ایران در جنگ ۱۲ روزه و جنگ رمضان تا امروز، در کنار تحولآفرینیهای راهبردی در حوزهی جغرافیای سیاسی، پارادایمهای فنی را نیز با تغییرات اساسی مواجه کرده است.
پدافند موشکی که تا دیروز با تعبیرات دهانپرکُنی چون گنبد آهنین، بر تصمیمات سیاسی-نظامی سایه میافکند، امروز دیگر یک متغیر اصلی در نبرد مدرن محسوب نمیشود.
ساقط شدن پهپادهای شناسایی-رزمی گرانقیمت، که شمار آنها تا این لحظه به بیش از 120 فروند رسیده، به نُقل اخبار جنگ تبدیل شده است.
افسانهی آسیبناپذیری ناوگان غولآسای سوخترسان، که با افزایش مداومتپروازی از یک سو و ایفای نقش بهعنوان گره ارتباطی در توزیع یا بازپخش دادههای مربوط به ناوبری و هدایت و نیز دادههای تاکتیکی از سوی دیگر حلقهای کلیدی در کارایی جنگندهها محسوب میشود، با اثبات مواردی از اصابت در شرایط مختلف، رنگ باخته است.
و ساعتی پیش با تایید اصابت یک F35، مفهوم جنگندهی نسل پنجم با محوریت پنهانکاری به چالش کشیده شد.
️ @ChakadCH
پدافند موشکی که تا دیروز با تعبیرات دهانپرکُنی چون گنبد آهنین، بر تصمیمات سیاسی-نظامی سایه میافکند، امروز دیگر یک متغیر اصلی در نبرد مدرن محسوب نمیشود.
ساقط شدن پهپادهای شناسایی-رزمی گرانقیمت، که شمار آنها تا این لحظه به بیش از 120 فروند رسیده، به نُقل اخبار جنگ تبدیل شده است.
افسانهی آسیبناپذیری ناوگان غولآسای سوخترسان، که با افزایش مداومتپروازی از یک سو و ایفای نقش بهعنوان گره ارتباطی در توزیع یا بازپخش دادههای مربوط به ناوبری و هدایت و نیز دادههای تاکتیکی از سوی دیگر حلقهای کلیدی در کارایی جنگندهها محسوب میشود، با اثبات مواردی از اصابت در شرایط مختلف، رنگ باخته است.
و ساعتی پیش با تایید اصابت یک F35، مفهوم جنگندهی نسل پنجم با محوریت پنهانکاری به چالش کشیده شد.
۲۰:۰۱
ابراهیم حاتمی کیا، فیلمساز محبوب نسل من، در فیلم "بادیگارد" نگاهی انتقادی به ساخت سیاسی-اجتماعی ایران دههی ۹۰ دارد. او میگوید سیاسیون ایران که در دههی اول انقلاب با چهرهای چون شهید رجایی نمادگذاری میشوند، در طول سه دهه آرام آرام به قدری از آرمانها و اصول انقلاب فاصله گرفتهاند که دیگر نمیتوانند نمایندگان صادقی برای ارزشها باشند و اینک، دانشمندان این نمایندگی را بعهده گرفتهاند.
پیشتازیِ رجال سیاسی در کنار دانشمندان و البته سرداران در میدانهای خون و شهادت، حکایت مبارک و شیرینی است از رجعت به اصول در گام دوم انقلاب.
دههی ۱۴۰۰ را باید فصل جدیدی از بادیگارد روایت کند.
️ @ChakadCH
پیشتازیِ رجال سیاسی در کنار دانشمندان و البته سرداران در میدانهای خون و شهادت، حکایت مبارک و شیرینی است از رجعت به اصول در گام دوم انقلاب.
دههی ۱۴۰۰ را باید فصل جدیدی از بادیگارد روایت کند.
۸:۰۴
بخش اول
امروز (پس از تعویقهای مکرر) NASA ماموریت Artemis II را با پرتاب سامانه SLS آغاز کرد تا فضاپیمای سرنشیندار Orion را با ۴ سرنشین در مدار ماه قرار دهد (۱). این، نخستین بار پس از ۱۹۷۲ و پروژه Apollo 17 خواهد بود که انسان به سوی ماه پرواز میکند و بلکه پا را از لایهی مدارهای نزدیک زمین (LEO) فراتر میگذارد.
این روزها البته آمریکا در بخش فضایی دنیا مشغول کارهای دیگری هم هست.
پژوهشگاه فضایی ایران (محل تولد ماهوارههای بومی متعدد ازجمله مهدا، پارس۱ و ناهید۲) و مرکز ماهوارهی دانشگاه علم و صنعت ایران (محل تولد ماهوارههای بومی نوید و ظفر۲) توسط دولتی که NASA را راهبری میکند، ویران شده اند؛
در جنگی مبتنی بر ابزارهای فناورانه
که خود در میانهی مذاکره آغاز کرده
و هدفی جز تسلیم و استعمار مجدد ملتی مستقل و آزاد و جلوگیری از بسط استقلال و آزادی در دنیا ندارد.
اینها بخشی از زیرساختهای دانشی و پژوهشی civil (غیرنظامی) است که فرزندان ملت ایران در طول سالها و در میانهی تحریمهای همهجانبه، با مغزها و دستهای خود ساخته بودند (۲) تا سهم خود را از فضا برای زندگی بردارند.
ملتی که تنها به اتکاء دانش خود، بیش از ۱۵ سال است که در باشگاه خلوت کشورهای دارای زنجیرهی کامل فضایی (کمتر از ۱۲ کشور) برای خود جایگاه متینی باز کرده است.
ردپای ویرانگر کشور مالک NASA، البته منحصر به بخش فضایی نیست و این روزها در جای جای "نهاد علم" ایران، از دانشگاهها تا انستیتو پاستور، جلوهگری میکند.







آنچه تصویر شد، نموداری از برخورد یک تمدن با نهاد علم است.
