چه تنها ماندهام در این هیاهو نمیگنجم در این سو و در آن سو
نه دلبسته به دین و کیش و آییننه بند پَهلَوی بستم به گیسو
ولی در ماتم و اندوه میهندلم صدپاره شد، کو یار نیکو
من ایرانیم و ایران سرایمبریام از نگاه عافیتجو
دریغا میهن دیرینهی مافتد بر دست مشتی جانورخو
برون از خاک پاک موطن مادَم بیگانگان زشت بدخو
که مغلوباند و مفلوکاند و رسوانباشد جایشان در باغ مینو
خنُک روزی که پایان گیرد این رزمکه پیروز است ایران در تکاپو
فاضله حمزهلو
نه دلبسته به دین و کیش و آییننه بند پَهلَوی بستم به گیسو
ولی در ماتم و اندوه میهندلم صدپاره شد، کو یار نیکو
من ایرانیم و ایران سرایمبریام از نگاه عافیتجو
دریغا میهن دیرینهی مافتد بر دست مشتی جانورخو
برون از خاک پاک موطن مادَم بیگانگان زشت بدخو
که مغلوباند و مفلوکاند و رسوانباشد جایشان در باغ مینو
خنُک روزی که پایان گیرد این رزمکه پیروز است ایران در تکاپو
۱۵:۰۲
دیاسپوراقسمت سوم با امیر شأنی از کانادا
در سومین قسمت از ویژهبرنامه «دیاسپورا» در مجموعه اتاق جنگ، میزبان امیر شأنی هستیم؛ تحلیلگر و پژوهشگری که سالها زیست در فضای سیاسی و اجتماعی کانادا و مطالعه بر روی سازوکارهای رسانهای غرب، به او دیدگاهی نقادانه و عمیق نسبت به نسبتِ میان «وطندوستی» و «فعالیت سیاسی در خارج از کشور» بخشیده است.
در این گفتوگوی صریح و مبنایی، به لایههای زیرینِ واقعیتهای امروز پرداختهایم:
تجربهی زیسته در قلبِ لیبرالدموکراسی؛ امیر شأنی از چالشهای حفظِ نگاهِ مستقل و ملی در فضایی میگوید که روایتهای ضدایرانی به شدت از سوی کانونهای قدرت پمپاژ میشوند.
تکنیکهای جنگ شناختی؛ واکاوی این موضوع که رسانههای فارسیزبان چگونه با استفاده از «مارپیچ سکوت»، صداهای مخالف با تحریم و ویرانیطلبی را در دیاسپورا منزوی میکنند.
هویت ملی؛ فراتر از مرزها؛ چرا دفاع از تمامیت ارضی و اقتدار ملی، وظیفهای فراجناحی است و چطور میتوان در خارج از کشور بود و همچنان در سنگرِ منافع ملی ایستاد؟
پشتپردهی لابیهای فشار؛ تحلیلِ تلاشِ سازمانیافتهی جریاناتِ تندرو برای تحمیلِ هزینههای سنگین بر زندگی مردم ایران از طریق رایزنی با دولتهای غربی.
بازخوانیِ مفهومِ «دیاسپورا»؛ گذار از نگاهِ تقابلی به نگاهِ تعاملی؛ چگونه ایرانیان خارج از کشور میتوانند به جای ابزارِ فشار، به پلی برای توسعه و امنیت ایران تبدیل شوند؟
مشاهده در آپارات:https://www.aparat.com/v/wwo000m
در سومین قسمت از ویژهبرنامه «دیاسپورا» در مجموعه اتاق جنگ، میزبان امیر شأنی هستیم؛ تحلیلگر و پژوهشگری که سالها زیست در فضای سیاسی و اجتماعی کانادا و مطالعه بر روی سازوکارهای رسانهای غرب، به او دیدگاهی نقادانه و عمیق نسبت به نسبتِ میان «وطندوستی» و «فعالیت سیاسی در خارج از کشور» بخشیده است.
در این گفتوگوی صریح و مبنایی، به لایههای زیرینِ واقعیتهای امروز پرداختهایم:
مشاهده در آپارات:https://www.aparat.com/v/wwo000m
۱۷:۰۵
روایت جنگ از فرانکفورت و تهران؛ قسمت هفتم
در هفتمین قسمت روایت جنگ از فرانکفورت و تهران، همراه با علیرضا و احسان به بررسی مفهوم «کلنگیسازی» و نقش حیاتی تابآوری اجتماعی در میانه نبرد پرداختهایم. گفتگویی که از آوارهای میدان شهدای تهران آغاز شده و به ضرورتِ استراتژیکِ همبستگی ملی در این پیچ تاریخی میرسد.
در این گفتوگو به لایههای ملتهب و حیاتیِ این روزها پرداختهایم:
آوارهای میدان شهدا؛ روایت علیرضا از مشاهده میدانیِ عملیات آواربرداری در اوج جنگ و استراتژیِ بازگرداندنِ حیات به کالبد شهر برای حفظ روحیه عمومی و مقابله با فضای ویرانی.
استراتژیِ کلنگیسازی؛ چرا دشمن به دنبال تبدیل شهرها به ویرانههای دائمی و بحرانزده است؟ تبیین نقش پدافند غیرعامل در بازسازی سریع برای جلوگیری از فروپاشی روانی جامعه.
نبردِ ارادهها؛ تحلیل روانشناختی مقاومت ملی؛ چرا باید به جای نوسانات خبری و شوکهای لحظهای، به برایند کلی نبرد و ایستادگی در برابر شکستنِ اراده ملی چشم دوخت؟
اعترافِ تلخ به فرار؛ واکاوی اظهارات اخیر درباره حمله به ناوهای هواپیمابر و تغییر موازنه قدرت در خلیج فارس؛ وقتی برتری اراده، جایگزین برتریِ صِرفِ تجهیزات نظامی میشود.
فراخوانِ همبستگی در جنگِ بقا؛ وظیفه اخلاقی و ملی ایرانیان در این پیچِ عظیم تاریخی؛ چگونه حمایتهای مالی خُرد از خارج از کشور میتواند مانع از فروپاشی معیشتی در داخل شود.
مشاهده در آپارات:https://www.aparat.com/v/javfgv3
در هفتمین قسمت روایت جنگ از فرانکفورت و تهران، همراه با علیرضا و احسان به بررسی مفهوم «کلنگیسازی» و نقش حیاتی تابآوری اجتماعی در میانه نبرد پرداختهایم. گفتگویی که از آوارهای میدان شهدای تهران آغاز شده و به ضرورتِ استراتژیکِ همبستگی ملی در این پیچ تاریخی میرسد.
در این گفتوگو به لایههای ملتهب و حیاتیِ این روزها پرداختهایم:
مشاهده در آپارات:https://www.aparat.com/v/javfgv3
۱۹:۱۵
دیاسپوراقسمت چهارم با محمدرضا زمانی از کلگری
در چهارمین قسمت از ویژهبرنامه «دیاسپورا» در اتاق جنگ، میزبان محمدرضا زمانی (پژوهشگر دکتری) از کلگری کانادا هستیم. در روزهایی که هجمه سنگین رسانههای جریان اصلی تلاش میکند روایتها را مهندسی کرده و افکار عمومی را به سمت حمایت از تحریم و جنگ سوق دهد، ما با یکی از ایرانیان وطندوست خارج از کشور به گفتوگو نشستیم تا نشان دهیم که دفاع از کیان ایران، مرز و جغرافیا نمیشناسد.
در این گفتوگوی صریح به واکاوی مسائل مهمی پرداختهایم:
بحرانِ نمایندگی؛ چرا گروههایی کوچک در خارج از کشور خود را نماینده ۹۲ میلیون ایرانی نشان میدهند؟ واکاوی رفتارهای غیرطبیعی و شادی برای ویرانیِ زیرساختهای ملی که نشان از یک شکاف عمیق میان واقعیتِ ایران و روایتهای مجازی دارد.
هزینه مرگبارِ تحریم و ریاکاری غرب؛ بررسی آمار تکاندهنده ۳۸ میلیون قربانی تحریمهای آمریکا در جهان و نگاهی به استانداردهای دوگانه در کانادا؛ از شعار آزادی بیان تا برخورد خشن پلیس با تجمعات دانشجویی در دانشگاه کلگری.
سقوطِ اخلاقی یا اختلاف سیاسی؟ چرا حمایت از بمبارانِ وطن با هیچ ترازوی اخلاقی و دموکراتیکی سازگار نیست؟ بررسی ضرورتِ حفظ «ایران» به عنوان خط قرمزِ خللناپذیر، فراتر از تمامی مرزبندیهای فکری و جناحی.
تغییر ماهیتِ مهاجرت؛ تحلیل جامعهشناختی تغییر بافت مهاجران ایرانی به آمریکای شمالی از سال ۲۰۱۸ به بعد؛ چگونه جریانهای استعماری از استیصالِ ناشی از فشار حداکثری برای «یارگیری» علیه منافع ملی ایران استفاده میکنند.
