اسکارلت بعد از خوندن یک صفحه از درساش:-ساشا
۲۱:۲۵
Смерть мозга
اسکارلت بعد از خوندن یک صفحه از درساش: -ساشا
من وقتی چشامو میبندم از حفظ بگم دو دیقه بعدش:




۲۲:۰۵
اون دیگه نمیتونه با صدای گرم و مهربونش صدات کنه..یا برات غر بزنه و ازت تعریف کنه..یا دیگه قرار نیست پنجشنبه ها چراغ خونه اش روشن باشه...؟غیر قابل باوره اینکه قراره بره....
۱۷:۳۲
-عروسک جون..
۲۱:۰۴
Смерть мозга
اون دیگه نمیتونه با صدای گرم و مهربونش صدات کنه..یا برات غر بزنه و ازت تعریف کنه..یا دیگه قرار نیست پنجشنبه ها چراغ خونه اش روشن باشه...؟ غیر قابل باوره اینکه قراره بره....
رفت...
۹:۲۳
- کاش همه اش یه کابوس بود..
۸:۴۱
۱۰:۴۴
-نگو بار گران بودیم و رفتیم
نگو نامهربان بودیم و رفتیم
آخر اینها که دلیل محکمی نیست
بگو با دیگران بودیم و رفتیم
ما گذشتیم و گذشت آنچه تو با ما کردی
تو بمان و دگران ، وای به حال دگران
نگو نامهربان بودیم و رفتیم
آخر اینها که دلیل محکمی نیست
بگو با دیگران بودیم و رفتیم
ما گذشتیم و گذشت آنچه تو با ما کردی
تو بمان و دگران ، وای به حال دگران
۱۰:۴۷
اون پیامِ «دلم برات تنگ شده»ای که منتظرش بودم رو باید قبلاً بهم میدادی. اون حرفی که میتونست خیلی چیزا رو از دلم دربیاره رو باید خیلی وقت پیش بهم میزدی چون الان، برای یه شروع دوباره و فراموش کردن اتفاقهای بدی که بینمون افتاد و مارو فرسنگها از هم دور کرد، خیلی دیر شده.
۱۰:۵۰
من هر دفعه سر تست زدنام :

۱۰:۵۳
گیف
۰۰:۰۲
دلم براتون تنگ شد بله
۲۰:۲۳
-
۲۱:۱۹
۱۹:۵۸
-هزاران قهوه ریخته در قهوه ای چشمانش
ولی بی خوابی های مرا گردن نمی گیرد..
ولی بی خوابی های مرا گردن نمی گیرد..
۱۹:۵۹
بی تو انگار غریبم وسط کشور دورخودت ای کاش بفهمی که برایم وطنی...
۲۰:۰۰
اما چیزی که در قلبش احساس میکرد گرم تر از گرمای خورشید بود.
۲۰:۰۲
زیرا که مردگان این سال
عاشقترین زندگان بودند...!
عاشقترین زندگان بودند...!
۲۰:۰۳
چقدر من
۱۹:۲۲
هیچوقت قرار نیست مادرمو بخاطر مقایسه کردن چیزایی که سرشون جون کندم با بقیه ببخشم..
۱۷:۵۳
وای یا خدا
۲۰:۲۳