بله | کانال اشعار نامداران
عکس پروفایل اشعار نامدارانا

اشعار نامداران

۸۴ عضو
دوبیتی از "مولانا"undefinedدلا نزد کسی بنشین که او از دل خبر داردبه زیر آن درختی رو که او گل های تر دارددراین بازار عطارانمرو هرسو چو بیکارانبه دکان کسی بنشینکه در دکان شکر داردundefinedundefinedundefined

۱۱:۰۱

از آمدنم نبود گردون را سودوز رفتن من جلال و جاهش نفزودوز هیچ کسی نیز دو گوشم خشنودکاین آمدن و رفتنم بهر چه بود!"خیام"

۱۱:۲۱

" دل از طلب ندارم تا کام من بر اید یاتن رسدبه جانان یاجان زتن دراید"undefinedundefinedundefined#حافظ_تک بیت

۲۰:۳۹

thumbnail
نیست در شهر نگاری که دل ما ببردبختم ار یارشود رختم از این جا ببرد#حافظ_#تفال_#تک بیتی

۷:۳۸

thumbnail
هرگز وجود حاضر غایب شنیده ای؟من در میان جمع و دلم جای دیگر است#سعدی_تک بیتی

۱۹:۲۱

thumbnail
مرا تو بی سببی نیستی به راستی صلت کدام قصیده ای ای غزل؟ستاره باران جواب کدام سلامی به آفتاباز دریچه تاریک؟کلام از نگاه تو شکل می بندد خوشان نظربازیا که تو آغاز می کنیپس پشت مردمکانت فریاد کدام زندانیاست که آزادی را بر لبان برنتابیده گل سرخی پرتاب می کندور نه این ستاره بازی حاشاچیزی به کار آفتاب نیستنگاه از صدای تو ایمن می شودچه مومنانه نام مرا آواز می کنیو دلت کبوتر آشتی است در خون تپیده به بام تلخ با این همه چه بالا چه بلندنام مرا آواز می کنی.#احمد شاملو_شعرنو

۱۹:۱۶

چه قالب شعری رو می پسندید؟undefinedundefined

۱۸:۵۵

غزل

۱۸:۵۵

مثنوی

۱۸:۵۵

نو

۱۸:۵۵

#نظر_سنجی

۱۹:۵۰

thumbnail
اشعار نامدارانundefinedارائه زیباترین اشعار از شاعران بلند آوازهبا نظر شماundefinedundefinedundefinedهمراه با پوستر اسم شعراگرفتن فال حافظ با روش های ابداعیundefined#غزل_مثنوی_شعر نوundefined#تک بیتی_دوبیتیundefinedبا ما همراه باشید اشعار نامدارانundefined

۱۱:۴۴

thumbnail
منگر اندر نقش زشت و خوب خویشبنگر اندر عشق و در مطلوب خویشمنگر انکه تو حقیری با ضعیفبنگر اندر همت خود ای شریفتو به هر حالی که باشی می طلبآب می جو دائما ای خشک لب#مولوی

۱۴:۵۷

thumbnail
تو خلق بدانند که من عاشق و مستمآوازه درست است که من توبه شکستمگر دشمنم ایذا کند و دوست ملامتمن فارغم از هرچه بگویند که هستمای نفس که مطلوب تو ناموس و ریا بوداز بند تو برخاستم و خوش بنشستماز روی نگارین تو بیزارم اگر منتا روی تو دیدم به دگر کس نگرستمزین پیش درآمیختگی باهمه مردمتا یار بدیدم در اغیار بیستمای ساقی از آن پیش که مستم کنی از میمن تو ز نظر در قد و بالای تو مستمشب ها گذرد برمن از اندیشه رویتتا صبح نه من خفته نه همسایه بدستمحیف است سخن گفتن با هرکس از آن آبدشنام به من ده که درودت بفرستمدیریست که سعدی به دل از عشق تو میگفتاین بت نه عجب باشد اگر من بپرستمبند همه غم های جهان بر دل من بوددر بند تو افتادم و از جمله برس تم#سعدی

۱۹:۰۸

thumbnail

۲۰:۰۳

thumbnail
نه دامی ست نه زنجیرهمه بسته چرائیم؟#مولانا

۲۰:۰۶