بسم الله الرحمن الرحیم




دلمون میخواست برای میلاد آقاجانمون، امام زمان(عج)،وپیروزی انقلاب کشور عزیزمونیه جشن خوب و از ته دل بگیریم.نه خیلی رسمی، نه شلوغ…یه جشن ساده و خودمونی.با هم کمک کردیم و از روز قبلوسایل آش رو آماده کردیمیکی از دوستان گفت آش رو توی خونهش درست میکنه،چندتا از دوستان هم زحمت کیک و پفیلا رو کشیدن.وقتی رسیدیمیه میز قشنگ برای جشنمون چیدیمیه گلدون سبز پر از گلهای خوشبو نرگس هم گذاشتیمدوستامون یکی یکی اومدن و از دیدن هم کلی خوشحالی کردیمکنار هم نشستیم،چای و کیک خوردیم، آش خوردیم،حرف زدیم و خندیدیم.بچهها بازی کردن و فضای جمع پر از شور و خنده شد.البته که به فکر دلخوشی بچه ها هم بودیم یکی از مامانهای خوش ذوقمون کلی فرفره رنگارنگ برای بچه ها آماده کرده بود و یکی دیگه از مامانها کلی بادکنک آورده بود.خلاصه حسابی به خودمون و فرشته هامون خوش گذشت و لذت بردیم از کنار هم بودنهمهچی با دل آماده شده بود؛با نیت خوب،با دعاهای مادرونه،با حالِ خوب.آخرش هم باز دست به دست هم دادیمو مسجد، که بهترین جا برای حال خوب و آرامشمونه، رو مرتب کردیم.و آخر هم هرکی با یه حس قشنگتر رفت خونه،به امید اینکه انشاءاللهدوباره به یه بهونهی قشنگ دیگهکنار هم جمع بشیم.مادرونه یعنی کنار هم…یعنی با هم بودن،یعنی دل به دل،صلواتی بفرستیمبرای شادی دل آقاجانمون، امام زمان(عج) 
#نهضت_مادری#محله_حکیمیه_شرق
اگر میخوای هم محله ای هات رو پیدا کنی، اسم محله و شهرت رو برای من بفرست
@h_sadat_hz
کانال های ما :
بله | ایتا
۲:۳۴
۲:۳۶
امروز نوبت یکی از قشنگترین قرارهای جمعمون بود؛دیدنیِ قدم نو رسیده
همون قرار ساده و دوستداشتنی که بعد از چهل پنجاه روز، دست جمعی میریم دیدن مامان و نینی…با یه شاخه گل برای مامان،و یه هدیه کوچولو برای مهمون جدید زندگیش.همیشه این دیدارها پر از حال خوبه؛از خندههای آروم،از بغل کردنهای محتاطِ مادرونه،از نگاههایی که پر از خستگیه ولی برق عشق توش معلومه.اما امروز یه اتفاق قشنگتر هم افتاد…مامان نینی، با همون دلِ بزرگِ مادرونهاش،برای دو تا از مامانهایی که تازه بچهدار شده بودن،هدیه گرفته بود؛ دو دست ست نوزادی،انگار که شادیِ مادر شدن رو خواسته بود بین بقیه هم تقسیم کنه.این چیزاست که جمع ما رو قشنگ میکنه؛این که تو شلوغی زندگی و بیخوابیهای شبانه،یادمون میمونه هوای همدیگه رو داشته باشیم.یادمون میمونه مادر بودن فقط برای بچههامون نیست،برای همدیگه هم هست…برای دلگرم کردن،برای شریک شدنِ حال خوب،برای گفتنِ بیکلامِ «میفهممت».دیدنی قدم نو رسیده بهونهست؛بهونهای برای با هم بودن،برای اینکه یادمون نره تو این مسیر، تنها نیستیم 🤍
#نهضت_مادری_محله_استخر
اگر میخوای هم محله ای هات رو پیدا کنی، اسم محله و شهرت رو برای من بفرست
@h_sadat_hz
کانال های ما :
بله | ایتا
#نهضت_مادری_محله_استخر
۲:۳۸
۲:۳۸
۲:۳۸
روزی که تصمیم گرفتیم به جای تماشاچی بودن و اعتراض کردن صرف قدمی برداریم ؛ فکر نمیکردیم قطره قطره وانگهی دریا شویم🥲همه مشغله داشتیم🥴مادر بودیم و هزار جور مسولیت مختلف
اما گفتیم با هم دیگر #میتوانیماگر هر کدام مان یک چیزی را بیاورد وسط....


