#مرزبندی_با_دشمن #تمدن_اسلامی #مرگ_بر_امریکا #مرگ_بر_اسرائیل #اتحاد_مقدس

آقای یحیی
اتفاقی که یحیی سنوار در راس حماس محقق کرد، آثاری دارد، بدون شناخت آن آثار ، این دو سال جنگ شناخته نمیشود، بدون این دو سال جنگ حماس شناخته نمیشود و سنوار یافته نمیشود.
هفت اکتبر اسراییل را به ۱۹۴۷ برگرداند، یعنی نقطه آغاز اسراییل. این را بارها از نتانیاهو و دیگر مسوولین اسراییل شنیده ایم که اسراییل در حال جنگ است نه برای طرح های غرب در منطقه، بلکه برای بقا. فقط ماندن.
چرا جنگ اسراییل وجودی است؟ چون هفت اکتبر پایه های مشروعیت اسراییل را مثل دینامیت زیر یک پل بزرگ جهنمی، منفجر کرد. اسراییل جعلی چه پایه هایی داشت:
اول اینکه جعل یک دولت ملت نیاز به همراهی افکار عمومی جهان داشت. دروغ هولوکاست اسراییل را در طرف مظلوم قرار میداد،این، ذهن مردم دنیا را آماده میکرد که غصب فلسطین را تحمل کنند. دو سال صبوری غزه کاری کرد که اسراییل امروز در طرف ظالم نشسته در ذهن عموم مردم دنیا.
حالا فکر کنید حماس چگونه توانست به گونه ای بجنگد که دو سال، دو ملیون مردم مظلوم غزه با او همراه باشند و صبر کنند؟ این اتفاقی است که بسیاری از سیاستمداران جهان را انگشت به دهان نگه داشته.
پایه دیگر مشروعیت اسراییل دو بازوی قدرت افسانه ای او است، یکی بازوی امنیتی و دیگری بازوی نظامی. هفت اکتبر هر دو را بی آبرو کرد. اما در این دو سال اینکه اسراییل نتوانسته اسرا را پیدا کند، و حماس را ریشه کن کند، یک آبرو ریزی بزرگ است هم برای اسراییل هم آمریکا. به نظراتان کشوری که مردمش وارداتی اند و به انگیزه امنیت وارد آنجا میشوند، آیا پس از این دو سال چگونه میتواند واردات مردم را ادامه دهد.
همین امروز پیشنهادهای صلح ترامپ و نتانیاهو یعنی، زورشان به حذف حماس نرسید. زورشان به یافتن و برگرداندن اسرا نرسید. زورشان به تغییر اراده مقاومت نرسید.
پایه دیگر مشروعیت اسراییل طرحی است که از ۱۹۴۷ تا امروز دنبال میکنند به نام طرح تطبیع یا عادی سازی، مدتی است ایده اسراییل بزرگ دوباره مطرح میشود، امارات و عربستان را برآشفته کرده، اسراییل حتی محمودعباس را هم به رسمیت نمیشناسد، رسما قطر را میزند، کل کشورهای عرب منطقه را به فکر پیمانهای تسلیحاتی بین دول اسلامی انداخته، عربستان و پاکستان گام عملی هم برداشته اند، اینها یعنی کل طرح تطبیع و عادی سازی هوا شده.
یکی دیگر از داشته های اسراییل در منطقه، جریانهای اسلامی غربگرا و سازشکار، بود. این جریان ها رسما بی آبرو شدند. نه فقط در ایران بلکه در کل کشورهای اسلامی.
یکی از مهمترین داشته های اسراییل لجنه های صهیونیستی داخل آمریکا بود که کاملا پشتیبان اسراییل بودند و هستند، خیلی جالب است که ترامپ در مصاحبه ای رسما اعلام کرد وضعیت اسراییل در سنای آمریکا هم با گذشته قابل مقایسه نیست. بسیاری از حتی نزدیکان به اسراییل دچار شک شدند، بسیاری از نخبگان آمریکا به این نقطه رسیدند که هزینه پشتیبانی از اسراییل به فایده اش نمیارزد، این اندیشه در حال فراگیری در بین مسوولین و نخبگان آمریکا است، این یعنی زدن فلسفه اسراییل ، برای آنکه آمریکا به مرور پشتیبانی اش را از او بردارد.
حماس تمام طرحهای جبهه مقاومت را دچار سرعت کرده، جبهه مقاومت با محوریت ایران تبدیل به یک قدرت نوظهور شده. قدرتی که توان برپایی یک تمدن نو بر اساس تعریف جدیدی از انسان و جهان و تاریخ دارد. این آورده کمی نیست. تقریبا تمام حلقه های مقاومت مشغول رو نمایی از قدرت ابزاری و ایمانی خود هستند، حتی ایران.
بازیهای کریدور ایمک و ارنج جغرافیای اقتصادی کشورهای منطقه به نفع غرب به هم خورد، چرا که امنیت اصلی ترین حلقه ها ی آن رسما به هم خورده است. شمایل سیاسی اقتصادی منطقه کاملا تغییر کرده در نسبتهای بین ایران و روسیه و چین و برخی مجموعه های نوظهور بین المللی مثل شانگهای و بریکس.
این قدرت حماس فقط در سطح نظامی نیست. بلکه سیاسی، رسانه ای، امنیتی، دیپلماتیک، فرهنگی و غیر آنهم هست. اساس این قدرت معجزه گون سیصد و شصت درجه کجا است؟ جهاد مداوم بر اساس ایمان. این معجزه نور مقاومت ایمانی است.
#به_قلم_کارشناس : حجتالاسلام علی مهدیان
#تحلیل ها را از شجر بخوانید
@tahlil_shjr
۱۴:۴۴
#مرزبندی_با_دشمن #تمدن_اسلامی #مرگ_بر_امریکا #مرگ_بر_اسرائیل #اتحاد_مقدس
چرا دشمن به دنبال نبرد دریایی است؟
در نبرد ۱۲ روزه، بیشترین نیرویی که در خط مقدم قرار داشت، نیروی هوافضا بود. از تجربیات و درسها این است که در نبرد بعدی، اتکای صرف بر موشکی هوافضا ممکن نیست و باید از همه نیروها استفاده گردد.
طبعاً یکی از مهمترین و قویترین کارتهای ما، جنگ در دریا و تسلط بر آبراهههای مرکزی از جمله تنگه هرمز است. با این حال بنا به دلایل متعدد، ما به سمت بستن تنگه هرمز نرفتیم و این کارت برای زمانی استفاده میشود که چیزی برای از دست دادن نداشته باشیم و قرار باشد همه هزینه بدهند.
در همین راستا، به نظر میرسد دشمن قصد دارد با گشایش یک جبهه دریایی، به صورت پیشدستانه کنترل خود بر تنگه هرمز را اعمال و تثبیت کرده تا این برگه مهم از ما گرفته شده و ضرباتی به نیروهای دریایی کشور وارد شده، از دور خارج شوند و دشمن بتواند در جنگ آتی، با بازطراحی امنیتی منطقه خلیج فارس، خصوصا پس از حمله اسرائیل به دوحه، برتری نظامی، امنیتی و سیاسی خود را در این نقطه افزایش دهد و اهرم هدف قرار دادن انرژی کشورهای عربی توسط ایران را خنثیسازد. پس این میتواند به عنوان دری برای جنگ گسترده نیز باشد.
در این میان، در سطح تاکتیکی، رژیم تروریستی صهیونیستی باز هم مانند همیشه گزینه ترور فرماندهان موثر نیروی دریایی را پیشنهاد کرده است.
