بله | کانال ترجمان علوم انسانی
عکس پروفایل ترجمان علوم انسانیت

ترجمان علوم انسانی

۳۳ هزار عضو
thumbnail

۱۴:۴۲

undefined نقد بی‌عقلی محضundefined چطور به دنیایی رسیدیم که رفتار‌های ترامپ در آن عادی به نظر می‌رسد؟
undefined از یک لحاظ، دورۀ اول ریاست‌جمهوری ترامپ با دورۀ دوم آن تفاوتی فاحش دارد: آنچه در دورۀ اول شوکه‌کننده به نظر می‌رسید، حالا به قاعده تبدیل شده. وقتی ترامپ تازه در سال ۲۰۱۶ رئیس‌جمهور شده بود، کسی باور نمی‌کرد یک سیاست‌مدار، اینقدر راحت دروغ بگوید. در همان دوره بود که مفاهیمی مثل «پساحقیقت» رواج یافت. اما در دورۀ دوم، گویی دیگر همه‌چیز ممکن است. ترامپ امروز می‌نویسد: «بسیار بعید» است آتش‌بس با ایران را تمدید کند، فردا بیانیه می‌دهد که تا مدتی نامعلوم آتش‌بس را تمدید کرده است.
undefined ویلیام دیویس در یادداشت جدیدش در گاردین، تلاش کرده است وضعیتِ دورۀ دوم ترامپ را تحلیل کند. او می‌نویسد: در سال‌های پس از ۲۰۱۶، ترامپ حمله‌ای گسترده را علیه رسانه‌های حرفه‌ای آغاز کرد که بسیاری اوقات با‌اتهام‌زنی‌های واهی همراه بود. رسانه‌های حامی ترامپ نیز این روند را تقویت کردند و انتقاد‌ها و هشدار‌های عقلانی نیز نتوانستند با تأثیر این حملات مقابله کنند. اما اکنون، پس از گذشت یک دهه، مسأله صرفاً تحریف حقیقت نیست؛ زیرا بسیاری معتقدند که سیاست وارد مرحله‌ای شده که در آن «بی‌عقلی محض» فرمانروایی می‌کند.
undefined دورۀ دوم ترامپ مملو از مثال‌های «بی‌عقلی محض» در سطوح مختلف قدرت است: آوردن چهره‌ای مثل ایلان ماسک در جلسات هیئت دولت را در نظر بگیرید، تا پافشاری‌های احمقانه بر سیاستی مثل جنگ‌های تعرفه‌ای که نه‌تنها سود مشخصی نداشت، بلکه بسیار زیان‌بار بود. حتی در حوزه‌هایی مانند بهداشت عمومی، زمام امور به دست کسی سپرده شد که یکی از بدنام‌ترین مخالفان واکسیناسیون به شمار می‌رفت. این روند نشان می‌دهد که بی‌عقلی دیگر صرفاً حرفی نیست که در دهان مردم بچرخد، بلکه به ساختار‌های رسمی تصمیم‌گیری در آمریکا نفوذ کرده است.
undefined در مواجهه با این وضعیت سرسام‌آور معمولاً دو سبک توضیح ارائه می‌شود: گروهی تلاش می‌کنند چنین رفتار‌های ظاهراً بی‌منطقی را در قالب نظریه‌های پیچیده توضیح دهند؛ برای مثال می‌گویند جنگ تعرفه‌ها در واقع نمایشی پیچده است برای برهم‌زدن نظم جهانی پیشین و مقابله با رقبای آمریکا. گویی پشت هر اقدام دیوانه‌وار ترامپ طرحی پنهانی وجود دارد که در نهایت آن را عقلانی جلوه می‌دهد. اما این رویکرد خطرناک است، زیرا بی‌عقلی را، به‌اشتباه، عقلانی می‌کند و به این ترتیب، به تداوم آن یاری می‌رساند.
undefined از طرف دیگر، برخی نیز همه‌چیز را به خصوصیات فردی یا روانی ترامپ و اطرافیان او تقلیل می‌دهند و سراغ شخصیت‌شناسی یا روان‌شناسی ‌می‌روند. آن‌ها می‌گویند اگر ترامپ به رقبایش برچسب‌ها و‌اتهام‌های ناروا می‌زند، یا پشت سر هم دروغ می‌گوید، دلیلش شخصیتِ خودشیفتۀ اوست. یا اگر وزیر دفاع او، پیت هگست، تصمیمات نظامی اشتباه و پرهزینه می‌گیرد، به‌دلیل ناکامی‌های او در دوران خدمت نظامی خودش است. هر دوی این نگاه‌ها ناکافی‌اند، زیرا مسأله اصلی، یعنی «ساختار‌های اجتماعی» را نادیده می‌گیرند.
@tarjomaan undefined