مقابله با عادیسازیِ مرگ؛ رسالت هر ایرانی برای جلوگیری از تبدیلِ خونِ هموطن به «عدد» در رسانهها؛ چرا نباید اجازه داد پروژههای امنیتی و استعماری، ارزش جانِ ایرانی را در افکار عمومی جهان تقلیل دهند.
این ویدیو را ببینید، با لایک و کامنتهای خود از روایتهای مستقل حمایت کنید و برای دوستان خود بفرستید تا صدای ایراندوستان پررنگتر از همیشه شنیده شود.
مشاهده در آپارات:https://www.aparat.com/v/sdz8wym
در چهارمین قسمت از ویژهبرنامه «دیاسپورا» در اتاق جنگ، میزبان محمدرضا زمانی (پژوهشگر دکتری) از کلگری کانادا هستیم. در روزهایی که هجمه سنگین رسانههای جریان اصلی تلاش میکند روایتها را مهندسی کرده و افکار عمومی را به سمت حمایت از تحریم و جنگ سوق دهد، ما با یکی از ایرانیان وطندوست خارج از کشور به گفتوگو نشستیم تا نشان دهیم که دفاع از کیان ایران، مرز و جغرافیا نمیشناسد.
در این گفتوگوی صریح به واکاوی مسائل مهمی پرداختهایم:
مشاهده در آپارات:https://www.aparat.com/v/sdz8wym
۱۷:۲۵
آخر خط سلطنتطلبی
اتاق جنگ با کاوه عباسیان؛ فیلمساز و پژوهشگر ساکن لندن
در این قسمت از گفتوگوهای «اتاق جنگ»، میزبان کاوه عباسیان، فیلمساز و پژوهشگر ساکن لندن هستیم. این گفتوگو تلاشی است برای درکِ چرایی و چگونگیِ بنبستِ جریانهای موسوم به اپوزیسیون سلطنتطلب در مواجهه با واقعیتهای میدان و سایه جنگ.
در این قسمت، به دور از شعار، این محورهای کلیدی را به نقد و بررسی گذاشتهایم:
هژمونی رسانه در برابر واقعیتِ خیابان؛ کاوه عباسیان با تحلیل تضاد میان جمعیت نیممیلیونیِ حامیان مقاومت در لندن و روایتهای رسانهای، از چگونگیِ برساختِ یک «اقلیتِ پرصدا» توسط نهادهای اطلاعاتی و بودجههای کلان میگوید.
افولِ پروژه سلطنتطلبی؛ واکاویِ تبدیل شدنِ نهاد سلطنت از یک پدیده سیاسی به یک ابزارِ رسانهای و استعماری؛ چرا «صنعت نوستالژی» دیگر توانِ ایجادِ یک بلوکِ تاریخیِ واقعی در برابر ارادهی ملی را ندارد؟
شکستِ روایتهای امپریالیستی؛ بررسی تأثیر جنگ غزه و تحولات منطقه بر فروپاشی تصویرسازیهای غربی؛ جایی که لایههای پنهانِ آپارتاید و فاشیسم در زیر شعارهای حقوقبشری آشکار میشود.
هزینه استقلالِ نظر در دیاسپورا؛ واکاوی فشارهای اجتماعی و بایکوتِ کسانی که علیه تحریم و جنگ میایستند؛ چرا ایستادن در کنارِ «میهن» در فضای دوقطبی خارج از کشور، منجر به برچسبزنی و خشونتِ کلامی میشود؟
اولویتِ استقلال بر آرمانگرایی؛ نگاهی به ضرورت حفظِ یک «ایرانِ مستقل» به عنوان پیششرطِ هرگونه مطالبهگری؛ چرا بدونِ وجودِ تمامیتِ ارضی و امنیتِ ملی، صحبت از آزادی و دموکراسی به یک سرابِ خطرناک تبدیل میشود؟
مشاهده در آپارات:https://www.aparat.com/v/ggt6o9l
اتاق جنگ با کاوه عباسیان؛ فیلمساز و پژوهشگر ساکن لندن
در این قسمت از گفتوگوهای «اتاق جنگ»، میزبان کاوه عباسیان، فیلمساز و پژوهشگر ساکن لندن هستیم. این گفتوگو تلاشی است برای درکِ چرایی و چگونگیِ بنبستِ جریانهای موسوم به اپوزیسیون سلطنتطلب در مواجهه با واقعیتهای میدان و سایه جنگ.
در این قسمت، به دور از شعار، این محورهای کلیدی را به نقد و بررسی گذاشتهایم:
مشاهده در آپارات:https://www.aparat.com/v/ggt6o9l
۱۶:۰۴
اولویت رفع ابهام بر پایان جنگ؛ در نقد موضع حسام سلامت
علیرضا اسکندرینژاد
«در یک کلام، خدایان کهن پیر میشوند یا میمیرند، و خدایان دیگری هم هنوز پیدا نشدهاند. [...] کیش زنده فقط از خود زندگی است که میتواند مایه بگیرد نه از گذشتهای مرده، ولی، این حالت بیاطمینانی و تردید تا ابد نمیتواند ادامه بیابد.» (صور بنیانی حیات دینی، ۵۹۲)
حسام سلامت از معدود چهرههای جامعهشناسی است که موضعگیری صریحی نسبت به جنگ حاضر داشته است. او در آخرین یادداشت خود، تحت عنوان «روزنوشتهای جنگ (۲)»، مینویسد: «به من اگر بود، میگفتم این جنگ باید همین امروز تمام شود. یک روز تأخیر هم زیادی است. ادامهی جنگ برای حتی یک ساعت دیگر هم فاجعه است.» سلامت در پایان یادداشتش، مهمترین دلیل این خواسته را چنین بیان میکند: «جنگ که تمام شود، جامعهای خواهیم بود که از قبل خستهتر، زخمخوردهتر و ناامیدتر است و حالا پرسشش از خود این خواهد بود که چگونه میتواند خود را دیگربار بر پا کند.»
در واقع، میتوان کل ایدهی سلامت را اینچنین صورتبندی کرد: جنگ جامعه را خسته، سرخورده، ناامید و در یک کلام متلاشی کرده است؛ به همین خاطر، هر روزی که بیشتر طول بکشد، جامعهی ایران متحمل لطمات بیشتری میشود. مشخصاً سلامت این ایده را نه بر اساس واقعیتهای آماری یا پژوهشهای تجربی، بلکه صرفاً از روی تجربهی زیسته و ارتباط با اطرافیانش طرح کرده است. با این حال، میتوان روایتی مقابل آنچه او تلاش میکند از جامعهی ایران بازتاب دهد، ارائه کرد.
یکی از مهمترین کلیدهای جامعهشناختی برای فهمِ جامعهی ایران، مفهوم «آنومی» یا معادل گرامشیوارِ آن، «بحران ارگانیک» است. بسیاری از تحلیلگران و جامعهشناسان بر این باورند که جامعهی ایران چندی است در دورانی از میانمایگی اخلاقی و ابهام ارزشی به سر میبرد. به زبانی سادهتر، تکلیف انسان ایرانی با خودش، دیگران، دولتش و جهان اطرافش مشخص نیست. نظامهای ارزشی و نمادینی که به پدران ما توان دریافت، فهم و تفسیر جهان اطرافشان را میداد، دیگر برای ما کارساز نیست.
بر این اساس، میتوان جنگ حاضر را -که از نظر ابعاد، دامنه و عمق با هیچ بحران دیگری در تاریخ ایران معاصر هموزن نیست- از این منظر نیز بررسی کرد. از حسام سلامت، که بخش بزرگی از عمرش را صرف آموزش داوطلبانه نظریههای کلاسیک جامعهشناسی کرده، بعید است که چنین واقعیت اجتماعی عظیمی را در قالب آموزههای تقلیلگرایانه و تنزهطلبانهای چون «جنگ بد و صلح خوب است» خلاصه کند. آنچه امروز چه در میان طرفداران جمهوری اسلامی، چه در میان مخالفان آن و حتی نیروهای سرگردان میبینیم، این است که جنگ را نیرویی برای فیصله یافتن گرهها و ابهامهای چندینسالهی خود میدانند.
موافقان جمهوری اسلامی، همچون من، معتقدند که جنگ حاضر جنگ ارادههاست و ایران میتواند ارادهی خود را بر دشمنان تحمیل کرده و معادلات داخلی، منطقهای و بینالمللی را برای همیشه تغییر دهد. مخالفان جمهوری اسلامی (و موافقان مداخلهی خارجی) نیز در آرزوی تغییر این نظام سیاسی هستند و معتقدند پس از جنگ ــ که بزرگترین امید آنها برای این تغییر بود ــ تکلیفشان مشخص خواهد شد. نیروهای سرگردان نیز بنا به تفسیرشان از معادلهی جنگ، صورتبندی جدیدی خواهند یافت.