این مسئله همراه با بیانیه مشترک شورای همکاری خلیج فارس و اتحادیه اروپا، ورود تجهیزات آمریکا و ناتو به قطر و امارات، وقوع برخی تحرکات پنهان در کویت و حتی بازطراحی تلاشهای آمریکایی برای تطبیع محور سعودی - صهیونی باعث افزایش سطح تهدید و اتخاذ تدابیر دفاعی و تهاجمی مختلفی در نیروهای مسلح جنوب کشور شده که بازدید سرلشکر موسوی و سرلشکر پاکپور از جنوب نیز در همین راستا ارزیابی میگردد.
#به_قلم_کارشناس : محلل
#تحلیل ها را از شجر بخوانید
@tahlil_shjr
۱۴:۵۰
#مرزبندی_با_دشمن #تمدن_اسلامی #مرگ_بر_امریکا #مرگ_بر_اسرائیل #اتحاد_مقدس
پاسخ هوشمندانه حماس
حماس به طرح ترامپ پاسخ داد؛ پاسخی که در واقع یک موافقت مشروط بود تا توپ را به زمین ترامپ بیندازد. برای درک بهتر این پاسخ، باید خود طرح ترامپ را مرور کرد.
فراموش نکنیم طرح اولیه ترامپ، کوچدادن مردم غزه و تبدیل این سرزمین به منطقهای توریستی بود؛ پیشنهادی که طبیعتاً رژیم صهیونیستی از آن حمایت میکرد. اما در طرح ۲۰ بندی جدید، ترامپ عقبنشینی کرد و مسائلی مثل حق مردم غزه، بازسازی و تشکیل دولت انتقالی را پذیرفت؛ طرحی که حتی رسانههای آمریکایی و اسرائیلی نوشتند نتانیاهو بهسختی آن را پذیرفت. بااینحال، مهمترین ایراد این طرح نادیده گرفتن نقش کلیدی حماس بود.ترامپ تلاش داشت با حمایت غرب و اعراب سازشکار، پس از فشار افکار عمومی، یک «صلح نمایشی» برای نجات نتانیاهو بهراه اندازد. اما ماجرای کشتی صمود نقشه او را برملا کرد و مجدد رژیم را در نقطه جوش نفرت جهانی قرار داد. از این جهت پاسخ حماس به جهت زمانی نیز اهمیت بالایی دارد که نشان از هوش سیاسی و رسانه ای حماس است.و اما بیانیه حماس چند نکته کلیدی داشت:
پذیرش اصل آتشبس برای نشاندادن مخالفت با جنگ.
موکول کردن جزئیات به مذاکرات، یعنی تصمیم نهایی با ترامپ نیست.
رد صریح خلع سلاح.
تأکید بر جایگاه حماس در دولت آینده فلسطین.این موضع، اوج هوشمندی حماس را آشکار میکند.
#به_قلم_کارشناس : استاد محسن مهدیان
#تحلیل ها را از شجر بخوانید
@tahlil_shjr
۱۴:۵۴
#مرزبندی_با_دشمن #تمدن_اسلامی #مرگ_بر_امریکا #مرگ_بر_اسرائیل #اتحاد_مقدس
از آینده فروشی تا اشک تمساح آشنا
مشاور رئیس جمهور و رئیس مرکز بررسیهای استراتژیک در دولت روحانی باشی و رویت بشود که درباره کاهش ارزش پول ملی و کوچک شدن سفره مردم حرف بزنی!
کاهش ارزش پول ملی و کوچک شدن سفره مردم یعنی:
افزایش ده برابری قیمت ارز در دولت روحانی
ثبت تورم 45 درصدی (دومین رکورد تورمی پس از دولت کارگزاران)
افزایشی شدن دوباره ضریب چینی (نشانگر شکاف طبقاتی) در دولت روحانی
تعطیلی یا نیمه تعطیلی هشت هزار کارخانه و فشار بر کارگران
توقف معدل رشد اقتصادی کشور در مرز صفر درصد، پس از هشت سال وعده فروشی و رویا فروشی
به اذعان برخی حامیان روحانی و طبق نظرسنجی های دولت وقت، محبوبیت روحانی در ماههای پایانی ریاست ، به زیر 7 درصد رسیده بود و 93 درصد مردم، از او ناراضی بودند.
رئیس کل اسبق بانک مرکزی به تازگی فاش کرده که روحانی، دنبال آینده فروشی بود. سیف هشدار می داده که فروش نامحدود سکه، موجب خالی شدن خزانه میشود".اما روحانی می گوید: «من به دو سال دیگر چهکار دارم؟ مگر چقدر از دورهٔ من باقی مانده؟ من مالِ دورهٔ خودم هستم. من دستور میدهم، پس عمل کن!».
#به_قلم_کارشناس : محمد ایمانی
#تحلیل ها را از شجر بخوانید
@tahlil_shjr
۱۴:۵۸
امام خمینی:الان مردم آمریکا هم عاصی شده اند از دست حکامشان!(صحیفه امام، ج ۱۸، ص ۳۲۳)
۱۵:۲۵
برای رویکرد۲:
۱۵:۴۳
#مرزبندی_با_دشمن #تمدن_اسلامی #مرگ_بر_امریکا #مرگ_بر_اسرائیل #اتحاد_مقدس
تسخیر لانه جاسوسی؛ اشتباه یا درست و به هنگام (۱)
تسخیر لانه جاسوسی آمریکا در ١٣ آبان ١٣۵٨، از جمله موضوعات محل مناقشه به لحاظ تحلیل از جهت درستی و نادرستی بر اساس آثار، نتایج و پیامدهای آن است.
حضرت امام خمینی رحمهالله علیه، از اقدام دانشجویان مسلمان پیرو خط امام که دست به این کار زدند؛ نهتنها حمایت صریح و قاطع نمودند، بلکه از تسخیر لانه جاسوسی آمریکا، بهعنوان «انقلاب دوم» و بزرگتر از انقلاب اول یاد کردند.
بااینحال هرازچندی، افرادی با انگیزههای متفاوت در این عمل که دارای آثار، نتایج و پیامدهای قابلتوجه بود، به لحاظ درستی تردید ایجاد میکنند.
بهتازگی یکی از کسانی که خود از پیشگامان حرکتهای انقلابی همراه حضرت امام خمینی قدس الله نفسه الزکیه بود، در خصوص این رویداد تاریخی اظهارنظر کرده و گفته است: «از نظر من، تصرف سفارت آمریکا بهعنوان لانه جاسوسی اشتباه بزرگی بود، به نظر میرسد بسیاری از گرفتاریها از همان نقطه آغاز شد. مگر در سایر سفارت خانهها در دنیا قسمتی برای امور اطلاعاتی و جاسوسی وجود ندارد؟ آن جا را اشغال کردند و امریکا هم در یک عمل متقابل سفارت خانه ما را گرفت و پولهای ما را بلوکه کرد. از آن زمان مجموعهای از مشکلات و واکنشها ادامه پیدا کرد که به نظر من ناشی از همان تصمیمات اولیه بود.»
پرسش اصلی آن است که آیا واقعاً تسخیر لانه جاسوسی آمریکا یک اشتباه بزرگ مشکلساز بود، یا یک کاردرست انقلابی به هنگام ارزیابی میشود؟
هر چند این اقدام دانشجویان از جهات مختلف قابلبررسی است، لکن بهاختصار بر اساس گزارههای مندرج در استدلال یاد شده برای اثبات اشتباه بودن تسخیر سفارت آمریکا، به نکاتی کوتاه اشاره میشود:
استدلال شده که مگر دیگر سفارت خانهها، کار اطلاعاتی و جاسوسی نمیکنند؟ گوینده این سخن میخواهد بگوید اگر بهخاطر کار اطلاعاتی و جاسوسی این عمل انجام شده، اشتباه بزرگی بوده، چرا که این کار را همه سفارتخانههای همه کشورها انجام میدهند.