آیا نحوهی دیگری از مواجههی یک تمدن بشری با علم را میتوان سراغ گرفت؟ خوب است از فیلسوفان و مورخان همان تمدن صاحب NASA بشنویم:
ویل دورانت، فیلسوف و مورخ شهیر آمریکایی در پژوهش گسترده و مشهور خود که عمرش را بر سر آن گذاشت، یعنی مجموعه ۱۱ جلدی "تاریخ تمدن"، مینویسد: اسلام طی ۵ قرن، از سال ۸۱ تا ۵۹۷ هجری، از لحاظ نیرو و نظم و بسط قلمرو و اخلاق نیک و تکامل سطح زندگی و قوانین منصفانهی انسانی و تساهل دینی [یعنی احترام به عقاید و افکار دیگران] و ادبیات و تحقیق علمی و علوم گوناگون و طب و فلسفه، پیشاهنگ جهان بود. (جلد ۱۱، ص ۳۱۷)
هم او میگوید حتی آشنایی اروپای پس از رنسانس با سنت خود، یعنی میراث علمی و فلسفی یونان، از راه ترجمه عربی آن آثار بوده است (جلد ۱۱ صص ۳۱۹ تا ۳۲۲ - نقل خلاصه مضمون به علت طولانی بودن متن)
گوستاولوبون، جامعهشناس و مردمشناس معروف فرانسوی در کتاب "تمدن اسلام و عرب" مینویسد: برخی [از اروپاییان] عار دارند که اقرار کنند که یک قوم کافر و ملحد [یعنی مسلمانان] سبب شده که اروپای مسیحی از حال توحّش و جهالت خارج گردد، و لذا آن را مکتوم نگاه میدارند. ولی این نظریه به حدی بی اساس و تاسفآور است که به آسانی میتوان آن را رد نمود ... نفوذ عقلانی آنان [مسلمانان] دروازهی علوم و فنون و فلسفه را که اروپاییان از آن به کلی بیخبر بودند به روی آنها باز کرد و تا 600 سال استاد ما اروپاییان بودند. (ص ۷۵۱)
اینها و اعترافات متعدد دیگر (۳) از اندیشمندان غربی، جایگاه تمدن اسلامی را در تاریخ علم روشن میکند.
تمدنی پیشتاز و مبتکر در علم
و معلم اروپاییان نیمه وحشی قرون وسطی.
از سوی دیگر، تاریخ هیچ نشانی از استفادهی مسلمانان از ابزار علم برای استعمار ملتهای دیگر و یا تلاش مسلمانان برای نابودی تراث علمی سایر تمدنها ثبت نکرده است.
دست تحریفگران تاریخ در این جهت، آنهمه خالی بوده است که افسانهای به نام کتابسوزی در ایران و مصر را به مسلمانان نسبت داده اند
و در حدود یک قرن اخیر آنقدر بر آتش این تهمت دمیدند تا نزدیک به نیم قرن پیش در کتب برخی از فاضلان غربی و حتی ایرانی نیز وارد شد،
لیکن بی پایگی آن با ادلهای پولادین توسط اندیشمندان غربی (نظیر ویل دورانت در جلد ۱۱ ص ۲۱۹ "تاریخ تمدن" و گوستاولوبون در صص ۲۶۳ تا ۲۶۵ "تاریخ تمدن اسلام و عرب") و نیز اندیشمندان ایرانی (نظیر استاد شهید مطهری در کتاب بسیار نفیس "خدمات متقابل اسلام و ایران"، چاپ ۲۵، صص ۲۶۷ تا ۳۰۶) به ثبوت رسیده است.
جالب است که این جنایت، یعنی کتابسوزی، را خود غربیها در شام و فلسطین و یونان مرتکب شدند (به اعتراف جرجی زیدان در "تاریخ تمدن اسلام" و جرج سارتون در "تاریخ علم") و ناجوانمردانه به مسلمین نسبت دادند.







️ @ChakadCH
۱۷:۵۰
بخش دوم

این دو نمودار متضاد از مواجههی تمدنهای بشری با علم، بخوبی روشن میکنند که:
"بی جهتی علم"(۴) حداقل در لایهی کاربرد، افسانهای بیش نیست
و بشر آنگاه روی سعادت را میبیند که نهاد علم در دست حامل اصیل آن قرار گیرد.
حدود سه دهه است که ایران اسلامی، به پرچمداری رهبر شهید، رجعت سیادت علمی مسلمین را کلید زده است
و ما دانشگاهیان، سربازان این مسیر هستیم.
مسیری که به گواه تاریخ کوتاه انقلاب و تاریخ طولانی تمدن بشر، برای انسانیت پرسود و بیزیان خواهد بود.
پینوشتها:(۱) در ماموریت Artemis II انسان صرفاً در مدار ماه قرار خواهد گرفت و برنامه فرود انسان بر روی ماه، به Artemis III و زمان نامعلومی در آینده موکول شده است. این در حالی است که برنامه Apollo در دهه ۱۹۷۰، مجموعاً ۶ فرود بر روی ماه توسط ۱۲ انسان را ثبت کرده است. اینکه چرا بین برنامههای Apollo و Artemis بیش از ۵۰ سال فاصله افتاده است، دلایل و توجیههای مختلفی دارد که از حوصله این نوشتار خارج است.
(۲) تجهیزاتی را که یک بار ساختیم، بار دوم آسانتر و کارآمدتر خواهیم ساخت. آنچه مهم است، دانش است که با هیچ موشکی نابودشدنی نیست.
(۳) برای مشاهده برخی دیگر از اعترافات اندیشمندان غربی، بنگرید به کتاب ارزشمند "دانش مسلمین"، تالیف مرحوم استاد محمدرضا حکیمی، چاپ ۱۲، صص ۱۰۴ تا ۱۲۶.
(۴) اشاره به نظریهی "جهتدار بودن علم" که در فلسفهی علم مطرح است. البته این نظریه و امثال آن، عمیقتر از لایهی کاربرد را مورد توجه و ارزیابی قرار میدهند. برای اینکه به پیچیدگیهای مربوط به این مباحث وارد نشویم، در متن به لایهی کاربرد بسنده کردیم. در این لایه، اثبات جهتدار بودن علم، ساده است و ازجمله با بررسیهای تاریخی، بدست میآید.
