بله | کانال بافتار
عکس پروفایل بافتارب

بافتار

۲,۷۶۵عضو
بافتار
undefined به پیشنهاد محمد هاشمی رفسنجانی (رئیس وقت سازمان صداوسیما) برای ماندگاری مثنوی «هجرت» و جلوگیری از نابودی تدریجی آن، این سروده باید با موسیقیْ آمیخته می‌شد. ازاین‌رو شعر به چهار بخش، تقسیم و آهنگ‌سازی براساس هر یک از قسمت‌ها به یک موسیقی‌دان واگذار شد: حسن ریاحی، احمدعلی راغب، سیدمحمد میرزمانی و محمد بیگلری‌پور. همچنین گروهی از خوانندگان و سروده(دکلمه)‌خوانان، بیت‌های مثنوی را در این پوئم‌سمفونیْ طنین‌انداز کردند. این اثر در واحد موسیقی سازمان صداوسیما تولید و نسخه‌های باکلام و بی‌کلام آن از رادیو و تلویزیون، پخش شد. undefined مثنوی «هجرت» با بند برگردان آشنایش (این فصل را با من بخوان، باقی فسانه‌ است / این فصل را بسیار خواندم، عاشقانه است)، به‌ تعبیر معلم، روایتی بلند و با زبانی ریشه‌دار از «زندگانی بشر و تاریخ قصه‌ها و غصه‌های اوست»: راهی که از خیزش پیامبران و ائمۀ معصومین (ع) و تمامی مجاهدان راه حق تا قیام امام‌خمینی و انقلاب اسلامی، امتداد دارد‌. فضای داستانی آن، طبعاً با مجموعه‌ای از صداها و سازهای گوناگون می‌توانست ترسیم شود. ازهمین‌رو ساختار «منظومۀ سمفونیک» یا «پوئم‌سمفونی» (Symphonic Poem) برای آنْ برگزیده شد. این قالب، دست‌کم با یک پویه (موومان) یا بخش و برای نواختن ازسویی دسته‌ای از سازها(ارکسترال)ی سمفونیک، یک شعر، داستان، نقاشی، چشم‌انداز یا هرگونه منبع الهام‌برانگیز دیگر را بازمی‌نمایاند. undefined در میان پویه‌های «هجرت»، بخش دوم (با آهنگ‌سازی راغب) بیشترْ از درون‌مایۀ موسیقی ایرانی برخوردار است و دیگر قسمت‌ها بر ساختار موسیقی کلاسیک جهانی، تکیه دارند. نسخه‌ای از پوئم‌‎سمفونی برای ارائه به امام‌خمینی، مهیا شد و آیت‌الله خامنه‌ای نیز علاوه‌بر مثنوی «هجرت»، از ساخت پوئم‌سمفونی آن نیز بارها تقدیر کردند. ساختار، محتوا و مدت قطعۀ «هجرت» در نوع خود، نمونه‌ای کم‌مانند است؛ به‌گونه‌ای که شاید بتوان آن را عصاره‌ای از موسیقی و شعر انقلاب اسلامی ایران، دست‌کم تا سال ۱۳۶۷ و چه‌بسا تاکنون به شمار آورْد. undefinedدر سی و هفتمین سالگرد ضبط پوئم‌سمفونی «هجرت» که ازقضا هم‌زمان با بهمن‌ماه بود، شما مخاطبان ارجمند را به شنیدن قطعه‌های این اثر دعوت می‌کنیم. نسخۀ کامل پویه‌های یکم تا سوم آن در این کانال، قابل‌دسترسی‌ست (به‌دلیل دسترسی نداشتن به پویۀ چهارم با آهنگ‌سازی محمد بیگلری‌پور، انتشار آن امکان‌پذیر نشد). همچنین می‌توانید متن کامل مثنوی «هجرت» را در وبگاه مؤسسۀ فرهنگی-هنری «شهرستان ادب»، مشاهده کنید. undefinedبرای دیدن و شنیدن مهم‌ترین آثار هنر انقلاب، به کانال «بافتار» بپیوندید: undefined @baftar_resane

هجرت - ۲.mp3

۱۹:۰۷-۱۳.۱۳ مگابایت
undefined پوئم‌سمفونی «هجرت» (۱۳۶۷)؛ پویۀ (موومان) دومآهنگ‌ساز: احمدعلی راغبسراینده: محمدعلی معلم دامغانیخواننده: محمد گلریزدکلمه‌خوانان: فرج‌الله سلحشور و مهران دوستینوازندگان و هم‌خوانان: ارکستر سمفونیک و گروه کُر واحد موسیقی سازمان صداوسیما
undefinedبرای دیدن و شنیدن مهم‌ترین آثار هنر انقلاب، به کانال «بافتار» بپیوندید:undefined @baftar_resane

