مجله
همه
تازه‌ها
داغ‌ترین‌ها
فروشگاهی
سبک زندگی
فرهنگی
آموزشی
مذهبی
سرگرمی
photo
thumbnail
undefined هیچ وقت با درآمد پیوند زندگی نکردمبه روایت دکتر ملک‌حسینی پدر پیوند کبد
undefinedبخشی از متن undefinedچند سالی که از شروع پیوند کبد در ایران گذشت، دغدغه دیگری توی ذهنم ایجاد شد. ظرفیت بیمارستان نمازی طوری نبود که بتواند همه درخواست‌ها را پاسخگو باشد. سال هشتاد بود که تصمیم گرفتم با کمک خیرین و مردم، یک بیمارستان تخصصی برای پیوند راه بیندازم. چند فاز برایش مشخص کردم. اولینش یک مرکز دیالیز بود. زمینش را از استانداری گرفتیم. چندین هکتار زمین در صدرا را برای بیمارستان ما اختصاص دادند. حاج رضا ابراهیمی هم پای‌کار آمد و تمام هزینه ساخت مرکز و تجهیزش را برعهده گرفت. برای بیماران نیازمند، سرویس رفت‌وبرگشت قرار دادیم. هر روز صبح سه تا مینی‌بوس می‌رفت دم در خانه و سوارشان می‌کرد و بعد از دیالیز برشان می‌گرداند. هزینه دیالیز هم با کمک بیمه و خیرین تقریباً رایگان درمی‌آمد. حتی هزینه غذا را هم خیرین تقبل کرده بودند.
undefinedفاز دوم هم یک بیمارستان آموزشی - تخصصی پیوند کبد بود که آن را هم در سال 96 راه انداختیم. پیش خودم می‌گفتم اصل برای هر بیمارستانی نیروی متخصصش هست. چرا وقتی این قدر استاد و متخصص داریم، درگیر سیمان و آجر باشیم؟ قبل از راه‌اندازی بیمارستان ما، بیشترین پیوند کبد در بیمارستان پیتسبورگ آمریکا بود. ۵۶۱ عمل را در یک سال انجام می‌دادند. دو بیمارستان را به هم وصل کردند. با ده‌ها تخت آی‌سی‌یو. ما در سال ۲۰۱۷ قریب به ۶۳۸ پیوند کبد را انجام دادیم، این رکورد قابل دست‌یافتن نیست. کبدهایی که ما پیوند می‌زنیم یا از مرگ مغزی است یا از قوم‌وخویش درجه یک. ابداً خریدوفروش نداریم. هزینه پیوند کبد در آمریکا حدود ۴۰۰ هزار دلار هست؛ ولی در ایران کمتر از دو هزار دلار.
undefinedبعد از ما، در هشت شهر دیگر مراکز پیوند کبد راه افتاد که اکثرشان از دانشجویانی بودند که در شیراز آموزش پیوند دیده بودند. چند سالی هم هست که سالی دو سه نفر دانشجوی خارجی هم از کشورهای دیگر می‌گیریم. به هر جایی رسیدم، لطف خدا بوده. بعد کار، تلاش، عشق. در این سی‌سال خیلی کم مرخصی رفتم و نزدیک دو سال مرخصی طلب دارم. من هیچ‌وقت با درآمد پیوند زندگی نکردم. دون شأن پزشک است بگوید پول بدهید تا عمل کنم.