#رهبر_شهید#جنگ_رمضان#فناوری_فضایی#فناوری_فضایی_ابران#تمدن_اسلامی_ایرانی#تمدن_غرب
️ @ChakadCH
پینوشتها:(۱) در ماموریت Artemis II انسان صرفاً در مدار ماه قرار خواهد گرفت و برنامه فرود انسان بر روی ماه، به Artemis III و زمان نامعلومی در آینده موکول شده است. این در حالی است که برنامه Apollo در دهه ۱۹۷۰، مجموعاً ۶ فرود بر روی ماه توسط ۱۲ انسان را ثبت کرده است. اینکه چرا بین برنامههای Apollo و Artemis بیش از ۵۰ سال فاصله افتاده است، دلایل و توجیههای مختلفی دارد که از حوصله این نوشتار خارج است.
(۲) تجهیزاتی را که یک بار ساختیم، بار دوم آسانتر و کارآمدتر خواهیم ساخت. آنچه مهم است، دانش است که با هیچ موشکی نابودشدنی نیست.
(۳) برای مشاهده برخی دیگر از اعترافات اندیشمندان غربی، بنگرید به کتاب ارزشمند "دانش مسلمین"، تالیف مرحوم استاد محمدرضا حکیمی، چاپ ۱۲، صص ۱۰۴ تا ۱۲۶.
(۴) اشاره به نظریهی "جهتدار بودن علم" که در فلسفهی علم مطرح است. البته این نظریه و امثال آن، عمیقتر از لایهی کاربرد را مورد توجه و ارزیابی قرار میدهند. برای اینکه به پیچیدگیهای مربوط به این مباحث وارد نشویم، در متن به لایهی کاربرد بسنده کردیم. در این لایه، اثبات جهتدار بودن علم، ساده است و ازجمله با بررسیهای تاریخی، بدست میآید.
#رهبر_شهید#جنگ_رمضان#فناوری_فضایی#فناوری_فضایی_ابران#تمدن_اسلامی_ایرانی#تمدن_غرب
۱۷:۵۰
رهبر شهید، این چشماندازها را فراروی ما گستردو شجاعت حرکت به سمت آنها را در ما دمید (2).
پینوشتها:
(1) اشاره به حدیث شریف «العِلمُ سُلطانٌ مَن وَجدَهُ صالَ بِهِ وَ مَن لَم يَجِدهُ صيلَ عَلَيه» از امیرالمومنین علی علیهالسلام (شرح نهج البلاغة، ابن ابی الحدید، ج۲۰، ص۳۱۹) که نخستین بار در کلام رهبر شهید با آن آشنا شدیم، بارها به آن استشهاد کردند و مفاهیمش را گشودند. ایشان در یکی از این سخنرانیها، روایت را چنین ترجمه کرده اند: «سلطان» یعنی اقتدار؛ علم، اقتدار است؛ هر کسی که آن را داشته باشد «صالَ»، یعنی دست قدرتمند را خواهد داشت؛ هرکس که آن را نداشته باشد «صیلَ عَلَیه»،یعنی دست قدرتمندی بر سر او خواهد آمد، یعنی زیرِ دست خواهد شد. (بیانات در دیدار نخبگان جوان علمی - ۱۳۹۶/۰۷/۲۶)
(2) تک تک این گزارهها از کلمات رهبر شهید اخذ شدهاند. امیدوارم در این کانال به بازخوانی کلمات ایشان توفیق یابم.
#رهبر_شهید#دانشگاه#جنگ_رمضان
۲۰:۲۴
دو شب است که یک موکب عراقی در تجمع شبانهی محلهی ما حضور پیدا میکند.تعدادی از جوانمردان عراقی، وسط بمباران تهران، آمدهاند تا از مردم حاضر در صحنهی نبرد پذیرایی کنند؛با غذاهای عراقی که عطرشان، و سپس طعمشان، تو را به جادهی نجف-کربلا و «مشایه» میبرند: کمی برنج با خورشت سادهای از لوبیای سفید،آشی شبیه آش رشته خودمان، با رشته کمتر و باقلا در میان حبوبات.
مرد عراقی با ندای آشنا و بینهایت صمیمی «هله بیکم» از مردم استقبال میکند.نزدیک پیشخوان موکب میروم و درحالیکه مشغول کشیدن غذا در ظرفهای کوچک است، دستم را به طرفش دراز میکنم.شاید اول فکر میکند که غذا میخواهم.میگویم: اخی، دستت را بده.فوراً با لبخند و اشتیاق، دستش را به طرفم دراز میکندو چند ثانیهای، دست یکدیگر را میفشاریم.
امشب هیاتی هم از میانمار به تجمع ما آمده است.آن سوی جمعیت، روی جایگاه، بانوی میانماری پشت بلندگو به فارسی نسبتاً سلیس، سخنرانی میکند.سخنرانیاش سراسر تمجید از مردم ایران است.میگوید شما ایرانیها دین را و شجاعت را به ما آموختید.










یکی از راهبردهای همیشگی دستگاه طاغوت این است که از یک سو بین اهل حق جدایی بیندازد و آنها را به کُلونیهای کوچک جدا از هم و بلکه معارض با یکدیگر تقسیم کندو از سوی دیگر، از میان همین کُلونیهای کوچک برای خودش یارگیری کند.
سنت الهی اما بر «تمحیص» است:بهمپیوستگی و خالصسازی جبههی حق از یک سو و جبههی باطل از سوی دیگر.و این سنت را ازجمله، از طریق تکانههایی پیش میبرد که خود شیطان در عالم ایجاد کرده است.و اینجاست که «کید ضعیف» شیطان در تدبیر بزرگ خداوند مستحیل میشود:وَ لا يَحْسَبَنَّ الَّذينَ کَفَرُوا سَبَقُوا إِنَّهُمْ لا يُعْجِزُونَ (سوره انفال، آیه 59)(کافران هرگز گمان نکنند که [بر خدا] پیشی گرفتهاند، آنان [او را] عاجز نتوانند کرد - ترجمهی دکتر حدادعادل)
یکی از اهداف «جنگ تحمیلی اول»، ایجاد نقار خونی بین دو ملت شیعه و همسایه ایران و عراق بود که تا دههها بین آن دو جدایی بیندازد.خون این دو ملت اما در «دفاع از حرم» و «فرودگاه بغداد» بهم آمیختو اکنون، در «جنگ تحمیلی سوم»، اینچنین یکپارچه شدهاند.
و از آن سو، بیوطنهای فارسیزبان را میبینیم که همین جنگ، آنها را برای همیشه از آغوش ایران طرد کرده است.
