بازارسال شده از Akram Khoshnevis
۷:۴۸
بازارسال شده از Akram Khoshnevis
۷:۴۸
بازارسال شده از Akram Khoshnevis
۷:۴۸
بازارسال شده از Akram Khoshnevis
۷:۴۸
بازارسال شده از Akram Khoshnevis
۷:۴۸
بازارسال شده از Akram Khoshnevis
۶:۱۷
بازارسال شده از Akram Khoshnevis
۶:۱۷
بازارسال شده از Akram Khoshnevis
امور فرهنگی شهرستان اهر
۱۵:۴۶
بازارسال شده از Akram Khoshnevis
AUD-20210619-WA0051.mp3
۰۲:۵۸-۵.۲۴ مگابایت
۱۰:۱۵
بازارسال شده از Akram Khoshnevis
شهید زنده
به خاطر آنكه قاب عكس صدام را شكسته بودم، مرا به گودالی كه هشتاد و یك پله داشت، بردند.
وقتی مرا در سلولم حبس كردند، از بس كوچك بود(اندازه میز تحریر)، که به حالت خمیده در آن قرار گرفتم. شب فرا رسید و كلیه هایم از شدت سرما به درد آمده بود. با پا محكم به در سلول كوبیدم. نگهبان كه فارسی بلد بود، گفت: چیه؟ چرا داد می زنی؟ گفتم: یا مرا بكشید یا از اینجا بیرون بیاورید كه كلیه ام درد می كند. اگر دوایی هست برایم بیاورید! دارم می میرم. او در سلول را باز كرد و چند متر جلوتر در یك محوطه بازتر كشاند. در آنجا متوجه یك پیرمرد ناتوان شدم. او در حالی كه سكوت كرده بود، به چشمانم زل زد. بی مقدمه پرسید: ایرانی هستی؟ جوابش را ندادم. دوباره تكرار كرد. گفتم: آره، چه كار داری؟ پرسید: مرا می شناسی؟ اگر ایرانی باشی، حتما مرا می شناسی. گفتم: اتفاقا ایرانی ام؛ ولی تو را نمی شناسم. پرسید: وزیر نفت ایران كیست؟ گفتم: نمی دانم. گفت: ... نام محمدجواد تندگویان را نشنیده ای؟ گفتم: بله، شنیده ام. پرسید: كجاست؟ گفتم: احتمالاً شهید شده. سری تكان داد و گفت: تندگویان شهید نشده و كاش شهید میشد. دیگر همه چیز را فهمیدم...
منبع
۳:۱۵
بازارسال شده از Akram Khoshnevis
امور فرهنگی شهرستان اهر
۱:۲۰
بازارسال شده از Akram Khoshnevis
امور فرهنگی شهرستان اهر
۹:۵۶
بازارسال شده از کانون فرهنگی وتربیتی ولیعصر (عج)مختص دانش آموزان متوسط اول ومتوسطه دوم ویژه دختران شهرستان اهر
۳:۰۴
بازارسال شده از Akram Khoshnevis
۱۱:۰۴
بازارسال شده از Akram Khoshnevis
وند، تا در بهشت به من بپيوندند، از اين دو پيشى نگيريد كه هلاك شويد و دست از دامن آن دو برنداريد كه گمراه شويد.
۱۱:۰۴
بازارسال شده از Akram Khoshnevis
«من كنت مولاه فهذا علىّ مولاه»: هر كه من مولاى اويم، اين على مولاى اوست. سپس دست به سوى آسمان برداشت و چنين دعا كرد: خداوندا! دوستان او را دوست بدار و دشمنانش را دشمن بدار، يارانش را يارى كن، و آنها كه او را ترك كنند، از يارى خويش محروم ساز، حق را همراه او بدار و او را از حق جدا مكن. سپس فرمود: حاضران، اين خبر را به غايبان برسانند. خطبه كه بپايان رسيد، جمعيت متفرق نشده بود كه ...
