بله | کانال یا کاشف الکرب الحسین علیه السلام
عکس پروفایل یا کاشف الکرب الحسین علیه السلامی

یا کاشف الکرب الحسین علیه السلام

۱,۲۹۸عضو
بازارسال شده از ذاکرین حسین جان
@ZakerineHoseinjaan
#شهادت_حضرت_زهرا_س
چه خبرهاست در عالم، ز وِلای زهرا همه دنیاست پُر از مدح و ثنای زهرا
آن خدایی که عالَمِ هستی، از اوست همه‌ی هستیِ خود، ریخت بپای زهرا
نَه فقط مُلکِ فدک، هدیه‌ی پیغمبری استهمه‌ی کون و مکان است، برای زهرا
آفرینش، کمی از مهریه‌ی فاطمه است حبّ مولاست، تَهِ لطف و عطای زهرا
همه‌ی خلقتِ حق، غرقِ ولای علی است خودِ مولاست ز جان، غرقِ ولای زهرا
وحی اگر بعدِ پیمبر، شده بر او نازل همدمِ اوست بِوالله، خدای زهرا
جبرئیل آمده این رازِ مگو، فاش کند که بوَد عبدِ خدا، عبدِ سرای زهرا
هر که قربانیِ او هست، نشانی دارد ای بنازم، به تمامِ شهدای زهرا
همه عشاق، مقیمِ حرمِ فاطمه‌اَندانبیا سایه‌نشینند، بپای زهرا
حجت‌ُاللهِ تمامِ حُجَجُ الله است او مهدیِ فاطمه هم هست، فنای زهرا
مؤمنینند مُشرَّف، به تَولّای علی شیعیانند موفق، به وفای زهرا
لشکرِ فاطمیون گوشه‌کنارند، زیاد در همه جای جهان، زیرِ لوای زهرا
فاطمه در همه جا، جان به کفانی دارد صف کشیدند، که گردند فدای زهرا
هر نژادی به جهان، ریزه خورِ سفره‌ی اوستنرسد هیچ گدائی، به گدای زهرا
همچنان دانه، که مرغی زِ زمین می‌جوید یارِ اَحباب شود، روزِ جزای زهرا
وقتِ رفتن قدَمِ اوست، به بالینِ سرمفکرِ فرزندِ خودش هست، صفای زهرا □  □  □این چه رسمی است، که مزدِ زحماتش بِشود سیلیِ دشمنِ دیرینه، سزای زهرا
در رهِ یاریِ مولا، به چه حسرت گوئیم:کاش می‌شد که، بمیریم بجای زهرا
درسِ زهرا نَه همین، یارِ علی بودن، بودخونِ دل خوردنِ ما هست، لقای زهرا
#حاج_محمود_ژولیده
undefinedکانال "تلگرام" ذاکرین حسین جانundefined https://telegram.me/joinchat/BvAvozzMvfe8t8m3lZGRUw
undefinedکانال "بله" ذاکرین حسین جانundefinedhttps://ble.im/zakerinehoseinjaan
undefinedکانال "ایتا" ذاکرین حسین جانhttps://eitaa.com/ZakerineHoseinjaan

۱۱:۳۲

بازارسال شده از ذاکرین حسین جان
@ZakerineHoseinjaan
#مناجات_فاطمی_امام_زمان_عجاول مهر ۱۴۰۴ صنف لباسفروش
با شانه ی خم گشته ز سنگینی بارمدلواپس دیدار تو در روز قرارم
یک جور شده روز و شبم حضرت خورشیدیعنی ز فراق تو شب و روز ندارم
ای راز شکوفایی گلها ... نظری کنبی عطر ظهور تو خزان است بهارم
این درد کُشنده است که در کوچه و بازارنشناختمت گرچه گذشتی ز کنارم
ترسم تو بیایی و من آنروز نباشمآنروز محبت کن و بگذر ز مزارم
هر شب ، شب گیسوی تو باشد هوس منهر صبح تو را یاد کند روز شمارم
با دیده ی آلوده ملاقات  محال استوقتی که چو آیینه ی پُر گرد و غبارم
گفتم که بیا ... گرچه به این واقفم آقااندازه ی دیدار شما ، نیست عیارم
خوبیِ تو را دیدم و ... تغییر نکردمپس حق بده چون ابر از این غصه ببارم
هرچند گنهکار تر از من به جهان نیستبا این همه ... امّید به دیدار تو دارم
میلم به نجف هست ولی پا به رکابتمشتاق توام ، بند سر زلف نگارم
دلتنگ علی هستم و بی تاب ضریحشتا باز به درگاه خدا سجده گذارم
گفتم نجف و زود دلم رفت مدینهاز بسکه پُر از سیب شده باغ انارم
یا فاطمه می گویم و تا روز قیامتگریه کن آن سینه ی در تحت فشارم
اوضاع به نحوی وسط شعله رقم خوردفرمود بیا فضه ، ببین ریخته بارم
دیوار ز پشت سر و آتش ز مقابلاز هر دو طرف بست عدو راه فرارم
افتادم و افتاد ... در خانه به رویمتا دومی پست ... لگد کرد نثارم
با خاطر آسوده ز جنجال گذشتنداز روی درِ خانه به هر حال گذشتند
undefinedکانال "تلگرام" ذاکرین حسین جانundefined https://telegram.me/joinchat/BvAvozzMvfe8t8m3lZGRUw
undefinedکانال "بله" ذاکرین حسین جانundefinedhttps://ble.im/zakerinehoseinjaan
undefinedکانال "ایتا" ذاکرین حسین جانhttps://eitaa.com/ZakerineHoseinjaan

