روزنامه اینترنتی رسانۀ KHAMENEI.IR، ویژه روزهای دفاع مقدس ملت ایران در برابر تهاجم رژیم صهیونی
شهیدِ کشوردوست نگاهی به ساحتهای کلیدی وطندوستی و ایراندوستی رهبر شهید انقلاب؛ از زبان فارسی تا امنیت و تمامیت ارضی ایران، موضوع اصلی شماره جدید #صدای_ایران است. سرمقاله این شماره «ما برای اسلام مبارزه میکنیم یا وطن؟». در سالهای اول جنگ تحمیلی، در جلسه پرسش و پاسخ نماینده امام، آیتالله خامنهای، با رزمندگان، این دوگانه در قالب یک سؤال مطرح شد. آن سالها، پروژهای که در دوره طاغوت برای شکاف بین «ایرانیت» و «اسلامیت» شکل گرفته بود، هنوز جلوی چشم خیلی از رزمندگان بود. پاسخ آیتالله شهید خامنهای صرفاً رفع یک ابهام نبود؛ صورتبندی یک نظریه و منطق دائمی بود. وقتی انقلاب اسلامی ظرف تحقق اسلام در ایران شده، دفاع از یکی بدون دیگری بیمعناست: «در ارتش توحیدی منطق باید این باشد که ما برای اسلام مبارزه میکنیم یا برای وطن؟ سؤال خوبی است. اما ببینید امروز وطن با کدام اندیشه گره خورده است؟ این دو بر هم منطبق شدهاند... امروز ایران عزیز با اندیشه اسلام ـ که مایه اصلی انقلاب است ـ یکی شده است. شما اگر بخواهید از انقلاب اسلامی دفاع کنید، نمیتوانید از ایران دفاع نکنید.» این گزاره، اما در سطح نظر و شعار در دوره جنگ و دفاع نماند. در دوره سیوهفتساله رهبری قائد شهید، از پایان دفاع مقدس تا مسیر بازسازی و پیشرفت، بهتدریج در سیاستگذاری، نهادسازی و فرهنگ عمومی، این مفهوم و نگاه به وطن رسوب کرد و از یک پاسخ، به یک باور عمومی تبدیل شد. به همین دلیل، «ایراندوستی» از سطح احساس عبور کرد و به برنامه عمل بدل شد؛ چه در دوران جنگ، چه در دوران صلح. ️ در این چارچوب، این نظریه وطندوستی و ایراندوستی در چند ساحت کلیدی عملی بیشتر خود را نشان داد: ۱- زبان فارسی، بهعنوان زیرساخت هویت ملی، همواره دغدغه ایشان بود و رهبر شهید، زبان فارسی را رکن اصلی هویت ملی و حامل مواریث عظیم بشری میدانستند و آن را ستون فقرات حیات یک ملت و هویت ملت یاد میکردند؛ تا جایی که در این باره میگفتند: «من راجع به زبان فارسی حقیقتاً نگرانم، زیرا در جریان عمومی، زبان فارسی در حال فرسایش است.» دیدارهای منظم با شاعران و ادیبان زبان فارسی و نقش جدی ایشان در ترویج کتابخوانی در دهههای اخیر نیز از ابعاد دیگر خدمات ایشان به زبان فارسی است. ۲- تاریخ و مفاخر ایرانی، در نگاه ایشان، صرفاً روایت گذشته نیست، بلکه بستر خودآگاهی ملی است و تلاش کردند تاریخ را به منبع انسجام تبدیل کنند. در همین چارچوب، درباره فردوسی تصریح میکنند: «فردوسی یک حکیم الهی است» و «شاهنامه» نهتنها یک اثر ادبی، بلکه یک دایرةالمعارف ملی است که ارزشهای انسانی، اجتماعی و فرهنگی ایران را به تصویر میکشد؛ روایتی که نشان میدهد ریشههای ایران در امتداد ارزشها معنا پیدا میکند. ۳- میراث باستانی، در این منظومه، نه یک نقطه تعارض، بلکه منبع اعتمادبهنفس تاریخی است؛ چنانکه در بازدید آذر ۱۳۶۷ از تختجمشید، آن را «گنجینهای که میتوان در آن تاریخ ایران و ایرانی را مشاهده کرد» توصیف میکنند و همزمان تأکید دارند که باید میان هنر و تمدن ایرانی و سلطهگری پادشاهان تفکیک کرد. این نگاه، گذشته را از یک نقطه افتخار صرف و باستانگرایانه، به یک منبع آگاهی تبدیل میکند. ۴- امنیت و تمامیت ارضی ایران هم موضوعی است که در منظومه فکری رهبر شهید، یک واجب شرعی است. در این چارچوب، امام شهید خامنهای تأکید دارند امنیت باید متکی به درون باشد، نه بیرون، که اثر آن را در حماسه دفاع مقدس سوم دیدیم. حضور مستقیم ایشان در جبهههای جنگ، از نخستین روزهای بمباران فرودگاه مهرآباد در ۳۱ شهریور ۱۳۵۹، ترجمه عملی همین نگاه است که ایران را یک واقعیت قابل دفاع میداند، نه صرفاً یک مفهوم تبلیغاتی. ۵- علم و فناوری، در نهایت، ابزار تثبیت این هویت در سطح قدرت است؛ رهبر شهید، علاوه بر تأکید همیشگی بر روایت «العلم سلطان»، با ترسیم افق مرجعیت علمی کشور ایران تصریح میکنند: «باید به جایی برسیم که زبان فارسی، زبان علم شود» و دیگران برای دسترسی به دانش، ناگزیر از یادگیری آن باشند. این نگاه، پیشرفت علمی را از یک انتخاب به یک ضرورت هویتی ارتقا میدهد و نشان میدهد استقلال، بدون تولید قدرت پایدار، تحقق پیدا نمیکند. ادامه سرمقاله را از اینجا بخوانید. دریافت نسخه PDF Farsi.Khamenei.ir