۱۱:۰۴
بازارسال شده از Akram Khoshnevis
خاطرهای از اهتمام علامه طباطبایی به عزاداری امام حسین(علیه السلام)
آیت لله علوی بروجردی نقل کردند روزی به اتفاق پدرم و مرحوم علامه مدّاح که از تهران آمده بود به دیدار حضرت علامه طباطبایی رفتیم و پس از صرف چای ، علامه طباطبایی از آقای علّامه که مداحی می کردند ، درخواست کردند که روضه ای بخواند، او هم روضه حضرت علی اکبر(علیه السلام) را خواند و اشعار ایرج میرزا را در این زمینه می خواند و علامه هم استماع می کردند و متأثر بودند تا اینکه به این بیت رسید:
بعد از پسر دل پدر آماج تیر شدآتش زدند لانه مرغ پریده را
علامه طباطبایی در اینجا فرمودند: اَعِد. یعنی دوباره بخوان و او دوباره این بیت را خواند ، دوباره علامه فرمودند: اَعِد و تا چهار بار درخواست کردند که این بیت را دوباره بخواند و پس از اتمام روضه هم علامه در حالی که از شدت تأثر با دست به پای خود می زدند، این بیت را تکرار می کردند و آنگاه با حالی که شاید مخاطبشان ما هم نبودیم فرمودند: ای کاش ایرج میرزا این بیت شعر را به من می داد و من تفسیر المیزان را به او می دادم!
آیت الله علوی بروجردی می گوید: من در آن هنگام جوان و کنجکاو بودم و از این جمله ایشان تعجب کردم و گفتم آقا شما ایرج میرزا را می شناسید؟! او شاعر هزل سرایی است! ایشان فرمودند : بله می شناسم و دیوان ایشان را دارم، مع ذلک من حاضرم تفسیر المیزان را با این یک بیت عوض کنم و سپس ادامه دادند که من حتی توهم این معنا را ندارم که کسی این شعر را برای حضرت علی اکبر(علیه السلام) بگوید و فردای قیامت امام حسین(علیه السلام) در حق او بی تفاوت باشد.
نجفی قدسی افزود: امروزه اهمیت تفسیر المیزان بر همگان روشن و مبرهن است و برترین تفسیر قرآن در عصر حاضر است و حتی حضرت آیت الله جوادی آملی فرمودند که این تفسیر تا قیامت باقی است و آنگاه می بینیم علامه طباطبایی (ره) چه عشقی و ارادتی به ساحت اهل بیت و مخصوصاً حضرت سیدالشهدا (علیه السلام) دارند که حاضرند بهترین اثر علمی خود را با یک بیت شعر که بیانگر علاقه وافر حضرت امام حسین (علیه السلام) به فرزندشان علی اکبر است، عوض کنند. به امید آنکه امام حسین (علیه السلام) به ایشان عنایت بفرمایند و این سیره در بزرگان برای همه ما باید الگو باشد که برای مجالس عزاداری حضرت خامس آل عبا و یاران دشت کربلا اهتمام جدی داشته باشیم.منبع
۶:۲۹
یا صاحب الزمان (عجل لله ):
مرحوم" آیت الله بهجت"( رضوان الله تعالی علیه) می فرمودند:"اشک" را از عالم ملکوتا می آورند و در "مَشک چشم ها" تقسیم می کنند..
اشک بر "سیدالشهداء"( علیه السلام،) "رزق" آسمانی است..روزی ای است که از آسمان تقسیم می شود..آن هم به دست ام الائمه حضرت صدیقه طاهره سلام الله علیها..
مراتبی را که برای اشک بر سیدالشهدا علیه السلام شمرده اند را بیان می کنیم که معمولا ما تا پله "ششم" رسیدیم و به پله "هفتم" نرسیدیم که بگوییم..برای اشکی که برای "امام حسین "علیه السلام می ریزیم، "حساب و کتاب" است..دوازده کلاسی که "شیخ جعفر شوشتری" برای اظهار محبت ما به "سیدالشهداء"( علیه السلام) گفته است را بررسی می کنیم..