۱۶:۰۸

بافتار
undefined به پیشنهاد محمد هاشمی رفسنجانی (رئیس وقت سازمان صداوسیما) برای ماندگاری مثنوی «هجرت» و جلوگیری از نابودی تدریجی آن، این سروده باید با موسیقیْ آمیخته می‌شد. ازاین‌رو شعر به چهار بخش، تقسیم و آهنگ‌سازی براساس هر یک از قسمت‌ها به یک موسیقی‌دان واگذار شد: حسن ریاحی، احمدعلی راغب، سیدمحمد میرزمانی و محمد بیگلری‌پور. همچنین گروهی از خوانندگان و سروده(دکلمه)‌خوانان، بیت‌های مثنوی را در این پوئم‌سمفونیْ طنین‌انداز کردند. این اثر در واحد موسیقی سازمان صداوسیما تولید و نسخه‌های باکلام و بی‌کلام آن از رادیو و تلویزیون، پخش شد. undefined مثنوی «هجرت» با بند برگردان آشنایش (این فصل را با من بخوان، باقی فسانه‌ است / این فصل را بسیار خواندم، عاشقانه است)، به‌ تعبیر معلم، روایتی بلند و با زبانی ریشه‌دار از «زندگانی بشر و تاریخ قصه‌ها و غصه‌های اوست»: راهی که از خیزش پیامبران و ائمۀ معصومین (ع) و تمامی مجاهدان راه حق تا قیام امام‌خمینی و انقلاب اسلامی، امتداد دارد‌. فضای داستانی آن، طبعاً با مجموعه‌ای از صداها و سازهای گوناگون می‌توانست ترسیم شود. ازهمین‌رو ساختار «منظومۀ سمفونیک» یا «پوئم‌سمفونی» (Symphonic Poem) برای آنْ برگزیده شد. این قالب، دست‌کم با یک پویه (موومان) یا بخش و برای نواختن ازسویی دسته‌ای از سازها(ارکسترال)ی سمفونیک، یک شعر، داستان، نقاشی، چشم‌انداز یا هرگونه منبع الهام‌برانگیز دیگر را بازمی‌نمایاند. undefined در میان پویه‌های «هجرت»، بخش دوم (با آهنگ‌سازی راغب) بیشترْ از درون‌مایۀ موسیقی ایرانی برخوردار است و دیگر قسمت‌ها بر ساختار موسیقی کلاسیک جهانی، تکیه دارند. نسخه‌ای از پوئم‌‎سمفونی برای ارائه به امام‌خمینی، مهیا شد و آیت‌الله خامنه‌ای نیز علاوه‌بر مثنوی «هجرت»، از ساخت پوئم‌سمفونی آن نیز بارها تقدیر کردند. ساختار، محتوا و مدت قطعۀ «هجرت» در نوع خود، نمونه‌ای کم‌مانند است؛ به‌گونه‌ای که شاید بتوان آن را عصاره‌ای از موسیقی و شعر انقلاب اسلامی ایران، دست‌کم تا سال ۱۳۶۷ و چه‌بسا تاکنون به شمار آورْد. undefinedدر سی و هفتمین سالگرد ضبط پوئم‌سمفونی «هجرت» که ازقضا هم‌زمان با بهمن‌ماه بود، شما مخاطبان ارجمند را به شنیدن قطعه‌های این اثر دعوت می‌کنیم. نسخۀ کامل پویه‌های یکم تا سوم آن در این کانال، قابل‌دسترسی‌ست (به‌دلیل دسترسی نداشتن به پویۀ چهارم با آهنگ‌سازی محمد بیگلری‌پور، انتشار آن امکان‌پذیر نشد). همچنین می‌توانید متن کامل مثنوی «هجرت» را در وبگاه مؤسسۀ فرهنگی-هنری «شهرستان ادب»، مشاهده کنید. undefinedبرای دیدن و شنیدن مهم‌ترین آثار هنر انقلاب، به کانال «بافتار» بپیوندید: undefined @baftar_resane

هجرت - ۳.mp3

۱۹:۴۴-۱۳.۵۶ مگابایت
undefined پوئم‌سمفونی «هجرت» (۱۳۶۷)؛ پویۀ (موومان) سومآهنگ‌ساز: سیدمحمد میرزمانیسراینده: محمدعلی معلم دامغانیخوانندگان: اسفندیار قره‌باغی، رشید وطن‌دوست، جهانگیر زمانی و گروه هم‌سرایاندکلمه‌خوانان: فرج‌الله سلحشور و مهران دوستینوازندگان و هم‌خوانان: ارکستر سمفونیک و گروه کُر واحد موسیقی سازمان صداوسیما
undefinedبرای دیدن و شنیدن مهم‌ترین آثار هنر انقلاب، به کانال «بافتار» بپیوندید:undefined @baftar_resane

۱۶:۰۹

undefined*جان‌بازی حزب‌اللّه و ورق‌بازی روشنفکر*مرور نیمایی کوتاه از مرحوم سیدحسن حسینی در بیانِ روح «انسان انقلاب اسلامی» و جوهرهٔ «روشنفکری»
امروز لفظ پاك «حزب‌اللّه»
گويا که در قاموسِ «روشنفكرِ» اين قوم
دشنام سختی است!
اما
من خوب يادم هست
روزی كه «روشنفكر»
در كافه‌های شهر پُرآشوب
دور از هياهوها
عرق می‌خورد
با جان‌فشانی‌های جانبازانِ «حزب اللّه»
تاريخ اين ملت
ورق می‌خورد!


