ادم بايد يکيو داشته باشه
وقتي نگاش ميکنه تو دلش بگه :
خدايا ممنون که دارمش
ـ
◇ ⃟◇
وقتي نگاش ميکنه تو دلش بگه :
خدايا ممنون که دارمش
۱۱:۲۶
بازارسال شده از شبنم نظیف| میکاپ تخصصی
@shabnamnazif@shabnamnazif
۱۱:۲۷
ﺑﺰﺭگواری می ﮔﻔﺖ : ﻭﺍﺑﺴﺘﻪ ﺑﻪ ﺧﺪﺍ بشین !!ﭘﺮﺳﻴﺪﻡ : ﭼﻪ ﺟﻮﺭی ؟ﮔﻔﺖ : ﭼﻪ ﺟﻮﺭی ﻭﺍﺑﺴﺘﻪ ﺑﻪ ﻳﻪ ﻧﻔﺮ میشی ؟ﮔﻔﺘﻢ : ﻭقتی ﺯﻳﺎﺩ ﺑﺎﻫﺎﺵ ﺣﺮﻑ می ﺯﻧﻢﺯﻳﺎﺩ ﻣﻴﺮﻡ ﻭ ﻣﻴﺎﻡﮔﻔﺖ : ﺁﻓﺮﻳﻦﺯﻳﺎﺩ ﺑﺎ ﺧﺪﺍ ﺣﺮﻑ ﺑﺰﻥ !!ﺯﻳﺎﺩ ﺑﺎ ﺧﺪﺍ ﺭﻓﺖ ﻭ ﺁﻣﺪ ﮐﻦ !...ﺑﺰﺭگی ﻣﻴﮕﻔﺖ:ﻭقتی ﺩﻟﺖ با ﺧﺪﺍس،بزاﺭ ﻫﺮﮐﺲ ﻣﻴﺨﻮﺍد ﺩلتو بشکنه ...خدا خریدار دل شکسته است !!دل شکسته قیمتی تره !!ﻭقتی ﺗﻮﮐﻠﺖ به خداس،بزار ﻫﺮﭼﻘﺪ رﻣﻴﺨﻮﺍن ﺑﺎ ﺗﻮ بی ﺍﻧﺼﺎفی کنن ...هرچقدر میخوان پشت سرت حرف بزنن ...ﻭقتی ﺍﻣﻴﺪﺕ به ﺧﺪﺍس،بزار ﻫﺮﭼﻘﺪر میخوان ﻧﺎ ﺍﻣﻴﺪﺕ کنن ...بزار امیدت فقط خدا باشه ...ﻭقتی ﻳﺎﺭﺕ ﺧﺪﺍس،بزار ﻫﺮﭼﻘﺪر ﻣﻴﺨﻮﺍن ﻧﺎﺭﻓﻴﻖ بشن ...ﻫﻤﻴﺸﻪ ﺑﺎ ﺧﺪﺍ بمون ...ﭼﺘﺮِ خدا، ﺑﺰﺭﮔﺘﺮﻳﻦ ﭼﺘﺮِ ﺩﻧﻴﺎس ...
⋱⋱⋱⋱⋱⋱⋱⋱⋱⋱⋱⋱⋱⋱⋱⋱⋱⋱⋱⋱⋱⋱
⋱⋱⋱⋱⋱⋱⋱⋱⋱⋱⋱⋱⋱⋱⋱⋱⋱⋱⋱⋱⋱⋱
۱۱:۳۸
بازارسال شده از گسترده 💫نیایش💫
اوایل فک میکردم واقعا برای مراقبت از خونه میره اما یکبار که بیخوابی به سرم زده بود تصمیم گرفتم کمی تلویزیون تماشا کنم تا خوابم ببره.
با صدای خیلی ضعیف مشغول تماشا بودم که یکدفعه صدای فریاد زنی منو به خودم اورد. خوب که دقت کردم دیدم درکمال ناباوری صدا از ساختمون خودمون میاد.
┈•❀✾• ble.ir/join/Yzg1MTE0OD
┈•❀✾• ble.ir/join/Yzg1MTE0OD
۱۱:۳۹
بازارسال شده از تبلیغات ملکه زیبایی
.