۱۴:۴۳

.undefined بی‌عقلی را نباید صرفاً به افراد نسبت داد، مخصوصاً وقتی در ابعادی چنین عظیم خودش را نشان می‌دهد. آندره اسپایسر و متس آلوِسون در کتاب «پارادکس بی‌عقلی» آن را ویژگی‌ای از سیستم‌های اجتماعی می‌دانند که می‌تواند گاهی اوقات کارکردی باشد. اما بی‌عقلی دولت ترامپ بیشتر به حمله‌ای آگاهانه به نهاد‌های تولید دانش -مثل دانشگاه‌ها و مراکز تحقیقاتی- شباهت دارد. برای فهم بی‌عقلیِ امروز شاید آرنت بیشتر به کار بیاید. او در سال ۱۹۵۳ نوشت: «رشد بی‌معنایی با ازدست‌رفتن عقل سلیم همراه است».
undefined از نظر آرنت، بی‌معنایی نوعی وضع اجتماعی است و علاج آن را هم باید از سطح اجتماعی جستجو کرد. آرنت می‌گفت توتالیتاریسم مهم‌ترین عامل گسترش بی‌معنایی است، چون توتالیتالیسم با فروپاشی ساختار سنتی جامعه، سازوکار‌های رایجِ عقلانیت، یعنی همان «عقل سلیم» را از بین می‌برد و آدم را «تنها» و «منزوی» می‌کند. اما به تعبیر ویلیام دیویس، در غرب -مشخصاً در آمریکا- توتالیتاریسم هیچگاه به پیروزی نرسید. پس عقلانیت نیز به توتالیتاریسم نباخت، بلکه «جایش را به سیستم‌های غیرشخصی و فوق‌هوشمندِ جمع‌آوری و تحلیل داده‌ها سپرد».
undefined دیویس می‌گوید مفهوم «بازار»، آنچنان که هایک و شاگردانش از نیمۀ قرن بیستم ترویجش کردند، یکی از این سیستم‌های غیرشخصی و فوق‌هوشمند بود که «کارکرد اصلی‌اش سازماندهی به دانش در جامعه بود». به عبارت دیگر، آن‌ها می‌گفتند: مهم نیست اگر تک تک افراد اشتباه کنند، در نهایت، بازار کار درست را انجام خواهد داد. اگر این اعتقاد را به زبانِ امروزی ترجمه می‌کنیم، معنی‌اش این خواهد بود که مهم نیست اگر ترامپ تصمیم‌های احمقانه می‌گیرد، چون در نهایت استلزماتِ بازار اشتباهات او را تصحیح خواهد کرد.
undefined رهبران هوش‌مصنوعی سیلیکون‌ولی هم نکتۀ مشابهی را دربارۀ هوش‌مصنوعی می‌گویند: مهم نیست حرفی که می‌زنید راست باشد یا دروغ، جدی باشد یا شوخی، محترمانه باشد یا مبتذل، در نهایت الگو‌ها و میزان تکرار و همنشینی کلمات مهم است. دیویس می‌گوید نباید تعجب کرد اگر در چنین جهانی «بی‌عقلی» به پیروزی برسد. زیرا قوۀ قضاوت فردی و شأن انسانی به‌شکلی بی‌سابقه ضعیف شده است. از نظر او، آنچه نیاز داریم نوعی «درک راستین» است که به گفتۀ آرنت، از طریق «تخیل انسانی» ممکن می‌شود.
undefined آنچه خواندید برگرفته از نوشتار «نقد بی‌عقلی محض: راهنمایی برای فهم نسخۀ جدید ترامپ» است که در شمارۀ ۳۷ مجلۀ ترجمان منتشر شده است. این شماره و سایر محصولات ترجمان را از فروشگاه اینترنتی ما خریداری کنید:
undefined https://B2n.ir/qh7438undefined tarjomaan.com/shop
undefined برای تهیۀ نسخۀ الکترونیکی این شماره به بسترهای فیدیبو وطاقچه مراجعه کنید.

@tarjomaan

۱۴:۴۳

thumbnail

۱۵:۴۲

undefined وقتی دولت‌ها دیگر از پسِ مشکلات برنمی‌آیند
undefined پرده‌برداری از اقتصادی که ارزهای رایجش دلار و یورو نیست
undefined تابه‌حال به این فکر کرده‌اید که چرا، با وجود این‌همه پیشرفت، هنوز بسیاری از مشکلات بزرگ جهان مثل فقر، ترافیک، بحران سلامت و آموزش لاینحل مانده‌اند؟ دولت‌ها، مثل «درخت بخشندۀ» داستان سیلورستاین، هرچه داشته‌اند بخشیده‌اند و حالا دیگر خالی از منابع‌اند. بودجه‌ها آب می‌روند، بدهی‌ها روزی ۴میلیارد دلار بالا می‌رود و شهروندان برای روشن‌ماندن چراغ‌های محله‌شان باید جداگانه پول بدهند.
undefined اما یک انقلاب خاموش در راه است. کتاب «انقلاب در حل مسئله» پرده از جنبشی جهانی برمی‌دارد که در آن دیگر دولت تنها بازیگر میدان نیست. شرکتی مثل والمارت با افزایش نرخ چاقی می‌جنگد، اتوبوس‌های گوگل هم‌زمان سود شرکت را تأمین کنند و ترافیک شهر را کم کنند، و کارآفرینانی در هند با مدلی نوین به ۳میلیون خانوادۀ فقیر خدمت‌رسانی می‌کنند.
undefined نویسندگان این کتاب، پس از دو سال سفر به دور دنیا و گفت‌وگو با صدها مشکل‌گشای بزرگ و کوچک، نقشۀ اقتصاد جدیدی را ترسیم کرده‌اند: اقتصاد حل مسئله، اقتصادی که ارزهای رایجش دیگر فقط دلار و یورو نیستند، اقتصادی که در آن «تأثیر اجتماعی»، «داده‌های عمومی» و «خوش‌نامی» حرف اول را می‌زنند، اقتصادی که در آن سود و هدف، دست در دست هم، تریلیون‌ها دلار ارزش نهفته را آزاد می‌کنند.
undefined این کتاب نه فقط یک تحلیل، که یک فراخوان است: چطور می‌توان از دل بدقلق‌ترین مشکلات بازار پدید آورد؟ نقش ما به‌عنوان شهروند، کارآفرین یا کارمند یک شرکت بزرگ در این انقلاب چیست؟
undefined اگر فکر می‌کنید مشکلات جهان بزرگ‌تر از آن‌اند که بشود حلشان کرد، این کتاب نشانتان می‌دهد که راه‌حل درست از جایی شروع می‌شود که مرزهای سنتی میان دولت، بازار و جامعۀ مدنی رنگ می‌بازند. شاید وقت آن رسیده باشد که بپذیریم حل بزرگ‌ترین مشکلات به‌خودی‌خود بزرگ‌ترین فرصت اقتصادی قرن است.
undefined کتاب «انقلاب در حل مسئله» را ویلیام دی. اِگرز و پال مک‌میلان نوشته‌اند و علیرضا شفیعی‌نسب ترجمه کرده است. ترجمان این کتاب را به‌تازگی منتشر کرده است.
undefined لینک خرید کتاب «انقلاب در حل مسئله»:https://zaya.io/5ypm4
undefined انقلاب در حل مسئله: اتحاد کسب‌وکارها با دولت برای حل مشکلات جامعهundefined ویلیام دی. اگرز، پال مک میلانundefined علیرضا شفیعی‌نسبundefined ۳۱۲ صفحه؛ رقعی؛ جلد نرم؛ قیمت، همراه با ده درصد تخفیف: ۴۰۷/۷۰۰ تومان
@tarjomaanweb

