بله | کانال « قلم نویسا » | آموزش نویسندگی
عکس پروفایل « قلم نویسا » | آموزش نویسندگی «

« قلم نویسا » | آموزش نویسندگی

۴۰۴عضو
undefined وظیفه نویسنده فهم پذیر کردن جهان و انسان‌های دیگر است و نشان دادن این که تجربه‌های دیگران چگونه ما را درباره رفتار خودمان به بصیرت می‌رساند.
undefined کتاب: رها و ناهشیار می‌نویسم#بُریده_آموزشی
...:: آموزش های نویسندگی ::... ـــ...:::: @adabi_nevisa :::...ـــ

۱۴:۱۳

«روایتِ مستند»وقتی پای درس اساتید داستان می‌نشینید، وقتی کتاب‌های داستان‌نویسی ایرانی یا ترجمه شده را ورق می‌زنید، یک اصلِ اساسی مشترک وجود دارد: «صد هم که عناصر داستان رو از بَر باشی و دستت به نوشتن بره و کلاس بری، ولی نتونی یک قصه واقعی یا "ارگانیک" خلق کنی، هیچ کاری نکردی! رسیدن به یک قصه ارگانیک، کار خیلی خِیلی سختیه!» دور و بَر ما پر است از داستان‌های ارگانیک، که داستان نیست؛ "زندگیه." گاهی وقت‌ها بهتر است نویسنده به جای کُلی فکر و نگارش یک داستان غیر اُرگانیک، برود سراغ آدم‌های دور و بَرش و قصه آن‌ها را بنویسد. «زندگی‌»شان را بنویسد. شاید به خاطر همین است که خیلی از نویسنده‌های بزرگ، امروز مشغول نوشتن زندگی‌نامه‌های مستند شدند. منظور ما از نوشتن «زندگی»، نگارش زندگی‌نامه نیست. ما با روایت «زندگی» می‌خواهیم زندگی کنیم. مخاطب ما قرار است «زندگی» کند؛ نه فقط خواندن چند سطر یا چند صفحه زندگی‌نامه. حالا حالاها با این کلمه کار داریم....راستی! به این فکر کردید که برای مخاطب، رمان‌ها یا داستان‌هایی که ساخته ذهن ماست قشنگ‌تر است یا یک قصه واقعی؟ بله؛ می‌دانیم گاهی هیچ چیزی جای رمان را نمی‌گیرد. اما گاهی وقت‌ها هم هیچ چیز جای یک قصه واقعی را نمی‌گیرد. مثلا ماجرای پرتاب یک ماهواره به فضا را در نظر بگیریم؛ دوست داریم رمان‌ش را بخونیم یا کتاب واقعی‌ش را؟ من اگر یک کتاب واقعی، خوش‌خوان و جذاب و تصویر گَر واقعی از این ماجرا به‌دست بیاروم، از دست‌ش نمی‌دهم. وقتی کتاب مستند می‌خوانم، خیالم راحت است که هر چه خواندم، واقعیه واقعی است. با روایت همزاد پنداری می‌کنم. می‌فهمم من هم می‌توانم. می‌توانم «زندگی‌»ام را تغییر دهم. اصلا بگذارید این شاه کلید را بپرسم: «روایتِ مستند فقط انعکاس یک واقعیت است یا می‌تواند یک واقعیت تازه را بسازد؟ چه روایتی می‌تواند جریان ساز باشد؟» به خاطر همین می‌گوییم ما خیلی با «زندگی» کار داریم.
...:: آموزش های نویسندگی ::... ـــ...:::: @adabi_nevisa :::...ـــ