افراد کم سن و سال به هیچ عنوان کلیک نکنند،
#زناشویی
تکنیکهای جدید 
دانستنی های به روز 

ble.ir/join/YmIxMTY1Ym
ble.ir/join/YmIxMTY1Ym
#مخصوص_متاهلین 
#ورود_افراد_مجرد_اکیداً_ممنوع🔞 .
۱۱:۳۹
سمتم آمد و سلین رااز دستم گرفت. _بدینش به من این بچه دلش درد میکنه آرومکردنش کار شما نیست. تو ساکش ببینید شربط دل دردی چیزی نداره.
سریع رفتم ساکش را زیر وروکردم هیچ شربطی نبود روبه خانمنادری گفتم :_نه نیستدرهمین حین گوشی ام رنگ خورد. خانم نادری سعی میکرد سلین را آرام کند ومنوسط صدای گریه سلین گوشی ام رااز روی میز برداشتم نهال بود. کلافه به سلین نگاه کردم خانم نادری پرسید :_نمیدونمچرا آروم نمیشه این بچه شما چرا گوشیتون جواب نمیدید ؟
_خانوممه دلمنمیاد جواب بدم به اندازه کافی درگیر مادرش هست و خسته اگه صدای گریه سلین بشنوه که دیگه هیچی
گوشی را جواب ندادم. صدای گریه سرسام آور سلین از روی درد بود. تلاش های خانمنادری هم برای آرام کردنش بی فایده ،سلین را از دستش گرفتم خیلی با عجله گفتم :_من این بچه رو باید ببرم دکتر نکنه چیزیش باشه
_منمطمعنم دلش درد میکنه
پتورا دورش پیچیدم و گفتم :_بااجازتون من میرم
خانم نادری ساک سلین را برداشت وپشت سرم راه افتاد .خانمنادری :_بزارید ساکتون بیارم شاید چیزی لازمتون شه
از نگاه های متعجب کارکنان کارخانه گذشتم وبه حیاط رسیدم راننده فورا ماشینم رااورد و سوار شدم.گریه های سلین شدت گرفت و وجه ووجه اش بیشتر شد. طوری که نمیتوانستم فرمان را توی دست بگیرم.
خانمنادری ساک را ردگوی صندلی عقب گذاست. آمد و روی صندلی جلو نشست.سلین را از دستم گرفت _بدینش به من. تعجب زده نگاهش میکردم که گفت :_چیه ،با وضع گریه این بچه چه طوری میخواید رانندگی کنید. من باهاتون میام
۱۱:۵۲
بازارسال شده از گسترده تبلیغاتی ترابایت
فوری 

سلاح سری و وحشتناک رونمایی شد
سلاح مخوف و آخرالزمانی ایران
دنیا در شوک سنگینی فرو رفت
@Selah_Makhfi
@Selah_Makhfi
باورم نمیشد ایران چنین قدرتی داشته باشه
سلاح سری و وحشتناک رونمایی شد
دنیا در شوک سنگینی فرو رفت
@Selah_Makhfi
باورم نمیشد ایران چنین قدرتی داشته باشه
۱۲:۵۲
بازارسال شده از تبلیغات ملکه زیبایی
اینترنشنال و BBC دیگه چه کوفتیه؟
خبرای مملکت اینجا غوغاس
@Mahramaneee
@Mahramaneee
میگه تا جمعه احتمالا ...
خبرای مملکت اینجا غوغاس
@Mahramaneee
۱۲:۵۲
#داســـــتان_کوتاه
مورچه و عسلمورچه ای در پی جمع کردن دانه های جو از راهی می گذشت و نزدیک کندوی عسل رسید.