۱۱:۳۶

بازارسال شده از ذاکرین حسین جان
@ZakerineHoseinjaan
#مدح_حضرت_زهرا_س
حجت اللهِ معظم زهرا!همه ی حُسنِ مجسم زهرا!
هر پیمبر به نگاهت محتاج..جان پیغمبر خاتم زهرا
آنکه مولای امامان من است..کیست غیر از تو در عالم زهرا؟!
ظاهرا رو به خدایم کردم..باطناً رو به تو کردم زهرا
سجده کردند به آدم در عرش..  کرد سجده به تو آدم زهرا
طعم خرمای نجف از‌ فدک استهم گدای علی‌ام هم زهرا!
هرکسی خرج تو شد رفت بهشتهرکسی نه! به جهنم زهرا!
اسم اعظم که همه می‌خواهندیک کلام است،همین دم..زهرا!
از شب قدر ْ همین مارا بسآن تویی قدر‌ِ مسلّم زهرا
درک تو شان کسی چون فضه ستکیست در باب تو محرم زهرا؟!
ای به قربان زمانی که علی..شد به دست تو معمم زهرا
خیر تو خرج حسینت میشد!بانی ماه محرم زهرا!
هیچ از کوچه نگفتی با ما..بگو از حادثه یک‌کم زهرا
ضربه ی کاری محکم قنفذ!چادر خاکی درهم زهرا!
بعد از آن سیلی بی رحم چه شد..شده آن آینه مبهم زهرا!
#سید_پوریا_هاشمی
undefinedکانال "تلگرام" ذاکرین حسین جانundefined https://telegram.me/joinchat/BvAvozzMvfe8t8m3lZGRUw
undefinedکانال "بله" ذاکرین حسین جانundefinedhttps://ble.im/zakerinehoseinjaan
undefinedکانال "ایتا" ذاکرین حسین جانhttps://eitaa.com/ZakerineHoseinjaan

۱۱:۴۲

بازارسال شده از ذاکرین حسین جان
@ZakerineHoseinjaan
#شهادت_حضرت_زهرا_سبستر شهادت
روزگارم ای به قربانت به هم پیچیده استحال من دستم به دامانت به هم پیچیده‌است
ظرف آبی داد دستت نصف آبش حیف ریختبچه‌ام از دست لرزانت به هم پیچیده‌است
بعد از آن روزی که برگشتی به خانه با حسنباورم این است مژگانت به هم پیچیده‌است
کارِ مرهم نیست، این طرز جراحت ساده نیستپهلویت از زخمِ پنهانت به هم پیچیده‌است
آه ای شانه شکسته، موی زینب را نبافخیلی از این ضعف دستانت به هم پیچیده‌است
زینبت وقتِ غروبی سرخ می‌نالد حسینکارم از زخم فراوانت به هم پیچیده‌است
غارت است و می‌کِشند و می‌بُرند و می‌بَرندوضع در شامِ غریبانت به هم پیچیده‌است
می‌زند آتش، گره بر موی دختر بچه‌هاآه گیسوی یتیمانت به هم پیچیده‌است
چادرم را می‌کشم رویت نبیند دخترتنیزه‌ای با جسم عریانت به هم پیچیده‌است
#حسن_لطفی
undefinedکانال "تلگرام" ذاکرین حسین جانundefined https://telegram.me/joinchat/BvAvozzMvfe8t8m3lZGRUw
undefinedکانال "بله" ذاکرین حسین جانundefinedhttps://ble.im/zakerinehoseinjaan
undefinedکانال "ایتا" ذاکرین حسین جانhttps://eitaa.com/ZakerineHoseinjaan

۱۲:۲۱

بازارسال شده از ذاکرین حسین جان
@ZakerineHoseinjaan
#شهادت_حضرت_زهرا_سروضه بعد از شهادت
الا ای خاک یارم را گرفتی گلم باغم بهارم را گرفتی
علی از داغش، آه سرد داردمراقب باش، پهلو درد دارد    بسوزم در غمش با حال خسته الا ای خاک بازویش شکسته
به او غربت رسیده در مدینهبه تو بسپردمش با زخم سینه
نشان عشق دارد در وجودشمدارا کن تو با جسم کبودش
تو میبینی رخش  گردیده نیلیزده مردی به او در کوچه سیلی
نبین مهمان تو قامت کمان استالا ای خاک زهرایم جوان است
کفن کردم تن او را شبانهبه چشم بچه ها در صحن خانه....
الا ای خاک وقت یاریِ توستدلم گرم امانت داریِ توست
#مرتضی_عابدینی
undefinedکانال "تلگرام" ذاکرین حسین جانundefined https://telegram.me/joinchat/BvAvozzMvfe8t8m3lZGRUw
undefinedکانال "بله" ذاکرین حسین جانundefinedhttps://ble.im/zakerinehoseinjaan
undefinedکانال "ایتا" ذاکرین حسین جانhttps://eitaa.com/ZakerineHoseinjaan

