🪶 دلیل این چند وجهی بودن احادیث
دلیل این چند وجهی سخن گفتن را خود ائمه علیهم السلام در بعضی از روایات ذکر کردهاند. مانند این روایات:
روایت چهارم: به امام صادق علیه السلام گفتم: در سفر، نماز نافلهی روز را در شب قضا کنم؟ فرمود: «بله.» و اسماعیل بن جابر گفت: در سفر، نماز نافلهی روز را در شب قضا کنم؟ امام فرمود: «نه.» پس اسماعیل گفت: خودتان گفتید «بله!» امام فرمود: «همانا او میتواند اما تو نمیتوانی!» (تهذيب الأحکام، ج ۲، ص ۱۶ و الإستبصار، ج ۱، ص ۲۲۱)
🪶بیان:اینجا علت اختلاف دو حدیث، تفاوت شرایط مخاطبان است و مانند روایات قبلی ظاهر حدیث با مراد امام تغایری ندارد. پس اگر منظور و مراد متکلم را هم بشناسیم باز هم این برای فتوا به آن روایت کافی نیست و نمیتوان آن را مطلق دانست چون چه بسا این حکم مخصوص همین مخاطب است نه همه.
روایت پنجم: امام صادق علیه السلام فرمود: «بر تو باد به نمازِ ٤٦ رکعت. و بر تو باد به حج که هرگاه پا به مکه گذاشتی به تنهایی «لا اله الا الله» گویی و فسخ را نیت کنی. و (البته) آن دستوری که ابوبصیر دربارهی نمازِ ۵۱ رکعت و «لا اله الا الله» گفتنِ همراه با تمتعِ به سوی حج برایت آورد و آنچه که ما به او امر کردیم که با تمتع، «لا اله الا الله» بگوید پس برای آن (دستور هم) در نزد ما معانی و چرخشگاهی است تا برای ما و برای شما گشایشی باشد و اندکی از آن با حق مخالفت نمیکند و ضدش نیست.» (رجال الکشّیّ ۱- ۳۵۲- ۲۲۱)
🪶بیان:در اینجا علت اختلاف دو حدیث، تفهیم کفایتِ حکمِ سبک تر و استحباب حکم سنگین تر است. یعنی اگر امام در یک روایت به نماز ۵۱ رکعتی امر کرده ولی در روایت دیگر فرموده «۴۶ رکعت بخوان»، خواسته بفهماند که ۴۶ رکعت هم کافی است و این دو حکم با هم تضادی ندارند و هیچ کدام با حقیقت، مخالف نیستند بلکه نشان دهندهی گشایش شریعت الهی در احکام است یعنی میتوان این حکم را به هر یک از دو صورت انجام داد.
روایت ششم: ابوخدیجه گفت: انسانی حاضر بود و من هم حاضر بودم پس او گفت: چه بسا داخل مسجد میشوم و بعضی از اصحاب ما (در یک وقت) نماز عصر میخوانند و بعضی از آنها (در همان وقت) نماز ظهر میخوانند. پس امام صادق علیه السلام فرمود: «من آنان را به این کار امر کردم! اگر در یک وقت واحد (یک) نماز بخوانند شناخته شده و از گردنشان گرفته میشوند!» (کافی، ج ۳، ص ۲۷۶ و تهذيب الأحکام، ج ۲، ص ۲۵۲ و الإستبصار، ج ۱، ص ۲۵۷)
🪶بیان:این پاسخ امام در برابر سؤال اصحاب از علت اختلاف عمل شیعیان بود که روشن است علت آن تقیه و خطر جانی بوده است.
روایت هفتم: ابوبصیر گفت به امام صادق علیه السلام گفتم: دو رکعت فجر (یعنی نماز نافلهی صبح) را چه زمان بخوانم؟ پس حضرت به من فرمود: «پس از طلوع فجر.» (بعدا) به ایشان گفتم که امام باقر علیه السلام مرا امر کرد که آن را پیش از طلوع فجر بخوانم. پس حضرت فرمود: «ای ابامحمد! همانا شیعه در حالی که طالب هدایت بودند نزد پدرم آمدند پس پدرم آنان را به گذر حق فتوا داد. ولی آنها در حالی که شکاک بودند نزد من آمدند پس من آنان را به تقیه فتوا دادم!» (التهذیب ۲- ۱۳۵- ۵۲۶ و الاستبصار ۱- ۲۸۵- ۱۰۴۳)
🪶بیان:این روایت بیانگر آن است که امام علیه السلام حتی در مقابل شیعیان هم تقیه میکردند که این مهم، بایستی در فهم همهی روایات لحاظ شود.
