بله | کانال دین‌پژوهی
عکس پروفایل دین‌پژوهید

دین‌پژوهی

۱۴۷ عضو
دین‌پژوهی
۲-۶-پاسخ به ابوریحان بیرونی: 🪶ایشان در کتاب «المتتع العدیم النظیر الآثار الباقیه» ص ۶۷ و ۶۸ ریشه ی مبنای عددیه را یهود و نصاری دانسته و روایات دال بر عددمحوری را کذب و جعل می داند. وی در ابتدا گمانه زنی های خود درباره ی نفوذ مبنای عددی از یهود و نصاری به اسلام را اینگونه بیان می دارد: «عرب ها هر ماه را هنگام رؤیت هلال آغاز می کردند و در اسلام نیز این تشریع شد همانگونه که خدا در آیه اهله فرمود. سپس فرقه ای جاهلی ظهور کردند و به یهود و نصاری گرویدند و جداولی داشتند که حساب ماه ها را از آن استخراج می کردند و از روی آن روزه‌ی خود را می‌شناختند (که چه روزی است) ولی مسلمین مجبور به رؤیت هلال بودند و با وجود نهایت تلاششان در به دست آوردن جایگاه هلال، در رؤیت آن شک و اختلاف کردند پس به اهل هیئت رجوع کرده و زیجات آن ها را نوشتند و کتابهای اهل هیئت هم با روش شناخت یکم ماه های عربی از روی انواع حسابات و جداول آغاز شده بود پس مسلمین گمان کردند که این جداول و حسابات برای رؤیت هلال درست شده پس بخشی از آن را گرفتند و به امام صادق علیه السلام منسوب کرده و از اسرار نبوت برشمردند.» سپس بیان می کند که آن حسابات و روزه و فطر بر اساس آن چگونه بوده است: «این حساب ها بر پایه‌ی حرکات خورشید و ماه وسطی است نه حرکات معدله و بر این اساس درست شده که سال قمری ۳۵۴ روز و یک پنجم و یک ششم شمارش می شود و اینکه ۶ ماه از سال، تام (=۳۰ روزه) و ۶ ماه دیگر، ناقص (=۳۰ روزه) است و هر ماه ناقص بعد از یک ماه تام می‌آید. پس چنانچه می‌خواستند اول روزه و اول فطر را استخراج کنند در اغلب اوقات یک روز از روز واجب جلو می افتادند.» undefinedپاسخ: همانطور که عرض شد آیه نمی گوید فقط اولین هلالی که رؤیت می شود مواقیت هستند بلکه می‌گوید هر هلالی بیانگر وقتی است و البته با توجه به روایات، می‌توان گفت منظور آیه «هلال نو» است. نهایتاً بتوان آنچه جناب بیرونی درباره‌ی این زیجات و جداول و حسابها گفته را به خاطر تسلط در امر هیئت و نجوم از ایشان پذیرفت اما روشن است که برای ادعای خود مبنی بر اینکه مسلمین روش عددیه را از آن کتابها گرفته و به دروغ به معصوم نسبت دادند و از اسرار نبوت دانستند هیچ سند و دلیلی ارائه نداده است و صرفاً گمانه زنی های خود را مطرح کرده که ارزش و اعتباری ندارد. البته در پایان، تنها به یک واقعه تاریخی اشاره می کند که البته علیه خودش تمام می شود و بیانش را عرض خواهیم کرد. سپس تأویل عددمحوران از روایت «صوموا لرویته و افطروا لرویته» را نقل می کند: «پس این قول پیامبر صلی الله علیه و آله که «روزه بگیرید برای رؤیتش و فطر بگیرید برای رؤیتش» را تاویل کردند به اینکه معنایش چنین است: «روزه بگیرید روزی را که هلال در غروبش دیده می شود» همانگونه که گفته می‌شود: «آماده شوید برای استقبالش» پس آماده شدن بر استقبال مقدم است. و همچنین گفته اند: ماه رمضان کمتر از ۳۰ روز نیست.» سپس دلایل نجومی اینکه رؤیت هلال هیچ نظم یکسانی نداشته و ماه رمضان بنا بر رؤیت، هرگز ممکن نیست که همیشه ۳۰ روزه بوده و اول و آخرش در کل زمین یک روز باشد را برمی‌شمارد و نتیجه می‌گیرد که آنچه عددمحوران از جداولشان استخراج کرده و بنا بر آن، ماه رمضان را همیشه ۳۰ روزه و برای همه نقاط زمین، یکسان دانستند ممکن نیست. سپس توضیح می دهد که تاویل آنان از روایت پیامبر صلی الله علیه و آله باطل است: «اما این گفتارشان که گفتند مقتضای خبر ماثور، تقدیم روزه و فطر بر رؤیت است، باطل است برای اینکه حرف لام، هم بر امر تازه و هم بر گذشته واقع می شود... آیا این روایت پیامبر صلی الله لیه و آله را نمی بینی که فرمود: «ما امتی بی سوادیم نه می‌نویسیم و نه حساب می‌کنیم یک ماه ۳۰ روزه است و یک ماه ۲۹ روزه؟» پس حضرت نص روشنی فرموده که ماه، یکبار ۳۰ روزه و بار دیگر ۲۹ روزه می‌شود و اینکه حکم به آن، با رؤیت جاری می‌شود نه با حساب. به خاطر این گفتارش: نه می نویسیم و نه حساب می کنیم.» ادامه دارد… بازگشت به فهرست مطالب #فقه #احکام #اصول_فقه #تقیه #رؤیت_محوری #عدد_محوری #روزه #فطر @Hekmateshiei
undefinedپاسخ:✓اولاً مگر عددمحوران مدعی هستند که ماه رمضان بنا بر رؤیت، تا ابد ۳۰ روزه است که جناب بیرونی با محال بودن این اتفاق بنا بر رؤیت، به آن پاسخ می دهند؟ به نظر می رسد ایشان از ابتدا مدعای اصحاب العدد را درست درک نکرده و خیال کرده که آن ها آن جداول را دقیقاً عین واقعیت تدوین کردند در حالی که توالیِ یک در میانِ ماه های تام و ناقص، صرفاً یک قرارداد بوده که البته قراردادهای تقویمی نسخه‌ای گِرد شده از روی واقعیت هستند و عددمحوران مدعی این نیستند که در واقعیت هم اگر تعداد شبانه روز های بین این هلال نو تا هلال نوی بعدی را در هر ماه بشمارید به همین نظمِ یک در میانِ ۳۰ روز و ۲۹ روز خواهید رسید. لذا اشکال بر آنان بر اساس واقعیت وارد نیست. بله! احتمالاً آن ها به کمک زیجات و محاسبات، روز تشکیل هلال نو را می فهمیدند ولی قرارداد عددیه این نیست که آغاز هر ماه را روز هلال نو حساب کنند. بلکه قراردادشان -همانطور که خود جناب بیرونی در ابتدای مطلب ذکر کرد- همان یک در میان بودنِ ماه های تام و ناقص است. پس پیش می آید که شروع یکی از ماه ها یک روز بعد از هلال نو قرارداد شود با اینکه یکم واقعیِ آن، دیروزش بوده است.✓ثانیاً ایشان روایتی صد در صد جعلی را دلیل بر بطلان حساب و کتاب و بالتبع بطلان مبنای عددی قرار می‌دهد! همانطور که در ذیل این خبر از عامه در بخش چهارم عرض شد از روایات شیعه می‌دانیم که اتهام بی‌سوادی و ننوشتن به پیامبر صلی الله علیه و آله کاملاً دروغ است. (التفسير (للعیاشی) ج ۲، ص ۳۱ و بصائر الدرجات ج ۱، ص ۲۲۵ تا ۲۲۷ و علل الشرایع ج ۱، ص ۱۲۵ و معاني الأخبار ج ۱، ص ۵۳) اما جالب است که جناب بیرونی روایات عددی از امام صادق علیه السلام با اسناد معتبر را جعلِ بعضی از فرقه های جاهلی و برگرفته از یهود و نصاری می‌داند اما در عین حال به روایتی بی اعتبار از کتب عامه استناد می‌کند که قرائن بسیاری بر وضع و کذب آن وجود دارد از جمله حدیث قرطاس و دستور خلفا به آتش زدن احادیث نبوی با استناد به همین امر به عدم کتابت و نیز، تصریح سه امام بر دروغ بودن اتهام بی سوادی به رسول خدا صلی الله علیه و آله.
سپس ایشان در ادامه گفته: «پس اگر گفتند معنای حدیث این است که هر ماه تام، ماه بعدی اش ناقص است -همانگونه که استخراج کنندگان اینگونه حسابش کردند- دروغشان عیان است و حضرت فریبشان را بر کوچک و بزرگ نشانده است.»undefinedپاسخ:ایشان آنچنان به این حدیث جعلی چسبیده که معتقد است پیامبر صلی الله علیه و آله با اعلان بیسوادی خود و دستور به ننوشتن و حساب نکردن، نقشه ی شوم عددمحوران را برملا کرده و فریبشان را برای همه آشکار ساختند تا مسلمین گول حساب و کتابشان را نخورند! روشن است که این استدلال بیش از این ارزش پاسخگویی ندارد. هرچند تاویل عددمحوران از این فرمایش که «یک ماه ۳۰ روزه است و یک ماه ۲۹ روزه» صحیح نباشد و معنای واقعی این گفتار، خبر از واقعیت ماه‌ها بوده باشد.
وی در ادامه گفته: «علاوه بر اینکه تتمه‌ی خبر اول، اشاره به محال بودن ادعای اصحاب عدد دارد و آن، این گفتار حضرت است که: روزه بگیرید برای رؤیتش و فطر بگیرید برای رؤیتش پس اگر بر شما ابری شد پس شعبان را ۳۰ روز بشمارید. و در روایت دیگری فرمود: پس اگر بین شما و رؤیتش ابر یا غباری حائل شد پس عده ی ۳۰ روز را کامل کنید. پس اگر اصحاب عدد با جدول یا حساب یا استخراجات زیجات می‌فهمند که هلال چه زمان دیده می‌شود و سپس روزه و فطر را بر آن مقدم می کنند، پس اگر تمام افقها با ابر و غبار بسته شد نیازی به ۳۰ روز کامل کردن شعبان یا ماه رمضان ندارند.» undefinedپاسخ:همانطور که در بخش های قبلی عرض شد دستور به شمارش ۳۰ روز در هنگام مخفی شدن هلال، هم معارض دارد و هم مورد عمل عامه بوده و هدایت در مخالفت با آنان است و جز برای افرادی که از هیچ راهی یقین به یکم ماه نمی‌کنند تجویز نمی‌شود و پر واضح است که اثبات شئ نفی ماعدا نمی‌کند و در این روایات، راه های دیگر نفی نشده. پس نمی‌توان با این روایات ضعیفِ مرجوح و واجب الترک از کتب عامه، بر عددمحوران خرده گرفت که چرا از روایات امام صادق علیه السلام پیروی کرده و وقتی می‌دانید یکم ماه چه زمان است به دستور کسی که نمی‌داند یکم ماه کدام روز است عمل نمی کنید؟! خب پاسخش واضح است؛ چون آنها حتی اگر هوا ابری بوده و هیچ هلالی رؤیت نشود از قبل می‌دانند که یکم ماه و روز هلال نو چه روزی است پس چرا باید به دستور کسانی که نمی‌دانند و به محاسبات یقین نمی‌کنند عمل کنند؟!
ادامه دارد…
بازگشت به فهرست مطالب
#فقه #احکام #اصول_فقه #تقیه #رؤیت_محوری #عدد_محوری #روزه #فطر
@Hekmateshiei