۱۵:۴۲

thumbnail

۹:۰۹

undefined تحریم شیر آب نیست که بشود باز و بسته‌اش کرد
undefined پارادکسِ قدرتِ تسلیحاتِ مالیِ آمریکا
undefined داستان جنگ مالی آمریکا با یک تحول ساده اما سرنوشت‌ساز آغاز شد: پس از یازده سپتامبر، واشنگتن فهمید می‌تواند به‌جای التماس از متحدانش، با یک دستورِ یک‌جانبه، بانک‌های کل دنیا را به زانو دربیاورد؛ کافی است نام یک بانک را در فهرست تحریم بگذارند تا بقیهٔ دنیا، از ترس قطع ارتباط با نظام مالی آمریکا، خودشان آن بانک را طرد کنند. اما این ماجرا به همین‌جا محدود نماند.
undefined حالا دیگر مسئله فقط دربارۀ بانک‌های کوچک یا تأمین‌کنندگان تروریسم نبود؛ این سؤال مطرح شد که چه می‌شود اگر از این سلاح برای حذف کامل یک کشور از نقشۀ جهان استفاده کنیم؟ ایران نمونهٔ آزمایشی این ماجرا شد. ایالات‌متحده چندین دهه تحریم‌های سنگینی علیه جمهوری اسلامی وضع کرده بود که بیشتر مزاحمت بودند تا تهدید وجودی، اما بوش می‌خواست با حمله به عراق حکومت ایران را هم سرنگون کند، نقشه‌ای که موفقیت‌آمیز نبود.
undefined تحریـم‌های ایـالات‌متحده و قطع ارتبــــاط با سوئیفت تبعــــــات اقتصــــــادی زیادی برای حکومــت ایـــران داشت. ایـــران دیگر نمی‌توانســـت پول فروش نفت خود را دریافت کند. صادرات نفت ایران از حدود سه‌میلیون بشکه به ۷۵۰هزار بشکه در روز کاهش یافت و مجبور شد نفت خود را مستقیماً با کالاهایی مثل «گندم و چای از هند، برنج از اروگوئه، و زیپ و آجر از چین» معاوضه کند.
undefined موفقیت تحریم‌ها و قطع ارتباط با سوئیفت ایران را سرانجام پای میز مذاکره کشاند. محمدجــواد ظریف، وزیـــر امور خارجۀ وقت، صریحاً اعلام کرد که سرنوشت توافق به لغو تحریم‌ها بستگی دارد. درنهایت، در چارچوب برجام، ایالات‌متحده و دیگر قدرت‌ها پذیرفتند که تحریم‌های نفتــی و بانکی را متوقف کرده و دسترسی ایران به سامانۀ سوئیفت را مجدداً برقرار کنند.
undefined بااین‌حال، ایالات‌متحده موافقت نکرد که تحریم‌های داخلی خود را لغو کند. تقریباً غیرممکن بود که بتوان همهٔ آن اقدامات بین‌المللی را به روز اول برگرداند. نمی‌شد سیاستی را که براساس ایجاد ترس و بهت وحشت بنا شده، مثل شیر آب، باز و بسته کرد.
undefined وقتی مقامات دولت اوباما از بانک‌های اروپایی و شرکت‌های تجاری خواستند به ایران وام بدهند و در آنجا سرمایه‌گذاری کنند، هیچ‌کس گوشش بدهکار نبود. بانک‌ها و کسب‌وکارها نگران بودند که مقامات آمریکایی بعداً دوباره نظرشان را تغییر دهند و آن‌ها را ناقض تحریم‌ها قلمداد کنند. درواقع، ایالات‌متحده خود را قدرتمندتر از آن کرده بود که بشود به حرفش اعتماد کرد.
undefined کریستوفر هیل، رئیس هیئت نمایندگی ایالات‌متحده در مذاکرات شش‌جانبۀ برنامهٔ هسته‌ای کرۀ شمالی، وضعیت را رک‌وراست توضیح داد: «وزارت خزانه‌داری از تحریم یک‌جور ماشین قیامت ساخته که دیگر نمی‌تواند خاموشش کند».
undefined

۹:۰۹

undefined
undefined ریچل لفلر، یکی از مقامات دولت جرج بوش، هشدار داده بود این سلاح‌هـای جدیدِ مالی، اگر بیش‌ازحد استفاده شوند، ممکن است «اثرگذاری خود را از دست بدهند». وزیر خزانه‌داری اوباما، جک لو، پا را از این هم فراتر گذاشت و در مارس ۲۰۱۶ و اندکی پیش از ترک منصب خود گفت که قدرت عظیم مالی آمریکا چطور ممکن است درنهایت به ضرر خود ایالات‌متحده عمل می‌کند.
undefined لو گفت «قدرت تحریم‌های ما به نقش رهبری‌مان در دنیا گره خورده است» و اگر ایالات‌متحده «بزرگ‌ترین اقتصاد جهان» نباشد، تحریم‌ها دیگر مؤثر نخواهند بود. لو بعید نمی‌دانست که سیاست‌گذاران وسوسه شوند و، در مواجهه با هر بحران جدید، در همان گام نخست به‌سراغ تحریم بروند. او معتقد بود چنین کاری نه‌تنها به‌مرور زمان تحریم‌ها را کم‌اثرتر می‌کند، بلکه به تضعیف تسلط آمریکا بر اقتصاد جهان هم می‌انجامد.
undefined البته خارج‌کردن ایالات‌متحده از مرکزیت نظام مالی جهانی دشوار خواهد بود. اما هشدار بعدی لو از این قرار بود که «جهان در حال آزمایش زیرساخت است تا از مرکزیت ایالات‌متحده بکاهد». این هشدار به‌خوبی توضیح می‌دهد که چرا کشورهایی مثل روسیه و ترکیه تلاش می‌کنند روابط مالی‌ای برقرار کنند که از چشم رأس هرم پنهان بماند، یا چرا چین بی‌وقفه و به‌آرامی تلاش می‌کند نظام مالی جهانی جایگزینِ خود را بسازد.
undefined ایالات‌متحده نقشه‌ای از جهان ترسیم کرد و آن را از نو ساخت. اما هرچه قدرتش آشکارتر شد و بیشتر از آن استفاده کرد، سایر دولت‌ها هم دلیل محکم‌تری پیدا کردند تا نقشه‌های جایگزین خود را بسازند.
undefined آنچه خواندید برشی است از کتاب «امپراتوری زیرزمینی» که به‌تازگی منتشر شده است. این کتاب را هنری فَرِل و آبراهام نیومن نوشته‌اند و حامد قدیری ترجمه کرده است.
undefined لینک خرید کتاب «امپراتوری زیرزمینی»:https://zaya.io/f3ig1
undefined امپراتوی زیرزمینی: آمریکا چطور اقتصاد جهانی را به سلاح بدل می‌سازد؟undefined هنری فرل، آبراهام نیومنundefined حامد قدیریundefined ۲۶۴ صفحه؛ رقعی؛ جلد نرم؛ قیمت، همراه با تخفیف ۳۳۰/۰۰۰ تومان
@tarjomaan

