همه
تازهها
داغترینها
فروشگاهی
سبک زندگی
فرهنگی
آموزشی
مذهبی
سرگرمی
#باید_برخواست
اعوذبالله من الشیطان الرجیم:وَرَأَيْتَ النَّاسَ يَدْخُلُونَ فِي دِينِ اللَّهِ أَفْوَاجًا ﴿۲﴾ .ترجمه: و مردم را می بینی که گروه گروه در دین خدا درآیند. (سوره نصر آیه ۲).قُلۡ إِنَّمَآ أَعِظُكُم بِوَٰحِدَةٍۖ أَن تَقُومُواْ لِلَّهِ مَثۡنَىٰ وَفُرَٰدَىٰ (۴۶).ترجمه: [اى پيامبر،] بگو:من شما را فقط به يك حقيقت پند مىدهم و آن اينكه دوتا دوتا و يكى يكى براى خدا به پا خيزيد و قیام کنید.
https://ble.ir/baharnazfamilyy
اعوذبالله من الشیطان الرجیم:وَرَأَيْتَ النَّاسَ يَدْخُلُونَ فِي دِينِ اللَّهِ أَفْوَاجًا ﴿۲﴾ .ترجمه: و مردم را می بینی که گروه گروه در دین خدا درآیند. (سوره نصر آیه ۲).قُلۡ إِنَّمَآ أَعِظُكُم بِوَٰحِدَةٍۖ أَن تَقُومُواْ لِلَّهِ مَثۡنَىٰ وَفُرَٰدَىٰ (۴۶).ترجمه: [اى پيامبر،] بگو:من شما را فقط به يك حقيقت پند مىدهم و آن اينكه دوتا دوتا و يكى يكى براى خدا به پا خيزيد و قیام کنید.
https://ble.ir/baharnazfamilyy
https://irna.ir/xjXL4g@IRNA_1313
سلام به همگی؛ خیلی از ما این روزها و روزهای آینده، بخشی از یک واقعه بزرگ تاریخی خواهیم بود. « به همین خاطر، برای ساخت یک مستند بزرگ و مردمی، به همکاری شما نیاز دارم. »
از هر قشر، با هر نگاه و از هر کجای دنیا که هستید، میخواهم داستان و روایت خودتان را برای من بفرستید تا در کنار هم این تاریخ را ثبت کنیم. اگر خادم هستید، اگر میزبان، میهمان، مسافر و زائر هستید... یا حتی جامانده هستید...
چه ویدئویی برای من بفرستید؟ هرچیزی که فکر میکنید!
اگر خواستید جلوی دوربین بیایید، اگر خواستید حرف بزنید، داستانتان را بگویید و از حسوحالتان در این روزها صحبت کنید. حتی اگر دوست داشتید باهاشون مصاحبه بگیرید. نیازی هم نیست حتما به پیکر مطهر شهدا نزدیک باشید.
ویدئوهایی که قبلتر هم گرفتید که مرتبط با مراسمهای رهبر شهیدمون هست هم به کار میایند. حتما بفرستید.
گاهی پشتصحنهها و حاشیهها از اصل جذابتر میشوند.
فقط ویديو بفرستید. افقی فیلمبرداری کنید (اگر قبلتر ویدئویی رو عمودی گرفتید هم مشکلی نداره بفرستید)
راههای ارسال ویدئوها:
سایت برای آپلود: https://upload.sedkhareji.ir
تلگرام:T.ME/SEDKHAREJIPM
اگر باز موردی یا سوالی بود بهم در @SEDKHAREJIPM پیام بدید
خاکم؛ سدخارجی
از هر قشر، با هر نگاه و از هر کجای دنیا که هستید، میخواهم داستان و روایت خودتان را برای من بفرستید تا در کنار هم این تاریخ را ثبت کنیم. اگر خادم هستید، اگر میزبان، میهمان، مسافر و زائر هستید... یا حتی جامانده هستید...
سایت برای آپلود: https://upload.sedkhareji.ir
تلگرام:T.ME/SEDKHAREJIPM
اگر باز موردی یا سوالی بود بهم در @SEDKHAREJIPM پیام بدید
خاکم؛ سدخارجی
تیم داوری آرژانتینی دیدار فرانسه و مراكش قضاوتی قابل قبول داشت
️
محمدرضا اكبریان، كارشناس داوری فوتبال، در گفتوگو با برنامه «جام بیست و سوم» شبكه رادیویی ورزش، عملكرد تیم داوری آرژانتینی دیدار فرانسه و مراكش را از منظر كارشناسی بررسی كرد. قضاوت این مسابقه بر عهده تیمی متشكل از شش داور آرژانتینی شامل داور وسط، كمكداوران، داور چهارم و داوران اتاق بازبینی ویدئویی بود. در عین حال، تأكید داشت طولانی شدن روند بررسی صحنه پنالتی در اتاق كمكداور ویدئویی (VAR) به كاهش تمركز زننده ضربه و افزایش شانس تیم مدافع منجر شد.
