بله | کانال سوتیتر
عکس پروفایل سوتیترس

سوتیتر

۲۲۰عضو
عکس پروفایل سوتیترس
۲۲۰ عضو

سوتیتر

یا من یعطی الکثیر بالقلیلاحسان مینائی راد
کاری کارستان؛ مانند #دشتستانیادداشتی بر سریال دشتستانundefinedدر همان قسمت های اول سریال وقتی عکس #شهیدان_شهریاری و #احمدی_روشن را در کنار تصاویر دانشمندان جهان در اتاق فرید (یکی از شخصیت های اصلی داستان) دیدم، کارگردان را تحسین کردم. و حقیقتا برای من همین انگیزه ای شد که بنشینم پای سریال دشتستان. طبیعتا موضوع سریال از یا درباره شهید شهریاری و انرژی هسته ای و اینها نبود. اما کارگردانی که جرأت کند و عکس شهید دانشمند ایرانی را در کنار سایر دانشمندان جهان آن هم در سریال های تلویزیونی قرار دهد، خود روایتی است از #پیشرفت در ساخت برنامه های تلویزیونی. (البته که این عبارات را باید سوگ مندانه نوشت و گفت که چرا بعد از چهل از سال از #انقلاب_اسلامی ما تازه خوشحال هستیم و می شویم که الحمدلله عکس دانشمندان مان را در سریال ها می بینیم.) و از این زاویه به نظرم دشتستان روایت می کند پیشرفت را. روایت ایران اسلامی، #روایت_پیشرفت هنرمندان جوان.undefined به قول معروف یک خطی و خلاصه سریال این است که سه نفر از دهه شصت طی اتفاقاتی وارد تونل زمان می شوند و حالا خودشان را در سال 1403 می بینند. ایرانی که پیشرفت کرده است. خیابان ها، تکنولوژی، دانشگاه و آدم ها و ... . ژانر یا گونه "سفر در زمان" بیشتر اوقات برای مخاطب جذاب بوده است. چه سفر به اینده و چه سفر به گذشته و به این بهانه نویسنده و کارگردان اثر می توانند داستان شان را در یک بستر تاریخی روایت کنند. #محمد_نقائی نویسنده سریال دشتستان که دیگر نوشته های او را در قالب نمایشنامه های تاریخی چون #کلنل، #باغ_خونی دیده ایم این بار از دهه شصت می گوید و گذر به دیگر دوره های تاریخی. نویسنده ای که ملودرام تاریخی و اجتماعی را خوب فهمیده است و به نظرم در دیالوگ نویسی حالا استاد شده است (و در ادامه خواهم گفت) این مرتبه همراه با یار همیشگی اش #امیر_بشیری عنصر طنز را دستمایه کرده اند برای قصه پردازی برای مخاطبان شان البته نه در سالن های تئاتر که در خانه و پای تلویزیون. undefinedبه نظرم دشتستان تکلیف ش در قصه گویی مشخص است. سه نفر که در دهه شصت دارای خانواده و شغل و وابستگی های معمول زندگی دارند در یک تکانه ی اعتباری (اتاقی که آنها را به گذشته و آینده می برد) که برای مخاطب آرام آرام منطقی جلوه می کند وارد آینده می شوند. بنابراین کارگردان و بازیگر و طراح صحنه و تصویربردار و ... می دانند که چه باید بکنند و به عبارتی تیم برای قصه گویی دچار لکنت و ابهام گویی نمی شوند. به اصطلاح جای پای سریال محکم است و منطق روایی لازم را برای دراماتیک دارد و مخاطب هم حالا همراه با شخصیت های سریال هم آوا و هم افق و هم راه می شود. و این از مزیت های این سریال است. برخلاف برخی دیگر از تولیدات که کلیاتش با جزئیاتش همخوان نیست. undefinedداشتن درون مایه طنز همراه با این درام اجتماعی و در جاهایی سیاسی، توانسته است ریتم و حرکت سریال را به جز در برخی قسمت ها روی خط و به اصطلاح زنده نگه دارد. undefined از دیگر ویژگی های سریال دشتستان که به نظرم درون مایه اصلی و شاید "#پیام_هدایتی" سریال نیز می تواند باشد، انتقال یک پیام و ارزش اخلاقی مشخص و نه پرگویی و پراکنده گویی است. همین امروز و همین ثانیه قدر یکدیگر را بدانیم و به همدیگر محبت کنیم.اینکه بیائیم به اصطلاح "دم"را غنیمت بشماریم و شاید که نه، حتما لحظه ای فراخواهد رسید که حسرت همین "یک دم" را بخوریم. فقط یک ثانیه برای "ابراز محبت و بغل کردن پدر و مادر" و ان روز دیگر دیر شده است. لحظه ها و حسرت هایی فرا خواهد رسید که می توانستیم مسئله ها و گره هایی را از نزدیکان و همسایه مان و دیگران حل کنیم و درگیر خودخواهی ها و منیت ها شده بودیم و نکردیم آنچه را باید.اینکه آیا می شود فقط چندثانیه و چند لحظه عمر و فرصتی دوباره فراهم شود و برگردیم و کارهای نکرده را به سرانجام رسانیم.یا لیتنی قدمت لحیاتیاینکه بدانیم آخرتی وجود دارد و مرگ حق است و الناس نیام فاذا ماتوا انتبهوا حقیقت دارد و اینک دنیا ما را مشغول به خود کرده است. و اصلا اینجاست که هنر بن بست شکن است و صیقل دهنده. هنر یعنی همین. اینکه بخواهیم این حرفها را بدون مستقیم گویی و اصطلاحا بدون حقنه کردن و گل درشت به مخاطبانمان بگوئیم. اینکه همراه با "امین" آرزو کنیم که ای کاش می توانستم برگردم به گذشته و فقط یک ثانیه حتی یک ثانیه پدرم را بغل کنم. همراه با دانیال و نعمت و خسرو دوست بداریم که برگردیم به گذشته و جبران مافاتَ ... . undefined سریال دشتستان از تاریخ می گوید و ما را می برد به سالهای 1332 و کودتای 28 مرداد، به زمان ناصرالدین شاه، به زمان چنگیز خان و ... . به نظرم این تقاطع ها و اتصال های تاریخی خیلی خوب بود. اما به دلیل اجمال گویی در روایت، مع الاسف در فرم هم خوب در نیامدند. که شاید خوب بود با تفصیل بیشتری به آن پرداخت و مضمون دیگری چون "هویت تاریخی"

۹:۵۸