بله | کانال رهروان. عبدالعظیم صاعدی
عکس پروفایل رهروان. عبدالعظیم صاعدیر

رهروان. عبدالعظیم صاعدی

۱۱عضو
thumbnail
undefinedندانستن
باید برومباید همه‌چیز را بگذارم و بروماما به کجا؟به کدام بی‌کجایی؟حیرتاچه نمی‌دانمِ بزرگیشایدراهی‌ستکه دانستن‌هایم به تمامهدر ندانستن آن استاز مجهولستانی آمدندر مجهولستانی زیستنو در نمی‌دانمِ مجهولستان آخر (معمای مرگ)چه روز و شب‌های دردآمیز حیران گریان من...
/عبدالعظیم صاعدی/https://eitaa.com/saedi_rahrovan

۱۸:۳۹

thumbnail
undefinedدوست هم‌ذکر
چقدر حنجرۀ تو پرندۀ سحرخیز رقیق معطر استمی‌خوانیو من از شب بیرون می‌آیممی‌خوانیو هر لحظه کفۀ خورشید پُرطلاتر می‌شودآفرینپرندۀ ببخش‌گرِ من کلاغ سیه‌بالکه مرا می‌شناسیو هنگام هر سحراز پشت پنجرهبا من هم‌ذکر می‌شوییار یار ... می‌کنی
/عبدالعظیم صاعدی/https://eitaa.com/saedi_rahrovan

۸:۴۲

thumbnail
آن آن
نامتتصویر معنای هزار راز هر ذکر استچقدر گنگ و بی‌مفهوم می‌شود جهانوقتی‌کهنامت لبی را گلگوننفسی را معطر نمی‌کندچنان گاهچرخش هر طلوع تازهآن آنزهری موحش در جانِ جهان استو از درد و داغ نالیدن موییدن همگان است.
/عبدالعظیم صاعدی/https://eitaa.com/saedi_rahrovan

۱۷:۱۲

thumbnail

۱۷:۱۳

thumbnail
سالکِ طریقت‌پوکم می‌خوردکم می‌خوابدکم می‌گویدبه راز «هو» که رسید«یا علی»دم‌به‌دم می‌گوید...
/عبدالعظیم صاعدی/https://eitaa.com/saedi_rahrovan

۱۵:۲۹

thumbnail
عارفاناز پله‌های شبخیزیبه قلّه‌های مکاشفه رسیده‌اندو دیده‌اندهستی،پر از «او»ستبی ذرّه‌ای جای خالی برای ابراز وجود من... تو... و یا...
/عبدالعظیم صاعدی/https://eitaa.com/saedi_rahrovan

۱۵:۲۰

thumbnail
عارفان،سالکانخدا را آینه می‌بینند ــ آینۀ شفاف یگانگی ــو جز خدا نمی‌بینندبه چشم‌هاتماشای حق بیاموزیم
/عبدالعظیم صاعدی/https://eitaa.com/saedi_rahrovan

۱۳:۴۴

thumbnail
/عبدالعظیم صاعدی/https://eitaa.com/saedi_rahrovan

۱۱:۵۷

undefined عزرائیل
سلام - سلامسلام ـ سلامسلام ـ سلامبه آدم‌هاتمام آدم‌هاادیبانه، خوش‌بیان، بانزاکت سلام می‌کنیماما افسوسخداحافظی در ذهنت حافظه‌ات جایی ندارد پاک از یادت رفته«مرامی»چنین ناخوشایند، لئیمانهاز که آموخته‌ای؟مجوز این بیدادگری را از کدام دست گرفته‌ایچه کس نام دهشتناک عزرائیل به تو بخشید؟راستینام فامیل تو چیست؟
/عبدالعظیم صاعدی/https://eitaa.com/saedi_rahrovan

۹:۵۰

undefined دفتر شعرم
حواس پنج‌گانه‌ام راکبریت سال‌دیدگیکه قوطی‌اشبیش از یک چوب نداشت سوزاندو حالایادم نیستآخرین دفتر شعرم رااز زیر درختی که نشسته بودمکدام کلاغبه منقار گرفت و پریدخوشوقتمکه او مرا می‌شناسد
/عبدالعظیم صاعدی/https://eitaa.com/saedi_rahrovan

۹:۵۰

undefined به دنبال صدا
بگذاریخچال را هم بگردمصدایم را شاید آنجا پیدا کردممی‌دانمهیچ‌کس قادر به چنین کار نخواهد بودبایدخودم پیگرد صدایم باشماماروزی که صدایم را یافتماول کسی را که صدا می‌زنم تویی!دلگیر مباشاهل کارهای پوسیده نبوده‌امکاری پوسیده‌تر مثل قهر...
/عبدالعظیم صاعدی/https://eitaa.com/saedi_rahrovan

۹:۵۱

بازارسال شده از رهروان. عبدالعظیم صاعدی
thumbnail
undefined از صبح باغ تا غروب شهر ـ۱عبدالعظیم صاعدیhttps://eitaa.com/saedi_rahrovan

۱۵:۳۹

بازارسال شده از رهروان. عبدالعظیم صاعدی
thumbnail
undefined از صبح باغ تا غروب شهر ـ۲عبدالعظیم صاعدیhttps://eitaa.com/saedi_rahrovan

۱۵:۳۹

بازارسال شده از رهروان. عبدالعظیم صاعدی
thumbnail
undefined از صبح باغ تا غروب شهر ـ۳عبدالعظیم صاعدیhttps://eitaa.com/saedi_rahrovan

۱۵:۳۹

بازارسال شده از رهروان. عبدالعظیم صاعدی
thumbnail
undefined از صبح باغ تا غروب شهر ـ۴عبدالعظیم صاعدیhttps://eitaa.com/saedi_rahrovan

۱۵:۳۹

بازارسال شده از رهروان. عبدالعظیم صاعدی
thumbnail
undefined از صبح باغ تا غروب شهر ـ۵عبدالعظیم صاعدیhttps://eitaa.com/saedi_rahrovan

۱۵:۳۹

thumbnail
عبدالعظیم صاعدیhttps://eitaa.com/saedi_rahrovan

۱۵:۴۰

undefinedدر غم از دست دادن عطر تمام معنویت‌ها، عزیر دیریافته‌ام، حاج محمدباقر توکلی
undefined در خیال چشم
در سردگاه خاموش خاکبرای همیشهخزان‌زده خوابیدیو دوست مشترک‌مان لبخندفاصله‌اش برای همیشه از من بیش شداینکاز زیستن در ذات بیداریچه سود؟آی...غم‌ها و غصه‌های سیاه‌کاراشک‌های همچنان سوزان مجالم دهیدتصورتصویر چهره‌اش رااز پرده‌های مشتاق چشمم مگیریدهر دمنفس‌هایم را تراشاستخوانم را خراش ندهیدبگذارید در خیال چشمسایه‌اش را تماشا کنم
/عبدالعظیم صاعدی/
https://eitaa.com/saedi_rahrovan

۲۰:۰۱