۹:۰۲

« قلم نویسا » | آموزش نویسندگی
«روایتِ مستند» وقتی پای درس اساتید داستان می‌نشینید، وقتی کتاب‌های داستان‌نویسی ایرانی یا ترجمه شده را ورق می‌زنید، یک اصلِ اساسی مشترک وجود دارد: «صد هم که عناصر داستان رو از بَر باشی و دستت به نوشتن بره و کلاس بری، ولی نتونی یک قصه واقعی یا "ارگانیک" خلق کنی، هیچ کاری نکردی! رسیدن به یک قصه ارگانیک، کار خیلی خِیلی سختیه!» دور و بَر ما پر است از داستان‌های ارگانیک، که داستان نیست؛ "زندگیه." گاهی وقت‌ها بهتر است نویسنده به جای کُلی فکر و نگارش یک داستان غیر اُرگانیک، برود سراغ آدم‌های دور و بَرش و قصه آن‌ها را بنویسد. «زندگی‌»شان را بنویسد. شاید به خاطر همین است که خیلی از نویسنده‌های بزرگ، امروز مشغول نوشتن زندگی‌نامه‌های مستند شدند. منظور ما از نوشتن «زندگی»، نگارش زندگی‌نامه نیست. ما با روایت «زندگی» می‌خواهیم زندگی کنیم. مخاطب ما قرار است «زندگی» کند؛ نه فقط خواندن چند سطر یا چند صفحه زندگی‌نامه. حالا حالاها با این کلمه کار داریم.... راستی! به این فکر کردید که برای مخاطب، رمان‌ها یا داستان‌هایی که ساخته ذهن ماست قشنگ‌تر است یا یک قصه واقعی؟ بله؛ می‌دانیم گاهی هیچ چیزی جای رمان را نمی‌گیرد. اما گاهی وقت‌ها هم هیچ چیز جای یک قصه واقعی را نمی‌گیرد. مثلا ماجرای پرتاب یک ماهواره به فضا را در نظر بگیریم؛ دوست داریم رمان‌ش را بخونیم یا کتاب واقعی‌ش را؟ من اگر یک کتاب واقعی، خوش‌خوان و جذاب و تصویر گَر واقعی از این ماجرا به‌دست بیاروم، از دست‌ش نمی‌دهم. وقتی کتاب مستند می‌خوانم، خیالم راحت است که هر چه خواندم، واقعیه واقعی است. با روایت همزاد پنداری می‌کنم. می‌فهمم من هم می‌توانم. می‌توانم «زندگی‌»ام را تغییر دهم. اصلا بگذارید این شاه کلید را بپرسم: «روایتِ مستند فقط انعکاس یک واقعیت است یا می‌تواند یک واقعیت تازه را بسازد؟ چه روایتی می‌تواند جریان ساز باشد؟» به خاطر همین می‌گوییم ما خیلی با «زندگی» کار داریم. ...:: آموزش های نویسندگی ::... ـــ...:::: @adabi_nevisa :::...ـــ
البته «زندگی» که ما می‌گیم، با تیتری که مُد شده: «با نویسندگی زندگی کن» متفاوته‌ها! ما می‌گیم مخاطب باید با روایتِ ما، زندگی جدیدی رو تجربه کنه.

۹:۰۴

دیگر «وِی در خانواده‌ای مذهبی متولد شد» و از این حرف‌ها دوره‌اش گذشته. ما به این‌ها می‌گوییم گزارش. حتی الان دیگر توی اخبار هم نمی‌گویند: «دریادلان ارتش جمهوری اسلامی ایران.» امروز گزارش‌های خبری‌ هم به سمت گزارش‌های روایی حرکت کردند. می‌گویند بی‌بی‌سی موفق است چون «روایت اول» را دست گرفته و به جای گزارش خبری، «گزارش روایی» تحویل مخاطب می‌دهد. اینطوری همراهی مخاطب بیشتر می‌شود. پس «روایت» برگ برنده رسانه است. بعضی‌ توی مهمانی‌، جمع را دست می‌گیرند و یک اتفاق را طوری روایت می‌کنند که همه مات‌شان می‌برد. اگر یک قلم و خودکار دست‌شان بدهیم، می‌توانند خاطره‌شان را بنویسند؟ نه! خوب تعریف می‌کنند ولی نمی‌توانند بنویسند. ما می‌خواهیم بگوییم «همین‌طور قشنگ که تعریف می‌کنی، روایت هم بنویس.» اما شاعر می‌گوید: که عشق آسان نمود اول؛ ولی بنهاد مشکل‌ها. ما وقتی یک خاطره تعریف می‌کنیم، بر خلاف وقتی می‌نویسیم: قلمبه سلمبه حرف نمی‌زنیم؛ پس قلمبه سلمبه‌ هم ن‌نویسیم! طولانی ننویسیم. نکره تعریف نکنیم، زیاد فعل خرج نکنیم، بی‌فعل هم ننویسیم و کلی چیز دیگر! یک کلام: «بهتر است با زبان معیار بنویسیم.» حالا این زبان معیار خیلی باید‌ها و نباید‌ها دارد که توی دوره با هم حرف می‌زنیم. اما همین! نه! «زبان معیار» می‌شه دوره اول‌مون که ده جلسه است. اصل مطلب، تازه شروع می‌شه.
...:: آموزش های نویسندگی ::... ـــ...:::: @adabi_nevisa :::...ـــ