۱۲:۳۲

بازارسال شده از ذاکرین حسین جان
@ZakerineHoseinjaan
#مدح_حضرت_زهرا_س
کُنهِ اسرارِ قضا  رازِ قدَر  با زهراستشب به شب نور شبستان سحر با زهراست
نیست در سیره‌ی ما هیچ شکستی با اوسرفراز است دل شیعه اگر، با زهراست
معرفت از درِ این بیت ببر ، عمر کم استهرچه خیر است در این دورِ قمر با زهراست
نقش کردن شهیدان حرم با خط خونفتح با فاطمه و صبحِ ظفر با زهراست
لطف او بود اگر بیرق ایران بالاستحفظ این خطه از امواج خطر با زهراست
آنچنان ریخت مدینه به هم از هیبت او......همه گفتند که شمشیر دوسر با زهراست
"چادرت را بتکان روزی ما را بفرست"دست ما خالی و یک نیم‌نظر با زهراست
آنچه فیض است در این گریه‌ی بارانی ماستاشک از او خواه که این زاد سفر با زهراست
کوچه ای کاش نمی‌رفت نمی‌خورد زمینراز پیری حسن ، زخم جگر با زهراست
#حسن_لطفی
undefinedکانال "تلگرام" ذاکرین حسین جانundefined https://telegram.me/joinchat/BvAvozzMvfe8t8m3lZGRUw
undefinedکانال "بله" ذاکرین حسین جانundefinedhttps://ble.im/zakerinehoseinjaan
undefinedکانال "ایتا" ذاکرین حسین جان@ZakerineHoseinjaan

۱۶:۱۹

بازارسال شده از ذاکرین حسین جان
@ZakerineHoseinjaan
#شهادت_حضرت_زهرا_سروضه‌ی حضرت رُباب سلام‌الله
این چشم‌های خیسِ بدهکار را ببخشمن را ببخش  این همه اصرار را ببخشمن میخ را خودم زده بودم به چوبِ درای میخ کوب...، فاطمه...، نجار را ببخش
دیدم زِ شعله بال کبوتر جدا نشدآتش گرفت چادر مادر، جدا نشدهیزم شد و شکسته شد و سوخت در، ولیای وایِ من  که فاطمه از در جدا نشد
گفتم میان کوچه به دنبال من نیاتو بارِ شیشه داری و جانِ حسن نیامن را که می‌برند فدای سرت بمانزهرا میان این همه دستِ بزن نیا
بازوی تو شکست، به بازو مرا کشیداز آن طرف تو را  و از این سو مرا کشیداول شکست پهلوی تو  بعد آمد و...تا مسجدِ مدینه به پهلو مرا کشید
در کوچه بعدِ دادِ حسن داد می‌زدمتا که حسین گفت نزن داد می‌زدممی‌خواستند اشک مرا در بیاورندمی‌زد غلاف و جای تو من داد می‌زدم
بانو به اَبْکِنی به تباکی مرا ببخشای روح نور، مادر پاکی مرا ببخشدیدی که پیش شهر زمین خورد مردِ توزهرا به این محاسن خاکی مرا ببخش
من از تو شرمگین و حسینت زِ قحط آب من را حسین کرد کباب و تو را کباب من مرا مغیره کُشت و پس از این به کربلااو را نگاه حرمله و گریه‌ی رُباب
داد از گلوی کوچک و ایل و تبار ماتیر سه‌شعبه و نوه‌ی شیرخوارِ ماما می‌رسیم کرببلا پشت خیمه‌ها وای از  رُباب و کودکِ نیزه‌سوار ما
#حسن_لطفی
undefinedکانال "تلگرام" ذاکرین حسین جانundefined https://telegram.me/joinchat/BvAvozzMvfe8t8m3lZGRUw
undefinedکانال "بله" ذاکرین حسین جانundefinedhttps://ble.im/zakerinehoseinjaan
undefinedکانال "ایتا" ذاکرین حسین جان@ZakerineHoseinjaan

۱۶:۲۲

بازارسال شده از ذاکرین حسین جان
@ZakerineHoseinjaan
#وفات_حضرت_ام‌_البنین_س
ای کنارِ تو آسمان‌ها هیچدر کران تو بی‌کران‌ها هیچدر مقامات تو چه باید گفت ؟ درک‌ها  فهم‌ها  گمان‌ها هیچوقت وصفت مدیحه‌ها لال‌اندچه بخوانند این زبان‌ها؟ هیچفانیِ فاطمه  فداییِ عشقچه بگویم زِ بی نشان‌ها هیچتو بقیعی ولی میان نجفپیش تو جمله آستان‌ها هیچچقدر حاجت آمده سویتهیچ مانده از این و آن‌ها هیچهرکه خورده‌است نان سفره‌ی تونکشد منت از دکان‌ها هیچتا کمی از تو گفت عباستباز مانده همه دهان‌ها،هیچوقت از ما نگیر مادری‌اتای به پایت تمام جان‌ها هیچآنقدر خم شدی  زِ روی ادبنرسد بر قَدَت کمان‌ها هیچ
گفته‌ها و نگفته‌هامان تو شنبه‌ها نه که هفته‌هامان تو
آفتاب حیات  ام‌بنینصلوات و صلواة ام‌بنینچادر خاکیِ خزان زده‌اترشته‌های نجات  ام‌بنینهمه‌ی نذرهای مادری‌اممادر کائنات  ام‌بنینبین آغوش توست شش‌گوشهاز تمام جهات  ام‌بنینتلخ شد بعدِ شاخ‌شمشادتشاخه‌های نبات  ام‌بنینپیش تو می‌‌رسد هنوز از شرمگریه‌های فرات  ام‌بنینبینِ خانه‌است روضه‌خوان زینبروی خاک حیاط  ام‌بنینچقدر حق به گردنت دارندمردمان دهات ام‌بنین
مادری بی‌کس است، این کم نیستآه از شش پسر یکی هم نیست
نوجوانش چه شد جوانش نیستعلی‌اکبر دم اذانش نیستنجمه از قاسمت نخوان پیششپیرزن اینقدر توانش نیستروی پا ایستاد اما نه.....قوَّتی بین استخوانش نیستزیر لب گفت: کو نوه‌هایم ؟از رقیه نگو زمانش نیستمَشک را پشت پرده‌ها ببریدحق بده مادر است جانش نیستشانه‌ها را نشان او ندهیدطاقت زخم خیزرانش نیستخانه‌اش سوت و کور شد حالاپسرش نیست  پهلوانش نیستتا رُباب است پیش چشمانشاحتیاجی به روضه‌خوانش نیست
جان او باز هم لبالب شدروضه خوانش دوباره زینب شد
ناله‌ای بین خیمه‌گاه اُفتادتا عمو رفت گریه راه اُفتادراست گفتند ماه را دیدندچشم دشمن به اشتباه اُفتادعلقمه زار زد به دامن اوبین یک برکه عکس ماه اُفتادتاکه اُفتاد بر زمین  دستشبه زمین طفل بی‌گناه اُفتادمَشک را تا گرفت بر دندانبه حرم آخرین نگاه اُفتادتیرِ سختی میان چشمش رفتوای با رو به قتلگاه، به اشتباه اُفتادیک نفربود در میان همهکار در دست یک سپاه اُفتادتا که پیشانی‌اش ترک برداشتفاطمه در کنار شاه اُفتاد
چه شده با سرش بیا و ببینخوب شد نیامد ام‌بنین
#حسن_لطفی
undefinedکانال "تلگرام" ذاکرین حسین جانundefined https://telegram.me/joinchat/BvAvozzMvfe8t8m3lZGRUw
undefinedکانال "بله" ذاکرین حسین جانundefinedhttps://ble.im/zakerinehoseinjaan
undefinedکانال "ایتا" ذاکرین حسین جان@ZakerineHoseinjaan

