ذیالقعده هر سال باید در سفر باشدهرچند فرصت کم، زیارت مختصر باشد
حتی اگر ماشین برای او ضرر دارد،حتی اگر پادرد با او همسفر باشد
آرام میگوید: خدایا، کاشکی میشدمشهد به ما دلتنگها نزدیکتر باشد
خرج سفر این بار، یک انگشتر کهنه استهر چند ارث مادرش، بیبی گهر باشد
از نان خشک بقچه کمتر میخوردشاید سهم کبوتر پای آقا بیشتر باش
هر سال مهدی مادرش را مشهد آوردهزنده است او، هر چند مفقودالاثر باشد
۱۹:۵۶
مینویسم یا حسن حسن ختامش با خودتبر لبم ذکر تو را دارم دوامش با خودت
از کریمان کم طلب کردن که کفر نعمت استحاجتم را هم که میدانی تمامش با خودت
۱۹:۵۷
۱۹:۵۸
نسیم بودی و از خود رها و با همه همراهبهای جان رهایت نبود غیر پریدن
شهید خطه خدمت تو را به دوش گرفتیمو ذکر خیر تو گفتیم بین آه کشیدن
۲۰:۰۰
گاهی تبش با یک دعای نور میخوابدعرفان مگر غیر از همین بیدارخوابیهاست
هر لحظه از این زندگی را قدر میداندنه شاکی از دیروز نه دلواپس فرداست
صدبار برگردم همین تصمیم را دارممادرشدن، مادرشدن، مادرشدن زیباست
۲۰:۰۲
نسیم بودی و از خود رها و با همه همراهبهای جان رهایت نبود غیر پریدن
شهید خطه خدمت تو را به دوش گرفتیمو ذکر خیر تو گفتیم بین آه کشیدن
۲۰:۰۳
۸:۱۳
۸:۱۵
۸:۱۶
۸:۱۸
۸:۱۸
*مصرعی از رهبر انقلاب
۸:۱۹
۸:۲۰
۸:۲۱
بازارسال شده از نو+جوان
۱۹:۴۴
۷:۳۶
۲۳:۳۷
۲۳:۳۷
۹:۱۳
۲۰:۴۹