undefinedاين نيمايیِ سيدحسن حسینی از کتاب «هم‌صدا با حلق اسماعیل»، از یگانه‌شعرها و فریادهای مهم انقلاب اسلامی است که هم مجاهدتِ «انسان انقلاب اسلامی» را می‌فهمد و هم، اختگی و بی‌خاصیتیِ «روشنفکر»های غرب‌زده را. کم‌وبیش شعرهایی داریم که خود «غرب» را نشانه رفته‌اند؛ اما سیلی‌ ابیاتِ باغیرتِ ما، کمتر صورت واداده‌های غرب را نواخته است؛ آن هم به‌این‌شکل که شرافتِ جهان مجاهدانهٔ حزب‌الله را روبروی حقارتِ جهانِ لاابالی روشنفکری قرار دهد. این توجه سیدحسن حسینی برای سال ۵۹ است و روزهای بی‌تفاوتی این غرب‌زده‌ها به دفاع مقدس هشت‌ساله؛ اما هم‌چنان زنده است و اصلِ حرف، همان است که او سرود. هرچه که بیشتر می‌گذرد، حرفش، نوبه‌نو، زنده‌تر و ملموس‌تر می‌شود. شاهدش، همین روزهای جنگ با اسرائیل در همین امسال است؛ لحظه‌های پرآشوبی که روشنفکرهای پلاسیده در کافه‌هایشان، به دور از هیاهوها، مشغول عرق‌نوشی و ورق‌بازی بودند و ایران را، این مجاهدان پیشران و امت حزب‌اللّهی بودند که سرپا نگه داشتند و تاریخ پرافتخاری را رقم زدند.
undefinedقرینه‌سازی شاعرانۀ «عرق» و «ورق» هم، اشاره‌ای‌ست به همین جهانِ مالیخولیایی لامذهب روشنفکری. جلال، آن روشن‌ضمیرِ بازگشته‌ازروشنفکری در کتاب «در خدمت و خیانت روشنفکران» می‌نویسد: «روشنفکر ایرانی، مالیخولیایی می‌شود یا هروئینی یا پُرادا یا مدرنیست یا دیوانه یا غرب‌زده و به هر صورت ازاثرافتاده و تنها مصرف‌کنندۀ مصنوعات معنوی و مادی غرب و نه سازندۀ چیزی که مردم بومی بتوانند مصرف کنند. به این دلیل است که او کم‌کم همۀ ایده‌آل‌های روشنفکری را فراموش می‌کند و از نظر اجتماعی بی‌خاصیت می‌شود و ناچار عقیم می‌شود.»
undefinedیا نادر ابراهیمی، آن بزرگ‌نویسنده و آگاه به دنیای روشنفکری، در «با سرودخوان جنگ در خطۀ نام‌وننگ»‌، این بزدلی غرب‌زده‌ها را در کنار غیرت مردم ایران در موقعیت‌های تاریخی به چشم می‌آورد و می‌نویسد:«این، همان ملتی‌ست که ما تا هزاران سال، در کتاب‌هایمان، چنان با سربلندی از ایشان یاد خواهیم کرد که انگار، آن ملت، خود خود ما بوده‌ایم و آن جنگ را خود خود ما کرده‌ایم و از یاد خواهیم برد که در همان زمان، کسانی نیز وجود داشته‌اند که تسلیم و دست‌ها برسرنهاده به فرمان غریزه‌ای حقیر، بزدلانه و ناجوانمردانه، فقط به‌خاطر صدای یک تیر به هزارها کیلومتر دور از وطن گریخته‌اند و در کافه‌های شبانه در باب اینکه چه کسی خواهد رفت و چه کسی خواهد آمد «ور» خواهند زد - بی‌خبر از اینکه اینجا، مسلسل‌ها را، حتی از دست‌های شهیدانِ نخلستان‌های جنوب نیز جدا نمی‌توان کرد.»


برای دیدن و شنیدن مهم‌ترین آثار هنر انقلاب، به کانال «بافتار» بپیوندید:undefined @baftar_resane

۱۷:۵۳

آیندۀ روشن.mp3

۰۴:۵۸-۱۱.۹۷ مگابایت
undefined پوئم‌سمفونی «راه روشن» (۱۳۹۹)؛ پویۀ (مووْمان) سوم: «آیندۀ روشن»آهنگ‌ساز: حسین پارسافرشاعر: میلاد عرفان‌پورخواننده: بهرام پاییز

undefined بخشی از شعر:«چشم این رود چهل‌ساله به دریاست هنوزیک جهانْ نهر دعا پشت سر ماست هنوز
پیشِ رو فصل درو کردن حاصل، مانده استاینک این گام نهایی که مقابل، مانده است
اینک این گام که غوغای گل‌افشانی‌هاستاینک این گام که میعاد سلیمانی‌هاست»

undefined«[راه روشن](https://beeptunes.com/album/567901598/راه-روشن)» براساس رهنمودهای آیت‌الله خامنه‌ای در متن بیانیۀ «[گام دوم انقلاب](https://farsi.khamenei.ir/message-content?id=41673)» (به مناسبت چهلمین سالگرد پیروزی آن، خطاب به ملت ایران) ساخته شده است. در قلب این پوئم‌سمفونی، «آیندۀ روشن» افقی را پیش روی همراهان کاروان نهضت، ترسیم می‌کند: مسیری از گذشته تا روزگار حاضر که جان‌فشانی‌های شهیدان، روشنی‌بخشَش بوده‌ و برای تداوم و پایداری در آن باید با امید و شهامت، به‌دور از تردید و انحطاط، فرازونشیب‌هایش و شرارت‌های دشمنان را پشت‌سر گذاشت.

undefined*برای دیدن و شنیدن مهم‌ترین آثار هنر انقلاب، به کانال «بافتار» بپیوندید:*undefined @baftar_resane

۱۸:۱۴

thumbnail
undefined*جلوتر بساطی‌ست از بت‌تراشیو خدّام کعبه، خدا می‌فروشند*(حسن بیاتانی)
undefinedلحظه تحویل گرفتن تکه‌ای از پردهٔ کعبه توسط جفری اپستین در حالی که سلطان بن سلیم، مقام اماراتی و رئیس شرکت بنادر دبی، در کنار او ایستاده.
کامل این شعر را از اینجا بخوانید.
undefined*برای دیدن و شنیدن مهم‌ترین آثار هنر انقلاب، به کانال «بافتار» بپیوندید:*undefined @baftar_resane

