بله | کانال تصدّقت🎒
عکس پروفایل تصدّقت🎒ت

تصدّقت🎒

۱.۵ هزار عضو
عکس پروفایل تصدّقت🎒ت
۱.۵ هزار عضو

تصدّقت🎒

وَتَوَاصَوْا بِالْحَقِّ وَتَوَاصَوْا بِالصَّبْرِ”دعوت به حق، ترویج صبر و استقامت.با اُمیدِ فرج.سیده هستم.
تصدّقت🎒
undefined حکم پیامبر(ص) در مورد مبارزه کردن با یهود و تردید بعضی از مسلمین در این باره. •حجةالاسلام طباخیان.
غزوه‌ی بنی‌نضیربنی‌نضیر یه قبیله یهودی بود ساکن یثرب(مدینه) تا اوایل سال‌های هجرت. که سال چهارم هجری یکی از غزوات پیامبر اسمش بنی نضیره. بنی‌نضیر و بقیه‌ی یهودیان ساکن در یثرب ثروت زیادی داشتن. پس اوس و خزرج برای غلبه به یهودی‌ها از غسانیان کمک خواستن. غسانیان با سپاهش به حجاز میان، و خیلی از یهودی‌ها رو می‌کشن و بعد از اون اوس و خزرج روی یهودیان مسلط می‌شن، بعدها بنی نضیر توی نزاع اوس و خزرج طرف اوس رو گرفتن. مقارن با ظهور اسلام، و قبل از جنگ احد، قبیله بنی نضیر ظاهرا با ابوسفیان ارتباط داشتن. بعد از هجرت پیامبر مدینه، بنی نضیر و شمار دیگه‌ی یهودی‌ها با مسلمون‌ها پیمان صلح بستن و عهد کردن که در صورت حمله‌ی دشمن به مدینه کنار مسلمون‌ها بمونن. و از ارتباط مالی و جانی با کفار قریشی و برقرار کردن ارتباط باهاشون خودداری کنن. اما خب از اونجا که بنی نضیر پیمانشون رو زیر پا می‌ذارن، در ربیع الاول سال چهارم هجری غزوه‌ی بنی نضیر پیش میاد. این از خود غزوه. رسول خدا برای اینکه از منویّات و طرز فکر این یهودی‌های بنی نضیر مطلع بشه، با یه گروه از افسرانش عازم قلعه این‌ها می‌شه. اما هدف ظاهری پیامبر از تماس با بنی نضیر این بود که در این سال‌ها عمرو بن امیه که از بئر مَعوَنه برگشته بود دونفر از قبیله‌ی بنی عامر رو، که از پیامبر امان داشتن کشت. عامر بن طُفَیل از پیامبر دیه طلب می‌کنه و پیامبر برای پرداخت دیه از بنی نضیر که هم‌پیمان بنی عامر بودن کمک خواست. بنی نضیر کمک به پیامبر رو قبول می‌کنن، اما در توطئه‌ای برای قتل ایشون، عمروبن جحاش رو مامور می‌کنن که حضرت رو پای دیوار قلعه و با سنگ از پا دربیاره. پیامبر بهش وحی می‌شه و از نیرنگ این یهودی‌ها مطلع می‌شه و بهشون ده روز فرصت می‌ده تا با اموال منقولشون جز اسلحه از مدینه خارج بشن و سالانه برای برداشت محصول خرماشون برگردن. عبید الله بن ابی رئیس منافقان مدینه، بنی نضیر رو از اطاعت از پیامبر بازمی‌دارن. و وعده می‌ده که با بنی نضیر ازشون دفاع می‌کنه. تا اینجا رو بخونید که بقیه‌ش رو بگم.

۱۱:۳۶