✓احتمال دیگر این است که خبر منقول از امام صادق علیه السلام دچار تحریف سهوی شده و سپس امام جواد علیه السلام آن را تصحیح کردند و یا آن روایت چند وجهی بود ولی حضرت، تفسیر آن و وجه مراد را بیان نمودند (یعنی نسبت این دو روایت مجمل و مبین است) برای همین به جای عبارت «الْأُمَّةُ الْمُتَحَيِّرَةُ الضَّالَّةُ بَعْدَ نَبِيِّهَا» (ای امت سرگردان و گمراهِ بعد از پیامبر) در روایت امام جواد علیه اسلام، عبارت «الْأُمَّةُ الظَّالِمَةُ الْقَاتِلَةُ عِتْرَةَ نَبِيِّهَا» (ای امت ستمکار قاتل عترت پیامبر) آمده است که یا تصحیح تحریفِ سهویِ روایتِ پیشین بوده و یا مفسر و مبیّن وجهِ صحیح آن است.✓بر این اساس تنها کسانی هیچگاه موفق به روزه و فطر صحیح نمیشوند که یا به عترت پیامبر صلوات الله علیهم ظلم کرده و یا آنان را کشتند و یا این عملشان را تأیید کردند؛ زیرا هرکس فعل و عملی را تأیید کند مانند انجام دهنده ی آن است پس در نسل های بعد هم اگر کسی این جنایاتشان را تأیید کند مصداق همین عبارت بوده و موفق به روزه و فطر نمیشود به همین دلیل در زیارت عاشورا حتی نسل بنی امیه و نسل دشمنان اهل بیت علیهم السلام نیز لعن شده که منظور، نسل تابع آن هاست و این را با عبارت «آخر تابع له علی ذلک» بیان کرده؛ بنابراین با این توضیح، نمی توان گفت که این عدم توفیق بر روزه و فطر، مطلق بوده و همه سنی ها و بی امامان را شامل میشود. ✓حال سؤال از رؤیت محوران این است: مردم زمان امام صادق علیه السلام و امام جواد علیه السلام یا قاتلان و دشمنان ایشان -که طبق این دو روایت موفق به روزه و فطر صحیح نمیشدند- با چه راهی اول ماه رمضان و عید فطر و عید قربان را تشخیص میدادند؟ جواب این سؤال چندان سخت به نظر نمیرسد!
روایت سوم: امام صادق علیه السلام فرمود: «ای ابا عمر! به راستی که نُه دهمِ دین در تقیه است و کسی که تقیه ندارد دین ندارد و در همه چیز تقیه است به جز شراب و مسح بر روی کفش.» (کافی، ج ۲، ص ۲۱۷ و الخصال ج ۱، ص ۲۲)
🪶بیان:با توجه به این روایت هیچ تعجبی نباید داشته باشد اگر اکثر روایات در یک موضوع را تقیه دانسته و روایات نادر معارضش را اصل حکم امام بدانیم؛ زیرا حضرت می فرمایند 90 درصد دین در تقیه است!
روایت چهارم؛ که بیانگر پیروی امام از خلیفه به خاطر تقیه است: عیسی گفت: در روزی که در آن شک شده بود نزد امام صادق علیه السلام بودم پس حضرت فرمود: «ای غلام! برو و ببین آیا امیر (خلیفه) روزه گرفته است یا نه» پس غلام رفت و برگشت و گفت: نه. پس حضرت درخواست صبحانه کرد سپس همراه او صبحانه خوردیم. شیخ صدوق گفته: و امام صادق علیه السلام فرمود: اگر بگویم همانا ترک کنندهی تقیه همانند ترک کنندهی نماز است، پس قطعا راست گفتم. و فرمود: «برای کسی که تقیه ای برای خود ندارد دینی نیست.» (من لایحضره الفقيه ۲- ۱۲۷- ۱۹۲۶، وسائل الشیعه مجلد۱۰،صفحه۱۳۱)
روایت پنجم؛ مانند روایت پیشین تقیهی شدید امام را نشان میدهد:امام صادق علیه السلام فرمود: «در سرزمین «حیره» بر ابوعباس داخل شدم پس گفت ای اباعبدالله! دربارهی روزهی امروز چه میگویی؟ پس گفتم: این با امام است. اگر روزه بگیری روزه میگیریم و اگر افطار کنی افطار میکنیم. پس گفت: ای غلام برایم سفره بیاور. پس با او خوردم. ولی به خدا سوگند میدانستم که قطعاً آن روز از ماه رمضان است. پس افطار من یک روز شد. و قضای آن برایم آسان تر است از اینکه گردنم زده شود و خدا عبادت نشود.» (کافی ۴- ۸۳- ۷)
🪶بیان:کاملاً پیداست که منظور از «عبادت نشدن خدا» ترک تقیه است. و اگر به الفاظ امام دقت کنید میبینید که امام توریه کرده یعنی مطلب را طوری بیان کرده که به مخاطبش وجهی از کلام که مرادش نبوده القاء شود. حضرت فرمود: «روزه با امام است.» نفرمود روزه با توست. و سپس فرمود: «اگر روزه بگیری روزه میگیریم.» یعنی به خاطر تقیه نه به خاطر اینکه امام هستی. ولی تو فکر میکنی که تو را امام میدانم.
