بله | کانال PDF
عکس پروفایل کانال PDFک

کانال PDF

۱۷۱ عضو

این گروه خشن.pdf

۱۱.۲۶ مگابایت

undefined کانالPDF
undefinedنام رمان : #این_گروه_خشن ژانر: #عاشقانه_هیجانی_پلیسی_پیشنهادی تعداد صفحات: 605undefinedخلاصه : نادر یزدان پناه، یه جواهر اصیله از جنس شوالیه ها...سرگرد سابق مبارزه با مواد مخدر! خونسرد و کار بلد...همه معتقدن از آهن ساخته شده... از فولاد! با چشمایی به رنگ فولاد که همه از ازش واهمه دارن.از کسی حساب نمیبره. از هیچی نمیترسه.فقط به انتقام فکر میکنه. انتقام گرفتن از دوستی که از پشت بهش خنجر زد..
undefined لایک فراموش نشه! undefinedundefined
لطفا با عضویت در این کانال از ما حمایت کنید.
https://ble.ir/CanalPDF

۸:۲۹

ماموریت آخر🌘.pdf

۸.۷۹ مگابایت

undefined کانالPDF
undefinedنام رمان : #ماموریت_آخرژانر: #عاشقانه_پلیسی_ماجراجوییتعداد صفحات: 1416undefinedخلاصه:در مورد یه دختر شر و شیطون به اسم شهرزاد که برای نجات جون خواهرش مجبور میشه به یه سرگرد عصب ی و به شدت تعصبی نزدیک بشه . درست وقتی که فکر میکنه همه چی داره خوب پیش میره ، ورق برمیگرده و شهرزاد قصه امون با کل ی ماجرای خوب و بد تو زندگیش مواجه میشه...
undefined لایک فراموش نشه! undefinedundefined
لطفا با عضویت در این کانال از ما حمایت کنید.
https://ble.ir/CanalPDF

۸:۳۰

اکالیپتوس (2).pdf

۸.۶۸ مگابایت

undefined کانالPDF

undefinedنام رمان : #اکالیپتوسژانر: #عاشقانه_پلیسی_مافیایی_هیجانیتعداد صفحات: 1876undefinedخلاصه:دختری به نام صحرا که برادر ناتنی اش یاشار در دبی زندگی می کند و با مافیاهای انجاتو زمینه مواد مخدر و قاچاق همکاری می کند.شاهرخ یکی از بزرگترین مافیاهای دبی به دنبال شخصی است تا اسناد دزدیده شده اش را پس بگیرد.چه کسی بهتر از صحرا؟دختری که در قلب خطر بزرگ شده است....
undefined لایک فراموش نشه! undefinedundefined
لطفا با عضویت در این کانال از ما حمایت کنید.
https://ble.ir/CanalPDF

۸:۳۱

آرام (1).pdf

۲.۵۴ مگابایت

undefined کانالPDF
undefinedنام رمان : #آرامژانر: #عاشقانه_ماجراجوییتعداد صفحات:  309undefinedخلاصه: مردی از جنس غرور که گذشته ی تلخی داشته و این تلخی زندگی باعث شده از مسبب آن انتقام بگیره ولی زندگی جور دیگه ای برای اون رقم می خوره که ناخواسته عاشق کسی می شه که قرار بود زندگی اونو مثل خودش تلخ و عذاب آور کنه و...
undefined لایک فراموش نشه! undefinedundefined
لطفا با عضویت در این کانال از ما حمایت کنید.
https://ble.ir/CanalPDF

۸:۳۲

thumbnail
undefined کانال رمان
بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمذکر روز شنبه موجب بی نیازی می شود
ذکر روز شنبه صد مرتبهیا رب العالمینای صاحب اختیار جهانیان
الّلهُمَّ صَلِّ عَلے مُحَمَّد وَآلِ مُحَمَّد وَعَجِّل فَرَجَهُم (خدایا رحمت فرست بر محمد و خاندان محمد)

undefined لایک فراموش نشه! undefinedundefined
لطفا با عضویت در این کانال از ما حمایت کنید.
https://ble.ir/CanalRoman

۱:۱۶

thumbnail
undefined کانالPDF
بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمذکر روز شنبه موجب بی نیازی می شود
ذکر روز شنبه صد مرتبهیا رب العالمینای صاحب اختیار جهانیان
الّلهُمَّ صَلِّ عَلے مُحَمَّد وَآلِ مُحَمَّد وَعَجِّل فَرَجَهُم (خدایا رحمت فرست بر محمد و خاندان محمد)
undefined لایک فراموش نشه! undefinedundefined
لطفا با عضویت در این کانال از ما حمایت کنید.
https://ble.ir/CanalPDF