۹:۰۹

thumbnail

۵:۳۱

.undefined در دوران هوش مصنوعی، دیگر هیچ نوجوانی در رمانی کلاسیک غرق نخواهد شد
undefined این واقعیتی است که راهی جز پذیرفتن آن نداریم: بچه‌های امروز دیگر کتاب نمی‌خوانند. خیلی هم ربطی ندارد که در چطور خانواده‌ای بزرگ شوند و پدر و مادرشان که باشند. جان مک‌وورتر، زبان‌شناس، استاد دانشگاه و نویسنده‌ای که تمام عمرش به کتاب‌خواندن گذشته، وقتی دختران نوجوانش را می‌دید که در خانۀ مملو از کتابشان، همیشه خیره‌شدن به صفحۀ گوشی‌هایشان را ترجیح می‌دهند، با خودش می‌گفت: شاید اگر دخترانم دو نسل پیش زندگی می‌کردند، مثل خودم همواره در حال خواندن بودند، اما این روزها، خودِ من هم اغلب دارم به گوشی‌ام نگاه می‌کنم.
undefined او به یاد می‌آورد که سال ۱۹۸۸ بخش زیادی از آنا کارنینا را روی نیمکت‌های پارک خواند. چنان در دنیای حماسی تولستوی غرق می‌شد که سرش را بلند می‌کرد و واقعاً انتظار داشت آنا و ورونسکی را ببیند که در حال عبورند! اما حالا ظاهراً فقط می‌شود برای آن روزهای گذشته تأسف خورد. امروزه جوانان کمتر مطالعه می‌کنند و تعداد جوانانی که برای لذت کتاب می‌خوانند پیوسته رو به کاهش است. بسیاری از منتقدان فرهنگی می‌گویند این مسئله نگران‌کننده است و ما را به ورطۀ حماقت جمعی خواهد کشاند.
undefined اما مک‌وورتر با این منتقدان چندان موافق نیست. او می‌نویسد: «منتقدان این مسئله را نادیده می‌گیرند که، در کنار کاهش مطالعه، نوشته‌های عمیق و گفت‌و‌گوهای اثرگذار رشد کرده‌اند؛ رشد خبرنامه‌های ساب‌استک و پادکست‌ها نشان‌دهندۀ تقاضا برای ایده‌ها و اطلاعاتِ بیشتر است، نه کمتر... من وقتی هم‌سن دخترانم بودم، تعداد زیادی کتاب نه‌چندان خوب می‌خواندم، چون چه کار دیگری می‌توانستم بکنم؟ اما آن‌ها ترجیح می‌دهند وقتشان را برای آثاری بگذارند که واقعاً برایشان هیجان‌انگیز است.»
undefined شاید هم در این اغراق شده که دانشجوها در گذشته واقعاً خیلی کتاب و متن‌های سنگین می‌خواندند. مک‌وورتر به‌یاد دارد که وقتی دانشجو بود، تعداد کمی از هم‌کلاسی‌هایش همۀ تکالیف خواندنی‌شان را کامل می‌خواندند. دانشجویان خودش هم از مدت‌ها پیش از دوران شبکه‌های اجتماعی اعتراف می‌کردند که بیشترِ مطالب را نمی‌خوانند. بخشی از این مسئله به این دلیل است که استادان اغلب متون انبوهی را تکلیف می‌کنند، اما تنها بخش کوچکی از آن را در کلاس بحث می‌کنند.
undefined وقتی مجبورتان کنند کتابی سخت و حوصله‌سربر را از ابتدا تا انتها بخوانید، اما در کلاس هیچ حرفی از آن زده نشود، یا نهایتاً چند پاراگراف از آن مورد بحث قرار گیرد، کم‌کم یاد می‌گیرید که خواندنِ متن‌های طولانی را کنار بگذارید و درس‌هایتان را به شیوه‌های راحت‌تری بگذرانید. اگر از این زاویه نگاه کنیم، ظهور هوش مصنوعی و استفاده از آن در خلاصه‌کردن متن‌ها یا انجام‌دادن تکالیف کلاسی، فقط یک گامِ دیگر در مسیری است که همیشه دانشجوها در حال پیمودن آن بوده‌اند.
undefined البته در دوران هوش مصنوعی دیگر هرگز کارنوشت‌های پنج‌پاراگرافی دربارۀ موضوعات انتزاعی فایده‌ای نخواهد داشت. هدف اصلی آن یادداشت‌های قدیمی پرورش توانایی ایجاد استدلال بود. انجام این کار همچنان ضروری است؛ فقط باید روش دیگری برگزینیم. در بعضی موارد، این یعنی از دانشجویان بخواهیم این یادداشت‌ها را در امتحان‌های کلاسی بنویسند، بدون اینکه به صفحه‌نمایش دسترسی داشته باشند. یا باید پرسش‌هایی از آن‌ها بپرسیم که هوش مصنوعی قادر به پاسخ‌دادن به آن‌ها نیست، مانند پرسیدن «نظر شخصی».
undefined شاید غم‌انگیز باشد، اما احتمالاً هیچ‌کدام از بچه‌های این نسل دیگر هرگز عاشق رمان‌های طولانی و کلاسیک نخواهند شد. اما آن‌ها اکنون از مجموعۀ غنی‌تری از محتواها لذت می‌برند که نسل‌های قبلی نداشتند. کار ما باید این باشد که تشویقشان کنیم تا حد ممکن با بهترین‌های آن درگیر شوند، حتی اگر این به معنای مواجهۀ کمترشان با تولستوی و دیگر نویسندگان کلاسیک باشد. به امید اینکه وقتی هوش مصنوعی بخشی از این کارهای بیهوده را انجام می‌دهد، آن‌ها زمان بیشتری برای این داشته باشند که واقعاً خودشان فکر کنند.
undefined آنچه خواندید برگرفته از نوشتار «تولستوی به هوش مصنوعی خواهد باخت؛ شاید اشکالی نداشته باشد» است که در شمارۀ ۳۷ مجلۀ ترجمان منتشر شده است. این شماره و سایر محصولات ترجمان را از فروشگاه اینترنتی ما خریداری کنید:
undefined https://zaya.io/2mdm5undefined tarjomaan.com/shop
undefined برای تهیۀ نسخۀ الکترونیکی این شماره به بسترهای فیدیبو وطاقچه مراجعه کنید.
@tarjomaan