۲۱:۰۸

لحظه‌های انقلاب-۲۱بهمن.mp3

۰۶:۱۱-۵.۷۸ مگابایت
undefined*بافتارپادکستفصل اول؛ لحظه‌های انقلاب، قسمت پنجم، روزنوشت ۲۱ بهمن ۱۳۵۷*با صدای محمدمهدی فراهانی
undefined «لحظه‌های انقلاب» روزنوشت‌های محمود گلابدره‌ای از زمستان ۱۳۵۷ است. گلابدره‌ای که یکی از شاگردانِ جلال آل‌احمد است، در این کتاب روزهای پرحادثه انقلاب را از زاویه‌دید خودش روایت کرده است.
undefinedدر اولین فصل از «بافتارپادکست»، بخش‌هایی از کتاب «لحظه‌های انقلاب» را می‌خوانیم. هر قسمت، به خوانش بخش‌هایی از روزنوشت یکی از روزهای دهه فجر اختصاص دارد.
undefinedتنها یک روز مانده است تا انقلاب اسلامی ایران به پیروزی خود، نزدیک شود. گلابدره‌‌ای، دریای خروشانی را می‌نگرد که از میدان «فوزیه» («امام‌حسین» کنونی) تا خیابان «نارمک» موج می‌زند. همه‌جا سنگربندی‌شده و پیوسته دسته‌های گوناگونی از مردم، معابر شهر تهران را دربرمی‌گیرند. همگی به‌ویژه زنان و دختران در تب‌وتاب رساندن تدارکات و پشتیبانی به مبارزان انقلاب و سربازان به‌ملت‌پیوستۀ نیروی هوایی هستند. اینک گلابدره‌ای شوروحال گرم، همدلانه‌ و متحدانه‌ای را روایت می‌کند که به‌زودی، طومار شاهنشاهی پهلوی دوم را درهم‌می‌پیچد.
undefined*برای دیدن و شنیدن مهم‌ترین آثار هنر انقلاب، به کانال «بافتار» بپیوندید:*undefined @baftar_resane

۱۱:۵۷

thumbnail
صبحه دارن اذون می‌گنمرور یکی‌از بهترین ترانه‌های انقلاب به سرایش و خوانش محمدعلی معلم دامغانی به همراه موسیقی مجید انتظامی و تصاویری از مستند «برای آزادی» به کارگردانی حسین ترابی
undefinedواقعا آدم باورش نمی‌شود که این علی معلمِ ترانه‌سرا با زبان صمیمی و روان، همان علی معلمِ مثنوی‌ بلندسراست با زبان سخته و واژگان غامض و غریب؟ این ترانۀ روانِ استاد معلم، جزو بهترین شعرهای انقلاب است که لحظۀ انقلاب را توصیف می‌کند. او برای روشن شدن عظمت این انفجار نور، مجبور می‌شود تاریکی دوران پهلوی را به چشم بیاورد و از شهر دشنه‌خوردۀ مردۀ سردِ سنگی صحبت ‌کند که مرده و زندۀ آن فرقی نمی‌کرد. شهری که قلعه‌ای داشت و دیوی. شهری که نه روح داشت، نه خدایی در جریان بود. شهری که پنجره‌هایش دیوار بودند. به‌قول قیصر:«گناه اول ما افتتاح پنجره بودگناه دیگر ما، انهدام دیوار است»
undefinedهمهٔ توصیف‌های این ترانه از دوران پیش از انقلاب، حس مردگی، بستگی تاریخ، تاریکی و بی‌معنایی و بی‌زبانی را منتقل می‌کند؛ حس تاریکیِ محض و شبِ مطلق. تا آنجایی که بالاخره روزی، خدا رحمش می‌آید و مردی خدایی، این تاریکی و طلسم قلعه را می‌شکافد و می‌شکند. نقطۀ اوج این ترانه، آن‌جایی است که پای خدا و مرد خدایی به میان می‌آید و حکم شب، با اذان صبح، باطل می‌شود. اصلا این‌همه توصیفِ مفصلِ تاریکی، برای همین پایان فوق‌العاده روشن بود.
undefinedاین ترانه با عنوان «میقات» در کتاب «شرحه‌شرحه است صدا در باد» منتشر شده که مجموعه ترانه و تصنیف‌های علی معلم دامغانی است. این ترانه به‌صورت موسیقی هم درآمده است که چندان گوش‌نواز و دلنشین نیست؛ اما با دکلمهٔ خود استاد معلم، شنیدنی و شیرین است.
undefinedبرای دیدن و شنیدن مهم‌ترین آثار هنر انقلاب، به کانال «بافتار» بپیوندید:undefined @baftar_resane

