در شب لیلة الهریر که نزدیک بود سپاهیان امام علی علیهالسلام کار جنگ را یکسره بکنن، اشعث در جمع کندیان بلند شد و ضمن خطبهای، با لحنی مصلحتجو خواستار چی شد؟ ترک خونریزی بیشتر!! بنا به همین روایات، تا خبر خطبهی اشعث به معاویه رسید دستور داد تا قرآنها را به نیزه کنن. که جالب ماجرا دقیقا اینجاست که در ماجرای عمروعاص و قرآن به نیزه شدن در جنگ صفین، اونی که اومد اول سرصدا کرد که آی ما با قرآن نمیجنگیم اشعث بود. البته مستندات تاریخی میگه اشعث کاملا با عمروعاص هماهنگ عمل میکرد. اونی که کار رو کشوند به حکمیت اشعث بود. اونی که ابوموسی اشعری رو گفت باید بره اشعثه، جالبه که امیر المومنین فرمود: ابن عباس بره. اول که حضرت فرموده بود که حکمیت رو قبول ندارن، اولش که حضرت فرمود «بابا قرآن منم، نماز منم، روزه منم اینی که میبینید پوسته. حقیقت قرآن اینجاست.» گفتن نه! یا علی ما به جنگ با قرآن نمیریم. شمشیراشون رو برهنه کردن گذاشتن روی شونههاشون، گفتن یاعلی یا میگی مالک برگرده! یا گردنت رو بزنیم. که اینجا دیگه اقا به ناچار گفت بگید مالک برگرده و مالک برگشت.این نشون از اینه که اشعث هماهنگی کامل داشت با معاویه! که حتی یعقوبی از مکاتبات این دونفر نوشته بود. یعقوبی اینم گفته بود که در ماجرای نوشتن صلحنامه وقتی بین دوسپاه بر سر لقب امام علی یعنی امیرالمومنین اختلاف افتاد اشعث از اونایی بود که گفت چه مشکلی داره؟ لقب رو حذف کنید تموم بشه بره که در اینجا مالک اشتر باهاش وارد بحث میشه.
۲۱:۵۱