۱۱:۲۷

دین‌پژوهی
undefinedپاسخ: ✓اولاً مگر عددمحوران مدعی هستند که ماه رمضان بنا بر رؤیت، تا ابد ۳۰ روزه است که جناب بیرونی با محال بودن این اتفاق بنا بر رؤیت، به آن پاسخ می دهند؟ به نظر می رسد ایشان از ابتدا مدعای اصحاب العدد را درست درک نکرده و خیال کرده که آن ها آن جداول را دقیقاً عین واقعیت تدوین کردند در حالی که توالیِ یک در میانِ ماه های تام و ناقص، صرفاً یک قرارداد بوده که البته قراردادهای تقویمی نسخه‌ای گِرد شده از روی واقعیت هستند و عددمحوران مدعی این نیستند که در واقعیت هم اگر تعداد شبانه روز های بین این هلال نو تا هلال نوی بعدی را در هر ماه بشمارید به همین نظمِ یک در میانِ ۳۰ روز و ۲۹ روز خواهید رسید. لذا اشکال بر آنان بر اساس واقعیت وارد نیست. بله! احتمالاً آن ها به کمک زیجات و محاسبات، روز تشکیل هلال نو را می فهمیدند ولی قرارداد عددیه این نیست که آغاز هر ماه را روز هلال نو حساب کنند. بلکه قراردادشان -همانطور که خود جناب بیرونی در ابتدای مطلب ذکر کرد- همان یک در میان بودنِ ماه های تام و ناقص است. پس پیش می آید که شروع یکی از ماه ها یک روز بعد از هلال نو قرارداد شود با اینکه یکم واقعیِ آن، دیروزش بوده است. ✓ثانیاً ایشان روایتی صد در صد جعلی را دلیل بر بطلان حساب و کتاب و بالتبع بطلان مبنای عددی قرار می‌دهد! همانطور که در ذیل این خبر از عامه در بخش چهارم عرض شد از روایات شیعه می‌دانیم که اتهام بی‌سوادی و ننوشتن به پیامبر صلی الله علیه و آله کاملاً دروغ است. (التفسير (للعیاشی) ج ۲، ص ۳۱ و بصائر الدرجات ج ۱، ص ۲۲۵ تا ۲۲۷ و علل الشرایع ج ۱، ص ۱۲۵ و معاني الأخبار ج ۱، ص ۵۳) اما جالب است که جناب بیرونی روایات عددی از امام صادق علیه السلام با اسناد معتبر را جعلِ بعضی از فرقه های جاهلی و برگرفته از یهود و نصاری می‌داند اما در عین حال به روایتی بی اعتبار از کتب عامه استناد می‌کند که قرائن بسیاری بر وضع و کذب آن وجود دارد از جمله حدیث قرطاس و دستور خلفا به آتش زدن احادیث نبوی با استناد به همین امر به عدم کتابت و نیز، تصریح سه امام بر دروغ بودن اتهام بی سوادی به رسول خدا صلی الله علیه و آله. سپس ایشان در ادامه گفته: «پس اگر گفتند معنای حدیث این است که هر ماه تام، ماه بعدی اش ناقص است -همانگونه که استخراج کنندگان اینگونه حسابش کردند- دروغشان عیان است و حضرت فریبشان را بر کوچک و بزرگ نشانده است.» undefinedپاسخ: ایشان آنچنان به این حدیث جعلی چسبیده که معتقد است پیامبر صلی الله علیه و آله با اعلان بیسوادی خود و دستور به ننوشتن و حساب نکردن، نقشه ی شوم عددمحوران را برملا کرده و فریبشان را برای همه آشکار ساختند تا مسلمین گول حساب و کتابشان را نخورند! روشن است که این استدلال بیش از این ارزش پاسخگویی ندارد. هرچند تاویل عددمحوران از این فرمایش که «یک ماه ۳۰ روزه است و یک ماه ۲۹ روزه» صحیح نباشد و معنای واقعی این گفتار، خبر از واقعیت ماه‌ها بوده باشد. وی در ادامه گفته: «علاوه بر اینکه تتمه‌ی خبر اول، اشاره به محال بودن ادعای اصحاب عدد دارد و آن، این گفتار حضرت است که: روزه بگیرید برای رؤیتش و فطر بگیرید برای رؤیتش پس اگر بر شما ابری شد پس شعبان را ۳۰ روز بشمارید. و در روایت دیگری فرمود: پس اگر بین شما و رؤیتش ابر یا غباری حائل شد پس عده ی ۳۰ روز را کامل کنید. پس اگر اصحاب عدد با جدول یا حساب یا استخراجات زیجات می‌فهمند که هلال چه زمان دیده می‌شود و سپس روزه و فطر را بر آن مقدم می کنند، پس اگر تمام افقها با ابر و غبار بسته شد نیازی به ۳۰ روز کامل کردن شعبان یا ماه رمضان ندارند.» undefinedپاسخ: همانطور که در بخش های قبلی عرض شد دستور به شمارش ۳۰ روز در هنگام مخفی شدن هلال، هم معارض دارد و هم مورد عمل عامه بوده و هدایت در مخالفت با آنان است و جز برای افرادی که از هیچ راهی یقین به یکم ماه نمی‌کنند تجویز نمی‌شود و پر واضح است که اثبات شئ نفی ماعدا نمی‌کند و در این روایات، راه های دیگر نفی نشده. پس نمی‌توان با این روایات ضعیفِ مرجوح و واجب الترک از کتب عامه، بر عددمحوران خرده گرفت که چرا از روایات امام صادق علیه السلام پیروی کرده و وقتی می‌دانید یکم ماه چه زمان است به دستور کسی که نمی‌داند یکم ماه کدام روز است عمل نمی کنید؟! خب پاسخش واضح است؛ چون آنها حتی اگر هوا ابری بوده و هیچ هلالی رؤیت نشود از قبل می‌دانند که یکم ماه و روز هلال نو چه روزی است پس چرا باید به دستور کسانی که نمی‌دانند و به محاسبات یقین نمی‌کنند عمل کنند؟! ادامه دارد… بازگشت به فهرست مطالب #فقه #احکام #اصول_فقه #تقیه #رؤیت_محوری #عدد_محوری #روزه #فطر @Hekmateshiei