آنچه در پیمایشها و پژوهشهای یک دههی اخیرِ جامعهشناسان بهعنوان واقعیتی عریان خودنمایی میکند، خستگی جامعه از شرایط «ابهام دائمی» است. تکتک ما نمیدانیم که فردا در این جامعه چه پیش خواهد آمد؛ حتی اکنون هم ایدهی روشنی دربارهی پایان جنگ نداریم. اما چیزی که میدانیم این است که این جنگ به دههها ابهام، سردرگمی و فقدان چهارچوب پایان خواهد داد. به سلامت پیشنهاد میکنم که این روزها دورکیم را بیشتر بخواند؛ خصوصاً صفحات پایانی شاهکارش «صور بنیانی حیات دینی»، جایی که از «نگارش انجیلهای جدید» بر اثر غلیان جمعیِ ناشی از رویدادهای بزرگ مینویسد. دورهی طولانی ابهام به سر آمده و پایان این جنگ، پایان سردرگمیهاست.
انسان ایرانی پس از این جنگ بهتر میتواند تکلیفش را با خودش، دیگران، دولتش و جهان پیرامونش روشن کند. پایان زودهنگام جنگ -آنچنان که سلامت میخواهد و احتمالاً مشابه تجربهای است که در تابستان از سر گذراندیم- جامعه را در بهت و ظلماتی عمیقتر فرو میبرد. باید کمی به اراده و عقلانیت فرماندهان و جنگجویان ایرانی اعتماد داشته باشیم. پایانِ پایان جنگ، همان چیزی است که جامعهی ایران سالهاست در طلب آن است.
«در یک کلام، خدایان کهن پیر میشوند یا میمیرند، و خدایان دیگری هم هنوز پیدا نشدهاند. [...] کیش زنده فقط از خود زندگی است که میتواند مایه بگیرد نه از گذشتهای مرده، ولی، این حالت بیاطمینانی و تردید تا ابد نمیتواند ادامه بیابد.» (صور بنیانی حیات دینی، ۵۹۲)
حسام سلامت از معدود چهرههای جامعهشناسی است که موضعگیری صریحی نسبت به جنگ حاضر داشته است. او در آخرین یادداشت خود، تحت عنوان «روزنوشتهای جنگ (۲)»، مینویسد: «به من اگر بود، میگفتم این جنگ باید همین امروز تمام شود. یک روز تأخیر هم زیادی است. ادامهی جنگ برای حتی یک ساعت دیگر هم فاجعه است.» سلامت در پایان یادداشتش، مهمترین دلیل این خواسته را چنین بیان میکند: «جنگ که تمام شود، جامعهای خواهیم بود که از قبل خستهتر، زخمخوردهتر و ناامیدتر است و حالا پرسشش از خود این خواهد بود که چگونه میتواند خود را دیگربار بر پا کند.»
در واقع، میتوان کل ایدهی سلامت را اینچنین صورتبندی کرد: جنگ جامعه را خسته، سرخورده، ناامید و در یک کلام متلاشی کرده است؛ به همین خاطر، هر روزی که بیشتر طول بکشد، جامعهی ایران متحمل لطمات بیشتری میشود. مشخصاً سلامت این ایده را نه بر اساس واقعیتهای آماری یا پژوهشهای تجربی، بلکه صرفاً از روی تجربهی زیسته و ارتباط با اطرافیانش طرح کرده است. با این حال، میتوان روایتی مقابل آنچه او تلاش میکند از جامعهی ایران بازتاب دهد، ارائه کرد.
یکی از مهمترین کلیدهای جامعهشناختی برای فهمِ جامعهی ایران، مفهوم «آنومی» یا معادل گرامشیوارِ آن، «بحران ارگانیک» است. بسیاری از تحلیلگران و جامعهشناسان بر این باورند که جامعهی ایران چندی است در دورانی از میانمایگی اخلاقی و ابهام ارزشی به سر میبرد. به زبانی سادهتر، تکلیف انسان ایرانی با خودش، دیگران، دولتش و جهان اطرافش مشخص نیست. نظامهای ارزشی و نمادینی که به پدران ما توان دریافت، فهم و تفسیر جهان اطرافشان را میداد، دیگر برای ما کارساز نیست.
بر این اساس، میتوان جنگ حاضر را -که از نظر ابعاد، دامنه و عمق با هیچ بحران دیگری در تاریخ ایران معاصر هموزن نیست- از این منظر نیز بررسی کرد. از حسام سلامت، که بخش بزرگی از عمرش را صرف آموزش داوطلبانه نظریههای کلاسیک جامعهشناسی کرده، بعید است که چنین واقعیت اجتماعی عظیمی را در قالب آموزههای تقلیلگرایانه و تنزهطلبانهای چون «جنگ بد و صلح خوب است» خلاصه کند. آنچه امروز چه در میان طرفداران جمهوری اسلامی، چه در میان مخالفان آن و حتی نیروهای سرگردان میبینیم، این است که جنگ را نیرویی برای فیصله یافتن گرهها و ابهامهای چندینسالهی خود میدانند.
موافقان جمهوری اسلامی، همچون من، معتقدند که جنگ حاضر جنگ ارادههاست و ایران میتواند ارادهی خود را بر دشمنان تحمیل کرده و معادلات داخلی، منطقهای و بینالمللی را برای همیشه تغییر دهد. مخالفان جمهوری اسلامی (و موافقان مداخلهی خارجی) نیز در آرزوی تغییر این نظام سیاسی هستند و معتقدند پس از جنگ ــ که بزرگترین امید آنها برای این تغییر بود ــ تکلیفشان مشخص خواهد شد. نیروهای سرگردان نیز بنا به تفسیرشان از معادلهی جنگ، صورتبندی جدیدی خواهند یافت.
آنچه در پیمایشها و پژوهشهای یک دههی اخیرِ جامعهشناسان بهعنوان واقعیتی عریان خودنمایی میکند، خستگی جامعه از شرایط «ابهام دائمی» است. تکتک ما نمیدانیم که فردا در این جامعه چه پیش خواهد آمد؛ حتی اکنون هم ایدهی روشنی دربارهی پایان جنگ نداریم. اما چیزی که میدانیم این است که این جنگ به دههها ابهام، سردرگمی و فقدان چهارچوب پایان خواهد داد. به سلامت پیشنهاد میکنم که این روزها دورکیم را بیشتر بخواند؛ خصوصاً صفحات پایانی شاهکارش «صور بنیانی حیات دینی»، جایی که از «نگارش انجیلهای جدید» بر اثر غلیان جمعیِ ناشی از رویدادهای بزرگ مینویسد. دورهی طولانی ابهام به سر آمده و پایان این جنگ، پایان سردرگمیهاست.
انسان ایرانی پس از این جنگ بهتر میتواند تکلیفش را با خودش، دیگران، دولتش و جهان پیرامونش روشن کند. پایان زودهنگام جنگ -آنچنان که سلامت میخواهد و احتمالاً مشابه تجربهای است که در تابستان از سر گذراندیم- جامعه را در بهت و ظلماتی عمیقتر فرو میبرد. باید کمی به اراده و عقلانیت فرماندهان و جنگجویان ایرانی اعتماد داشته باشیم. پایانِ پایان جنگ، همان چیزی است که جامعهی ایران سالهاست در طلب آن است.
۱۹:۴۵
روایت جنگ از فرانکفورت و تهرانقسمت هشتم
در این قسمت از سلسله گفتوگوهای «روایت جنگ»، همزمان با سیزدهبهدر و در روزی که طبیعت یادآورِ تداومِ زندگی و تعلق به خاک است، از تهران و فرانکفورت به بررسی یک پرسش حیاتی پرداختهایم: در میانهی تهدیدهای وجودی علیه ایران، «وسطبازی» چه معنایی دارد؟
محورهای اصلی این گفتگوی راهبردی:
پایانِ اعتبارِ وسطبازی؛ با شتاب گرفتنِ تحولات نظامی و امنیتی، دیگر فضایی برای ایستادن در میانه باقی نمانده است. تحلیل این واقعیت که چگونه «بیطرفی» در لحظهی خطر، به معنای پذیرشِ ویرانیِ زیرساختها و نابودیِ تمامیتِ ارضی است.
سهمِ سیاسی در گروِ حضورِ میدانی؛ پیامی صریح به تمامی گروههای اجتماعی و سیاسی؛ اگر جریانی به دنبالِ ایفای نقش و داشتنِ سهم در آیندهی سیاسی ایران است، باید «امروز» و در میدانِ دفاع از امنیتِ ملی، وزن و اعتبار خود را ثابت کند. سیاستِ فردا، ثمرهی ایستادگیِ امروز در برابر تهدیدِ خارجی است.
از توهمِ دموکراسی تا واقعیتِ تکفیری؛ واکاویِ سناریوهای پسا-جنگ؛ چرا تضعیفِ ارادهی دفاعی، نه به آزادی، بلکه به هرجومرج و هجومِ نیروهای تکفیری از مرزها منجر خواهد شد؟ احسان از فرانکفورت به هزینههای غیرقابل جبرانِ فروپاشیِ ملی میپردازد.