#روایت‌خانه #دانشمند19 #روایت_پیشرفت#پزشکی #درمان #پیشرفت_پزشکی #استقلال
undefined | تلگرام | بله | ایتا | اینستاگرام
undefined خانه هنر و رسانه پیشرفت | راوی پیشرفت ایران
photo
thumbnail
«وَمِنْ آيَاتِهِ أَنْ خَلَقَ لَكُم مِّنْ أَنفُسِكُمْ أَزْوَاجًا لِّتَسْكُنُوا إِلَيْهَا وَجَعَلَ بَيْنَكُم مَّوَدَّةً وَرَحْمَةً»
undefinedسال‌روز ازدواج پیامبر مهربان اسلام و حضرت خدیجه سلام‌الله‌علیها تهنیت بادundefined
undefinedآیت الله حائری شیرازیundefined
undefined من تا سی و چهار سالگی ازدواج نکردم. چند سال بود که می‌خواستم ازدواج بکنم؛ اما جور نمی‌شد. ده سال این در و آن در زدم؛ ولی نشد. بعضی از موهای سرم سفید شده بود؛ اما هنوز مجرد بودم. یک شاگردی داشتم که نزدم لمعه می‌خواند. یک روز که این موهای سفیدم را دید، گفت: «آقای حائری، موهای سرت سفید شده است. دیگر به تو زن نمی‌دهند. فکری بکن!». گفتم: «واللّه، من سرمایه‌ای اندوخته نکرده‌ام. چگونه ازدواج کنم؟».
undefined گفت: «تو نشسته‌ای خدا غنی‌ات کند بعد ازدواج کنی؛ خدا هم گفته ازدواج کن تا احتیاجت را رفع کنم». تو به او تعارف می‌کنی و او هم به تو تعارف می‌کند! مگر خدا نگفته که «إِن يَكُونُوا فُقَرَاءَ يُغْنِهِمُ اللَّهُ مِن فَضْلِهِ» ؟ (اگر فقیر باشند، خدا غنی‌شان می‌کند). این مسئله مثل قضیۀ آن دو نفری است که این به آن می‌گوید: "شما بفرما" و آن به این می‌گوید: "آقا، شما بفرما!".خدا گفته اگر بنشینی تا تمام موهای سرت سفید بشود، به امید اینکه امکاناتی فراهم بکنی و بعدش ازدواج کنی، این اتفاق نخواهد افتاد. باید بروی زن بگیری تا خدا به تو امکانات بدهد.
undefined من دیدم او دارد راست می‌گوید. خدا از حرفش کوتاه نخواهد آمد و فرموده: «وَلَوِ اتَّبَعَ الْحَقُّ أَهْوَاءَهُمْ لَفَسَدَتِ السَّمَاوَاتُ وَالْأَرْضُ»: (و اگر حقّ، از خواست‌های آنان پیروی می‌کرد، قطعاً آسمان‌ها و زمین، و کسانی که در آنها هستند، تباه می‌شدند). من باید کوتاه بیایم.
#درسنامه_تربیت#ازدواج#فرزندآوری#همسرانه#کرامت#تربیت_بر_مدار_فطرت
undefined مرکز تربیت مربی کرامت
undefined بله | ایتا | اینستاگرام | تل
گرام
| روبیکا | سایت کرامت
thumbnail
undefined تا حالا به این معمای عجیب فکر کرده بودید؟ undefinedوقتی داشتم این روایت رو برای ساخت این ویدیو می‌خوندم، بیشتر از اینکه جذب اون ۶ موجود عجیب بشم، دلم برای غربت امیرالمومنین (ع) گرفت. مردمی که این‌طور علم و عظمت مولا رو با چشم خودشون دیدن، چطور تونستن تنهاش بذارن؟و تلخ‌تر اینکه... نکنه ما هم تو این آخرالزمان پر از فتنه، با حجت خدامون همین کار رو کرده باشیم؟​این ویدیو یک تلنگر بود، اول برای خودم و بعد برای شما.undefined اگر این داستان به دلتون نشست، به دست عزیزانتان هم برسانید.undefined قدمتون روی چشم@Love_of_59
photo
thumbnail
undefined امشب قرار نیست به هیچی فکر کنی!