همچنین در ادامه در رد عددمحوران گفته: «و اگر ماه رمضان همیشه تام است پس وقتی اولش را بشناسند از رؤیت شوال بی نیازند. در حالی که در کتب زیدیه روایت شده که مردم در عهد امیرالمومنین علیه السلام ماه رمضان را ۲۸ روز، روزه گرفتند سپس ایشان مردم را امر به قضای یک روز کرد. و این به خاطر توالی شعبان و ماه رمضان در ناقص شدن، اتفاق افتاد و اینکه میان آنان و رؤیت رأسِ ماه رمضان حائلی بود پس عده (شعبان) را کامل کردند ولی امر در آخر ماه رمضان برایشان روشن شد.»undefinedپاسخ:بله! عددمحوران از رؤیتِ همه ی هلالها بی نیازند؛ چون با حساب می دانند روز هلال نو چه روزی است و قراردادهای خداوند برای تنظیم ماه ها را از ائمه علیهم السلام اخذ کردند و به همان عمل می کنند و این اتفاقاً نشانگر استحکام مبانی شان است. جناب بیرونی سعی دارد تا با ذکر یک روایت از کتب زیدیه ده ها روایت معتبر از ائمه علیهم السلام مبنی بر عددمحوری را رده کرده و همه را جعل فرقه جاهلی بخواند! در حالی که پیشتر در شرح این روایت عرض شد که محال است امام معصوم از قبل بداند هلال شوال چه زمان است ولی در عین حال، ماه رمضان را عمداً آنقدر دیر شروع کند که ۲۸ روز روزه گرفته باشد! واقعاً چطور چنین چیزی را به معصوم نسبت می‌دهید و قائلید ایشان از روی علم و عمد، یک روز از روزه ی فریضه را ترک کرده فقط برای اینکه هوا ابری بود؟! ظاهراً جناب بیرونی دچار همان خطایی شد که عایشه و بزرگان عامه دچارش شدند که خیال کردند پیامبر صلی الله علیه و آله ۲۹ روز، روزه گرفت در حالی که امام صادق علیه السلام این ادعا را صریحاً تکذیب کرده و فرمودند «ایشان هرگز تا لحظه ای که زنده بود کمتر از ۳۰ روز، روزه نگرفت.» پس چطور جانشین و وصی بر حقش ۲۸ روز، روزه بگیرد؟! پیشتر درباره‌ی این روایت و تقیه بودنِ آن توضیح دادیم و این حشویات بیشتر از این ارزش پاسخگویی ندارد.
همچنین در ادامه گفته: «و از امام صادق علیه السلام روایت شده که فرمود: آنچه از زیاده و نقصان به سایر ماه ها اصابت می‌کند به ماه رمضان هم اصابت می‌کند. و همچنین از ایشان روایت شده که فرمود: هرگاه ماه شعبان را حفظ کردید و (در آخرش) بر شما ابری شد پس ۳۰ روز بشمارید و روزه بگیرید. و نیز روایت شده که از «اهله» از ایشان سوال شد پس فرمود: آن، ماه هاست پس اگر هلال را دیدی روزه بگیر و اگر آن را دیدی پس افطار کن.»undefinedپاسخ:اکنون جناب بیرونی دست از تمسک به اخبار و عمل عامه برداشته و به نقل روایات شیعه پرداختند ولی ظاهراً متوجه نیستند که دارند موافقت این اخبار با عمل عامه و در نتیجه تقیه بودن این روایات را آشکار می‌کنند!
او در ادامه به روایات عددیه می پردازد و می گوید: «و اما آن روایت امام صادق علیه السلام که فرمود: هرگاه هلال رجب را دیدی پس ۵۹ روز بشمار و سپس روزه بگیر و آنچه از ایشان روایت کردند که فرمود: هرگاه هلال ماه رمضان را دیدی پس ۳۵۴ روز بشمار سپس روزه بگیر که خداوند سال را ۳۶۰ روز آفرید و ۶ روزی که در آن، آسمانها و زمین خلق شد را از آن استثناء کرد که در شمارش نیست» پس اگر این روایت از ایشان صحیح باشد پس خبردادنِ ایشان از سال، بنا بر اکثریت در یک سرزمین است نه شمولش در همه ی زمینها. همانگونه که ذکر کردیم.» undefinedپاسخ:متاسفانه یکی از مشکلاتی که با همه رؤیت محوران وجود دارد این است که هر چه سعی می‌کنیم به آنان مبنای عددی را توضیح دهیم آنها با تصورات و پیش فرض های رؤیت محور می‌گویند چنین چیزی ممکن نیست چون هلال قابل رؤیت نیست! حال هرچه شما بگویید اصلا رؤیت هلال ملاک ما نبوده و کاری به رؤیت و امکان رؤیتش نداریم او باز تکرار می‌کند که «روش شما صحیح نیست چون در فلان روز که شما آن را یکم ماه می‌دانید اصلا هیچ هلالی قابل رؤیت نخواهد بود!» و از اول تا آخر همین را تکرار می‌کنند و زبان ما را نمی‌فهمند که از این عبارات پیداست این زبان نفهمی ریشه اش به دوران جناب ابوریحان بیرونی برمی‌گردد! چرا که ایشان در اینجا هم می‌گوید این روایت منظورش یک سرزمین است چون هلال همیشه در همه‌ی سرزمینها قابل رؤیت نیست! یعنی تاویل روایت عددی با پیش فرضهای رؤیت محور. مانند آنکه از فضائل و عصمت امام صادق علیه السلام برای یک سنی بگویید و او در جواب فقط بگوید: چنین چیزی ممکن نیست چون آخرین معصوم پیامبر صلی الله علیه و آله است! و هر چه شما ادله در اثبات عصمت امام بیاورید او همان حرف خودش را تکرار می‌کند.
ادامه دارد…
بازگشت به فهرست مطالب
#فقه #احکام #اصول_فقه #تقیه #رؤیت_محوری #عدد_محوری #روزه #فطر
@Hekmateshiei