ادامه دارد…
#فقه #احکام #فروع_دین #اصول_فقه #تقیه #رؤیت_محوری #عدد_محوری #روزه #فطر
بازگشت به فهرست مطالب@Hekmateshiei
دلیل این چند وجهی سخن گفتن را خود ائمه علیهم السلام در بعضی از روایات ذکر کردهاند. مانند این روایات:
روایت چهارم: به امام صادق علیه السلام گفتم: در سفر، نماز نافلهی روز را در شب قضا کنم؟ فرمود: «بله.» و اسماعیل بن جابر گفت: در سفر، نماز نافلهی روز را در شب قضا کنم؟ امام فرمود: «نه.» پس اسماعیل گفت: خودتان گفتید «بله!» امام فرمود: «همانا او میتواند اما تو نمیتوانی!» (تهذيب الأحکام، ج ۲، ص ۱۶ و الإستبصار، ج ۱، ص ۲۲۱)
🪶بیان:اینجا علت اختلاف دو حدیث، تفاوت شرایط مخاطبان است و مانند روایات قبلی ظاهر حدیث با مراد امام تغایری ندارد. پس اگر منظور و مراد متکلم را هم بشناسیم باز هم این برای فتوا به آن روایت کافی نیست و نمیتوان آن را مطلق دانست چون چه بسا این حکم مخصوص همین مخاطب است نه همه.
روایت پنجم: امام صادق علیه السلام فرمود: «بر تو باد به نمازِ ٤٦ رکعت. و بر تو باد به حج که هرگاه پا به مکه گذاشتی به تنهایی «لا اله الا الله» گویی و فسخ را نیت کنی. و (البته) آن دستوری که ابوبصیر دربارهی نمازِ ۵۱ رکعت و «لا اله الا الله» گفتنِ همراه با تمتعِ به سوی حج برایت آورد و آنچه که ما به او امر کردیم که با تمتع، «لا اله الا الله» بگوید پس برای آن (دستور هم) در نزد ما معانی و چرخشگاهی است تا برای ما و برای شما گشایشی باشد و اندکی از آن با حق مخالفت نمیکند و ضدش نیست.» (رجال الکشّیّ ۱- ۳۵۲- ۲۲۱)
🪶بیان:در اینجا علت اختلاف دو حدیث، تفهیم کفایتِ حکمِ سبک تر و استحباب حکم سنگین تر است. یعنی اگر امام در یک روایت به نماز ۵۱ رکعتی امر کرده ولی در روایت دیگر فرموده «۴۶ رکعت بخوان»، خواسته بفهماند که ۴۶ رکعت هم کافی است و این دو حکم با هم تضادی ندارند و هیچ کدام با حقیقت، مخالف نیستند بلکه نشان دهندهی گشایش شریعت الهی در احکام است یعنی میتوان این حکم را به هر یک از دو صورت انجام داد.
روایت ششم: ابوخدیجه گفت: انسانی حاضر بود و من هم حاضر بودم پس او گفت: چه بسا داخل مسجد میشوم و بعضی از اصحاب ما (در یک وقت) نماز عصر میخوانند و بعضی از آنها (در همان وقت) نماز ظهر میخوانند. پس امام صادق علیه السلام فرمود: «من آنان را به این کار امر کردم! اگر در یک وقت واحد (یک) نماز بخوانند شناخته شده و از گردنشان گرفته میشوند!» (کافی، ج ۳، ص ۲۷۶ و تهذيب الأحکام، ج ۲، ص ۲۵۲ و الإستبصار، ج ۱، ص ۲۵۷)
🪶بیان:این پاسخ امام در برابر سؤال اصحاب از علت اختلاف عمل شیعیان بود که روشن است علت آن تقیه و خطر جانی بوده است.
روایت هفتم: ابوبصیر گفت به امام صادق علیه السلام گفتم: دو رکعت فجر (یعنی نماز نافلهی صبح) را چه زمان بخوانم؟ پس حضرت به من فرمود: «پس از طلوع فجر.» (بعدا) به ایشان گفتم که امام باقر علیه السلام مرا امر کرد که آن را پیش از طلوع فجر بخوانم. پس حضرت فرمود: «ای ابامحمد! همانا شیعه در حالی که طالب هدایت بودند نزد پدرم آمدند پس پدرم آنان را به گذر حق فتوا داد. ولی آنها در حالی که شکاک بودند نزد من آمدند پس من آنان را به تقیه فتوا دادم!» (التهذیب ۲- ۱۳۵- ۵۲۶ و الاستبصار ۱- ۲۸۵- ۱۰۴۳)
🪶بیان:این روایت بیانگر آن است که امام علیه السلام حتی در مقابل شیعیان هم تقیه میکردند که این مهم، بایستی در فهم همهی روایات لحاظ شود.
ادامه دارد…
#فقه #احکام #فروع_دین #اصول_فقه #تقیه #رؤیت_محوری #عدد_محوری #روزه #فطر
بازگشت به فهرست مطالب@Hekmateshiei
۱۷:۲۵