همه
تازهها
داغترینها
فروشگاهی
سبک زندگی
فرهنگی
آموزشی
مذهبی
سرگرمی
فایننشال تایمز: ۶۵ تا ۸۵ درصد درآمد هفتگی کشورهای عربی کاهش یافته
نشریه فایننشالتایمز:
️ جنگ آمریکا و اسراپیل علیه ایران و متعاقب آن اختلال در تنگه هرمز، منجر به کاهش بیسابقه درآمدهای ارزی کشورهای شورای همکاری خلیج فارس شده است.
khabarmohem.ir
@Khabar_Fouri
نشریه فایننشالتایمز:
تصادف در نزدیکی پنتاگون 23 نفر از جمله 10 نفر از اعضای وزارت جنگ را مجروح کرد خبرگزاری عراقی نایا
چه کسی به دولت و شعام دروغ میگوید؟
ثانیاً پس از رفع محدویت، برگشت به تولید حداکثری، چند سال طول خواهد کشید»
توجه به چند نکته، مفید است:
(همچنین صادرات نفت نیز تاکنون کاهش نیافته و ایران دارای مخازن ذخیرهسازی نیز است)
یادداشت از حامد ملحانی کارشناس ارشد حوزه تولید نفت و گاز @khate_energy
رضا پهلوی گفته: «ما ۵۰ هزار تا کشته ندادیم که تنگهٔ هرمز باز بشه!»
حالا باز و بسته بودنِ تنگهٔهرمز که به «جمهوری اسلامی ایران عزیز» مربوطه نه این زادهٔ سسمغزِ خاندان بحرینفروش. اما همین چندروز پیش توییت زد و تعداد کشتههای فراخوانِ مسلحانهٔ خودش رو ۴۰ هزار اعلام کرد! تو همین چند روز ۱۰ هزار نفر به امارش اضافه کرد؛ اینترنشنال از دی تا امروز از ۱۲هزار، ۶هزار و ۸۰هزار هم استفاده کرده بود!ایران همونموقع رسماً اعلام کرد تعداد جانباختههایِ کودتای مسلحانهٔ پهلوی-موساد در دی ۳۱۱۷ نفره؛ و تا امروز منتظریم فقط «یک» اسم و کدِ ملی مازاد بر آمارِ اعلامی نشون بدن؛ اما ندارن! این عددهای متناقض هم چند دلیل داره: اولاً تعدادِ پایینِ خون ریختهشده (البته «پایین» به زعمِ این خونریزهای تروریست) اینا رو سیراب نمیکنه، چون اصلا خون و جونِ ایرانی براشون مهم نیست! نمونه؟! بچههای میناب. دوماً هدفِ این فراخوان مسلحانه که به اعترافِ ترامپ با سلاحهای ارسالیِ امریکا انجام شد؛ صرفاً انداختن فرشی از خون و فتنه و جنگِ داخلی بود پیشِپایِ بمبهای دشمن متجاوز! و سوماً مأموریت دارن تا نذارن آمارِ واقعیِ جنایات اربابِ اسرائیلی-امریکاییشون در جهان به چشم بیاد! زامبیهای خونخوار دروغگو.
حالا باز و بسته بودنِ تنگهٔهرمز که به «جمهوری اسلامی ایران عزیز» مربوطه نه این زادهٔ سسمغزِ خاندان بحرینفروش. اما همین چندروز پیش توییت زد و تعداد کشتههای فراخوانِ مسلحانهٔ خودش رو ۴۰ هزار اعلام کرد! تو همین چند روز ۱۰ هزار نفر به امارش اضافه کرد؛ اینترنشنال از دی تا امروز از ۱۲هزار، ۶هزار و ۸۰هزار هم استفاده کرده بود!ایران همونموقع رسماً اعلام کرد تعداد جانباختههایِ کودتای مسلحانهٔ پهلوی-موساد در دی ۳۱۱۷ نفره؛ و تا امروز منتظریم فقط «یک» اسم و کدِ ملی مازاد بر آمارِ اعلامی نشون بدن؛ اما ندارن! این عددهای متناقض هم چند دلیل داره: اولاً تعدادِ پایینِ خون ریختهشده (البته «پایین» به زعمِ این خونریزهای تروریست) اینا رو سیراب نمیکنه، چون اصلا خون و جونِ ایرانی براشون مهم نیست! نمونه؟! بچههای میناب. دوماً هدفِ این فراخوان مسلحانه که به اعترافِ ترامپ با سلاحهای ارسالیِ امریکا انجام شد؛ صرفاً انداختن فرشی از خون و فتنه و جنگِ داخلی بود پیشِپایِ بمبهای دشمن متجاوز! و سوماً مأموریت دارن تا نذارن آمارِ واقعیِ جنایات اربابِ اسرائیلی-امریکاییشون در جهان به چشم بیاد! زامبیهای خونخوار دروغگو.