نقدِ انفعالِ طبقه متوسط؛ چرا بخشی از بدنه اجتماعی با وجود درکِ خطر، همچنان در نوعی «غرورِ کاذب» و انفعال باقی مانده است؟ تحلیلِ ضرورتِ خروج از فضای مجازی و پیوستن به واقعیتِ عریانِ صیانت از میهن.
امنیت، زیربنای هر مطالبه؛ تأکید بر این اصلِ بنیادین که بدونِ وجودِ یک «ایرانِ مقتدر»، هرگونه مطالبهی اصلاحی یا تحولخواهانه به سرابی میانِ ویرانهها تبدیل خواهد شد.
اتاق جنگ؛ تریبونی برای تحلیلهای استراتژیک، صریح و واقعبینانه.
اگر معتقدید آیندهی ایران را کسانی میسازند که در روزهای سخت پای میدان ایستادهاند، این ویدیو را لایک کنید و دیدگاه خود را درباره «مسئولیتِ امروزِ نخبگان و جامعه» بنویسید.
مشاهده در آپارات:https://www.aparat.com/v/xlvgdi5
در این قسمت از سلسله گفتوگوهای «روایت جنگ»، همزمان با سیزدهبهدر و در روزی که طبیعت یادآورِ تداومِ زندگی و تعلق به خاک است، از تهران و فرانکفورت به بررسی یک پرسش حیاتی پرداختهایم: در میانهی تهدیدهای وجودی علیه ایران، «وسطبازی» چه معنایی دارد؟
محورهای اصلی این گفتگوی راهبردی:
مشاهده در آپارات:https://www.aparat.com/v/xlvgdi5
۷:۰۹
دیاسپوراقسمت پنجم با لیلا دهقان از لندن
در قسمت پنجم از مجموعهی «دیاسپورا»، میزبان لیلا دهقان هستیم؛ پزشک اطفال و متخصص تغذیهی ساکن لندن که پس از ربع قرن دوری از وطن، روایتی صریح و متفاوت از «ایرانی بودن» در قلب اروپا ارائه میدهد.
در روزگاری که عدهای نامِ تحریم و جنگ را «آزادی» گذاشتهاند، این گفتگو خطِ بطلانی است بر توهمِ ویرانیطلبی.
در این اپیزود به چه پرداختهایم؟
وطن، تنها یک مرز روی نقشه نیست؛ یک مسئولیتِ تاریخی است. فرقی نمیکند در تهران باشیم یا لندن، در لحظهی خطر، جایگاهِ ما کجاست؟
مشاهده کامل برنامه در آپارات:https://www.aparat.com/v/opxsd78
۷:۵۱
چرا ایران غزه نمیشود؟
علیرضا اسکندرینژاد
بیش از یک ماه از آغاز تجاوز نظامی آمریکا و رژیم اسرائیل به ایران میگذرد. این شبها که میان افکار پراکنده و اصوات مهیب، برای خوابیدن تلاش میکنم، پرسشی گریبانم را گرفته است: چه چیزی مانع قتلعام ما و ویرانی تمامعیار کشورمان شده است؟ مدام با این پرسش کلنجار میروم که چرا به سرنوشت مردم فلسطین دچار نشدهایم؛ چرا مانند سوریها، افغانستانیها، عراقیها و بسیاری از ملتهای دیگر، آواره نیستیم؟هرچه کوشیدم پاسخ را در مفاهیمی همچون «اخلاق جهانی» یا «چشمان نظارهگر بینالمللی» صورتبندی کنم، ناکام ماندم. مگر ما چه تفاوتی با ملتهای مذکور داریم؟ مگر اخلاق جهانی و نهادهای بینالمللی توانستند از نسلکشی در فلسطین و ویرانی دهها کشور جلوگیری کنند؟ اساساً از ابتدای جنگ که جهان با کشتار عامدانهی کودکان ایرانی مواجه شد، چه واکنشی نشان داد؟ چرا باید گمان کنیم که مرگ ما مردم ایران، در آنها کمترین اثری دارد؟بنابراین، پاسخ را در هر کجایی مییابم جز در واژگان بیمعنایی به اسم «حقوق بینالملل» یا «معذوریت اخلاقی». به باور من، مهمترین سدّی که از ما در برابر قتلعام و ویرانی محافظت میکند، نیروهای مسلح ایران است. برخلاف کشورهایی که نام بردم، ایران طی سه دههی گذشته خود را برای چنین میدان نبردی آماده کرده است و توان پاسخ متقابل به هر حملهی جنایتباری را دارد. شاید دلیل اصلی اینکه شبها علیرغم هجوم افکار منفی در نهایت به خواب میرویم، همین باشد.دومین پاسخ در پهناوری سرزمین و جمعیت بزرگ ایران نهفته است. ویرانی این خاک و کشتار این مردم، از نظر اقتصادی هزینهای گزاف برای متجاوزان خواهد داشت. آنچه خونریزترین جانیان تاریخ را از نیت خود منصرف میکند، «هزینهی اقتصادی» است، نه «هزینهی اخلاقی». شک نکنید اگر امکانات و منابعش را داشتند، بمباران گستردهی شهرهای ایران را بارها آزموده بودند.از همین رو، طرح «ویرانی تاکتیکی زیرساختها» جایگزین پروژهی اصلی یعنی «نابودی کامل ایران و قتلعام ایرانیها» شده است. از آنجا که این پستترین اهریمنان زمین نمیتوانند گزینهی اصلی را محقق کنند، به سراغ تخریب مدارس، دانشگاهها، مراکز درمانی، کارخانهها و زیرساختهای جادهای آمدهاند. نمیدانم آیا هنوز کسانی در میان ایرانیانِ مسحورِ شبهرسانههای اسرائیلی یافت میشوند که مدعی شوند در پالایشگاهها، دانشگاهها و جادههای ما «نیروهای نظامی» مخفی شدهاند؟به نظرم کسانی که هنوز از این خواب جهالتبار برنخاستهاند را دیگر نمیتوان بیدار کرد؛ اما ایرانیانی که از این کابوس برخاستهاند، نقشی حیاتی بر عهده دارند. حضور مؤثر اجتماعی در میدانِ حمایت از کشور، میتواند همبستگی و تابآوری ملی را هزاران برابر افزایش دهد. تنها با انسجام گسترده است که میتوانیم چنگال خونآلود متجاوزان را از جان و خاکمان دور کنیم و ایران را مستحکمتر از پیش بسازیم.
@otaqejangmedia
بیش از یک ماه از آغاز تجاوز نظامی آمریکا و رژیم اسرائیل به ایران میگذرد. این شبها که میان افکار پراکنده و اصوات مهیب، برای خوابیدن تلاش میکنم، پرسشی گریبانم را گرفته است: چه چیزی مانع قتلعام ما و ویرانی تمامعیار کشورمان شده است؟ مدام با این پرسش کلنجار میروم که چرا به سرنوشت مردم فلسطین دچار نشدهایم؛ چرا مانند سوریها، افغانستانیها، عراقیها و بسیاری از ملتهای دیگر، آواره نیستیم؟هرچه کوشیدم پاسخ را در مفاهیمی همچون «اخلاق جهانی» یا «چشمان نظارهگر بینالمللی» صورتبندی کنم، ناکام ماندم. مگر ما چه تفاوتی با ملتهای مذکور داریم؟ مگر اخلاق جهانی و نهادهای بینالمللی توانستند از نسلکشی در فلسطین و ویرانی دهها کشور جلوگیری کنند؟ اساساً از ابتدای جنگ که جهان با کشتار عامدانهی کودکان ایرانی مواجه شد، چه واکنشی نشان داد؟ چرا باید گمان کنیم که مرگ ما مردم ایران، در آنها کمترین اثری دارد؟بنابراین، پاسخ را در هر کجایی مییابم جز در واژگان بیمعنایی به اسم «حقوق بینالملل» یا «معذوریت اخلاقی». به باور من، مهمترین سدّی که از ما در برابر قتلعام و ویرانی محافظت میکند، نیروهای مسلح ایران است. برخلاف کشورهایی که نام بردم، ایران طی سه دههی گذشته خود را برای چنین میدان نبردی آماده کرده است و توان پاسخ متقابل به هر حملهی جنایتباری را دارد. شاید دلیل اصلی اینکه شبها علیرغم هجوم افکار منفی در نهایت به خواب میرویم، همین باشد.دومین پاسخ در پهناوری سرزمین و جمعیت بزرگ ایران نهفته است. ویرانی این خاک و کشتار این مردم، از نظر اقتصادی هزینهای گزاف برای متجاوزان خواهد داشت. آنچه خونریزترین جانیان تاریخ را از نیت خود منصرف میکند، «هزینهی اقتصادی» است، نه «هزینهی اخلاقی». شک نکنید اگر امکانات و منابعش را داشتند، بمباران گستردهی شهرهای ایران را بارها آزموده بودند.از همین رو، طرح «ویرانی تاکتیکی زیرساختها» جایگزین پروژهی اصلی یعنی «نابودی کامل ایران و قتلعام ایرانیها» شده است. از آنجا که این پستترین اهریمنان زمین نمیتوانند گزینهی اصلی را محقق کنند، به سراغ تخریب مدارس، دانشگاهها، مراکز درمانی، کارخانهها و زیرساختهای جادهای آمدهاند. نمیدانم آیا هنوز کسانی در میان ایرانیانِ مسحورِ شبهرسانههای اسرائیلی یافت میشوند که مدعی شوند در پالایشگاهها، دانشگاهها و جادههای ما «نیروهای نظامی» مخفی شدهاند؟به نظرم کسانی که هنوز از این خواب جهالتبار برنخاستهاند را دیگر نمیتوان بیدار کرد؛ اما ایرانیانی که از این کابوس برخاستهاند، نقشی حیاتی بر عهده دارند. حضور مؤثر اجتماعی در میدانِ حمایت از کشور، میتواند همبستگی و تابآوری ملی را هزاران برابر افزایش دهد. تنها با انسجام گسترده است که میتوانیم چنگال خونآلود متجاوزان را از جان و خاکمان دور کنیم و ایران را مستحکمتر از پیش بسازیم.