۱۶:۱۲

بافتار
undefined undefined*بافتارپادکست فصل اول؛ لحظه‌های انقلاب، قسمت پنجم، روزنوشت ۲۱ بهمن ۱۳۵۷* با صدای محمدمهدی فراهانی undefined «لحظه‌های انقلاب» روزنوشت‌های محمود گلابدره‌ای از زمستان ۱۳۵۷ است. گلابدره‌ای که یکی از شاگردانِ جلال آل‌احمد است، در این کتاب روزهای پرحادثه انقلاب را از زاویه‌دید خودش روایت کرده است. undefinedدر اولین فصل از «بافتارپادکست»، بخش‌هایی از کتاب «لحظه‌های انقلاب» را می‌خوانیم. هر قسمت، به خوانش بخش‌هایی از روزنوشت یکی از روزهای دهه فجر اختصاص دارد. undefinedتنها یک روز مانده است تا انقلاب اسلامی ایران به پیروزی خود، نزدیک شود. گلابدره‌‌ای، دریای خروشانی را می‌نگرد که از میدان «فوزیه» («امام‌حسین» کنونی) تا خیابان «نارمک» موج می‌زند. همه‌جا سنگربندی‌شده و پیوسته دسته‌های گوناگونی از مردم، معابر شهر تهران را دربرمی‌گیرند. همگی به‌ویژه زنان و دختران در تب‌وتاب رساندن تدارکات و پشتیبانی به مبارزان انقلاب و سربازان به‌ملت‌پیوستۀ نیروی هوایی هستند. اینک گلابدره‌ای شوروحال گرم، همدلانه‌ و متحدانه‌ای را روایت می‌کند که به‌زودی، طومار شاهنشاهی پهلوی دوم را درهم‌می‌پیچد. undefined*برای دیدن و شنیدن مهم‌ترین آثار هنر انقلاب، به کانال «بافتار» بپیوندید:* undefined @baftar_resane
thumbnail
undefined*برشی از پادکست روزنوشت ۲۱ بهمن در هم‌نشینی با عکس‌هایی از لحظه‌های انقلاب*
undefined «لحظه‌های انقلاب» روزنوشت‌های محمود گلابدره‌ای از زمستان ۱۳۵۷ است. گلابدره‌ای که یکی از شاگردانِ جلال آل‌احمد است، در این کتاب روزهای پرحادثه انقلاب را از زاویه‌دید خودش روایت کرده است.
undefinedدر اولین فصل از «بافتارپادکست»، بخش‌هایی از کتاب «لحظه‌های انقلاب» را می‌خوانیم. هر قسمت، به خوانش بخش‌هایی از روزنوشت یکی از روزهای دهه فجر اختصاص دارد.
undefinedقطعات صوتی پادکست «لحظه‌های انقلاب» را از لینک‌های زیر بشنوید:قسمت اول؛ روزنوشت ۱۳ بهمنقسمت دوم؛ روزنوشت ۱۶ بهمنقسمت سوم؛ روزنوشت ۱۷ بهمنقسمت چهارم؛ روزنوشت ۱۹ بهمنقسمت پنجم؛ روزنوشت ۲۱ بهمن
undefined*برای دیدن و شنیدن مهم‌ترین آثار هنر انقلاب، به کانال «بافتار» بپیوندید:*undefined @baftar_resane

۱۷:۲۰

سپیده.mp3

۰۴:۴۳-۴.۳۳ مگابایت
undefined آلبوم «چاووش - ۶» (۱۳۵۸)؛ تصنیف «سپیده» (ایران، ای سرای امید)آهنگ‌ساز، نوازندۀ تار و سرپرست گروه: محمدرضا لطفیشاعر: امیرهوشنگ ابتهاج (ه. ا. سایه)خواننده: محمدرضا شجریاننوازندگان: گروه‌ «شیدا»

undefined بخشی از شعر:«ایران، ای سرای امیدبر بامت سپیده دمید
بنگر کزین رَهِ پُرخونخورشیدی خجسته رسید»

undefined «واقعیت این تصنیف، فریادی‌ست که از انقلابْ حرف می‌زند.» محمدرضا لطفی، چنین توصیفی از «سپیده» داشت؛ یکی از برجسته‌ترین تصنیف‌های ملی-میهنی ایران و نجوایی پرطنین از قلب یک نهضت با این سرزمین. این قطعه (به‌گفتۀ لطفی) در بهار ۱۳۵۷ و «تحت‌تأثیر تظاهرات و شور و حرکت مردم» ساخته شده است. حتی به روایت برخی منابع، لطفی نسخه‌ای از آن را در شب بیست‌ودوم بهمن همان سال با خود به رادیو برد تا از آنجا پخش شود. سپس در آذر ۱۳۵۸ در کنسرت گروه «شیدا» (دانشگاه ملی («شهید بهشتی» کنونی) به‌صورت عمومی، نواخته شد. نسخه‌ای که اکنون به گوش همه آشناست، از آن کنسرت، ضبط شده است. «سپیده» با ضرب‌آهنگ‌ پویای سازها در دستگاه شورانگیز «ماهور» و با آوای بلند شجریان، فریادی رسا از گلوی انسان ایرانی برمی‌کشد که از خون شهیدان، قد کشیده و در پی دست‌یابی به آرمان‌های والا است. این تصنیف بارها از رادیو، تلویزیون و رسانه‌های مختلف، به‌ویژه در موقعیت‌های برانگیزانندۀ هم‌بستگی ملی، پخش و در خاطره‌ها جاری شده است. همچنین در آلبوم‌های «چاووش - ۷» (۱۳۵۸) و «سپیده» (۱۳۸۴)، بازنشر و با صدای شهرام ناظری و محمد معتمدی نیز بازخوانی شده است.

undefined*برای دیدن و شنیدن مهم‌ترین آثار هنر انقلاب، به کانال «بافتار» بپیوندید:*undefined @baftar_resa

