بله | کانال ارتداد
عکس پروفایل ارتدادا

ارتداد

۳۹۷ عضو
از من پیر میکده‌‌ی فضای مجازی به شما نصیحت، یکی از نشانه‌های حرف خیلی درست؛ تعداد دیسلایک‌های بیشتر است.

۱۶:۳۳

https://ble.ir/Asfall2/9036214241353332938/1776437018718
چون یک حرامزاده می‌تونه با چند توییت افرادی رو بازی بده، پس مسئولین ما هم خوی این حرامزاده رو بگیرند و هر چند ساعت یک بار یه موضعی توییتی چیزی بزنند و بگیرند بلکه چهارتا ابوموسی بشینن سرجاشون و حرف یک حرام‌زاده رو به مسئولین کشورشون، صدر تا ذیل ترجیح ندهند؟شاید دیگه وقتش باشه بپذیرید شش ماهه به دنیا اومدید هیچ آلزایمر هم دارید! چون قرار بود این اتفاق بیفته و وقتی آتش‌بس در لبنان به نتیجه رسید اینور هم تعهدات رو اجرایی کرد.

۱۶:۴۸

علاقه‌‌ای به بحث در این زمینه با هیچ ابوموسی‌ای رو ندارم. بهتره هرکس بره سمت دین خودش. هرچند که دو روز دیگه اگر مد نظر امام خامنه‌ای بود بیانیه می‌دهند و همه‌تون باز دنبال سوراخ موشی می‌گردید قایم بشید تا یه سوتی من‌درآوردی دیگه رو پیرهن عثمان کنید.

۱۶:۴۹

thumbnail
ای وای بازم چیز شدید. چی بهش می‌گن؟ با ک شروع می‌شد، آها کنف.

۱۷:۰۹

thumbnail

۲۱:۱۵

Saved Messages
آقای امام علی با این شرایط و اوضاع، من فکر نکنم دیگه بتونم بیام حرم، ولی خب طبیعتا فمن یمت یرنی؟
بالاخره رسیدم، نجف دعاگوتون هستم.

۷:۲۵

دلم یک‌هو هوس نوشتن کرد و تنگ‌تون شد، پس سلام.

۴:۲۷

من پرفسور و سیاست‌مدار و چگوآرازاده‌ی چرچیل‌نژاد نیستم مثل برخی از دوستان، ماشالله یکی از یکی عالم‌تر و دارای شور جوانی سرشار که منجر به حضور همه جانبه در همه‌ی فضاها و صاحب‌سخنی‌می‌شه، و من نه.و از اونجایی که حیفه‌(س) من سعی می‌کنم تکه سخنرانی و احادیثی رو براتون اینجا بگذارم و البته شاید غرهایی که دارم، خواستم در جریان ادامه‌ی امور باشید. صلوات ^^

۴:۳۰

بازارسال شده از what i think about it
فیکس یک ماه دیگه عید غدیره. برای عید غدیر هم مثل ماه محرم لحظه شماری کنید. چه بسا عید غدیر مهم تر از ماه محرمه. چون اگر مردم هوشیار بودن و فتنه‌ی سقیفه رخ نمی‌داد عاشورا اتفاق نمی‌افتاد. عید غدیر بهترین و قشنگ ترینِ عیدهاست. جدی بگیرید. برکت فراوان داره توو زندگی‌تون. هزار تومن خرج کنید هزار برابر برکت میاد به مال‌تون.

۴:۳۱

بازارسال شده از what i think about it
قَالَ‌ مولانا‌علی‌ابن‌ابی‌طالب (علیه السلام): كُنْ فِي الْفِتْنَةِ كَابْنِ اللَّبُونِ، لَا ظَهْرٌ فَيُرْكَبَ وَ لَا ضَرْعٌ فَيُحْلَبَ.
به هنگام بروز فتنه چون اشتر دو ساله باش كه نه پشتى استوار دارد كه بر آن سوار توان شد و نه پستانى شيرده، كه از آن شير توان دوشيد.
-حکمت ۱ نهج‌البلاغه

۴:۳۱

بازارسال شده از این‌جآ
۳۶ روز تا غدیرundefined
و درود خدا بر او، فرمود:گناهی که تو را پشیمان کند، بهتر از کار نیکی‌ست که تو را به خودپسندی وادارد.

۶:۳۴

آدم یه ادیتایی رو عکس شهدا تو یسری پوسترا می‌بینه شگفتانه‌هاش می‌ریزه؛ یه عکس دیدم دم کهف از سیدحسن بنده خدا انگار بالا ابروشو براش وکس کردن ابروهاش تمیز بشه.

