میخواهم به گذشته بروم و داستان این روزها را برای اجدادم تعریف کنم.
بروم آن کوچهای که روی سردر باشگاه تنیس نوشته بودند: «ورود ایرانی و سگ ممنوع» و برای هر ایرانی که چشمش به این تابلو میافتد، داستان امروز را تعریف کنم.
به چشمهای خسته مصدق نگاه کنم و از پیروزی امروز بگویم.
من میخواهم به صبحی که مردم شنیدند انگلیس، رضا شاه را از کشور تبعید کرده، بروم و از امروز بگویم.بروم توی صورت آن کارمند اجنبی که برای کار کردن در ایران «حق توحش» میگرفت، بکوبم و از امروز تعریف کنم.من میخواهم به جنگ جهانی دوم بروم. به آنجا که گفتیم که بی طرف هستیم اما کسی صدایمان را نشنید و مملکتمان شد پادگان سربازهای اجنبی.به روزی که روسای جمهورِ مثلا قدرتهای آن زمان، آمدند و داخل ایران جلسه گذاشتند و حتی به محمدرضا پهلوی نگفتند که وسط تهران هستند!من میخواهم سرهای پایین افتاده از تحقیر اجدادم را بالا بگیرم و از امروز برایشان تعریف کنم...
۷:۲۶
۸:۰۰
استاد عابدینی: خطر نفوذ فکری و حضور اساتید غربگرا دیگر محدود به دانشگاهها نیست؛ امروز از آن خطرناکتر، وضعیت مدارس است. درگیر شدن نوجوانان در حوادث اخیر نشان از غفلت ما دارد و باید یک کار عمیق و جدی در این حوزه شروع شود.
#سکوت_صحنه_نبرد#جنگ_تحمیلی_سوم
۱۴:۴۴
۵:۵۹
۸:۰۰
سال ۱۹۴۰، اروپا در حال سقوط بود. ارتش آلمان مثل برق از بلژیک و هلند رد شد و به فرانسه رسید. ارتشهای فرانسه و بریتانیا عقبنشینی کردند تا رسیدند به یک بندر کوچک در شمال فرانسه: دانکرک.
حدود چهارصد هزار سرباز آنجا گیر افتاده بودند.
پشت سرشان دریا بود، جلویشان ارتش آلمان.
اگر این نیروها اسیر یا کشته میشدند، بریتانیا عملاً ارتش زمینی خودش را از دست میداد و احتمالاً آلمان میتوانست به خود انگلستان حمله کند. در واقع، سرنوشت جنگ ممکن بود همانجا تمام شود.
چرچیل یک عملیات عجیب شروع کرد.
عملیات دینامو چون کشتی جنگی کافی نداشت، از مردم عادی خواست با قایقهای شخصی، ماهیگیری و تفریحی به دانکرک بروند و سربازها را برگردانند. صدها قایق کوچک از کانال مانش رد شدند و شروع کردند به آوردن سربازها. در نهایت حدود سیصد و سی هزار نفر نجات پیدا کردند.این عملیات از نظر نظامی یک عقبنشینی بود، اما از نظر روحیه، یک معجزه بود.
اما همزمان در لندن یک جنگ دیگر جریان داشت. جنگ داخل دولت بریتانیا.
وینستون چرچیل تازه نخستوزیر شده بود.
بسیاری از سیاستمداران انگلیس، مخصوصاً وزیر خارجه، لرد هالیفکس، میگفتند باید با هیتلر مذاکره کنیم. میگفتند از طریق موسولینی با آلمان صلح کنیم، شاید اجازه بدهند امپراتوری بریتانیا باقی بماند و جنگ تمام شود. منطقشان این بود: اگر الان مذاکره نکنیم، بعداً در شرایط بدتری مجبور به مذاکره میشویم.