ببینیم در کدام کلاس هستیم و تا کدام پله را بالا آمده ایم..سعی کنیم به مدد" امام صادق" (علیه السلام) یک پله دیگر بالا بیاییم..
پله اول:انسان وقتی روضۀ حضرت را می شنود،نفسش تنگ شود و آه بکشد.می فرماید:"نفس المهموم لظلمنا تسبیح"هر آهی که بکشی برایت عبادت می نویسم.انسان نمی تواند گریه کندولی دلش می سوزد و نفسش تنگ می شود و اذیت می شود..
پله دوم:انسان آه روی آه،دلش به درد می آید..نمی تواند گریه کند ولی مدام جابه جا می شود..ناراحت است که چرا نمی تواند اشک بریزد و زجه بزند قلبش می سوزد..
پله سوم:انسان هاله ای از اشک در چشمش جمع شده،اما هر چه التماسش میکنی اشک پایین نمیآید،سپس خشک میشود."امام صادق "(علیه السلام) فرمود:هر وقت این حالت برای تو پیش آمد زود دستانت را به سوی آسمان بلند کن و چند دعا کن..لحظه ای که در چشمت هاله ای از اشک برای "سیدالشهداء"( علیه السلام )است، خداوند دارد با محبت به تو نگاه می کند تا هرچه می خواهی،به تو بدهد..
پله چهارم:انسان دلش بشکند و قطره ای از این اشک به اندازه بال پشه،سرازیر شود..
امام" جعفر صادق" (علیه السلام) فرموده اند: هر کس به اندازۀ بال پشه برای جدّ غریبم " حسین علیه" السلام "اشک بریزد، خدا همه گناهانش را می بخشد و بهشت بر او واجب می شود..
پله پنجم:اگرقطره ای اشک از صورت کسی بر آتش "جهنم" بچکد،آتش جهنم خاموش می شود..گریه کن" امام حسین"( علیه السلام) با یک قطره اشکش می تواند تمام جهنمیان را از آتش جهنم خلاص کند..
دوستان اشک هایی که روی صورتتان می آید را کمی بردارید و به روی سینه تان بمالید،چون لحظۀ جان دادن سنگینی روی سینه است،زیر گلویت بزن..ما یک بار قرار است بمیریم،باید خوب بمیریم
پله ششم:اگر اشک از چشمانت بیاید روی صورتت بچکد و روی سینه ات بچکد.."امام صادق" (علیه السلام) می گوید:هر کس این گونه گریه کند شبیه من است
هرکس می خواهد شبیه" امام جعفر صادق "(علیه السلام) شود،طوری گریه کند که اشک از صورتش روی سینه اش بچکد.
قالَ" الصّادقُ "علیه السّلام:
لِکُلّ شَیْئٍ ثَوابٌ اِلا الدَمْعَةٌ فینا..
"امام صادق"ع فرمودند:هر چیزى پاداش و مزدى دارد، مگر اشکى که براى ما ریخته شود(که چیزى با آن برابرى نمى کند و مُزد بى اندازه دارد..)منبع:جامع_احادیث_الشیعه ، ج ۱۲، ص ۵۴۸.تو نوکری چو گدایان به شرط مُزد نکن!که خواجه خود روش بنده پروری داند
امام" جعفر صادق" (علیه السلام) فرموده اند: هر کس به اندازۀ بال پشه برای جدّ غریبم " حسین علیه" السلام "اشک بریزد، خدا همه گناهانش را می بخشد و بهشت بر او واجب می شود..
هرکس می خواهد شبیه" امام جعفر صادق "(علیه السلام) شود،طوری گریه کند که اشک از صورتش روی سینه اش بچکد.
قالَ" الصّادقُ "علیه السّلام:
لِکُلّ شَیْئٍ ثَوابٌ اِلا الدَمْعَةٌ فینا..
