سه جریان اصلی عقلانیت در نظام
رضا طراوت
باسمه تعالی
ادامه از دو جریان انقلابیون در مواجهه با نظام:
در بخش قبلی از چهار جریان عقلانیت در نظام سخن گفتیم. دو جریان عقلانیت انقلابی و عقلانیت انفعالی که دو نوع مواجهه با نظام داشتند. سومی عقلانیت غربی که با فکری غربگرا مسیر توسعه غربی را به انقلاب پیشنهاد میدهد(و حضرت آقا گفتند از بعد از فوت امام به جدّ مشغول بوده است.) و چهارمی عقلانیت عرفیِ انقلابی که سومین جریان عقلانیت در انقلابیون است.
عقلانیت عرفی غربگرا نیست،امّا در روش فکر عقلایی میاندیشد نه فقیهانه.ظاهرش پیجویی آرمانها است و باطنش عرفگرایی. از منظر عقلانیت عرفی سلاح اتمی داشتن خوب است ولو فقه ولایی متناسب با زمان و مکان آن را رد کند.از منظر عقلانیت عرفی،نباید برای حجاب قانونی تلاش کرد چون موجب افزایش دو قطبی می شود و خلاف امنیت ملّی است ولو آنکه از منظر عمق فهم انقلابی تضعیف ظاهر شریعت در جامعه دوقطبی را بیشتر تشدید کند.عقلانیت عرفی نگاه عمیق فقیهانه به اداره کشور را نمییابد.به حکم یا نظر ولایی رهبران انقلاب نه در قامت متن اصلی پیشبرد انقلاب بلکه در حاشیه و به عنوان یک متغیّر فرعی که میتوان به سادگی با مصلحت اندیشی عرفی از آن عبور کرد مینگرد.
البته عقلانیت عرفی در وسع خود خدمات فراوانی به انقلاب کرده است لکن در فقدان نگاه فقیهانه و مواجهه نادرست با رهبری انقلاب در مسائلی چند میلنگد.به عنوان نمونهای دیگر عقلانیت عرفی ادعای مردم دارد و ظاهرا مخالف تعیین تکلیف انتخابات توسّط مجتهدین،سخنشان رشد مردم است و دیدن سلیقه های مختلف!امّا عملشان قیِّم مآبی است و در هر انتخابات در جلسههای بسته لیست سیاسی میبرند! حزبالله قیّم نمیخواهد!این را بفهمند!اگر ما قیّم می خواستیم انقلاب نمیکردیم! در انتخابات قبلی برخی از جریان عقلانیت انقلابی به جلیلی رأی دادند و برخی به قالیباف!لکن حزبالله نهایتا جلیلی را برگزید.اگر حزبالله در تشخیصش هم دچار اشتباه شد!در کنار زدن رویکرد قیّم مآبی دست مریزاد دارد!بعد از انتخابات،عقلانیت انقلابی تلاش کرد با رئیس جمهور منتخب یدِ واحده تشکیل دهد و در عین همدلی با دولت با فرهیختگی انتقادات انقلابی خود را بیان کند امّا جریان عقلانیت عرفی هر روز به نحوی تلاش داشت فعالان جریان عقلانیت انقلابی موافق با جلیلی را ضدّ ولایت فقیه نشان دهند. وفاقشان به غربزده های مخالف آرمانهای انقلاب می رسد اما در مواجهه با انقلابی هایی که نهایتا یک تشخیص غلط دادهاند میخشکد.
روند کلان انقلاب اسلامی به صورت کلّی در فعالیت سه عقلانیت اصلی انقلابی،عرفی و غربی شکل میگیرد.این سه عقلانیت در تاروپود نظام دویدهاند و #عقلانیت_نظام را شکل دادهاند.عقلانیت عرفی غالبا خود را نقطه تعادل و تنظیمگر دو عقلانیت دیگر میداند.عقلانیت انفعالی نیز همانطور که از اسمش پیدا است منفعل این سه جریان است. امّا متأسفانه نتیجه عملش غالبا در خدمت عقلانیت های دیگر است و دلیلش همانطور که در بخش قبلی آمد این است که این جریان فاقد درک عمیق سیاسی و راهبردی از نحوه پیشبرد انقلاب است.