و الحمدلله اولاً و آخراً
#جنگ_رمضان
️ @ChakadCH
مرد عراقی با ندای آشنا و بینهایت صمیمی «هله بیکم» از مردم استقبال میکند.نزدیک پیشخوان موکب میروم و درحالیکه مشغول کشیدن غذا در ظرفهای کوچک است، دستم را به طرفش دراز میکنم.شاید اول فکر میکند که غذا میخواهم.میگویم: اخی، دستت را بده.فوراً با لبخند و اشتیاق، دستش را به طرفم دراز میکندو چند ثانیهای، دست یکدیگر را میفشاریم.
امشب هیاتی هم از میانمار به تجمع ما آمده است.آن سوی جمعیت، روی جایگاه، بانوی میانماری پشت بلندگو به فارسی نسبتاً سلیس، سخنرانی میکند.سخنرانیاش سراسر تمجید از مردم ایران است.میگوید شما ایرانیها دین را و شجاعت را به ما آموختید.
یکی از راهبردهای همیشگی دستگاه طاغوت این است که از یک سو بین اهل حق جدایی بیندازد و آنها را به کُلونیهای کوچک جدا از هم و بلکه معارض با یکدیگر تقسیم کندو از سوی دیگر، از میان همین کُلونیهای کوچک برای خودش یارگیری کند.
سنت الهی اما بر «تمحیص» است:بهمپیوستگی و خالصسازی جبههی حق از یک سو و جبههی باطل از سوی دیگر.و این سنت را ازجمله، از طریق تکانههایی پیش میبرد که خود شیطان در عالم ایجاد کرده است.و اینجاست که «کید ضعیف» شیطان در تدبیر بزرگ خداوند مستحیل میشود:وَ لا يَحْسَبَنَّ الَّذينَ کَفَرُوا سَبَقُوا إِنَّهُمْ لا يُعْجِزُونَ (سوره انفال، آیه 59)(کافران هرگز گمان نکنند که [بر خدا] پیشی گرفتهاند، آنان [او را] عاجز نتوانند کرد - ترجمهی دکتر حدادعادل)
یکی از اهداف «جنگ تحمیلی اول»، ایجاد نقار خونی بین دو ملت شیعه و همسایه ایران و عراق بود که تا دههها بین آن دو جدایی بیندازد.خون این دو ملت اما در «دفاع از حرم» و «فرودگاه بغداد» بهم آمیختو اکنون، در «جنگ تحمیلی سوم»، اینچنین یکپارچه شدهاند.
و از آن سو، بیوطنهای فارسیزبان را میبینیم که همین جنگ، آنها را برای همیشه از آغوش ایران طرد کرده است.
و الحمدلله اولاً و آخراً
#جنگ_رمضان
۵:۴۱
شبهای هجر را گذراندیم و زندهایم
ما را به سختجانی خود این گمان نبود
امروز اربعین قائد شهید استاینجا مشهد اوست (۱)و امت مبعوث، در سوگ فرزند حسین (ع)، مشایهای دیگر خلق کرده است.
در حدیث است که "بالاتر از هر نیکویی، نیکویی دیگری است، تا آنجا که انسان در راه خدا کشته شود، که بالاتر از آن نیکویی نیست".
و در حدیث دیگر است که "فضیلت قلم علماء از خون شهداء بالاتر است"، که شهداء از رهگذر هدایت عالمان ربانی به مقام شهادت بار یافتهاند.
پس شهادت نیز دارای مراتبی استو نقطهی اوج در کمان کمالات انسانی آنجاست که قلم عالم با خونش درآمیزد.
علم و معنویت شیعه، هماره با حماسه عجین بوده است. از این روست که نام عالمان شهید بسیاری بر تارک تاریخ خونرنگ شیعه ثبت شده است (۲): از قاضی نورالله شوشتری و شهیدین اول و ثانی در فصل متقدم؛تا شیخ فضل الله نوری و سید حسن مدرس در فصل معاصر؛و تا مطهریها و بهشتیها در فصل پس از انقلاب.
و قائد شهید بیگمان پیشاهنگ قافلهی عالمان شهید استکه سیاست و حکمرانی را با علم و حماسه و زهد جمع کرد؛نزدیک به چهار دهه، امت اسلامی را در میان دشمنی مستکبران، راهبری کرد؛ایران را از طوفان.های پیاپی عبور داد؛او را به رشد رساند و به یک قدرت جهانی تبدیل کرد.
بویژه دانشگاهیان، بدانند یا ندانند، سخت مرهون او هستند که روح خودباوری را در جامعه علمی کشور دمید؛ گفتمان پیشرفت علم و فناوری را بنیاد نهاد؛ و مسئولیتهای اهالی دانش را به ایشان آموخت.
پژوهشگران متعمق درباره ابعاد شخصیت، وجوه افکار و وزان اقدامات او، فراوان خواهند نوشت.
پینوشت:(۱) این نماد در تقاطع خیابان جمهوری اسلامی و خیابان شهید کشوردوست نصب شده است، شاید نزدیکترین نقطه به بیت رهبری. سالهای سال، در مراسمها و جلسات هیئت بیت رهبری، ورودی خانمها در انتهای خیابان شهید کشوردوست قرار داشت و پس از اتمام مراسم، خانوادهها اینجا همدیگر را پیدا می کردند، یاد باد.
(۲) علامه امینی، صاحب الغدیر، شرح حال شماری از عالمان شهید شیعه از قرن چهارم تا قرن چهاردهم هجری را در کتاب پرارج "شهداء الفضیلة" گردآورده است.
#رهبر_شهید#دانشگاه
️ @ChakadCH
ما را به سختجانی خود این گمان نبود
پژوهشگران متعمق درباره ابعاد شخصیت، وجوه افکار و وزان اقدامات او، فراوان خواهند نوشت.
پینوشت:(۱) این نماد در تقاطع خیابان جمهوری اسلامی و خیابان شهید کشوردوست نصب شده است، شاید نزدیکترین نقطه به بیت رهبری. سالهای سال، در مراسمها و جلسات هیئت بیت رهبری، ورودی خانمها در انتهای خیابان شهید کشوردوست قرار داشت و پس از اتمام مراسم، خانوادهها اینجا همدیگر را پیدا می کردند، یاد باد.