دختری با شش نسخه شاهنامه
دستم را مشت کرده بودم زیر چادرم و با اینکه میدانستم تهِ قصه چه میشود، همراه بابای الهام داشتم میگفتم: «خدا کنه سالن ورزشی رو نزده باشه.» الهام رفته بود کلاس والیبال. همان روزی که آمریکا تهران را زد و میناب را زد و کسی فکر نمیکرد لامرد را هم بزند.
عصر شنبه که صدای انفجار بلند میشود، بابا و مامان و داداش الهام میآیند توی حیاط، دود میبینند، میفهمند از سمت سالن ورزشی است و میروند ببینند چه خاکی بر سرشان شده. در مسیر هم بابای الهام، به رسم بیستوهشت سال روضهخوانی و تعزیهگردانی، زیر لب زمزمه میکرده:
«سری به نیزه بلند است در برابر زینب خدا کند که نباشد سرِ برادرِ زینب»
بعد هم میرسند به قیامتِ ورزشگاه و پیکر غرقِ خونِ دختر را میبرند بیمارستان و دکتر میگوید: «آقای زائری، تقلا نکن… تموم شده.»
اینجای قصه که رسید، آرزو کردم کاش بابای الهام روضهخوان نبود. خطبهخطِ عاشورا را ریخت توی قصه دخترش و جگر خودش را و جگر ما را سوزاند.
اصلاً قصه الهام از همان دو سالگی با دَمودستگاه حسین(ع) و حماسه و شاهنامه گره خورده بود. از همان وقتی که مادرش روسری سبز و سربند برایش میبسته و با بابا میفرستاده تعزیه تا نقش حضرت رقیه(س) را اجرا کند. یا وقتی به جای لاک و کیف و عروسک، از بابایش شاهنامه طلب میکرده و شاهنامهخوانِ قهاری بوده. بزرگتر که میشود، پایش را میکند توی یک کفش که میخواهد نقش حضرت سکینه(س) را زیر چادر و روبنده، وسط گرمای پنجاهوپنج درجهٔ لامرد اجرا کند.
توی تمام یک ساعتی که بابای الهام از دخترش، از چادرِ نقشِ حضرت سکینه(س) و از شش نسخه شاهنامهای که حالا گوشهٔ اتاقش است گفت، مامانش اشک ریخت، آه کشید و دوباره اشک ریخت. آخرش هم رفت روی صحنه، کنار همسرش ایستاد و گفت: «من دخترم رو به پدر شهیدم سپردم؛ به شهید سید علی خامنهای.»
پن: شنبه ۹ اسفند ۱۴۰۴، آمریکا میخواسته موشک PRSM را برای اولینبار آزمایش کند تا ببیند آنقدری که خرج ساختنش کرده، آدم میکشد یا نه. سهتایش را میاندازد روی لامرد. موشک PRSM اینطوری است که چند متر مانده به هدف، توی هوا منفجر میشود و هزاران ترکشش تا شعاع سیصد–پانصد متری محل، جان میگیرد و خون میریزد.
شهید الهام زائری ـ دخترک یازدهسالهٔ قصهٔ ما ـ و بیست شهید دیگر، قربانی تست PRSM شدند.