یکی فکرش را مواسات کرد
دیگری وقتش را
آن یکی کاغذش را
و اینگونه کمبود های و نداشتن های مان جبران شد

الحمدلله به همت عزیزان گروه تعدادی گاهنامه تولید و توزیع شد


ان شاالله با کمک بقیه تعداد بیشتری نوشته بشه و پخش بشهبه همراه گاهنامه های بعدی
#خیزش_مادری_برای_وطن#محله_کیانی
اگر میخوای هم محله ای هات رو پیدا کنی، اسم محله و شهرت رو برای من بفرست
@h_sadat_hz
کانال های ما :
بله | ایتا
#خیزش_مادری_برای_وطن#محله_کیانی
۲۳:۴۷
قرآن کتاب درمان دردهای بشر است؛
چه دردهای #افراد بشر مانند دردهای معنوی و روحی و فکریشان، چه دردهای #جوامع بشری [از قبیل] #جنگها، ظلمها، #بیعدالتیها؛ قرآن درمان اینها است: وَ نُنَزِّلُ مِنَ القُرآنِ ما هُوَ شِفاءٌ وَ رَحمَةٌ لِلمُؤمِنین.امام خامنه ای 2.12.1402

افتتاحیه
دوره مادر قرآنیامروز ، شنبه ساعت 11 صبحبه صورت برخط
با حضور حجت الاسلام و المسلمین قاسمیان
سرکار خانمخسروی، "مسئول تشکل مردمی نهضت مادری"
در آدرس زیرhttps://daneh.ir/demo2/mod/lmskaranskyroomtwo/view.php?id=50915
به علت استقبال بی نظیر شما عزیزان از دوره #مادر_قرآنی و ثبت نام بیش از 500 نفر ؛ ظرفیت تمام شده .
اما شرکت در افتتاحیه عمومی است و نیازی به ثبت نام ندارد
#مادر_قرآنی
اگر میخوای هم محله ای هات رو پیدا کنی، اسم محله و شهرت رو برای من بفرست
@h_sadat_hz
کانال های ما :
بله | ایتا
چه دردهای #افراد بشر مانند دردهای معنوی و روحی و فکریشان، چه دردهای #جوامع بشری [از قبیل] #جنگها، ظلمها، #بیعدالتیها؛ قرآن درمان اینها است: وَ نُنَزِّلُ مِنَ القُرآنِ ما هُوَ شِفاءٌ وَ رَحمَةٌ لِلمُؤمِنین.امام خامنه ای 2.12.1402
سرکار خانمخسروی، "مسئول تشکل مردمی نهضت مادری"
در آدرس زیرhttps://daneh.ir/demo2/mod/lmskaranskyroomtwo/view.php?id=50915
#مادر_قرآنی
۵:۵۴
صوت افتتاحیه سومین دوره مادر قرآنی- تشکل نهضت مادری.mp3
۴۲:۰۰-۳۸.۴۵ مگابایت
بیانات حجة الاسلام والمسلمین قاسمیان*.
#افتتاحیه
#مادر_قرآنی
@h_sadat_hz
*
۲۰:۱۸
اینفوگرافی بیانات حجة الاسلام قاسمیان در برنامه افتتاحیه دوره "مادر قرآنی"
#اینفوگرافی#مادر_قرآنی#افتتاحیه
اگر میخوای هم محله ای هات رو پیدا کنی، اسم محله و شهرت رو برای من بفرست
@h_sadat_hz
کانال های ما :
بله | ایتا
#اینفوگرافی#مادر_قرآنی#افتتاحیه
۲۰:۴۲
اینقدر بدو بدو نکنیه دقیقه آروم بگیراینمهمونی بزرگ رو برای همین ترتیب دادن؛که تو آرومبگیریآروووومآروووووووووم........
