همه
تازهها
داغترینها
فروشگاهی
سبک زندگی
فرهنگی
آموزشی
مذهبی
سرگرمی
یکی از مزیتهای خبرنگار بودن اینه که وقت داری بشینی آدمهارو نگاه کنی، تحلیلشون کنی و شخصیتشون رو بشناسی!
ولی موضوع اینه که چیزهایی که دربارشون به اسم گزارش و خبر و تحلیل ارائه میدی، همه اون چیزی نیست که ازشون میدونی!
دههی هشتاد ایشون رو تو جلسات زیادی میدیدمبه نظرم قدش اجازه نمیداد افق دید بلندتری داشته باشه، اینو استعاره گفتم ولی منظور اینکه اون بیشتر مایل بود نظر جوامع بینالمللی رو سمت خودش جلب کنه تا اینکه بخواد امتیازی برای جامعهش دریافت کنه!اون موقع سن کمتر و تجربه کمتر باعث میشد دقیقا درک نکنم چی تو این آدم هست که من رو پس میزنه و نمیخوام بیشتر بهش نزدیک بشم(با اینکه جو اون موقع، جَو، کاملا موافق ایشون بود و تائیدش میکرد حتی در بین مسئولین) ولی الآن دقیقا میدونم و یقین دارم چی باعث دور شدنم از این آدمها میشد.
شیرین عبادی و نرگس محمدی (که همیشه کناردست ایشون مسئول پذیرایی از جماعت بود)، از ابتدا هدف شخصی داشتند نه هدف ساختن گوشهای از جایی که احساس کنند برای وطن و هموطنشون کاری میکنند.
اونها هیچوقت برای زنان، آزادی، کودکان کار، بیکاری، فقر، حیوانات، نقص در قوانین و هیچ چیز دیگه دلشون نسوخته بود و در این جهت قدم برنداشتند اونها شهرت بینالمللی و پولِ موساد رو میخواستندویزای آمریکا و دوربینهایی که گاهی نشونشون بده و حرفی ازشون زده بشه رو میخواستند
این همون افق کوتاهی بود که بهاش رسیدند و حالا دیگه حرفی برای گفتن ندارنواین میشه که امروز به مزخرفگویی دچار میشن و جایی که مردم با جان و دل وسط میدان اومدن، حرفهایی میزنن که تو بازار خودشون هم خریدار ندارهواین یعنی تاریخ انقضاشون رسیده!
مریم مطهریراد
@sootitr_titr
ولی موضوع اینه که چیزهایی که دربارشون به اسم گزارش و خبر و تحلیل ارائه میدی، همه اون چیزی نیست که ازشون میدونی!
دههی هشتاد ایشون رو تو جلسات زیادی میدیدمبه نظرم قدش اجازه نمیداد افق دید بلندتری داشته باشه، اینو استعاره گفتم ولی منظور اینکه اون بیشتر مایل بود نظر جوامع بینالمللی رو سمت خودش جلب کنه تا اینکه بخواد امتیازی برای جامعهش دریافت کنه!اون موقع سن کمتر و تجربه کمتر باعث میشد دقیقا درک نکنم چی تو این آدم هست که من رو پس میزنه و نمیخوام بیشتر بهش نزدیک بشم(با اینکه جو اون موقع، جَو، کاملا موافق ایشون بود و تائیدش میکرد حتی در بین مسئولین) ولی الآن دقیقا میدونم و یقین دارم چی باعث دور شدنم از این آدمها میشد.
شیرین عبادی و نرگس محمدی (که همیشه کناردست ایشون مسئول پذیرایی از جماعت بود)، از ابتدا هدف شخصی داشتند نه هدف ساختن گوشهای از جایی که احساس کنند برای وطن و هموطنشون کاری میکنند.
اونها هیچوقت برای زنان، آزادی، کودکان کار، بیکاری، فقر، حیوانات، نقص در قوانین و هیچ چیز دیگه دلشون نسوخته بود و در این جهت قدم برنداشتند اونها شهرت بینالمللی و پولِ موساد رو میخواستندویزای آمریکا و دوربینهایی که گاهی نشونشون بده و حرفی ازشون زده بشه رو میخواستند
این همون افق کوتاهی بود که بهاش رسیدند و حالا دیگه حرفی برای گفتن ندارنواین میشه که امروز به مزخرفگویی دچار میشن و جایی که مردم با جان و دل وسط میدان اومدن، حرفهایی میزنن که تو بازار خودشون هم خریدار ندارهواین یعنی تاریخ انقضاشون رسیده!
مریم مطهریراد
@sootitr_titr
آقا میدونه ما اومدیم!
از بهشهر آمدهاند. همان ابتدای گفتگو حتی میخواست شمارهاش را هم بدهد تا هر وقت رفتم شمال، بروم خانهشان. گفتم من خودم هم از شمال آمدم؛ از رشت. هر دو خندیدند و ذوقزده شدند که همسایه هستیم.
دو روز پیش همراه پسر، خواهرزاده و دامادِ خواهر، با ماشینِ خودشان آمدهاند. هم وداع رفتند و هم نماز برای آقا. از نصفهشب هم آمدهاند توی یکی از فرعیهای خیابان دماوند، منتظرِ ماشینِ پیکرِ آقا.
مرد همانطور که به پشتی تکیه داده بود، میخندید و تعریف میکرد: «پسرم رفت جلوتر، سرِ خیابان. منم رفتم؛ ولی خسته شدم و برگشتم.»خبر هم به گوشش رسیده بود که ماشینِ پیکرِ آقا از دماوند رد نمیشود. حتی گفت: «مهم اینه که اومدیم. بقیهاش با خداست. آقا میدونه ما اومدیم.»