برجام را نیز میبایست از منظر همین چهار عقلانیت تحلیل کرد.یک نگاه از بالا به روند سالهای 84 تا 404 و تحلیل بر اساس سنن الهی(انفال53) نشان می دهد که ما همچنان در تجربه برجام هستیم. برای همین بررسی برجام از منظر عقلانیت های مختلف حائز اهمّیت است.
برجام پیشنهاد و کارسازی عقلانیت غربی به نظام و انقلاب بود امّا عقلانیت عرفی عمیقا آن را تأیید میکرد و آن را توافقی متوازن میدانست که میتواند تا مدّتی فشار را کم کند و ای بسا بشود برخی گره ها را با آن باز کرد.بسیاری از انقلابیون در موضع خود نسبت به برجام تجدید نظر کردند امّا این جریان همچنان عمیقا پای آن ایستاده است.
در سوی دیگر جریان عقلانیت انقلابی به سردمداری رهبر انقلاب از ابتدا نسبت به توافق با آمریکا هشدار داد،خوشبین نبود و آن را صرفا برای تجربه ملّت میدانست.امّا جریان عقلانیت انفعالی چونان تجربه قطعنامه اینجا نیز تجربه مشابهی رقم زد. عقلانیت انقلابی برجام را خواند و نقد کرد و از اسنپ بک و عدم پایبندی آمریکا ابراز دلواپیسیم کرد،آنها نخواندند و تبریک گفتند و مخالفان را ضدّ نظام کردند. عقلانیت انقلابی گفت از این توافق بوی خیانت میآید!آنها چون رهبری گفته بود ظریف خائن نیست،مخالفان را ضدّ رهبری کردند.در حالی که مسأله شخص ظریف نبود!بلکه وجود فرانچسکوها بود. عقلانیت انقلابی علم غیب نداشت!خروجی را میدید و مبتنی بر فکر سخن میگفت. عقلانیت انقلابی در عین اینکه از برجام بوی خیانت استشمام میکرد،بدبینی به مسئولان را تئوریزه نمیکرد و نقطه تمرکز را بر اصلاح فکر غلطِ امکان بازی برد-برد با آمریکا میگذاشت و با اشخاص حامی این فکر محاجّه میکرد!
باسمه تعالی
ادامه از دو جریان انقلابیون در مواجهه با نظام:
در بخش قبلی از چهار جریان عقلانیت در نظام سخن گفتیم. دو جریان عقلانیت انقلابی و عقلانیت انفعالی که دو نوع مواجهه با نظام داشتند. سومی عقلانیت غربی که با فکری غربگرا مسیر توسعه غربی را به انقلاب پیشنهاد میدهد(و حضرت آقا گفتند از بعد از فوت امام به جدّ مشغول بوده است.) و چهارمی عقلانیت عرفیِ انقلابی که سومین جریان عقلانیت در انقلابیون است.
عقلانیت عرفی غربگرا نیست،امّا در روش فکر عقلایی میاندیشد نه فقیهانه.ظاهرش پیجویی آرمانها است و باطنش عرفگرایی. از منظر عقلانیت عرفی سلاح اتمی داشتن خوب است ولو فقه ولایی متناسب با زمان و مکان آن را رد کند.از منظر عقلانیت عرفی،نباید برای حجاب قانونی تلاش کرد چون موجب افزایش دو قطبی می شود و خلاف امنیت ملّی است ولو آنکه از منظر عمق فهم انقلابی تضعیف ظاهر شریعت در جامعه دوقطبی را بیشتر تشدید کند.عقلانیت عرفی نگاه عمیق فقیهانه به اداره کشور را نمییابد.به حکم یا نظر ولایی رهبران انقلاب نه در قامت متن اصلی پیشبرد انقلاب بلکه در حاشیه و به عنوان یک متغیّر فرعی که میتوان به سادگی با مصلحت اندیشی عرفی از آن عبور کرد مینگرد.