#بیانات#ماه_رمضان
اگر میخوای هم محله ای هات رو پیدا کنی، اسم محله و شهرت رو برای من بفرست
@h_sadat_hz
کانال های ما :
بله | ایتا
#بیانات#ماه_رمضان
۲۲:۱۷
۱۲:۲۶
۱۲:۲۷
صبح امروز برام پول اومد.کمی شاکی شدم که کی به حساب شخصیم پول ریخته دوباره حساب کتابام بهم ریخت
که دیدم یه پیام ازآشناآمد
داداشم پیام داد که برات عیدی ریختم.گفتم داداش آخه چرا؟خودت که الان لازم داری بخاطرخریدماشین.گفت خوب عیدی گرفتم ،بهت عیدی دادم.خیلی خوشحال شدم،بیشتر بخاطر اینکه به یادم بود.
وتصمیم گرفتم بخش ناچیزی ازعیدیمو تبدیل به باقیات صالحات کنم.اونم برای مسجدی که یک تنه در مقابل کفرایستاده.
ماشاالله به این مسجدوامام جماعتش وکسانی که چراغش راروشن نگه داشتند
شماره حساب جهت واریز کمک های نقدیبه نام فاطمه شفایانی 6037997540712065و من الله التوفیق
#مسجد_قلب_محله#نهضت_مادری#محله_پاسدار_گمنام
کانال های ما :
بله | ایتا
۱۲:۲۹
عکس این فرشته کوچولو رو برای اولین بار، روز ۲۲ بهمن دیدیم که تو راهپیمایی شرکت کرده بود
قبل اینکه یک ماهش بشه


واقعا چشممون روشن شد🥹 وقتی به مامان خانم تبریک گفتیم، گفتن تبریک رو باید به خواهر برادرش بگید بس که ذوق دارنبله ... چه هدیه ای بالاتر از خواهر و برادر🥰🥰🥰آیا پدر و مادرا می تونن هدیه ای بهتر از این تقدیم بچه هاشون کنن؟؟؟؟#نهضت_مادری_شهرری#مادریاری
اگر میخوای هم محله ای هات رو پیدا کنی، اسم محله و شهرت رو برای من بفرست
@h_sadat_hz
کانال های ما :
بله | ایتا
۱۲:۳۰
ای امام مهربان،اگرچه چشمهایمان محروم از دیدار توست،اما دلهایمان بیسرپرست نیست.ما باور داریم روزی خواهد آمدکه صبحِ واقعی زمین طلوع کند؛روزی که ترس جایش را به آرامش بدهدو حق، دیگر تنها نباشدجشن های ما تا ولادت امام حسن مجتبی ادامه داردجشن نیمه شعبان
#نهضت_مادری_امیریه_منیریه_وحدت_اسلامی
اگر میخوای هم محله ای هات رو پیدا کنی، اسم محله و شهرت رو برای من بفرست
@h_sadat_hz
کانال های ما :
بله | ایتا
#نهضت_مادری_امیریه_منیریه_وحدت_اسلامی
۱۲:۳۱