۱۶:۱۵

بازارسال شده از ذاکرین حسین جان
@ZakerineHoseinjaan
#مناجات_امام_حسین_ع
هر کجا نام تو آمد کار ما فریاد شدغصه‌آبادِ دل نوکر حسین آباد شد
یا حسین مادرم اول به من تاثیر کردطفل او در گاهواره عبد مادر زاد شد
پیش معصومین عزیزم چون عزیز من توییآنقدر گفتم حسین تا مادرت دل‌شاد شد
از تو آقایی میاید از منِ بد نوکریهر کسی پیگیر کار روضه شد امداد شد
آن‌کسی که دید این دیوانه هایت را حسینگریه کرد و بیخیال قصه ی فرهاد شد!
یک نفر از برکت نامت شفایش را گرفتیک نفر از برکت تو صاحب اولاد شد
هم پدر بودی برایم هم رفیق من شدیپشت من بودی در آن وقتی که وضعم حاد شد
حُر بدون تو به زندان هوای نفس بودتو در آغوشش گرفتی بعد از آن آزاد شد
کربلای ما به امضای بزرگ مشهد استجلوه ی شش گوشه ی تو پنجره فولاد شد
آن سه روزی‌ که تنت افتاد عریان روی خاک..روضه خوان پیکر تو ناله های باد شد
#سید_پوریا_هاشمی
undefinedکانال "تلگرام" ذاکرین حسین جانundefined https://telegram.me/joinchat/BvAvozzMvfe8t8m3lZGRUw
undefinedکانال "بله" ذاکرین حسین جانundefinedhttps://ble.im/zakerinehoseinjaan
undefinedکانال "ایتا" ذاکرین حسین جانhttps://eitaa.com/ZakerineHoseinjaan

۱۳:۱۸

بازارسال شده از ذاکرین حسین جان
@ZakerineHoseinjaan
#مناجات_امام_حسین_ع 
زندگی تکرارِ یک رنجِ ملال آور شدهحال ما اما به لطف روضه ات بهتر شده
من نمی دانم چه سِرّی در گدایی تو هست هر کسی افتاده بر پایِ تو آقاتر شده
من به آغوشِ ضریحِ تو پناه آورده ام هر کجا در بازیِ دنیا دلم مضطر شده
هر که با یک واسطه هر شب صدایت می زند ضامنِ ما دل پریشان ها خودِ مادر شده
آبرویی هم اگر دارم به لطفِ فاطمه ست با دعای مادرانه، سنگ هم گوهر شده
قرن ها اجدادمان نامِ تو را بردند کهحال بعد از سال ها فرزندشان نوکر شده
صبح محشر آتشِ دوزخ نمی سوزانَدَشقَدرِ یک بالِ مگس چشمانِ هر کس تر شده
از خدا دیگر چه می خواهم که عمرم سال هاستبا گدایی کردن از این خانواده  سر شدهundefinedundefinedundefinedدر تنورِ خانه ی خولی چه آمد بر سرترأس تو ای ماه زینب! غرقِ خاکستر شده
خوب شد چشمانِ تو بر روی نیزه بسته بود تا نبینی خواهرت اینگونه بی یاور شده
#احسان_نرگسی
undefinedکانال "تلگرام" ذاکرین حسین جانundefined https://telegram.me/joinchat/BvAvozzMvfe8t8m3lZGRUw
undefinedکانال "بله" ذاکرین حسین جانundefinedhttps://ble.im/zakerinehoseinjaan
undefinedکانال "ایتا" ذاکرین حسین جان@ZakerineHoseinjaan