البته عقلانیت عرفی در وسع خود خدمات فراوانی به انقلاب کرده است لکن در فقدان نگاه فقیهانه و مواجهه نادرست با رهبری انقلاب در مسائلی چند میلنگد.به عنوان نمونهای دیگر عقلانیت عرفی ادعای مردم دارد و ظاهرا مخالف تعیین تکلیف انتخابات توسّط مجتهدین،سخنشان رشد مردم است و دیدن سلیقه های مختلف!امّا عملشان قیِّم مآبی است و در هر انتخابات در جلسههای بسته لیست سیاسی میبرند! حزبالله قیّم نمیخواهد!این را بفهمند!اگر ما قیّم می خواستیم انقلاب نمیکردیم! در انتخابات قبلی برخی از جریان عقلانیت انقلابی به جلیلی رأی دادند و برخی به قالیباف!لکن حزبالله نهایتا جلیلی را برگزید.اگر حزبالله در تشخیصش هم دچار اشتباه شد!در کنار زدن رویکرد قیّم مآبی دست مریزاد دارد!بعد از انتخابات،عقلانیت انقلابی تلاش کرد با رئیس جمهور منتخب یدِ واحده تشکیل دهد و در عین همدلی با دولت با فرهیختگی انتقادات انقلابی خود را بیان کند امّا جریان عقلانیت عرفی هر روز به نحوی تلاش داشت فعالان جریان عقلانیت انقلابی موافق با جلیلی را ضدّ ولایت فقیه نشان دهند. وفاقشان به غربزده های مخالف آرمانهای انقلاب می رسد اما در مواجهه با انقلابی هایی که نهایتا یک تشخیص غلط دادهاند میخشکد.
روند کلان انقلاب اسلامی به صورت کلّی در فعالیت سه عقلانیت اصلی انقلابی،عرفی و غربی شکل میگیرد.این سه عقلانیت در تاروپود نظام دویدهاند و #عقلانیت_نظام را شکل دادهاند.عقلانیت عرفی غالبا خود را نقطه تعادل و تنظیمگر دو عقلانیت دیگر میداند.عقلانیت انفعالی نیز همانطور که از اسمش پیدا است منفعل این سه جریان است. امّا متأسفانه نتیجه عملش غالبا در خدمت عقلانیت های دیگر است و دلیلش همانطور که در بخش قبلی آمد این است که این جریان فاقد درک عمیق سیاسی و راهبردی از نحوه پیشبرد انقلاب است.
برجام را نیز میبایست از منظر همین چهار عقلانیت تحلیل کرد.یک نگاه از بالا به روند سالهای 84 تا 404 و تحلیل بر اساس سنن الهی(انفال53) نشان می دهد که ما همچنان در تجربه برجام هستیم. برای همین بررسی برجام از منظر عقلانیت های مختلف حائز اهمّیت است.
برجام پیشنهاد و کارسازی عقلانیت غربی به نظام و انقلاب بود امّا عقلانیت عرفی عمیقا آن را تأیید میکرد و آن را توافقی متوازن میدانست که میتواند تا مدّتی فشار را کم کند و ای بسا بشود برخی گره ها را با آن باز کرد.بسیاری از انقلابیون در موضع خود نسبت به برجام تجدید نظر کردند امّا این جریان همچنان عمیقا پای آن ایستاده است.
در سوی دیگر جریان عقلانیت انقلابی به سردمداری رهبر انقلاب از ابتدا نسبت به توافق با آمریکا هشدار داد،خوشبین نبود و آن را صرفا برای تجربه ملّت میدانست.امّا جریان عقلانیت انفعالی چونان تجربه قطعنامه اینجا نیز تجربه مشابهی رقم زد. عقلانیت انقلابی برجام را خواند و نقد کرد و از اسنپ بک و عدم پایبندی آمریکا ابراز دلواپیسیم کرد،آنها نخواندند و تبریک گفتند و مخالفان را ضدّ نظام کردند. عقلانیت انقلابی گفت از این توافق بوی خیانت میآید!آنها چون رهبری گفته بود ظریف خائن نیست،مخالفان را ضدّ رهبری کردند.در حالی که مسأله شخص ظریف نبود!بلکه وجود فرانچسکوها بود. عقلانیت انقلابی علم غیب نداشت!خروجی را میدید و مبتنی بر فکر سخن میگفت. عقلانیت انقلابی در عین اینکه از برجام بوی خیانت استشمام میکرد،بدبینی به مسئولان را تئوریزه نمیکرد و نقطه تمرکز را بر اصلاح فکر غلطِ امکان بازی برد-برد با آمریکا میگذاشت و با اشخاص حامی این فکر محاجّه میکرد!
۳.۳K
۲:۴۷