۲۲:۳۱
۷:۲۴
۷:۳۲
۷:۳۷
ساخت مجموعه مستند #خادمان_بی_پلاک، که روایتی است از زندگی شهدای جهادگرِ عرصه های جهادی کشور، به همت #دبیرخانه_کنگره_ملی_شهدای_جهاد_و_خدمت و به کارگردانی #سیدفخرالدین_موسوی، کلید خورد.
دبیرخانه کنگره ملی شهدای جهاد و خدمت 
۱۴:۱۴
هدیه شهادت را خدا به چه کسی میدهد؟خدا این هدیه را ارزان نمی دهد؛ به کسانی می دهد که در راه او مجاهدت کنند.رهبر معظم انقلاب (دام ظله) ۱۳۸۴/۰۲/۱۲
دبیرخانه کنگره ملی شهدای جهاد وخدمت
۱۴:۱۵
کربلایی ناصر جوله گاه، پیرغلام اهلبیت علیهم السلام و جهادگر بی ادعایی که از خطهی فارس بود و در آخرین حضوری جهادیش، در حین ایفای وظیفه با عارضهی قلبی، به دیدار معشوقش شتافت.یادش گرامی و راهش پر رهرو
دبیرخانه کنگره ملی شهدای جهاد وخدمت
۶:۴۵
#سیزده_شهریور#روز_ملی_حرکت_های_جهادی_و_امداد_مردمی
۴:۲۱
برش کوتاهی از مستند «خواب پریشان»روایتی از زندگی جهادگر #شهید_محمدعلی_جمالوندیاز مجموعه مستندِ #خادمان_بی_پلاک
دبیرخانه کنگره ملی شهدای جهاد وخدمتhttps://eitaa.com/shahidjahadi
۹:۵۶
برش کوتاهی از مستند «گمنام»روایتی از زندگی جهادگرِشهید #علیرضا_عبداللهیاز شهدای اهل تسنن شهرستان پاوه
مجموعه مستندِ #خادمان_بی_پلاک
دبیرخانه کنگره ملی شهدای جهاد وخدمتhttps://eitaa.com/shahidjahadi
مجموعه مستندِ #خادمان_بی_پلاک
۱۰:۲۹
خوش به حال او که پیش از آن که مرگ، لحظهای به بردنش، فکر هم کند...بیهوا پرید…چند عکس و یک خبر…از او همین به ما رسیدچند عکس و یک خبر…و نام کوچکش…نام کوچکش “جهاد” بودنام خانوادگی: شهید!
امروز ۱۳ مهرماه، سالروز عروج آسمانی جهادگر بسیجی، شهید #عالم_باقری است.یادش گرامی و راهش پر رهرو باد.
دبیرخانه کنگره ملی شهدای جهاد وخدمت
امروز ۱۳ مهرماه، سالروز عروج آسمانی جهادگر بسیجی، شهید #عالم_باقری است.یادش گرامی و راهش پر رهرو باد.
۱۹:۲۷
تیزر معرفیِمستند بلندِ #از_جنس_باران(روایتی از زندگی جهادگر شهید، #محمدحسین_دریس)
از مجموعه مستند #خادمان_بی_پلاک
دبیرخانه کنگره ملی شهدای جهاد وخدمتhttps://eitaa.com/shahidjahadi
از مجموعه مستند #خادمان_بی_پلاک
۱۹:۵۷
ما جز با کار جهادی و کار انقلابی نخواهیم توانست این کشور را به سامان برسانیم. در همهی بخشها، کمربسته بودنِ مثل یک جهادگر لازم است؛ این اگر بود، کارها راه میافتد؛ این اگر بود، بنبستها باز میشود، شکافته میشود؛ [یعنی] کار فراوان، پُرحجم و باکیفیّت و مجاهدانه و انقلابی.
۳:۱۴
رهبر معظم انقلاب:هدیه شهادت را خدا به چه کسی میدهد؟ خدا این هدیه را ارزان نمیدهد؛ به کسانی میدهد که در راه او مجاهدت کنند. ۱۳۸۴/۰۲/۱۲
نهم آذرماه ۱۳۹۹ بود که جهادگربسیجی #شهیدمحمد_پیرایهگر در راه #جهاد_و_خدمت_بی_منت به آرزوی دیرین خود یعنی شهادت رسید و به لقاءالله پیوست.