۵:۰۰

«معماری روایت»اصل مطلب این‌جاست. «زبان معیار» مثل پوست یک بدن می‌ماند. مثل گچ‌کاری ساختمان. یک روایت جذاب، اسکلت بندی و ستون فقرات می‌خواهد؛ یا همان فندانسیون و ستون ساختمان! بعد بتن ریزی دارد. بعد ایزوگام و سرامیک و سنگ و گچ و کابینت... یک کلام، یک روایت خوب مثل یک ساختمان خوب، یک معماری حساب شده لازم دارد. همین «معماری روایت» بهانه سه تا محفل دیگه‌ی ماست. ما می‌خواهیم توی دوره بگوییم وقتی یک روایت داریم، مثلا سفر رفتیم و می‌خواهیم روایت‌ش کنیم؛ یا چند ساعت مصاحبه داریم و می‌خواهیم آن‌را تبدیل کنیم به یک روایت خواندنی و تماشایی؛ چه راهی را باید طی کنیم؟ قدم به قدم؛ از باز کردن فایل وورد تا فرستادن کار برای چاپ می‌خواهیم توضیح بدهیم. یادتان باشد، ما نمی‌خواهیم یک روایتِ گزارشی بنویسیم. می‌خواهیم روایت‌مان واقعی و دیدنی باشد. برای این، لازم است با بیشتر عناصر داستانی آشنا شویم. شاید الگوهای داستانی هم کمک‌مان کنند. البته عناصر داستان، منهای تخیل. ما قرار نیست با تخیل‌ یک روایت دیدنی بنویسیم. نه! می‌خواهیم واقعیِ واقعی بنویسیم. پس مجبوریم توی این دوره، راجع به تحقیق‌وپژوهش هم حرف بزنیم. اصل استخراج عناصر داستان در یک روایت مستند، برمی‌گردد به گفت‌وگوی دراماتیک. ما می‌خواهیم «مهندسی معکوس عناصر درام در تحقیق» را با هم داشته باشیم.
...:: آموزش های نویسندگی ::... ـــ...:::: @adabi_nevisa :::...ـــ

۶:۳۰

thumbnail
undefined خون جای خطبه را نمی‌گیرد. 🧷روایت، روایتِ جنگ سخت نیست. خودِ جنگه. undefined گلوله و کلمه، تفاوتی ندارند.
...:: آموزش های نویسندگی ::... ـــ...:::: @adabi_nevisa :::...ـــ

۱۶:۰۳

thumbnail
undefinedبیایید فوت و فن را کنار بگذاریم.
برشی از کتاب رها و ناهشیار می‌نویسم.

۲۰:۱۸

در جنگ یکی از ابزارهای برای انتقال و هدایت کنش‌های جمعی، روایت است. این که جامعه تشنه شنیدن باشد و نویسنده دست بگذارد روی «برهه حساس کنونی» به معنای واقع در شرایطی که چشم همه جهان به نوار باریک غزه دوخته است، روایت‌های جمع شده در لهجه‌های غزه‌ای را بارز می‌کنداما اگر به ساختار و فرم کتاب برگردیم نویسنده‌ها از اجزایی روایت کرده‌اند که در راستای یک کل منسجم هستند. نویسنده‌ها برای بیان موقعیت خاص منطقه از زاویه نگاه‌ها و نقطه‌نظر‌های مختلف دست به روایت می‌زنند. و واقعه را از زوایای مختلف تصویر می‌کند. در کتاب لهجه‌های غزه‌ای ما شاهد جهان‌های روایی مختلفی هستیم که عقاید ساده و متنوعی دارند. شاید برای همین است که یوسف القدره و فاتنه‌الغره برای اثری که گردآوری کرده‌اند عنوان لهجه‌های غزه‌ای را انتخاب می‌کنند. زیرا در پس لهجه‌های مختلف یک اتحاد محکم به نام غزه یا وطن وجود دارد. در روایت‌های غزه‌ای راویان از نیازها حرف می‌زنند. از نیازهای اولیه برای بقا، نیاز به «یک قرص نان».
برشی‌ از یادداشت لیلا مهدوی بر کتاب «لهجه‌های غزه‌ای» ، در بهخوان
...:: آموزش های نویسندگی ::... ـــ...:::: @adabi_nevisa :::...ـــ

