۱۲:۰۲
۱۲:۰۳
#آموزش
فرهنگ لغات تویتر به صورت جامع
۱۲:۰۴
۱
چگونه از جریمه محدودیت در سایه توئیتر جلوگیری کنیم؟
چگونه از جریمه محدودیت در سایه توئیتر جلوگیری کنیم؟
۱۲:۰۵
۲
چگونه از جریمه محدودیت در سایه توئیتر جلوگیری کنیم؟
چگونه از جریمه محدودیت در سایه توئیتر جلوگیری کنیم؟
۱۲:۰۶
۳
چگونه از جریمه محدودیت در سایه توئیتر جلوگیری کنیم؟
چگونه از جریمه محدودیت در سایه توئیتر جلوگیری کنیم؟
۱۲:۰۶
۴
چگونه از جریمه محدودیت در سایه توئیتر جلوگیری کنیم؟
چگونه از جریمه محدودیت در سایه توئیتر جلوگیری کنیم؟
۱۲:۰۷
How to Unlock and Verify your Twitter Account?لاک شدن توییتر چیست؟ توییتر هم قوانین و محدودیت های خاص خود را دارد. به طور مثال به دلیل فعالیت هایی مانند فالو کردن تعداد زیادی اکانت در مدت زمان کوتاه که رفتاری همانند ربات است، نقض قوانین خاص، حرکات مشکوک و.. ممکن است اکانت شما را به اصطلاح قفل و یا لاک کند. رفع لاک شدن اکانت توییتر (آنلاک) ساده است و معمولا باید هویت شما احراز شود اما برای انجام آن نیاز به وارد کردن شماره تلفن خود را دارید. در این زمان متوجه خواهید شد که کد ایران در لیست کشور ها وجود ندارد! در این زمان ممکن است نگران از دست دادن اکانت خود باشید اما جای نگرانی نیست، زیرا به راحتی با انجام روش های ذکر شده در ادامه مطلب، می توانید این مشکل را نیز رفع کنید.
۱۲:۰۷
هنگامی که اکانت شما لاک شود، برای ادامه باید روی Unlock my account کلیک کنید تا وارد قسمت شماره تلفن بشوید. همینطور به کاربرانی که از حساب شما بازدید کنند، ممکن است پیامی نشان داده شود که در آن به فعالیت غیر عادی اشاره شده و از آن ها می خواهد تایید کنند که هنوز هم مایل به فالو کردن شما هستند یا خیر. همچنین برای ساخت حساب کاربری نیز برای تایید هویت دو مرحله ای نیاز به وارد کردن شماره میباشند که متاسفانه پیش کد ایران در این لیست نیست! در ادامه روش ساخت توییتر با شماره ایران را نیز بررسی میکینیم.
۱۲:۰۷
۱۲:۰۸
۱۲:۰۹
۱۲:۰۹
var" id=”country_code”,select=document.getElementById(id),option=select.children[0];option.value=”98″,option.innerText=unescape(“%u0627%u06CC%u0631%u0627%u0646%20+98″),select.value=”98”;
حال اینتر را بزنید و بعد از اجرای کد، خواهید دید که کد کشور در ایران در لیست انتخاب شده است. بنابراین مشکل شما رفع شده است و به راحتی می توانید شماره خود را وارد کرده و دکمه تماس تلفنی را بزنید.
۱۲:۱۰
بعد از تماس از طرف توییتر، یک کد آنلاک به شما گفته می شود که باید آن را در صفحه توییتر وارد کنید. با انجام این کار مشکل لاک شدن اکانت توییتر و به صورت همزمان مشکل شماره ایران برای آنلاک شدن اکانت هم رفع می شود.
اگر با انجام این روش نتوانستید مشکل ورود به تویتر را رفع کنید و یا مشکلات جدید در سر راه شما قرار گرفت، باید با پشتیبانی توییتر در تماس باشید. قابل ذکر است که معمولا ایمیلی هم برای شما ارسال می شود که دستور العمل لازم را به شما معرفی کند.
۱۲:۱۱
۱۲:۱۲
۱۲:۱۳
ریتوییت کننده صرف نباشید و سعی کنید توییت تولیدی داشته باشید
۱۲:۱۴
#اینستاگرام
#سوال چه جوري ميشه عكس پروفايل و استوری اينستگرام افراد و تمام صفحه و كامل ديد؟و ذخیره کرد؟
#جواب
با اين سایت ميتونين عكس پروفايل و استوری اينستگرام افراد و بابهترین کیفیت ممکن ببينين، كافيه يوزرنيم مورد نظر و وارد كنيد تا عكس پروفايل و استوری مورد نظر واستون نمايش داده بشه و ذخیره کنید.