اما نکته مهم در این جا، بسنده کردن گوینده آن سخنان به کار آمریکاییها، صرفاً به جمعآوری اطلاعات و اقدام به جاسوسی متعارف است. لکن اسناد فراوان بهدستآمده از لانه جاسوسی که تماماً هم انتشاریافته، از توطئهها و مجموعهای از اقدامات آمریکاییها در ایران، برای مقابله با انقلاب اسلامی و نظام نوپای جمهوری اسلامی حکایت میکند. سفارتخانه آمریکا در تهران، وقتی تبدیل میشود به کانون طراحی برای کودتا، ترور، بمبگذاری، ایجاد ناآرامی و تجهیز گروهگ های قومی در کردستان، سیستان و بلوچستان، خوزستان و دیگر مناطق قومیتی برای راهاندازی حرکتهای تجزیهطلبانه ،این محل دیگر سفارتخانه برای کارهای دیپلماتیک نیست.بنابراین اقدام دانشجویان، یک اقدام مقابله به هنگام با توطئهها و خرابکاریها یی بود که اگر انجام نمیشد، چهبسا انقلاب اسلامی و کشور و ملت ایران در همان سالهای اول یا شکست میخوردند و یا با مشکلات بسیار فراوان جبرانناپذیری مواجه میشدند. باتوجهبه اسناد بهدستآمده از لانه جاسوسی، با تسخیر این مرکز توطئه، بسیاری از نقشههای آمریکاییها افشا و خنثی شد و افشای این نقشهها، ملت ایران را برای حفظ انقلاب اسلامی و پاسداری از دستاوردهای انقلاب، هوشیارتر نمود. با صراحت میتوان گفت تسخیر لانه جاسوسی آمریکا، یکی از عوامل تضمینکننده بقا و تداوم انقلاب اسلامی است.
حضرت امام خمینی با چنین نگاهی، هم از تسخیر لانه جاسوسی آمریکا حمایت کردند و هم از این اقدام با عنوان انقلاب دوم یاد نمودند. انقلاب دومی که بقای انقلاب اول را تضمین نمود و ریشههای استکبار و استعمار و آمریکا را در ایران سوزاند.
ادامه دارد
#به_قلم_کارشناس : دکتر یدالله جوانی
#تحلیل ها را از شجر بخوانید
@tahlil_shjr
ادامه دارد
۱۵:۵۹
#مرزبندی_با_دشمن #تمدن_اسلامی #مرگ_بر_امریکا #مرگ_بر_اسرائیل #اتحاد_مقدس
تسخیر لانه جاسوسی؛ اشتباه یا درست و به هنگام (۲)
در سخنان مورد اشاره، از تسخیر سفارت آمریکا، بهعنوان سرآغاز دشمنیهای آمریکا و ایجاد مشکلات برای کشور و مردم یاد شده است. بسیار تعجببرانگیز است که فردی با چنین سابقهای، سابقه دشمنی آمریکاییها با کشور و ملت ایران را فراموش کرده باشد. اساساً یکی از دلایل اصلی نهضت امام که به انقلاب اسلامی منتهی شد، دشمنیهای آمریکا با کشور و ملت ایران بود. دشمنیهایی که از طریق یک نظام سیاسی فاسد، دیکتاتور، وابسته و دستنشانده انجام میگرفت. آیا داستان کودتای ٢٨ مرداد را فراموش کردهایم. آیا اشغال ایران در دو جنگ جهانی را از یاد بردهایم. آیا از قراردادهای تحمیلی از سوی غربیها و لایحه کاپیتولاسیون بیخبریم. و آیا از مفاد کنفرانس گوادلوپ فرانسه در آستانه پیروزی انقلاب اسلامی اطلاع نداریم؟
در کنفرانس گوادلوپ فرانسه، سران چهار کشور آمریکا، انگلیس، فرانسه و آلمان، در خصوص انقلاب اسلامی به این جمعبندی رسیدند که، چون جلوی پیروزی انقلاب در ایران را نمیتوان گرفت، باید نظام سیاسی نوپای بعد از انقلاب در ایران را، با بحرانسازی از پای در آورد و ساقط نمود و مجدد بر ایران مسلط شد.
آری سفارت خانه آمریکا در تهران مجری تصمیمات سران چهار کشور یاد شده در کنفرانس گوادلوپ فرانسه بود. تصمیمهایی که اگر اجرا میشد، امروز خبری از استقلال و عزت ملی و حاکمیت ملی نبود؛ بنابراین تسخیر لانه جاسوسی نهتنها اشتباه نبود، بلکه یک اقدام انقلابی لازم برای حفظ مردمیترین انقلاب عصر حاظر بود. انقلابی که ملت ایران را در مسیر پیشرفت، شکوفایی و ساخت تمدن اسلامی به حرکت درآورده است. امروز ملت ایران در پرتو چنین انقلابی، به یک ملت الهامبخش تبدیل شده است. امروز گفتمان انقلاب اسلامی، به یک گفتمان جهانی تبدیل شده است. برای فهم این موضوع، تأمل و شناخت در مقاومت در منطقه، چرایی این حجم جنایت در غزه،همراه شدن جهانیان با آرمان فلسطین و ایده نابودی رژیم صهیونیستی کفایت میکند. این مهم بخشی از دستاوردهای انقلاب اسلامی است.
#به_قلم_کارشناس : دکتر یدالله جوانی
#تحلیل ها را از شجر بخوانید
@tahlil_shjr
۱۶:۰۱
#مرزبندی_با_دشمن #تمدن_اسلامی #مرگ_بر_امریکا #مرگ_بر_اسرائیل #اتحاد_مقدس
تسخیر لانه جاسوسی؛ اشتباه یا درست و به هنگام (۲)
در سخنان مورد اشاره، از تسخیر سفارت آمریکا، بهعنوان سرآغاز دشمنیهای آمریکا و ایجاد مشکلات برای کشور و مردم یاد شده است. بسیار تعجببرانگیز است که فردی با چنین سابقهای، سابقه دشمنی آمریکاییها با کشور و ملت ایران را فراموش کرده باشد. اساساً یکی از دلایل اصلی نهضت امام که به انقلاب اسلامی منتهی شد، دشمنیهای آمریکا با کشور و ملت ایران بود. دشمنیهایی که از طریق یک نظام سیاسی فاسد، دیکتاتور، وابسته و دستنشانده انجام میگرفت. آیا داستان کودتای ٢٨ مرداد را فراموش کردهایم. آیا اشغال ایران در دو جنگ جهانی را از یاد بردهایم. آیا از قراردادهای تحمیلی از سوی غربیها و لایحه کاپیتولاسیون بیخبریم. و آیا از مفاد کنفرانس گوادلوپ فرانسه در آستانه پیروزی انقلاب اسلامی اطلاع نداریم؟
در کنفرانس گوادلوپ فرانسه، سران چهار کشور آمریکا، انگلیس، فرانسه و آلمان، در خصوص انقلاب اسلامی به این جمعبندی رسیدند که، چون جلوی پیروزی انقلاب در ایران را نمیتوان گرفت، باید نظام سیاسی نوپای بعد از انقلاب در ایران را، با بحرانسازی از پای در آورد و ساقط نمود و مجدد بر ایران مسلط شد.
