بافتار
به پیشنهاد محمد هاشمی رفسنجانی (رئیس وقت سازمان صداوسیما) برای ماندگاری مثنوی «هجرت» و جلوگیری از نابودی تدریجی آن، این سروده باید با موسیقیْ آمیخته میشد. ازاینرو شعر به چهار بخش، تقسیم و آهنگسازی براساس هر یک از قسمتها به یک موسیقیدان واگذار شد: حسن ریاحی، احمدعلی راغب، سیدمحمد میرزمانی و محمد بیگلریپور. همچنین گروهی از خوانندگان و سروده(دکلمه)خوانان، بیتهای مثنوی را در این پوئمسمفونیْ طنینانداز کردند. این اثر در واحد موسیقی سازمان صداوسیما تولید و نسخههای باکلام و بیکلام آن از رادیو و تلویزیون، پخش شد.
مثنوی «هجرت» با بند برگردان آشنایش (این فصل را با من بخوان، باقی فسانه است / این فصل را بسیار خواندم، عاشقانه است)، به تعبیر معلم، روایتی بلند و با زبانی ریشهدار از «زندگانی بشر و تاریخ قصهها و غصههای اوست»: راهی که از خیزش پیامبران و ائمۀ معصومین (ع) و تمامی مجاهدان راه حق تا قیام امامخمینی و انقلاب اسلامی، امتداد دارد. فضای داستانی آن، طبعاً با مجموعهای از صداها و سازهای گوناگون میتوانست ترسیم شود. ازهمینرو ساختار «منظومۀ سمفونیک» یا «پوئمسمفونی» (Symphonic Poem) برای آنْ برگزیده شد. این قالب، دستکم با یک پویه (موومان) یا بخش و برای نواختن ازسویی دستهای از سازها(ارکسترال)ی سمفونیک، یک شعر، داستان، نقاشی، چشمانداز یا هرگونه منبع الهامبرانگیز دیگر را بازمینمایاند.
در میان پویههای «هجرت»، بخش دوم (با آهنگسازی راغب) بیشترْ از درونمایۀ موسیقی ایرانی برخوردار است و دیگر قسمتها بر ساختار موسیقی کلاسیک جهانی، تکیه دارند. نسخهای از پوئمسمفونی برای ارائه به امامخمینی، مهیا شد و آیتالله خامنهای نیز علاوهبر مثنوی «هجرت»، از ساخت پوئمسمفونی آن نیز بارها تقدیر کردند. ساختار، محتوا و مدت قطعۀ «هجرت» در نوع خود، نمونهای کممانند است؛ بهگونهای که شاید بتوان آن را عصارهای از موسیقی و شعر انقلاب اسلامی ایران، دستکم تا سال ۱۳۶۷ و چهبسا تاکنون به شمار آورْد.
در سی و هفتمین سالگرد ضبط پوئمسمفونی «هجرت» که ازقضا همزمان با بهمنماه بود، شما مخاطبان ارجمند را به شنیدن قطعههای این اثر دعوت میکنیم. نسخۀ کامل پویههای یکم تا سوم آن در این کانال، قابلدسترسیست (بهدلیل دسترسی نداشتن به پویۀ چهارم با آهنگسازی محمد بیگلریپور، انتشار آن امکانپذیر نشد). همچنین میتوانید متن کامل مثنوی «هجرت» را در وبگاه مؤسسۀ فرهنگی-هنری «شهرستان ادب»، مشاهده کنید.
برای دیدن و شنیدن مهمترین آثار هنر انقلاب، به کانال «بافتار» بپیوندید:
@baftar_resane
هجرت - ۲.mp3
۱۹:۰۷-۱۳.۱۳ مگابایت
۱۶:۰۸
بافتار
به پیشنهاد محمد هاشمی رفسنجانی (رئیس وقت سازمان صداوسیما) برای ماندگاری مثنوی «هجرت» و جلوگیری از نابودی تدریجی آن، این سروده باید با موسیقیْ آمیخته میشد. ازاینرو شعر به چهار بخش، تقسیم و آهنگسازی براساس هر یک از قسمتها به یک موسیقیدان واگذار شد: حسن ریاحی، احمدعلی راغب، سیدمحمد میرزمانی و محمد بیگلریپور. همچنین گروهی از خوانندگان و سروده(دکلمه)خوانان، بیتهای مثنوی را در این پوئمسمفونیْ طنینانداز کردند. این اثر در واحد موسیقی سازمان صداوسیما تولید و نسخههای باکلام و بیکلام آن از رادیو و تلویزیون، پخش شد.