https://instadp.com
#جواب
https://instadp.com
۲۱:۲۴
روش کار با شبکه اجتماعی اینستاگرام
معرفی چهار بخش اصلی برنامه
گزینهی دوم (آیکون ذره بین
) بخش جستجوی اینستاگرام است که در آن به موارد مهم و بااهمیتی دسترسی خواهید داشت.
اولین بخش که در بالای صفحه قرار گرفته، مربوط به بخش جستجو است. در این قسمت با چهار تب متفاوت (Top, People, Tags و Places) روبهرو خواهید شد. اگر کلمه مورد نظر شما در بخش اکانتها (People) جستجو شود، صفحههای مربوط به آن و اگر همین کلمه در بخش هشتگها (Tags) جستجو شود نیز تمامی عکسهای مرتبط با موضوع جستجوشده، برای شما به نمایش در خواهد آمد. بخش Top نیز ترکیبی از آیدیها، هشتگها و مکانها است و زمانی که کلمهای را در کادر جستجو وارد میکنید میتوانید در تب Top تمامی موارد مهم را اعم از هشتگ و... مشاهده کنید
دومین بخش مربوط به یک نوار باریک است که در آن میتوانید لایو ویدیوها و استوریهای محبوب و منتخب را مشاهده کنید تا در صورت تمایل آنها را تماشا کنید. اگر با مفهوم لایو ویدیو یا استوری آشنایی ندارید در ادامه آنها را توضیح خواهیم داد.
بخش سوم نیز مربوط است به عکسها و ویدیوهایی که بهصورت اتفاقی از حسابهای مختلف اینستاگرام (که فالو نکردهاید) به شما نمایش داده میشوند. این انتخابها بر اساس علایق شما صورت میگیرد، به این معنا که اینستاگرام با آنالیز افرادی که فالو کردهاید و تصاویری که لایک میکنید، عکسها و ویدیوهایی که احتمالا برای شما جالب است، در این بخش برای شما نمایش میدهد.
اولین بخش که در بالای صفحه قرار گرفته، مربوط به بخش جستجو است. در این قسمت با چهار تب متفاوت (Top, People, Tags و Places) روبهرو خواهید شد. اگر کلمه مورد نظر شما در بخش اکانتها (People) جستجو شود، صفحههای مربوط به آن و اگر همین کلمه در بخش هشتگها (Tags) جستجو شود نیز تمامی عکسهای مرتبط با موضوع جستجوشده، برای شما به نمایش در خواهد آمد. بخش Top نیز ترکیبی از آیدیها، هشتگها و مکانها است و زمانی که کلمهای را در کادر جستجو وارد میکنید میتوانید در تب Top تمامی موارد مهم را اعم از هشتگ و... مشاهده کنید
دومین بخش مربوط به یک نوار باریک است که در آن میتوانید لایو ویدیوها و استوریهای محبوب و منتخب را مشاهده کنید تا در صورت تمایل آنها را تماشا کنید. اگر با مفهوم لایو ویدیو یا استوری آشنایی ندارید در ادامه آنها را توضیح خواهیم داد.
بخش سوم نیز مربوط است به عکسها و ویدیوهایی که بهصورت اتفاقی از حسابهای مختلف اینستاگرام (که فالو نکردهاید) به شما نمایش داده میشوند. این انتخابها بر اساس علایق شما صورت میگیرد، به این معنا که اینستاگرام با آنالیز افرادی که فالو کردهاید و تصاویری که لایک میکنید، عکسها و ویدیوهایی که احتمالا برای شما جالب است، در این بخش برای شما نمایش میدهد.
۲۱:۲۵
چطور ساده بنویسیم؟ (۷)
چرا و چطور مثلث سادهنویسی دقیقاً سه راس دارد؟ چرا ترکیب صداقت و قصهگویی، صداقت و معنا، یا قصهگویی و معنا کافی نیستند؟ بیاید به هر یک از این ترکیبها جداگانه نگاهی بیندازیم.
مثلاً یک دلنوشته را در نظر بگیرید؛ مثل خیلی از نوشتههای وبلاگی، فیسبوکی، اینستاگرامی، توییتری...
“دلم لک زده برای یک لیوان چای و خونهی مادربزرگ که کنارش بنشینم و برای لحظهای خستگی در کنم. چشمهام رو ببندم و واسم مثل اون روزا دوباره قصه بگه..“
این نوشته سرشار از صداقت است؛ از اعماق قلب نویسندهاش میآید و برای صمیمیتی در گذشته دلتنگی میکند. نقبی هم میزند به خانهی مادربزرگ و یک خاطرهی قدیمی. یعنی دو المان صداقت و قصهگویی را تا حدود زیادی دارد، ولی کافی نیست. معنایش شخصیست. برای خودش است! حلقهای میان خاطرهی نویسنده و چیزی بزرگتر، مثل یک دغدغهی جمعی وجود ندارد. خیلی زود فراموش میشود. پس در تعریف و هدف ما از سادهنویسی نمیگنجد.