۱:۱۸

بازارسال شده از کانال رمان
thumbnail
undefined کانال رمان
undefined ترامپ: این فقط یک نوازش عاشقانه بود!undefined
ایران: آره عزیزم!undefined

undefinedانیمیشن لگویی جدید از نوازش‌های عاشقانه ایران و آمریکا

undefined لایک فراموش نشه! undefinedundefined
لطفا با عضویت در این کانال از ما حمایت کنید.
https://ble.ir/CanalRoman

۱۲:۵۲

رهایم کن (1).pdf

۳.۱۸ مگابایت

undefined کانالPDF
undefinedنام رمان : #رهایم_کن
ژانر: #عاشقانه_درام_ازدواج_اجباری
تعداد صفحات: 940
undefinedخلاصه: برفین دختری که ته تغاری یه خانواده اعیانی و متموله و تو کلاس اموزش ویولون دل به پسر جوون‌ مطرب، سیاوش میده .وای که اگر این عشق پا بگیره و برملا بشه.داستان مربوط به دوران قدیمه.اون زمان که بچه ها میرفتن فرنگ درس بخونن ...
undefined لایک فراموش نشه! undefinedundefined
لطفا با عضویت در این کانال از ما حمایت کنید.
https://ble.ir/CanalPDF

۱۷:۲۹

اوپال سیاه.pdf

۹.۰۲ مگابایت

undefined کانالPDF
undefinedرمان: #اوپال_سیاه
ژانر: #عاشقانه #تخیلی #گرگینه_ای #هیجانی
نویسنده: #فاطمه_س{سایه}
undefinedخلاصه: هونیا یه دختر عادیه که بعد ازدواجش با آزاد ، به طور کاملا اتفاقی متوجه میشه که همسرش گرگینه اس و نه یه گرگینه عادی بلکه آلفای گله ! و از ترسش فرار میکنه اما آزاد میفهمه و برش میگردونه و داستان از اینجا شروع میشه ، تو این گیر و دار هونیا حامله میشه و اونم نه یکی دوتا ! سه قلو و داستان از سر گرفته میشه و ...

undefined لایک فراموش نشه! undefinedundefined
لطفا با عضویت در این کانال از ما حمایت کنید.
https://ble.ir/CanalPDF

۱۷:۳۱

قــلــب ســوخــتــه.pdf

۸.۶۱ مگابایت

undefined کانالPDF

undefinedنام رمان : #قلب_سوخته
ژانر: #عاشقانه_هیجانی
تعداد صفحات: 2515
undefinedخلاصه: کاوه پسر سرد و مغروری که توی حادثه‌ی آتیش سوزی، دختر عموش رو که چهارده‌سال از خودش کوچیکتره نجات میده، اما پوست بدنش توی اون حادثه می‌سوزه و همه معتقدن قلبش هم توی آتیش سوخته و به عاشقانه‌های صدفی که اونو از بچگی بزرگ کرده اعتنایی نمی‌کنه... چون یه حس پدرانه به صدف داره و رفتارهای صدف رو ناشی از وابستگی و جبرانِ محبتش می‌بینه، در حالی که درون قلبِ خودش برای این موجودِ شیطون چیزهایی هست که خلافشون رو به صدف نشون میده...

undefined لایک فراموش نشه! undefinedundefined
لطفا با عضویت در این کانال از ما حمایت کنید.
https://ble.ir/CanalPDF

۱۷:۳۱

نوازش.pdf

۱۴.۱۷ مگابایت

undefined کانالPDF

undefinedرمــان : #نوازش
نویســنده : #دل_آرا_دشت_بهشت
ژانـر: #عاشقانه| #طنز | #معمایی | #پلیسی
undefinedخلاصه : راجع‌به یه دختره… یه دختر که گذشته‌ش با دخترای دیگه خیلی فرق داره… زندگی دل‌آرا رو مردی به اسم شروین به آتیش می‌کشونه… آتیشی که برای سال‌ها ردش روی زندگی دل‌آرا می‌مونه… اما قراره با اومدن شهراد همه چی تغیر کنه… قراره دل‌آرا بفهمه که تو همه‌ی زندگیش داشته تقاص پس می‌داده… تقاص کارهای پدرش رو…

undefined لایک فراموش نشه! undefinedundefined
لطفا با عضویت در این کانال از ما حمایت کنید.
https://ble.ir/CanalPDF

۱۷:۳۳

thumbnail
undefined کانالPDF
بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمذکر روز یک شنبه موجب فتح و نصرت می شود
ذکر روز یکشنبه صد مرتبهیا ذا الجلال و الاکرامای صاحب شکوه و بزرگواری
الّلهُمَّ صَلِّ عَلے مُحَمَّد وَآلِ مُحَمَّد وَعَجِّل فَرَجَهُم (خدایا رحمت فرست بر محمد و خاندان محمد)
undefined لایک فراموش نشه! undefinedundefined
لطفا با عضویت در این کانال از ما حمایت کنید.
https://ble.ir/CanalPDF