@otaqejangmedia
۱۴:۳۱
خاتمی طی این ماهها نشان داده است که در فهم جامعه ایران و مسائلی که با آن گریبانگیریم از همقطاران اصلاحطلبش هزاران قدم پیشتر است.
بهجای طرح ایده اسرائیلپسند «رفراندوم» یا «تشکیل مجلس مؤسسان قانون اساسی» همواره پای آرمانهای انقلاب ایستاده و امروز، در خطیرترین نقطه تاریخ ایران معاصر، صادقانه و خاضعانه از بوسیدن دست رزمندگان ایران سخن میگوید.
بهجای طرح ایده اسرائیلپسند «رفراندوم» یا «تشکیل مجلس مؤسسان قانون اساسی» همواره پای آرمانهای انقلاب ایستاده و امروز، در خطیرترین نقطه تاریخ ایران معاصر، صادقانه و خاضعانه از بوسیدن دست رزمندگان ایران سخن میگوید.
۲۰:۵۱
فراخوان ارسال محتوابرای رسانه اتاق جنگ
پس از گذشت حدود یک ماه از آغاز فعالیتهای اتاق جنگ با هدف مقابله با تهاجم رسانهای علیه ایران و ترویج روایت پیروزی ایران، اکنون در پی آنیم تا از تولیدکنندگان محتوا (متن، صوت و تصویر) دعوت کنیم تا آثار خود را برای انتشار در اختیار ما قرار بدهند.
بدیهی است که آثار ارسالی باید با زبان و بیانی همهفهم در پی دستیابی به اهداف مطروحه تولید شده باشند.
نمونههایی از محتواهای قابل پذیرش: روزنوشت، خاطره، گزارش، مصاحبه، تحلیل و... در قالب متن، صوت و تصویر (عکس و فیلم).
جهت کسب اطلاعات بیشتر و ارسال محتوا با ادمین کانال اتاق جنگ در ارتباط باشید:@ravieiran
پس از گذشت حدود یک ماه از آغاز فعالیتهای اتاق جنگ با هدف مقابله با تهاجم رسانهای علیه ایران و ترویج روایت پیروزی ایران، اکنون در پی آنیم تا از تولیدکنندگان محتوا (متن، صوت و تصویر) دعوت کنیم تا آثار خود را برای انتشار در اختیار ما قرار بدهند.
بدیهی است که آثار ارسالی باید با زبان و بیانی همهفهم در پی دستیابی به اهداف مطروحه تولید شده باشند.
نمونههایی از محتواهای قابل پذیرش: روزنوشت، خاطره، گزارش، مصاحبه، تحلیل و... در قالب متن، صوت و تصویر (عکس و فیلم).
جهت کسب اطلاعات بیشتر و ارسال محتوا با ادمین کانال اتاق جنگ در ارتباط باشید:@ravieiran
۲۲:۱۱
دیپلماسی باید تابع میدان باشد
گفتوگوی اتاق جنگ با بیژن عبدالکریمی۱۹ فروردین ۱۴۰۵
نیروهای انقلاب به دلیل ضربات سنگینی که ما پیشتر از اعتماد به آمریکاییها و اسرائیلیها خوردیم، حق دارند نگران باشند.این عزیزان تصور میکنند آتشبس تله ترامپ و نتانیاهوست؛ بهویژه وقتی میبینیم در نخستین ساعات پس از اعلام آتشبس، لبنان عزیز ما تحت شدیدترین حملات دشمن صهیونی قرار گرفته است.
باید بدانیم تصمیم آتشبس نه از سوی وزارت خارجه و دولت، که تصمیم حاکمیتی است و توسط عالیترین مقامات کشور در شورای عالی امنیت ملی، فرماندهان سپاه و ارتش و با اشراف رهبری جمهوری اسلامی ایران گرفته شده است.
ایران پس از چند قرن توانسته است بر تمام سرزمینش اعمال حاکمیت داشته باشد.ما بر یکی از مهمترین آبراههای جهان که دالان گذر انرژی است، سیطره پیدا کردهایم.این برای اولین بار است که مذاکره بر اساس مفاد پیشنهادی ایران شکل میگیرد.
ما نباید میدان را خالی کنیم و همچنان هوشیار باشم.ما باید جرئت حمله پیشدستانه داشته باشیم.
تاریخ ایران نشان میدهد دیپلماسی ما ضعیف عمل کرده است و همواره از حوزه دیپلماسی ضربه خوردهایم.نیروهای دفاعی ما شاهکار خلق کردند و با جان و خونشان این را به اثبات رساندند.نیروهای نظامی ایران توانستهاند در کشورهای حوزه ناتو تفرقه ایجاد کنند.امروز ناتو روح خود را از دست داده و تنها جسدی از آن باقی مانده است.
همواره بین دست و پای انقلاب با روح و جان و مغز و قلب آن یک تعارض وجود داشته است.دستگاه دیپلماسی باید بکوشد خود را با میدان تطبیق دهد.
@otaqejangmedia
مشاهده کامل گفتوگو در آپارات:https://www.aparat.com/v/ivh6vg0
گفتوگوی اتاق جنگ با بیژن عبدالکریمی۱۹ فروردین ۱۴۰۵
نیروهای انقلاب به دلیل ضربات سنگینی که ما پیشتر از اعتماد به آمریکاییها و اسرائیلیها خوردیم، حق دارند نگران باشند.این عزیزان تصور میکنند آتشبس تله ترامپ و نتانیاهوست؛ بهویژه وقتی میبینیم در نخستین ساعات پس از اعلام آتشبس، لبنان عزیز ما تحت شدیدترین حملات دشمن صهیونی قرار گرفته است.
باید بدانیم تصمیم آتشبس نه از سوی وزارت خارجه و دولت، که تصمیم حاکمیتی است و توسط عالیترین مقامات کشور در شورای عالی امنیت ملی، فرماندهان سپاه و ارتش و با اشراف رهبری جمهوری اسلامی ایران گرفته شده است.
ایران پس از چند قرن توانسته است بر تمام سرزمینش اعمال حاکمیت داشته باشد.ما بر یکی از مهمترین آبراههای جهان که دالان گذر انرژی است، سیطره پیدا کردهایم.این برای اولین بار است که مذاکره بر اساس مفاد پیشنهادی ایران شکل میگیرد.
ما نباید میدان را خالی کنیم و همچنان هوشیار باشم.ما باید جرئت حمله پیشدستانه داشته باشیم.
تاریخ ایران نشان میدهد دیپلماسی ما ضعیف عمل کرده است و همواره از حوزه دیپلماسی ضربه خوردهایم.نیروهای دفاعی ما شاهکار خلق کردند و با جان و خونشان این را به اثبات رساندند.نیروهای نظامی ایران توانستهاند در کشورهای حوزه ناتو تفرقه ایجاد کنند.امروز ناتو روح خود را از دست داده و تنها جسدی از آن باقی مانده است.
همواره بین دست و پای انقلاب با روح و جان و مغز و قلب آن یک تعارض وجود داشته است.دستگاه دیپلماسی باید بکوشد خود را با میدان تطبیق دهد.