مثنوی «هجرت» با بند برگردان آشنایش (این فصل را با من بخوان، باقی فسانه است / این فصل را بسیار خواندم، عاشقانه است)، به تعبیر معلم، روایتی بلند و با زبانی ریشهدار از «زندگانی بشر و تاریخ قصهها و غصههای اوست»: راهی که از خیزش پیامبران و ائمۀ معصومین (ع) و تمامی مجاهدان راه حق تا قیام امامخمینی و انقلاب اسلامی، امتداد دارد. فضای داستانی آن، طبعاً با مجموعهای از صداها و سازهای گوناگون میتوانست ترسیم شود. ازهمینرو ساختار «منظومۀ سمفونیک» یا «پوئمسمفونی» (Symphonic Poem) برای آنْ برگزیده شد. این قالب، دستکم با یک پویه (موومان) یا بخش و برای نواختن ازسویی دستهای از سازها(ارکسترال)ی سمفونیک، یک شعر، داستان، نقاشی، چشمانداز یا هرگونه منبع الهامبرانگیز دیگر را بازمینمایاند.
در میان پویههای «هجرت»، بخش دوم (با آهنگسازی راغب) بیشترْ از درونمایۀ موسیقی ایرانی برخوردار است و دیگر قسمتها بر ساختار موسیقی کلاسیک جهانی، تکیه دارند. نسخهای از پوئمسمفونی برای ارائه به امامخمینی، مهیا شد و آیتالله خامنهای نیز علاوهبر مثنوی «هجرت»، از ساخت پوئمسمفونی آن نیز بارها تقدیر کردند. ساختار، محتوا و مدت قطعۀ «هجرت» در نوع خود، نمونهای کممانند است؛ بهگونهای که شاید بتوان آن را عصارهای از موسیقی و شعر انقلاب اسلامی ایران، دستکم تا سال ۱۳۶۷ و چهبسا تاکنون به شمار آورْد.
در سی و هفتمین سالگرد ضبط پوئمسمفونی «هجرت» که ازقضا همزمان با بهمنماه بود، شما مخاطبان ارجمند را به شنیدن قطعههای این اثر دعوت میکنیم. نسخۀ کامل پویههای یکم تا سوم آن در این کانال، قابلدسترسیست (بهدلیل دسترسی نداشتن به پویۀ چهارم با آهنگسازی محمد بیگلریپور، انتشار آن امکانپذیر نشد). همچنین میتوانید متن کامل مثنوی «هجرت» را در وبگاه مؤسسۀ فرهنگی-هنری «شهرستان ادب»، مشاهده کنید.
برای دیدن و شنیدن مهمترین آثار هنر انقلاب، به کانال «بافتار» بپیوندید:
@baftar_resane
هجرت - ۳.mp3
۱۹:۴۴-۱۳.۵۶ مگابایت
۱۶:۰۹
امروز لفظ پاك «حزباللّه»
گويا که در قاموسِ «روشنفكرِ» اين قوم
دشنام سختی است!
اما
من خوب يادم هست
روزی كه «روشنفكر»
در كافههای شهر پُرآشوب
دور از هياهوها
عرق میخورد
با جانفشانیهای جانبازانِ «حزب اللّه»
تاريخ اين ملت
ورق میخورد!
برای دیدن و شنیدن مهمترین آثار هنر انقلاب، به کانال «بافتار» بپیوندید:
۱۷:۵۳
آیندۀ روشن.mp3
۰۴:۵۸-۱۱.۹۷ مگابایت
پیشِ رو فصل درو کردن حاصل، مانده استاینک این گام نهایی که مقابل، مانده است
اینک این گام که غوغای گلافشانیهاستاینک این گام که میعاد سلیمانیهاست»
۱۸:۱۴
کامل این شعر را از اینجا بخوانید.