از بوی عسل دهانش آب افتاد ولی کندو بر بالای سنگی قرار داشت و هر چه سعی کرد از دیواره سنگی بالا رود و به کندو برسد نشد. دست و پایش لیز می خورد و می افتاد… هوس عسل او را به صدا درآورد و فریاد زد: ای مردم، من عسل می خواهم، اگر یک جوانمرد پیدا شود و مرا به کندوی عسل برساند یک «جو» به او پاداش می دهم. یک مورچه بالدار در هوا پرواز می کرد. صدای مورچه را شنید و به او گفت: مبادا بروی … کندو خیلی خطر دارد! مورچه گفت: بی خیالش باش، من می دانم که چه باید کرد…! بالدار گفت:آنجا نیش زنبور است. مورچه گفت:من از زنبور نمی ترسم، من عسل می خواهم. بالدار گفت:عسل چسبناک است، دست و پایت گیر می کند. مورچه گفت:اگر دست و پاگیر می کرد هیچ کس عسل نمی خورد!!! بالدار گفت:خودت می دانی، ولی بیا و از من بشنو و از این هوس دست بردار، من بالدارم، سالدارم و تجربه دارم، به کندو رفتن برایت گران تمام می شود و ممکن است خودت را به دردسر بیندازی… مورچه گفت:اگر می توانی مزدت را بگیر و مرا برسان،اگر هم نمی توانی جوش زیادی نزن. من بزرگتر لازم ندارم و از کسی که نصیحت می کند خوشم نمی آید! بالدار گفت:ممکن است کسی پیدا شود و ترا برساند ولی من صلاح نمی دانم و در کاری که عاقبتش خوب نیست کمک نمی کنم. مورچه گفت: پس بیهوده خودت را خسته نکن. من امروز به هر قیمتی شده به کندو خواهم رفت. بالدار رفت و مورچه دوباره داد کشید: یک جوانمرد می خواهم که مرا به کندو برساند و یک جو پاداش بگیرد. مگسی سر رسید و گفت: بیچاره مورچه! عسل می خواهی و حق داری، من تو را به آرزویت می رسانم…مورچه گفت: آفرین، خدا عمرت بدهد. تو را می گویند حیوان خیرخواه!!! مگس مورچه را از زمین بلند کرد و او را دم کندو گذاشت و رفت… مورچه خیلی خوشحال شد و گفت: به به، چه سعادتی، چه کندویی، چه بویی، چه عسلی، چه مزه یی، خوشبختی از این بالاتر نمی شود، چقدر مورچه ها بدبختند که جو و گندم جمع می کنند و هیچ وقت به کندوی عسل نمی آیند…! مورچه قدری از اینجا و آنجا عسل را چشید و هی پیش رفت تا رسید به میان حوضچه عسل، و یک وقت دید که دست و پایش به عسل چسبیده و دیگر نمی تواند از جایش حرکت کند…
مور را چون با عسل افتاد کار / دست و پایش در عسل شد استوار
از تپیدن سست شد پیوند او / دست و پا زد، سخت تر شد بند او
هرچه برای نجات خود کوشش کرد نتیجه نداشت. آن وقت فریاد زد: عجب گیری افتادم، بدبختی از این بدتر نمی شود، ای مردم، مرا نجات بدهید.اگر یک جوانمرد پیدا شود و مرا از این کندو بیرون ببرد دو جو به او پاداش می دهم !!!
گر جوی دادم دو جو اکنون دهم / تا از این درماندگی بیرون جهم
مورچه بالدار از سفر برمی گشت، دلش به حال او سوخت و او را نجات داد و گفت:نمی خواهم تو را سرزنش کنم اما هوسهای زیادی مایه گرفتاری است… این بار بختت بلند بود که من سر رسیدم ولی بعد از این مواظب باش پیش از گرفتاری نصیحت گوش کنی و از مگس کمک نگیری. مگس همدرد مورچه نیست و نمی تواند دوست خیرخواه او باشد…
سخن روز : از مردم طماع راستی مجوی و از بی وصل وفا مخواه.(غزالی)
⋱⋱⋱⋱⋱⋱⋱⋱⋱⋱⋱⋱⋱⋱⋱⋱⋱⋱⋱⋱⋱⋱
مورچه و عسلمورچه ای در پی جمع کردن دانه های جو از راهی می گذشت و نزدیک کندوی عسل رسید.
