Смерть мозга
انگاری خیلی وقته امید زندگی هامون رو ترک کرده..
بنظرم اون جوون دیگه نه چیزی برای از دست دادن داره..نه چیزی برای تلاش..
۲۰:۳۱
"عب نداره بابا تقصیر تو نیست
تو همه تلاشت رو کردی.."
تو همه تلاشت رو کردی.."
۲۰:۵۶
۱۷:۵۸
-من و تو آن دو خطیم آری،
موازیانِ به ناچاری
که هردو باورمان ز آغاز،
به یکدیگر نرسیدن بود...
موازیانِ به ناچاری
که هردو باورمان ز آغاز،
به یکدیگر نرسیدن بود...
۱۷:۵۹
با لشکرت چه حاجت، رفتن به جنگ دشمن؟تو خود به چشم و ابرو برهَم زنی سپاهی...
۱۸:۰۱
من میدونم وقتی برم دیگه محاله برگردم ،برای همینه که تا آخرین لحظه همهی تلاشمو میکنم.
۱۸:۰۲
چند وقتیست که من بی خبر از حال توام
مثل یک سایــه ی مشکوک به دنبال توام!
خوب من ! بد به دلت راه مده چیزی نیست
من همان نیمه ی آشفته ی هر سال توام!..
مثل یک سایــه ی مشکوک به دنبال توام!
خوب من ! بد به دلت راه مده چیزی نیست
من همان نیمه ی آشفته ی هر سال توام!..
۱۸:۰۳
"برای همهی چیزهایی که از دست دادیم،
برای این که در جوانی دیگر چیزی برای از دست دادن نداریم،
ما هرچه را که باید از دست داده باشیم،
از دست دادهایم
ما بیچراغ راه افتادیم..."-فروغ فرخزاد
برای این که در جوانی دیگر چیزی برای از دست دادن نداریم،
ما هرچه را که باید از دست داده باشیم،
از دست دادهایم
ما بیچراغ راه افتادیم..."-فروغ فرخزاد
۱۸:۰۳
اسکارلت بعد از خوندن یک صفحه از درساش:-ساشا
۲۱:۲۵
Смерть мозга
اسکارلت بعد از خوندن یک صفحه از درساش: -ساشا
من وقتی چشامو میبندم از حفظ بگم دو دیقه بعدش:




۲۲:۰۵
اون دیگه نمیتونه با صدای گرم و مهربونش صدات کنه..یا برات غر بزنه و ازت تعریف کنه..یا دیگه قرار نیست پنجشنبه ها چراغ خونه اش روشن باشه...؟غیر قابل باوره اینکه قراره بره....
۱۷:۳۲
-عروسک جون..
۲۱:۰۴
Смерть мозга
اون دیگه نمیتونه با صدای گرم و مهربونش صدات کنه..یا برات غر بزنه و ازت تعریف کنه..یا دیگه قرار نیست پنجشنبه ها چراغ خونه اش روشن باشه...؟ غیر قابل باوره اینکه قراره بره....
رفت...
۹:۲۳
- کاش همه اش یه کابوس بود..
۸:۴۱
۱۰:۴۴
-نگو بار گران بودیم و رفتیم
نگو نامهربان بودیم و رفتیم
آخر اینها که دلیل محکمی نیست
بگو با دیگران بودیم و رفتیم
ما گذشتیم و گذشت آنچه تو با ما کردی
تو بمان و دگران ، وای به حال دگران
نگو نامهربان بودیم و رفتیم
آخر اینها که دلیل محکمی نیست
بگو با دیگران بودیم و رفتیم
ما گذشتیم و گذشت آنچه تو با ما کردی
تو بمان و دگران ، وای به حال دگران
۱۰:۴۷
اون پیامِ «دلم برات تنگ شده»ای که منتظرش بودم رو باید قبلاً بهم میدادی. اون حرفی که میتونست خیلی چیزا رو از دلم دربیاره رو باید خیلی وقت پیش بهم میزدی چون الان، برای یه شروع دوباره و فراموش کردن اتفاقهای بدی که بینمون افتاد و مارو فرسنگها از هم دور کرد، خیلی دیر شده.
۱۰:۵۰
من هر دفعه سر تست زدنام :

۱۰:۵۳
گیف
۰۰:۰۲
دلم براتون تنگ شد بله
۲۰:۲۳
-
۲۱:۱۹