@otaqejangmedia
مشاهده کامل گفتوگو در آپارات:https://www.aparat.com/v/ivh6vg0
۹:۱۶
در رثای خامنهای بزرگ
علیرضا اسکندرینژاد۲۰ فروردین ۱۴۰۵۱۶:۳۵ تهران
امروز چهلمِ خامنهایِ شهید است. روزهای زیادی است که از مشاهداتم ننوشتهام؛ بیشتر به این خاطر که جنگ به بخشی از زندگی ما تبدیل شده است و دستکم من، چیز جدیدی برای طرح کردن ندارم. بیش از یک روز است که آتشبسی بسیار شکننده بین ایران و آمریکا برقرار شده است. با وجود این، هیچکدام از ما احساس نمیکنیم که جنگ به پایان رسیده باشد. دیشب به یکی از تجمعات مردمی رفته بودم؛ تقریباً همه ناراحت بودند که چرا آتشبس شده است. استدلالشان این بود که با اینهمه شهید و هزینهای که دادهایم، این نبرد را باید تا نقطهای ادامه دهیم که دشمنان دیگر توان تجاوز مجدد نداشته باشند. البته این صورتبندیِ من از صحبتهای آنهاست؛ زبانشان بسیار تندتر از چیزی بود که بیان کردم. اغلب آنها خواهان نابودی کامل اسرائیل بودند و به چیزی جز این برای پایان جنگ راضی نمیشدند.واقعیتش را بخواهید، من هم چندان نسبت به این آتشبس حس خوبی ندارم. فارغ از اینکه تا همین حالا هم به نظر میرسد آتشبس توسط دشمنان نقض شده، ماهیتش بسیار پرسشبرانگیز است. به نظرم ما توان ورود مجدد به جنگ را نداریم و باید در همین نبرد تکلیف را یکسره کنیم. البته من موافق پیگیری ایدهی نابودی اسرائیل نیستم، اما به نظرم جامعهی ما نمیتواند بیش از این وضعیتِ ابهام و بیثباتیِ ناشی از سایهی جنگ را تحمل کند. با این همه، نباید فراموش کنیم که جنگ باید در نقطهای به پایان برسد و نمیتواند تا ابد ادامه یابد. امیدوارم هوشمندی و درایت نظامیِ جمهوری اسلامی در عرصهی دیپلماسی هم تکرار شود و بتوانیم سایهی جنگ را برای همیشه از سر کشور برداریم و بخشی از مسائل اقتصادی را از طریق امتیازگیری در مذاکره جبران کنیم. بهجز این، هرچه بشود به ضرر ایران است. البته این را من در حالی میگویم که اطلاعی از وضعیت تسلیحاتی، نظامی و داخلی ندارم و صرفاً بهعنوان یک ناظر سخن میگویم.همانطور که گفتم، امروز چهلمِ خامنهایِ شهید است. خواستم کمی دربارهی او سخن بگویم. شاید پیشتر هم گفته باشم که من تقریباً در تمام عمرم مخالف او بودم و چندین مرتبه در تجمعات اعتراضی، علیه او و جمهوری اسلامی شعار دادهام. به نظرم زمان زیادی برد تا بتوانم از افسون رسانهها رهایی یابم و او و نظام سیاسیاش را از منظری دیگر ببینم. البته زمانی هم که دست از مخالفت با او کشیدم، چندان هواخواهش نبودم. استدلالم این بود که «چارهی دیگری نداریم» و «اگر جایگزین مناسبی برای جمهوری اسلامی و خامنهای باشد، خودم اولین نفر سراغش میروم». مدتی تلاش کردم تا از منظر پراگماتیستی و واقعگرایی سیاسی، نسبتم با او و جمهوری اسلامی را توجیه کنم.همهی اینها تا کمی پس از جنگ پیشین با رژیم اسرائیل (جنگ دوازدهروزه) صادق بود. حماسهای که ایران در این جنگ خلق کرد و چند ماه بعد، در دیماه، که دشمنان بار دیگر به سراغ ایران آمدند و تمام نیروهایشان را به خطر انداختند، بر من اثبات کرد که خامنهای یک قهرمان ملی و رهبری بیبدیل در تاریخ ایران است. مدام با خودم تکرار میکردم که چطور توانست ایران را به قدرتی تبدیل کند که در برابر اکثر جهان دلاورانه بایستد؛ کشوری که نه با تجاوز تمامعیار خارجی، نه با دسیسهچینیهای مداوم داخلی و نه با این موج بیهمتا و همهجانبهی رسانهای از پای در نمیآید. باور نمیکنم که این ایستادگی جز با تدابیر خامنهای ممکن میشد.لعنت بر قلمی که در بیان محبت به شخصیت سیاسی، به اغراق و افراط بنویسد. او را بسیار دیر شناختم. میتوانستم سالهای بسیاری از زندگیام را در فهم او و تلاش برای رسیدن به آرمانهایش بگذرانم، نه اینکه این سالها را بیهوده در تبعیت کورکورانه از جریان رسانهای دشمن سپری کنم. واقعاً بر خود و عمری که گذراندهام افسوس میخورم. با این همه، از زمانی که متوجه خطای خود شدهام، کشور در شرایطی نبود که فرصتی برای افسوس خوردن باقی بماند. از دیماه تمام تلاشم را کردم که خطای خود را جبران کنم و نقشی در ایرانِ خامنهای داشته باشم؛ هرچند کشوری که او ساخت و نیروهایی که تربیت کرد، بدون نیاز به امثال من، ایران را حفظ کردهاند. مگر میشود ایرانِ خامنهای چنین حماسهای در دفاع از ما خلق کند و من سنگینیِ دِین او را بر گردنم احساس نکنم؟ امکان ندارد حماسهی خیابانها و میدانهای نظامی را ببینم و ساکت بنشینم. به همین خاطر بود که از ابتدای جنگ قسم خوردم که جز از عظمت ایرانِ او نگویم. دیگر فرصتی برای خطا کردن نیست. برای کسانی که هنوز در فهم عظمتِ ایرانِ او تردید دارند، عمیقاً افسوس میخورم. امیدوارم توانی داشته باشم تا باقی عمرم را صرف روایت بزرگی او و دستاوردهایش کنم.
@otaqejangmedia
امروز چهلمِ خامنهایِ شهید است. روزهای زیادی است که از مشاهداتم ننوشتهام؛ بیشتر به این خاطر که جنگ به بخشی از زندگی ما تبدیل شده است و دستکم من، چیز جدیدی برای طرح کردن ندارم. بیش از یک روز است که آتشبسی بسیار شکننده بین ایران و آمریکا برقرار شده است. با وجود این، هیچکدام از ما احساس نمیکنیم که جنگ به پایان رسیده باشد. دیشب به یکی از تجمعات مردمی رفته بودم؛ تقریباً همه ناراحت بودند که چرا آتشبس شده است. استدلالشان این بود که با اینهمه شهید و هزینهای که دادهایم، این نبرد را باید تا نقطهای ادامه دهیم که دشمنان دیگر توان تجاوز مجدد نداشته باشند. البته این صورتبندیِ من از صحبتهای آنهاست؛ زبانشان بسیار تندتر از چیزی بود که بیان کردم. اغلب آنها خواهان نابودی کامل اسرائیل بودند و به چیزی جز این برای پایان جنگ راضی نمیشدند.واقعیتش را بخواهید، من هم چندان نسبت به این آتشبس حس خوبی ندارم. فارغ از اینکه تا همین حالا هم به نظر میرسد آتشبس توسط دشمنان نقض شده، ماهیتش بسیار پرسشبرانگیز است. به نظرم ما توان ورود مجدد به جنگ را نداریم و باید در همین نبرد تکلیف را یکسره کنیم. البته من موافق پیگیری ایدهی نابودی اسرائیل نیستم، اما به نظرم جامعهی ما نمیتواند بیش از این وضعیتِ ابهام و بیثباتیِ ناشی از سایهی جنگ را تحمل کند. با این همه، نباید فراموش کنیم که جنگ باید در نقطهای به پایان برسد و نمیتواند تا ابد ادامه یابد. امیدوارم هوشمندی و درایت نظامیِ جمهوری اسلامی در عرصهی دیپلماسی هم تکرار شود و بتوانیم سایهی جنگ را برای همیشه از سر کشور برداریم و بخشی از مسائل اقتصادی را از طریق امتیازگیری در مذاکره جبران کنیم. بهجز این، هرچه بشود به ضرر ایران است. البته این را من در حالی میگویم که اطلاعی از وضعیت تسلیحاتی، نظامی و داخلی ندارم و صرفاً بهعنوان یک ناظر سخن میگویم.همانطور که گفتم، امروز چهلمِ خامنهایِ شهید است. خواستم کمی دربارهی او سخن بگویم. شاید پیشتر هم گفته باشم که من تقریباً در تمام عمرم مخالف او بودم و چندین مرتبه در تجمعات اعتراضی، علیه او و جمهوری اسلامی شعار دادهام. به نظرم زمان زیادی برد تا بتوانم از افسون رسانهها رهایی یابم و او و نظام سیاسیاش را از منظری دیگر ببینم. البته زمانی هم که دست از مخالفت با او کشیدم، چندان هواخواهش نبودم. استدلالم این بود که «چارهی دیگری نداریم» و «اگر جایگزین مناسبی برای جمهوری اسلامی و خامنهای باشد، خودم اولین نفر سراغش میروم». مدتی تلاش کردم تا از منظر پراگماتیستی و واقعگرایی سیاسی، نسبتم با او و جمهوری اسلامی را توجیه کنم.همهی اینها تا کمی پس از جنگ پیشین با رژیم اسرائیل (جنگ دوازدهروزه) صادق بود. حماسهای که ایران در این جنگ خلق کرد و چند ماه بعد، در دیماه، که دشمنان بار دیگر به سراغ ایران آمدند و تمام نیروهایشان را به خطر انداختند، بر من اثبات کرد که خامنهای یک قهرمان ملی و رهبری بیبدیل در تاریخ ایران است. مدام با خودم تکرار میکردم که چطور توانست ایران را به قدرتی تبدیل کند که در برابر اکثر جهان دلاورانه بایستد؛ کشوری که نه با تجاوز تمامعیار خارجی، نه با دسیسهچینیهای مداوم داخلی و نه با این موج بیهمتا و همهجانبهی رسانهای از پای در نمیآید. باور نمیکنم که این ایستادگی جز با تدابیر خامنهای ممکن میشد.لعنت بر قلمی که در بیان محبت به شخصیت سیاسی، به اغراق و افراط بنویسد. او را بسیار دیر شناختم. میتوانستم سالهای بسیاری از زندگیام را در فهم او و تلاش برای رسیدن به آرمانهایش بگذرانم، نه اینکه این سالها را بیهوده در تبعیت کورکورانه از جریان رسانهای دشمن سپری کنم. واقعاً بر خود و عمری که گذراندهام افسوس میخورم. با این همه، از زمانی که متوجه خطای خود شدهام، کشور در شرایطی نبود که فرصتی برای افسوس خوردن باقی بماند. از دیماه تمام تلاشم را کردم که خطای خود را جبران کنم و نقشی در ایرانِ خامنهای داشته باشم؛ هرچند کشوری که او ساخت و نیروهایی که تربیت کرد، بدون نیاز به امثال من، ایران را حفظ کردهاند. مگر میشود ایرانِ خامنهای چنین حماسهای در دفاع از ما خلق کند و من سنگینیِ دِین او را بر گردنم احساس نکنم؟ امکان ندارد حماسهی خیابانها و میدانهای نظامی را ببینم و ساکت بنشینم. به همین خاطر بود که از ابتدای جنگ قسم خوردم که جز از عظمت ایرانِ او نگویم. دیگر فرصتی برای خطا کردن نیست. برای کسانی که هنوز در فهم عظمتِ ایرانِ او تردید دارند، عمیقاً افسوس میخورم. امیدوارم توانی داشته باشم تا باقی عمرم را صرف روایت بزرگی او و دستاوردهایش کنم.