آری سفارت خانه آمریکا در تهران مجری تصمیمات سران چهار کشور یاد شده در کنفرانس گوادلوپ فرانسه بود. تصمیمهایی که اگر اجرا میشد، امروز خبری از استقلال و عزت ملی و حاکمیت ملی نبود؛ بنابراین تسخیر لانه جاسوسی نهتنها اشتباه نبود، بلکه یک اقدام انقلابی لازم برای حفظ مردمیترین انقلاب عصر حاظر بود. انقلابی که ملت ایران را در مسیر پیشرفت، شکوفایی و ساخت تمدن اسلامی به حرکت درآورده است. امروز ملت ایران در پرتو چنین انقلابی، به یک ملت الهامبخش تبدیل شده است. امروز گفتمان انقلاب اسلامی، به یک گفتمان جهانی تبدیل شده است. برای فهم این موضوع، تأمل و شناخت در مقاومت در منطقه، چرایی این حجم جنایت در غزه،همراه شدن جهانیان با آرمان فلسطین و ایده نابودی رژیم صهیونیستی کفایت میکند. این مهم بخشی از دستاوردهای انقلاب اسلامی است.
#به_قلم_کارشناس : دکتر یدالله جوانی
#تحلیل ها را از شجر بخوانید
@tahlil_shjr
۱۶:۰۳
#مرزبندی_با_دشمن #تمدن_اسلامی #مرگ_بر_امریکا #مرگ_بر_اسرائیل #اتحاد_مقدس
ستون خیمه و لنگرگاه راهبردی نظام جمهوری اسلامی
برای فهم جایگاه رهبری و ولایت فقیه در ساختار سیاسی ایران، نباید به آن صرفاً به عنوان یک پست سازمانی یا یک مقام تشریفاتی نگریست. ولایت فقیه، «قلب تپنده»، «مغز متفکر» و در نهایت «رمز بقا و اقتدار» نظامی است که از دل یک انقلاب مردمی و الهی برآمده است. تحلیل این جایگاه در چند لایه راهبردی قابل تبیین است:
لایه اول: ضامن هویت و حافظ آرمانها. در سطح بنیادین، ولی فقیه حافظ اصلی هویت «اسلامی» و «انقلابی» نظام است. در دنیایی که فشارها برای استحاله فرهنگی و سیاسی روزافزون است، این جایگاه همچون یک دیدهبان هوشیار عمل میکند که اجازه نمیدهد کشتی انقلاب از مسیر اصلی خود منحرف شود. بر اساس قانون اساسی، سیاستهای کلان نظام توسط رهبری تعیین میشود و این امر تضمین میکند که جهتگیریهای اصلی کشور، از اقتصاد و فرهنگ گرفته تا سیاست خارجی، همواره در چارچوب آرمانهای اولیه انقلاب باقی بماند.
لایه دوم: لنگرگاه ثبات و فصلالخطاب در بحرانها. جمهوری اسلامی از بدو تأسیس با طوفانهای سهمگین داخلی و خارجی، از جنگ تحمیلی و ترورهای کور گرفته تا فتنهها و فشارهای حداکثری اقتصادی، روبرو بوده است. در تمامی این بزنگاههای تاریخی، نقش ولی فقیه به عنوان «فصلالخطاب» و «لنگرگاه ثبات» حیاتی بوده است. در حالی که قوای مختلف ممکن است دچار اختلاف نظر یا تردید شوند، این رهبری است که با اشراف اطلاعاتی و نگاه کلان، تصمیم نهایی را اتخاذ کرده و کشور را از گردنههای خطرناک عبور میدهد. این مرکزیت قدرتمند، مانع از فروپاشی ساختار در شرایط بحرانی میشود.
لایه سوم: فرماندهی کل قوا و بازوی اقتدار ملی. یکی از ملموسترین وجوه این جایگاه، فرماندهی کل نیروهای مسلح است. این تمرکز فرماندهی، یک قدرت بازدارندگی عظیم و یکپارچگی بینظیر در دکترین دفاعی کشور ایجاد کرده است. در منطقهای پرآشوب، جایی که دشمنان هر لحظه در پی ضربه زدن هستند، وجود یک فرمانده واحد که نیروهای ارتش، سپاه و بسیج را به صورت هماهنگ هدایت میکند، یک مزیت راهبردی است که بسیاری از قدرتهای جهانی از آن بیبهرهاند.
لایه چهارم: پیوند امت و امامت؛ منبع قدرت نرم. اما فراتر از تمام ساختارهای قانونی و نظامی، قدرت اصلی ولی فقیه در پیوند قلبی و معنوی او با مردم ریشه دارد. این رابطه، یک تبعیت خشک اداری نیست؛ بلکه یک میثاق مبتنی بر اعتقاد و اعتماد است که به نظام یک سرمایه اجتماعی و قدرت نرم بیبدیل بخشیده است. این همان قدرتی است که در بزنگاهها، میلیونها نفر را به خیابانها میکشاند و تمام محاسبات دشمن را بر هم میزند. فهم این پیوند عمیق، کلید درک مقاومت و پایداری چهل و چند ساله این ملت است.
#به_قلم_کارشناس : سعید سپاهی
#تحلیل ها را از شجر بخوانید
@tahlil_shjr
۱۶:۰۵
#مرزبندی_با_دشمن #تمدن_اسلامی #مرگ_بر_امریکا #مرگ_بر_اسرائیل #اتحاد_مقدس
توهم پیروزی
ظاهراً پس از دوسال جنگ نابرابر در غزه، توافق آتشبس به نتیجه رسید.
سوای از اینکه رژیم صهیونیستی و آمریکا به مفاد آتشبس پایبند باشند یا نباشند بهرحال یک نتیجه مهم دارد و آن اینکه این جنگ برای رژیم صهیونیستی هیچ دستاوردی نداشته است و با کشتار فجیع و ددمنشانه غیرنظامیان، زنان و کودکان بیدفاع و مظلوم، جنایت تاریخی را رقم زد که در تاریخ معاصر بینظیر بوده است!
اگر در این فیلم به سخنان نتانیاهو در در جمع چند قلاده سرباز صهیونی دقت کنیم گفته بود که تا تحقق سه هدف به جنگ با حماس ادامه خواهد داد و امروز پس از گذشت دو سال، صهیونیستها علیرغم پشتیبانیهای تا دندان مسلح آمریکا و غرب نتوانستند به این اهداف برسند و این خود یک پیروزی بزرگ برای حماس و جبهه مقاومت میباشد.
آتشبس چه باشد چه نباشد رژیم صهیونیستی شکستی را متحمل شده که به تعبیر مقام معظم رهبری (مدظله العالی) غیرقابل ترمیم است و چهره سفاکش در نزد جهانیان عیان گشته و رسوا شده است.
این جنگ، جنگ نبود بلکه یک جنایت بزرگ در تاریخ بشریت است. در واقع نتانیاهو با کشتار غیرنظامیان فکر میکرد از این طریق میتواند به اهدافش برسد در حالیکه توهمی بیش نیست.
#به_قلم_کارشناس : محسن صیادقنبری
#تحلیل ها را از شجر بخوانید
@tahlil_shjr
۱۶:۱۱
#مرزبندی_با_دشمن #تمدن_اسلامی #مرگ_بر_امریکا #مرگ_بر_اسرائیل #اتحاد_مقدس
دکترین غزه؛ بازنویسی منطق پیروزی
پیروزی در نبردهای امروز را نه با متراژ سرزمین تصرفشده، که با میزان ارادهای که در هم شکسته میشود، میسنجند. رژیم صهیونیستی با تمام قوا به میدان آمد تا «اراده مقاومت» را بشکند؛ اما در پایان این جنگ دوساله، این «اراده سیاسی» تلآویو بود که در هم شکست. این، تمام قصه است.
نتانیاهو فهرستی از اهداف حداکثری را اعلام کرد: خلع سلاح کامل، نابودی حماس، کنترل مطلق امنیتی. اینها نه اهداف نظامی، که اهداف سیاسی برای شکستن روحیه مقاومت بود. اما در عمل چه شد؟ دشمنی که با زبان آتش سخن میگفت، مجبور شد پشت میز مذاکره با همان گروهی بنشیند که وعده محو کردنش را داده بود. این یعنی پذیرش شکست. در منطق راهبردی، وقتی شما از اهداف اعلامی خود یک قدم عقب مینشینید، یعنی حریف توانسته است اراده خود را بر شما تحمیل کند.