نشستم کنارشان و با هم حرف زدیم. پرسیدم: بدرقه مشهد هم میروید؟زن گفت: «من نمیتونم برم، ولی میدونم این آقا میره. طاقت نمیآره.»مرد خندید. زن گفت: «اینطور نبین اینو؛ جبهه هم رفته، فقط شهید نشد.»
پینگپونگی به حرفِ هم میخندیدند. مرد به زنش اشاره کرد: «من میخواستم شهید بشم، ولی این خانم لیاقتِ همسرِ شهید شدن نداشت!»حالا نوبتِ زن بود که بخندد. به شانهی مرد زد: «این حرفها چیه؟ داره ضبط میشه ها!»گفتم: «عیب نداره؛ اتفاقاً این حرفها خوبه، مصاحبه بامزه میشه.»
موقعِ خداحافظی، مرد تأکید کرد: «دعا کن این زن شهید بشه، من از دستش راحت بشم!»پیشِ خودم گفتم خوشبهسعادتشان که اینطور شربتِ شهادت را به هم حواله میدهند.
#جنگ_رمضان#باید_برخاست#روایت_بدرقه#آقای_شهید_ایران
طاهره مشایخدوشنبه | ۱۵ تیر ۱۴۰۵ | #تهرانــــــــــــــــــــــــــــــ#راوینا | روایت مردم ایران
@ravina_ir
مجلـه | بلـــه | ایتـــا | دیگررسانهها
از بهشهر آمدهاند. همان ابتدای گفتگو حتی میخواست شمارهاش را هم بدهد تا هر وقت رفتم شمال، بروم خانهشان. گفتم من خودم هم از شمال آمدم؛ از رشت. هر دو خندیدند و ذوقزده شدند که همسایه هستیم.
دو روز پیش همراه پسر، خواهرزاده و دامادِ خواهر، با ماشینِ خودشان آمدهاند. هم وداع رفتند و هم نماز برای آقا. از نصفهشب هم آمدهاند توی یکی از فرعیهای خیابان دماوند، منتظرِ ماشینِ پیکرِ آقا.
مرد همانطور که به پشتی تکیه داده بود، میخندید و تعریف میکرد: «پسرم رفت جلوتر، سرِ خیابان. منم رفتم؛ ولی خسته شدم و برگشتم.»خبر هم به گوشش رسیده بود که ماشینِ پیکرِ آقا از دماوند رد نمیشود. حتی گفت: «مهم اینه که اومدیم. بقیهاش با خداست. آقا میدونه ما اومدیم.»
نشستم کنارشان و با هم حرف زدیم. پرسیدم: بدرقه مشهد هم میروید؟زن گفت: «من نمیتونم برم، ولی میدونم این آقا میره. طاقت نمیآره.»مرد خندید. زن گفت: «اینطور نبین اینو؛ جبهه هم رفته، فقط شهید نشد.»
پینگپونگی به حرفِ هم میخندیدند. مرد به زنش اشاره کرد: «من میخواستم شهید بشم، ولی این خانم لیاقتِ همسرِ شهید شدن نداشت!»حالا نوبتِ زن بود که بخندد. به شانهی مرد زد: «این حرفها چیه؟ داره ضبط میشه ها!»گفتم: «عیب نداره؛ اتفاقاً این حرفها خوبه، مصاحبه بامزه میشه.»
موقعِ خداحافظی، مرد تأکید کرد: «دعا کن این زن شهید بشه، من از دستش راحت بشم!»پیشِ خودم گفتم خوشبهسعادتشان که اینطور شربتِ شهادت را به هم حواله میدهند.
#جنگ_رمضان#باید_برخاست#روایت_بدرقه#آقای_شهید_ایران
طاهره مشایخدوشنبه | ۱۵ تیر ۱۴۰۵ | #تهرانــــــــــــــــــــــــــــــ#راوینا | روایت مردم ایران
مجلـه | بلـــه | ایتـــا | دیگررسانهها
اما قیام مختار چنان عبرتی به دشمنان اهل بیت داد که هیچ وقت تا زمان غیبت امام عصر(عج) کسی جرأت نکرد با أهل بیت علنا دشمنی کنه یا شاخ و شونه بکشه
اگر چنین عبرتی به دشمن داده نشه روند دشمن تشدید خواهد شد
پس با تمام توان خونخواه قائد شهید خواهیم بود
╭─┅
از مردم پرسیدم وقتی اسم #آقای_شهید_ایران رو میشنوید؛ اولین ویژگی که ازش میاد تو ذهن تون چیه؟ توی جواب ها متوجه شدم دنیای مجازی چقدر با دنیای حقیقی فرق داره یکی تو مجازی شاهه یکی تو حقیقی قلب هارو تسخیر خودش کرده بخاطر همینه که مردم کف خیابون میگن #باید_برخاست برای خونخواهی!!!
به بله #حسین_مهاجر بپیوندید
https://ble.ir/HosseinMohajerr
به بله #حسین_مهاجر بپیوندید
@Nedaye_Nabard
برای آگاهی نسل جدید منتشرش کنید
#حبیبنا🇮🇷
️از نیجریه آمدم....
#ایران#رهبر_شهید_
برای عضویت در کانال حبیبنا وارد لینک زیر شوید
:
https://ble.ir/habibona
صفحه حبیبنا در اینستاگرام
:https://www.instagram.com/habiibonaa?igsh=cmJybWlxeWtnd3Zx
#ایران#رهبر_شهید_
https://ble.ir/habibona
به دیدن محتوا و پستهای مجله ادامه بدید
«مجلهٔ بله» شامل محبوبترین پستهای کانالهاست که قابلیت نمایش پستهای مشابه را دارد و شما میتوانید ساعتها در آن وقت بگذرانید و سرگرم بشید.