۱:۲۰

بازارسال شده از کانال رمان
thumbnail

۱۳:۰۴

بازارسال شده از کانال رمان
thumbnail

۱۳:۰۴

بازارسال شده از کانال رمان
thumbnail

۱۳:۰۴

بازارسال شده از کانال رمان
thumbnail

۱۳:۰۴

بلندی های بادگیر .PDF

۵.۵۴ مگابایت

undefined کانالPDF
#بلندی_های_بادگیر
کتابی که در صفحه‌صفحه‌اش باد می‌وزد و هر بار خواندنش شبیه بازکردن پنجره‌ای است به دل طوفانی که هیچ‌گاه کاملاً فرو نمی‌نشیند. این رمان یکی از شاخص‌ترین نمونه‌های ادبیات گوتیک و رمانتیک است و به مضمون‌هایی چون عشق خودویرانگر، انتقام، طبقه‌گرایی و هویت می‌پردازد.
undefined لایک فراموش نشه! undefinedundefined
لطفا با عضویت در این کانال از ما حمایت کنید.
https://ble.ir/CanalPDF

۱۶:۰۰

بلاچاو-دختران-خاموش(1).pdf

۵.۸۱ مگابایت

undefined کانالPDF
undefined #بلاچاو_دختران_خاموشundefinedنویسنده: #ماریا_سیریundefinedژانر: #مافیایی #انتقامی #معمایی #عاشقانه #جنایی
undefinedخلاصه:حبس ، اجبار ، ظلم سه کلمه‌ای که میرا و اِلای باهاشون به دنیا اومدن و بزرگ شدن.خواهرهایی که در چنگ روستایی خرافاتی زندانی شده بودن.روستایی که دخترها داخلش مجبور هستن تو سن کم ازدواج کنن و بعد ناپدید می‌شن، کجا می‌رن؟ معلوم نیست! باهاشون چیکار میکنن....
undefined لایک فراموش نشه! undefinedundefined
لطفا با عضویت در این کانال از ما حمایت کنید.
https://ble.ir/CanalPDF

۱۶:۰۲

#گلبرگ.pdf

۴.۳۲ مگابایت

undefined کانالPDF
undefined #گلبرگundefinedنویسنده: #مهتاب_رundefinedژانر: #عاشقانه .ر.ب.ا.ب_ب.ر.د.ه_ا.ی .د.ی_ل.ی.ت.ل_گ.ر.ل .ح.ن.ه_د.ا.ر .م.ن.و.ع.ه
undefinedخلاصه:‌داستان راجب دختری به اسم گلبرگ هستش که به زور پدرش اونم فقط بخاطر منفعتش اونو به ازدواج پسر یکی از شریک هاش به نام آریا داده.در این بین بهادر همکار و دوست صمیمی آریا مجبور میشه مدتی رو کنارشون باشه که متوجه ی نفرت آریا از گلبرگ اونم بخاطر ازدواج اجباریش میشه و وقتی کم کم سعی میکنه اونو از چنگال کتک ها و آزار و اذیت آریا در بیاره خودش بهش وابسته میشه و دل میبنده.ولی رسیدن به گلبرگ باوجود خانوادش و همسرش قطعا آسون نیس...

undefined لایک فراموش نشه! undefinedundefined
لطفا با عضویت در این کانال از ما حمایت کنید.
https://ble.ir/CanalPDF

۱۶:۰۶

__رمان - شهزاده و دختر گدا_.pdf

۳.۶۳ مگابایت

undefined کانالPDF
undefined #شاهزاده_و_دختر_گداundefinedنویسنده: #عسل_احمدیundefinedژانر: #عاشقانه #هیجانی #غمگین
undefinedخلاصه:‌وضع مالی خوبی نداشتیم. پدرم هم وقتی داشت سقف خونه یکی از اشراف رو تعمیر میکرد از اونجا می افته و دیگه نمیتونه مثل سابق کار کنه. به همین خاطر مادرم مجبور شد برای تامین هزینه زندگی مون خانه مردم کارکنه. همینطور که تو فکر بودم صدای جیغ و داد مردم دهکده به گوشم خورد. واییی خدای من اینجا چه خبره!؟ یک عده بدون رحم داشتن به مردم حمله میکردن و زن ها و بچه ها رو به عنوان اسیر با خودشون میبردن. هرکسی هم که مقاومت میکرد اونو میکشتن. پشت درختی قایم شدم تا منو نبینن...

undefined لایک فراموش نشه! undefinedundefined
لطفا با عضویت در این کانال از ما حمایت کنید.
https://ble.ir/CanalPDF

۱۶:۰۶