۲۱:۰۸
لحظههای انقلاب-۲۱بهمن.mp3
۰۶:۱۱-۵.۷۸ مگابایت
۱۱:۵۷
صبحه دارن اذون میگنمرور یکیاز بهترین ترانههای انقلاب به سرایش و خوانش محمدعلی معلم دامغانی به همراه موسیقی مجید انتظامی و تصاویری از مستند «برای آزادی» به کارگردانی حسین ترابی
واقعا آدم باورش نمیشود که این علی معلمِ ترانهسرا با زبان صمیمی و روان، همان علی معلمِ مثنوی بلندسراست با زبان سخته و واژگان غامض و غریب؟ این ترانۀ روانِ استاد معلم، جزو بهترین شعرهای انقلاب است که لحظۀ انقلاب را توصیف میکند. او برای روشن شدن عظمت این انفجار نور، مجبور میشود تاریکی دوران پهلوی را به چشم بیاورد و از شهر دشنهخوردۀ مردۀ سردِ سنگی صحبت کند که مرده و زندۀ آن فرقی نمیکرد. شهری که قلعهای داشت و دیوی. شهری که نه روح داشت، نه خدایی در جریان بود. شهری که پنجرههایش دیوار بودند. بهقول قیصر:«گناه اول ما افتتاح پنجره بودگناه دیگر ما، انهدام دیوار است»
همهٔ توصیفهای این ترانه از دوران پیش از انقلاب، حس مردگی، بستگی تاریخ، تاریکی و بیمعنایی و بیزبانی را منتقل میکند؛ حس تاریکیِ محض و شبِ مطلق. تا آنجایی که بالاخره روزی، خدا رحمش میآید و مردی خدایی، این تاریکی و طلسم قلعه را میشکافد و میشکند. نقطۀ اوج این ترانه، آنجایی است که پای خدا و مرد خدایی به میان میآید و حکم شب، با اذان صبح، باطل میشود. اصلا اینهمه توصیفِ مفصلِ تاریکی، برای همین پایان فوقالعاده روشن بود.
این ترانه با عنوان «میقات» در کتاب «شرحهشرحه است صدا در باد» منتشر شده که مجموعه ترانه و تصنیفهای علی معلم دامغانی است. این ترانه بهصورت موسیقی هم درآمده است که چندان گوشنواز و دلنشین نیست؛ اما با دکلمهٔ خود استاد معلم، شنیدنی و شیرین است.
برای دیدن و شنیدن مهمترین آثار هنر انقلاب، به کانال «بافتار» بپیوندید:
@baftar_resane
۱۶:۱۲
بافتار
*بافتارپادکست فصل اول؛ لحظههای انقلاب، قسمت پنجم، روزنوشت ۲۱ بهمن ۱۳۵۷* با صدای محمدمهدی فراهانی
«لحظههای انقلاب» روزنوشتهای محمود گلابدرهای از زمستان ۱۳۵۷ است. گلابدرهای که یکی از شاگردانِ جلال آلاحمد است، در این کتاب روزهای پرحادثه انقلاب را از زاویهدید خودش روایت کرده است.
در اولین فصل از «بافتارپادکست»، بخشهایی از کتاب «لحظههای انقلاب» را میخوانیم. هر قسمت، به خوانش بخشهایی از روزنوشت یکی از روزهای دهه فجر اختصاص دارد.
تنها یک روز مانده است تا انقلاب اسلامی ایران به پیروزی خود، نزدیک شود. گلابدرهای، دریای خروشانی را مینگرد که از میدان «فوزیه» («امامحسین» کنونی) تا خیابان «نارمک» موج میزند. همهجا سنگربندیشده و پیوسته دستههای گوناگونی از مردم، معابر شهر تهران را دربرمیگیرند. همگی بهویژه زنان و دختران در تبوتاب رساندن تدارکات و پشتیبانی به مبارزان انقلاب و سربازان بهملتپیوستۀ نیروی هوایی هستند. اینک گلابدرهای شوروحال گرم، همدلانه و متحدانهای را روایت میکند که بهزودی، طومار شاهنشاهی پهلوی دوم را درهممیپیچد.
*برای دیدن و شنیدن مهمترین آثار هنر انقلاب، به کانال «بافتار» بپیوندید:*
@baftar_resane
۱۷:۲۰
سپیده.mp3
۰۴:۴۳-۴.۳۳ مگابایت
بنگر کزین رَهِ پُرخونخورشیدی خجسته رسید»
۱۸:۱۱
سرودهای انقلاب اسلامی؛ از خیابان تا هیئت۵ اقتباس از شعار و سرودهای انقلابی در هیئت
اقتباسها از سرودهای و شعارهای انقلاب اسلامی تا پیش از فتنهٔ اخیر هم تجربه شده بود که بیشتر از سوی میثم مطیعی بود. مهمترین اقتباسها از سرودهای انقلابی و همچنین نغمههای دفاع مقدس، از آنِ مطیعی است. اما این روزها، در همین اعیاد شعبانیهای که گذشت، چند اقتباس، مورد اقبال واقع شد. اقتباسهایی که معنای متفاوتی با گذشته داشتند.