@otaqejangmedia
۱۷:۴۰
نوشته مخاطبان
رضا صادقیلندن
یهدفعه از خواب پریدم، تو این نیمهشب بهاری؛ بهاری که امسال اصلاً دلنشین نیست. بیاختیار خبرها رو دوباره چک میکنم؛ انفجار شدید در غرب و شرق تهران. اضطراب وجودم رو فرا میگیره. بچهای رو تصور میکنم که از صدای انفجار به آغوش مادرش پناه میبره. چقدر این روزها غم و بغض و خشم داریم، و همزمان چندشآورترین تصویر این روزها برام تداعی میشه: Thank you Trump, Thank you Bibi. باورم نمیشه این حجم از بلاهت رو. خدایا، خودت کمک کن؛ به اون مردم، به اون سرزمین.
من جنگ عراق رو یادمه. بچه بودم. با صدای آژیر، در حالی که کودکی ۸ یا ۹ ساله بودم، با تنی لرزون به زیرزمین خونه پناه میبردیم. خوب یادمه مامان بزرگ یه دعایی میخوند و از ما میخواست تکرار کنیم: «نجات منکه یا سیدالکریم، نَجِّنا و خَلِّصنا به حق بسمالله الرحمن الرحیم» و ما تکرار میکردیم.
اینبار اما جنگ عمیقتر و شدیدتره؛ فقط عراق نیست. داریم با بزرگترین قدرتهای متجاوز دنیا مقابله میکنیم. یهدفعه یادم میاد که وسط این همه نگرانی، میتونم حتی احساس غرور هم بکنم. پنج هفته از جنگ میگذره و چقدر مدیون تهرانیمقدمها و بچههای موشکی و همه اون سردارها و سربازهایی هستیم که جونشون رو در راه کشورشون دادن.
با خودم فکر میکنم: خدایا، اگه ما نیروی موشکی نداشتیم، تهران میتونست یه غزهٔ جدید باشه. با خودم مرور میکنم که رهبر ما در حالی که حتی حاضر نشد بره پناهگاه، در مردانهترین حالت ممکن خودش رو فدای ایران کرد. رهبر انسان فرهیختهای بود و شک ندارم آگاهانه این تصمیم رو گرفت تا اتحاد و همدلی بین مردم شکل بگیره.
از اعماق وجودم از خدا میخوام کشورمون سربلند بمونه. اعتراف میکنم فکر نمیکردم ایران بتونه اینطور شجاعانه مقاومت کنه. و تا ابد مدیون سردارهای عزیزی هستیم که در راه اون آب و خاک جون دادن.
ای در رگانم خون وطن
ای پرچمت ما را کفن
دور از تو بادا اهرمن
ایران من، ایران من
@otaqejangmedia
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
برای ارسال نوشتههای خود با @ravieiran در ارتباط باشید.
یهدفعه از خواب پریدم، تو این نیمهشب بهاری؛ بهاری که امسال اصلاً دلنشین نیست. بیاختیار خبرها رو دوباره چک میکنم؛ انفجار شدید در غرب و شرق تهران. اضطراب وجودم رو فرا میگیره. بچهای رو تصور میکنم که از صدای انفجار به آغوش مادرش پناه میبره. چقدر این روزها غم و بغض و خشم داریم، و همزمان چندشآورترین تصویر این روزها برام تداعی میشه: Thank you Trump, Thank you Bibi. باورم نمیشه این حجم از بلاهت رو. خدایا، خودت کمک کن؛ به اون مردم، به اون سرزمین.
من جنگ عراق رو یادمه. بچه بودم. با صدای آژیر، در حالی که کودکی ۸ یا ۹ ساله بودم، با تنی لرزون به زیرزمین خونه پناه میبردیم. خوب یادمه مامان بزرگ یه دعایی میخوند و از ما میخواست تکرار کنیم: «نجات منکه یا سیدالکریم، نَجِّنا و خَلِّصنا به حق بسمالله الرحمن الرحیم» و ما تکرار میکردیم.
اینبار اما جنگ عمیقتر و شدیدتره؛ فقط عراق نیست. داریم با بزرگترین قدرتهای متجاوز دنیا مقابله میکنیم. یهدفعه یادم میاد که وسط این همه نگرانی، میتونم حتی احساس غرور هم بکنم. پنج هفته از جنگ میگذره و چقدر مدیون تهرانیمقدمها و بچههای موشکی و همه اون سردارها و سربازهایی هستیم که جونشون رو در راه کشورشون دادن.
با خودم فکر میکنم: خدایا، اگه ما نیروی موشکی نداشتیم، تهران میتونست یه غزهٔ جدید باشه. با خودم مرور میکنم که رهبر ما در حالی که حتی حاضر نشد بره پناهگاه، در مردانهترین حالت ممکن خودش رو فدای ایران کرد. رهبر انسان فرهیختهای بود و شک ندارم آگاهانه این تصمیم رو گرفت تا اتحاد و همدلی بین مردم شکل بگیره.
از اعماق وجودم از خدا میخوام کشورمون سربلند بمونه. اعتراف میکنم فکر نمیکردم ایران بتونه اینطور شجاعانه مقاومت کنه. و تا ابد مدیون سردارهای عزیزی هستیم که در راه اون آب و خاک جون دادن.
ای در رگانم خون وطن
ای پرچمت ما را کفن
دور از تو بادا اهرمن
ایران من، ایران من
@otaqejangmedia
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
برای ارسال نوشتههای خود با @ravieiran در ارتباط باشید.
۱۲:۱۱
نوشته مخاطبان
علی غلامی
این روزها میبینیم که کسانی در مخالفت با حملهٔ اسرائیل و آمریکا بر فرض مثال به صنایع فولاد، استدلال میکنن که اینها فقط در اختیار و مورد استفادهٔ سپاه نیست و مردم هم ازشون بهرهمند میشن؛ اما این توجیه حتی از اون توجیهِ جواز حمله به صنایع متعلق به سپاه بدتر و فریبکارانهتره.
نه فقط صنایعِ در خدمت سپاه و ارتش، و نه فقط صنایعِ مطلقاً متعلق به سپاه و ارتش، بلکه خود سپاه و ارتش یعنی ایران. هر کس حمله به سپاه و ارتش رو مجاز بدونه، قطعاً دشمنه و سرِ دشمن رو باید به سنگ کوبید. اگه مذاکره و مصالحه با دشمن بیگانه لازم و روا باشه، هیچ مماشاتی با دشمن داخلی مجاز نیست. دشمن خارجی، اگه دستگیر بشه، اسیره و باید باهاش مثل اسیر رفتار کرد؛ اما دشمن داخلی، نه اسیر، بلکه خائنه و مجازات خائن از دیگران شدیدتره.