(۲) علامه امینی، صاحب الغدیر، شرح حال شماری از عالمان شهید شیعه از قرن چهارم تا قرن چهاردهم هجری را در کتاب پرارج "شهداء الفضیلة" گردآورده است.
#رهبر_شهید#دانشگاه
۱۴:۲۲
◇ برگرفته از پیام امام خمینی (ره) به حجاج در تاریخ ۱۳۶۶/۵/۶
#جنگ_رمضان
۴:۲۷
۴:۲۷
متحد، جانهای مردان خداست
پربسامدترین موضوع در رسانه رسمی رهبر معظم انقلاب، این روزها مسئله وحدت است. در دقایق ابتدایی بامداد امروز، این رسانه بخشی از پیام ایشان به مناسب اربعین قائد شهید را با عنوان وحدت، شرط ضروریِ دستیابی به ایران هوچه قویتر بازنشر کرد. دو روز پیش هم اقدام به بازنشر بخشی از پیام نوروزی رهبری معظم نمود که در آن از وحدت عجیب ایجاد شده بین هموطنان، عوامل خدشه در وحدت و لزوم حراست از آن میگویند. در مطالب روزهای قبلتر هم نمودارهایی از اینگونه کاملاً پررنگ و معنادارند.
این چگونگی، به روشنی نشان میدهد در شرایطی که شاید از نظر برخی از ما مسئله اول کشور مذاکره، الزامات سکوت نظامی، چگونگی پاسخ به نقض عهدهای دشمن ازجمله محاصره دریایی و از این قبیل است، دغدغه اصلی از منظر رهبر انقلاب، مسئله وحدت ملی و انسجام داخلی است.












رهبر معظم انقلاب در پیامهای خود، از یک سو وحدت ایجاد شده بین هموطنان را اعجابانگیز توصیف میکنند و از سوی دیگر عوامل برهمزننده وحدت را نشان میدهند: جنگ روانی دشمن و سهلانگاری دوست. در مقام تحلیل، شاید بتوان گفت که برگشت عامل اول نیز به عامل دوم است، که از دشمن جز دشمنی انتظار نیست و تا سادهاندیشی در سمت خودی نباشد، مکر دشمن زمینهای برای تاثیر نخواهد یافت.












ولایتمداری چیزی جز هماهنگ کردن میزان خود با میزان ولی نیست. حتی کسانیکه فقیه را به ولایت نمیشناسند، اگر به لزوم زندگی اجتماعی برای انسان و لزوم رهبری برای اجتماع توجه کنند، و از سوی دیگر فضائل به ثبوت رسیده از حکمرانی فقیه را در رهبری امامین فقید و شهید در نظر آورند، تایید میکنند که توفیق فرد و جامعه در گرو اجتماع ارادهها حول چنین محوری است.
پس امروز کاری بایستنیتر از تفکر، آگاهیبخشی و اقدام در حفظ و ارتقاء وحدت و نبایستنیتر از دمیدن بر خاکستر تفرقهوجود ندارد؛و هر وظیفه دیگر مانند مطالبه اهداف و آرمانها باید بهگونهای انجام شود که گزندی به انسجام ملی وارد نکند.












کسانی که مانند نگارنده توفیق حضور در میان اقشار مختلف جامعه را دارند، احتمالاً تایید میکنند که این روزها در کنار همدلی وصف ناشدنی ایجاد شده در میان مردم، زمینههای فراوانی نیز برای تفرقه فعال شدهاند؛ زمینههایی با مصادیق نو به نوو ریشههای بینشی یا گرایشی گوناگون و بعضاً مزمن، که در مقاطع سابق نیز گاهی بروز کردهاند و در آینده نیز امکان بروز دارند و البته در برههی فعلی که یکی از مهمترین دورههای حیات ملی ایرانیان است، اهمیتی مضاعف یافتهاند.
مشاهده عینی این زمینهها، مشاهدهگر را در برابر اشراف واقعبینانه و دقیق رهبر معظم انقلاب نسبت به متن جامعه به تحسین وامیدارد.












گفتگو درباره هریک از زمینههای یادشده، با اتقان کافی، مجالی مستوفی میطلبد. امیدوارم در فرصتهای دیگر توفیق پیدا کنم که به برخی از آنها بپردازم.
#وحدت
️ @ChakadCH
پربسامدترین موضوع در رسانه رسمی رهبر معظم انقلاب، این روزها مسئله وحدت است. در دقایق ابتدایی بامداد امروز، این رسانه بخشی از پیام ایشان به مناسب اربعین قائد شهید را با عنوان وحدت، شرط ضروریِ دستیابی به ایران هوچه قویتر بازنشر کرد. دو روز پیش هم اقدام به بازنشر بخشی از پیام نوروزی رهبری معظم نمود که در آن از وحدت عجیب ایجاد شده بین هموطنان، عوامل خدشه در وحدت و لزوم حراست از آن میگویند. در مطالب روزهای قبلتر هم نمودارهایی از اینگونه کاملاً پررنگ و معنادارند.
این چگونگی، به روشنی نشان میدهد در شرایطی که شاید از نظر برخی از ما مسئله اول کشور مذاکره، الزامات سکوت نظامی، چگونگی پاسخ به نقض عهدهای دشمن ازجمله محاصره دریایی و از این قبیل است، دغدغه اصلی از منظر رهبر انقلاب، مسئله وحدت ملی و انسجام داخلی است.
رهبر معظم انقلاب در پیامهای خود، از یک سو وحدت ایجاد شده بین هموطنان را اعجابانگیز توصیف میکنند و از سوی دیگر عوامل برهمزننده وحدت را نشان میدهند: جنگ روانی دشمن و سهلانگاری دوست. در مقام تحلیل، شاید بتوان گفت که برگشت عامل اول نیز به عامل دوم است، که از دشمن جز دشمنی انتظار نیست و تا سادهاندیشی در سمت خودی نباشد، مکر دشمن زمینهای برای تاثیر نخواهد یافت.