۷:۱۵

بنده خدا آقا که قشنگ بوتاکس کرده بود حاج قاسمو کرده بودن روحانی. وا.

۷:۱۶

ته همه‌ی صمیمیت‌های از دست رفته فقط یه بیت شعره که حق مطلب رو ادا می‌کنه و دیگه نیاز به هیچ جمله و پاراگرافی نیست؛ می‌گه من نداستم از اول که تو بی‌مهر و وفایی "عهد نابستن از آن به که ببندی و نپایی"

۱۸:۳۰

thumbnail

۲۰:۴۳

نمازم کماکان شکسته‌ست ولی خب بازم کار سختیه.

۰:۳۶

توییتر، اینستاگرام و هر سوشیال‌مدیایی خاصیت‌ش در ستیز بودنه. در رأس همه ستیز با خودت، ظاهرت، شرایطت، ویژگی‌هات و ستیز با دیگران و ربطی نداره چقدر شما مراقبت می‌کنید از خودتون در مواجهه با این امواج ستیزه‌زا و ستیزه‌جو،در نهایت شکار خواهید شد و در بهترین حالتِ آگاه به وضعیت، نسبت به دیگران در مقایسه با خودتون دچار خشم می‌شوید.

۲۰:۵۵

گاهی حس می‌کنم تنها راه باقی مونده‌ی بشر برای فرار از افکار و فشارهای روزمره‌ی زندگی تولید دوپامین‌های فیک و دست‌سازی هست که توسط مدیا و سوشیال به آدم‌ها تزریق می‌کنه و حداقل تا چند روزی به‌شون برای احساس هر حسی و عمدتا احساسات منفی موضوع می‌ده. مشترک‌ترین حس متناقض بشری امروز ما بی‌کاری و بی‌دوپامینی و در عین حال شلوغی و پردوپامینی‌ست. در جایی که ترشح دوپامین و هورمون‌های دیگر و احساسات فاصله‌ی سی ثانیه‌ای تا ظهور و بروز دارند احساسات رسمیت و سندیت و واقعیت خودشون رو از دست می‌دهند. مثل کسی که وسایل درست کردن غذای موردعلاقه‌اش رو می‌خره و وقتی خرید و درستش کرد، از نو "شگفت‌زده" می‌شه که چه معجزه‌ای؛ انگار نه انگار که به قصد رسیدن بهش خرید رفته بود

۲۰:۵۶

آدمیزاد وقتی خودش رو پابلیک می‌کنه، متریال فرافکنی آدما می‌شه.یعنی آدم‌ها تبدیل‌ش می‌کنند به یک "شیء" که احساسات خودشون رو در درون‌ش فرافکنی کنند.برای یک نفر تو آرزو‌ی نزیسته‌ش می‌شی و تحسین‌ت می‌کنه و برای دیگری هم آرزوی نزیسته‌‌ای، اما بهت ناسزا می‌گه چون خشمگینه از خودش؛ ولی ابژه تویی. برای یک نفر تو بسیار زیبایی و هر روز قربون خوشگلی‌هات می‌ره و یک نفر دیگه ممکنه از این‌که خودت رو همون‌طوری که هستی دوست داری خشمگین باشه و نمودهای مختلفی از خشم‌ش رو در مواجهه با خودت ببینی. ای‌بسا ناآگاهی منجر بشه خودت رو مقصر خیلی چیزها بدونی اما درواقع چون خودش از خودش متنفره این واکنش‌ها رخ می‌ده.این واکنش‌ها به هرحال روی حال آدمیزاد تاثیر می‌گذاره، هم خوباش زیباست و هم بداش زشته. اما به مرور بعد از یه مدت پابلیک نوشتن و محتوا گذاشتن، -اگر آگاهی داشته باشی بهش- ظرفیتی در تو ایجاد می‌شه که خودت رو از اون ابژه‌ای که آدم‌ها سعی می‌کنند تو رو بهش تبدیل کنند، جدا می‌‌کنه.یعنی به جای این‌که داد بزنی منو ابژه نکنید -چون که طبیعتاً نمی‌تونی دیگران رو کنترل کنی- به این بین‌ش می‌رسی که:۱. من تمام چیزی که نشون می‌دهم نیستم۲.من تمام چیزی که آدم‌ها در من پیدا می‌کنند، نیستم۳. نگاه من به خودم، در عین‌حال که قابل توضیح دادن و نیازمند توضیح به دیگری نیست، به‌خاطر "وجود داشتن‌اش" معتبرهاینطوری با آرامش بیش‌تری می‌تونی حتی با آدم‌ها در ارتباط باشی و اینترکشن ایجاد کنی.

۲۰:۵۷

thumbnail

۲۰:۲۵