مقاومت غزه پیروز است، چون تعریف «پیروزی» را از نو نوشت. پیروزی برای مقاومت، نه فتح تلآویو، که اثبات «هزینهمند بودن اشغالگری» و شکستن «اسطوره بازدارندگی» رژیم بود. مقاومت با بقای خود، با حفظ سلاحش و با وادار کردن دشمن به مذاکره، به تمام اهداف راهبردی خود دست یافت. این جنگ، یک دکترین جدید نظامی-سیاسی را به جهان معرفی کرد: دکترین غزه.
#به_قلم_کارشناس : سعید سپاهی
#تحلیل ها را از شجر بخوانید
@tahlil_shjr
۱۵:۳۶
#مرزبندی_با_دشمن #تمدن_اسلامی #مرگ_بر_امریکا #مرگ_بر_اسرائیل #اتحاد_مقدس
غزه: آینهای در برابر هیولا
نبوغ مقاومت در این جنگ، شلیک موشک نبود. شاهکارشان این بود که یک «آینه» غولپیکر در برابر دشمن گذاشتند و او را مجبور کردند تا به چهره واقعی خودش خیره شود. و آنچه رژیم در آن آینه دید، آنقدر زشت و هیولاوش بود که از درون شروع به فروپاشی کرد.
جنگ واقعی اینجا بود. ماشین جنگی اسرائیل، که برای کشتن دیگران طراحی شده بود، به ابزاری برای «خودکشی» تبدیل شد. هر بمبی که بر سر کودکی در غزه ریختند، زهری بود که به جریان خون جامعه خودشان تزریق کردند. آنها به شهرکنشینان، وعده «پیروزی مطلق» فروخته بودند، اما در عمل، «ترس»، «بیاعتمادی» و «تحقیر» را درو کردند. این زهر، اعتماد میان مردم و حاکمیت را از بین برد و این، شکستی به مراتب بزرگتر از هر شکست نظامی است.
ببینید، پیروزی مقاومت در این نیست که چند تانک را منهدم کرد. پیروزیاش در این است که «روایت» دشمن از خودش را منهدم کرد. نقاب مظلومیت آنها، در آتش فسفری که بر سر بیمارستانها ریختند، ذوب شد و از بین رفت. تیترهای امروز روزنامههایی مثل هاآرتص، صدای ناله تحلیلگرانشان نیست؛ صدای خُرد شدن همان آینه است. صدای جامعهایی است که دیگر نمیتواند تصویری که از خودش ساخته بود را باور کند.
مقاومت پیروز است، چون در پایان این نبرد خونین، غزه زخمی اما سربلند است و با ارادهای پولادین به آینده چشم دوخته. اما اسرائیل، با وجود تمام زرادخانهاش، یک هیولای زخمی و سردرگم است که از تصویر خودش در آینه وحشت دارد. این، یک شکست نظامی نیست؛ یک «ورشکستگی وجودی» است.
#به_قلم_کارشناس : سعید سپاهی
#تحلیل ها را از شجر بخوانید
@tahlil_shjr
۱۵:۴۱
#مرزبندی_با_دشمن #تمدن_اسلامی #مرگ_بر_امریکا #مرگ_بر_اسرائیل #اتحاد_مقدس
نقش نماز در جهاد
پیام چند خطی رهبری به اجلاس نماز مهم است چون سبک تقویت ضلع اصلی جنگ را توضیح میدهد. آنچه تا امروز باعث چیرگی حماس و غزه بر ماشین غول پیکر نظامی آمریکا و اسراییل شده، همین ضلع مهم است.
برای آنکه مشخص شود چقدر این بعد مبارزه مهم است موارد مخالفش را نگاه کنید: کسی که زیر آتش دشمن یادش میآید عقلانیت هم مهم است و عقلانیت چیست مگر گفتگوی با دشمن حمله کرده، این ولو خودش متوجه نباشد، ترس از غرب در سبک تصمیم گیریش موثر است. این را بگذارید کنار مذاکرات چند ماه پیش حماس که به اسراییل گفتند فقط در مقابل عقب نشینی و پایان جنگ اسرا را آزاد میکنیم. اسراییل زد زیر میز کوتاه نیامدند، حمله کرد کوتاه نیامدند، مقرشان در قطر را زد کوتاه نیامدند، تا اینکه حالا مجبور شدند شروط حماس را بپذیرند. ترامپ و نتانیاهو هر دو.
من نمیدانم متنهای عجیب و غریب و اظهار نظرهای این روزهای برخی دوستان را میبینیم یا نه، باهنر میگوید حجاب اصلا نباید قانونی باشد، این حرف جدیدی نیست اما خیلی وقت است همه فهمیده اند علت انفعال برخی مسوولین ، سستی اراده و ایمان نسبت به نتیجه بخشی راه خدا است، اینها به مردم هم ایمان ندارند. این را بگذارید کنار مرحوم رییسی که وسط جنگ و درگیری با دشمن تصمیمات سخت اقتصادی گرفت بسیاری از واحدهای تولیدی را راه انداخت، جریان نقدینگی را کنترل کرد، زیر ساختهای جدید بنا کرد، و تصمیمات فرهنگی و دینی را هم دنبال کرد و قانون حجاب را پیگیری کرد، وسط حمله دیوانه وار ۱۴۰۱ دشمن، کشور را چنان نجات داد که خروجیش شد کرنش عربستان. این نتیجه اراده مستحکم است،نتیجه ایمان قوی به خدا است، که ثمره اش ایمان به مردم است.
یا مثلا جملات جدید فواد ایزدی را شنیده اید که مفتضح شدن غربگرایان در ایران بعد از مکانیسم ماشه را تبدیل میکند به توهین و بی اعتماد کردن مردم نسبت به فرماندهان سپاه و اتهام اینکه تحت تاثیر ظریف بوده اند چه کسانی امثال شهید سلامی و خودشان فهم راهبردی سیاسی ندارند و چه و چه که عملا کل دستاوردهای منطقه ای سپاه در این ده پانزده سال اخیر را بزند، که چی؟ که احساس بی اعتمادی به مدیران را که در جان خود دارد فراگیر کند، که امید به توفیق کشور را بزند که احساس ترس در مردم و حزب اللهی ها ایجاد کند.
یا مثلا نامه خیانتکارانه اصلاحاتچیهای غربگرا که با رویکرد"بدیم بره" غنی سازی را هدف گرفتند، عناصر قدرت کشور را هدف گرفتند، تا دیروز ذیل اعتماد به غرب بدیم بره، امروز ذیل ترس از غرب بدیم بره، اسمش رو هم گذاشتند تغییر پارادایم و خلاصه اش سجده بر ترامپ بود. چرا چون نه امید به موفقیت داشتند، نه ایمان به راه، نه اراده مستحکم، نه ... این را بگذارید کنار جملات رهبری که در اوج این فشارهای ترسوها عقلانی و مستدل، هم توضیح میدهد که چرا مذاکره برای ما مضر است هم توضیح میدهد چرا غنی سازی لازم است.
این جنگ یک ضلع دیگر دارد، آرامش دل، اراده مستحکم، ایمان عمیق و امید روشن نداشته باشیم، در جهاد تبیین کار دشمن را راه میاندازیم با هزار توجیه، در جهاد تصمیم در کشور وا میدهیم و منفعل میشویم، در جهاد تحلیل فقط به فکر رای جمع کردنیم و بی اعتماد کردن مردم. همه مان هم در معرض خطریم. حتی خود من که در حال نوشتنم. حالا بیایید این جملات رهبری را دوباره بخوانیم:
"نماز آنگاه که با آداب خود همچون خشوع و دلسپاری به معبود انجام میگیرد، دل را آرام و اراده را مستحکم و ایمان را ژرف و امید را زنده میکند. و سرنوشت انسان در دنیا و آخرت، وابسته به چنین دل و چنین اراده و چنین ایمان و چنین امیدی است."