ولایتمداری چیزی جز هماهنگ کردن میزان خود با میزان ولی نیست. حتی کسانیکه فقیه را به ولایت نمیشناسند، اگر به لزوم زندگی اجتماعی برای انسان و لزوم رهبری برای اجتماع توجه کنند، و از سوی دیگر فضائل به ثبوت رسیده از حکمرانی فقیه را در رهبری امامین فقید و شهید در نظر آورند، تایید میکنند که توفیق فرد و جامعه در گرو اجتماع ارادهها حول چنین محوری است.
پس امروز کاری بایستنیتر از تفکر، آگاهیبخشی و اقدام در حفظ و ارتقاء وحدت و نبایستنیتر از دمیدن بر خاکستر تفرقهوجود ندارد؛و هر وظیفه دیگر مانند مطالبه اهداف و آرمانها باید بهگونهای انجام شود که گزندی به انسجام ملی وارد نکند.
کسانی که مانند نگارنده توفیق حضور در میان اقشار مختلف جامعه را دارند، احتمالاً تایید میکنند که این روزها در کنار همدلی وصف ناشدنی ایجاد شده در میان مردم، زمینههای فراوانی نیز برای تفرقه فعال شدهاند؛ زمینههایی با مصادیق نو به نوو ریشههای بینشی یا گرایشی گوناگون و بعضاً مزمن، که در مقاطع سابق نیز گاهی بروز کردهاند و در آینده نیز امکان بروز دارند و البته در برههی فعلی که یکی از مهمترین دورههای حیات ملی ایرانیان است، اهمیتی مضاعف یافتهاند.
مشاهده عینی این زمینهها، مشاهدهگر را در برابر اشراف واقعبینانه و دقیق رهبر معظم انقلاب نسبت به متن جامعه به تحسین وامیدارد.
گفتگو درباره هریک از زمینههای یادشده، با اتقان کافی، مجالی مستوفی میطلبد. امیدوارم در فرصتهای دیگر توفیق پیدا کنم که به برخی از آنها بپردازم.
#وحدت
۱۷:۲۵
۱۷:۲۵
جلال او صلای دورباش میزندو جمال او تو را در آغوش میگیرد.
ترجمه حدیث شریف از ترکیب و تصرف در چند ترجمه در دسترس، فراهم شده است. بخصوص تعبیر لطیف «همزاد» برای «الشَّقِيقُ» را از استادی بزرگوار وام گرفتم.
#امام_رضا_علیهالسلام#امام_شناسی
۴:۳۲
دو روز قبل، رسانه رسمی رهبر شهید این غزل ایشان را که در التجاء به حضرت رضا علیهالسلام سرودهاند، برای نخستین بار منتشر کرد.
غزل، حقیقتاً زیبا و لطیف است و در عین حال، استواربا تخلص ملیح و همیشگی ایشان: امین.
بویژه، «حُسن مقطع» بدیع و رمزآگینی که در بیت پایانی نهفته است: و آنجا که آمد و شد خیل ملائک است
کنجی گزین و تا به قیامت مُقام کن
و بیت رازگونهی امام خمینی (ره) را، بازهم در پایان غزلی نغز، به یاد میآورد: سالها میگذرد حادثهها میآید
انتظار فرج از نیمه خرداد کشم
انگار یکی از مکان موعود میگوید و دیگری از زمان میعاد ...
#امام_رضا_علیهالسلام#رهبر_شهید
️ @ChakadCH
غزل، حقیقتاً زیبا و لطیف است و در عین حال، استواربا تخلص ملیح و همیشگی ایشان: امین.
بویژه، «حُسن مقطع» بدیع و رمزآگینی که در بیت پایانی نهفته است: و آنجا که آمد و شد خیل ملائک است
کنجی گزین و تا به قیامت مُقام کن
و بیت رازگونهی امام خمینی (ره) را، بازهم در پایان غزلی نغز، به یاد میآورد: سالها میگذرد حادثهها میآید
انتظار فرج از نیمه خرداد کشم
انگار یکی از مکان موعود میگوید و دیگری از زمان میعاد ...
#امام_رضا_علیهالسلام#رهبر_شهید
۱۳:۰۴
نانوشتههای شهید مطهریقسمت اول: درامد
نام شهید مطهری برای نسل من و یکی دو نسل قبل از ما، تداعیکننده خاطرات عزیزی است. لذت کنجکاویهای عقلی، اولین بار با کتاب های او زیر زبان ما مزه کرد. او نظم ذهنی را به ما یاد داد؛داوری منصفانه و بیطرفانهی اندیشهها را از او آموختیم؛شجاعت در تفکر را با او تجربه کردیم؛و بیان روان و بی غلق و در عین حال استوار و متین را در نوشتههای او یافتیم. کتابهای او راه را برای درک آموزههای عمیق اسلام بر ما گشودند؛و برتری آنها نسبت به اندیشههای گوناگون بشری را برای ما روشن کردند. دیدیم و یافتیم که اسلام، اصلاً از افقی بالاتر به انسان و هستی نگاه میکند؛ و به این ترتیب، فوق بشری بودن اسلام را لمس کردیم.
یکی از راهها برای معرفی انسانهای بزرگ، شناساندن کارنامهی آنهاست؛ و کارنامه را معمولاً مجموعه کارهای کرده و طرحهای به ثمر رسیده میدانند. کارنامهی یک انسان بزرگ اما اغلب یک بخش نانوشته هم دارد: یعنی مجموعه کارهایی که میخواست بکند، اما فرصت نکرد؛ و طرحهایی که داشت و صلاحیتهای لازم را هم برای تحقق آنها فراهم آورده بود، اما زمان اینهمه گنجایش، یا بگو لیاقت، نداشت که آنها را در بر گیرد و به بار بنشاند.
در طول سالهای متمادی انس با کتابهای شهید مطهری، به مواردی برمیخوردم که شهید از یک طرح علمی و پژوهشی سخن به میان آورده، از عزم و علاقهاش به انجام آن گفته، از کمبود فرصت لازم شِکوِه کرده، و سرانجام نیز در میان آثار شهید اثری از آن طرح، که صورت یک کتاب یا مقاله یافته باشد، پیدا نیست. در خلال نوشتههای دیگران درباره شهید مطهری نیز به مواردی از این دست برخورد میکردم.
این کتابهای نانوشته داغ حسرتی عمیق، بسیار عمیق، و همیشگی را بر دل گذاشتهاند.سالها در نظر داشتم این موارد را جمعآوری کنم و دردگزارانه، در دسترس قرار دهم تا هم دیگران را در غم خود شریک گردانمو هم زاویه دید تازهای باشد به ایدهها و اندیشههای استاد شهید، بویژه برای نسلهای جدید.