متن کامل خبر را اینجا مشاهده فرمایید
#جامبیستوسوم هر روز ساعت۱۵:۰۰
#رادیو_ورزش_صدای_تندرستی_نشاط_و_افتخار
موج FM ردیف ۹۲Mhz
سامانه پیامکی: ۳۰۰۰۰۳۰۶
سایت: www.radiovarzesh.ir@radiovarzeshfm
#جامبیستوسوم هر روز ساعت۱۵:۰۰
چرا ترامپ فرض کرده همزمان با شکستن آتشبس میتواند گفتگوها را هم ادامه دهد؟
«آمیت آسا»، مقام ارشد امنیتی صهیونیست و مسئول سابق «شاباک»، سازمان امنیت داخلی اسرائیل:
#پایش #تولیدی
#فراخوان_زنانه_باید_برخاست
روایت

#حسرتگاه
دیشب همسرم گفت: «میبرمتون تا نزدیکای میدون امام حسین(ع) و برتون میگردونم. بعدش باید برم سر کار.»صبح بدون اینکه اخبار را بررسی کنم مشغول بیدار کردن بچهها و آماده کردنشان شدم. همسرم در حالیکه با عجله حاضر میشد گفت: «مسیر تشییع پیکر تغییر کرده! از میدون آزادی؛ نمیرسم ببرمتون دیگه. من میرم...»کولهام سنگینتر شد. من که نتوانستم بروم مصلّی برای وداع، حالا هم نروم بدرقه!؟انگار قرار نیست هیچجوره مراحل سوگ را برای شما پشت سر بگذارم و قرار بر این است کولهی سنگین غم و حسرت را برای همیشه با خودم حمل کنم.
شبکهی پویا را روشن میکنم که غمم را سرِ بچهها خالی نکنم. بعد مشغول کارهای خانه میشوم که مثلا به خودم مسلط شوم!با صدای دخترکِ توی پویا که میگوید: «بابا سیدعلی، سفرت به سلامت!» بغضم میترکد. مینشینم روی زمین و همینطور که اشکهایم سرازیر میشود، زیر لب میگویم «بابا سیدعلی سفرت به سلامت! من نتونستم بدرقهتون کنم اما دلم اونجاست، قبوله دیگه؟!» در مکتب ما دل هرجا باشد، نیت آنجا باشد، انگار حضور همانجاست. اما من دلم دیدار و بدرقهی واقعی میخواهد.
توی تلوبیون میروم تا مراسم بدرقهتان را ببینم. روی صفحهی لپتاپ دستم را میکشم روی پیکرها.به نوک انگشت آنها که بدنهی داغ ماشین حمل پیکرها را لمس میکنند غبطه میخورم، به چشمهاشان که برای همیشه صحنهی دیدن پیکرها را از نزدیک در ذهنشان ثبت میکند، به آدمهای در شعاع چند متر آنطرفتر، به پوستهای آفتابسوختهشان، به آدمهای غرب تهران، به بچههایی که مادرهاشان تصمیم گرفتهاند با تمام سختیها فرزندشان این لحظهی تاریخی را درک کند، به ارادهی شهرستانیها غبطه میخورم.
احتمالا همهی کسانی که ساعتها در شرق تهران منتظر پیکرها بودند به غربِ تهرانیها غبطه میخورند، شهرستانیهایی که نتوانستهاند بیایند به همهی تهرانیها، تهرانیها به مشهدیها، آنهایی که هیچ وقت به دیدار آقا در بیت نرفته بودند به آنهایی که توفیق دیدار نصیبشان شده بوده، آنهایی که دیدار رهبری رفته بودند ولی نتوانستند آقا را بدرقه کنند، آنهایی که رفتهاند مصلّی به آنهایی که نرفتهاند و... غبطه میخورند.
حسرت توی سوگ آدم را می کشد. تو را که از دست دادیم، تکان خوردیم، توی سرمان زدیم، حسرت خوردیم. به اندازهی درکنکردنتان و بیپدریمان، حسرت تمام وجودمان را فرا گرفت. حسرتهامان را توی خیابان به دوش میکشیدیم تا این روزها.هر جور باشیم «نبودنتان» حسرت همیشگی ما میشود.خیلی به گردنمان حق دارید.سفرتان به سلامت!