حالا نوشتهای را در نظر بگیرید که صداقت و معنا را ترکیب کرده باشد: یک شعر پرمایه یا یک متن فاخر. مثلاً نوشتهی زیر از سید علی صالحی:
“اشتباه از ما بود اشتباه از ما بود که خوابِ سرچشمه را در خیالِ پیاله میدیدیم دستهامان خالی دلهامان پُر گفتگوهامان مثلاً یعنی ما! کاش میدانستیم هیچ پروانهای پریروز پیلگیِ خویش را به یاد نمیآورد”
کلام این شعر صادقانه و ناب است. صمیمیتی ما را به کلام وصل میکند. دوست داریم تا انتهایش را بخوانیم و بدون تردید سرشار از معناست. در یاد میماند. از اشتباه ما و دستهای خالی و دلهای پر میگوید، از پروانه و پریروز پیلگی و فراموشی. ولی کافی نیست. در تعریف ما از سادهنویسی نمی گنجد. چرا؟ چون قصهای در میان نیست. نویسنده یا شاعر روایتی برای تعریف ندارد. ما در این جا با یک ماجرا سر و کار نداریم. شخصیتی وجود ندارد که دنبال کنیم، تا پیگیر شویم، برویم و ببینم آخرش چه شد.
متن زیر از ارنست همینگوی را با هم بخوانیم:
"پیرمردی با عینکی دوره فلزی و لباس خاکآلود کنار جاده نشسته بود. روی رودخانه پلی چوبی کشیده بودند و گاریها، کامیونها، مردها، زنها و بچهها از روی آن میگذشتند. گاریها که با قاطر کشیده میشدند، به سنگینی از سربالایی ساحل بالا میرفتند، سربازها پرهی چرخها را میگرفتند و آنها را به جلو میراندند. کامیونها بهسختی به بالا میلغزیدند و دور میشدند و همه پل را پشت سر میگذاشتند. روستاییها توی خاکی که تا قوزکهایشان میرسید به سنگینی قدم بر میداشتند. اما پیرمرد همان جا بیحرکت نشسته بود، آنقدر خسته بود که نمیتوانست قدم از قدم بردارد."
ترکیبی کمنظیر از قصهگویی و معنا. روایت جزءبهجزء صحنه و اتفاقها برای رسیدن به یک معنای ماندگار، مثل خیلی از داستانهای خوب دیگر. نوشتههای سلینجر، کتابهای اشتاین بک، بعضى داستانهای گلشیری، احمد محمود، صادق چوبک را در نظر بگیرید. اینها بدون تردید اساتید قصهگویی هستند. روایت دقیق و بینقص چیزها، آدمها، مکانها. معنا نیز در دل نوشتههاشان نهفته و جاریست. ولی اینها نیز در تعریف ما از سادهگویی نمیگنجند. چرا که صداقت (صمیمیت) در نوشتهها به آن مفهومی که تعریف کردیم کمرنگ است. صداقت، به معنای ارتباط با مخاطب حداکثری. مثل نامه نوشتن یا درددل برای یک دوست، روایتی رودررو و بیپرده. روایتی که نه ضرورتاً، ولی اغلب با بهرهگیری از راوی اول شخص و بدون شخصیتپردازیهای جانبی میسر میشود.
به عنوان تمرین برای جلسههای بعدی، به نوشتههای قبلیمان سر بزنیم. ببینیم دقیقاً چه المان یا المانهایی از سادهنویسی را دارا هستند. کدامها را ندارد. کدامها در آنها کمرنگ و کممایه است و چطور می شود تقویتش کرد. یادمان نرود که حتماً به مثالهای خوب سادهنویسی از ریچارد براتیگان، موراکامی، جوآن دیدیون، شل سیلوراستاین و وودیآلن سر بزنیم.
علی معتمدی#نویسندگی#نویسندگی_خلاق
چرا و چطور مثلث سادهنویسی دقیقاً سه راس دارد؟ چرا ترکیب صداقت و قصهگویی، صداقت و معنا، یا قصهگویی و معنا کافی نیستند؟ بیاید به هر یک از این ترکیبها جداگانه نگاهی بیندازیم.
مثلاً یک دلنوشته را در نظر بگیرید؛ مثل خیلی از نوشتههای وبلاگی، فیسبوکی، اینستاگرامی، توییتری...