ایام سالگرد شهادت آن استاد زندگیساز، فرصتی است تا این طرح دیرین لباس تحقق بپوشد. به خواست خدا در روزهای پیشرو، این نانوشتهها را معرفی خواهم کرد، هرکدام در یک روز.
#شهید_مطهری
️ @ChakadCH
#شهید_مطهری
۵:۳۵
نانوشتههای شهید مطهری قسمت دوم: پاورقیهای ناتمام
یکی از افسوسهای عمیق علاقمندان به مسائل فلسفی آن است که حدوداً نیمی از جلد چهارم از مجلدات پنجگانهی اصول فلسفه و روش رئالیسم بدون پاورقیهای محققانهی شهید مطهری منتشر شده است.
میدانید که این مجموعهی فلسفی نفیس شامل مقالاتی عمیق و ابتکاری به قلم علامه طباطبایی، فیلسوف سترگ و مفسر کبیر، است که علامه شهید مطهری پاورقیهای مفصلی به آنها افزودهاند. پاورقیها درواقع شرح و بسط متن هستند و به جهت سنگینی و فشردگی آن، اهمیت زیادی در تبیین محتوای وزین مقالات بعهده دارند.
درمورد کتابهای دانشگاهی اینگونه است که معمولاً پاورقیها، بخش کوچکی از حجم کتاب را تشکیل میدهند. اما در کتابهای حوزوی، گاهی کار بعکس است. پاورقیهای اصول فلسفه شاید هشتاددرصد حجم کتاب را دربر گرفته است.
اینکه از میان شاگردان مختلف و بزرگ محضر درس علامه، این وظیفه خطیر به شهید مطهری محول شده است، آن هم در حالی که کمتر از ۳۴ سال داشتهاند (جلد اول این مجموعه سال ۱۳۳۲ منتشر شده است)، افتخار علمی بزرگی برای ایشان محسوب میشود.
مجموعهی اصول فلسفه و روش رئالیسم نخستین کتاب فلسفی در ایران معاصر است که «هم مشتمل بر تحقیقات گرانمایه هزار ساله فلسفه اسلامی» بوده و «هم آراء و نظریات فلسفی جدید» در آن مورد توجه قرار گرفته است. مفاهیم و قضایای فلسفی در این کتاب، به روشی ابتکاری طرح شده است و بویژه برخی از مقالات آن (مانند مقاله ششم)، «بیسابقه» اند. شیوه تولید و تدوین مطالب این مجموعه نیز بدیع است. علامه طباطبایی ظاهراً از حدود سال ۱۳۲۹ «یک انجمن بحث و انتقاد فلسفی مرکب از عدهای از فضلا» ایجاد کردند که «در هفته دو شب» تشکیل میشد. ایشان در فاصله میان جلسات انجمن، قسمتهایی از مقالات را مینوشتند. این نوشتهها، سپس در جلسات انجمن خوانده میشد و در بوتهی نقد و نظر قرار میگرفت. مقالات به موازات تکوین، «دست به دست میگشت» تا اینکه از علامه درخواست شد که بصورت رسمی منتشر شوند و بعلاوه، درخواست شد که به جهت ثقل مطالب، توضیحات تکمیلی نیز به آنها افزوده شود. وظیفهای که استاد بر عهده شاگرد محبوبشان قرار دادند. (قسمتهای داخل گیومه در این پاراگراف، از مقدمه جلد اول برداشته شدهاند.)
در اهمیت این مجموعهی فلسفی همین بس که «فلسفه را در ایران وارد مرحلهی جدیدی» کرد (مقدمهی جلد اول) و در دهههای ۴۰ و ۵۰ شمسی «نقش تعیینکنندهای در ارائه بیپایگی فلسفه مادّی برای ایرانیان داشته است» (علل گرایش به مادیگری، ص۱۱).
انتشار مجلدات اصول فلسفه نیز مانند تکوین اصل مقالات، ماجرای خاص و عجیبی دارد که علامه شهید در مقدمهی جلد پنجم به آن اشاره کردهاند. بطور خلاصه، جلدهای اول تا سوم در فاصله ۳ سال (۱۳۳۲ تا ۱۳۳۵) منتشر شدند ولی ادامهی انتشار با وقفهای حدوداً ۱۶ ساله مواجه شد. بعلاوه بعد از این فترت طولانی، در سال ۱۳۵۰ نَه جلد چهارم بلکه جلد پنجم منتشر شد. شهید در مقدمهی این جلد وعده دادند که مشغول اتمام پاورقیهای جلد چهارم هستند و «بیش از نیمی» را به پایان رساندهاند. این جلد اما در زمان حیات ایشان هیچگاه منتشر نشد و در سال ۱۳۶۴ با همان مقدار از پاورقیها که نگارش یافته بود، انتشار یافت و علاقمندان را تا ابد در حسرت نگه داشت.
جایی خواندم که علت ناتمامی این جلد، اشتمال آن بر مباحثی در ماهیت فلسفی زمان و زمانیات است که از دشوارترین مباحث فلسفی محسوب میشود و در این باره، بین علامه و شهید اختلاف نظری اجتهادی بهم رسیده بود که تا سالهای انقلاب نیز ادامه پیدا کرد و حتی در بحبوحهی انقلاب، جلسات فلسفی آنها در این باره تداوم داشته است.









به توصیه یکی از دوستان، تذکر یک نکته را در پایان این نوشتار مناسب دیدم: فلسفه، فقط یکی از میدانهایی است که شهید مطهری در آنها دست به تولید اثر زدهاند.تعداد زیادی از کتابهای ایشان جنبهی فلسفی ندارندو یا تنها بخشی از آنها به تاملات فلسفی مرتبط است.بنابراین طیف مخاطبان آثار استاد شهید، خیلی بزرگتر از حلقه علاقمندان به فلسفه است.برخی از اینگونه نوشتهها و نانوشتههای استاد، در قسمتهای بعدی همین سلسله نوشتار معرفی خواهند شد.
