قبول دارمکمک عالیهچه به فامیل چه غریبهولی کمک حد دارهاما اینکه بچه ات هرروز بمونه بری سرکار یکم سختهاگه شرایط داشتی باید این کارو بکنیاگه مثلا مادرت تمایل داشت
۲۰:۰۴
اره دیگدرسته
همون ماهی یک یا دوبار هم با توجه به ظرفیت ها تعیین میشه.باید روی طرف مقابلت شناخت داشته باشی بدونی برای نگهداری از بجه ات تا کجا حوصله اش همراهی میکنه
همون ماهی یک یا دوبار هم با توجه به ظرفیت ها تعیین میشه.باید روی طرف مقابلت شناخت داشته باشی بدونی برای نگهداری از بجه ات تا کجا حوصله اش همراهی میکنه
۲۰:۰۴
خیلی بستگی داره
ببین ما مثلا امروز میخوایم بریم مراسم ختمبا همسرم برنامه ریزی کردیم پسرمو از مدرسه بیاریم بریم اونجا ی بار اون وایسه تو ماشین من برم توی بار من وایسم ایشون بره
خب این نوع مدیریت منه... قطعا اگر همسرم نبود کمک میگرفتم و میذاشتم یکی از بچه هامو پیش خانواده ها ولی وقتی هست اینکارو نمیکنم...
برای یکی دیگه اینطور نیست تو ذهنش اینکه بچه رو جایی بذاره و بره...
ببین ما مثلا امروز میخوایم بریم مراسم ختمبا همسرم برنامه ریزی کردیم پسرمو از مدرسه بیاریم بریم اونجا ی بار اون وایسه تو ماشین من برم توی بار من وایسم ایشون بره
خب این نوع مدیریت منه... قطعا اگر همسرم نبود کمک میگرفتم و میذاشتم یکی از بچه هامو پیش خانواده ها ولی وقتی هست اینکارو نمیکنم...
برای یکی دیگه اینطور نیست تو ذهنش اینکه بچه رو جایی بذاره و بره...
۲۰:۰۴
درسته
اولویت اینه ک بچه رو خودتون مدیریت کنید.
اولویت اینه ک بچه رو خودتون مدیریت کنید.
۲۰:۰۴
آفرین اینو من یادم رفت بگمگاهی کمک گرفتن اینه که بگیم بیان خونمونبچه ها خونه خودمون آرومتر و راحت ترمکمتر اذیت میکننمن میگم خواهرم یا مادرم میاد میمونه پیش بچه هایا مثلاً میگم شام بیاین اینجابعد زنگ میزنم میگم زودتر بیاین دورهم باشیمزودتر که اومد من میرم باشگاه اون میمونه خونه دورهم باشن


۲۰:۰۵
هر کدوم از ما فرض کنیم ک مادری داشتیم که قبول نمیکرد به ما کمک کنه، همون کمک موقت.و حتی خونمون هم میومد بازم تمایلی برا کمک نداشت.از طرفی هم ما بخاطره بچه ها واقعا نیاز به کمک داشتیم.
در این حالت، شما از مادرتون ناراحت میشدید؟
راهکارتون دراین مورد چیه؟
در این حالت، شما از مادرتون ناراحت میشدید؟
راهکارتون دراین مورد چیه؟
۲۰:۰۵
بایگانی بحث و گفتگو/مادرانه همدان (تجربه نگاری سابق)
هر کدوم از ما فرض کنیم ک مادری داشتیم که قبول نمیکرد به ما کمک کنه، همون کمک موقت. و حتی خونمون هم میومد بازم تمایلی برا کمک نداشت. از طرفی هم ما بخاطره بچه ها واقعا نیاز به کمک داشتیم. در این حالت، شما از مادرتون ناراحت میشدید؟ راهکارتون دراین مورد چیه؟
میخوام به این برسم که کلا هرگونه انتظار کمک داشتن از مادر، کان لم یکن تلقی میشه.
حتی اگ در سخت ترین شرایط هم کمکت نکرد، باید دستشو ببوسی و اصلا ازش نازاحت نشی.
درسته؟
حتی اگ در سخت ترین شرایط هم کمکت نکرد، باید دستشو ببوسی و اصلا ازش نازاحت نشی.