۸:۵۴

ببخشید! سرمون شلوغه؛ کم پیدا شدیم.
undefined دو ساعت از تاریکی هوا رد می‌شد، کم‌کم سر‌وکله بچه‌ها پیدا می‌شد.undefined یکی دو ساعت بعد از تاریکی هوا، کم‌کم سر‌وکله بچه‌ها پیدا می‌شد.
undefined حذف فعل تکراری

۹:۲۰

thumbnail
undefinedبيچارگان
ممکن است آدم يک عمر زندگى کند و نفهمد که کنار دستش يک کتاب هست که کل زندگى‌اش را به سادگى يک ترانه بيان مى‌‌کند.
undefined داستايوفسکى

۱۲:۵۴

thumbnail
undefined مِعمٰـاریِ رِوٰایَـتundefined دورهٔ مجازی تحقیق و نویسندگیِ روایتِ مستند
چرا روایت مستند مهم است؟معماری پژوهش و گفت‌وگویک‌خطی و سه‌خطی | پیرنگسیر خطی و شکست زمانپژوهش، مضمون، درام | هویتمستندنگاری وفادار و گونه‌های مستندبرخورد من با متن تحقیق چگونه باشد؟
undefined برای ثبت‌نام عبارت «معماری روایت» را به۰۹۰۱۳۲۰۴۱۷۰ ارسال نمایید.
@adabi_nevisa

۱۵:۳۶

بازارسال شده از « قلم نویسا » | آموزش نویسندگی
thumbnail
undefinedundefined مِعمٰـاریِ رِوٰایَـتundefined تحقیق و نویسندگیِ روایتِ مستندundefined (دوره آموزش مجازی و یک‌ساله)
undefined محمــد حکم‌آبــادی نویسنـده و پـژوهشگـر روایــت منتخب جایزه ادبی جلال‌آل‌احمد
undefined محفل اول: روایت خوش‌خوانundefined زبان معیار | معیار شفاهی | ایجاز | صمیمیت
undefined محفل دوم: معماری روایتundefined روایت مستند | معماری پژوهش | قالب‌ها
undefined محفل سوم: این روایت دیدن داردundefined متن روایی قصه‌وار | روایت پیوسته | پژوهش روایی
undefined محفل چهارم: این روایت را نمی‌شود کنار گذاشتundefined شروع و پایان | عدم تعادل | نمایش‌دادن | بازنویسی
undefined هر محفل ۱۰ جلسهundefined️ طول دوره هر محفل ۳ ماهundefined شروع محفل اول هفته دوم دی‌ماهundefined تقریبا هر هفته ۱ جلسـه مجـــازیundefined️ ثبت‌نـام هر محفـل مجـزاundefined ظرفیـت محــدود
undefined برای ثبت‌نام و کسب اطلاعات بیشتر عبارت «معمــاری روایــت» را بـه ۰۹۳۷۶۸۸۸۷۲۳ ارسـال نمایید‌
undefined توضیح مفصل!
undefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefined موسسـه فـرهنگی ادبی نویـساundefined ایتا | بله | اینستاگرام
undefined ادبـیـــات پـایـــداری قــــمundefined ایتا
undefined حـوزه هنــری اسـتــان قـــمundefined وبسایت | ایتا | بله | تلگرام | اینستاگرام