نه اینکه واقعاً بشه ذهنو خاموش کرد...ولی می‌تونی برای چند دقیقه، دست از جواب دادن بهش برداری.شب شده، هوا هنوز گرمای تابستونو داره، صدای پنکه یا کولر میاد و ذهنت هم طبق معمول داره از این شاخه به اون شاخه می‌پره:
«فردا چی میشه؟»
«نکنه اون حرفو بد گفته باشم؟»
«این کارو کی انجام بدم؟»
«اگه این اتفاق بیفته چی؟»
امشب لازم نیست به هیچ‌کدوم جواب بدی.هر فکری اومد، فقط بهش بگو:«باشه... فردا بهت می‌رسم.» undefinedبعد برگرد به همین لحظه؛به صدای پنکه،به نور کم اتاق،به حس بالش زیر سرت،به نفس کشیدنت...قرار نیست ذهنت کاملاً ساکت بشه.فقط بذار حرف بزنه و تو مجبور نباشی هر بار جوابشو بدی.بعضی شب‌ها، آرامش یعنی همین؛
اینکه برای چند دقیقه
هیچ مسئله‌ای رو حل نکنی.
امشب رو بذار برای خودت.
فردا دوباره به دنیا می‌رسی. 🤍undefined

undefined️ کانال ذهن آگاه |@zehnagaah
photo
thumbnail
پایان روایت
امروز که سال‌ها از آن روز می‌گذرد و مسعود به قافله شهیدان پیوسته است، هر بار این خاطره را مرور می‌کنم، بیش از پیش به عظمت روح او پی می‌برم.
مسعود برای برآورده شدن خواسته من، از هیچ تلاشی دریغ نکرد. از همان لحظه‌ای که درخواست را با او مطرح کردم، همه توانش را به کار گرفت. حتی وقتی همه راه‌ها بسته به نظر می‌رسید، ناامید نشد. تا آخرین دقایق، درست تا حدود سی دقیقه پیش از حضور رهبر معظم انقلاب و بسته شدن درهای حسینیه امام خمینی(ره)، همچنان پیگیر بود تا شاید بتواند این دیدار را برای من فراهم کند.
آن روز، بیش از آنکه خوشحالِ دیدار خودم باشم، شیفته مرام و وفاداری رفیقی شدم که آرام و قرار نداشت تا گره از کار دیگری باز کند.
امروز با خود می‌اندیشم که شهید مسعود شانه‌ئی شایسته شهادت بود؛ زیرا پیش از آنکه شهید شود، شهیدگونه زندگی کرده بود. اخلاص، مردم‌داری، مسئولیت‌پذیری و دستگیری از دیگران، تنها شعار او نبود؛ بلکه سبک زندگی‌اش بود و سرانجام نیز به آرزوی دیرینه خود، یعنی شهادت، رسید.
مدتی پس از شهادتش، در خودرو مشغول شنیدن رادیو اربعین بودم که مجری برنامه اعلام کرد تا دقایقی دیگر با مادر شهید مسعود شانه‌ئی گفت‌وگو خواهد کرد. مشتاقانه منتظر ماندم.
مصاحبه آغاز شد. سخنان مادر شهید، سرشار از حکمت، معرفت و آرامش بود. حقیقتاً از شنیدن کلمات آن بانوی بزرگوار لذت می‌بردم و با خود می‌گفتم: از دامان چنین مادری، جز جوانی مؤمن، رشید و فداکار، انتظار دیگری نمی‌توان داشت.
در بخشی از آن گفت‌وگو، مادر شهید جمله‌ای فرمودند که مرا بی‌اختیار به همان خاطره برد. ایشان گفتند:
«مسعود تمام تلاشش این بود که اگر کاری از دستش برای کسی برمی‌آید، هرگز دریغ نکند.»
همان لحظه با خود گفتم: به خدا سوگند، این سخن کاملاً درست است. من این خصلت را با تمام وجود تجربه کرده بودم. مسعود تا آخرین لحظه تلاش کرد و حتی وقتی همه چیز تمام‌شده به نظر می‌رسید، امیدش را از دست نداد تا سرانجام خواسته مرا محقق کند.
در مراسم سالگرد این شهید عزیز، توفیق یافتم در جوار تربت مطهرش، کنار بارگاه نورانی حضرت عبدالعظیم حسنی سلام‌الله‌علیه، خانواده معظم شهید را زیارت کنم و این خاطره را برای آنان بازگو نمایم. پس از شنیدن روایت، خانواده گرانقدر شهید از من خواستند این خاطره را در قالبی داستانی تنظیم کنم تا در کانال اطلاع‌رسانی شهید مسعود شانه‌ئی منتشر شود و دیگران نیز با گوشه‌ای از سیره و منش این شهید بزرگوار آشنا شوند.
