جوریه 🥹چه زود گذشت!

۱۰:۱۷

thumbnail
صاحابش اومد 🥲

۱۰:۴۷

thumbnail
صدای آخییییش کمد میاد؟ undefinedundefinedundefined کار امروز تا حد قابل قبولی پیش رفت 🥳و ببین چه قدر جا بااااز شد! علاوه بر این طبقات، یه کشوی بزرگ کااامل.
فعلا متوقف می‌کنم، چون خسته شدم،پسرام هم خسته شدن،حجم زیادی از لباس هاشون نیاز به شست‌وشو داره و این یعنی جای‌گذاری فعلی من دقیق نیست.
و البته!تو خونه ی یه بچه دار، هم‌زمان با نظم عمقی یک بخش، نظم سطحی سایر بخش ها به فنا می‌ره. برم سراغ اون ها undefined

۱۲:۳۲

thumbnail
امروز تمرکزم رو گذاشتم بر لباس های کوچک‌شده و تابستانی. بخشی‌ش رو گذاشتم کنار تا بدم به کسی که استفاده می‌کنه. بخشی‌ش رو هم چیدم توی کارتن و بگ تا نگه دارم. فعلا گذاشتم‌شون پشت تخت یحیی که به عنوان انبار شیرخشک و پوشک هم استفاده می‌شه.و مطمئنم به زودی یکی از کمدهای بزرگ اتاق‌شون خالی می‌شه و منتقل می‌شن به داخل اون undefinedundefined
غیر از لباس البته یک سری لوازم بلااستفاده‌ی متفرقه رو هم جمع کردم، مثل: زیراندازهای تعویض، شیردوش، ملزومات مورد نیاز روزهای اول بعد از زایمان 🫣

۱۲:۳۹

thumbnail

۱۲:۳۹

thumbnail
بریم سر سانس آشپزی 🧅بعله من از اون مامانا می‌شم که صبح به بچه قول ماکارونی می‌دم، ظهر از مدرسه میاد می‌بینه بوی قیمه میاد undefined اونم از نوع قیمه ریزه اصفهانی undefined
آره خب پیازمم ته گرفته.undefined انتظار ندارین وقتی بین آشپزی مراقبم تا بچه رشته ی ماکارونی‌ای که از توی کابینت کشیده بیرون رو توی چشم داداشش نکنه، ده بار شعر فاخر «یه فیل اومد خونه مون» رو می‌خونم،و ...پیازداغم عین گل باشه؟ undefinedundefinedundefined

۱۴:۱۸

thumbnail

۱۴:۱۸

thumbnail

۱۴:۱۸

سَمت 🏔️
و اما undefined از امروز تا آخر هفته آینده می‌شه ۱۲ روز. من برای این روزها، ۱۰ تا غذای اصلی در نظر گرفتم. قطع به یقین همه‌ش رو نمی‌پزم و بعضی روزها از باران رحمت مادر و مادر همسر استفاده می‌کنم. undefined ولی دست بالا گرفتم که گزینه های روی میزم زیاد باشه. اگر غذایی پخته نشد، می‌ره برای دو هفته ی بعد. لیست وعده اصلی + کنار غذایی: undefined ماهی سوخاری + ترشی سیر undefined undefined کشک و بادمجان undefined الویه + سودا undefined ماکارونی + سس کچاپ undefined مرغ ترش + سالاد فصل undefined 🫛پلو لوبیا سبز + ماست undefined undefined خورش قورمه سبزی + سالاد شیرازی undefined undefined قرمزه undefined 🫑 شوید پلو با تن ماهی 🫕 خورش قیمه + سیب زمینی سرخ کرده لیست صبحانه undefined پنکیک خرما و کره مغزیجات undefined undefined کوکوی سیب زمینی undefined پنکیک با سویق کشمش و هویج و کدو حلوایی undefined پنیر برشته
سلاملیکم undefinedدارم این لیست رو نگاه می‌کنم و می‌بینم توی این دوازده روز، من فقط سه بار غذا پختم undefined نصفش مریض بودم، و نصفش خودم رو به واسطه ی رزق الهی وصل نمودم undefined (لازمه بگم فردا هم خونه ی واسطه دعوتیم؟)
امروز تیک یکی از صبحانه ها رو هم زدم البته. خسته نباشم undefined

۱۲:۲۹

thumbnail
این هم از پنکیکِ کمی ته گرفته ی ما. یه ایده ی خیلی خوب و راحت برای صبحانه ی بچه ها. هر چیزی که نمی‌دونید چه جوری به خورد بچه ها بدید رو می‌تونید قاطی کنید تو پنکیک undefined
مثلاً این حاویِخرما کره ی بادام و فندق undefinedسویق undefinedتخم مرغundefinedآردش همون آرد سفید معمولی undefinedروش هم عسل undefined
حتی مورد داشتیم پنکیک کدو پخته undefined

۱۲:۳۶

thumbnail
سلام سلام undefinedعصرتون همین قدر رنگی undefinedاین که من نمیام این جا معناش این نیست که پای چالش پخت و پز نیستم ها! هستم چه جووورم. دیروز صبحانه بازم پنکیک داشتیم، برای شام هم قرمه سبزی پختم، چه قرمه سبزی ای undefined و الان لوبیا پلو روی گازه. undefined
بیاین یکم بگین از اوضاع آشپزی خونه هاتون؟ undefined

۱۳:۱۹

thumbnail
هذا یوم الموعوداین یخچال دیگه داره نمی‌تانه! تا پسرک ۱ خوابه و پسرک ۲ خونه ی مامان جونش، بریم تو کارش undefined

۱۳:۴۷

thumbnail
مامانم برامون مربای تمشک فرستاده. ظرفش رب گوجه کامبیزه، درش عسل برادرانه، روش هم لیبل زده هل.مادر ایرانی بودن خودش یه سبک زندگیه :))

۱۳:۵۷

سَمت 🏔️
undefined مامانم برامون مربای تمشک فرستاده. ظرفش رب گوجه کامبیزه، درش عسل برادرانه، روش هم لیبل زده هل. مادر ایرانی بودن خودش یه سبک زندگیه :))
وضعیت بعضی از محتویات یخچالبا این تفاوت که من یادم نیست مامانم دقیقا برامون چی فرستاده undefinedundefinedundefined

۱۳:۵۸

thumbnail
به تعداد اعضای خونه مون توی یخچال شیشه‌ی رب انار داشتیم.یا رزاق! undefinedچه قدر زندگی سخته!
(فقط اون رب اناری که تو جعبه ی زیتونه و رو درش نوشته پودر نارگیل undefinedundefinedundefined)

۱۴:۰۲

thumbnail
خدایا توبه 🫣فقط به خواب اونی که تو اتاقه برکت ببخش اگه بیدار شه کارم تمومه undefined

۱۴:۳۱