راهش پر رهرو و یادش گرامی
دبیرخانه کنگره ملی شهدای جهاد وخدمتhttps://eitaa.com/shahidjahadi
۵:۰۸
رهبر معظم انقلاب:ایثار، یعنی ندیدن و به حساب نیاوردن خود. این، اوّلین موضعگیرىِ شهید است. ۱۳۷۶/۰۲/۱۷
دهم آذرماه ۱۳۹۶ بود که جهادگربسیجی #شهیدفرهادنعمتی در راه #جهاد_و_خدمت_بی_منت به آرزوی دیرین خود یعنی شهادت رسید و به لقاءالله پیوست.
راهش پر رهرو و یادش گرامی
دبیرخانه کنگره ملی شهدای جهاد وخدمتhttps://eitaa.com/shahidjahadi
۱:۱۱
جهادگربسیجی #شهیدمحمداژدری در ۲۵ آبان ۱۳۹۷ در حین #جهاد_و_خدمت_بی_منت به مردم، آسمانی شد و مُهر شهادت بر تارک نورانیش نقش بست.
۵:۴۷
مسوولین ویژه ببینند!!
#پشت_صحنه مستند #آقامحسن از سری مجموعه مستند #خادمان_بی_پلاک
گفتگو با جانباز جهادی هادی حمزه نیا
۱۱ اذر ۱۴۰۳شهرستان گناباد
#خادمان_بی_پلاک#جهاد_و_خدمت_بی_منت#جهادگران_آسمانی
دبیرخانه کنگره ملی شهدای جهاد وخدمتhttps://eitaa.com/shahidjahadi
#پشت_صحنه مستند #آقامحسن از سری مجموعه مستند #خادمان_بی_پلاک
گفتگو با جانباز جهادی هادی حمزه نیا
#خادمان_بی_پلاک#جهاد_و_خدمت_بی_منت#جهادگران_آسمانی
۱۳:۱۴
رهبر معظم انقلاب:آن چیزى که ما باید به آن افتخار بکنیم این است که رسم شهادت و سنّت الهىِ قتل فیسبیلالله، با نظام اسلامى زنده شد. ۱۳۶۸/۰۵/۲۵
هشتم دیماه ۱۳۹۴ بود که جهادگربسیجی حجت الاسلام، #شهیدعلی_صادقی در راه #جهاد_و_خدمت_بی_منت به آرزوی دیرین خود یعنی شهادت رسید و به لقاءالله پیوست.
راهش پر رهرو و یادش گرامی
دبیرخانه کنگره ملی شهدای جهاد وخدمتhttps://eitaa.com/shahidjahadi
۳:۳۰
رهبر معظم انقلاب:اگر این شهادتها نبود، اگر این فداکاریها نبود، این نظام باقی نمیماند؛ این نهال نظام ، مورد تهاجم طوفانهای سخت بود. ۱۳۹۵/۰۹/۱۵
دهم دیماه ۱۳۹۵ بود که جهادگربسیجی حجت الاسلام، #شهیدعلی_رحیمی در راه #جهاد_و_خدمت_بی_منت به آرزوی دیرین خود یعنی شهادت رسید و به لقاءالله پیوست.
راهش پر رهرو و یادش گرامی
دبیرخانه کنگره ملی شهدای جهاد وخدمتhttps://eitaa.com/shahidjahadi
۵:۰۵
نغمهای در باد
روایتی از شهید #علیرضاعابدینیزادگان، قاری نوجوان کاشمری و شهید راه جهاد
صبح، آرام از کوههای بینالود پایین میغلتید و بر دامنههای سبز کاشمر بوسه میزد. بوی نان تازه در کوچههای باریک پیچیده بود، و خورشید، با گامهایی نرم، از گلدستههای حرم علیابنموسیالرضا (ع) در قلب این شهر کهن عبور میکرد.
در یکی از خانههای سادهی این شهر، پسری نوجوان، با چشمهایی پر از اشتیاق و دستی که آرام بر صفحات مصحف میلغزید، خود را برای روزی دیگر آماده میکرد. نامش علیرضا بود، اما شاید بهتر بود او را «نغمهی خاموشان» بخوانند؛ چرا که با وجود لکنتی که گاهی بر کلامش سایه میانداخت، هنگام قرائت قرآن، صدایش به زلالی چشمههای کوهستانی، جاری و بیوقفه بود.
