عکس پروفایل زیر آسمان توس🏛ز

زیر آسمان توس🏛

۸۴ عضو
بی اختیار پشت سرش آب می‌شوی وقتی که عاشق است ولی عاشق تو نیست!
#فاطمه_اشرفی_راد

۸:۲۲

هر لحظه دلم پریش تر می‌گرددصبرم کم و درد بیشتر می‌گرددبر زخم دلم که حفره‌ای خونین استمرهم ننهید ریش تر می‌گردد
#شهاب_سبزواری

۸:۲۵

در حال حاضر نمایش این پیام پشتیبانی نمی‌شود.

سنگ از آیینه دلگیر است، دیوار از صدا هیچ چیز این حوالی نیست در جای خودش!
#معین‌_راد

۱۷:۲۹

سر درد من زنی است که بی سر نشسته است سر درد من بیا سرمان را عوض کنیم...
#مهدی_آخرتی

۱۹:۲۴

غمگین رسید و بعد کمی گریه شاد شدای خوش به حال زائرتان خانه‌زاد شد
خوشبخت آن‌کسی‌ست که در ذهن زائرانناگاه پیش پنجره فولاد یاد شد ....
هرخادمی وظیفه‌ای از خالقش گرفتجارو کشیدنِ حرمت سهم باد شد
خورشید زد به گنبد زردت از آن به بعدبازار زر گران خراسان کساد شد
ارث تو جود بود و به دست پسر رسید
اینگونه شد که نام محمد، جواد شد ...

حرف از نیاز شد به شما رو زدیم ماکم خواستیم لطف کریمان زیاد شد
#علی_سمرقندی

۸:۳۸

thumbnail
هنوز می‌پرسی چند مرده حلاجی..؟!برو طناب بیاور، مرا به دار بکش!
#امیرحسین_آزاد

۱۱:۴۹

در حال حاضر نمایش این پیام پشتیبانی نمی‌شود.

به لالی می‌زنم خود را، صدایم در نمی آیدگلایه کار آسانی است از من بر نمی آید ...
#زهرا_حاجی_پور

۱۲:۵۳

یادداشت؛خیام؛ فیلسوفی که انسان را به سکوتی خردمندانه دعوت کرد

undefined حکیم عمرخیام نیشابوری اندیشمندی است که با پرسش‌های بی‌پاسخ خود، انسان را در برابر راز هستی به سکوتی خردمندانه دعوت کرد. او از عدد و نسبت، به راز و معنا و از محاسبه، به حیرت می‌رسد. خیام چهره‌ای جهانی از شاعر و اندیشمند ایرانی در کل عالم هستی ترسیم کرد.

undefined۲۸ اردیبهشت، در تقویم روز بزرگداشت حکیم عمرخیام نیشابوری، فرصتی‌ست برای بازاندیشی در چهره‌ای که مرز میان علم و شعر را درنوردید. خیام، هم فیلسوفِ عقل و هم شاعرِ دل بود؛ اندیشمندی که با پرسش‌های بی‌پاسخ خود، انسان را در برابر راز هستی به سکوتی خردمندانه دعوت کرد.

undefined خیام در دوران خود، جزو معدود چهره‌هایی بود که فلسفه، ریاضیات و شعر را در یک نظام فکری جمع می‌کرد. پژوهش‌های علمی او، از جمله اصلاح تقویم جلالی، نشان از ذهن دقیق و نظم‌جویش دارد؛ اما در شعر، این دقت ذهنی به تأملی وجودی بدل می‌شود. او از عدد و نسبت، به راز و معنا می‌رسد؛ از محاسبه، به حیرت.

undefined بسیاری از منتقدان، نگاه خیام را نوعی «اگزیستانسیالیسمِ پیشامدرن» دانسته‌اند؛ نگاهی که بر تجربه فردی، شک، و پرسش از معنا تأکید دارد. در رباعیات او، انسان تنها در برابر جهان ایستاده است؛ بی‌واسطه، بی‌پناه، اما با شعور و آگاهی از سرنوشت خویش. این نگاه، خیام را از محدوده ادبیات فارسی فراتر برد و او را به یکی از نمادهای تفکر فلسفی در شعر جهانی تبدیل کرد.

