۱۲:۵۲
۱۲:۵۲
لحظههای به یاد موندنی
۱۲:۵۳
۱۲:۵۳
۱۲:۵۳
۱۲:۵۳
۱۲:۵۳
۱۲:۵۳
توی این سریال سه بار پیش تراپیست می رن که به نظرم دو بارش خیلی خوب بود. یکی وقتی روری بر می گرده دانشگاه و دانشگاه موظفش می کنه جلسات منظم بره و یکی وقتی لورولای با دوست امیلی توی ماشینش بعد مهمونی درباره دیدگاهش درباره ازدواج حرف می زنه. درباره اینکه هیچ وقت توی خانواده اش ازدواج رو به عنوان یه اتفاق خوب و امن و نتیجه عشق ندیده و همیشه یه راه حل برای یه مشکل بوده و برای همین وقتی مشکلی نیست نمی تونه خودش رو ببینه که ازدواج کرده. به نظرم اگه جلسات بیشتری میرفت میفهمید چه ترومایی رو داره هم خودش زندگی می کنه هم به دخترش منتقل کرده که هی روابطشون رو خراب می کردن خودشون.
۱۲:۵۸
در نهایت اینکه انسجام شخصیت ها و الگوهای رفتاریشون خیلی هوشمندانه و مشخص بود. پیچیدگیای که به داستان دادن با اینکه داد تمام طرفدارا رو در آورده بود خیلی داستان رو قشنگ و واقعی کرد.
۱۲:۵۹
این سریال رو مخصوصا خیلی به مادرهای جوون یا مادرهای مجرد یا مادرهایی که با بچهاشون رفیقن یا می خوان رفیق باشن توصیه می کنم.
۱۳:۰۰
عاشق فیلم و سریالهاییم که هوس کتاب خوندن به جونم میندازن و قفلی جدیدم این سریاله که خیلی نحوه روایتش رو دوس دارم و فضاش خیلی منه و بارها بهم پیشنهادش داده بودن. ژانر تاریخی فانتزی عاشقونه...اون رقص جادوگرا توی اولین قسمت... دلم برای چنین فضایی خیلی تنگ شده بود.
۱۳:۰۴
قابهاش. فضاش.
۱۶:۵۲
۱۶:۵۲
۱۶:۵۲
۱۶:۵۲
۱۶:۵۲
انسان وقتی فرو میپاشد که «هیچ نقطهی قابل اتکایی» در تجربهاش باقی نماند.نه لزوماً وقتی که خطر زیاد است.ذهن، برای تحمل درد، نیاز به فرم دارد.کاری که باید کرد، ساختن جزیرههای کوچک قطعیت است.یعنی چه؟یعنی وقتی جهان، دیگر قابل پیشبینی نیست،تو باید عمداً بخشهایی از زندگی را پیشبینیپذیر نگه داری.خواب.غذا.بدن.روابط امن.کارهای کوچک تکرارشونده.همین روتینهای کوچک، نقش ابژههای نگهدارنده را بازی میکنند؛ چیزهایی که نمیگذارند روان، کامل در آشوب حل شود. ذهن خسته، حتی حقیقت را هم به شکل فاجعه تجربه میکند. برای همین، تاب آوردن برزخ ندانستن، بیشتر از آنکه مسئلهی فهم باشد، مسئلهی تنظیم است.تنظیم یعنی بتوانی در لحظهای که ذهنت میخواهد تا آخرین سناریوی وحشت پیش برود،بخشی از خودت را نگه داری که بگوید:«لازم نیست الان کل آینده را حل کنم.فقط باید امروز فرو نپاشم.»این کار کوچک به نظر میرسد،اما دقیقاً همان چیزیست که روان بالغ را از ذهن وحشتزده جدا میکند. روان بالغ، لزوماً روان امیدوار نیست.روانیست که میتواند واقعیت را ببیند، بدون اینکه کامل در آن غرق شود. بعضی دورههای زندگی قرار نیست فوراً “حل” شوند. باید از میانشان عبور کرد،بدون اینکه تمام روان خرج پیشبینی آینده شود.آدمی که همهی انرژی روانیاش را صرف حدس زدن فردا میکند، دیگر نیرویی برای زندگی کردن امروز ندارد.