۱۱:۲۷

دین‌پژوهی
همچنین در ادامه در رد عددمحوران گفته: «و اگر ماه رمضان همیشه تام است پس وقتی اولش را بشناسند از رؤیت شوال بی نیازند. در حالی که در کتب زیدیه روایت شده که مردم در عهد امیرالمومنین علیه السلام ماه رمضان را ۲۸ روز، روزه گرفتند سپس ایشان مردم را امر به قضای یک روز کرد. و این به خاطر توالی شعبان و ماه رمضان در ناقص شدن، اتفاق افتاد و اینکه میان آنان و رؤیت رأسِ ماه رمضان حائلی بود پس عده (شعبان) را کامل کردند ولی امر در آخر ماه رمضان برایشان روشن شد.» undefinedپاسخ: بله! عددمحوران از رؤیتِ همه ی هلالها بی نیازند؛ چون با حساب می دانند روز هلال نو چه روزی است و قراردادهای خداوند برای تنظیم ماه ها را از ائمه علیهم السلام اخذ کردند و به همان عمل می کنند و این اتفاقاً نشانگر استحکام مبانی شان است. جناب بیرونی سعی دارد تا با ذکر یک روایت از کتب زیدیه ده ها روایت معتبر از ائمه علیهم السلام مبنی بر عددمحوری را رده کرده و همه را جعل فرقه جاهلی بخواند! در حالی که پیشتر در شرح این روایت عرض شد که محال است امام معصوم از قبل بداند هلال شوال چه زمان است ولی در عین حال، ماه رمضان را عمداً آنقدر دیر شروع کند که ۲۸ روز روزه گرفته باشد! واقعاً چطور چنین چیزی را به معصوم نسبت می‌دهید و قائلید ایشان از روی علم و عمد، یک روز از روزه ی فریضه را ترک کرده فقط برای اینکه هوا ابری بود؟! ظاهراً جناب بیرونی دچار همان خطایی شد که عایشه و بزرگان عامه دچارش شدند که خیال کردند پیامبر صلی الله علیه و آله ۲۹ روز، روزه گرفت در حالی که امام صادق علیه السلام این ادعا را صریحاً تکذیب کرده و فرمودند «ایشان هرگز تا لحظه ای که زنده بود کمتر از ۳۰ روز، روزه نگرفت.» پس چطور جانشین و وصی بر حقش ۲۸ روز، روزه بگیرد؟! پیشتر درباره‌ی این روایت و تقیه بودنِ آن توضیح دادیم و این حشویات بیشتر از این ارزش پاسخگویی ندارد. همچنین در ادامه گفته: «و از امام صادق علیه السلام روایت شده که فرمود: آنچه از زیاده و نقصان به سایر ماه ها اصابت می‌کند به ماه رمضان هم اصابت می‌کند. و همچنین از ایشان روایت شده که فرمود: هرگاه ماه شعبان را حفظ کردید و (در آخرش) بر شما ابری شد پس ۳۰ روز بشمارید و روزه بگیرید. و نیز روایت شده که از «اهله» از ایشان سوال شد پس فرمود: آن، ماه هاست پس اگر هلال را دیدی روزه بگیر و اگر آن را دیدی پس افطار کن.» undefinedپاسخ: اکنون جناب بیرونی دست از تمسک به اخبار و عمل عامه برداشته و به نقل روایات شیعه پرداختند ولی ظاهراً متوجه نیستند که دارند موافقت این اخبار با عمل عامه و در نتیجه تقیه بودن این روایات را آشکار می‌کنند! او در ادامه به روایات عددیه می پردازد و می گوید: «و اما آن روایت امام صادق علیه السلام که فرمود: هرگاه هلال رجب را دیدی پس ۵۹ روز بشمار و سپس روزه بگیر و آنچه از ایشان روایت کردند که فرمود: هرگاه هلال ماه رمضان را دیدی پس ۳۵۴ روز بشمار سپس روزه بگیر که خداوند سال را ۳۶۰ روز آفرید و ۶ روزی که در آن، آسمانها و زمین خلق شد را از آن استثناء کرد که در شمارش نیست» پس اگر این روایت از ایشان صحیح باشد پس خبردادنِ ایشان از سال، بنا بر اکثریت در یک سرزمین است نه شمولش در همه ی زمینها. همانگونه که ذکر کردیم.» undefinedپاسخ: متاسفانه یکی از مشکلاتی که با همه رؤیت محوران وجود دارد این است که هر چه سعی می‌کنیم به آنان مبنای عددی را توضیح دهیم آنها با تصورات و پیش فرض های رؤیت محور می‌گویند چنین چیزی ممکن نیست چون هلال قابل رؤیت نیست! حال هرچه شما بگویید اصلا رؤیت هلال ملاک ما نبوده و کاری به رؤیت و امکان رؤیتش نداریم او باز تکرار می‌کند که «روش شما صحیح نیست چون در فلان روز که شما آن را یکم ماه می‌دانید اصلا هیچ هلالی قابل رؤیت نخواهد بود!» و از اول تا آخر همین را تکرار می‌کنند و زبان ما را نمی‌فهمند که از این عبارات پیداست این زبان نفهمی ریشه اش به دوران جناب ابوریحان بیرونی برمی‌گردد! چرا که ایشان در اینجا هم می‌گوید این روایت منظورش یک سرزمین است چون هلال همیشه در همه‌ی سرزمینها قابل رؤیت نیست! یعنی تاویل روایت عددی با پیش فرضهای رؤیت محور. مانند آنکه از فضائل و عصمت امام صادق علیه السلام برای یک سنی بگویید و او در جواب فقط بگوید: چنین چیزی ممکن نیست چون آخرین معصوم پیامبر صلی الله علیه و آله است! و هر چه شما ادله در اثبات عصمت امام بیاورید او همان حرف خودش را تکرار می‌کند. ادامه دارد… بازگشت به فهرست مطالب #فقه #احکام #اصول_فقه #تقیه #رؤیت_محوری #عدد_محوری #روزه #فطر @Hekmateshiei
سپس ایشان به این روایت می‌تازد و با استناد به ماجرای ابن ابی العوجاء آن را دروغ می‌داند و می‌گوید: «و اما علت آوردن برای ایام سال به این علت، پس علتی رکیک است که روایت را تکذیب کرده و درستی اش را باطل می‌سازد! و همانا من از اخبار (تاریخی) خواندم: وقتی محمد بن سلیمان، فرماندار کوفه از سوی منصور دوانیقی، ابن ابی العوجاء را گرفت و امر به قتلش کرد و او وقتی فهمید کشته میشود گفت: به خدا قسم اگر هم من را بکشید (چه می کنید با اینکه) من چهارهزار حدیث جعل کردم و در آن حلال را حرام و حرام را حلال کردم و به یقین، شما را در روز روزه تان روزه خوار کرده و در روز فطرتان روزه دار ساختم. سپس گردنش را زد. و در آن کتاب در این معنا چند خبر وارد شده. و چه حق است که این مرد ملحد متولی این تاویلی باشد که عددمحوران به آن گرویدند و آن را قانون کردند.»undefinedپاسخ:جناب بیرونی نمی‌داند با ذکر این داستان چه ضربه‌ی مهلکی بر پیکر مبنای رؤیت محوری زده است؛ زیرا همانطور که قبلاً عرض کردیم خود جناب بیرونی در ابتدای مطالبشان تصریح کردند که عددمحوران همیشه حداقل یک روز در روزه و فطر جلو هستند با این وجود این گفتار ابن ابی العوجاء یعنی روزه خواری در اول ماه و روزه داری در روز فطر را دلیل ابطال عددمحوران می‌دانند! در حالی که این روزه خواری در اول ماه و روزه داری در روز فطر فقط در صورتی معنا پیدا می‌کند که از یکم واقعی ماه یکی دو روز عقب باشیم نه جلو! از طرفی پرواضح است که ابن ابی العوجاء این را خطاب به ایادی دربار منصور دوانیقی گفته نه خطاب به شیعیان. پس انتظار می رود روایات جعلی او در کتب غیر شیعیان وراد شده باشد. همان کتبی که جناب بیرونی به روایاتش چسبیده است. همچنین ما سراغ نداریم که هیچ کدام از راویانی که روایات عددمحوری را ذکر کردند با این ملحد رابطه‌ای داشته باشند که بخواهند از او چهارهزار حدیث بگیرند! اهل تحقیق می دانند که سنت نقل حدیث در شیعه با چه آدابی انجام می‌شد که چنین جعل گسترده‌ای در کتب دسته اول شیعه، آن هم از سوی یک ملحد معلوم الحال را محال می‌ساخت. همچنین در روایت امیرالمومنین علیه السلام نشان داده شد که از بلایای آخرالزمان، پنهان شدن هلال در روز یکم واقعی است و حضرت می فرمایند این موجب می شود تا مردم روزه را در اول ماه بخورند و روز فطر را در آخرش روزه بگیرند؛ یعنی دقیقاً همانی که ابن ابی العوجاء گفته و پرواضح است که این رخداد فقط در روش و سیره‌ی رؤیت محوران اتفاق می‌افتد.
🪶در نهایت روشن شد که جناب ابوریحان بیرونی جز یک سری گمانه زنی‌ها و وهمیات درباره‌ی مبانی عددمحوری و اتهاماتی بی دلیل به روایات عددیه که ناشی از دیدن شباهت میان آنان و زیجات و جداول اهل هیئت بوده و نیز جز تمسک به اخبار مخالفین، هیچ دلیل و حجت معتبری نداشته بلکه آخرین استدلال ایشان به سختی علیه مبنای رؤیت محوری تمام شد. اگر بناست وجود شباهت با یهود و نصاری دلیل بر وضع و جعل باشد پس اولین چیزی که زیر سوال می رود قرآن است که شباهت های بسیاری با کتب دیگر ادیان دارد در حالی که این شباهت نه ناشی از جعل و وضع، بلکه به خاطر منبع مشترک آن ها یعنی وحی است. لکن به جهت تحریف در آن ها ما موظفیم از آخرین حجج الهی یعنی ائمه اطهار علیهم السلام تبعیت کنیم.
🪶سیّد‌ محمّد جواد‌ موسوے
بازگشت به فهرست مطالب
#فقه #احکام #اصول_فقه #تقیه #رؤیت_محوری #عدد_محوری #روزه #فطر
@Hekmateshiei