undefined خیام با همه اختصارِ کلامش، به افقی بلند از اندیشه دست یافت؛ جایی میان یقین و تردید، لذت و زوال، لحظه و بی‌زمانی. امروز، بازخوانی خیام تنها یادآوریِ میراث ادبی او نیست، بلکه دعوتی است برای بازگشت به تفکر، پرسشگری و زیستنِ آگاهانه در جهانی که بیش از هر زمان، به صدای خردمندانه او نیاز دارد.
#ساحل_رضایی#خیام_نیشابوری#زیر_آسمان_توسibna.ir/x6GZn

۶:۵۶

این کوزه چُو من عاشقِ زاری بوده استدر بَندِ خَمِ زُلفِ نِگاری بوده استاین دسته که بر گردنِ او می بینیدستی است که برگردنِ یاری بوده است
#۲۸_اردیبهشت‌ماه#سالروزبزرگداشت_حکیم_عمرخیام_نیشابوری#روحش_شاد#زیر_آسمان_توس

۶:۵۹

ای چرخ فلک خرابی از کینهٔ توست! بیدادگری شیوهٔ دیرینهٔ توست!ای خاک اگر سینهٔ تو بشکافندبس گوهر قیمتی که در سینهٔ توست!
#خیام

۸:۲۲

این قافلهٔ عمر عجب می‌گذرددریاب دمی که با طرب می‌گذردساقی غم فردای حریفان چه خوریپیش آر پیاله را که شب می‌گذرد
#خیام

۸:۲۳

کم با «سکوت» معترف عاشقی شدیم؟این چشم‌های خیره پی‌ِ اعترافِ چیست؟
#محمد_مصطفی_احمدی

۱۴:۱۰

thumbnail
چگونه با تو بگویم که دوستت دارم.؟!چگونه منشأ هر عاطفه به زن نرسد.؟!
#حسن_حسن‌زاده

۱۸:۵۱

دعای ما سیر نکرد کودکان گرسنه را آفریقا قبل از خدا هم آفریقا بود
اگر مرده‌هایمان را نمی‌سوزاندیم آتشی برای نان می‌ماند
می‌توانستم دردِ آن دختر لاغری که در عکس دیده بودم را نوازش کنم می‌توانستم آب نبات بفرستم برایش اگر این پیپ کوچک را نخریده بودم
مرگ می‌آید به آرامی می‌بوسد کودکان را تا از خواب بیدار نشود.
#مهدی_آخرتی

۷:۵۵

undefinedشاعر سپیدسرای خراسانی در گفت‌وگو با ایبناتنها «شعرِ خوب» از گذر زمان جان سالم به در می‌برد/ وضعیت نامطلوب نقد شعر آزاد
undefinedفارد قربانی، شاعر سپیدسرای خراسانی با بیان اینکه اتمسفر ادبی خراسان بر هر هنرمندی اثر می‌گذارد، معتقد است که در ادبیات، نه در پی اختراع، که در جست‌وجوی کشف هستیم و نوگرایی‌ها، تداوم‌ میراث هستند و تنها «شعرِ خوب» از گذر زمان جان سالم به در می‌برد.

undefinedمعتقدم شعر، پیش از آنکه متأثر از قالب باشد، متأثر از جوهرِ وجود است. امروز، ما در میانه‌ شتابی بی‌وقفه به سوی آینده‌ایم؛ آینده‌ای که سنت‌ها را همچون پوست‌اندازی مکرر پشت سر می‌گذارد، چهارچوب‌های تازه‌ای می‌سازد و بلافاصله از آن‌ها نیز می‌گذرد. انسان و دستاوردهایش در این چرخه، مدام متولد می‌شوند و به دستِ فراموشی سپرده می‌شوند. در این میان، تنها «شعرِ خوب» است که از گذر زمان جان سالم به در می‌برد. همان‌گونه که شعر اصیل کلاسیک از مرزهای تاریخی‌اش عبور کرد و همچنان در حافظه‌ زمان باقی است، شعر آزاد متعالی نیز در زمانه‌ ما و پس از آن، راه خود را به ذهن و ضمیر آیندگان باز خواهد کرد. در نهایت، همه‌ بحث‌ها بر سر فرم، حاشیه‌ای است. تنها چالش و فرصت راستین شعر —در هر قالب و هر دوره‌ای— همین «باقی ماندن» و «خوانده شدن» در کوران تغییرات بی‌پایان است؛ آزمونی که داور آن تنها زمان است.