۱۸:۱۱

thumbnail
سرودهای انقلاب اسلامی؛ از خیابان تا هیئت۵ اقتباس از شعار و سرودهای انقلابی در هیئت
undefinedاقتباس‌ها از سرود‌های و شعار‌های انقلاب اسلامی تا پیش از فتنهٔ اخیر هم تجربه شده بود که بیشتر از سوی میثم مطیعی بود. مهم‌ترین اقتباس‌ها از سرودهای انقلابی و هم‌چنین نغمه‌های دفاع مقدس، از آنِ مطیعی است. اما این روز‌ها، در همین اعیاد شعبانیه‌ای که گذشت، چند اقتباس، مورد اقبال واقع شد. اقتباس‌‌هایی که معنای متفاوتی با گذشته داشتند.
undefinedبهمن امسال و جشن ۴۷ سالگی انقلاب اسلامی را در حالی می‌گذرانیم که ماه گذشته، خون بسیاری از مردم توسط مزدوران و تروریست‌ها بر زمین ریخته شد. عملیاتی تروریستی که بار دیگر نشان از تلاش دشمن برای نابودی انقلاب اسلامی ایران بود. توجه به سرود‌ها و شعار‌های انقلابی در این موقف، دیگر مثل دیگر اوقات نیست و بیش از پیش، یادآور همان عهدی‌ست که مردم ایران در بهمن ۱۳۵۷، با خدا و امامشان بستند. این اقتباس‌ها نیرویی‌ را که آن سرود‌ها و شعار‌ها در زمان نهضت و اول انقلاب، خلق کردند، بار دیگر با تطبیق به مسائل امروز، بازآفرینی می‌کنند.
undefinedسرودها و نغمه‌های انقلابی، به‌قدری نیرومندند که حتی دشمن نیز در همین فتنهٔ اخیر نشان داد که درصدد است از آن‌ها استفاده کند و این اقتباس‌ها در هیئت در چنین موقعیتی، اهمیت بیشتری پیدا می‌کند.
undefinedهم‌زمانی دههٔ فجر و روزهای پس از فتنهٔ دی‌ماه با اعیاد ماه شعبان، باعث شد که حسین‌طاهری و مهدی رسولی، توجه ویژه‌ای به شعار و سرود‌های انقلابی داشته باشند. به‌همین مناسبت،‌ در این فرسته، منتخبی از این اقتباس‌ها به‌اضافه اقتباس‌های قدیمی‌ میثم مطیعی را مرور می‌کنیم و عهد خود با انقلاب اسلامی را در صحن هیئت که بهترین مجلس عهد است، تازه می‌کنیم.
undefinedبرای دیدن و شنیدن مهم‌ترین آثار هنر انقلاب، به کانال «بافتار» بپیوندید:undefined @baftar_resane

۲۰:۱۵

thumbnail

۲۰:۱۵

thumbnail

۲۰:۱۵

thumbnail

۲۰:۱۵

thumbnail

۲۰:۱۵

thumbnail

۲۰:۱۵

لحظه‌های انقلاب-۲۲بهمن.mp3

۰۴:۵۹-۴.۸۲ مگابایت
undefined*بافتارپادکستفصل اول؛ لحظه‌های انقلاب، قسمت ششم (قسمت آخر)، روزنوشت ۲۲ بهمن ۱۳۵۷*با صدای محمدمهدی فراهانی
undefined «لحظه‌های انقلاب» روزنوشت‌های محمود گلابدره‌ای از زمستان ۱۳۵۷ است. گلابدره‌ای که یکی از شاگردانِ جلال آل‌احمد است، در این کتاب روزهای پرحادثه انقلاب را از زاویه‌دید خودش روایت کرده است.
undefinedدر اولین فصل از «بافتارپادکست»، بخش‌هایی از کتاب «لحظه‌های انقلاب» را می‌خوانیم. هر قسمت، به خوانش بخش‌هایی از روزنوشت یکی از روزهای دهه فجر اختصاص دارد.
undefinedخیزشی برپا شده که دیگر توقف‌پذیر نیست و هر کوی‌وبرزنی را در دستان خود گرفته است؛ به‌طوری‌که حتی گلابدره‌ای هم نمی‌تواند از کرج به‌سوی تهران حرکت کند تا شاهد تحولات آن شهر باشد. نبرد مردم همچنان با نیروهای شهربانی، کرج ادامه دارد و صدای تیراندازی، پیوسته می‌رسید. گلابدره‌ای، دگرگون‌شده و نشاط‌گرفته، از میان مردم شهر خود، می‌دود و می‌دود تا روز سرنوشت را ببیند... آن لحظه‌ای از یکشنبه بود: بیست‌ و دوم بهمن‌ماه.
undefined*برای دیدن و شنیدن مهم‌ترین آثار هنر انقلاب، به کانال «بافتار» بپیوندید:*undefined @baftar_resane

۱۰:۱۹

thumbnail
از سنگ‌نگاره‌های خاموش تا داد مستضعفانمرور تابلویی از چلیپا که تقابل «باستان‌گرایی» و درد مردم را به تصویر کشید
undefinedبالاخره آن روز بزرگ فرا رسید؛ ۲۲ بهمن، روزی که طومار ۲۵۰۰ سال شاهنشاهی در هم پیچیده شد. اگرچه عظمت آن روز در هیچ بوم و قابی به‌تمامی نمی‌گنجد، اما کاظم چلیپا در اثر «روز بزرگ» توانسته است امین تاریخ باشد و روایتی معتبر و در عین حال زیبا از آن لحظات تاریخی را به بیان کند.
undefinedچلیپا با سبکی فیگوراتیو، چهره‌هایی خشمگین و برافروخته را ترسیم کرده است. در مرکز تصویر، جمعیتی دیده می‌شود که پیکر شهیدی را بر دوش می‌کشند؛ دستی خون‌آلود و معترض از میان جمعیت به سوی آسمان بلند شده که نمادی از دادخواهی است. نکته‌ جالب در میان این فیگورها، حضور چهره‌ای است که یادآور چشمان خودِ نقاش است؛گویی از میان جمعیت به ما می‌نگرد.
undefinedفضای کلی نقاشی را دود و خاکستر پوشانده و استفاده‌ هنرمندانه از رنگ‌های سرد در کنار سرخی خون و آتش، تضادی تکان‌دهنده ایجاد کرده است. این اتمسفر، یادآور بخشی از ترانه‌ «گزینه‌های روی میز» (اثر حامد زمانی با شعر محمدمهدی سیار) است که می‌گوید: «ﭼﺸﻤﻪ ﭼﺸﻤﻪ ﻣﻮج ﻣﻮج/ ﻛﻮﭼﻪ ﻛﻮﭼﻪ رود رود/ تو خیابونا به هم رسیدن و ﻳﻜﻰ ﺷﺪن/ ﺷﻜﺴﺘﻦِ ﺳﺮدی دی و ﻏﺮور اﻫﺮﻣﻦ».
undefinedدر بخش بالایی تابلو، چکمه‌های یک تندیسِ در آستانه سرنگونی مشاهده می‌شود؛ چکمه‌هایی که مخاطب را به یاد پهلوی دیکتاتور می‌اندازد. اما نکته‌ ظریف و هوشمندانه‌ اثر، پایه‌ این مجسمه است که با سنگ‌نگاره‌های هخامنشی تزیین شده است. این تصویرسازی، نقدی آشکار به سیاست «باستان‌گرایی» رژیم پهلوی است؛ سیاستی که می‌کوشید مشروعیت خود را به دوران باستان گره بزند.
undefinedپیش‌تر در مرور تابلوی «میلاد» از استاد چلیپا نیز به این نقد نمادین اشاره شده بود. هم‌نشینی فیگورهای زنده‌ مردم انقلابی با سنگ‌نگاره‌های بی‌جانِ سربازان هخامنشی، معنایی عمیق دارد: مردمی که دیگر حاضر نیستند زیر بار ستم طاغوت و شکوهِ پوشالیِ گذشته سر خم کنند و اکنون خود در تاریخ تازه‌ای حاضر شده‌اند.
undefined[فایل باکیفیت نقاشی](https://ble.ir/baftar_resane/-1757405815013307652/1770815716639)
undefinedبرای دیدن و شنیدن مهم‌ترین آثار هنر انقلاب، به کانال «بافتار» بپیوندید:undefined @baftar_resane