۱۱:۲۷

undefinedبخش هفتم؛ حساب تقویم هجری قمری: برای اینکه این نوشتار مثمر ثمر باشد در پایان با ملاک قرار دادن آنچه گفته شد یعنی بر اساس داده ها و روش های محاسباتی ائمه علیهم السلام به عنوان نمونه به محاسبه‌ی یکم واقعی ماه های سال ۱۴۴۵ هجری قمری می‌پردازیم و سپس آن را طبق قراردادهای عددی تنظیم می کنیم. اما پیش از شروع حساب لازم است روایاتی را که نشان می‌دهد یکم واقعی سال یکم ماه رمضان است ذکر کرده و سپس به محاسبه بپردازیم.

۱-۷-اولین روز سال و تعیین شب قدر حقیقی:
روایت اول: امام صادق علیه السلام از پدرانشان از امیرالمؤمنین علیهم السلام فرمودند: «هرکس در اولین روز از سال در آب جاری غسل کند و بر سر خود ۳۰ کف آب بریزد این داروی همان سال است و همانا اولِ هر سال، اولین روز از ماه رمضان است» (اقبال الاعمال ص۸۶ و وسائل الشیعه ج۳، ص۳۲۶)
روایت دوم:اصبغ بن نباته گوید امیرالمومنین علیه السلام در ماهی که در آن کشته شد برایمان خطبه خواند و فرمود: «ماه رمضان پیشتان آمده و آن سرور ماه ها و اول سال است و...» (الإرشاد مفید ص ۷ و بحارالانوار ج ۴۲، ص ۱۹۳)
روایت سوم: امام رضا علیه السلام فرمود: «همانا روز فطر عید قرار داده شد تا تجمع گاهی برای مسلمانان باشد که در آن جمع شوند و برای خداوند عز و جل خود را آشکار کنند و آن را فرخنده بدارند به خاطر اینکه بر ایشان منت گذاشته شد پس روز فطر، هم روز عید و هم روز اجتماع و روز افطار و روز زکات و روز رغبت و روز تضرع می‌باشد و این به خاطر آن است که (روز فطر) اولین روزی از سال است که خوردن و آشامیدن در آن حلال می‌شود؛ زیرا که همانا نزد اهل حق، اولِ ماه های سال، ماه رمضان است پس خداوند عز و جل دوست دارد که برای مسلمین در این روز تجمع گاهی باشد که او را در آن روز ستایش کرده و تقدیسش نمایند» (من لایحضره الفقيه ۱- ۵۲۲- ۱۴۸۵ و علل الشرائع- ۲۶۹- ۹ الباب ۱۸۲ و عيون أخبار الرضا (عليه السلام) ۲- ۱۱۵- ۱ الباب ۳۴)
روایت چهارم: امام کاظم علیه السلام فرمود: «در ماه رمضان برای استقبالِ داخل شدنِ سال، این دعا را بخوان و یادآور شد که همانا هرکس خالصانه و از روی حساب آن را بخواند در آن سال هیچ فتنه و آفتی به او نمی‌رسد» و دعا را ذکر نمود.(من لایحضره الفقیه ص ۱۷۵ و بحارالانوار ج ۵۵، ص ۳۷۶)
روایت پنجم: امام صادق علیه السلام فرمود: «ماه رمضان رأس سال است.» (إقبال الاعمال ص۴ و بحارالانوار ج ۵۵، ص ۳۷۶)
روایت ششم: امام صادق علیه السلام فرمود: «رأس سال شب قدر است که آنچه از این سال تا آن سال می‌باشد در آن نوشته می‌شود» (التهذيب ۴- ۳۳۲- ۱۰۴۲)
روایت هفتم:امام صادق علیه السلام فرمود: «شب قدر؛ که آن اول سال است و آن آخر سال است» (کافی ۴- ۱۶۰- ۱۱ و من لایحضره الفقيه ۲- ۱۵۶- ۲۰۲۱ و الخصال- ۵۱۹- ۷)
روایت هشتم:امام صادق علیه السلام فرمود: «همانا تعداد ماه ها نزد خداوند عز و جل و در کتاب خدا و از روز خلقت آسمان ها و زمین دوازده ماه است. پس آغاز ماه ها ماه رمضان است و قلب ماه رمضان شب قدر است و قرآن در اولین شب از ماه رمضان نازل شد پس این ماه را با قرآن استقبال کن» (کافی ج ۲، ص ۶۵ و التهذیب ج ۴، ص ۱۹۲و فضائل الأشهر الثلاثة صدوق ۸۷- ۶۶)
🪶از روایات غیر قابل انکاری که ذکر شد پُر واضح است که اولین شب سال، شب قدر بوده و شب قدر، اولین شب ماه رمضان است و ماه رمضان اولین ماه سال است. البته روایات معارض با این روایات در تعیین شب قدر، چندوجهی و موافق با عامه بوده و در آن ها تقیه است همانگونه که در یکی از روایات نشان داده شد (روایت بیست و سوم) (https://t.me/DaftareElm/353) و سید بن طاووس نیز این چنین برداشت کرده است. (اقبال الاعمال ج 1 ص 64) ولی به جهت آنکه موضوع بحث ما این نیست بیشتر به آن نمی‌پردازیم.