چرچیل تقریباً تنها بود. چرچیل میگفت : اگر مذاکره کنیم برده میشویم. اگر بجنگیم شاید زنده بمانیم
فرانسه در حال سقوط بود، ارتش انگلیس از اروپا فرار کرده بود، آمریکا هنوز وارد جنگ نشده بود، و آلمان قویترین ارتش دنیا را داشت. از نظر منطقی، مذاکره تصمیم معقولتری به نظر میرسید.
اما چرچیل یک چیز را فهمیده بود: اگر تسلیم بشن، هیتلر تمام اروپا رومیگیره و بعد به سراغ بریتانیا هم میاد. تنها شانسش این بود که مقاومت کنه تا آمریکا وارد جنگ بشه.
او در جلسات دولت گفت: اگر این کشور قرار است هزار سال هم دوام بیاورد، مردم آینده باید بگویند این بهترین ساعت ما بود. و گفت ما باید بجنگیم، حتی اگر تنها بمانیم.
بعد از عملیات دانکرک، او در پارلمان سخنرانی معروفش را کرد: ما در ساحلها میجنگیم، در فرودگاهها میجنگیم، در خیابانها میجنگیم، در تپهها میجنگیم، و ما هرگز تسلیم نخواهیم شد.
آن لحظه شاید مهمترین تصمیم تاریخ بریتانیا گرفته شد. انگلیس مذاکره نکرد، جنگید، دوام آورد، چند سال بعد آمریکا وارد جنگ شد، و در نهایت آلمان شکست خورد.
خیلی از تاریخدانها معتقدند اگر بریتانیا در سال ۱۹۴۰ صلح میکرد، شاید نتیجه جنگ جهانی دوم کاملاً متفاوت میشد و دنیا شکل دیگری داشت.
پی نوشت: در سال ۱۹۳۸ قراردادی بین بریتانیا و آلمان بر سر منطقه چکسلواکی بسته شده بود. نخست وزیر وقت بریتانیا اقای نویل چمبرلین بود، و در شروع جنگ جهانی، آلمان نازی اون قرارداد مونیخ ۱۹۳۸ رو زیر پا گذاشت.
پی نوشت: نویل چمبرلین و هالیفکس در شورای جنگ موافق شدید مذاکره و تسلیم بودن.
#دانکرک #مذاکره #توافق#سکوت_صحنه_نبرد#جنگ_تحمیلی_سوم
@Avaye_Danesh
حدود چهارصد هزار سرباز آنجا گیر افتاده بودند.
پشت سرشان دریا بود، جلویشان ارتش آلمان.
اگر این نیروها اسیر یا کشته میشدند، بریتانیا عملاً ارتش زمینی خودش را از دست میداد و احتمالاً آلمان میتوانست به خود انگلستان حمله کند. در واقع، سرنوشت جنگ ممکن بود همانجا تمام شود.
چرچیل یک عملیات عجیب شروع کرد.
عملیات دینامو چون کشتی جنگی کافی نداشت، از مردم عادی خواست با قایقهای شخصی، ماهیگیری و تفریحی به دانکرک بروند و سربازها را برگردانند. صدها قایق کوچک از کانال مانش رد شدند و شروع کردند به آوردن سربازها. در نهایت حدود سیصد و سی هزار نفر نجات پیدا کردند.این عملیات از نظر نظامی یک عقبنشینی بود، اما از نظر روحیه، یک معجزه بود.
اما همزمان در لندن یک جنگ دیگر جریان داشت. جنگ داخل دولت بریتانیا.
وینستون چرچیل تازه نخستوزیر شده بود.
بسیاری از سیاستمداران انگلیس، مخصوصاً وزیر خارجه، لرد هالیفکس، میگفتند باید با هیتلر مذاکره کنیم. میگفتند از طریق موسولینی با آلمان صلح کنیم، شاید اجازه بدهند امپراتوری بریتانیا باقی بماند و جنگ تمام شود. منطقشان این بود: اگر الان مذاکره نکنیم، بعداً در شرایط بدتری مجبور به مذاکره میشویم.