#جنگ_رمضان
فاطمه افضلی پنجشنبه | ۲۷ فروردین ۱۴۰۵ | #فارس #شیرازــــــــــــــــــــــــــــــ
#راوینا | روایت مردم ایران
@ravina_irمجلـه | بلـــه | ایتـــا | تلگرام | دیگررسانهها
دستم را مشت کرده بودم زیر چادرم و با اینکه میدانستم تهِ قصه چه میشود، همراه بابای الهام داشتم میگفتم: «خدا کنه سالن ورزشی رو نزده باشه.» الهام رفته بود کلاس والیبال. همان روزی که آمریکا تهران را زد و میناب را زد و کسی فکر نمیکرد لامرد را هم بزند.
عصر شنبه که صدای انفجار بلند میشود، بابا و مامان و داداش الهام میآیند توی حیاط، دود میبینند، میفهمند از سمت سالن ورزشی است و میروند ببینند چه خاکی بر سرشان شده. در مسیر هم بابای الهام، به رسم بیستوهشت سال روضهخوانی و تعزیهگردانی، زیر لب زمزمه میکرده:
«سری به نیزه بلند است در برابر زینب خدا کند که نباشد سرِ برادرِ زینب»
بعد هم میرسند به قیامتِ ورزشگاه و پیکر غرقِ خونِ دختر را میبرند بیمارستان و دکتر میگوید: «آقای زائری، تقلا نکن… تموم شده.»
اینجای قصه که رسید، آرزو کردم کاش بابای الهام روضهخوان نبود. خطبهخطِ عاشورا را ریخت توی قصه دخترش و جگر خودش را و جگر ما را سوزاند.
اصلاً قصه الهام از همان دو سالگی با دَمودستگاه حسین(ع) و حماسه و شاهنامه گره خورده بود. از همان وقتی که مادرش روسری سبز و سربند برایش میبسته و با بابا میفرستاده تعزیه تا نقش حضرت رقیه(س) را اجرا کند. یا وقتی به جای لاک و کیف و عروسک، از بابایش شاهنامه طلب میکرده و شاهنامهخوانِ قهاری بوده. بزرگتر که میشود، پایش را میکند توی یک کفش که میخواهد نقش حضرت سکینه(س) را زیر چادر و روبنده، وسط گرمای پنجاهوپنج درجهٔ لامرد اجرا کند.
توی تمام یک ساعتی که بابای الهام از دخترش، از چادرِ نقشِ حضرت سکینه(س) و از شش نسخه شاهنامهای که حالا گوشهٔ اتاقش است گفت، مامانش اشک ریخت، آه کشید و دوباره اشک ریخت. آخرش هم رفت روی صحنه، کنار همسرش ایستاد و گفت: «من دخترم رو به پدر شهیدم سپردم؛ به شهید سید علی خامنهای.»
پن: شنبه ۹ اسفند ۱۴۰۴، آمریکا میخواسته موشک PRSM را برای اولینبار آزمایش کند تا ببیند آنقدری که خرج ساختنش کرده، آدم میکشد یا نه. سهتایش را میاندازد روی لامرد. موشک PRSM اینطوری است که چند متر مانده به هدف، توی هوا منفجر میشود و هزاران ترکشش تا شعاع سیصد–پانصد متری محل، جان میگیرد و خون میریزد.
شهید الهام زائری ـ دخترک یازدهسالهٔ قصهٔ ما ـ و بیست شهید دیگر، قربانی تست PRSM شدند.
#جنگ_رمضان
فاطمه افضلی پنجشنبه | ۲۷ فروردین ۱۴۰۵ | #فارس #شیرازــــــــــــــــــــــــــــــ
@ravina_irمجلـه | بلـــه | ایتـــا | تلگرام | دیگررسانهها
به دیدن محتوا و پستهای مجله ادامه بدید
«مجلهٔ بله» شامل محبوبترین پستهای کانالهاست که قابلیت نمایش پستهای مشابه را دارد و شما میتوانید ساعتها در آن وقت بگذرانید و سرگرم بشید.