۵:۳۲

thumbnail

۱۳:۴۹

undefined بچه‌ها را به مریخ نفرستید
undefined گوشی‌های هوشمند چگونه روان فرزندانمان را نابود می‌کنند؟
undefined تصورش را بکنید: دختر ده‌ساله‌تان عاشق فضاست. یک روز برمی‌گردد و می‌گوید در طرحی ثبت‌نام کرده برای سفر به مریخ. بدون اینکه شما بدانید، یک میلیاردر آینده‌گرا ژنومش را تحلیل کرده، عملکرد تحصیلی‌اش را سنجیده، و حالا او را می‌خواهد. چرا کودک؟ چون بدنش در گرانش کم مریخ رشد می‌کند و برای همیشه با آن سیاره سازگار می‌شود. اما برگشتی در کار نیست.
undefined مشکل دیگر اینکه سپر محافظ زمین در برابر اشعه‌های کیهانی آنجا وجود ندارد. سلول‌های درحال‌رشد کودک بسیار آسیب‌پذیرتر از بزرگ‌سالان‌اند. آیا کسی این خطرات را بررسی کرده؟ از قرار معلوم، نه. حالا دخترتان التماس می‌کند. همهٔ دوستانش ثبت‌نام کرده‌اند. شما چه می‌کنید؟
undefined جاناتان هایت، روان‌شناس اجتماعی، این تمثیل را برای طرح پرسشی به کار می‌گیرد که کتابش را وقف آن کرده: ما دقیقاً چنین کاری را با فرزندانمان کرده‌ایم. نه در مریخ، که همین‌جا روی زمین.
undefined هایت می‌گوید که، از اوایل دههٔ ۲۰۱۰، ما کودکان را در معرض آزمایشی رادیکال و مهارنشده قرار دادیم: کودکیِ گوشی‌محور. ماجرا از دو سو اتفاق افتاد. از یک سو، والدین از دههٔ ۱۹۸۰ به بعد، تحت تأثیر ترس از آدم‌ربایی و خطرات خیابانی، بازی آزادانهٔ کودکان در دنیای واقعی را محدود کردند. همان بازی‌ای که پستانداران کوچک، ازجمله انسان، از میلیون‌ها سال پیش برای بالیدن، غلبه بر ترس‌ها، و یادگیری مهارت‌های اجتماعی به آن نیاز داشته‌اند.
undefined از سوی دیگر، دنیای مجازی از راه رسید؛ گوشی‌های هوشمند، رسانه‌های اجتماعی، الگوریتم‌های اعتیادآور، و بعد سلفی‌ها و لایک‌ها و ریتوییت‌ها. نسل زد اولین نسلی در تاریخ بشر بود که دوران بلوغش را گوشی‌به‌دست گذراند. در حساس‌ترین سال‌های رشد مغز، وقتی قشر پیشانی هنوز به ظرفیت کامل نرسیده و مغز نوجوان تشنهٔ پذیرش همسالان است، دستگاه‌ها مثل «دریچه‌ای جادویی» آن‌ها را از آدم‌های دوروبرشان جدا کرد و به جهانی بردند که در آن هویت آدمی یعنی برند آنلاین.
undefined هایت این کتاب را روایت یک «دگرگونی بزرگ» می‌نامد، لحظه‌ای که «کودکیِ بازی‌محور» جای خود را به «کودکیِ گوشی‌محور» داد. او با تکیه بر تحقیقات گسترده نشان می‌دهد که از اوایل دههٔ ۲۰۱۰ سلامت روان نوجوانان در سراسر جهان سقوط کرد. اضطراب، افسردگی، و خودآسیب‌رسانی به‌شدت بالا رفت. دختران بیشترین ضربه را از رسانه‌های اجتماعی خوردند. پسران، از مسیری متفاوت: بازی‌های ویدئویی آنلاین، پورنوگرافی اینترنتی، و از همه مهم‌تر، فقدان گذار به بزرگ‌سالی و استقلال از والدین.
undefined اما کتاب فقط شرح فاجعه نیست. هایت در بخش پایانی چهار پیشنهاد مشخص و ساده مطرح می‌کند که اجرایشان تقریباً هیچ هزینه‌ای ندارد: گوشی هوشمند قبل از دبیرستان ممنوع، رسانه‌های اجتماعی قبل از شانزده‌سالگی ممنوع، گوشی در مدارس ممنوع، و بازگرداندن بازی آزادانه و استقلال به دوران کودکی. او معتقد است اگر بخش بزرگی از والدین و مدارس هم‌زمان این چهار اصل را اجرا کنند، ظرف دو سال شاهد بهبودی چشمگیر در سلامت روان نوجوانان خواهیم بود.
undefined «نسل بی‌قرار» کتابی است دربارهٔ پس‌گرفتن حق انسانیِ زیستن، نه‌فقط برای کودکان، که برای همهٔ ما که، در این دنیای گوشی‌محور، حواسمان پرت، توجهمان پاره‌پاره، و ارتباطاتمان رقیق‌تر از همیشه شده است.
undefined کتاب «نسل بی‌قرار» را جاناتان هایت نوشته و نیره احمدی ترجمه کرده است. ترجمان این کتاب را به‌تازگی منتشر کرده است.
undefined: لینک خرید کتاب «نسل بی‌قرار»https://zaya.io/s8ktt
undefined نسل بی‌قرار: گوشی‌های هوشمند چگونه روان فرزندانمان را نابود می‌کنند؟undefined جاناتان هایتundefined نیره احمدیundefined ۳۸۴ صفحه؛ رقعی؛ جلد نرم؛ قیمت، همراه با تخفیف ۳۴۸/۰۰۰ تومان
@tarjomaan