۲-۷-حساب تقویم ١٤٤٥ ه.ق: همانطور که عرض شد یکم واقعی سال، اولین روز ماه رمضان است پس ما نیز یکم سال ١٤٤٥ را از اولین روز ماه رمضان سال ١٤٤٤ رسمی حساب کرده و سپس یکم واقعی و قراردادی هر ماه را ثبت کردیم.از آنجا که یکم واقعی هر ماه قمری، روز هلال نو یعنی اولین روزی است که در آن، ماه بعد از آفتاب طلوع می‌کند، بر اساس آخرین داده‌های نجومی که از روی تجربیات قطعی از جمله فاصله‌ی ماه از زمین و سرعت گردش آن به دور زمین به دست آمده، تقویم سال ۱٤٤٥ هجری قمری به شرحی است که در پست بعدی می‌بینید:

ادامه دارد…
بازگشت به فهرست مطالب
#فقه #احکام #اصول_فقه #تقیه #رؤیت_محوری #عدد_محوری #روزه #فطر
@Hekmateshiei

۱۱:۲۹

تقویم ۱۴۴۵ ه.ق.pdf

۲۲۴.۰۶ کیلوبایت

تقویم ١٤٤٥ ه.ق
همانطور که نشان داده شد (اینجا) اولین روز سال، یکم ماه رمضان است پس ما نیز یکم سال ١٤٤٥ را از اولین روز ماه رمضان سال ١٤٤٤ رسمی حساب کرده و سپس یکم واقعی و قراردادی هر ماه را ثبت کردیم.در این تقویم، اوقات واقعی و قراردادی کل ماه‌های قمری در سال ١٤٤٥ را می‌بینید. برای اعمال شرعی همچون روزه، عید فطر، حج، عید قربان و … می‌بایست به ستون آبی در سمت چپ جدول عمل نمود ولی برای اعمالی همچون حجامت، سفر، انعقاد نطفه و … اوقات واقعی ملاک است.
پ.ن:اطلاعات ماه و خورشید از سایت TIMEANDDATE.COM و بر اساس افق تهران است.
#فقه #احکام #فروع_دین #اصول_فقه #تقیه #رؤیت_محوری #عدد_محوری #روزه #فطر
@Hekmateshiei

۱۱:۳۱

thumbnail
undefinedآنچه جهان امروز را به مخاطره انداخته است، ایدئولوژی است، نه دین. و “دین”، ایدئولوژی نیست.“دین”، راهی جهانشمول است که همه ی گروه های مردمی را در خود می پذیرد “یَدخُلُونَ فِی دِینِ اللهِ اَفواجاً”. ایدئولوژی، تنها خودی پذیرست و جز هواخواهانش را پذیرا نیست “کُلُّ حِزبِِ بِما لَدَیهِم فَرِحُونَ”.ایدئولوژی بسته است و تشکیلاتی، حال آنکه “دین” باز است و غیر تشکیلاتی.“دین”، الهی است. امری فرا ذهنی است. اما ایدئولوژی ذهنی است، منبعث از برداشت انسان است.ایدئولوژی، نه علم است و نه فلسفه. زیرا علم و فلسفه حاضرند خود را به نقد بگذارند اما ایدئولوژی جز به تأیید خود راضی نیست.“دین”، به کرامت و آزادی ختم می شود، ایدئولوژی به خشونت و ترور.ایدئولوگ، سوداگری است که در سرش پر از نقشه و فریب است، “دیندار” عاشقی است که وجودش پر از ایثار و خدمت است.“دین” آگاهی بخش است و قدرت را در خدمت زندگی می داند، ایدئولوژی آگاهی گریز است و زندگی را برای قدرت می خواهد.ایدئولوژی سر ستیز دارد و توان خود را از برانگیختن احساسات و عواطف بدست می آورد، “دین” در صلح کل خانه دارد و احساسات و عواطف را بسوی عشق و خردمندی سوق می دهد.
@Hekmateshiei

۶:۴۴

thumbnail
undefinedتحریف قرآن در میان احادیث کتاب کافی
🟥 دکتر محمد علی #امیرمعزی
مستند "حرفه ای" درباره زندگی و آثار و افکار محمدعلی امیرمعزی جانشین هانری کربن در دانشگاه سوربن است که حیطه پژوهش و کار تحقیقی او بر روی تشیع نخستین و به ویژه چهره امام در نگاه شیعه دوازده امامی و همچنین جنبه های تاریخی مذهب تشیع است.
مستند «حرفه‌ای» را به‌صورت کامل می‌توانید در پلتفرم هاشور تماشا کنید.
#تحریف_قرآن@Hekmateshiei

۶:۱۳

undefinedفریب گریه و خضوع و خشوع مردم را نخورید
🟥نَوَادِرُ اَلرَّاوَنْدِيِّ ، بِإِسْنَادِهِ عَنْ مُوسَى بْنِ جَعْفَرٍ عَنْ آبَائِهِ عَلَيْهِمُ السَّلاَمُ قَالَ قَالَ رَسُولُ اَللَّهِ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ : مَنْ عَمِلَ فِي بِدْعَةٍ خَلاَّهُ اَلشَّيْطَانُ وَ اَلْعِبَادَةَ وَ أَلْقَى عَلَيْهِ اَلْخُشُوعَ وَ اَلْبُكَاءَ.
🟥رسول اکرم صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم فرمودند: هر کس عملش بر اساس بدعت باشد؛ خدا، شیطان و عبادت را یار او قرار می‌دهد و او را به خشوع و گریه وا می‌دارد.
undefinedبحار الأنوار، ج ۶۹ ، ص ۲۱۶@Hekmateshiei

۴:۲۱

thumbnail
undefinedدر تفسیر عیاشی می‌خوانیم: وقتی امیرالمؤمنین علیه‌السلام در کوفه بودند، مردم نزد وی آمدند و گفتند: ما را امامی قرار داده که در ماه رمضان ما را امامت نماید. (برای خواندن نماز تراویح که امیرالمؤمنین علیه السلام آن‌را از بدعت‌های خلیفه دوم می‌دانستند و هیچ ارتباطی با سنت رسول اکرم صلوات‌الله‌علیه‌وآله و دین مبین اسلام نداشت)امیرالمؤمنین فرمودند: نه، و ایشان را از اتفاق نظر در این امر نهی نمود. چون شب فرا رسید، آن مردم این‌گونه سخن پراکندند که: به حال رمضان بگریید و وای بر این ماه رمضان.آن‌گاه حارث اعور به همراه عده‌ای نزد امام آمد و گفت: ای امیرالمؤمنین! مردم لابه سر گرفته‌اند و از سخن شما ناخرسندند.اینجا بود که امام فرمودند: بگذارید هر چه دوست دارند انجام دهند و هرکه را خواهند امام ایشان گردد.و آن‌گاه این آیه را قرائت کردند: فَمَنْ يَتَّبِعْ غَيْرَ سَبِيلِ اَلْمُؤْمِنِينَ نُوَلِّهِ مٰا تَوَلّٰى وَ نُصْلِهِ جَهَنَّمَ وَ سٰاءَتْ مَصِيراً.
undefinedتفسير عیاشی ج ۱ ص ۲۷۵•••••••••••••undefinedدر منابع مخالفین آمده است که معاویه در مواجهه با انتقاد مردم نسبت به خویش می‌گفت:
علی جرأت بر سلطان را به شما چشانده است. چقدر طول خواهد کشید تا طعم آن را از زبان شما بازگیرند.
undefinedالعقد الفريد ج ۱ ص ۳۴۶•••••••••••••در این روایت، جلوه‌ای روشن از سلوک سیاسی و اخلاقی امیرالمؤمنین علیه‌السلام دیده می‌شود. با آن‌که ایشان خلیفه‌ی بر حق الهی و زمامدار رسمی جامعه اسلامی در کوفه بودند، وقتی مردم خواهان برگزاری نماز تراویح به سبک خلیفه دوم شدند، امری که امام آن را بدعت می‌دانست، ابتدا به‌صراحت نهی فرمودند و از همراهی با آن خودداری کردند.اما زمانی که دیدند مردم با وجود روشنگری ایشان همچنان بر خواسته خود پافشاری می‌کنند، نه به زور متوسل شدند، نه تحمیل کردند. بلکه با بزرگ‌منشی فرمودند: «بگذارید هر چه می‌خواهند انجام دهند و هر که را خواهند، امام خود قرار دهند»، و آیه‌ای قرائت فرمودند که بیانگر عواقب پیروی از راهی غیر از مسیر مؤمنان است.این ماجرا نشان می‌دهد که امیرالمؤمنین علیه‌السلام، با وجود داشتن قدرت ظاهری و مشروعیت کامل، هیچ‌گاه از روش تحمیل عقیده و اجبار مردم استفاده نکردند. بلکه با احترام به اختیار جمع، مبنای حکومت را بر آگاهی، مسئولیت فردی و گفت‌وگوی آزاد گذاشتند.همین منش بود که بعدها معاویه آن را «جرأت بر سلطان» تعبیر کرد.
#مظلوم_علی@Hekmateshiei