۱۳:۱۴

بافتار
undefined از سنگ‌نگاره‌های خاموش تا داد مستضعفان مرور تابلویی از چلیپا که تقابل «باستان‌گرایی» و درد مردم را به تصویر کشید undefinedبالاخره آن روز بزرگ فرا رسید؛ ۲۲ بهمن، روزی که طومار ۲۵۰۰ سال شاهنشاهی در هم پیچیده شد. اگرچه عظمت آن روز در هیچ بوم و قابی به‌تمامی نمی‌گنجد، اما کاظم چلیپا در اثر «روز بزرگ» توانسته است امین تاریخ باشد و روایتی معتبر و در عین حال زیبا از آن لحظات تاریخی را به بیان کند. undefinedچلیپا با سبکی فیگوراتیو، چهره‌هایی خشمگین و برافروخته را ترسیم کرده است. در مرکز تصویر، جمعیتی دیده می‌شود که پیکر شهیدی را بر دوش می‌کشند؛ دستی خون‌آلود و معترض از میان جمعیت به سوی آسمان بلند شده که نمادی از دادخواهی است. نکته‌ جالب در میان این فیگورها، حضور چهره‌ای است که یادآور چشمان خودِ نقاش است؛گویی از میان جمعیت به ما می‌نگرد. undefinedفضای کلی نقاشی را دود و خاکستر پوشانده و استفاده‌ هنرمندانه از رنگ‌های سرد در کنار سرخی خون و آتش، تضادی تکان‌دهنده ایجاد کرده است. این اتمسفر، یادآور بخشی از ترانه‌ «گزینه‌های روی میز» (اثر حامد زمانی با شعر محمدمهدی سیار) است که می‌گوید: «ﭼﺸﻤﻪ ﭼﺸﻤﻪ ﻣﻮج ﻣﻮج/ ﻛﻮﭼﻪ ﻛﻮﭼﻪ رود رود/ تو خیابونا به هم رسیدن و ﻳﻜﻰ ﺷﺪن/ ﺷﻜﺴﺘﻦِ ﺳﺮدی دی و ﻏﺮور اﻫﺮﻣﻦ». undefinedدر بخش بالایی تابلو، چکمه‌های یک تندیسِ در آستانه سرنگونی مشاهده می‌شود؛ چکمه‌هایی که مخاطب را به یاد پهلوی دیکتاتور می‌اندازد. اما نکته‌ ظریف و هوشمندانه‌ اثر، پایه‌ این مجسمه است که با سنگ‌نگاره‌های هخامنشی تزیین شده است. این تصویرسازی، نقدی آشکار به سیاست «باستان‌گرایی» رژیم پهلوی است؛ سیاستی که می‌کوشید مشروعیت خود را به دوران باستان گره بزند. undefinedپیش‌تر در مرور تابلوی «میلاد» از استاد چلیپا نیز به این نقد نمادین اشاره شده بود. هم‌نشینی فیگورهای زنده‌ مردم انقلابی با سنگ‌نگاره‌های بی‌جانِ سربازان هخامنشی، معنایی عمیق دارد: مردمی که دیگر حاضر نیستند زیر بار ستم طاغوت و شکوهِ پوشالیِ گذشته سر خم کنند و اکنون خود در تاریخ تازه‌ای حاضر شده‌اند. undefined[فایل باکیفیت نقاشی](https://ble.ir/baftar_resane/-1757405815013307652/1770815716639) undefinedبرای دیدن و شنیدن مهم‌ترین آثار هنر انقلاب، به کانال «بافتار» بپیوندید: undefined @baftar_resane

روز بزرگ-رنگ‌وروغن روی بوم-۱۳۶۳-صدوشصت در صدوپانزده سانتی‌متر.jpg

۲.۰۴ مگابایت

از سنگ‌نگاره‌های خاموش تا داد مستضعفان
undefined اطلاعات نقاشی:عنوان: روز بزرگنقاش: کاظم چلیپاتکنیک:‌رنگ‌وروغن روی بومابعاد: ۱۱۵×۱۶۰سال: ۱۳۶۳
undefinedبرای دیدن و شنیدن مهم‌ترین آثار هنر انقلاب، به کانال «بافتار» بپیوندید:undefined @baftar_resane