#به_قلم_کارشناس : حجتالاسلام علی مهدیان
#تحلیل ها را از شجر بخوانید
@tahlil_shjr
۱۵:۴۳
#مرزبندی_با_دشمن #تمدن_اسلامی #مرگ_بر_امریکا #مرگ_بر_اسرائیل #اتحاد_مقدس
ارزیابی متفاوتی از ۷ اکتبر (۱)
این روزها با رسیدن به سالگرد ۷ اکتبر و خصوصا تلاقی امسال آن با طرح ترامپ، مسائل مختلفی مطرح شد. در ادامه، قصد داریم یک ارزیابی نسبتاً متفاوتی از ماجرا را بررسی کنیم.
طبیعتاً، بزرگترین دستاورد #راهبردی طوفان الاقصی، خروج از لاک انفعال و مطرح کردن قضیه فلسطین از انتهای اولویتهای جهان به ابتدا بود. بیداری شکل گرفته در دنیا را با میلیونها کار تبلیغی و تبیینی و ... نمیتوانست انجام داد. از قضا همین بیداری، پایه اصلی رژیم صهیونیستی، یعنی ادعای مظلومیت قوم یهود را ویران کرد. جنایات رژیم در نقاط مختلف، بادی است که خواه ناخواه یک روز تبدیل به طوفان علیه آنها در سراسر دنیا و نه فقط منطقه میشود. این روندی محتوم است که مقدمات آن نیز آغاز گردیده.
در سطح #تاکتیکی، این عملیات توانست کل دکترین امنیت ملی رژیم را به نقطه فروپاشی رسانده، باعث شکلگیری اصول جدیدی در رزم آنها شود که هر چند در کوتاه مدت باعث استحکام میشود اما در بلندمدت به دلیل ضعفهای وجودی این استراتژی، آن را از درون سست میکند.
و در سطح #عملیاتی ، طرحی که قرار بود به زودی اجرا گردد خنثی شد: طرحی که در آن قرار بود سه روز بعد در مسقط، احتمالا آبنباتی به نام پولهای مسدودی به ایران داده شود، هفته بعد و با ورود بلینکن و راهاندازی قطار تطبیع با سعودی، مالزی، پاکستان و ...، مسئله فلسطین در سطح سیاسی محو شده و چند ماه بعد با ترور دسته جمعی فرماندهان جهادی حماس و سپس ورود به غزه، قضیه فلسطین فیصله پیدا کند.
میتوان اینگونه گفت که دو ضربه اصلی یعنی ۱. شهادت فرماندهان و ۲. ویرانی غزه از خسارات اجتناب ناپذیر بود. دشمن در طرح خود مصمم بود. ما نیز میدانستیم که نبرد با رژیم دیر و زود دارد اما سوخت و سوز ندارد. به استدلال خود فلسطینیها، اکنون اما دشمن در ۷ اکتبر، شاهد کشته و اسرای زیاد خود بودند، امری که اگر منتظر آنها میماندیم شاید رخ نمیداد.
ادامه دارد
#به_قلم_کارشناس : محلل
#تحلیل ها را از شجر بخوانید
@tahlil_shjr
ادامه دارد
۱۵:۴۷
#مرزبندی_با_دشمن #تمدن_اسلامی #مرگ_بر_امریکا #مرگ_بر_اسرائیل #اتحاد_مقدس
ارزیابی متفاوتی از ۷ اکتبر (۲)
اما اینجا سوالی پیش میآید؛ آیا نمیشد طوفانالاقصی را با هماهنگی انجام داد؟
پاسخ به این سوال نیازمند دقت فراوانی است. اگر مکاتبات میان رهبران حماس پیش از ۷ اکتبر و پس از عملیات سیفالقدس بررسی شود، متوجه میشویم که شهید سنوار سه طرح را پیشنهاد داده بود:
طرح اول یا معرکه کبری که مبتنی بر حمله همزمان کل محور به جز ایران با هدف سرنگونی رژیم بود.
طرح دوم یا وسطی که مبتنی بر حرکت حماس و حزبالله در کرانه باختری با هدف پایهگذاری فروپاشی رژیم بود و طرح سوم یا کوچک که مبتنی بر حمله حماس ولو از دو جبهه جدید دیگر به تنهایی جهت دریافت امتیازات سیاسی بود.
علیرغم تایید طرح اول، اما طوفان الاقصی شباهت زیادی به طرح سوم یحیی سنوار داشت.
بله، اکنون میتوان گفت که ما علاقه داشتیم پس از تجهیز کامل کرانه باختری، وارد فاز جدیدی شویم و تا قبل از آن با جنگ خاکستری، آنها را متوقف سازیم اما سوال این است که آیا این کارآمد بود؟ آیا اگر زمان میگذشت این باعث پایان پرونده فلسطین نمیشد؟ برادران فلسطینی می گویند شما ملاحظاتی دارید اما ما در فلسطین نیز ملاحظات زمانی و مکانی خاص خود را داشتیم. هر چند چه جمهوری اسلامی ایران و چه سیدحسن نصرالله، حمایت از غزه در مرحله بعدی را نه یک گزینه، که یک وظیفه دانستند.
آیا خطایی صورت نگرفت؟ طبیعی است که خطاهای محاسباتی در این میان دخیل بود.
محور مقاومت وارد عرصه شد، اما ورود کامل آمریکا به درگیری و برخی مسائل دیگر که شاید بعدا بتوان به آنها پرداخت، معادله متعارف جنگ را برهم زد.
شاید حماس بر روی اتحاد کشورهای عربی و اسلامی در توقف متجاوز حساب باز کرده بود که بزودی مشخص شد که ذات این کشورها چیست. شاید کسی فکر نمیکرد که واشینگتن تا این حد در کنار رژیم قرار گرفته، آن را از سقوط قطعی در ساعات ابتدایی نجات داده و سپس به گونهای از آن حمایت کند که اکنون برخی بگویند گویی این اسرائیل است که بر آمریکا حکمرانی میکند.
شاید آنها بر روی اهرم اسرای زیاد و فروپاشی جبهه داخلی رژیم و سرنگونی نتانیاهو حساب کرده بودند اما حمایت کامل آمریکای بایدن و ترامپ و بازی نتانیاهو با کارتها در اراضی اشغالی، این سناریو را محقق نکرد.
ما باید از این موارد درس بگیریم و فراموش نکنیم که نقطه قوت جبهه مقاومت، نیروی انسانیِ معتقدِ متخصص است، نیرویی که نمود آن در نسل پنجم جنگ در برابر ابرسامانههای پایش محیطی دشمن، یک سامانه تحلیلی منسجم است.
با این حال هنوز هم شاخصهایی وجود دارد که به ما امکان ارزیابی میدهد؛ طرح آوارگی و سرنوشت تطبیع که آخرین قالب آن در "طرح صلح ترامپ" بازنمود شده به ما نشان خواهد داد که طوفانالاقصی در تحقق اهداف نهایی خود در پرونده فلسطین تا چه حد موفق خواهد بود.