بهمن امسال و جشن ۴۷ سالگی انقلاب اسلامی را در حالی میگذرانیم که ماه گذشته، خون بسیاری از مردم توسط مزدوران و تروریستها بر زمین ریخته شد. عملیاتی تروریستی که بار دیگر نشان از تلاش دشمن برای نابودی انقلاب اسلامی ایران بود. توجه به سرودها و شعارهای انقلابی در این موقف، دیگر مثل دیگر اوقات نیست و بیش از پیش، یادآور همان عهدیست که مردم ایران در بهمن ۱۳۵۷، با خدا و امامشان بستند. این اقتباسها نیرویی را که آن سرودها و شعارها در زمان نهضت و اول انقلاب، خلق کردند، بار دیگر با تطبیق به مسائل امروز، بازآفرینی میکنند.
سرودها و نغمههای انقلابی، بهقدری نیرومندند که حتی دشمن نیز در همین فتنهٔ اخیر نشان داد که درصدد است از آنها استفاده کند و این اقتباسها در هیئت در چنین موقعیتی، اهمیت بیشتری پیدا میکند.
همزمانی دههٔ فجر و روزهای پس از فتنهٔ دیماه با اعیاد ماه شعبان، باعث شد که حسینطاهری و مهدی رسولی، توجه ویژهای به شعار و سرودهای انقلابی داشته باشند. بههمین مناسبت، در این فرسته، منتخبی از این اقتباسها بهاضافه اقتباسهای قدیمی میثم مطیعی را مرور میکنیم و عهد خود با انقلاب اسلامی را در صحن هیئت که بهترین مجلس عهد است، تازه میکنیم.
برای دیدن و شنیدن مهمترین آثار هنر انقلاب، به کانال «بافتار» بپیوندید:
@baftar_resane
۲۰:۱۵
۲۰:۱۵
۲۰:۱۵
۲۰:۱۵
۲۰:۱۵
۲۰:۱۵
لحظههای انقلاب-۲۲بهمن.mp3
۰۴:۵۹-۴.۸۲ مگابایت
۱۰:۱۹
از سنگنگارههای خاموش تا داد مستضعفانمرور تابلویی از چلیپا که تقابل «باستانگرایی» و درد مردم را به تصویر کشید
بالاخره آن روز بزرگ فرا رسید؛ ۲۲ بهمن، روزی که طومار ۲۵۰۰ سال شاهنشاهی در هم پیچیده شد. اگرچه عظمت آن روز در هیچ بوم و قابی بهتمامی نمیگنجد، اما کاظم چلیپا در اثر «روز بزرگ» توانسته است امین تاریخ باشد و روایتی معتبر و در عین حال زیبا از آن لحظات تاریخی را به بیان کند.
چلیپا با سبکی فیگوراتیو، چهرههایی خشمگین و برافروخته را ترسیم کرده است. در مرکز تصویر، جمعیتی دیده میشود که پیکر شهیدی را بر دوش میکشند؛ دستی خونآلود و معترض از میان جمعیت به سوی آسمان بلند شده که نمادی از دادخواهی است. نکته جالب در میان این فیگورها، حضور چهرهای است که یادآور چشمان خودِ نقاش است؛گویی از میان جمعیت به ما مینگرد.
فضای کلی نقاشی را دود و خاکستر پوشانده و استفاده هنرمندانه از رنگهای سرد در کنار سرخی خون و آتش، تضادی تکاندهنده ایجاد کرده است. این اتمسفر، یادآور بخشی از ترانه «گزینههای روی میز» (اثر حامد زمانی با شعر محمدمهدی سیار) است که میگوید: «ﭼﺸﻤﻪ ﭼﺸﻤﻪ ﻣﻮج ﻣﻮج/ ﻛﻮﭼﻪ ﻛﻮﭼﻪ رود رود/ تو خیابونا به هم رسیدن و ﻳﻜﻰ ﺷﺪن/ ﺷﻜﺴﺘﻦِ ﺳﺮدی دی و ﻏﺮور اﻫﺮﻣﻦ».
در بخش بالایی تابلو، چکمههای یک تندیسِ در آستانه سرنگونی مشاهده میشود؛ چکمههایی که مخاطب را به یاد پهلوی دیکتاتور میاندازد. اما نکته ظریف و هوشمندانه اثر، پایه این مجسمه است که با سنگنگارههای هخامنشی تزیین شده است. این تصویرسازی، نقدی آشکار به سیاست «باستانگرایی» رژیم پهلوی است؛ سیاستی که میکوشید مشروعیت خود را به دوران باستان گره بزند.