۱۳:۴۹

thumbnail

۵:۰۳

.undefined همۀ راه‌ها به تلویزیون ختم می‌شود
undefined وقتی در دهه‌های پایانی قرن بیستم، تلویزیون در خانه‌ها جولان می‌داد، منتقدانی مثل رابرت پاتنام یا نیل پستمن در کتاب‌هایشان هشدار می‌دادند که صفحۀ نورانی تلویزیون حیات انسانی ما را به خطر انداخته است. پاتنام در کتاب مشهورش، بولینگ در تنهایی، نوشت: هر بزرگسال آمریکایی در سال، حدود ۳۰۰ ساعت وقت فراغت اضافی داشته است که به‌جای یادگرفتن مهارتی تازه، مشارکت در جامعه، یا تربیت فرزند، صرفِ تلویزیون دیدن در تنهایی و انزوا شده و پستمن می‌گفت تلویزیون سیاست را به تئاتر، علم را به داستان‌گویی و همه‌چیز را به حماقت تبدیل کرده است.
undefined آن سال‌ها، اینترنت و دنیای دیجیتال در حال ظهور بود و خوش‌بین‌ها خطاب به منتقدانی مثل پستمن و پاتنام می‌گفتند: دوران تلویزیون به پایان خود نزدیک می‌شود. به زودی اینترنت از راه خواهد رسید و زخم عمیقی را که تلویزیون بر پیکر فرهنگ زده، درمان خواهد کرد. جاناتان فرنزن، در مقاله‌ای در سال ۱۹۹۵ دربارۀ افول خواندن و ظهور فناوری دیجیتال نوشت: «فناوریِ دیجیتال داروی خوبی برای جامعۀ بیمار است». اما حالا که سی سال از آن روز گذشته است به خوبی می‌دانیم که رسانه‌های دیجیتال هرگز به پادزهر تلویزیون تبدیل نشدند.
undefined درک تامپسون، نویسنده و روزنامه‌نگار آمریکایی، می‌گوید اینترنت نه‌تنها بدیلِ تلویزیون نشد، بلکه خودش در نهایت به تلویزیونی مرگبارتر تبدیل شد. او توضیح می‌دهد: «وقتی می‌گویم ”تلویزیون“، منظورم فقط شبکه‌های معمولی، شبکه‌های کابلی یا چیزی مثل نتفلیکس نیست. ریموند ویلیامز در کتابی می‌گوید، همۀ نظام‌های ارتباطی پیش از تلویزیون، عناصری گسسته بودند. مثلاً کتاب مجموعه‌ای از برگه‌ها بود که بین دو جلد جمع شده بودند، تئاتر یک نمایش بود که در زمان و مکان مشخصی اجرا می‌شد، اما تلویزیون، یک ”جریان“ است».
undefined تلویزیون شکل‌های پراکندۀ رسانه و سرگرمی را در چیزی واحد همگرا می‌کند: جریانِ پیوستۀ ویدیوهای دنباله‌دار. اگر مطابق با این تعریف نگاه کنید، بهتر متوجه می‌شوید که چطور اینترنت به تلویزیون تبدیل شده است. شبکه‌های اجتماعی که امروزه عملاً جایگزین اینترنت شده‌اند، به جریانِ بی‌وقفه‌ای از ویدئوها مبدل گشته‌اند که سازنده‌هایشان را نمی‌شناسیم و فقط یکی پس از دیگری تماشایشان می‌کنیم. البته مثل زمانِ ظهور اینترنت، امروز هم خوش‌بین‌هایی پیدا می‌شوند که می‌گویند دوای دردِ شبکه‌های اجتماعی فناوریِ هوش مصنوعی است.
undefined اما درک تامپسون می‌گوید هوش مصنوعی هم محکوم به سرنوشت مشابهی است. همین حالا، متا محصولی به نام وایبز معرفی کرده و اوپن‌اِی‌آی هم سورا را رونمایی کرده است. هر دو شبکه‌های اجتماعیِ مبتنی بر هوش مصنوعی‌اند که کاربران در آن‌ها می‌توانند بی‌وقفه ویدیوهایی را تماشا کنند که با هوش مصنوعی تولید شده‌اند. پس مسیر پیش رو تقریباً روشن است: همه‌چیز دارد تلویزیون می‌شود. و این یعنی همه‌چیز کم‌کم ارزش‌های تلویزیون را به خود می‌گیرند: فوریت، هیجان، نمایش، ایجاز.
undefined نتیجه، همان‌طور که پستمن هشدار داده بود، جامعه‌ای است که فراموش می‌کند چطور در قالبِ استدلال‌های طولانی فکر کند و به‌جای آن یاد می‌گیرد در قالب صحنه‌های کوتاهِ نمایشی فکر کند. آشناست؟ به چهره‌های اصلی سیاست امروز نگاه کنید. به رئیس‌جمهور راست‌گرایی که ستارۀ تلویزیونِ واقع‌نماست. به چپ‌گرایانی که برنامۀ یوتیوبی می‌سازند. تسلط بر دستور زبانِ ویدئوهای کوتاه، دیگر چیزی حاشیه‌ای در موفقیت سیاسی نیست، خودِ موفقیت سیاسی است. ویدیوهای کوتاه، از نظر نسلِ امروز، از مفهوم موفقیت جدایی‌ناپذیر شده‌اند.
undefined نسل زد درآمریکا، پنج سالِ پیاپی در نظرسنجی‌‌ها گفته‌اند بیش از هر چیز می‌خواهند در بزرگسالی «اینفلوئنسر» باشند. وقتی همه‌چیز به تلویزیون تبدیل می‌شود، آنچه از دست می‌رود فقط خودِ هوش نیست، بلکه چیزی است که گفتنش سخت‌تر است و اثباتِ ارزشش از آن هم دشوارتر: ظرفیت تنهابودن، توانِ توجه پایدار، ساحتِ درون داشتن؛ این فضیلت‌ها در جهانی که هر رسانه همان رسانۀ دیگر است و هر چیز و همه چیز به نظام ارزشیِ یک چیز، یعنی تلویزیون، فروکاسته شده، دیگر معنایی ندارد.
undefined آنچه خواندید برگرفته از گزارش «همه‌چیز تلویزیون است» است که در شمارۀ ۳۷ مجلۀ ترجمان منتشر شده است. این شماره و سایر محصولات ترجمان را از فروشگاه اینترنتی ما خریداری کنید.
undefined tarjomaan.com/shopundefined https://zaya.io/2mdm5
undefined برای تهیۀ نسخۀ الکترونیکی این شماره به بسترهای فیدیبو وطاقچه مراجعه کنید.