۱۲:۰۶

undefined هشدار درباره‌ی دعای عرفه
دو سه صفحه آخر این دعا (بعد از یا رب یا رب یا رب) جعلی است! و از مجعولات صوفیه است. البته این مسأله را اکثر محققین می‌دانند و چون از مشهورات بوده ما هم نیازی به گفتنش ندیدیم، ولی خیلی از اعضای این کانال جزو محققین حدیثی نیستند و چیزهای مانند این را نمی‌دانند.
پس حواستان باشد، این قسمت از اضافات بوده و دعای معصوم نیست.
شیخ عباس قمی در مفاتیح الجنان چنین آورده:
«...وَاَنْتَ عَلی کُلِّ شَیْءٍ قَدیرٌ یا رَبِّ یا رَبِّ.»
پیوسته «یا ربّ» میگفت، و همه آنان که اطراف حضرت بودند به دعای حضرت گوش فرا دادند و به آمین گفتن اکتفا نمودند، در نتیجه صداهایشان با آن حضرت به گریستن بلند شد، تا آفتاب غروب کرد، سپس زادوتوشه خود را بار کرده، به سوی مشعر الحرام حرکت کردند. (یعنی دعا تمام شد سپس حرکت کردند)
ایشان در ادامه می‌گوید:کفعمی دعای عرفه حضرت سید الشهداء علیه السّلام را در کتاب (بلدالامین) تا این قسمت ذکر کرده، و علاّمه مجلسی در «زاد المعاد» این دعای شریف را موافق روایت کفعمی نقل فرموده ولی سید ابن طاووس در کتاب اقبال، پس از «یا ربّ، یا ربّ، یا رب» این اضافه را آورده: «اِلهی اَنا الْفَقیرُ فی غِنایَ فَکَیْفَ لا اَکُونُ فَقیراً فی فَقْری...»
بنابراین از همین «الهی انا الفقیر...» تا آخر، همه‌اش جعلی و از اضافات صوفیه است.
#عقاید #اعتقادات #فقه #تفقه
@Hekmateshiei

۱۵:۳۳

thumbnail
undefined آرزومندِ فتنه‌ها باشید
امام صادق علیه السّلام فرمودند: آرزوی فتنه را داشته باشید؛ زیرا در فتنه است که جبابره (حاکمان جبّار و متکبّر) هلاک می شوند و زمین از فاسقان پاک می گردد.
الأمالي (للطوسی)
#فتنه@Hekmateshiei

۱۵:۲۰

thumbnail
undefinedحضرت یحیی: من حتی لیاقت جفت کردن کفش های او را ندارمundefined
هفت قرن قبل از ظهور ناسوتی سیدالشهدا علیه‌السلام پیامبری ظهور کرد که مسیح علیه‌السلام وی را افضل قوم بنی‌اسرائیل معرفی کرد و مسمی به نامی شد که قبل از او کسی بدان نامیده نشده بود و آن نبی کسی نبود غیر از یحیی علیه‌السلام،  همان نبی‌ای که مسیح را هم تعمید داد.
چه می‌شد این سخنان ایشان را به زبان مادری‌اش می‌خواندند و سینه‌‌ی حقیقت را با خنجر قلم تحریف نمی‌شکافتند و کلمه تواناتر را جایگزین حسین نمیساختند.در انجیل متی به زبان آرامی معروف به پشیتتا چنین میخوانیم: من شما را با آب تعمید می‌دهم و این تعمید نشانه‌ی توبه شماست ولی بعد از من "حسین" می‌آید و من لایق آن نیستم که حتی کفش‌های او را جفت کنم.•••••••••امام سجاد فرمودند: پدرم در هيچ منزلى فرود نيامد و از آنجا بر نخاست جز آن كه از يحيى و شهادتش ياد كرد.از پستی این جهان همین بس که سر یحیی را برای زن زناکاری از بنی اسرائیل هدیه بردند.
undefinedمهم:در روایات وجوهی از شباهت‌های امام حسین و حضرت یحیی ذکر شده که می‌توانید در اینجا ببینید.
undefinedImage location:University of Bonn,Germani atundefined link
@negahinou@Hekmateshiei

۷:۲۸

thumbnail

۷:۲۸

thumbnail

۷:۲۸

undefined پرستش همان قبول ِ فتوا
undefined️ پیامبر صلی الله علیه و آله هنگامی‌که این آیه نازل شد عدی‌بن‌حاتم گفت: «ای رسول‌خدا صلی الله علیه و آله! ما آن‌ها (علمای مسیحی) را نمی‌پرستیدیم». پیامبراکرم صلی الله علیه و آله فرمودند: «آیا برایتان حلال و حرام تعیین نمی‌کردند و شما از سخنانشان پیروی نمی‌کردید»؟ گفت: «بله»! پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمودند: «این قبول حکمِ آن‌ها همان پرستیدن آن‌ها است».
undefined لَمَّا نَزَلَتْ هَذِهِ الْآیَهًُْ قَالَ عَدِیُّ بْنُ حَاتِمٍ: مَا کُنَّا نَعْبُدُهُمْ یَا رَسُولَ‌اللهِ (صلی الله علیه و آله) فَقَالَ: أَمَا کَانُوا یَحِلُّونَ لَکُمْ وَ یُحَرِّمُونَ فَتَأْخُذُونَ بِقَوْلِهِمْ؟ فَقَالَ: نَعَمْ. فَقَالَ النَّبِیُّ (صلی الله علیه و آله) هُوَ ذَاکَ.
undefinedتفسیر اهل بیت علیهم السلام ج۲، ص۶۲۴
#تقلید #بت_پرستی@Hekmateshiei

۰:۱۹

undefinedفقهای آخرالزمان

رسول الله (صلی‌الله‌علیه‌وآله):
undefined"زمانی بر امت من می‌آيد كه از قرآن جز نوشته‌هایش، و از اسلام جز نام آن چیزی باقى نماند، مسلمان نامیده می‌شوند در حالیکه دورترین مردم نسبت به آن هستند، مساجدشان آباد ولى خراب از هدايت است، فقيهان آن زمان شرورترین فقها زیر آسمانند، فتنه از آن‌ها خارج شده و به سوى آن‌ها باز می‏گردد."
متن عربی:قَالَ رَسُولُ اَللَّهِ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ: «سَيَأْتِي زَمَانٌ عَلَى أُمَّتِي لاَ يَبْقَى مِنَ اَلْقُرْآنِ إِلاَّ رَسْمُهُ وَ لاَ مِنَ اَلْإِسْلاَمِ إِلاَّ اِسْمُهُ يُسَمَّوْنَ بِهِ وَ هُمْ أَبْعَدُ اَلنَّاسِ مِنْهُ مَسَاجِدُهُمْ عَامِرَةٌ وَ هِيَ خَرَابٌ مِنَ اَلْهُدَى فُقَهَاءُ ذَلِكَ اَلزَّمَانِ شَرُّ فُقَهَاءَ تَحْتَ ظِلِّ اَلسَّمَاءِ مِنْهُمْ خَرَجَتِ اَلْفِتْنَةُ وَ إِلَيْهِمْ تَعُودُ».
undefinedبحار الأنوار، جلد ٥٢، صفحه ١٩٠undefinedالكافي، جلد ٨، صفحه ٣٠٨@Hekmateshiei