یادداشت سارا اکبرزاده
یادداشت سارا اکبرزاده
۱۰:۳۲
بزرگترین خطای روانی در بحران این است که آدم فکر کند فقط وقتی حق آرامش دارد که همهچیز روشن شده باشد. در حالی که اگر روان یاد نگیرد وسط ابهام هم زندگی کند، کل زندگی تبدیل به تعویق میشود.
تعویق تصمیم. تعویق رابطه. تعویق لذت. تعویق نفس کشیدن.
کمکم آدم دیگر زندگی نمیکند؛ فقط منتظر مشخص شدن آینده میماند.
اما آینده، همیشه دیرتر از ظرفیت روانی ما روشن میشود.برای همین مسئولیت واقعی این روزها، بیشتر از آنکه «پیشبینی کردن» باشد، «تنظیم کردن» است. تنظیم بدن. تنظیم ذهن. تنظیم رابطهها. تنظیم میزان مواجهه با اخبار. تنظیم فاصله با وحشت.
چون ذهن انسان، وقتی طولانیمدت در وضعیت بقا میماند، جهان را دیگر آنطور که هست نمیبیند؛ آنطور که میترسد میبیند.
پس مراقبت این روزها یعنی نگذاریم اضطراب، تمام معماری روانمان را تصاحب کند.روان بالغ، روانی نیست که نترسد. روانیست که بتواند بترسد، و همزمان هنوز فکر کند، هنوز انتخاب کند، هنوز مراقبت کند.
مهم است که وسط این مه،فرمان روانمان را کامل به وحشت نسپاریم.
سارا اکبرزاده
تعویق تصمیم. تعویق رابطه. تعویق لذت. تعویق نفس کشیدن.
کمکم آدم دیگر زندگی نمیکند؛ فقط منتظر مشخص شدن آینده میماند.
اما آینده، همیشه دیرتر از ظرفیت روانی ما روشن میشود.برای همین مسئولیت واقعی این روزها، بیشتر از آنکه «پیشبینی کردن» باشد، «تنظیم کردن» است. تنظیم بدن. تنظیم ذهن. تنظیم رابطهها. تنظیم میزان مواجهه با اخبار. تنظیم فاصله با وحشت.
چون ذهن انسان، وقتی طولانیمدت در وضعیت بقا میماند، جهان را دیگر آنطور که هست نمیبیند؛ آنطور که میترسد میبیند.
پس مراقبت این روزها یعنی نگذاریم اضطراب، تمام معماری روانمان را تصاحب کند.روان بالغ، روانی نیست که نترسد. روانیست که بتواند بترسد، و همزمان هنوز فکر کند، هنوز انتخاب کند، هنوز مراقبت کند.
مهم است که وسط این مه،فرمان روانمان را کامل به وحشت نسپاریم.
سارا اکبرزاده
۱۰:۳۳
پادکست علی شاهی - اقتصاد رویاhttp://Agrafoss.com/hell/bazare-roya.mp3اقتصاد رؤیا چگونه کار میکند؟ مکانیسم روانی در تقاضای رویا و مکانیسم تکنیکی در عرضهٔ آن چگونه با هم چفت میشوند؟ «فاجعه» چه ارتباطی با رؤیا و رؤیا فروشی دارد؟تلاش کردهام با بررسی رمان پرنفوذ و تأثیرگذار اسکات فیتزجرالد، «گتسبی بزرگ»، پاسخی برای این پرسشها بیابم.امیدوارم که به کارتان بیاید.و اگر آمد، آن را به دست دیگران هم برسانید.
[برای شنیدن این اپیزود نیازی نیست که حتماً رمان را خوانده باشید.]
سرتان سلامت.
#ادبیات_در_دوزخ
[برای شنیدن این اپیزود نیازی نیست که حتماً رمان را خوانده باشید.]
سرتان سلامت.
#ادبیات_در_دوزخ
۱۰:۳۸