@tarjomaan

۵:۰۳

thumbnail

۴:۴۲

undefinedنمایشگاه مجازی کتاب از ۲۶ اردیبهشت تا ۲ خرداد ۱۴۰۵ برگزار می شود.undefined
undefined جدیدترین عناوین ترجمان را در نمایشگاه مجازی با تخفیف ویژه خریداری کنید.
undefinedاز امروز می‌توانید در هر ساعت از شبانه‌روز به سایت https://book.icfi.ir بروید و کتاب‌ها و مجله‌های ترجمان را با ۱۵ تا ۲۵ درصد تخفیف و ارسال رایگان (تا ۲ بسته) تهیه کنید.
undefinedتعدادی از کتاب‌ها و مجلات نسخهٔ الکترونیکی هم دارند و با ۲۵درصد تخفیف و قیمتی بسیار مناسب قابل تهیه‌اند.
undefined بسیاری از کتاب‌ها با قیمت قدیمی به فروش می‌رسند.

undefined وارد سایت https://book.icfi.ir شوید؛ در کادر جست‌وجو نام کتاب را بنویسید، یا در جست‌وجوی پیشرفته و در قسمت ناشر، ترجمان را بیابید.
@tarjomaan

۴:۴۳

thumbnail

۱۲:۵۴

undefined به من گوش بده
undefined تا، با وجود مخالفت، با تو سهیم شوم
undefined خیلی‌هایمان اکثر اوقات حس می‌کنیم کسی به حرفمان گوش نمی‌دهد. دلیلش این است که بیشترِ مردم بلد نیستند درست گوش بسپارند. وقتی طرف مقابلمان حرف می‌زند، فوراً سراغ نتیجه‌گیری می‌رویم. خیال می‌کنیم فهمیده‌ایم، درحالی‌که چنین نیست. قبل از اینکه طرف مقابل حرفش را به پایان برساند، سخن بعدی‌مان را در ذهن آماده می‌کنیم.
undefined به‌طور متوسط، پزشکان بعد از فقط ۱۱ ثانیه گوش‌سپاری بین حرف بیمارانشان می‌دوند تا تشخیصشان را بگویند. اگر پزشک حرف بیمار را قطع نکند، خود بیمار فقط ۶ ثانیه بعد صحبتش را به پایان می‌رساند. برای گفتن صحبتشان فقط همین‌قدر زمان نیاز دارند: 17 ثانیه. ولی تقریباً هیچ‌کدامشان این‌قدر زمان نصیبشان نمی‌شود.
undefined گوش‌سپاریِ بد و نادرست پیامدهایی واقعی و سنجیدنی دارد. وقتی افراد حس کنند کسی حرفشان را نمی‌شنود، کم وبیش دچار اضطراب می‌شوند و موضع دفاعی می‌گیرند. کمتر حرف می‌زنند و هرچه هم می‌گویند ساده‌سازی‌شده است. به‌این‌ترتیب، میان طرفینِ گفت‌وگو دیوارهایی برافراشته می‌شود.
undefined اما وقتی حس کنند دیگران حرفشان را شنیده‌اند، نتیجه‌ای معجزه‌وار رخ می‌دهد. صحبت‌های منسجم‌تر و گیراتری می‌کنند؛ تناقض‌های حرف خودشان را می‌پذیرند، آن‌هم با کمال میل. منعطف‌تر می‌شوند. مثلاً مشتریانی که حس می‌کنند مشاوران مالی‌شان حرفشان را شنیده‌اند احتمال بیشتری دارد به آن‌ها اعتماد کنند و بابت مشاوره پول بپردازند. کارکنانی که حس کنند حرفشان شنیده می‌شود بهتر کار می‌کنند و رؤسایشان را بیشتر دوست دارند.
undefined بیماران اگر حس کنند درک شده‌اند، با رضایت بیشتری از بیمارستان خارج می‌شوند و احتمال بیشتری دارد طبق تجویز پزشکشان عمل کنند. در میان زوج‌ها، افرادی که حس می‌کنند طرف مقابل درکشان کرده می‌توانند بدون آسیب‌رسانی از فوایدِ تعارض بهره ببرند و اتفاقاً انگار بگومگو حالشان را بدتر که نمی‌کند هیچ، بهتر هم می‌کند، حتی وقتی اختلاف نظرها به قوت خود باقی بماند.
undefined تعارض در این حالت سالم است. وقتی حس کنیم درکمان کرده‌اند، گزینه‌هایی را پیش رویمان می‌بینیم که قبلاً نمی‌دیدیم. حس مالکیتی نسبت به جست‌وجوی راهکار به دست می‌آوریم. بعد، حتی اگر حرف خودمان را به کرسی ننشانیم، نسبت به نتایج پذیراتر می‌شویم، چون خودمان در رقم‌زدنشان سهم داشته‌ایم.
undefined آنچه خواندید برشی است از کتاب «اختلاف ویرانگر» نوشتۀ آماندا ریپلی و با ترجمۀ علیرضا شفیعی‌نسب. این کتاب را می‌توانید در نمایشگاه مجازی کتاب با ۱۵٪ تخفیف تهیه کنید.
undefined لینک خرید کتاب «اختلاف ویرانگر»:https://zaya.io/z6kbn
undefined اختلاف ویرانگر: چرا به دام تعارضات افراطی می‌افتیم و چطور از آن‌ها خلاص شویم؟undefined<img style=" />undefined نوشتۀ آماندا ریپلیundefined<img style=" />undefined ترجمۀ علیرضا شفیعی‌نسبundefined ۳۶۸ صفحه؛ رقعی؛ جلد نرم؛ قیمت، همراه با تخفیف: ۴۰۵/۰۰۰ تومان
@tarjomaan

