جنبش صهیونیسم از زمان پیدایش، یعنی نیم قرن از شروع روند اخراج گروهی فلسطینیا، درصدد تخلیه فلسطین از مردمش بود، اما شاید نتونیم «تئودور هرتزل» رو اولین دعوت کنندهٔ به این امر بدونیم. چون اون در زمان خودش نمیخواست نگرانی مردم خصوصاً اعراب فلسطین، مقامات امپراطوری عثمانی و قدرتای بزرگ اروپا رو برانگیخته کنه و در واقع نیازمند جلب دوستی با حداقل رضایت اونها بود. هرتزل توی اولین قدمش برای جلب دوستی اعراب فلسطین یسری نامه به برخی از چهرههای سرشناس و مشهور عرب توی استانبول مثل «یوسف ضیاء خالدی» مینویسه و بهشون وعده میده که اگه یکم زمین به یهودیا بفروشن درآمدش به نحو چشمگیری میره بالا و وضعشون بهتر میشه. هرتزل به این قضیه بسنده نمیکنه و سعی میکنه به «سلطان عبدالحمید» یعنی حاکم یکی از بزرگترین امپراطوریهای اسلامی در طول تاریخ بقبولونه که طرحش نه تنها خطری برای مسلمین نداره بلکه از نظر مالی براشون کاملا سود آوره! قدم سوم هرتزل این بود که یسری تماس تلفنی علنی و غیرعلنی با ابرقدرتای اون زمان بگیره و به «هریک» اطمینان بده که هدفش اشغال سرزمین فلسطین نیست، بلکه منظورش ایجاد جای پا برای فلسطینه تا در دراز مدت پایگاهی برای خدمت به منافع اون قدرت و برضد قدرتهای دیگه باشه. شایان ذکره اینکه همچین تعهدی در «اعلامیه بالفور» که اولین اعلامیه رسمی(عبارتاً مجوز) کشورای اروپایی به صهیونیستا برای تاسیس یه دولت یهودی توی فلسطین بود، کاملا به چشم میخورد. توی این اعلامیه در اصل نامهی سِر «آرتور بالفور» وزیر خارجه وقت بریتانیا به «لرد روچیلد» یکی از رهبرای جنبش صهیونیسم توی انگلستان بود، اینطور اومده که:«هیچ چیزی که مخل حقوق مدنی غیریهودیان ساکن فلسطین باشد وجود ندارد!!»(دقت کنید اونا اسمی از اعراب یا فلسطینیا نیوردن.. و فقط از اصطلاح غیریهودیا استفاده کردن!)
۱۰:۱۵