۱۳:۱۸

بازارسال شده از ذاکرین حسین جان
@ZakerineHoseinjaan
#مناجات_امام_حسین_ع #شهادت_حضرت_عباس_ع ظهر تاسوعا محرم ١۴٠۴ مسجد ارک
سهم ما را مرتضی با دیده ی تَر می دهدگریه می گیرد به جایش آب کوثر می دهد
کار و بار محشر ما را سفارش می کندنامه ی ما را که زهرا دست حیدر می دهد
تا قیامت هیچ جا پیدا نخواهد شد حسینقوّت قلبی که نام تو به نوکر می دهد
ما کجا و دخل و خرج روضه های تو کجا ؟خرج پخت شام هیئت را پیمبر می دهد
خوش بحال هر که یک دِرهَم شریک کار شدسود این بازار را زهرای اطهر می دهد
ما بدهکاریم ، خیلی هم بدهکار تواییمامنیّت را بر سر ما سایه ی سر می دهد
جای دیگر در زدن ، جُز در به در بودن چه داشت ؟خیر و خوبی را خدا تنها از این در می دهد
دامن ما را به جای دستها پُر می کندکار ما را که حواله به برادر می دهد.می شود از دور دیدش ، از همه بالاترستپرچمش را که به دست این دلاور می دهد
این تقلّای تن تو روی خاک علقمهگریه کن ها را به سمت کربلا پَر می دهد
دستهایت را سر راه حسین انداختنددستهایی که شفاعت را به محشر می دهد
تکیه‌گاه شانه ی زینب زمین افتاده استاین خبر را که دم خیمه به خواهر می دهد ؟
این شباهت با علی اِی ماه پیشانی بلندبیشتر دارد بهانه دست لشگر می دهد
پیکرت را از دو پهلو نیزه داران ریختندپیکرت بوی در و دیوار و مادر می دهد
اسم و مزد نوکران را تا محرّم میرسداین برادر می نویسد، آن برادر می دهد
undefinedکانال "تلگرام" ذاکرین حسین جانundefined https://telegram.me/joinchat/BvAvozzMvfe8t8m3lZGRUw
undefinedکانال "بله" ذاکرین حسین جانundefinedhttps://ble.im/zakerinehoseinjaan
undefinedکانال "ایتا" ذاکرین حسین جان@ZakerineHoseinjaan

۱۳:۱۸

نفس صبح، شرار است، شرار است، شرارآسمـان کوه غبار است، غبار است غباربر دل ختم رسل، بار غمی سنگین استگیسوی فاطمه از خون خدا رنگین استعـرش اعلا بـه روی خاک زمین افتادهیا که جان دو جهان از سر زین افتاده؟قصد معراج تماشای خدا کرده حسینکثرت تیر ببین بال در‌آورده حسینسنگ‌ها! یک‌سره از سوز درون گریه کنیدبر تن غرقه به خونش همه خون گریه کنیدآب‌ها! در شـرر خجلت خـود آب شویدکاش خورشید نمی‌تافت به کوه و صحراره گـودال ببندیــد بـه روی زهرامصطفی سوخت سراپا و علی جامه دریدشمـر در محضـر مـادر سرِ فـرزند بریدسر که گردید جدا، قاتل خونخواره گریستتیغ قاتل هم بـر آن گلوی پاره گریستخضر، لب‌تشنه فدا گشت بگو یا زهراسر به ده ضربه جدا گشت بگو یا زهرادوستان! وای من و وای من و وای شمابـه خـدا آب ندادنــد بــه آقــای شمابه خدا گرگ‌صفت بر بدنش چنگ زدندبـه خـدا آب ندادنـد ولــی سنگ زدندحـق پیغمبر اســلام ادا شــد دیـدید؟سر توحید، لب تشنه جدا شد دیـدید؟تسلیت فاطمـه! نـور بصـرت را کشتندبـه خدا اهـل سقیفـه پسرت را کشتندباز بیدادگــران آتـش کیـن افشاندندبـاز بیت‌الحــرم فاطمـه را سـوزاندندسپـه کفــر بـه ســوی حـرم آل آمدکعب نـی بـود کـه بر شانۀ اطفال آمدکـه دهـد فاطمـۀ فاطمـه را دلـداری؟بشتابید که خون گشته ز گوشش جاریدو کبوتر به بیابان ز عطش جان دادندبنویسید که در چنـگ عقـاب افتـادندبنویسید که سـر در دل خـاری بردندبنویسید که از تـرس بـه صحرا مردنددامن هر دو پر از آتش و دود است هنوزبنویسید تـن هـر دو کبود است هنوز

۱۶:۱۷

بازارسال شده از ذاکرین حسین جان
@ZakerineHoseinjaan
#مدح_امیرالمومنین_ع
ذکر یا حیدر به جانم نور ایمان ریختهیا علی گفتم که دیدم قلب قرآن ریخته
می دهد از ناودان کعبه حاجت بیشترآب باران نجف که زیر ایوان ریخته
مانده ام با لافتی الا علی جبریل از دهان منکرانت چند دندان ریخته
باضریحت میشود دل کَند حتّی از بهشتبسکه پرهای ملائک در شبستان ریخته
کشته های عشق تو باهم شهادت میدهنداز هرانگشتت هزار و یک مسلمان ریخته
تا تعارف کردی از خرمای نخلستان خودزود دیدم فاطمه در سفره ام نان ریخته
مزّه ی چای نجف بیخود نمیچسبد به دلفاطمه با دست خود باده به فنجان ریخته
در قیام و در قنوت و در سلام هر شبشاز لب زهرا فقط ذکر علی جان ریخته
نخل ها و چاه ها ارزانی اهل عراقاشکهایت را خدا در آب ایران ریخته
از نجف تا کربلا از کربلا تا کاظمیننقشه ی راه مرا شاه خراسان ریخته
#رضا_دین_پرور
undefinedکانال "تلگرام" ذاکرین حسین جانundefined https://telegram.me/joinchat/BvAvozzMvfe8t8m3lZGRUw
undefinedکانال "بله" ذاکرین حسین جانundefinedhttps://ble.im/zakerinehoseinjaan
undefinedکانال "ایتا" ذاکرین حسین جان@ZakerineHoseinjaan