این استدلالی معتبر است که بیشترین مشکلات ما در انجام خود عملیات بلکه در وقایع پس از آن بود؛ آن هم نه بلافصله که حدود یک سال بعد اما توجه به این نکته الزامی است که ضرورت وجودی امروز ما خروج از دوگانههای جنگ سردی است. طوفان الاقصی درست بود/ غلط بود، پیروز شد/ شکست خورد و غیره همگی گزارههایی هستند که تطابقی با محیط و واقعیت سیال، آشوبناک و پست مدرن امروز ندارند بلکه الزامات، علل، پیامدها و اقدامات در هر دوره زمانی که بسیار کوتاه است، مشخص میکند که ما در چه وضعیتی قرار داریم.
#به_قلم_کارشناس : محلل
#تحلیل ها را از شجر بخوانید
@tahlil_shjr
۱۵:۵۰
#مرزبندی_با_دشمن #تمدن_اسلامی #مرگ_بر_امریکا #مرگ_بر_اسرائیل #اتحاد_مقدس
درسی از مهمترین ویژگی حماس
واکنش هوشمندانه و حسابشدهی حماس به طرح فریبندهی صلح ترامپ، بهانهای است برای مرور مهمترین ویژگی این جنبش؛ ویژگیای که پس از هفتم اکتبر بیش از هر زمان دیگری آشکار شد و میتواند برای ما نیز درس بزرگی باشد.بیایید با دقت ببینیم حماس از آغاز تا امروز بر چه اصلی پافشاری کرده است:
هفتم اکتبربسیاری تصور میکنند ماجرا از ۷ اکتبر آغاز شد، اما در واقع حماس در آن روز، دههها ظلم پنهان را آشکار کرد؛ ظلمهایی مانند آوارگی، بازداشتهای بیپایان، شکنجه و نسلکشی. عملیات ۷ اکتبر در حقیقت پرده را کنار زد تا جهان جنایتی را ببیند که بیش از نیم قرن در غزه جریان داشت و فقط دیده نمیشد.
قدرت تصویرگریبیش از ۲۵۰ خبرنگار در غزه شهید شدند، چون روایتگر حقیقت بودند. صدای مردم محاصرهشده، وجدان جهان را بیدار کرد؛ تصاویری از قتلعام زنان و کودکان، از بستن آب و غذا بر مردم، از ایستادگی در میان ویرانی. اوج این تصویرگری، صحنهی پرتاب چوبدستی مجاهد کبیر، یحیی سنوار بود؛ تصویری که ایمان و ارادهی مردم غزه را نشان می داد.
تبادل اسرادر آتشبس نخست، شیوهی تبادل اسرا نشان داد حماس تا چه اندازه انسانی و اخلاقی عمل میکند. در کنار آن، طراحیهای رسانهای هوشمندانه ـ مانند گردنبندها و دستبندهای پرچم فلسطین بر دستان و گردن اسرای صهیونیست ــ صحنهای از عزت و پیروزی را به نمایش گذاشت؛ تصویری که سراسر تحقیر رژیم بود و همین رفتار کافی بود تا رژیم بهسرعت بساط تبادل را جمع کند.
مذاکرات صلححماس از آغاز گفتوگو را رد نکرد، اما در همهی نشستها نشان داد که به دنبال صلحی از سر اقتدار است، نه از سر ضعف. حضور او در مذاکرات، بیش از هر چیز، بیمنطقی و سفاکی رژیم صهیونیستی را آشکار ساخت.
طرح صلح ترامپدر ماجرای طرح ترامپ، حماس با درایت کامل عمل کرد. در ظاهر با طرح همراه شد، اما مطالبات واقعی خود را مطرح کرد و کاری کرد که ترامپ و نتانیاهو در تلهی خودشان گرفتار شوند. رسانههای صهیونیستی نوشتند نتانیاهو از واکنش سرد و منفعلانهی ترامپ، که ناچار شد در گام نخست با حماس همراهی کند، گیج شده است.
نتیجهی نهاییشاخص اصلی عملکرد حماس این است که میدان نبرد را از خاک و سلاح به افکار عمومی جهان کشاند؛ همان جایی که رژیم صهیونیستی سالها با سه دروغ بزرگ «مظلومیت، قدرت و امنیت» حکومت میکرد.
ادعای مظلومیت تاریخی صهیون و قدرت نظامی و دفاعی و امنیت در اسرائیل، سه افسانه ای بود که با 7 اکتبر فروپاشید. حماس این سه دروغ را برملا کرد و فهمید و فهماند که قدرت نهایی نه صرفا در بمب و تانک، بلکه در آگاهی ملتهاست؛ همان درسی که خمینی کبیر در انقلاب ۵۷ به جهان آموخت:... بیداری مردم.... و امروز با تدبیر حماس، ملت ها بیدار شدند و دولت ها را به دنبال خود می کشند.
#به_قلم_کارشناس : استاد محسن مهدیان
#تحلیل ها را از شجر بخوانید
@tahlil_shjr
۱۵:۵۴
#مرزبندی_با_دشمن #تمدن_اسلامی #مرگ_بر_امریکا #مرگ_بر_اسرائیل #اتحاد_مقدس
شرم الشیخ سوم روسیاهی پادوهای ترامپ (۱)
گرد و غبار و هیاهوی رسانه های غربگرا که فرو نشست، واقعیت نمایش "شرم الشیخ سوم" پدیدار شد. ادعا می شد مقامات بیست کشور گرد هم می آیند تا توافقی جامع را برای پایان دادن به جنگ غزه و برقراری صلح نهایی کنند.
صرف نظر از اینکه بسیاری از کشورهای مهم و تاثیر گذار مانند ایران و چین و روسیه حضور نداشتند، حاضران هم اجازه حرف زدن پیدا نکردند. بلکه این، صرفا نمایشی برای عرض اندام ترامپ و تحقیر حاضران بود.
امروز وبسایت رادیو فردا (ارگان سازمان سیا) نوشت: "انتقادها از غیبت در شرمالشیخ؛ روزنامه هممیهن، از عدم حضور پزشکیان و عراقچی انتقاد کرده و نوشته که این قابل پیشبینی بود. ایران خود را منزوی تعریف میکند، چون نظم موجود را نمیپذیرد... بدون حضور شما برای منطقه برنامهریزی کردند".
اما ببینیم دولت هایی که به زعم غربگرایان خود را منزوی نکردند، با چه صحنه ای مواجه شدند؟ و اصلا اجازه اظهار نظر پیدا کردند؟!
ترامپ دیروز با برهم زدن عرف دیپلماتیک، سران حاضر را مجبور کرد یکی یکی بالای سن بیایند و بهصورت انفرادی و نوبتی با وی عکس بگیرند!
او همچنین در توهینی دیگری گفت: تعدادی از حاضران در جلسه، رهبران ضعیفی بودند؛ شما آنها را می شناسید. من نمی خواهم در مورد آنها حرف بطنم. من از بعضی از شما خوشم نمیآید، ولی نمیگویم!
ترامپ به جای میزبان (رئیس جمهور مصر)، اداره جلسه نمایشی را به دست گرفت. او همچنین به السیسی که در مقابل دوربین ها، دستش را برای دست دادن دراز کرده بود، بی محلی کرد و دست نداد. رنگ چهره سیسی برگشت!
ترامپ با لحنی تمسخر آمیز سراغ نخست وزیر انگلیس را گرفت و گفت: "انگلیس؟ نماینده شون کجاست؟". استارمر دستش رو گرفت بالا و ترامپ گفت بیا اینجا.
استارمر به تصور اینکه نوبت سخن گفتن اوست، کنار ترامپ رفت. اما ترامپ گفت "خوشحالم که اینجا هستی" و دوباره او را به میان مقامات ایستاده در صف فرستاد. رنگ چهره استارمر هم سرخ شد.
ترامپ به رئیس جمهور فرانسه که رسید، دست او را گرفت و چند بار سعی کرد بتاباند و پایین بکشد! ماکرون به سختی و با کلافگی و تعجب مقاومت کرد.