ادامه دارد...
#فقه #احکام #فروع_دین #اصول_فقه #تأویل_احادیث #تقیه #رؤیت_محوری #عدد_محوری #روزه #فطر
بازگشت به فهرست مطالب@Hekmateshiei
روایت سوم: امام صادق علیه السلام فرمود: «ای ابا عمر! به راستی که نُه دهمِ دین در تقیه است و کسی که تقیه ندارد دین ندارد و در همه چیز تقیه است به جز شراب و مسح بر روی کفش.» (کافی، ج ۲، ص ۲۱۷ و الخصال ج ۱، ص ۲۲)
🪶بیان:با توجه به این روایت هیچ تعجبی نباید داشته باشد اگر اکثر روایات در یک موضوع را تقیه دانسته و روایات نادر معارضش را اصل حکم امام بدانیم؛ زیرا حضرت می فرمایند 90 درصد دین در تقیه است!
روایت چهارم؛ که بیانگر پیروی امام از خلیفه به خاطر تقیه است: عیسی گفت: در روزی که در آن شک شده بود نزد امام صادق علیه السلام بودم پس حضرت فرمود: «ای غلام! برو و ببین آیا امیر (خلیفه) روزه گرفته است یا نه» پس غلام رفت و برگشت و گفت: نه. پس حضرت درخواست صبحانه کرد سپس همراه او صبحانه خوردیم. شیخ صدوق گفته: و امام صادق علیه السلام فرمود: اگر بگویم همانا ترک کنندهی تقیه همانند ترک کنندهی نماز است، پس قطعا راست گفتم. و فرمود: «برای کسی که تقیه ای برای خود ندارد دینی نیست.» (من لایحضره الفقيه ۲- ۱۲۷- ۱۹۲۶، وسائل الشیعه مجلد۱۰،صفحه۱۳۱)
روایت پنجم؛ مانند روایت پیشین تقیهی شدید امام را نشان میدهد:امام صادق علیه السلام فرمود: «در سرزمین «حیره» بر ابوعباس داخل شدم پس گفت ای اباعبدالله! دربارهی روزهی امروز چه میگویی؟ پس گفتم: این با امام است. اگر روزه بگیری روزه میگیریم و اگر افطار کنی افطار میکنیم. پس گفت: ای غلام برایم سفره بیاور. پس با او خوردم. ولی به خدا سوگند میدانستم که قطعاً آن روز از ماه رمضان است. پس افطار من یک روز شد. و قضای آن برایم آسان تر است از اینکه گردنم زده شود و خدا عبادت نشود.» (کافی ۴- ۸۳- ۷)
🪶بیان:کاملاً پیداست که منظور از «عبادت نشدن خدا» ترک تقیه است. و اگر به الفاظ امام دقت کنید میبینید که امام توریه کرده یعنی مطلب را طوری بیان کرده که به مخاطبش وجهی از کلام که مرادش نبوده القاء شود. حضرت فرمود: «روزه با امام است.» نفرمود روزه با توست. و سپس فرمود: «اگر روزه بگیری روزه میگیریم.» یعنی به خاطر تقیه نه به خاطر اینکه امام هستی. ولی تو فکر میکنی که تو را امام میدانم.
ادامه دارد...
#فقه #احکام #فروع_دین #اصول_فقه #تأویل_احادیث #تقیه #رؤیت_محوری #عدد_محوری #روزه #فطر
بازگشت به فهرست مطالب@Hekmateshiei
۵:۵۶