undefinedشعر معاصر، در تداوم مسیر پیشگامانی حرکت می‌کند که پیش‌تر سنت‌شکن بوده‌اند. امروزه اگر در عرصه‌ شعر آزاد با جریان‌های نویی مواجه می‌شویم، با دقت در مبانی آن‌ها درخواهیم یافت که این نوگرایی‌ها، تداوم‌بخش میراث گذشته‌اند. از نگاه من، هر جریان نوآورانه‌ای همواره وامدار پیشینیان خود است؛ چرا که ما در ساحت ادبیات، نه در پی اختراع، که در جست‌وجوی کشف هستیم.

undefinedایجاد تعادل میان آوانگارد بودن یک شعر و فهم آن برای مخاطب عام، مستلزم درک عمیقی از نسبت میان نوآوری و سنت است. هنرمند آوانگارد، ضمن فاصله گرفتن از قواعد مرسوم و کاوش در تجربه‌های زبانی و معنایی نو، همچنان ناگزیر به حفظ پیوندی با گذشته است. این پیوند می‌تواند از طریق ارجاعات فرهنگی، مضامین انسانی جهان‌شمول، یا حتی بازتفسیر عناصر آشنا به شکلی بدیع صورت پذیرد. هدف، نه ارائه اثری کاملاً غیرقابل دسترس، بلکه خلق اثری است که قابلیت درک و تأثیرگذاری آن در گذر زمان و با فراهم آمدن بستر مناسب، برای مخاطب عام نیز میسر شود.

undefinedجهانی‌شدن و قدرت رسانه‌ها، افق‌های تازه‌ای را پیش روی شعر آزاد گشوده است. یکی از امتیازهای برجسته‌ شعر آزاد، مقاومت بیشتر آن در برابر آسیب‌های ترجمه است؛ چرا که این قالب، برخلاف شعرهای کلاسیک که بر پایه‌ی قواعد صلب عروضی و موسیقی درونی متکی بر زبان مبدأ بنا شده‌اند، کمتر در بند ساختارهای آوایی خاصِ یک زبان است. با این حال، باید پذیرفت که در ترجمه‌ هر شعری، بخشی از جان‌مایه‌ اثر که در پیوند با ظرافت‌های زبان مبدأ شکل گرفته، ناگزیر از دست می‌رود. اما با گسترش ابزارهای ارتباطی و تعامل روزافزون شاعران جهان، درک متقابل از فضای ذهنی یکدیگر تسهیل شده است.

undefinedاهمیت درآمیختن تجربه‌های فردی با رویدادهای جاری جهان، همان نقطه‌ای است که شعر را از صرفاً بیان حالات شخصی فراتر برده و به آن عمق و گستردگی بیشتری می‌بخشد. زمانی که شاعر بتواند تجربه‌ ناب و شخصی خود را با دغدغه‌ها و مسائل کلی‌تر انسانی و اجتماعی پیوند بزند، شعرش قابلیت بیشتری برای بازتاب یک جهان‌بینی منسجم و تأثیرگذار خواهد داشت.
#فارد_قربانی#شعر_آزاد#زیر_آسمان_توس
ibna.ir/x6GHF

۱۱:۰۲

thumbnail
به عزم ماه زمین خورده‌ام خیالی نیست پلنگ بادیه باید کبود برگردد!
#علی_سمرقندی

۱۵:۱۰

از جنگ، از جدایی و نفرت، دلم گرفتدلتنگِ بازوان توام... صلحِ تن به تن!
#جواد_گنجعلی

۱۷:۵۸

هیچ‌کس ما را نمی‌فهمید جز اندوههیچ‌کس ما را نمی‌بوسید جز باران
#محمدرضا_عبداللهی

۹:۰۹