نوبت بعدی، ترامپ به او گفت : "باورم نمیشوذ امروز چنین کمرمق باشی!". چهره ماکرون هم مکدر بود!
ترامپ یک بار هم دست نخستوزیر ایتالیا را گرفت و در گوش او چیزی گفت که خانم ملونی قیافه اش برگشت و سعی کرد دستش را بیرون بکشد و فاصله بگیرد!
ترامپ بار دوم گفت: در آمریکا، اگر به زنی بگویید زیباست، کار سیاسیتان تمام است اما من ریسک میکنم. اگر بگویم زیبا هستید، ناراحت نمیشوید؟ چون شما واقعاً زیبا هستید.
نوبت دست دادن با مقام اماراتی که رسید، ترامپ در مقابل خبرنگاران، او را به «مقدار نامحدودی پول نقد» تشبیه کرد و گفت: یک عالمه پول، پول بینهایت!
ادامه دارد
#به_قلم_کارشناس : محمد ایمانی
#تحلیل ها را از شجر بخوانید
@tahlil_shjr
ادامه دارد
۱۵:۵۶
#مرزبندی_با_دشمن #تمدن_اسلامی #مرگ_بر_امریکا #مرگ_بر_اسرائیل #اتحاد_مقدس
شرم الشیخ سوم روسیاهی پادوهای ترامپ (۲)
این تصاویر تحقیر آمیز در شرم الشیخ سوم موجب شد خیلی ها که تصورش را نمی کنید، صدای شان به اعتراض بلند شود. چنان که سیاوش اردلان خبرنگار بیبیسی نوشت: اگر ایران شرکت میکرد، تحقیر میشد.
اکبر گنجی، اصلاح طلب خارج نشین هم نوشته است:
"خدا را صد هزار مرتبه شکر که ایران در نمایش خفت بار و بسیار تحقیر کننده ترامپ در مصر شرکت نکرد.
شرم الشیخ نه جای مذاکره بود، نه جای سخنرانی بود، نه جای رفع تحریم ها بود. فقط نمایش صلح ترامپ بود و تملق گویی از او.
[با اشاره به موضع برخی مدعیان اصلاحات:] عبدالله (رمضانزاده)، فیض الله (عرب سرخی)، و...؛ جالب است که همه اینها سال های سال از مقامات بالای نظام بوده اند.
شرم الشیخ جای سخنرانی نبود، چه رسد به جای صدای اعتراض ملت ایران به آمریکا و اسرائیل توسط پزشکیان.
ترامپ، محور نمایش صلحی بود که قرار است به فلسطینی ها «هیچ» داده شود. به یکی دو تن فرصت اندکی داده شد تا از او تمجید کنند. باقی را هم تحقیر کرد.
دوستان عزیز ما کشور را چگونه اداره می کردند و چگونه در اجلاس های بین المللی شرکت می کردند؟؟!!".
همچنین دیاکو حسینی (از مدیران مرکز مطالعات استراتژیک ریاست جمهوری در دولت روحانی) نوشته است:
"ترامپ چنان بی اصول است که ضمن مذاکره، ایران را بمباران کرد. تعجب نکنید اگر حین شرکت در شرم الشیخ، ایران را تحقیر و بمباران کند. شرکت در اجلاس، امتیاز رایگانی است که او جایگاهش را به عنوان رئیس جمهور صلح ارتقا دهد.
وقتی در اجلاس شرم الشیخ شرکت کنید که آماده باشید: به ترامپ بابت بمباران ایران، جایزه بدهید".
دورنمای سیرک صلح، چنان تیره و موهوم است که امانوئل ماکرون، پیش از ترک شرم الشیخ گفت: طرح ترامپ برای آینده غزه، پر از ابهام است
رابرت مالی مشاور سابق کاخ سفید هم گفته است:نه حماس قصد خلع سلاح دارد و نه اسرائیل تمایل به حضور نیروی بینالمللی تثبیت کننده دارد. بعید میدانم طرح صلح ترامپ، طبق برنامه پیش برود.
فرید زکریا مجری و تحلیلگر سی ان ان هم می گوید: چیزی که بر سر آن تعامل و معامله شده، تضمین اجرایی پایدار ندارد.
علت این بی اعتمادی روشن است. ترامپ می گوید لازم نیست ساکنان غزه آن را ترک کنند و حال آن که چند ماه قبل فرمان کوچ از غزه ( و یا ماندن و مردن در جهنم) را داده بود و خیال می کرد می تواند آنجا را تبدیل به تجارتکده خود کند!
دولت او برای حداکثر جنایت در غزه، ۲۱ میلیارد دلار به اسرائیل کمک کرد. او و بایدن در کشتار ۷۰ هزار شهروند فلسطینی شریکند.
ادامه دارد
#به_قلم_کارشناس : محمد ایمانی
#تحلیل ها را از شجر بخوانید
@tahlil_shjr
ادامه دارد
۱۵:۵۸
#مرزبندی_با_دشمن #تمدن_اسلامی #مرگ_بر_امریکا #مرگ_بر_اسرائیل #اتحاد_مقدس
شرم الشیخ سوم روسیاهی پادوهای ترامپ (۳)
ترامپ همان کسی است که در کنست اسرائیل به نتانیاهو گفت: "کارت را خیلی خوب انجام دادی. بی بی پاشو! براش کف بزنید!". جنایتکار و شریک جنایتی چنین بزرگ، چگونه می تواند بیطرف یا ضامن صلح عادلانه باشد؟!
غربگرایانی مثل کرباسچی و عبدی و جواد امام و فلاحت پیشه و نظائر آنها چگونه می توانند پادویی جنایتکاری مثل ترامپ را بکنند و دم از شرافت و انسانیت یا عقل و مصلحت بزنند؟
ایران حتما از توقف جنایت رژیم صهیونیستی و آمریکا در غزه استقبال می کند؛ اما آتش بس، غیر از صلح عادلانه و مشروع است.
نتانیاهو همین اواخر و برای چندمین، وعده اشغال چند روزه غزه را داد. تبلیغات پر حجم چنین وانمود می کرد که کار غزه یکسره شده است. اما دادن تلفات سنگین، ارتش اسرائیل را مجبور به توقف کرد.
معلوم شد ایال زمیر رئیس ستاد کل ارتش، حق داشته که قبل از اجرای دستور حمله، علنا مخالفت می کرده و در کابینه امنیتی گفته "ارتش، توان اشغال غزه و ادامه جنگ فرسایشی را ندارد". دست کم دو هزار نظامی صهیونیست کشته شده اند.
جنگ اگر به آتش بس ختم شد، نه نتیجه تلاش ترامپ که حاصل مقاومت غزه بود.
ترامپ تا جای ممکن، از نسل کشی حمایت کرد اما ناکام ماند. حالا نه اشغال غزه به سرانجام رسیده و نه حماس قصد واگذاری سلاح را دارد. قابل تامل اینکه نه حماس و نه نتانیاهو در شرم الشیخ حضور نیافتند.
موضع جمهوری اسلامی ایران، حکیمانه و عزتمندانه است. صلح با سرهم بندی توافقی که رژیم جنایتکار صهیونیست را به رسمیت بشناسد و حق بیش از ده میلیون فلسطینی صاحب سرزمین های اشغالی را انکار کند، پدید نمی آید و دوام ندارد؛
همچنان که طرح صلح کمپ دیوید و مادرید و اسلو و ملک فهد و شرم الشيخ اول (سال 1999) و طابا و بیروت و نقشه راه صلح و ژنو و شرم الشیخ دوم (سال 2005) و آناپوليس دوام نداشته است.
#به_قلم_کارشناس : محمد ایمانی
#تحلیل ها را از شجر بخوانید
@tahlil_shjr
۱۶:۰۱