#شهید_مطهری#فلسفه
️ @ChakadCH
یکی از افسوسهای عمیق علاقمندان به مسائل فلسفی آن است که حدوداً نیمی از جلد چهارم از مجلدات پنجگانهی اصول فلسفه و روش رئالیسم بدون پاورقیهای محققانهی شهید مطهری منتشر شده است.
میدانید که این مجموعهی فلسفی نفیس شامل مقالاتی عمیق و ابتکاری به قلم علامه طباطبایی، فیلسوف سترگ و مفسر کبیر، است که علامه شهید مطهری پاورقیهای مفصلی به آنها افزودهاند. پاورقیها درواقع شرح و بسط متن هستند و به جهت سنگینی و فشردگی آن، اهمیت زیادی در تبیین محتوای وزین مقالات بعهده دارند.
درمورد کتابهای دانشگاهی اینگونه است که معمولاً پاورقیها، بخش کوچکی از حجم کتاب را تشکیل میدهند. اما در کتابهای حوزوی، گاهی کار بعکس است. پاورقیهای اصول فلسفه شاید هشتاددرصد حجم کتاب را دربر گرفته است.
اینکه از میان شاگردان مختلف و بزرگ محضر درس علامه، این وظیفه خطیر به شهید مطهری محول شده است، آن هم در حالی که کمتر از ۳۴ سال داشتهاند (جلد اول این مجموعه سال ۱۳۳۲ منتشر شده است)، افتخار علمی بزرگی برای ایشان محسوب میشود.
مجموعهی اصول فلسفه و روش رئالیسم نخستین کتاب فلسفی در ایران معاصر است که «هم مشتمل بر تحقیقات گرانمایه هزار ساله فلسفه اسلامی» بوده و «هم آراء و نظریات فلسفی جدید» در آن مورد توجه قرار گرفته است. مفاهیم و قضایای فلسفی در این کتاب، به روشی ابتکاری طرح شده است و بویژه برخی از مقالات آن (مانند مقاله ششم)، «بیسابقه» اند. شیوه تولید و تدوین مطالب این مجموعه نیز بدیع است. علامه طباطبایی ظاهراً از حدود سال ۱۳۲۹ «یک انجمن بحث و انتقاد فلسفی مرکب از عدهای از فضلا» ایجاد کردند که «در هفته دو شب» تشکیل میشد. ایشان در فاصله میان جلسات انجمن، قسمتهایی از مقالات را مینوشتند. این نوشتهها، سپس در جلسات انجمن خوانده میشد و در بوتهی نقد و نظر قرار میگرفت. مقالات به موازات تکوین، «دست به دست میگشت» تا اینکه از علامه درخواست شد که بصورت رسمی منتشر شوند و بعلاوه، درخواست شد که به جهت ثقل مطالب، توضیحات تکمیلی نیز به آنها افزوده شود. وظیفهای که استاد بر عهده شاگرد محبوبشان قرار دادند. (قسمتهای داخل گیومه در این پاراگراف، از مقدمه جلد اول برداشته شدهاند.)
در اهمیت این مجموعهی فلسفی همین بس که «فلسفه را در ایران وارد مرحلهی جدیدی» کرد (مقدمهی جلد اول) و در دهههای ۴۰ و ۵۰ شمسی «نقش تعیینکنندهای در ارائه بیپایگی فلسفه مادّی برای ایرانیان داشته است» (علل گرایش به مادیگری، ص۱۱).
انتشار مجلدات اصول فلسفه نیز مانند تکوین اصل مقالات، ماجرای خاص و عجیبی دارد که علامه شهید در مقدمهی جلد پنجم به آن اشاره کردهاند. بطور خلاصه، جلدهای اول تا سوم در فاصله ۳ سال (۱۳۳۲ تا ۱۳۳۵) منتشر شدند ولی ادامهی انتشار با وقفهای حدوداً ۱۶ ساله مواجه شد. بعلاوه بعد از این فترت طولانی، در سال ۱۳۵۰ نَه جلد چهارم بلکه جلد پنجم منتشر شد. شهید در مقدمهی این جلد وعده دادند که مشغول اتمام پاورقیهای جلد چهارم هستند و «بیش از نیمی» را به پایان رساندهاند. این جلد اما در زمان حیات ایشان هیچگاه منتشر نشد و در سال ۱۳۶۴ با همان مقدار از پاورقیها که نگارش یافته بود، انتشار یافت و علاقمندان را تا ابد در حسرت نگه داشت.
جایی خواندم که علت ناتمامی این جلد، اشتمال آن بر مباحثی در ماهیت فلسفی زمان و زمانیات است که از دشوارترین مباحث فلسفی محسوب میشود و در این باره، بین علامه و شهید اختلاف نظری اجتهادی بهم رسیده بود که تا سالهای انقلاب نیز ادامه پیدا کرد و حتی در بحبوحهی انقلاب، جلسات فلسفی آنها در این باره تداوم داشته است.
به توصیه یکی از دوستان، تذکر یک نکته را در پایان این نوشتار مناسب دیدم: فلسفه، فقط یکی از میدانهایی است که شهید مطهری در آنها دست به تولید اثر زدهاند.تعداد زیادی از کتابهای ایشان جنبهی فلسفی ندارندو یا تنها بخشی از آنها به تاملات فلسفی مرتبط است.بنابراین طیف مخاطبان آثار استاد شهید، خیلی بزرگتر از حلقه علاقمندان به فلسفه است.برخی از اینگونه نوشتهها و نانوشتههای استاد، در قسمتهای بعدی همین سلسله نوشتار معرفی خواهند شد.
#شهید_مطهری#فلسفه
۵:۰۴
امروز ایران، که ساخت یکپارچهای از مردم و حاکمیت است، در عمل نشان داد:
دیپلماسی و سکوت نظامی در عزمش برای پیروزی کمترین تنازلی ایجاد نکرده است؛
در لحظهی درست، در چکاندن ماشه تردید نمیکند؛
و اگر مذاکرهای هم در بین بوده باشد، در طول میدان و ابزاری برای تثبیت دستاوردهای پیروزی است.
روایت این روزهای ایران، بدون شک، روایت پیروزی است.
#جنگ_رمضان
️ @ChakadCH
#جنگ_رمضان
۱۸:۰۵
#جنگ_رمضان
۴:۳۱
#جنگ_رمضان
۱۳:۱۳
۱۵:۴۸