در مدرسه، گاهی نگاههای تمسخرآمیز همکلاسیها را بر شانههایش حس میکرد. کلمات، گاهی بازیگوشی میکردند و در میان راه، گره میخوردند. اما همین که به آیات الهی میرسید، گرهها باز میشدند، کلمات همچون پرندگان مهاجر، آزادانه از گلویش پرواز میکردند.
معلم، روزی با حیرت پرسید:«علیرضا، چطور ممکن است هنگام خواندن قرآن، هیچ لکنتی نداشته باشی؟»
لبخندی زد و گفت:«وقتی قرآن میخوانم، انگار زبانم را خدا میگرداند، نه من.»
زمین جهاد، آسمان سخاوتعلیرضا، اما فقط در واژهها و نواها خلاصه نمیشد. قلبش، همچون دشتهای باز کاشمر، سرشار از سخاوت بود. او نمیتوانست ببیند که دستی خالی بماند یا چشمی از فقر و نداری، خاموش و ناامید شود.
هرگاه فرصتی پیش میآمد، در کارهای جهادی شرکت میکرد. خانههای کاهگلی که ترک برداشته بودند، چهرههای معصومی که لباسهای کهنه بر تن داشتند، چاههای خشکیدهای که تشنگی روستا را فریاد میزدند—همه و همه، او را به حرکت وامیداشتند.
«مگر نه اینکه خدا در قرآن گفته فَأَمَّا ٱلْیَتِیمَ فَلَا تَقْهَرْ؟»
این آیه را هر بار که دست کودکی را میگرفت، در دلش زمزمه میکرد. در میان آجرچینیها، در کمک به پخش بستههای معیشتی، در ساختن سقف برای خانهای که از باران میلرزید—او نه فقط دستی یاریرسان، بلکه نوری در میان تاریکیها بود.
نغمهای که در آسمان خواهد پیچیدکاشمر، سرزمین سروهای استوار و تاکستانهای پربار، شاهد پرورش روحی بود که هیچ مانعی، حتی لکنت زبان، نمیتوانست سد راهش شود. علیرضا نهتنها قاری قرآن، بلکه قاری زندگی بود؛ کلماتی که گاه بر زبانش میشکستند، در عملش به کمال میرسیدند.
و روزی خواهد آمد که صدای تلاوت او، همچون نسیمی که از دشتهای کاشمر میگذرد، در جهان طنینانداز شود؛ صدایی که دیگر هیچ گرهی نخواهد داشت، چرا که حقیقت را میخواند، و حقیقت، همیشه جاری است.
کوتاه نوشتی از:
#سیدفخرالدین_موسوی
#جهادگران_آسمانی#خادمان_بی_پلاک
دبیرخانه کنگره ملی شهدای جهاد وخدمتhttps://eitaa.com/shahidjahadi
معلم، روزی با حیرت پرسید:«علیرضا، چطور ممکن است هنگام خواندن قرآن، هیچ لکنتی نداشته باشی؟»
لبخندی زد و گفت:«وقتی قرآن میخوانم، انگار زبانم را خدا میگرداند، نه من.»
هرگاه فرصتی پیش میآمد، در کارهای جهادی شرکت میکرد. خانههای کاهگلی که ترک برداشته بودند، چهرههای معصومی که لباسهای کهنه بر تن داشتند، چاههای خشکیدهای که تشنگی روستا را فریاد میزدند—همه و همه، او را به حرکت وامیداشتند.
«مگر نه اینکه خدا در قرآن گفته فَأَمَّا ٱلْیَتِیمَ فَلَا تَقْهَرْ؟»
این آیه را هر بار که دست کودکی را میگرفت، در دلش زمزمه میکرد. در میان آجرچینیها، در کمک به پخش بستههای معیشتی، در ساختن سقف برای خانهای که از باران میلرزید—او نه فقط دستی یاریرسان، بلکه نوری در میان تاریکیها بود.
و روزی خواهد آمد که صدای تلاوت او، همچون نسیمی که از دشتهای کاشمر میگذرد، در جهان طنینانداز شود؛ صدایی که دیگر هیچ گرهی نخواهد داشت، چرا که حقیقت را میخواند، و حقیقت، همیشه جاری است.
کوتاه نوشتی از:
#جهادگران_آسمانی#خادمان_بی_پلاک
۵:۴۶