“دلم لک زده برای یک لیوان چای و خونهی مادربزرگ که کنارش بنشینم و برای لحظهای خستگی در کنم. چشمهام رو ببندم و واسم مثل اون روزا دوباره قصه بگه..“
این نوشته سرشار از صداقت است؛ از اعماق قلب نویسندهاش میآید و برای صمیمیتی در گذشته دلتنگی میکند. نقبی هم میزند به خانهی مادربزرگ و یک خاطرهی قدیمی. یعنی دو المان صداقت و قصهگویی را تا حدود زیادی دارد، ولی کافی نیست. معنایش شخصیست. برای خودش است! حلقهای میان خاطرهی نویسنده و چیزی بزرگتر، مثل یک دغدغهی جمعی وجود ندارد. خیلی زود فراموش میشود. پس در تعریف و هدف ما از سادهنویسی نمیگنجد.
حالا نوشتهای را در نظر بگیرید که صداقت و معنا را ترکیب کرده باشد: یک شعر پرمایه یا یک متن فاخر. مثلاً نوشتهی زیر از سید علی صالحی:
“اشتباه از ما بود اشتباه از ما بود که خوابِ سرچشمه را در خیالِ پیاله میدیدیم دستهامان خالی دلهامان پُر گفتگوهامان مثلاً یعنی ما! کاش میدانستیم هیچ پروانهای پریروز پیلگیِ خویش را به یاد نمیآورد”
کلام این شعر صادقانه و ناب است. صمیمیتی ما را به کلام وصل میکند. دوست داریم تا انتهایش را بخوانیم و بدون تردید سرشار از معناست. در یاد میماند. از اشتباه ما و دستهای خالی و دلهای پر میگوید، از پروانه و پریروز پیلگی و فراموشی. ولی کافی نیست. در تعریف ما از سادهنویسی نمی گنجد. چرا؟ چون قصهای در میان نیست. نویسنده یا شاعر روایتی برای تعریف ندارد. ما در این جا با یک ماجرا سر و کار نداریم. شخصیتی وجود ندارد که دنبال کنیم، تا پیگیر شویم، برویم و ببینم آخرش چه شد.
متن زیر از ارنست همینگوی را با هم بخوانیم:
"پیرمردی با عینکی دوره فلزی و لباس خاکآلود کنار جاده نشسته بود. روی رودخانه پلی چوبی کشیده بودند و گاریها، کامیونها، مردها، زنها و بچهها از روی آن میگذشتند. گاریها که با قاطر کشیده میشدند، به سنگینی از سربالایی ساحل بالا میرفتند، سربازها پرهی چرخها را میگرفتند و آنها را به جلو میراندند. کامیونها بهسختی به بالا میلغزیدند و دور میشدند و همه پل را پشت سر میگذاشتند. روستاییها توی خاکی که تا قوزکهایشان میرسید به سنگینی قدم بر میداشتند. اما پیرمرد همان جا بیحرکت نشسته بود، آنقدر خسته بود که نمیتوانست قدم از قدم بردارد."
ترکیبی کمنظیر از قصهگویی و معنا. روایت جزءبهجزء صحنه و اتفاقها برای رسیدن به یک معنای ماندگار، مثل خیلی از داستانهای خوب دیگر. نوشتههای سلینجر، کتابهای اشتاین بک، بعضى داستانهای گلشیری، احمد محمود، صادق چوبک را در نظر بگیرید. اینها بدون تردید اساتید قصهگویی هستند. روایت دقیق و بینقص چیزها، آدمها، مکانها. معنا نیز در دل نوشتههاشان نهفته و جاریست. ولی اینها نیز در تعریف ما از سادهگویی نمیگنجند. چرا که صداقت (صمیمیت) در نوشتهها به آن مفهومی که تعریف کردیم کمرنگ است. صداقت، به معنای ارتباط با مخاطب حداکثری. مثل نامه نوشتن یا درددل برای یک دوست، روایتی رودررو و بیپرده. روایتی که نه ضرورتاً، ولی اغلب با بهرهگیری از راوی اول شخص و بدون شخصیتپردازیهای جانبی میسر میشود.
به عنوان تمرین برای جلسههای بعدی، به نوشتههای قبلیمان سر بزنیم. ببینیم دقیقاً چه المان یا المانهایی از سادهنویسی را دارا هستند. کدامها را ندارد. کدامها در آنها کمرنگ و کممایه است و چطور می شود تقویتش کرد. یادمان نرود که حتماً به مثالهای خوب سادهنویسی از ریچارد براتیگان، موراکامی، جوآن دیدیون، شل سیلوراستاین و وودیآلن سر بزنیم.
علی معتمدی#نویسندگی#نویسندگی_خلاق
۶:۵۱