از بوی عسل دهانش آب افتاد ولی کندو بر بالای سنگی قرار داشت و هر چه سعی کرد از دیواره سنگی بالا رود و به کندو برسد نشد. دست و پایش لیز می خورد و می افتاد… هوس عسل او را به صدا درآورد و فریاد زد: ای مردم، من عسل می خواهم، اگر یک جوانمرد پیدا شود و مرا به کندوی عسل برساند یک «جو» به او پاداش می دهم. یک مورچه بالدار در هوا پرواز می کرد. صدای مورچه را شنید و به او گفت: مبادا بروی … کندو خیلی خطر دارد! مورچه گفت: بی خیالش باش، من می دانم که چه باید کرد…! بالدار گفت:آنجا نیش زنبور است. مورچه گفت:من از زنبور نمی ترسم، من عسل می خواهم. بالدار گفت:عسل چسبناک است، دست و پایت گیر می کند. مورچه گفت:اگر دست و پاگیر می کرد هیچ کس عسل نمی خورد!!! بالدار گفت:خودت می دانی، ولی بیا و از من بشنو و از این هوس دست بردار، من بالدارم، سالدارم و تجربه دارم، به کندو رفتن برایت گران تمام می شود و ممکن است خودت را به دردسر بیندازی… مورچه گفت:اگر می توانی مزدت را بگیر و مرا برسان،اگر هم نمی توانی جوش زیادی نزن. من بزرگتر لازم ندارم و از کسی که نصیحت می کند خوشم نمی آید! بالدار گفت:ممکن است کسی پیدا شود و ترا برساند ولی من صلاح نمی دانم و در کاری که عاقبتش خوب نیست کمک نمی کنم. مورچه گفت: پس بیهوده خودت را خسته نکن. من امروز به هر قیمتی شده به کندو خواهم رفت. بالدار رفت و مورچه دوباره داد کشید: یک جوانمرد می خواهم که مرا به کندو برساند و یک جو پاداش بگیرد. مگسی سر رسید و گفت: بیچاره مورچه! عسل می خواهی و حق داری، من تو را به آرزویت می رسانم…مورچه گفت: آفرین، خدا عمرت بدهد. تو را می گویند حیوان خیرخواه!!! مگس مورچه را از زمین بلند کرد و او را دم کندو گذاشت و رفت… مورچه خیلی خوشحال شد و گفت: به به، چه سعادتی، چه کندویی، چه بویی، چه عسلی، چه مزه یی، خوشبختی از این بالاتر نمی شود، چقدر مورچه ها بدبختند که جو و گندم جمع می کنند و هیچ وقت به کندوی عسل نمی آیند…! مورچه قدری از اینجا و آنجا عسل را چشید و هی پیش رفت تا رسید به میان حوضچه عسل، و یک وقت دید که دست و پایش به عسل چسبیده و دیگر نمی تواند از جایش حرکت کند…
مور را چون با عسل افتاد کار / دست و پایش در عسل شد استوار
از تپیدن سست شد پیوند او / دست و پا زد، سخت تر شد بند او
هرچه برای نجات خود کوشش کرد نتیجه نداشت. آن وقت فریاد زد: عجب گیری افتادم، بدبختی از این بدتر نمی شود، ای مردم، مرا نجات بدهید.اگر یک جوانمرد پیدا شود و مرا از این کندو بیرون ببرد دو جو به او پاداش می دهم !!!
گر جوی دادم دو جو اکنون دهم / تا از این درماندگی بیرون جهم
مورچه بالدار از سفر برمی گشت، دلش به حال او سوخت و او را نجات داد و گفت:نمی خواهم تو را سرزنش کنم اما هوسهای زیادی مایه گرفتاری است… این بار بختت بلند بود که من سر رسیدم ولی بعد از این مواظب باش پیش از گرفتاری نصیحت گوش کنی و از مگس کمک نگیری. مگس همدرد مورچه نیست و نمی تواند دوست خیرخواه او باشد…
سخن روز : از مردم طماع راستی مجوی و از بی وصل وفا مخواه.(غزالی)
⋱⋱⋱⋱⋱⋱⋱⋱⋱⋱⋱⋱⋱⋱⋱⋱⋱⋱⋱⋱⋱⋱
۱۳:۲۵
بازارسال شده از گسترده تبلیغاتی ترابایت
فــــوری
وام با کارمزد ۴٪
بدون نیاز به مانده حساب
تعداد وام ها محدود هست
مشاهده و دریافت وام قرض الحسنه
مشاهده و دریافت وام قرض الحسنه
متاسفانه سقفش ۴۰۰ میلیون بیشتر نیست
وام با کارمزد ۴٪
بدون نیاز به مانده حساب
تعداد وام ها محدود هست
مشاهده و دریافت وام قرض الحسنه
مشاهده و دریافت وام قرض الحسنه
۱۳:۲۶
بازارسال شده از تبلیغات ملکه زیبایی
+ پیام ناشناس
- ببخشید یه کانالی گذاشته بودین همه وام های بدون نیاز به ضامن و با سود پایین رو میذاشت ...میشه دوباره بذارینش لطفا ؟
+ بفرما : @liste_Vam
@liste_Vamسه روزه وام گرفتمممم

@liste_Vamسه روزه وام گرفتمممم
۱۳:۲۶
#حکایت_خیلیاست...
