بله | کانال تا کوچ
عکس پروفایل تا کوچت

تا کوچ

۱۶.۲ هزار عضو
عکس پروفایل تا کوچت
۱۶.۲ هزار عضو

تا کوچ

«در صور که بدمند، خواهم آمد، این نوشته را به‌دست‌گرفته، آواز خواهم داد: این است آن‌چه کردم و اندیشیدم و بودم.»
thumbnail
بسم الله الرحمن الرحیمبیابید الگوی زن متعادل را (۲۰نمره)
undefined<img style=" />undefinedپرستو علی‌عسگرنجاد
#درسهای_شیمیاین نام تازه‌ترین سریال #اپل_تی_وی است که توانسته مخاطب خاصش را خیلی زود جذب کند و کیست این مخاطب خاص؟نصف جمعیت جهان! زنان!این یک سریال سرتابه‌پا فمینیستی است. تا دلتان بخواهد در آن جملاتی ریخته که تا هم فیها خالدون مردجماعت را بسوزاند! هر دیالوگ شخصیت اولش، تودهنی‌ست که می‌خواباند در دهان مردان متحجر! #الیزابت_زات شیمی‌دانی‌ست سرآشپز با نگاه نافذ، زبان برّان و اندامی تراشیده که نقش یک موجود مقتدر حاضرجواب گزندهٔ نابغهٔ خودبسنده را ایفا می‌کند. کنار این زن بلوند، یک زن سیاه‌پوست هم هست که در قامت یک وکیل باهوش، برای احقاق حقوق سیاهان و برابری نژادی می‌جنگد و نامش را هم «هریت» گذاشته‌اند تا شاید #هریت_بیچر_استو را در اذهان زنده کند، بانوی خالق «کلبهٔ عمو تام» که آبراهام لینکلن درباره‌اش گفت: «زنی کوچک که جنگی بزرگ را آغاز کرد».
پس نبینیم؟چرا! حتماً ببینیم. که بفهمیم در ۱۹۵۰، کمتر از هشتاد سال پیش، نه جامعهٔ کلی، که تازه جامعهٔ نخبگانی آمریکا، چه نگاهی به زن داشته! ببینیم آمریکایی‌ها چطور خودشان اعتراف می‌کنند دانشمندانشان برای همکاران مؤنثشان در مؤسسهٔ پژوهشی‌شان مسابقهٔ «زن تودل‌برو» ترتیب می‌دادند و در آزمایشگاه تحقیقاتی هوای ت»جاوز به سرشان می‌زد! ببینیم ۷۰سال پیش، آمریکا از وسط محلهٔ سیاه‌ها اتوبان رد می‌کرد و ککش هم نمی‌گزید خانه‌هاشان خراب شود.
این سریال خیلی بیشتر از این‌هاست. با همهٔ افراط و تفریطش، به‌شدت الهام‌بخش و امیدآفرین است و می‌تواند زنان مخاطبش را قوی و باانگیزه کند. من واقعی‌ترین و بی‌روتوش‌ترین تصویر از مادرانگی را نه در سینمای ایران، که در این سریال دیدم! وقتی الیزابت دلیل گریه‌های بی‌وقفهٔ نوزادش را نمی‌فهمد و به او التماس می‌کند حرف بزند و دردش را بگوید… وقتی در بحران روزهای اول مادری، میان هزارتوی عشق و پشیمانی و خستگی و غریزهٔ مادری گیر می‌کند و زن همسایه به دادش می‌رسد تا همدلانه بگوید او هم درست همین احساسات را پشت سر گذاشته و حالا خانواده‌ای ساخته که عاشق آن است.
من الیزابت زات را دوست دارم، چون شیفتهٔ مطالعات بینارشته‌ای هستم! چون کیف می‌کنم از این ایده که یک شیمی‌دان می‌تواند با تسلطش به علم مواد، یک آشپز فوق‌العاده باشد. من شیوهٔ تعامل الیزابت با دخترش را دوست دارم؛ دختری که فرزندی نامشروع است.من درس‌های شیمی را دوست دارم، چون تقلا می‌کند میان زن سنتی و مدرن، تعادل برقرار کند؛ تعادلی که هزاروچهارصد پیش، زنی که مرکز ثقل جهان بود، در خانه‌ای چسبیده به مسجد پدرش، بهترین حالت آن را زندگی کرد.
پی‌نوشت خیلی مهم:این سریال لایه‌های مختلفی دارد. به موازات داستان علمی و دراماتیزه‌شده‌اش، به‌شدت نسبت به کلیسای سنتی موضع می‌گیرد. دین‌ستیزی آشکاری در اثر وجود دارد که دل مخاطب را می‌زند. کشیش‌ها منفورترین، پلشت‌ترین و منافق‌صفت‌ترین شخصیت‌های داستان هستند. کلیسای سنتی در این اثر، متظاهر، نان‌به‌نرخ‌روزخور و دروغگوست. تنها یک کشیش خوب در اثر وجود دارد که داروین می‌خواند و دربارهٔ وجود یا عدم وجود خدا و نظریهٔ تکامل با یک شیمی‌دان مکاتبه می‌کند؛ کشیشی مدرن که با کلیسای سنتی نسبت چندانی ندارد.خود الیزابت زات هم علی‌رغم تمام دانشش نسبت به نظم شگفت مواد و مولکول‌ها، آتئیستی‌است که بارها اشاره می‌کند خدایی در عالم وجود ندارد! و این آموزه را به دخترش هم منتقل می‌کند و مکرر می‌گوید: «خدایی وجود ندارد، اما ما به عقیدهٔ دیگران [درواقع مذهبی‌ها!] احترام می‌گذاریم!»
این موضوع و روابط نامشروع الیزابت با شخصیت مرد اول داستان سبب می‌شود که هم به‌جدّ توصیه کنم حتماً نسخهٔ پالایش‌شده را ببینید، هم یادآوری کنم این معرفی و مرور یک سریال بزرگسال است و نوجوان مخاطبش نیست!
https://t.me/takooch

۱۷:۵۳