در زندگي هميشه غمگين بودن از شاد بودن آسان تر است. ولي من اصلا از آدم هايي خوشم نمي آيد که آسان ترين راه را انتخاب مي کنند. تو را به خدا شاد باش و براي آن که شاد شوي، هر کاري از دستت بر مي آيد، بکن...!
۴:۲۰
«امید، سوختِ زندگی است.»
«آرامش، میوهٔ فهم و پذیرش است.»
«بزرگترین هنر زندگی، گذشتن از ناامیدی است.»
«انسان با عشق، دوباره متولد میشود.»
«معنا در همین لحظههایی است که آگاهانه زندگی میکنیم.»
۱۱:۳۴
مرور کتابهای اعتقادی و مذهبی:
همین حالا شروع به مطالعه کنید:
۱۵:۲۸
دره، نه تنها کنايه از دوران سخت زندگي و قله، نه تنها کنايه از دوران خوش زندگي دارد، که نشان دهنده احساسات دروني ما و واکنش مان به اتفاقات بيروني نيز هست. قله ها و دره ها به ما مي نماياند که چگونه بيشتر بر قله بمانيم و چگونه زودتر از دره بيرون بياييم.
۸:۰۱
هيچ وقت بابت عشق هايي که نثار ديگران کرده ايدو بعدها به اين نتيجه رسيده ايدذره اي براي عشق شما ارزش قائل نبوده اندافسوس نخوريدشما آن چيزي را که بايد به زندگي ببخشيد ، بخشيديدو چه چيزي زيباتر از عشق
۹:۴۶
۶:۲۲
زندگي طولاني نيست، تنها يک بار هم هست. من حق دارم و من وظيفه دارم که آن را به هدر ندهم و سرسري از آن نگذرم ...
۷:۰۳
۱۴:۱۰
اگر رازم را مسکوت نگه دارم، آن راز زنداني من است؛ اگر بگذارم از دهانم خارج شود، اين منم که زنداني آنم. بار درخت سکوت، ميوهء آرامش است.
۱۰:۵۲
از آدم ها بُت نسازيد، اين خيانت است! هم به خودتان، هم به خودشان. خدايي ميشوند که خدايي کردن نميدانند! و شما در آخر ميشويد، سر تا پا کافرِ خدايِ خود ساخته...!
۱۴:۱۷
۶:۳۹
انسان فرزانه کسی است که همچون طبیعت سود می رساند، بدون انتظار سپاس. کارها را به پایان می برد، بدون ادعای برتری. پیروز مى شود بدون نمایشِ پیروزمندی.
لائوتسه
۱۵:۴۰
۱۵:۲۹
۵:۰۹
روزي پزشکي سالخورده که از افسردگي شديد رنج ميبرد براي معالجه و درمان نزد من آمد.او توان اين را نداشت که با اندوه از دست دادن همسرش در دو سال پيش کنار بيايد. نيروي چيره شدن بر اين درد و رنج را در خود نميديد.او همسرش را بهشدت دوست ميداشت.از دست من چه کاري ساخته بود؟ به او گفتم دکتر چه ميشد اگر شما مرده بوديد و همسرتان زنده ميماند؟
_ واي که ديگر اين خيلي بدتر بود، بيچاره او چگونه ميتوانست اينهمه درد و رنج را به تنهايي تحمل کند؟از اين فرصت استفاده کردم و در پاسخ گفتم: دکتر پس ببينيد که اين درد و رنج نصيب او نشد، و اين شما هستيد که رنجش را به جان خريديد و اکنون بايد آن را تحمل کنيد.سکوت کرد، تنها به آرامي دستم را فشرد و مطب را ترک کرد...
*رنج وقتي معنا يافت، معنايي چون گذشت و فداکاري، ديگر آزاردهنده نيست*...
۱۴:۵۶
بازارسال شده از 📚 بریده کتاب 📚
شبهاي تابستون زيباييش به حياط خونه پدري هست و درخت ياسي است که بوش خونه رو برداشته، به نور سفيد مهتابي که روش يک من خاک نشسته و افتاده روي مارمولکي که از درز ديوار اومده بيرون، به گلدوناي شمعدوني لب حوض، به باغچه آب دادن پدر ....
۶:۰۶
همانهایی که حرف عادیشان را هم با طعنه میزنندهمانهایی که به هر بهانهای تحقیرت میکنندهمانهایی که با رفتارهای نمایشی و خودشیفته حالت را خراب میکنند
۱۵:۳۶
به طور کلی، نود درصد سعادت ما فقط مبتنی بر سلامت ماست. همه چیز در صورت وجود سلامت مایهٔ لذّت میگردد؛ برعکس، بدون سلامت، هیچ موهبت بیرونی نیست که لذّتبخش باشد و حتی موهبتهای ذاتی دیگر، خصوصیات ذهنی و خُلق و مزاج در اثر رنجوری کاهش مییابند و بسیار ضعیف میشوند. پس بیدلیل نیست که به هنگام دیدن یکدیگر نخست جویای سلامت هم میشویم و برای یکدیگر آرزوی سلامت میکنیم، زیرا سلامت، برای سعادت انسان از هر چیز دیگر اساسیتر است.
۱۶:۳۳
۴:۵۲
هرگاه احساس کردي ميخواهي کسي را سرزنش کني، فقط به خاطر داشته باش! همهي مردم اين کرهي خاکي از همان امکاناتي بهرهمند نبودهاند که تو در زندگي برخوردار شدهاي...
۸:۲۴