۱۲:۵۵

thumbnail

۵:۳۱

undefined نظریۀ نامحبوب:اگر می‌خواهید با نابرابری اقتصادی مقابله کنید، آن را به نمایش بگذارید!
undefined در دهه‌های اخیر، شکاف میان برخورداران و محرومان بیش از پیش عمیق شده است. بااین‌حال، اگرچه اکثر مردم دستِ‌کم در سطح نظری با نابرابری مخالف‌اند، اما بر سر اینکه چگونه باید با آن مقابله کرد، اختلاف‌نظرهای فراوانی دارند. پژوهشی جدید می‌گوید نگاه مردم به نابرابری و راه‌حل آن، تا حدی به این بستگی دارد که افراد اصلاً نابرابری را در اطراف خود تشخیص می‌دهند یا نه، و در صورت تشخیص، چگونه احساسی نسبت به آن دارند. آن‌ها با طراحی یک مدل آزمایشی در صدد برآمدند تا این موضوع را مورد بررسی قرار دهند.
undefined سنجش این موضوع به‌طور ویژه دشوار است، چرا که دایرۀ اجتماعی هر فرد معمولاً از افرادی با درآمد و میزان ثروتی مشابه با خود او تشکیل می‌شود. در چنین محیط‌های همگنی، ابعاد واقعیِ نابرابری اساساً قابل‌تصور نیست. تحقیقات متعددی نشان داده‌اند که مرفهان جامعه، خیلی وقت‌ها، هیچ درکی از درد و رنج فقیران ندارند و در طرف مقابل، فقرا نیز دیدی بسیار محدود به زندگی ثروتمندان دارند. این سوگیری در تجربه‌های شخصی‌مان می‌تواند احساس ما نسبت به مالیات و دیگر سیاست‌های بازتوزیع ثروت را منحرف کند.
undefined در مدل تحقیقاتی آنلاین پژوهشگران موسسۀ «سانتا فه» و «مدرسه اقتصادی لندن» به ۱۴۴۰ شرکت‌کننده، به طور تصادفی، برچسب «فقیر» یا «ثروتمند» داده شد، و متناسب با این برچسب امتیازی عددی به آن‌ها دادند. هر شرکت‌کننده در لحظه می‌توانست هشت نفر دیگر را که در گروه او بودند ببیند. سپس از این «جامعه‌های کوچک» خواسته شد تا دربارۀ یک نرخ‌ مالیاتی رأی بدهند. در نهایت، رأی میانه تعیین‌کننده بود و برای همۀ افراد حاضر در آن جامعه اعمال می‌شد. در آخر از شرکت‌کنندگان دربارۀ انگیزه‌ها و نظرشان دربارۀ این آزمایش مصاحبه می‌شد.
undefined نتایج نشان داد که وقتی در یک جامعه ثروتمندان و فقیران «در کنار هم» قرار می‌گیرند، رأی‌ها به سمت دوقطبی‌شدن میل می‌کنند و فقرا رادیکال شده و حتی رأی به مالیات صددرصدی می‌دهند. اما وقتی جمع‌ها همگن است، سیاست‌های بازتوزیع حمایت کمتری به خود جلب می‌کند. نکتۀ جالب‌توجه این بود که ثروتمندان، هیچ‌وقت، تمایلی به نرخ‌های بالای مالیاتی نشان نمی‌دادند، چه وقتی در جامعه‌های همگن بودند، چه وقتی در جامعه‌های ناهمگن. بنابراین تنها فقرا بودند که ممکن بود تغییر نگاه بدهند و نظرشان دربارۀ سیاست‌های بازتوزیع عوض شود.
undefined میلنا تسوتکوا، نویسندۀ ارشد این پژوهش، در گزارشی برای نشریۀ «کانورسیشن» نوشت: «آنچه دریافتیم این بود که جدایی ثروتمندان از بقیۀ جامعه بهترین دوست نابرابری است، چون با بی‌تفاوت نگه‌داشتن فقرا وضع موجود را حفظ می‌کند. در عوض، مشاهدۀ ثروتمندان حمایت از بازتوزیع را افزایش می‌دهد و نابرابری را کاهش می‌دهد.» لذا پیشنهاد این پژوهشگران آن است که با استفاده از شبکه‌های اجتماعی، گزارش‌های خبری و گفتمان سیاسی، آگاهی عمومی از ثروت‌های افراطی افزایش یابد. این مسئله شاید در ابتدا نارضایتی به بار بیاورد، اما در درازمدت مفید است.
undefined آنچه خواندید برگرفته از گزارش «چگونه با نابرابری اقتصادی مقابله کنیم؟» است که در شمارۀ ۳۷ مجلۀ ترجمان منتشر شده است. این شماره و سایر محصولات ترجمان را از فروشگاه اینترنتی ما خریداری کنید.
undefined tarjomaan.com/shopundefined https://zaya.io/2mdm5
undefined برای تهیۀ نسخۀ الکترونیکی این شماره به بسترهای فیدیبو وطاقچه مراجعه کنید.
@tarjomaan

۵:۳۱