"امام صادق"ع فرمودند:هر چیزى پاداش و مزدى دارد، مگر اشکى که براى ما ریخته شود(که چیزى با آن برابرى نمى کند و مُزد بى اندازه دارد..)منبع:جامع_احادیث_الشیعه ، ج ۱۲، ص ۵۴۸.تو نوکری چو گدایان به شرط مُزد نکن!که خواجه خود روش بنده پروری داند
۲:۲۲
بازارسال شده از کانون فرهنگی وتربیتی ولیعصر (عج)مختص دانش آموزان متوسط اول ومتوسطه دوم ویژه دختران شهرستان اهر
استادجاودان:
پویش اطاعت از امر رهبری در خواندن دعای «هفتم صحیفه سجادیه» را جدی بگیریم
نکته ای بنظر آمد که شاید مغفول مانده باشد و آن اینکه :
ما برای پیروزی در این جبهه «جنگ بیولوژیکی» از حیث اقدام عملی و فیزیکی همه کاری حاضریم بکنیم.از حیث جنگ روانی در فضای مجازی هم در حد وسع و توان فعالیم.در جنبه دعا و توسل هم توسلات خوبی در حال انجام است: به توصیه بعضی اولیاء الهی،حدیث کساء و زیارت عاشورا و ....که البته تقریبا تمام آنها هیچ ارتباطی با خصوص «کرونا» ندارد و توصیه عام صادر شده است.ولی یک توصیه مهمی که یکی از «اولیاء الهی»اولا
مشخصا در خصوص «کرونا» کردهاند.ثانیا
این ولی خدا اصلا بی حساب حرف نمیزنند و این مطلب برای همه ثابت شده است.و ثالثا؛ ایشان یک ویژگی منحصر به فرد در مقایسه با بقیه اولیاء الهی دارند و آن اینکه ما نسبت به میزان توجه و اهتمام به حرفهایشان «بازخواست» هم خواهیم شد!«مقام معظم رهبری» توصیه فرمودند: برای ریشهکنی ویروس منحوس #کرونا_ هر روز دعای هفتم صحیفه را قرائت کنیم
بنظر میاید اگر قصه کرونا خدای ناکرده طولانی شود، بی ارتباط با بیتوجهی و کمتوجهی به این دستورالعمل نباشد!لطفا هرکسی به هر شکلی که میتواند،موجی در این زمینه ایجاد کند که این دعاء مبارک *هر روز خوانده شود*
یعنی:اولا؛ خودمان هر روز بخوانیم؛ مثلا به تعقیبات یکی از نمازهای روزانهمان تبدیل کنیم.و ثانیا؛ به هر شکلی که میتوانیم در فضای مجازی و حقیقی و خانواده و دوستان و اطرافیان توصیه کنیم که همه #هر روز_ این دعا را بخوانند
در حدیث آمده است: «ما من داء الا و له دواء»
یادمان هست خاطره شهیدحاج قاسم سلیمانی را درموردتوصیه آقابرقرائت دعای جوشن صغیردرجنگ ۳۳روزه لبنان
از رادیو و تلویزیون حزب الله و منارههای مساجد و حتی کلیساهای ضاحیه جنوب، این دعا هر روز پخش میشد و در نهایت، حزب الله بر اسرائیل پیروز شد!
دعایی که حتی «مسیحیان» هم می خواندند.
چند نکته دیگر:
اول اینکه؛ در تمام نمازها میتوان آن را در قنوت نماز هم خواند.حدود یک تا یک و نیم دقیقه بیشتر وقت نمیگیرد.
دوم اینکه؛ چند روز پس از توصیه مقام معظم رهبری، جمعی از مراجع هم این توصیه ایشان را تأکید کردند.این موضوع در بین مراجع بسیار کم اتفاق میافتد که جمعی از مراجع فتوای «مستحب» یکی دیگر از مراجع عظام را تأکید و توصیه کنند.