شغالی مرغ پيرزنی را دزديدپيرزن در عقب او نفرين کنان فرياد زد:«وای! مرغ دو منی (۶ کيلويی) مرا شغال برد.»شغال از اين مبالغه به شدت غضبناک شد و با نهايت تعجب و غضب به پيرزن دشنام داد.در اين ميان روباهي به شغال رسيد و گفت:«چرا اين قدر برافروخته ای؟»شغال جواب داد: ببين اين پيرزن چقدر دروغگو و بی انصاف است. مرغی را که يک چارک (۷۵۰ گرم) هم نمی شود، دو من می خواند ! روباه گفت: بده ببينم چقدر سنگين است؟»وقتي مرغ را گرفت،پا به فرار گذاشت و گفت: به پيرزن بگو مرغ را به پای من چهار من حساب کند!!
⋱⋱⋱⋱⋱⋱⋱⋱⋱⋱⋱⋱⋱⋱⋱⋱⋱⋱⋱⋱⋱⋱
شغالی مرغ پيرزنی را دزديدپيرزن در عقب او نفرين کنان فرياد زد:«وای! مرغ دو منی (۶ کيلويی) مرا شغال برد.»شغال از اين مبالغه به شدت غضبناک شد و با نهايت تعجب و غضب به پيرزن دشنام داد.در اين ميان روباهي به شغال رسيد و گفت:«چرا اين قدر برافروخته ای؟»شغال جواب داد: ببين اين پيرزن چقدر دروغگو و بی انصاف است. مرغی را که يک چارک (۷۵۰ گرم) هم نمی شود، دو من می خواند ! روباه گفت: بده ببينم چقدر سنگين است؟»وقتي مرغ را گرفت،پا به فرار گذاشت و گفت: به پيرزن بگو مرغ را به پای من چهار من حساب کند!!
⋱⋱⋱⋱⋱⋱⋱⋱⋱⋱⋱⋱⋱⋱⋱⋱⋱⋱⋱⋱⋱⋱
۱۳:۵۸
بازارسال شده از گسترده تبلیغاتی ترابایت
فروردین اردیبهشت خرداد
تیر مرداد شهریور
مهر آبان آذر
دی بهمن اسفند
۱۳:۵۹
بازارسال شده از تبلیغات ملکه زیبایی
شغل ترند سال ۴۰۵ در ایران = ... ؟؟
اگه گوشی داری و وقت آزاد، بیکار نمون!
درآمدش برای شروع زیاد نیست و حدودا فقط ماهی ۶۰ میلیونه
@.Daramad_Bala
@.Daramad_Bala
اگه گوشی داری و وقت آزاد، بیکار نمون!
