🪶بیشترین سعی ما بر این است که نشان دهیم با شناخت الحان و زبان معصومین علیهم السلام غالب تعارضات روایات برطرف میشود؛ زیرا امام باقر علیه السلام فرمود: «همانا فقه، شناخت لحن (و کنایه) است.» (السرائر ج ۳، ص ۶۴۴) و امام صادق علیه السلام با تاکید شدید بر ضرورت لحن شناسی در حدیثی دیگر فرمود: «یک خبر که آن را درایت کنی بهتر از ده خبر است که آن را (صرفاً) روایت کنی! ... همانا به خدا قسم ما اهل بیت (هیچ) مردی از شیعیان خود را فقیه نمیدانیم مگر اینکه برایش لحنی (و کنایه ای) گفته شود سپس او آن لحن (و کنایه) را بشناسد.» (الغيبة للنعمانی، ج ۱، ص ۱۴۱) و همچنین در مشابه حدیثی که پیشتر گذشت فرمود: «شما زمانی فقیه ترینِ مردمان هستید که معانی کلام ما را بشناسید همانا کلام ما بر هفتاد وجه میچرخد.» (بصائر الدرجات؛ ج ۱؛ ص ۳۲۹) و نیز در حدیثی دیگر فرمودند: «و هیچ مردی از بین شما فقیه نمیشود تا اینکه کنایههای کلام ما را بشناسد که همانا یک کلمه از کلام ما بر هفتاد وجه میچرخد که از (طریق) همهی آنها برای ما راه خروجی است.» (معاني الأخبار ج ۱، ص ۲). و باز فرمودند: «همانا در اخبار ما متشابهی مانند متشابه قرآن و محکمی مانند محکم قرآن است. پس متشابهش را به محکمش برگردانید و به جای محکمِ آن، از متشابهِ آن پیروی نکنید که سپس گمراه میشوید.» (العيون ج ۱، ص ۲۹۰ و الاحتجاج ج ۲، ص ۴۱۰) که علامه مجلسی ارجاع متشابهات اخبار به محکمات آن را به معنای ارجاع احادیث چند وجهی به احادیث تک وجهی میداند. (بحارالانوار ج ۲ ص ۱۸۵ ذیل حدیث ۸).
🪶بنابراین با هم زبانی با ائمه علیهم السلام و شناخت الحان و کنایات و وجوه چندگانهی کلام ایشان خواهیم فهمید که بسیاری از تعارضات ظاهری روایات رفع شده و در حقیقت تعارضی نداشتند بلکه به جهت تقیه و یا مصالحی مانند تکلم به قدر عقول یا دیگر مصلحتهایی که امام میداند، بعضی از احادیث به شکل چند وجهی و یا با تأویل صادر شده است. به عنوان نمونه:
روایت اول: پيرمردى از فرزندان عدى بن حاتم، از پدرش، از پدربزرگش عدى كه در جنگهاى امير مؤمنان على عليه السّلام همراه آن حضرت بود به من خبر داد كه امير مؤمنان على عليه السّلام در جنگ صفين با معاويه، با صداى بلند كه همهی يارانش آن را شنيدند فرمود: «به خدا سوگند! معاويه و اصحاب او را خواهم كشت.» سپس در آخر سخن خود با صداى آهسته فرمود: «ان شاء اللّه». من نزدیک ايشان بودم. عرض كردم: اى امير مؤمنان! شما بر آنچه كه انجام دادى سوگند خوردى، سپس استثناء نمودى؛ منظور شما از آن چه بود؟ فرمود: «به راستى كه جنگ، فریب است و من در نزد مؤمنان، دروغگو نيستم. خواستم كه ياران خود را بر آنان بیانگیزم تا خسته نشوند و در (کشتن) آنان طمع کنند. پس فقيهترينِ آنها بعد از امروز از آن سود خواهد برد ان شاء اللّه. بدان! همانا خداوندی که ستایشش گرامی است به موسى عليه السّلام هنگامى كه او را به سوى فرعون فرستاد فرمود: «پس به آرامى با او سخن گوييد. باشد که متذكر گردد یا بترسد»، در حالىكه خداوند مىدانست فرعون نه متذكر مىشود و نه مىترسد؛ اما اين كار، موسى عليه السّلام را بر رفتن برمیانگیخت.» (کافی، ج ۷، ص ۴۶۰ و تهذيب الأحکام، ج ۶، ص ۱۶۳ و المناقب، ج ۲، ص ۳۷۵)
🪶بیان:در اینجا علت چند وجهی بودن کلام، بعث مخاطب (یعنی ترغیب و برانگیختگی او) بوده است و غیر از آن چیزی بود که در ذهن مخاطب تبادر کرد. پس نمیتوان به ظاهر آیات و احادیثی که احتمال خلاف دارد تمسک نمود چرا که ممکن است مقصود و منظور دیگری غیر از ظاهر آن داشته باشند.
ادامه دارد…
#فقه #احکام #فروع_دین #اصول_فقه #تأویل_احادیث #تقیه #رؤیت_محوری #عدد_محوری #روزه #فطر
بازگشت به فهرست مطالب
@Hekmateshiei
۱۷:۱۲