دو هفته بود دلم میخواست برم بهشت زهرا، سر مزار شهدای جنگ دوازده روزه…تا حالا نرفته بودم.نمیدونستم قرار چه حس و حالی بگیرم، فقط یه کششی تو دلم بود که میگفت برو.امروز بالاخره راه افتادم.همین که وارد قطعه شهدا شدم، یه سکوت خاصی بود…یه آرامش عمیق که آروم مینشست تو دل آدم.کنار مزارها که نشستم، اسمها و سنهاشون رو که میدیدم، بغضم گرفت.خیلیهاشون جوون بودن… بعضیا همسن خودمون.کمی که رفتیم جلو، یه صحنهای دیدم که دلم رو لرزوند…مادری بالای سر مزار پسر جوونش نشسته بود.داشت گریه میکرد و بلند بلند قربونصدقهش میرفت…همونجوری که انگار هنوز زندهست و جلوش نشسته.اون لحظه دیگه نتونستم خودمو نگه دارم.اشکام سرازیر شد.یه آن، تمام اون دوازده روز سخت اومد جلو چشمم…خبرها، نگرانیها، دلشورهها…فکر اینکه یه مادر، دوازده روز با ترس زندگی کرده باشهو آخرش… اینجوری کنار مزار بچهش بشینه.اونجا فهمیدم درد جنگ فقط خط مقدم نیست…یه گوشهش همین دل مادرهاست.همین اشکایی که بیصدا میریزه،همین قربونصدقههایی که دیگه جوابی ندارن…ولی با همهی این غم، یه حس بزرگی هم تو فضا بود…یه حس افتخار، یه حس سربلندی.انگار خود شهدا داشتن آروممون میکردن.#شهدای_۱۲روزه_جنگ#محله_حکیمیه_شرق
اگر میخوای هم محله ای هات رو پیدا کنی، اسم محله و شهرت رو برای من بفرست
@h_sadat_hz
کانال های ما :
بله | ایتا
۱۲:۳۸
روزی که خانهمان غرق در عطر بهار و جنب و جوش آمادهسازی برای نوروز بود، تلفنم زنگ خورد. دوستی از "نهضت مادری" با صدایی گرم، داستانی را برایم تعریف کرد که قلبم را به لرزه درآورد: مادری که در آستانه هفت ماهگی بارداریاش، با دو فرشته کوچک دو سال و نیمه و یک سال و نیمه، در میان هیاهوی اسبابکشی و آماده شدن برای ورود سومین نور چشمش که سادات هم بودند، نیاز به یاری داشت و در تهران غریب بود و بدون مادر
تصویری از خانهای پر از شور زندگی، کودکیهای نوپا و مادری که با هر تپش قلبش، به آمدن جانی دیگر نزدیک میشد، در ذهنم نقش بست. این بود که بیدرنگ، سراغ دو دوست رفتم؛ دو عزیز که میدانستم روحشان به بزرگواری و مهربانی عجین است و همیشه آمادهاند تا دلی را شاد کنند.
با هم راهی شدیم تا به این مادر پر از عشق بپیوندیم. چهرهاش، پر از صلابت و مهربانی بود، گویی خودِ زندگی بود که در قالب مادری تجلی یافته بود. با دستهای توانمندش، نه تنها بار مسئولیت را به دوش میکشید، بلکه گرمای حضورش، خانه را پر از امید میکرد. چقدر دلنشین بود دیدن این همه فرزند که سرآغاز برکت و مهرند!
ما نیز، با تمام وجود، در کنارش قرار گرفتیم.چند کارتن رو از ظروف شکستنی و وسایل بچه ها پر کردیم. عطر كتلت و توپک خرمایی که با دستان خودمان در آشپزخانهاش پیچید روحمان را از گرمای مواسات و همیاری سرشار ساخت.