۱۳:۱۵

thumbnail
undefinedخنده ابدی بسیجیخاطره‌ مرحوم اسفندیار شهیدی از روزهای جنگ

undefined*اسفندیار شهیدی؛ مدیر فیلم‌برداری و کارگردان (۱۴۰۴ - ۱۳۲۴)*
undefinedفیلم‌برداری را در «رویال کالج» لندن آموخت. خودش اما می‌گفت مثل خیلی از آدم‌ها، از خردسالی به حرفه‌اش علاقه‌مند شده است؛ کودک بود که خیلی اتفاقی سر از یک صحنه فیلم‌برداری درآورد، نگاتیوهایِ دورریختهِ روی زمین را دید، سلسله تصاویر پشت‌سر‌هم را در این نگاتیوها به تماشا نشست و علاقه‌اش را کشف کرد.
undefinedمخاطبانِ عمومی، اسفندیار شهیدی را با سریال‌های «میعاد در سپیده‌دم» و «پس از باران» یا فیلم سینمایی «تشکیلات» به یاد می‌آورند؛ آثاری که او در مقام مدیر فیلم‌برداری در آن‌ها حضور داشت. اسفندیار شهیدی اما در مقام استاد، پرکارتر بود و سال‌ها در دانشگاه‌ به‌ویژه دانشگاه صداوسیما به تدریس مشغول بود. بعضی از اعضای گروه فیلم‌برداری «روایت فتح» از شاگردان اسفندیار شهیدی بودند و خودش هم، سابقه فیلم‌برداری از جبهه‌ها را داشت.
undefinedاحتمالا در همین جبهه‌ها بود که نخوت روشن‌فکری، ویژگی غالب آرتیست‌هایِ ازفرنگ‌برگشته را کنار گذاشت. خودش می‌گفت در جریان عبور از یک میدان مین، با دیدن ازخودگذشتگی و ایثار رزمنده‌ها برای گشایش معبر، حقیقتی را کشف کرد؛ فهمید که حرفه‌ای‌گری و روشن‌فکربازی، متعلق به جهان دیگری است و در این خاک، آدم‌ها به‌گونه‌ای دیگر سرشته شده‌اند.
undefinedاسفندیار شهیدی سرانجام و پس از یک دوره بیماری، دیروز ۲۴ بهمن‌ماه ۱۴۰۴ درگذشت. «بافتار» ضمن تسلیت به خانواده این فیلم‌بردار محترم و جامعه سینمایی، بریده‌ای از خاطرات مرحوم شهیدی از روزهای جنگ را بازنشر می‌کند؛ خاطره‌ای درباره مواجهه با بسیجی‌، همو که حتی پس از مرگ هم برای زیستن نشاط دارد.
undefined*برای دیدن و شنیدن مهم‌ترین آثار هنر انقلاب، به کانال «بافتار» بپیوندید:*undefined @baftar_resane

۲۱:۱۴

thumbnail
undefinedفصل دوم «گعدهٔ بافتار»
undefined«گعدهٔ بافتار» همان‌طور که از اسمش پیداست، یک دورهٔ آموزشی نیست. البته یک دورهمیِ خشک‌وخالی هم نیست. چیزی است میان این دو؛ جایی است که در کنار هم، دربارهٔ «هنر انقلاب اسلامی» و دیگری‌های آن گفت‌وگو می‌کنیم، متن می‌خوانیم، به تماشای آثار هنری می‌رویم و هرجا لازم شد‌، میزبان هنرمندان می‌شویم. حالا بعد از گذران فصل اول، قصد داریم تا به حول و قوهٔ الهی، فصل دومِ این گعده را آغاز کنیم.undefinedفصل اول این جلسات هفتگی به گپ‌وگفت پیرامون فهم جوهره و اساس هنر انقلاب اسلامی گذشت. به ملاقات آثار مهم هنر انقلاب رفتیم، «منشور هنر امام» و شرح آوینی بر آن را مباحثه کردیم، مقالاتی از آوینی دربارهٔ هنر انقلاب خواندیم، پیِ «بسیجی» و «انسان انقلاب اسلامی» در آثار هنری گشتیم و درباره‌اش صحبت‌ها کردیم و به تناسبِ موضوع جلسه‌هایمان، از هنرمندان و فعالان میدان هنر انقلاب، دعوت کردیم و بهره بردیم.undefinedحالا در فصل دوم «گعدهٔ بافتار»، می‌خواهیم به سراغ «هنر روشن‌فکری» برویم و به شناخت عمیق‌تری از آن برسیم. محوریت این سلسله جلسات هفتگی، خوانش مقالاتی منتخب از شهید آوینی است. به تناسب موضوع، به‌سراغ مقالات و اندیشه‌های دیگر متفکران هم خواهیم رفت. همچنین به سیاق فصل پیشین، هم به تماشای آثار هنری - برآمده از جریان روشن‌فکری - می‌نشینیم تا باب نقد و گفت‌وگو راحت‌تر گشوده شود، هم آخرین مجلات هنری روشنفکری را ورق خواهیم زد و هم مهمان هنرمندان و اساتید مرتبط خواهیم بود تا در این مسیر، راهنمای ما باشند.
undefinedاگر دوست دارید تا هم‌گام با هم، هنر روشن‌فکری را مرور کنیم و به دیدگاهی انتقادی از آن برسیم، همراه «گعدهٔ بافتار» باشید. برای ثبت‌نام و اطلاع از شرایط حضور، به شناسهٔ @baftar_admin پیام دهید.
undefined*برای دیدن و شنیدن مهم‌ترین آثار هنر انقلاب، به کانال «بافتار» بپیوندید:*undefined @baftar_resane

۱۶:۳۱