درسته؟
۲۰:۰۵
من دقیقا همون کسیم که هیچوقت کمک نگرفتماون وقتایی هم که واجب شده گذاشتم رو میشد نذارم واقعابجز کلا یک یا دوبار در کل این چند سال
۲۰:۰۵
من اگر بدونم با سه تا بچه بدون کمک اصلا نمیتونم زندگی بچرخونم نمیارم
۲۰:۰۵
اصلا شاید مادر فردا روز نبودبعضی ها دیگه زیادی متکی شدن به مادر من آدم دیدم تا یه سال مادرش میاد بچشو میبره حمومخب واقعا این چطور میتونه بدون مادرش زندگی کنه؟بنظرم باید رفت تو دل سختی هادقیقا همون چیزی که ازش میترسی رو تنهایی امتحان کنی
۲۰:۰۵
بچه بیارنولی رو خودشون کارکننخیلی چیزها ترس الکیه مثلا من اوایل میترسیدم با زینب تنها برم بیرونزیر ۳ سال بودولی چندبار امتحان کردمالان میتونم با سه تا بچه برم بیرونآدم یاد میگیره وقتی کمک نداری خودتو رشد بده
۲۰:۰۵
نه جدی گفتمباید بدونی که حداقل ۷۰ درصد از کارها و میتونی خودت انجام بدی بعد بچه بیاریوقتی میدونم بدون کمک اصلا نمیتونم بهتره نیارم
۲۰:۰۵
هیچ چیز که در این عالم غیر ممکن نیست؛ ولی این جوری بخوایم نگاه کنیم که نباید به امید کمک بقیه بچه بیاریم هم اشتباهه؛ بنظرم این جزیی از شرایط ادم هاست و فرد به فرد متفاوته...
این نگاه که اگر فردا روز اون فرد نبود هم باز اشتباهه؛ ممکنه خود مادر بچه هم از دنیا بره پس اون بچه چی میشه؟! اینجوری که هیچکس نباید بچه بیاره!! یا پدرش یا هر اتفاق دیگری....
این نگاه که اگر فردا روز اون فرد نبود هم باز اشتباهه؛ ممکنه خود مادر بچه هم از دنیا بره پس اون بچه چی میشه؟! اینجوری که هیچکس نباید بچه بیاره!! یا پدرش یا هر اتفاق دیگری....
۲۰:۰۵
اینک میگن مادرایی که خودشون رو قوی جلوه میدن و در اعلب موارد کمک نمیگیرن بعداز مدتی از پا میفتن، اون چی؟
۲۰:۰۵
بایگانی بحث و گفتگو/مادرانه همدان (تجربه نگاری سابق)
اینک میگن مادرایی که خودشون رو قوی جلوه میدن و در اعلب موارد کمک نمیگیرن بعداز مدتی از پا میفتن، اون چی؟
قوی جلوه دادن با قوی بودن فرق دارهببینید مشکل چیهبرید درمان کنیدضعف هارو برطرف کنید
۲۰:۰۵
بایگانی بحث و گفتگو/مادرانه همدان (تجربه نگاری سابق)
قوی جلوه دادن با قوی بودن فرق داره ببینید مشکل چیه برید درمان کنید ضعف هارو برطرف کنید
مومن باید رو پای خودش وایسهقوی باشه در هر زمینه ای
۲۰:۰۵
یه سوال
فرض کنید من الان خسته ام ناراحتم عصبی ام نیاز دارمتنها باشمهمسر هم نیست و بچه رو همتازه بردم خونه مادرم و ظرفیت تکمیل شده.چارع اش چیه
فرض کنید من الان خسته ام ناراحتم عصبی ام نیاز دارمتنها باشمهمسر هم نیست و بچه رو همتازه بردم خونه مادرم و ظرفیت تکمیل شده.چارع اش چیه
۲۰:۲۱
بایگانی بحث و گفتگو/مادرانه همدان (تجربه نگاری سابق)
یه سوال فرض کنید من الان خسته ام ناراحتم عصبی ام نیاز دارمتنها باشم همسر هم نیست و بچه رو همتازه بردم خونه مادرم و ظرفیت تکمیل شده. چارع اش چیه
هیچیباید تحمل کنی و رو خودت کار کنیاینجا تازه میشه جهادفررندآوری
برای من این مورد روزی صدبار پیش میاد
۲۰:۲۱
بایگانی بحث و گفتگو/مادرانه همدان (تجربه نگاری سابق)
هیچی باید تحمل کنی و رو خودت کار کنی اینجا تازه میشه جهادفررندآوری
برای من این مورد روزی صدبار پیش میاد
ولی واقعا در همین تحمل کردن های روزانه . صبوری کردن رشد زیادی هست اینقدر روحت رو رشد میده که یه روز به خودت میای و میبینی بسیار زیاد فاصله داری با اون کسی که قبلا بودی
۲۰:۲۱
طبیعیه،ماهم سر بچه هامون داد بزنیمعصبی بشیمولی به مرور هی اینا کمتر میشهتحولات بیشتر میشهنه فقط در زمینه فرزندیهو میبینی مثلا یه نفر چیزی بهت گفته ولی جوابشو ندادی و به صلاح بوده سکوت کنیدر حالی که اگه قبلا بود حتما جواب میدادییا از خطاهای دیگران میگذریاینا همش بخاطر یان صبوری های کوچیک بوده که در طول روز برای بچه ات انجام دادیذره ذره رشد کردی و حالا میبینی خیلی بزرگ شدی
۲۰:۲۲