۱۱:۱۳

بازارسال شده از « قلم نویسا » | آموزش نویسندگی
thumbnail

۱۱:۱۳

بازارسال شده از « قلم نویسا » | آموزش نویسندگی
thumbnail

۱۱:۱۳

« قلم نویسا » | آموزش نویسندگی
undefined تصویر
undefined ۱۲ صندلی باقی مانده از ثبت نام محفل دوم...
🪑 🪑 🪑 🪑 🪑 م🪑 🪑 🪑 🪑 🪑 عundefined undefined undefined 🪑 🪑 مundefined undefined undefined undefined undefined اundefined undefined undefined undefined undefined رundefined undefined undefined undefined undefined یundefined undefined undefined undefined undefined رundefined undefined undefined undefined undefined وundefined undefined undefined undefined undefined اundefined undefined undefined undefined undefined یundefined undefined undefined undefined undefined ت
پیامک «معماری روایت» به 09013204170

۱۱:۱۵

« قلم نویسا » | آموزش نویسندگی
undefined ۱۲ صندلی باقی مانده از ثبت نام محفل دوم... 🪑 🪑 🪑 🪑 🪑 م 🪑 🪑 🪑 🪑 🪑 ع undefined undefined undefined 🪑 🪑 م undefined undefined undefined undefined undefined ا undefined undefined undefined undefined undefined ر undefined undefined undefined undefined undefined ی undefined undefined undefined undefined undefined ر undefined undefined undefined undefined undefined و undefined undefined undefined undefined undefined ا undefined undefined undefined undefined undefined ی undefined undefined undefined undefined undefined ت پیامک «معماری روایت» به 09013204170
فقط 5 نفر دیگر... میتونید ثبت نام کنید و ده دوازده روز دیگر پرداخت کنید.

۱۲:۱۶

سفرنامه وقتی جذاب می‌شود که - از جاده‌های اصلی، بروی به جاده‌های فرعی- وسیله‌ی حمل و نقل‌ت غیر متعارف باشد

۱۲:۴۶

thumbnail
حاشیه‌نگاری جلسه ششم کلاس معماری روایت، محفل دوم، ۲۶ تیر ۱۴۰۴آخرای کلاس بود. یک ساعت روده زده بود تا فرق سِیرِخطی با فلش‌بک و شکست زمان را برای کلاس مجازی ۲۵ نفره‌مان توضیح دهد. از کتاب‌هایی مثل عملیات احیا، حوض خون، خون می‌گذشت، پوست شیر، نخل و نارنج، خط‌مقدم و چندتایی دیگر هم اسم برد. با خودکار قرمز نوشتم: نکته/ فلش‌بک به معنای شکست زمان نیست مطلقا، شکست زمان یک چیزی بیشتر از فلش‌بک است.بعد از توضیحات استاد، یکی در قسمت پیام‌ها نوشت: استاد من فرق فلش‌بک و شکست زمان رو نفهمیدم.کُفری شدم. با اینکه خودم هم حسابی شیرفهم نشده بودم ولی ته ذهنم این بود که باید همه‌ی این کتاب‌ها را بخوانم تا خوب بفهمم! با خودم گفتم الآن یک تیکه‌ای بارش می‌کند، مثلا "این همه وقت پس ما قصه‌ی حسن کرد شبستری می‌خوندیم؟" یا حداقل می‌گوید "اشکالی نداره یه دور وویس کلاس را گوش کنید و کتاب‌ها رو بخونید متوجه می‌شید."ولی هیچکدام از این‌ها را نگفت. دوباره شروع کرد به توضیح دادن؛ این‌بار با کمک ابزار نقاشی، به قول خودش پوینت. آخرش همان‌کسی که پیام داده بود نوشت:ولی یادمون دادید عالی.راستش یاد این حدیث افتادم که هر کس به من کلمه‌ای بیاموزد مرا بنده خود ساخته و اینکه چطور می‌شود قدر یک استاد را که از جان مایه می‌گذارد دانست؟#ارسالی_هنرجو
...:: آموزش های نویسندگی ::... ـــ...:::: @adabi_nevisa :::...ـــ

۷:۵۸

بیشتر از طلا و نفت و دلار حافظه‌ی تاریخی یک کشور است که می‌تواند نجات‌ش دهد.
#روزی_طلب

۱۳:۳۷

هنر یعنی تبدیل معقول به محسوس

۱۴:۰۱