روایت هشتم: به امام صادق علیه السلام گفتم فدایت شوم! همانا من دربارهی قضای نافلهی روز در شب در حالت سفر از شما سوال کردم. پس فرمودید: «آن را قضا نکن.» ولی اصحاب ما از شما سؤال کردند و فرمودید: «قضا کنید.» پس حضرت به من فرمود: «آیا مگر من به آنها گفتم که ادا نکنید؟ (و در روز نخوانید که قضا شود؟) در حالی که من ناپسند میدانم که به آنها بگویم (نافله را) ادا نکنید (که شب قضایش را به جای آورید). به خدا قسم این بر آنها واجب نیست (یعنی این کار که در سفر، نافلهی روز را ادا نکنند تا قضا شود و در شب قضایش را بخوانند بر آنها واجب نیست).» (تهذيب الأحکام، ج ۲، ص ۱۷ و الإستبصار، ج ۱، ص ۲۲۲)
🪶بیان:این روایت به خوبی نشان میدهد که توریه و چند وجهی سخن گفتن امام، اصحاب را چگونه در استنباط حکم و فتوا به خطا میانداخت. ✓نکتهی مهم این روایت در معنای «اقضوا» و «لاتصلوا» است که ریشهی «قضاء» به معنای مطلقِ «به جای آوردن» است اعم از اینکه نماز، ادا باشد یا فائته هرچند ظهور در معنای دوم دارد. و امر «تصلوا» به معنای خواندن «نماز ادا» است هر چند در بعضی موارد به معنای مطلق و اعم از ادا، قضا، نافله یا واجب آمده است. ✓همچنین این روایت ثابت میکند امر به چیزی (=قضای نافله) مقتضی وجوب آن چیز یا نهی از ضد آن (=ادای نافله) نیست.
روایت نهم:امام صادق عليه السّلام فرمود: «ای سفیان مبادا تو و ریاست! كه هيچ كس خواهان آن نبود مگر اينكه تباه شد.» عرض كردم: فدايت گردم. پس ما تباه شدیم؛ زيرا هيچ يك از ما نيست مگر آنكه دوست دارد كه از او یاد شود و مردم او را قصد کرده و از او یاد بگیرند! فرمود: «اين گونه نيست كه تو پنداشتهاى، بلكه رياست آن است كه: تو غير از حجّت خدا شخص ديگرى را بدون دليل (به جاى امام عليه السّلام) برگزينى و هر چه گويد تصديقش نمائى، و مردم را براى شنيدن و پذيرفتن گفتار او دعوت كنى.» (معاني الأخبار ج ۱، ص ۱۷۹)
🪶بیان:در اینجا نیز مراد و مقصود امام غیر از فهم ابتداییِ مخاطب از ظاهر کلام بوده است.
روایت دهم:امام صادق علیه السلام فرمود: «هرکس مجسمه ای بسازد یا از سگی نگهداری نماید پس قطعاً از اسلام خارج شده است.» به ایشان گفته شد: اینگونه که بسیاری از مردم هلاک شدند! پس امام فرمود: «آنگونه که پنداشتید نیست! همانا من از این گفتارم: «هرکس مجسمه ای بسازد» منظورم: «هرکس دینی غیر از دین خدا را انتخاب کند و مردم را به سوی آن فرا بخواند» بود و از این گفتارم: «هرکس سگی را نگهداری کند» منظورم: «کینه ورز (و دشمن) ما اهل بیت» بود که نگهش دارد و به او غذا بدهد و او را بنوشاند. هرکس چنین کند از اسلام خارج شده است.!» (معاني الأخبار ج ۱، ص ۱۸۱)
🪶بیان:✓این دو روایت نشان میدهد که مفاهیم کلی دارای تأویل هستند و در بسیاری از مواقع، آنچه در ذهن مخاطب تبادر میکند توسط متکلم قصد نشده است؛ بنابراین این نکتهی مهم باید در فهم تمام روایات لحاظ شود.
🪶البته خود ائمه علیهم السلام به رعایت این مصالح در سخن گفتن با مردم نیز دستور داده اند. به عنوان نمونه روایتی که در آن فرمودند: «با مردم به اندازهای که معرفت پیدا کنند حدیث بگویید و آنچه انکار میکنند را از آنان بپوشانید.» (کافی ج ۲، ص ۲۲۲) و نیز این روایت: «با مردم از (در) آنچه که معرفت پیدا کنند بیامیزید و نسبت به آنچه انکار میکنند رهایشان کنید و بر خودتان و بر ما باری نیفکنید. همانا امر ما سخت و سنگین است و جز فرشتهای مقرب یا پیامبری فرستاده شده یا بندهی مؤمنی که خدا دلش را برای ایمان آزموده است آن را به دوش نمیکشد» (بصائر الدرجات ج ۱، ص ۲۶) همچنین علامه مجلسی نیز علت چند وجهی سخن گفتن ائمه علیهم السلام را تقیه، توریه و یا بیان احکام خاص مخاطب میداند. (بحارالانوار ج ۲ ص ۱۸۵ ذیل حدیث ۵)بنابراین تنها راه به دست آوردن حکم و فتوای مُرّ حق امام و فقاهت حقیقی، شناختن لحن و همین وجوه چندگانهی سخنان ایشان و لحاظ کردن مقام بیان و تخاطب و مصالحی همچون تقیه، شرایط خاص مخاطب یا تکلم به قدر عقول و مانند آن است.
🪶اکنون پس از روشن شدن مبنا و منهجمان در حل تعارضات اخبار، قبل از بررسی تفصیلی روایات به ذکر آیاتی میپردازیم که موافقت روایات مورد استناد اصحاب العدد با قرآن را روشن میسازد. سپس به سراغ روایات مربوطه میرویم و در ذیل اکثر آنها، وجوه معنایی کلام ائمه علیهم السلام را توضیح خواهیم داد.