اینگونه بود که در فضایی پر از عشق، یاری و امید، سختیها آسان شد و لبخند بر لبان این مادر مهربان نشست. قصهی ما، گواه این است که فرزندآوری، تنها یک تصمیم شخصی نیست، بلکه گامی است به سوی شکوفایی جامعه، و مواسات، ریسمانی است که ما را در این مسیر پربرکت، دست در دست هم قرار میدهد. چه زیباست که با هم، خانههایمان را پر از نور کنیم!آخر سر فهمیدم خونه اجاره ای آنها متعلق به شهیدان شمس هست و احساسم این بود که شهیدان شمس ما رو انتخاب کردند تا به عروس حضرت زهرا یاری برسانیم
پ.ن: وقتی خونه اومدم عکسها رو از تو راهی ای که مادر عزیز بهمون داده بود انداختم
#نهضت_مادری_شهرک_شریعتی#مواسات#همدلی#فرزندآوری
اگر میخوای هم محله ای هات رو پیدا کنی، اسم محله و شهرت رو برای من بفرست
@h_sadat_hz
کانال های ما :
بله | ایتا
تصویری از خانهای پر از شور زندگی، کودکیهای نوپا و مادری که با هر تپش قلبش، به آمدن جانی دیگر نزدیک میشد، در ذهنم نقش بست. این بود که بیدرنگ، سراغ دو دوست رفتم؛ دو عزیز که میدانستم روحشان به بزرگواری و مهربانی عجین است و همیشه آمادهاند تا دلی را شاد کنند.
با هم راهی شدیم تا به این مادر پر از عشق بپیوندیم. چهرهاش، پر از صلابت و مهربانی بود، گویی خودِ زندگی بود که در قالب مادری تجلی یافته بود. با دستهای توانمندش، نه تنها بار مسئولیت را به دوش میکشید، بلکه گرمای حضورش، خانه را پر از امید میکرد. چقدر دلنشین بود دیدن این همه فرزند که سرآغاز برکت و مهرند!
ما نیز، با تمام وجود، در کنارش قرار گرفتیم.چند کارتن رو از ظروف شکستنی و وسایل بچه ها پر کردیم. عطر كتلت و توپک خرمایی که با دستان خودمان در آشپزخانهاش پیچید روحمان را از گرمای مواسات و همیاری سرشار ساخت.
اینگونه بود که در فضایی پر از عشق، یاری و امید، سختیها آسان شد و لبخند بر لبان این مادر مهربان نشست. قصهی ما، گواه این است که فرزندآوری، تنها یک تصمیم شخصی نیست، بلکه گامی است به سوی شکوفایی جامعه، و مواسات، ریسمانی است که ما را در این مسیر پربرکت، دست در دست هم قرار میدهد. چه زیباست که با هم، خانههایمان را پر از نور کنیم!آخر سر فهمیدم خونه اجاره ای آنها متعلق به شهیدان شمس هست و احساسم این بود که شهیدان شمس ما رو انتخاب کردند تا به عروس حضرت زهرا یاری برسانیم
پ.ن: وقتی خونه اومدم عکسها رو از تو راهی ای که مادر عزیز بهمون داده بود انداختم
#نهضت_مادری_شهرک_شریعتی#مواسات#همدلی#فرزندآوری
۱۲:۴۱
۱۲:۴۱
دیشب تو گروه نوشتم:«کی میتونه فردا صبح بیاد پیش بچههام بمونه؟ یه کار بانکی دارم، زود میرم و برمیگردم…»چند دقیقه بعد یکی از مامانا پیام داد:«من میام.»با اینکه خودش بچهی کوچیک داشت…اولش دودل شدم. گفتم نکنه اذیت بشه؟ نکنه سختش باشه؟اما ته دلم یه صدایی گفت:گاهی باید کمک رو پذیرفت…گاهی باید اجازه بدی مواسات جریان پیدا کنه.صبح، سرِ همون ساعتی که گفته بود، دم در بود.با لبخند.با دلِ حاضر.من هم با خیال راحت رفتم دنبال کارم.کار بانکی انجام شد…اما چیزی که بیشتر از مُهر بانک به دلم نشست،مُهر رفاقت بود.حس زندگی جمعی قشنگ بود.اینکه بدانی تنها نیستی…اینکه مادری فقط «من» نیست، «ما»ست.مواسات همینقدر ساده است.همینقدر بیادعا.همینقدر زیبا.
#زندگی_جمعی#مواسات_مادری#نهضت_مادری_محله_باقرشهر
اگر میخوای هم محله ای هات رو پیدا کنی، اسم محله و شهرت رو برای من بفرست
@h_sadat_hz
کانال های ما :
بله | ایتا
۱۲:۴۳
۱۲:۴۴