۱۱:۴۰

بازارسال شده از ذاکرین حسین جان
@ZakerineHoseinjaan
#ولادت_امیرالمؤمنین_ع #مدح_امیرالمومنین_ع
نور جلي می وزد از ساحت مرتضی علی(ع)عقلِ حقیر مانده در حیرت مرتضی علی(ع)
آیه به آیه سوره ها وصل شده به سیره اشوحیِ مجسّم است در صحبت مرتضی علی(ع)
شد وصیِ بعدِ نبی(ص)؛ هر که ندارد اعتقاددر صف حشر نیست از امّت مرتضی علی(ع)
دار و ندار و هستی اش، یارِ خدا پرستی اشدر دو جهان فاطمه(س) شد ثروت مرتضی علی(ع)
رحمتِ واسعه ست از برکتِ نانِ او حسین(ع)ارث رسیده بر حسن(ع)؛ رأفت مرتضی علی(ع)
آمده و نشسته روبروی او به روی خاکپیش گدا روا شود حاجت مرتضی علی(ع)
نان و نوایِ بینوا، ناز و نوازش مدامشد پدر یتیم ها حضرت مرتضی علی(ع)
سیزده ماه رجب مجلس شاه و رعیت استشکرخدا شدیم از رعیت مرتضی علی(ع)
بوسه بر ایوان نجف کاش که قسمت بشوداز کرم فاطمه(س)؛ با دعوت مرتضی علی(ع)!
#مرضیه_عاطفی
undefinedکانال "تلگرام" ذاکرین حسین جانundefined https://telegram.me/joinchat/BvAvozzMvfe8t8m3lZGRUw
undefinedکانال "بله" ذاکرین حسین جانundefinedhttps://ble.im/zakerinehoseinjaan
undefinedکانال "ایتا" ذاکرین حسین جان@ZakerineHoseinjaan

۱۱:۴۰

بازارسال شده از امیرالمومنین علی علیه السلام
@ZakerineHoseinjaan
#مدح_امیرالمومنین_ع #ولادت_امیرالمؤمنین_ع#عید_غدیر
عمری‌ست گفته‌ایم به عشق تو یا علی: «یا مُظهِرَ اَلعَجائِبَ یا مُرتَضی عَلی»
دست مرا بگیر که از پا فتاده‌ام تا کی کنم به بحر بلایا شنا، علی!؟
من کیستم که بر سر خوانت بخوانی‌ام؟ شاهان عالم‌اند به خوانت گدا، علی!
من کیستم که لاف ز عشق علی زنم؟ این کلب آستانه کجا و کجا علی!؟
در راه عشق، غیر علی در میانه نیست از ابتدا علی‌ست و تا انتها علی
عنقای عشق دربه‌در قافِ قنبر است دیگر چسان پرد مگس عقل تا علی؟
با مهرش از عدم به وجود آمدیم ما یعنی که هست رمز فنا و بقا علی
چون خیر و شر رقم به یدالله می‌خورد حسن القضاست از پس سوءالقضا علی
در حیرتم که خلق چرا رو به هم زنند! وقتی که هست بر همه مشکل‌گشا علی
عالم تمام خصم و فقط دوست حیدر است خلقی غریبه‌اند و فقط آشنا علی
بیم عذاب چیست؟ حساب و کتاب چیست؟ وقتی شفیع ماست به روز جزا علی
خیبر گشا علی‌ست علی، ای خوشا علی! مرحب‌فکن علی‌ست علی، مرحبا علی!
دل می‌برد به غمزه، ز خیل دلاوران وقتی زند به خوان دلیری صلا علی
لب‌بسته بلبلان سخنور، ز شرم او آن‌جا که کرده باغ بلاغت بنا علی
در گویش ملائکه تغییر می‌کند حَیِّ عَلَی اَلصَلاۀ، به حَیِّ عَلَی علی
می‌ایستند خیل ملائک به حرمتش هرچند می‌نشست روی بوریا علی
مهر و مه و فلک به نماز ایستاده‌اند کردند اقتدا همه و مقتدا علی
ارض و سما به دور علی چرخ می‌زنند فرمان‌بر است عالم و فرمان‌روا علی
خاک نجف به کرسی عرش ایستاده است در آن چو خفته است به این کبریا علی
هر فعل سر زد از علی، آن فعل، فضل شد کاه است هر فضیلتی و کهربا علی
هرچند ناخنش به فلک سر به سر رود با کودکی یتیم رود پا به پا علی
از یمن طلعتش همه را عفو می‌کنند آید اگر به جلوه، به روز جزا علی
هرگز نبوده است جدا از علی، خدا هرگز نبوده است جدا از خدا، علی
مشعر علی و کعبه علی و منا علی زمزم علی و مروه علی و صفا علی
حیدر، اباالحسن، اسدالله، مرتضی صفدر، ابوتراب، ولی، ایلیا، علی
نوح و خلیل و موسی و عیسی و مصطفی سّر ظهور یک به یک انبیا علی
نور نهان به فرۀ قدسیِ هشت و چهار تاجِ سر و فروغِ رخ اولیا علی
او را شناخت شام عروجش نبی، که دید صاحب سخن خداست و صاحب صدا علی
آن شب که فاصله دو کمان بود تا خدا خود را رسول گرم سخن یافت با علی
چون روز روشن است پس از لیلۀ المبیت تنها یکی‌ست با نبی اهل وفا؛ علی…
در بیش و کم اگرچه نگنجد علی، ولی کم از خَس است خصمش و بیش از طلا علی
در کوچه شد ز جور، قدش گر دو تا علی در خانه بود مهر بتولش عصا علی
خلقی‌ست مبتلای علی، کیست فاطمه؟ کِاُفتاده در محبت او مبتلا علی
دست خدا علی‌ست، ولی کیست فاطمه؟ کز جان به راه او، همه تن گشته پا علی
چشم خدا علی‌ست، ولی کیست فاطمه؟ کز گرد چادرش بکشد توتیا علی
شیر خدا علی‌ست، ولی کیست فاطمه؟ کز غم به حرز او ببرد التجا علی
وجه خدا علی‌ست، ولی کیست فاطمه؟ کز عالمی کند به رخش اکتفا علی
می‌خواستم که مدح علی سر کنم، ولی تا خاک پای فاطمه شد رهنما علی
من الکنم ز مدحت خاتون عالمین وقتی که گفته حضرت او را ثنا علی
گوید مگر مدیح علی، شخص فاطمه گوید مگر مدیحۀ خیرالنسا، علی
شادم که جز ولای تو و مهر فاطمه چیزی نمانده از همه دنیا مرا، علی!
عمری‌ست گفته‌ایم فقط «یا علی مدد» آری مدد ز غیر تو ننگ است یا علی!
#محمود_حبیبی_کسبی
undefinedکانال ذاکرین حسین جانundefinedhttps://telegram.me/joinchat/BvAvozzMvfe8t8m3lZGRUw

