بله | کانال شهرنامه | قاسم قربانی
عکس پروفایل شهرنامه | قاسم قربانیش

شهرنامه | قاسم قربانی

۳۷۶ عضو
عکس پروفایل شهرنامه | قاسم قربانیش
۳۷۶ عضو

شهرنامه | قاسم قربانی

فلسفه، شاهنامه و روایت ایرانارتباط با ادمین:@ghorbanighasem
undefinedبعثت مردم، قیام کاوه آهنگر undefinedو فتح بیت المقدس
undefinedشاهنامه و جنگ رمضان 3
undefinedقاسم قربانی
undefinedیکی از پرده های بی مانند شاهنامه، حضور خروشان کاوه در دربار ضحاک و قیام انقلابی اوست. اساطیر و حماسه های ملل، عرصه عرض اندام شاهان و قهرمانان است. شاهان و قهرمانانی از نژادهای برگزیده که حتی گاه نسبشان به خدایان می رسد. در میان انبوه حکایات اساطیری، داستانی بی مانند در شاهنامه وجود دارد که قهرمانانش نه شاه و پهلوان برگزیده، بلکه آهنگری عادی و مردم کوچه و بازارند. داستان از این قرار است:
undefinedضحاک هزار سال بر جهان فرمان می راند. در جهان ضحاکی، بدی ها نیک شمرده می شوند، دست تجاوز دیوان بر مردم دراز می¬گردد و از خوبی ها جز به راز سخن گفته نمی شود:شده بر بدی دست دیوان درازبه نیکی نرفتی سخن جز به راز
undefinedدر جهان تاریک ضحاکی قدرت اهریمنی به عنوان واقعیت ضروری دنیا پذیرفته شده. بسیاری از مردم با تاریکی خو گرفته و اندک کسان دیگر را هم یارای مخالفت نیست. سرانجام او شبی در خواب می بیند که کودکی فریدون نام به دنیا خواهد آمد و حکومتش به دست او از میان خواهد رفت. ضحاک شروع به کشتار کودکان می کند تا به خیال خودش فریدون را از میان بردارد. اما او به دنیا می آید و توسط مادرش پنهان می شود تا روزی که فرصت مناسب برای قیام پیش بیاید. فکر فریدون ضحاک را راحت نمی گذارد. وی برای مستحکم کردن پایه های حکومتش، بزرگان جهان را در انجمنی گرد می آورد تا به عدالت او گواهی دهند. بزرگان و اشراف همچون همیشه تاریخ به خاطر ترس یا طمع، ضحاک را همراهی می کنند.
undefinedدر میانه انجمن ناگاه، صدای دادخواهی مردی از بیرون کاخ بلند می شود. صحنه برای نمایش عدالت ضحاک آماده است. مرد که همان کاوه آهنگر است فراخوانده می شود. ضحاک از کاوه می خواهد تا بی ترس و واهمه بگوید از که به او ستم رسیده است. کاوه، دادخواهی اش را متوجه شخص شاه می کند:
یکی بی زیان مرد آهنگرمز شاه آتش آید همی بر سرم
undefined️فرزندان کاوه یکی یکی خوراک ماران ضحاک شده و اکنون فرزند آخر او نیز در کمند دژخیمان گرفتار است. ضحاک به صورت نمایشی از کاوه دلجویی می کند و فرمان آزادی آخرین فرزند او را می دهد. در همین هنگام ضحاک از کاوه می خواهد، گواهی عدالت او را مانند بزرگان امضا کند. کاوه گواهی را می گیرد و از نظر می گذراند. زمانی که می بیند، اشراف و بزرگان، به عدالت چنین اژدهایی شهادت داده اند، خونش به جوش می آید، رو به آن ها می کند و بر سرشان فریاد می زند:
خروشید کای پایمردان دیوبریده دل از ترس کیهان خدیو (خدا)
undefinedکاوه گواهی را پاره می کند و در زیر پا می اندازد. شاهکار داستان سرایی فردوسی را ببینید. اگر او پیش از آزادی فرزند چنین می کرد، مردی بود که چیزی برای از دست دادن نداشت. اما اکنون با لطف ضحاک فرزند خود را به دست آورده و نباید جان هر دو را به خطر نیندازد. اما ندای دادخواهی، باعث می شود که از خود و فرزندش بگذرد و قیامی بزرگ را رهبری کند. کاوه در حالی که به اراده خداوند، هیبتش در دل ضحاک اثر گذاشته و مانع صدور فرمان قتل شده، از کاخ بیرون می رود و با فریاد دادخواهی، جادوی هزار ساله ضحاک را باطل می کند. مردم بیدار شده و یکی یکی و فوج فوج به او می پیوندند. بازار که تا دیروز جولان گاه زشتی جهان ضحاکی بود، یکپارچه شور و قیام می شود. نور امید در دل مردمی که ضحاک را واقعیت غیر قابل تغییر جهان می دیدند، تابیدن می گیرد و جمعیتی بیشمار پیرامون کاوه جمع می شوند:
همی رفت پیش اندرون مرد گُردجهانی بر او انجمن شد، نه خُرد
undefinedحال که مردم به صحنه آمده اند زمینه برای قیام فریدون آماده است. کاوه، چرم آهنگری خود را بر سر نیزه می کند و این پرچم ساده و مردمی، تبدیل می شود به «درفش کاویان»، پرچم ایران. کاوه مردم را به سوی فریدون می خواند. شرط حرکت به سوی فریدون، بیرون کردن دلبستگی به جهان ضحاکی است:
کسی کاو هوای فریدون کنددل از بند ضحاک بیرون کند
undefinedبه این ترتیب، با بعثت عمومی مردم، فریدون فراخوانده می شود و با عبور از اروند، به بیت المقدس که پایتخت ضحاک است می تازد.
به خشکی رسیدند، سر کینه جویبه بیت المقدس نهادند روی
undefinedundefinedقدس فتح می شود و جهان ضحاکی به پایان می رسد.
undefinedجهانیان امروز، خیره به خیابان های ایران می نگرند و از خود می پرسند، چه چیزی این مردم را زیر تهدید بمباران این گونه در خیابان نگه می دارد؟ عینک تحلیل این همه اندیشکده و دانشگاه چه چیزی را در این مردم نمی توانست ببیند و پیش بینی کند؟ واقعیت این است که همان گونه که رهبر شهیدمان فرمود، این مردم مبعوث شده اند تا ایران را به شکوه و استقلال برسانند. بی راه نیست که ایران از معدود مللی است که بعثت مردم در اساطیر آن نیز روایت شده است. اینک این مردم منتظر روزی هستند که پشت سر فریدون وارد قدس شوند و شیشه عمر ضحاک را بشکنند.
@Shahr_naame

۱۴:۴۱