ترامپ و نتانیاهو هم بر همین توجیهِ جدایی جمهوری اسلامی (سپاه و ارتش و وزارت اطلاعات و نیروی انتظامی و...) از ایران سوار میشن تا توده رو فریب بدن؛ اما با بمبارانهاشون عملاً نشون میدن که ایران و حکومتش، که امروز جمهوری اسلامیه، تفکیکناپذیرن. و اینجاست که ذهنهای مسخشده به خودشون میان و فریاد میزنن: «عه! چرا خونه رو زد؟ عه! چرا مردم عادی رو کشت؟ عه! چرا نیروگاه برق و پالایشگاه رو میزنه؟ عه! چرا مدرسهٔ بچهها رو میزنه؟ عه! چرا دانشگاه رو میزنه؟»
@otaqejangmedia
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
برای ارسال نوشتههای خود با @ravieiran در ارتباط باشید.
این روزها میبینیم که کسانی در مخالفت با حملهٔ اسرائیل و آمریکا بر فرض مثال به صنایع فولاد، استدلال میکنن که اینها فقط در اختیار و مورد استفادهٔ سپاه نیست و مردم هم ازشون بهرهمند میشن؛ اما این توجیه حتی از اون توجیهِ جواز حمله به صنایع متعلق به سپاه بدتر و فریبکارانهتره.
نه فقط صنایعِ در خدمت سپاه و ارتش، و نه فقط صنایعِ مطلقاً متعلق به سپاه و ارتش، بلکه خود سپاه و ارتش یعنی ایران. هر کس حمله به سپاه و ارتش رو مجاز بدونه، قطعاً دشمنه و سرِ دشمن رو باید به سنگ کوبید. اگه مذاکره و مصالحه با دشمن بیگانه لازم و روا باشه، هیچ مماشاتی با دشمن داخلی مجاز نیست. دشمن خارجی، اگه دستگیر بشه، اسیره و باید باهاش مثل اسیر رفتار کرد؛ اما دشمن داخلی، نه اسیر، بلکه خائنه و مجازات خائن از دیگران شدیدتره.
ترامپ و نتانیاهو هم بر همین توجیهِ جدایی جمهوری اسلامی (سپاه و ارتش و وزارت اطلاعات و نیروی انتظامی و...) از ایران سوار میشن تا توده رو فریب بدن؛ اما با بمبارانهاشون عملاً نشون میدن که ایران و حکومتش، که امروز جمهوری اسلامیه، تفکیکناپذیرن. و اینجاست که ذهنهای مسخشده به خودشون میان و فریاد میزنن: «عه! چرا خونه رو زد؟ عه! چرا مردم عادی رو کشت؟ عه! چرا نیروگاه برق و پالایشگاه رو میزنه؟ عه! چرا مدرسهٔ بچهها رو میزنه؟ عه! چرا دانشگاه رو میزنه؟»
@otaqejangmedia
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
برای ارسال نوشتههای خود با @ravieiran در ارتباط باشید.
۱۰:۴۶
دیاسپوراقسمت ششم با قیصر
وقتی قیصر (بینش بلور) برخلاف موجِ سلبریتیهای خارجنشین، در حساسترین روزهای تهدید و جنگ، تمامقد پشت «ایران» میایستد.این مصاحبه یک گفتوگوی ساده نیست؛ فورانِ بغض یک «تهرانی اصیل» است که چهرهی واقعی جریانهای ویرانیطلب را رسوا میکند.
خلاصه آنچه در این اپیزودِ بیسانسور میشنوید:
قیصر در این برنامه ثابت میکند که «وطندوستی» در عمل است، نه در شعار. او نقابِ کاسبان خون و تحریم را کنار میزند!
مشاهده کامل برنامه در آپارات:https://www.aparat.com/v/icgf433
۷:۱۵
سناریوی برنامه:شرکتکنندگان منتقد به حکومت و وضع موجود جامعه به بیان دیدگاهشان در خصوص مسائل مختلف سیاسی و اجتماعی ایران میپردازند و بیژن عبدالکریمی با آنها به گفتوگو مینشیند.
شرایط:
شورای سردبیری اتاق جنگ
۱۳:۱۵
اتحاد با جمهوری اسلامی در زمان جنگ
اتاق جنگ با رقیه دانشگری و ملیحه محمدی؛ زندانیان سیاسی جریان چپ در ایران
در این قسمت از برنامه «اتاق جنگ»، میزبان دو چهرهی شناختهشده از جریان چپ و زندانیان سیاسی پیش از انقلاب، خانمها رقیه دانشگری و ملیحه محمدی هستیم. گفتوگویی صریح که به واکاوی یکی از مهمترین پدیدههای سیاسیِ دورانِ جنگ میپردازد: همگرایی نیروهای منتقد و چپگرا با جمهوری اسلامی در دفاع از تمامیت ارضی ایران.
چرا کسانی که سالها منتقد و حتی مخالف سیستم بودهاند، در لحظهی تهاجمِ امپریالیسم و خطرِ جنگ، دفاع از میهن و ایستادن در کنار حاکمیت را بر هرگونه اختلاف سیاسی ترجیح میدهند؟
محورهای کلیدی این گفتوگو:
اتحاد در برابر امپریالیسم؛ تحلیل منطقِ عدالتخواهانه و ضدامپریالیستیِ چپ؛ چرا در لحظهی تهاجم به سرزمین مادری، هرگونه تضعیفِ نیروی مدافعِ کشور (جمهوری اسلامی) به معنای همدستی با دشمنان است؟
نقد افسانهی ساواک و توهمِ سلطنتطلبی؛ روایتی دستاول از اختناق، شکنجه و تجاوز در زندانهای پهلوی. چرا کسانی که امروز پرچم ساواک و سلطنت را در خارج از کشور بلند کردهاند، وارثانِ همان فرهنگِ لمپنیزم و ابتذال هستند؟
آتشبس و دستاوردِ مقاومت؛ بررسی پیامدهای مقاومتِ چهلروزهی میدان و خیابان. چگونه همبستگی ملی و ارادهی نظامی توانست دشمن را به پذیرش شروط ایران وادار کند؟
شکستِ انحصارِ رسانهای؛ واکاوی استراتژیِ سالیانِ دستگاههای تبلیغاتی غرب برای «مغزشویی» و ایجاد دوقطبی در ایران؛ و اینکه چگونه حضور حماسیِ مردم با هر عقیده و ظاهری در خیابانها، این پروژه را به شکست کشاند.
آیندهی ایرانِ پساجنگ؛ آیا پس از عبور از بحران، جامعه با انسداد مواجه میشود یا به سمتِ یک نظامِ چندصداتر و اقتصادی عادلانهتر حرکت خواهد کرد؟ و مطالبهی صریحِ دیاسپورا برای بازگشتِ بدون دغدغه به وطن.
این برنامه خط بطلانی است بر دوقطبیسازیهای کاذب و اثباتِ این حقیقت که «ایران»، نقطهی اشتراکِ تمامِ نیروهای وطندوست با هر گرایشِ فکری است.
برای حمایت از گفتوگوهای تحلیلی و بدونِ سانسور، ویدیو را لایک کنید، کانال ما را سابسکرایب نمایید و نظرتان را دربارهی «اولویتِ دفاع ملی بر اختلافات سیاسی» برای ما بنویسید.
@otaqejangmedia
مشاهده فیلم کامل برنامه در آپارات:https://www.aparat.com/v/vhudg60
اتاق جنگ با رقیه دانشگری و ملیحه محمدی؛ زندانیان سیاسی جریان چپ در ایران
در این قسمت از برنامه «اتاق جنگ»، میزبان دو چهرهی شناختهشده از جریان چپ و زندانیان سیاسی پیش از انقلاب، خانمها رقیه دانشگری و ملیحه محمدی هستیم. گفتوگویی صریح که به واکاوی یکی از مهمترین پدیدههای سیاسیِ دورانِ جنگ میپردازد: همگرایی نیروهای منتقد و چپگرا با جمهوری اسلامی در دفاع از تمامیت ارضی ایران.
چرا کسانی که سالها منتقد و حتی مخالف سیستم بودهاند، در لحظهی تهاجمِ امپریالیسم و خطرِ جنگ، دفاع از میهن و ایستادن در کنار حاکمیت را بر هرگونه اختلاف سیاسی ترجیح میدهند؟
محورهای کلیدی این گفتوگو:
@otaqejangmedia
مشاهده فیلم کامل برنامه در آپارات:https://www.aparat.com/v/vhudg60
۱۸:۴۰
دیاسپورا
قیصر:«۱۸۰ بچهٔ ایرانی کشته شدن.جیک نمیزنی؟تف به شرف نداشتهت.»
@otaqejangmedia
مشاهده کامل در آپارات:https://www.aparat.com/v/vhudg60
قیصر:«۱۸۰ بچهٔ ایرانی کشته شدن.جیک نمیزنی؟تف به شرف نداشتهت.»
@otaqejangmedia
مشاهده کامل در آپارات:https://www.aparat.com/v/vhudg60
۲۰:۱۰