۱۱:۴۷

بازارسال شده از ذاکرین حسین جان
@ZakerineHoseinjaan
#مناجات_با_خدا#مدح_امیرالمومنین_عسحر دوازدهم دی ۱۴۰۴ مسجد ارک تهران
باده گردانم و چشم از تو نمی‌گردانماشک مستانه به رُخ می‌کشم و خندانم
میکده جای من بی سر و پا هست هنوزآمدم با عجله باز، ولی لنگانم
نهر کوثر گذرش از درِ میخانه‌ی ماستلب به این نهر زدم، پاک‌تر از بارانم
به پریشانی شب‌های گداها سوگندبا همین دست که خالی شده، دست افشانم
سائلی سابقه دارم، تو عطایت دائمسال‌ها هست که بر خوان کرم مهمانم
سفره انداخته‌ای با عسل و شیر بهشتبوی دستاس خود فاطمه دارد نانم
رطب آماده، دل آماده، گدا آمادهچشم در راه علی، صاحب نخلستانم
سیرم از دست همه، دست من انگور علی استمن فقط لقمه‌ی کرّار تو را خواهانم
زیر طوبای حیاط تو نشستم دم صبح می‌برد باد صبا تا وسط ایوانم
بله گفتن به علی، خیر دو دنیای من استتازه کامل‌تر از این می‌شود اطمینانم
رغبت من به کسی نیست به جز ثاراللهمیل دارم به حسینش که چنین عطشانم
مادری گفت بمیرم پسر تشنه لبم!از لبِ سنگ و سنان، خورده‌ی تو گریانم
سر پیری، سر پیراهن تو جنجال استهر بلایی که سرت آمده در جریانم
همه رفتند به سوی حرمت، مضطربی!چه کنم باز خجالت نکشی؟ حیرانم ...
#رضا_دین_پرور
undefinedکانال "تلگرام" ذاکرین حسین جانundefined https://telegram.me/joinchat/BvAvozzMvfe8t8m3lZGRUw
undefinedکانال "بله" ذاکرین حسین جانundefinedhttps://ble.im/zakerinehoseinjaan
undefinedکانال "ایتا" ذاکرین حسین جان@ZakerineHoseinjaan

۴:۲۰

بازارسال شده از ذاکرین حسین جان
@ZakerineHoseinjaan
#مدح_امیرالمومنین_ع
تشنه‌کامی که لبِ او رَبَّنا برداشتهآب را از چشمه‌سار مرتضی برداشته
از وضوی او حیات جاودانه می چکدخضر از مَسحِ علی آب بقا برداشته
زحمت خَلقِ تشیُّع را خودش گردن گرفتبار ما را حیدر از دوش خدا برداشته
کعبه را بی پرده ی مشکی تصور کرده اندتا علی از شانه های خود عبا‌ برداشته
از زمانی که علی بین قنوتش اخم کردطاق محراب مساجد انحنا برداشته
کار دست قابض الارواح داده وقت جنگذوالفقارش را به قصد حمله تا برداشته
وصله‌پینه فوت و فنِّ کیمیای حیدر استبارها فضّه ز نعلینش طلا برداشته
روز محشر دست حسرت بر سر خود می زندهرکه دست از حُبِّ آل مرتضی برداشته
آمده که شیعه ی حیدر،شفیعش فاطمه استاین مُسَبب شد که من را هم هوا برداشته
می توان بر شکِّ قلبش با یقین خرده گرفتزائری که در نجف قبله‌نما برداشته؟!
در حریمش شاعران سرگرم مضمون یابی اندجای جای صحن او را محتوا برداشته
گنبد و گلدسته را انسان تجسم می کنم...گوئیا ایوان‌طلا دست دُعا برداشته
اذن دیدار پسر را هم پدر امضا کنددر "نجف" زائر براتِ "کربلا" برداشتهundefinedآن کفن های بهشتی سهم فرزندش نشدپس برای خود حسینش بوریا برداشته
#بردیا_محمدی
undefinedکانال "تلگرام" ذاکرین حسین جانundefined https://telegram.me/joinchat/BvAvozzMvfe8t8m3lZGRUw
undefinedکانال "بله" ذاکرین حسین جانundefinedhttps://ble.im/zakerinehoseinjaan
undefinedکانال "ایتا" ذاکرین حسین جان@ZakerineHoseinjaan