🪶سیّد محمّد جواد موسوے
#فقه #احکام #فروع_دین #اصول_فقه #تأویل_احادیث #تقیه #رؤیت_محوری #عدد_محوری #روزه #فطر
بازگشت به فهرست مطالب@Hekmateshiei
🪶بیان:این روایت به خوبی نشان میدهد که توریه و چند وجهی سخن گفتن امام، اصحاب را چگونه در استنباط حکم و فتوا به خطا میانداخت. ✓نکتهی مهم این روایت در معنای «اقضوا» و «لاتصلوا» است که ریشهی «قضاء» به معنای مطلقِ «به جای آوردن» است اعم از اینکه نماز، ادا باشد یا فائته هرچند ظهور در معنای دوم دارد. و امر «تصلوا» به معنای خواندن «نماز ادا» است هر چند در بعضی موارد به معنای مطلق و اعم از ادا، قضا، نافله یا واجب آمده است. ✓همچنین این روایت ثابت میکند امر به چیزی (=قضای نافله) مقتضی وجوب آن چیز یا نهی از ضد آن (=ادای نافله) نیست.
روایت نهم:امام صادق عليه السّلام فرمود: «ای سفیان مبادا تو و ریاست! كه هيچ كس خواهان آن نبود مگر اينكه تباه شد.» عرض كردم: فدايت گردم. پس ما تباه شدیم؛ زيرا هيچ يك از ما نيست مگر آنكه دوست دارد كه از او یاد شود و مردم او را قصد کرده و از او یاد بگیرند! فرمود: «اين گونه نيست كه تو پنداشتهاى، بلكه رياست آن است كه: تو غير از حجّت خدا شخص ديگرى را بدون دليل (به جاى امام عليه السّلام) برگزينى و هر چه گويد تصديقش نمائى، و مردم را براى شنيدن و پذيرفتن گفتار او دعوت كنى.» (معاني الأخبار ج ۱، ص ۱۷۹)
🪶بیان:در اینجا نیز مراد و مقصود امام غیر از فهم ابتداییِ مخاطب از ظاهر کلام بوده است.
روایت دهم:امام صادق علیه السلام فرمود: «هرکس مجسمه ای بسازد یا از سگی نگهداری نماید پس قطعاً از اسلام خارج شده است.» به ایشان گفته شد: اینگونه که بسیاری از مردم هلاک شدند! پس امام فرمود: «آنگونه که پنداشتید نیست! همانا من از این گفتارم: «هرکس مجسمه ای بسازد» منظورم: «هرکس دینی غیر از دین خدا را انتخاب کند و مردم را به سوی آن فرا بخواند» بود و از این گفتارم: «هرکس سگی را نگهداری کند» منظورم: «کینه ورز (و دشمن) ما اهل بیت» بود که نگهش دارد و به او غذا بدهد و او را بنوشاند. هرکس چنین کند از اسلام خارج شده است.!» (معاني الأخبار ج ۱، ص ۱۸۱)
🪶بیان:✓این دو روایت نشان میدهد که مفاهیم کلی دارای تأویل هستند و در بسیاری از مواقع، آنچه در ذهن مخاطب تبادر میکند توسط متکلم قصد نشده است؛ بنابراین این نکتهی مهم باید در فهم تمام روایات لحاظ شود.
🪶البته خود ائمه علیهم السلام به رعایت این مصالح در سخن گفتن با مردم نیز دستور داده اند. به عنوان نمونه روایتی که در آن فرمودند: «با مردم به اندازهای که معرفت پیدا کنند حدیث بگویید و آنچه انکار میکنند را از آنان بپوشانید.» (کافی ج ۲، ص ۲۲۲) و نیز این روایت: «با مردم از (در) آنچه که معرفت پیدا کنند بیامیزید و نسبت به آنچه انکار میکنند رهایشان کنید و بر خودتان و بر ما باری نیفکنید. همانا امر ما سخت و سنگین است و جز فرشتهای مقرب یا پیامبری فرستاده شده یا بندهی مؤمنی که خدا دلش را برای ایمان آزموده است آن را به دوش نمیکشد» (بصائر الدرجات ج ۱، ص ۲۶) همچنین علامه مجلسی نیز علت چند وجهی سخن گفتن ائمه علیهم السلام را تقیه، توریه و یا بیان احکام خاص مخاطب میداند. (بحارالانوار ج ۲ ص ۱۸۵ ذیل حدیث ۵)بنابراین تنها راه به دست آوردن حکم و فتوای مُرّ حق امام و فقاهت حقیقی، شناختن لحن و همین وجوه چندگانهی سخنان ایشان و لحاظ کردن مقام بیان و تخاطب و مصالحی همچون تقیه، شرایط خاص مخاطب یا تکلم به قدر عقول و مانند آن است.
🪶اکنون پس از روشن شدن مبنا و منهجمان در حل تعارضات اخبار، قبل از بررسی تفصیلی روایات به ذکر آیاتی میپردازیم که موافقت روایات مورد استناد اصحاب العدد با قرآن را روشن میسازد. سپس به سراغ روایات مربوطه میرویم و در ذیل اکثر آنها، وجوه معنایی کلام ائمه علیهم السلام را توضیح خواهیم داد.
🪶سیّد محمّد جواد موسوے
#فقه #احکام #فروع_دین #اصول_فقه #تأویل_احادیث #تقیه #رؤیت_محوری #عدد_محوری #روزه #فطر
بازگشت به فهرست مطالب@Hekmateshiei
۱۷:۳۳