این روایت، تنها خاطره‌ای از یک دیدار نیست؛ بلکه روایتِ مرام مردی است که تا آخرین لحظه برای گره‌گشایی از کار دیگران تلاش می‌کرد؛ مردی که پیش از شهادتش، در اخلاق و رفتار، رنگ و بوی شهدا را داشت.
در پایان، به روح بلند این شهید والامقام درود می‌فرستیم و از خداوند متعال، علو درجات و همنشینی با اولیای الهی را برای او مسئلت می‌کنیم. همچنین، برای پدر، مادر، همسر و همه بازماندگان این شهید عزیز، از درگاه خداوند متعال، سلامتی، صبر، عزت و عاقبت‌به‌خیری آرزو داریم.
روحش شاد، یادش گرامی و راهش پررهرو باد.
ان‌شاءالله خداوند متعال ما را نیز در دنیا رهرو راه شهیدان و در آخرت، از شفاعت این شهید عزیز محروم نفرماید.
undefined راوی #خاطره آقای خودسیانی
undefined کانال شهید مسعود شانه‌ئیundefined @shanei_ir
thumbnail
علت شکست دکتر مصدق چه بود؟
امروز آزمون ولایت پذیری ماست
مبادا خیابان ها را رها کنیمundefined
پیشنهاد به مجلهundefined
@Moghadam_shopping
thumbnail
اونایی که اهل سوئیچ پارتی ان آریایی ان؟؟؟ ...undefinedundefined
ممنون میشم لایکundefined و پیشنهاد به مجلهundefined بزنید
ble.ir/join/F4hoDK6TT5
thumbnail
undefinedارزش زن این بود ؟!!
تازه از سطح علمی و سواد و ورزش قهرمانی بانوان هم نگفت.. #پیشنهادمجله یادتون نرهundefined
photo
thumbnail
undefined خرما گرفته بود دستش به تک تک بچه‌ها تعارف میکرد. گفتم: مرسیگفت: چی گفتی؟گفتم: مرسی
ایستاد و گفت: دیگه نگو مرسی؛بگو خدا پدر مادرت رو بیامرزه.
undefined حاج احمد متوسلیان⚘ شادی روح شهدا صلوات ⚘
الّلهُـمَّ عَجِّــلْ لِوَلِیِّکَـــ الْفَـــرَج
کانالِ شَهیـد نَویـد صَفَــرے
از قدیم گفتن هر کی از یه سوراخ چندبار گزیده بشه چیه؟ undefinedundefined🫏
روزی ده بار باید با خودم تکرار کنم صفحه نمایش قبل از خواب مساوی است با بی خوابی undefined
حوالی ۸ برگشتیم خونه بچه قشنگ خواب الود بودیهو گفت مامان امروز کنسول( اتاری دستی از این قدیمیا) بازی نکردمقول دادی شارژ شه بازی کنم منه گردن شکسته م گفتم باشه ۵ دقیقههشدار هم گذاشتم و بعد از ۵ دقیقه گرفتم بنده خدا اومد روتین خوابم انجام دادولی مگه خواب میرفت هی این پهلو اون پهلواز ۸ و ۴۵ تو تختیم تازه ساعت ۱۰ خوابش برد
( بد هم نشدا...بهش گفتم فکر کنم با کنسول بازی کردی خوابت پریده...ایشالله که خودِ جنابش درس گرفته باشهundefined)
تلویزیون و هر صفحه ی دیجیتالی رو ۲ ساعت قبل از خواب خاموش کنید
منتظر تجربیات گهربارتون‌این زیر هستم

به دیدن محتوا و پست‌های مجله ادامه بدید

«مجلهٔ بله» شامل محبوب‌ترین پست‌های کانال‌هاست که قابلیت نمایش پست‌های مشابه را دارد و شما می‌توانید ساعت‌ها در آن وقت بگذرانید و سرگرم بشید.