۴:۲۰

شد باز به روی ما باب برکات
 ای غرق گنه رسید کشتی نجات
 زن دست به دامان علی و بفرست
 بر احمد وآل او دمادم صلوات
« اللّهم صلّ علی مُحمّد و آلِ محمّد و عجّل فرجهم »
ناز قدم حسین زهرا صلوات
بر جلوه ی عباس دل آرا صلوات
بر حضرت سجاد و ابالفضل و حسین
بفرست به مقدم سه مولا صلوات

برحیدر وبرنور دو عینش صلوات
بر فاطمه وبه زینبینش صلوات
در روز ولادتش مکرر بفرست
از قول محمد به حسینش صلوات

آمده خون خدا حضرت عالی درجات
مظهر عشق و محبت به تمامی کرات
می کند شاد دل حضرت زهرای بتول
هر زبانی که فرست به محمد صلوات


نذر سلامتی و ظهور امام زمان (عج) صلوات

۱۶:۲۸

بازارسال شده از ذاکرین حسین جان
@ZakerineHoseinjaan
#مناجات_با_خدا#مدح_امیرالمومنین_عسحر دوازدهم دی ۱۴۰۴ مسجد ارک تهران
باده گردانم و چشم از تو نمی‌گردانماشک مستانه به رُخ می‌کشم و خندانم
میکده جای من بی سر و پا هست هنوزآمدم با عجله باز، ولی لنگانم
نهر کوثر گذرش از درِ میخانه‌ی ماستلب به این نهر زدم، پاک‌تر از بارانم
به پریشانی شب‌های گداها سوگندبا همین دست که خالی شده، دست افشانم
سائلی سابقه دارم، تو عطایت دائمسال‌ها هست که بر خوان کرم مهمانم
سفره انداخته‌ای با عسل و شیر بهشتبوی دستاس خود فاطمه دارد نانم
رطب آماده، دل آماده، گدا آمادهچشم در راه علی، صاحب نخلستانم
سیرم از دست همه، دست من انگور علی استمن فقط لقمه‌ی کرّار تو را خواهانم
زیر طوبای حیاط تو نشستم دم صبح می‌برد باد صبا تا وسط ایوانم
بله گفتن به علی، خیر دو دنیای من استتازه کامل‌تر از این می‌شود اطمینانم
رغبت من به کسی نیست به جز ثاراللهمیل دارم به حسینش که چنین عطشانم
مادری گفت بمیرم پسر تشنه لبم!از لبِ سنگ و سنان، خورده‌ی تو گریانم
سر پیری، سر پیراهن تو جنجال استهر بلایی که سرت آمده در جریانم
همه رفتند به سوی حرمت، مضطربی!چه کنم باز خجالت نکشی؟ حیرانم ...
#رضا_دین_پرور
undefinedکانال "تلگرام" ذاکرین حسین جانundefined https://telegram.me/joinchat/BvAvozzMvfe8t8m3lZGRUw
undefinedکانال "بله" ذاکرین حسین جانundefinedhttps://ble.im/zakerinehoseinjaan
undefinedکانال "ایتا" ذاکرین حسین جان@ZakerineHoseinjaan

۱۵:۲۱

بازارسال شده از ذاکرین حسین جان
@ZakerineHoseinjaan
#مناجات_با_خدا      مسجد ارک ٣٠ آبان ۱۴۰۴
در دل ظلمت شب نور تو پیداست فقطجلوه ی میکده این بنده تنهاست فقط
همه جا رفتم و تحقیر شدم برگشتمجای این سائل بیچاره همین‌جاست فقط
خط کشیدی به خطای منو مردم دیدندغلطم پاک شده خط تو خواناست فقط
کاسه ی خالی من را بشِکَن روی سرمچاره‌ ی گریه مجنون خود لیلاست فقط
سر ناخواستن من همه دعوا کردندهمه دیدند علی باز مرا خواست فقط
به گدا خورده نگیری که ندارد چیزی ثروتم وصله ای از چادر زهراست فقط
چادرش باعث اسلام یهودی ها شد و سر ذرّیه اش ماه کلیساست فقط
حرم مادر ما را برسانید به ما دیدن مرقد او آرزوی ماست فقط
رحمت واسعه خالق زهراست حسینبخشش از ناحیه ی اوست که زیباست فقط
چشم من لحظه آخر طرف شش گوشه ست در میان کفنم تربت اعلاست فقط
مادری با قد خم گفت بمیرم تشنه ستاین ترک های لبش تاول گرماست فقط
به تمام تنش نیزه فرو تر رفته سر او بر نوک نی رفته و بالاست فقط
undefinedکانال "تلگرام" ذاکرین حسین جانundefined https://telegram.me/joinchat/BvAvozzMvfe8t8m3lZGRUw
undefinedکانال "بله" ذاکرین حسین جانundefinedhttps://ble.im/zakerinehoseinjaan
undefinedکانال "ایتا" ذاکرین حسین جان@ZakerineHoseinjaan

۱۵:۳۷