۱۶:۲۰

undefined | تمام مراتب ایمان
undefined | امام صادق ⁽؏⁾:
◁ هر کس دوست دارد تمام مراتب ایمان را کامل کند، بايد بگويد: رأی و سخن من در همه چيز، رأی و سخن آل محمد است؛ در آنچه که پنهان نموده‌اند(و سخنی نگفته‌اند) و در آنچه آشکار نموده‌اند (و سخن گفته‌اند) و در آنچه از ایشان به من رسيده و در آنچه نرسيده.
• عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ⁽؏⁾ قَالَ:
◂  مَنْ سَرَّهُ أَنْ يَسْتَكْمِلَ الْإِيمَانَ كُلَّهُ فَلْيَقُلِ الْقَوْلُ مِنِّي فِي جَمِيعِ الْأَشْيَاءِ قَوْلُ آلِ مُحَمَّدٍ فِيمَا أَسَرُّوا وَ مَا أَعْلَنُوا وَ فِيمَا بَلَغَنِي عَنْهُمْ وَ فِيمَا لَمْ يَبْلُغْنِي
undefined | الكافي، جلد ١، صفحه ٣٩١
@Hekmateshiei

۱۰:۳۱

undefined مهدی، مولود آخرالزمان
از ابراهیم ‌بن عطیه از ام‌هانی ثقفی نقل است که می‌گوید: «صبح‌‌هنگام به ‌حضور مولایم محمد ‌بن علی باقر(ع) شرفیاب شدم و به ایشان عرض کردم: آقای من، آیه‌ای از کتاب خدا بر قلبم عارض شده، مرا مضطرب کرده و خواب را از چشمانم ربوده است. فرمود: بپرس ای ام‌هانی. من نیز عرض کردم: آقای من، این فرمودۀ خداوند عزوجل: فَلَا أُقْسِمُ بِالْخُنَّسِ الْجَوَارِ الْكُنَّسِ (پس سوگند به ستارگانی که باز‌می‌گردند که نهان شوند و از نو آيند.) فرمود: آری اى ام‌‌هانی! خوب مسئله‌اى پرسيدى؛ اين مولودى در آخر‌الزمان است. او مهدى اين عترت است و براى او حيرت و غيبتى خواهد بود كه اقوامى در آن گمراه شوند و اقوامى نيز هدايت يابند و خوشا بر تو اگر او را دريابى و خوشا بر كسى كه او را دريابد.»
undefined کمال‌الدین و تمام‌النعمه، شیخ صدوق، ص330

۱۱:۴۳

undefined کدام مهدی و کدام قائم؟!!
undefined عن الصادق (ع): قبل قيام القائم (عج) خمس علامات محتومات: (اليماني والسفياني والصيحة وقتل النفس الزكية والخسف بالبيداء).از امام صادق (ع) فرمود: (قبل از قیام قائم پنج علامت حتمی خواهند بود: یمانی و سفیانی و صیحه و کشتن نفس زکیه و فرو رفتگی در سرزمین بیداء).إلزام الناصب في إثبات الحجة الغائب ج ۲ ص ۱۱۹.

undefined أَخْبَرَنَا عَلِيُّ بْنُ أَحْمَدَ عَنْ عُبَيْدِ اللَّهِ بْنِ مُوسَى الْعَلَوِيِّ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ مُحَمَّدٍ قَالَ حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ خَالِدٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ الْمُبَارَكِ عَنْ أَبِي إِسْحَاقَ الْهَمْدَانِيِّ عَنِ الْحَارِثِ الْهَمْدَانِيِّ عَنْ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ ع أَنَّهُ قَالَ: الْمَهْدِيُّ أَقْبَلُ‌ جَعْدٌ بِخَدِّهِ خَالٌ يَكُونُ مَبْدَؤُهُ مِنْ قِبَلِ الْمَشْرِقِ‌ وَ إِذَا كَانَ ذَلِكَ خَرَجَ السُّفْيَانِيُّ فَيَمْلِكُ‌ قَدْرَ حَمْلِ امْرَأَةٍ تِسْعَةَ أَشْهُرٍ يَخْرُجُ بِالشَّامِ فَيَنْقَادُ لَهُ أَهْلُ الشَّامِ إِلَّا طَوَائِفُ مِنَ الْمُقِيمِينَ عَلَى الْحَقِّ يَعْصِمُهُمُ اللَّهُ مِنَ الْخُرُوجِ مَعَهُ وَ يَأْتِي الْمَدِينَةَ بِجَيْشٍ جَرَّارٍ حَتَّى إِذَا انْتَهَى إِلَى بَيْدَاءِ الْمَدِينَةِ خَسَفَ اللَّهُ بِهِ وَ ذَلِكَ قَوْلُ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ فِي كِتَابِهِ- وَ لَوْ تَرى‌ إِذْ فَزِعُوا فَلا فَوْتَ وَ أُخِذُوا مِنْ مَكانٍ قَرِيبٍ‌.حارث همدانى از امير المؤمنين ع روايت كرده كه آن حضرت فرمود: «مهدى داراى چشمانى است كه سياهى آن فرو افتاده (شايد مخمور) و موى تابدار است، و بر گونه‌اش خالى است، مبدأ او از سوى مشرق است و چون چنان شود سفيانى خروج كند و به اندازه دوران باردارى يك زن كه نه ماه است حكومت خواهد كرد، در شام خروج مى‌كند و مردم شام او را گردن مى‌نهند جز چند طايفه از آنان كه بر حقّ پايدارند، خداوند آنان را از خروج به همراهى او نگه مى‌دارد و با سپاهى بسيار (پر تاخت و تاز) به مدينه مى‌آيند تا آنگاه كه به دشت مدينه مى‌رسد خداوند او را به زمين فرو مى‌برد و اين همان فرمايش خداى عزّ و جلّ است در كتاب خود كه‌ وَ لَوْ تَرى‌ إِذْ فَزِعُوا فَلا فَوْتَ‌- الآية: (اگر ببينى- آنان را در حال مرگى سخت پر عذاب- آن هنگامى كه هراسانند پس هيچ عذابي از آنان فوت نشود و از مكانى نزديك- زير قدمهايشان- گرفتار مى‌شوند).غیبت نعمانی،باب18،حدیث14.
undefined بیان: طبق روایات متعدد اولاً‌ امام مهدی محمد بن الحسن علیه السلام در روز عاشورا در مکه ظهور و خروج می‌کنند، و ثانیاً طبق روایت اول، سفیانی و خسف لشکر سفیانی در سرزمین بیداء از علامت‌های خروج و قبل از قیام قائم علیه‌السلام می‌باشد. اما در روایت دوم، می‌فرماید، مهدی علیه السلام از مشرق خروج می‌کند و زمانی که ظهور کرد، بعد از او سفیانی خروج می‌کند. و پس از اوست که سفیانی و لشکرش در بیداء به زمین فرو می‌رود!! پس این مهدی، کدام مهدی است؟
@Hekmateshiei

۱۶:۲۰

thumbnail
undefinedمأمون عباسی خلیفه و حاکم خودخوانده‌ای که خیال می کرد همه‌ی اوضاع کشور را می‌داند و اینگونه خود و مردمش را به هلاکت وارد کرد و عاقبتی جز سقوط نداشت. فاعتبروا یا اولی الابصار ...
@Hekmateshiei

۶:۳۳