پیشتر در مرور تابلوی «میلاد» از استاد چلیپا نیز به این نقد نمادین اشاره شده بود. همنشینی فیگورهای زنده مردم انقلابی با سنگنگارههای بیجانِ سربازان هخامنشی، معنایی عمیق دارد: مردمی که دیگر حاضر نیستند زیر بار ستم طاغوت و شکوهِ پوشالیِ گذشته سر خم کنند و اکنون خود در تاریخ تازهای حاضر شدهاند.
[فایل باکیفیت نقاشی](https://ble.ir/baftar_resane/-1757405815013307652/1770815716639)
برای دیدن و شنیدن مهمترین آثار هنر انقلاب، به کانال «بافتار» بپیوندید:
@baftar_resane
۱۳:۱۴
بافتار
از سنگنگارههای خاموش تا داد مستضعفان مرور تابلویی از چلیپا که تقابل «باستانگرایی» و درد مردم را به تصویر کشید
بالاخره آن روز بزرگ فرا رسید؛ ۲۲ بهمن، روزی که طومار ۲۵۰۰ سال شاهنشاهی در هم پیچیده شد. اگرچه عظمت آن روز در هیچ بوم و قابی بهتمامی نمیگنجد، اما کاظم چلیپا در اثر «روز بزرگ» توانسته است امین تاریخ باشد و روایتی معتبر و در عین حال زیبا از آن لحظات تاریخی را به بیان کند.
چلیپا با سبکی فیگوراتیو، چهرههایی خشمگین و برافروخته را ترسیم کرده است. در مرکز تصویر، جمعیتی دیده میشود که پیکر شهیدی را بر دوش میکشند؛ دستی خونآلود و معترض از میان جمعیت به سوی آسمان بلند شده که نمادی از دادخواهی است. نکته جالب در میان این فیگورها، حضور چهرهای است که یادآور چشمان خودِ نقاش است؛گویی از میان جمعیت به ما مینگرد.
فضای کلی نقاشی را دود و خاکستر پوشانده و استفاده هنرمندانه از رنگهای سرد در کنار سرخی خون و آتش، تضادی تکاندهنده ایجاد کرده است. این اتمسفر، یادآور بخشی از ترانه «گزینههای روی میز» (اثر حامد زمانی با شعر محمدمهدی سیار) است که میگوید: «ﭼﺸﻤﻪ ﭼﺸﻤﻪ ﻣﻮج ﻣﻮج/ ﻛﻮﭼﻪ ﻛﻮﭼﻪ رود رود/ تو خیابونا به هم رسیدن و ﻳﻜﻰ ﺷﺪن/ ﺷﻜﺴﺘﻦِ ﺳﺮدی دی و ﻏﺮور اﻫﺮﻣﻦ».
در بخش بالایی تابلو، چکمههای یک تندیسِ در آستانه سرنگونی مشاهده میشود؛ چکمههایی که مخاطب را به یاد پهلوی دیکتاتور میاندازد. اما نکته ظریف و هوشمندانه اثر، پایه این مجسمه است که با سنگنگارههای هخامنشی تزیین شده است. این تصویرسازی، نقدی آشکار به سیاست «باستانگرایی» رژیم پهلوی است؛ سیاستی که میکوشید مشروعیت خود را به دوران باستان گره بزند.
پیشتر در مرور تابلوی «میلاد» از استاد چلیپا نیز به این نقد نمادین اشاره شده بود. همنشینی فیگورهای زنده مردم انقلابی با سنگنگارههای بیجانِ سربازان هخامنشی، معنایی عمیق دارد: مردمی که دیگر حاضر نیستند زیر بار ستم طاغوت و شکوهِ پوشالیِ گذشته سر خم کنند و اکنون خود در تاریخ تازهای حاضر شدهاند.
[فایل باکیفیت نقاشی](https://ble.ir/baftar_resane/-1757405815013307652/1770815716639)
برای دیدن و شنیدن مهمترین آثار هنر انقلاب، به کانال «بافتار» بپیوندید:
@baftar_resane
روز بزرگ-رنگوروغن روی بوم-۱۳۶۳-صدوشصت در صدوپانزده سانتیمتر.jpg
۲.۰۴ مگابایت
از سنگنگارههای خاموش تا داد مستضعفان
اطلاعات نقاشی:عنوان: روز بزرگنقاش: کاظم چلیپاتکنیک:رنگوروغن روی بومابعاد: ۱۱۵×۱۶۰سال: ۱۳۶۳
برای دیدن و شنیدن مهمترین آثار هنر انقلاب، به کانال «بافتار» بپیوندید:
@baftar_resane
۱۳:۱۵
۲۱:۱۴
۱۶:۳۱