چرچیل تقریباً تنها بود. چرچیل میگفت : اگر مذاکره کنیم برده میشویم. اگر بجنگیم شاید زنده بمانیم
فرانسه در حال سقوط بود، ارتش انگلیس از اروپا فرار کرده بود، آمریکا هنوز وارد جنگ نشده بود، و آلمان قویترین ارتش دنیا را داشت. از نظر منطقی، مذاکره تصمیم معقولتری به نظر میرسید.
اما چرچیل یک چیز را فهمیده بود: اگر تسلیم بشن، هیتلر تمام اروپا رومیگیره و بعد به سراغ بریتانیا هم میاد. تنها شانسش این بود که مقاومت کنه تا آمریکا وارد جنگ بشه.
او در جلسات دولت گفت: اگر این کشور قرار است هزار سال هم دوام بیاورد، مردم آینده باید بگویند این بهترین ساعت ما بود. و گفت ما باید بجنگیم، حتی اگر تنها بمانیم.
بعد از عملیات دانکرک، او در پارلمان سخنرانی معروفش را کرد: ما در ساحلها میجنگیم، در فرودگاهها میجنگیم، در خیابانها میجنگیم، در تپهها میجنگیم، و ما هرگز تسلیم نخواهیم شد.
آن لحظه شاید مهمترین تصمیم تاریخ بریتانیا گرفته شد. انگلیس مذاکره نکرد، جنگید، دوام آورد، چند سال بعد آمریکا وارد جنگ شد، و در نهایت آلمان شکست خورد.
خیلی از تاریخدانها معتقدند اگر بریتانیا در سال ۱۹۴۰ صلح میکرد، شاید نتیجه جنگ جهانی دوم کاملاً متفاوت میشد و دنیا شکل دیگری داشت.
پی نوشت: در سال ۱۹۳۸ قراردادی بین بریتانیا و آلمان بر سر منطقه چکسلواکی بسته شده بود. نخست وزیر وقت بریتانیا اقای نویل چمبرلین بود، و در شروع جنگ جهانی، آلمان نازی اون قرارداد مونیخ ۱۹۳۸ رو زیر پا گذاشت.
پی نوشت: نویل چمبرلین و هالیفکس در شورای جنگ موافق شدید مذاکره و تسلیم بودن.
#دانکرک #مذاکره #توافق#سکوت_صحنه_نبرد#جنگ_تحمیلی_سوم
۱۰:۲۰
در لحظات اولیه وقوع یک بحران یا حادثه (مثل جنگ، آتشسوزی، سیل، زلزله یا حوادث صنعتی)، اولویت مطلق با نجات جان انسانها و کنترل دامنه خطر است. اما بلافاصله پس از تثبیت شرایط و تأمین ایمنی اولیه، «مستندسازی» (گرفتن عکس، فیلم و ثبت گزارش مکتوب) به یکی از مهمترین اقدامات تبدیل میشود. البته تصویربرداری از محیطهای عمومی، خیابانها و زیرساختها بخصوص در جنگ به دلایل امنیتی ممنوع است. اما مستندسازی (گرفتن عکس و فیلم) از خسارات وارد شده به حریم شخصی، خانه و اموال خودتان یک اقدام کاملاً ضروری و حیاتی است.
۱۸:۳۲
۵:۵۹
۷:۵۹
۵:۵۹
۸:۰۰
#علمی_محشر #تکنولوژی #یادگیری #کلیپ_آموزشی #علمی #آزمایش_علمی
۱۲:۰۰
۵:۵۹
۸:۰۰
عوامل اصلی تعیینکننده خطر زلزله
بزرگی (Magnitude / ریشتر):انرژی آزاد شده را نشان میدهد.مقیاس لگاریتمی است: هر یک واحد افزایش ریشتر، انرژی حدود 32 برابر میشود (نه 10 برابر).مثلاً زلزله 7 ریشتری 32 برابر 6 ریشتری و حدود 1000 برابر 5 ریشتری انرژی دارد.