@.Daramad_Bala
۱۳:۵۹
خانم از پیرمردِ دستفروش پرسید:_این دستمال ها دونه ای چنده؟فروشنده پاسخ داد: _هر کدوم دو هزار تومن خانم.خانم گفت:من شش تا برمی دارم و ده هزار تومن می دم یا نمی خرم و می رم.فروشنده پاسخ داد:اشکالی نداره خانم. با این که سودی برام نداره ولی این می تونه شروع خوبی برای من باشه چون امروز حتی یه دونه دستمال هم نفروخته ام و برای زنده ماندن به پولِ این ها نیاز دارم.خانم، دستمال ها رو را با قیمتِ دلخواهِ خودش خرید، با احساسِ برنده شدن، سوارِ ماشینِ شیکِ خود شد و با دوستش به رستورانی شیک رفت. او و دوستش آن چه را که می خواستند سفارش دادند. آنها فقط کمی از غذای خود را خوردند و مقدار زیادی از آن را باقی گذاشتند و صورتحساب را که ۳۵۰ هزار تومان بود ۴۰۰ هزار تومان حساب می کنند و به صاحبِ رستورانِ شیک میگویند که بقیه اش را به عنوانِ انعام نگه دارد! این داستان ممکن است برای صاحبِ رستورانِ شیک، کاملا عادی به نظر برسد ، اما برای پیرمردِ فروشنده بسیار ناعادلانه است.. سؤالی که مطرح می شود این است:چرا همیشه هنگامِ خرید از نیازمندان، باید نشان دهیم که قدرت داریم و چرا ما نسبت به کسانی که حتی نیازی به سخاوتِ ما ندارند، سخاوتمند هستیم؟!یک بار مطلبی را در جایی خواندم که می گفت:پدرم از افرادِ فقیر، با قیمتِ بالا، اجناس می خرید، هرچند به وسایل احتیاج نداشت. گاهی اوقات هزینهی بیشتری نیز به آن ها پرداخت می کرد. پسر شگفت زده از پدرش می پرسد:"چرا این کار را می کنی بابا؟"پدر پاسخ می دهد: "این خیریه ای است که در عزّت پیچیده شده است، پسر جان."شما جزو افرادی هستید که برای خواندن این پیام وقت گذاشته اید و در صورتِ ارسال به سایرین، تلاشی بیشتر برای " انسان سازی " خواهید نمود.
⋱⋱⋱⋱⋱⋱⋱⋱⋱⋱⋱⋱⋱⋱⋱⋱⋱⋱⋱⋱⋱⋱
⋱⋱⋱⋱⋱⋱⋱⋱⋱⋱⋱⋱⋱⋱⋱⋱⋱⋱⋱⋱⋱⋱
۱۴:۱۸
بازارسال شده از تبلیغات گسترده المـ💎ـاس
چین و چروک صورتت و کامل ازبین ببر
ضدچین و چروک / رفع شل شدگی و افتادگی / رفع خط لبخند خط اخم خطوط پیشانی و روشن کننده و شفاف کننده پوست و کاهنده منافذ
با بیش از پنج سال سابقه فروش آنلاین ومشاوره محصول

شماره تماس: 09044108252سبدخرید هم داریم
ارتباط باادمین و تهیه کرم بیومیمتیک عدد « 22 » رو ارسال کنید
@mrjn10 کانال
ble.ir/join/7oPa9wiUxLble.ir/join/7oPa9wiUxL
ضدچین و چروک / رفع شل شدگی و افتادگی / رفع خط لبخند خط اخم خطوط پیشانی و روشن کننده و شفاف کننده پوست و کاهنده منافذ
با بیش از پنج سال سابقه فروش آنلاین ومشاوره محصول
شماره تماس: 09044108252سبدخرید هم داریم
۱۴:۱۹
بازارسال شده از تبلیغات ملکه زیبایی
بازارسال شده از پست
ازت ممنونم که زیباترین قسمت زندگی من شدی 

◇ ⃟◇
۱۴:۳۸
بازارسال شده از گسترده تبلیغاتی ترابایت
میری قسطی فرش میخری بابت اقساطت سودم میدی ؟؟
!
ولی هنوز نمیدونی توو آرت کارپت کامرانیاز ماهی ۱ تومن قسط، میتونی فرشاتو با اقساط بدون سود و واقعا با قیمت نقدی، اما قسطی بخری «اونم با کف قیمت کل ایران»
همین الان بزن رو لینک زیر و بیا توو کانال
ble.ir/join/GA61yurWVy ble.ir/join/GA61yurWVy
ولی هنوز نمیدونی توو آرت کارپت کامرانیاز ماهی ۱ تومن قسط، میتونی فرشاتو با اقساط بدون سود و واقعا با قیمت نقدی، اما قسطی بخری «اونم با کف قیمت کل ایران»
همین الان بزن رو لینک زیر و بیا توو کانال
۱۴:۳۸
بازارسال شده از تبلیغات ملکه زیبایی