تا ابد مُرید شما؛ با کولهباری از حسرت از جنسهای مختلف...
#فاطمه_پاییزی
#حماسه_دفاع_مقدس_سوم
#حماسه_تشییع
#رهبر_شهیدم
#نَحنُ_المُنتَقِمون
در جان و جهان هر بار یکی از مادران درباره چیزی سخن میگوید؛ از آفاق تا انفس...
بله | ایتا 
روایت
#حسرتگاه
دیشب همسرم گفت: «میبرمتون تا نزدیکای میدون امام حسین(ع) و برتون میگردونم. بعدش باید برم سر کار.»صبح بدون اینکه اخبار را بررسی کنم مشغول بیدار کردن بچهها و آماده کردنشان شدم. همسرم در حالیکه با عجله حاضر میشد گفت: «مسیر تشییع پیکر تغییر کرده! از میدون آزادی؛ نمیرسم ببرمتون دیگه. من میرم...»کولهام سنگینتر شد. من که نتوانستم بروم مصلّی برای وداع، حالا هم نروم بدرقه!؟انگار قرار نیست هیچجوره مراحل سوگ را برای شما پشت سر بگذارم و قرار بر این است کولهی سنگین غم و حسرت را برای همیشه با خودم حمل کنم.
شبکهی پویا را روشن میکنم که غمم را سرِ بچهها خالی نکنم. بعد مشغول کارهای خانه میشوم که مثلا به خودم مسلط شوم!با صدای دخترکِ توی پویا که میگوید: «بابا سیدعلی، سفرت به سلامت!» بغضم میترکد. مینشینم روی زمین و همینطور که اشکهایم سرازیر میشود، زیر لب میگویم «بابا سیدعلی سفرت به سلامت! من نتونستم بدرقهتون کنم اما دلم اونجاست، قبوله دیگه؟!» در مکتب ما دل هرجا باشد، نیت آنجا باشد، انگار حضور همانجاست. اما من دلم دیدار و بدرقهی واقعی میخواهد.
توی تلوبیون میروم تا مراسم بدرقهتان را ببینم. روی صفحهی لپتاپ دستم را میکشم روی پیکرها.به نوک انگشت آنها که بدنهی داغ ماشین حمل پیکرها را لمس میکنند غبطه میخورم، به چشمهاشان که برای همیشه صحنهی دیدن پیکرها را از نزدیک در ذهنشان ثبت میکند، به آدمهای در شعاع چند متر آنطرفتر، به پوستهای آفتابسوختهشان، به آدمهای غرب تهران، به بچههایی که مادرهاشان تصمیم گرفتهاند با تمام سختیها فرزندشان این لحظهی تاریخی را درک کند، به ارادهی شهرستانیها غبطه میخورم.
احتمالا همهی کسانی که ساعتها در شرق تهران منتظر پیکرها بودند به غربِ تهرانیها غبطه میخورند، شهرستانیهایی که نتوانستهاند بیایند به همهی تهرانیها، تهرانیها به مشهدیها، آنهایی که هیچ وقت به دیدار آقا در بیت نرفته بودند به آنهایی که توفیق دیدار نصیبشان شده بوده، آنهایی که دیدار رهبری رفته بودند ولی نتوانستند آقا را بدرقه کنند، آنهایی که رفتهاند مصلّی به آنهایی که نرفتهاند و... غبطه میخورند.
حسرت توی سوگ آدم را می کشد. تو را که از دست دادیم، تکان خوردیم، توی سرمان زدیم، حسرت خوردیم. به اندازهی درکنکردنتان و بیپدریمان، حسرت تمام وجودمان را فرا گرفت. حسرتهامان را توی خیابان به دوش میکشیدیم تا این روزها.هر جور باشیم «نبودنتان» حسرت همیشگی ما میشود.خیلی به گردنمان حق دارید.سفرتان به سلامت!
تا ابد مُرید شما؛ با کولهباری از حسرت از جنسهای مختلف...
#فاطمه_پاییزی
#حماسه_دفاع_مقدس_سوم
#حماسه_تشییع
#رهبر_شهیدم
#نَحنُ_المُنتَقِمون
در جان و جهان هر بار یکی از مادران درباره چیزی سخن میگوید؛ از آفاق تا انفس...
به دیدن محتوا و پستهای مجله ادامه بدید
«مجلهٔ بله» شامل محبوبترین پستهای کانالهاست که قابلیت نمایش پستهای مشابه را دارد و شما میتوانید ساعتها در آن وقت بگذرانید و سرگرم بشید.