عمق کانونی:عمق کم (کمتر از 70 کیلومتر): بسیار خطرناکتر، امواج با قدرت به سطح میرسند.عمق زیاد (بیشتر از 300 کیلومتر): معمولاً خسارت کمتری دارد حتی با ریشتر بالا.
فاصله از مرکز زلزله (کانون):هرچه نزدیکتر، شدت لرزش و آسیب بیشتر.زلزله 6 ریشتری در عمق 10 کیلومتر در شهر، فاجعهبار است؛ همان زلزله در عمق 100 کیلومتر و فاصله 200 کیلومتری، فقط حس میشود.
نوع خاک و ساختگاه:خاک سست و اشباع از آب (مثل حاشیه رودخانهها): امواج را بزرگتر میکند (پدیده روانگرایی).سنگ بستر سخت: لرزش کمتر.
کیفیت ساخت و ساز:مهمترین عامل انسانی. ساختمان اصولی روی خاک بد، از ساختمان بیکیفیت روی خاک خوب هم ایمنتر است.
نوع گسل و مکانیسم زمینلرزه:گسلهای امتدادلغز (مثل آمریکا) در مقابل گسلهای معکوس (مثل زاگرس) رفتار متفاوتی دارند.
تفاوت هر واحد ریشتر (عملاً چقدر متفاوت است؟)
از 3 به 4: 32 برابر انرژی؛ از حس خفیف تا لرزش محسوس برای همه.
از 4 به 5: 32 برابر انرژی؛ از ترک خوردن گچ و افتادن اشیاء تا خسارت جزئی. از 5 به 6: 32 برابر انرژی؛ از خسارت به ساختمانهای نامقاوم تا تخریب نسبی در شهر.
از 6 به 7: 32 برابر انرژی؛ از تخریب گسترده تا فاجعه در منطقه وسیع._ از 7 به 8: 32 برابر انرژی؛ زلزله 8 ریشتری میتواند هزاران کیلومتر مربع را ویران کند.
یک نکته مهم عملی:برای ارزیابی خطر واقعی برای خودتان، به عوامل محلی توجه کنید: سن ساختمان، مجوز فنی، نوع خاک زیر پایتان. یک زلزله 5.5 ریشتری در منطقهای با بافت فرسوده، میتواند خطرناکتر از زلزله 6.5 در منطقهای با سازههای نوین باشد.
#زلزله
@Avaye_Danesh
از 3 به 4: 32 برابر انرژی؛ از حس خفیف تا لرزش محسوس برای همه.
از 4 به 5: 32 برابر انرژی؛ از ترک خوردن گچ و افتادن اشیاء تا خسارت جزئی. از 5 به 6: 32 برابر انرژی؛ از خسارت به ساختمانهای نامقاوم تا تخریب نسبی در شهر.
از 6 به 7: 32 برابر انرژی؛ از تخریب گسترده تا فاجعه در منطقه وسیع._ از 7 به 8: 32 برابر انرژی؛ زلزله 8 ریشتری میتواند هزاران کیلومتر مربع را ویران کند.
#زلزله
۱۱:۵۳
برای داشتن یک جعبه یا کیف کمکهای اولیه حداقلی اما کارآمد، شما دو گزینه پیش رو دارید: خرید بستههای آماده از داروخانه، یا تهیه یک کیف خالی و جمعآوری اقلام توسط خودتان.
🟢 ۱. خرید کیفهای آماده
🟢 ۲. جمعآوری شخصی
🟢 ۳ نکته طلایی برای نگهداری:
#کمکهایاولیه
۱۸:۰۰
۵:۵۹
۸:۰۰
۵:۵۹
۸:۰۰