سوم اینکه؛ این جمله از علامه حسن زاده را هرگز فراموش نکنیم که فرمودند:گوشتان به دهان ایشان (حضرت آقا دام ظله) باشد؛ زیرا ایشان گوششان به دهان مبارک «بقیة الله الاعظم عجل الله تعالی فرجه الشریف» است.
۱۱:۳۰
بازارسال شده از Akram Khoshnevis
در زمان حكومت معتمد عبّاسى به جهت نيامدن باران ، خشكسالى شد و همه جا را قحطى فرا گرفت ، لذا خليفه دستور داد كه مردم نماز باران به جاى آورند تا رحمت الهى نازل گردد.مردم سه روز مرتّب نماز باران خواندند ولى خبرى از بارش باران نشد، تا آن كه نصارى به همراه يكى از راهبان حركت كردند و چون به بيابان رسيدند، راهب دست به سوى آسمان بلند كرد و در اين هنگام ابرى بالا آمد و شروع به باريدن كرد.همچنين روز دوّم ، نيز نصارى به همراه همان راهب حركت كردند و چون راهب دست به سوى آسمان بلند كرد - همانند روز قبل - ابرى نمايان گشت و باران فرود آمد.به همين علّت مسلمان هاى ظاهر بين كه شاهد اين صحنه مرموز بودند، نسبت به دين مبين اسلام و نيز ولايت امام در شكّ و ترديد قرار گرفتند و عدّه اى از آن ها مرتّد شدند و از اسلام برگشتند.وقتى اين خبر تاءسّف بار به معتمد - خليفه عبّاسى - رسيد، فورا دستور داد تا امام حسن عسكرى عليه السلام را احضار نمايند، هنگامى كه حضرت نزد خليفه آمد، معتمد گفت : امّت جدّت را درياب كه در حال هلاكت بى دينى قرار گرفته اند.امام حسن عسكرى عليه السلام در مقابل ، به معتمد عبّاسى فرمود: چندان مهمّ نيست ، اجازه بده كه بار ديگر نصارى براى آمدن باران بيرون بروند و دعا نمايند، من به حول و قوّه الهى ، شكّ و ترديد را از دل مردم بيرون خواهم كرد.معتمد دستور داد تا بار ديگر مردم براى آمدن باران دعا كنند، نصارى نيز به همراه راهب حركت كردند و چون راهب دست خود را به سمت آسمان بلند كرد، بارش باران شروع شد.پس امام عليه السلام فرمود: آنچه كه در دست راهب است از او بگيريد.همين كه ماءمورين آن را از دست راهب گرفتند، ديدند قطعه استخوان انسانى است ، آن را خدمت امام عليه السلام آوردند.حضرت استخوان را در دست خود گرفت و سپس به راهب دستور داد: براى آمدن باران دعا كن .اين بار هر چه راهب دست خود را به سوى آسمان بلند كرد و دعا خواند، ديگر خبرى از باران نشد.تمامى مردم از اين ماجرى در حيرت و تعجّب قرار گرفته و با يكديگر مشغول صحبت چون و چرا شدند.و معتمد عبّاسى به امام عليه السلام خطاب كرد و اظهار داشت :ياابن رسول اللّه ! اين چه معمّاى مرموزى بود؟!و چرا ديگر باران قطع شد و ديگر باران نيامد؟!امام حسن عسكرى عليه السلام فرمود: اين استخوان يكى از پيغمبران الهى است و اين راهب آن را در دست خود مى گرفت و به سمت آسمان بلند مى كرد و به وسيله آن استخوان ، رحمت الهى فرود مى آمد.راوى گويد: وقتى آن قطعه استخوان را آزمايش كردند، متوجّه شدند آنچه را كه امام عليه السلام مطرح فرموده است ، صحيح مى باشد و حقيقت دارد و مردم از شكّ و گمراهى نجات يافتند.و پس از آن كه حقّانيّت براى همگان روشن و آشكار گرديد، حضرت به منزل خود بازگشت
۳:۴۷