۸:۲۰
موضوع: دردمندانه و امیدوارانه؛ فریاد مشترک برای گشایش معیشت همکاران ارجمند و مدیران خردمند،
در این روزهای دشوار که بار سنگین معیشت، قامتِ وفادارترین یاوران صنعت بانکی را خمیده است،بیایید با صدایی یکپارچه، زمزمهٔ امید را به فریادی تبدیل کنیم که دیوارهای بیتفاوتی را فرو ریزد.
همکاران ارجمند دردمشترک ما روشن است:نظام هماهنگ پرداخت (شاپا)، هرچند در نیت خوشایند بود، امروز چون زنجیری بر دستان بانکهای دولتی افتاده است؛ زنجیری که: - توانمان را در پاداشدهی شايسته به جانفشانیهایتان محدود کرده، - انعطاف لازم برای همگامی با تورمِ افسارگسیخته را از ما ربوده، - و وعدهٔ «عدالت» را در عمل به «یکسانسازی رنج» بدل کرده است.
پیشنهاد چارهساز:تنها راه گریز از این تنگنا، خروج بانکهای دولتی از نظام هماهنگ پرداخت است تا:
- بتوانیم حقوق و مزایایتان را منصفانهتر و همسو با واقعیتهای اقتصادی تنظیم کنیم، - از ظرفیتهای خفتهٔ بانکها برای گرهگشایی معیشتی بهره بگیریم.
واما، فریاد جمعی ما به مدیران ارشد: اینجا نه یک نظر شخصی، که ندای صنفیِ هزاران همکارِ صبوراست که از شما میخواهد: > «با همافزایی بیسابقه مدیران بانکهای دولتی در شورای عالی پول و اعتبار، > این مطالبهٔ بحق را نه بهعنوان یک «درخواست»، > که بهعنوان «اورژانس اقتصادیِ خانوادههای بانکی» مطرح کنید!»
همپیمان شویم: اگر امروز دست در دست هم دهیم و این خواسته را با استدلالی استوار و صدایی متحد پیگیری کنیم، فردا میتوانیم: - طلسمِ معیشتِ فروبسته را بشکنیم، - و فصل نوینی از انصافِ اقتصادی را برای سازندگان واقعیِ اعتبار این سرزمین آغاز کنیم.
م_جاسمی مدیرگروه همکاران بانک سپه
۱۴:۰۲
نامه سرگشاده؛ فریاد خاموش کارکنان بانک ملتبه محضر مدیرعامل محترم بانک ملتبا سلامگاهی انسان آنقدر درد در دل دارد که دیگر جایی برای تعارف و سکوت باقی نمیماند. امروز ما کارکنان بانک ملت، نه به عنوان کارمند، بلکه به عنوان انسانهایی خسته، فرسوده و دلشکسته این نامه را مینویسیم؛ شاید اینبار صدایمان از میان دیوارهای قطور مدیریتی عبور کند و به گوش شما برسد.سالهاست همه از اعتبار بانک ملت سخن میگویند؛ بانکی که نامش همیشه میان کارمندان شبکه بانکی میدرخشد. اما کمتر کسی از رنج پنهان کارکنانش خبر دارد.باور کنید ما هم عاشق کارمان بودیم…اما امروز، بسیاری از ما تنها با زور دل، با بغض، و با تنهایی خسته وارد شعب میشویم.مشکل ما نبود مدیرعامل نیست؛ شما را به نیکنامی و سلامت میشناسیم. اما بین ما و شما دیواری بلند کشیده شده؛ دیواری از مدیران استانی که نه درد ما را میفهمند و نه صدایمان را میشنوند.ما زیر بار:اضافهکاریهای اجباری تا تاریکی شبساعتهای طولانی کار بدون پرداخت یا قدردانیدستورهای تحقیرکننده برای بازاریابی در خیابانهاطرحهایی که تنها از پشت میزها زیبا به نظر میرسندتهدیدهای غیرمستقیم، فشارهای روانی و انتظارات غیرانسانیبه آرامی فرسوده شدهایم.همکاران ما چنان خستهاند که گاهی در پایان روز حتی توان لبخند زدن به خانوادهشان را ندارند.خانههایمان پر از سکوت است…دلهایمان پر از خستگی است…و آیندهمان در دستان مدیرانی است که پادشاهی میکنند، نه مدیریت.کار بانک خود سخت و سنگین است، اما آنچه از ما انرژی میگیرد بیعدالتی، بیمهری و بیتوجهی است.هیچکس از ما نمیپرسد:حالتان خوب است؟ خسته نیستید؟ خانوادهتان از شما راضیست؟ما بدنبال معجزه نیستیم.تنها میخواهیم انسان دیده شویم، نه ابزار.آقای مدیرعاملاین نامه فریادیست که سالها در گلوی ما مانده بود.امیدواریم اینبار شنیده شود…و شاید دری به روی آرامش، عدالت و کرامت انسانی در بانک ملت گشوده شود.با احترام و با قلبهایی رنجدیدهجمعی از کارکنان بانک ملت
۱۶:۰۸
مؤسسه ملل فقط یک سال برای اصلاح فرصت دارد
رئیسکل بانک مرکزی درباره موسسه اعتباری ملل:
فعلا برای این موسسه ماده ۳۰ را اعمال کردیم؛ الان هیات سرپرستی در این موسسه مشغول به کار شدهاند؛ هر روز به من گزارش میدهند و فرایند کار به خوبی پیش میرود.
امیدواریم موسسه ملل اصلاح شود، یکی دوسال به این موسسه برنامه اصلاحی داده بودیم ولی اجرا نمیکردند و مجبور شدیم به سمت ماده ۳۰ برویم.
نمیدانم برای چه این موسسه بیش از ۳۰۰ شعبه دارد که بخش زیادی از آن اجارهای است؟ تمام این شعب را تعیین تکلیف میکنند. آنها هم باید پاسخ دهند.
این موسسه نهایتا یک سال طبق قانون فرصت دارد؛ البته میتوانیم فرصت را تمدید کنیم ولی قصد ما این است که بعد از یک سال درباره بانک تصمیم بگیریم. اگر اصلاح شود به فرایند عادی بر میگردد اگر اصلاح نشود وارد فرایند گزیر خواهد شد.
کانون صنفی کارکنان شبکه بانکی کشور@IRANBANKERSCLUB
رئیسکل بانک مرکزی درباره موسسه اعتباری ملل:
۱۹:۴۲
۱۴:۳۶
معاون رئیسجمهور و رئیس سازمان اداری و استخدامی کشور از تغییر ساعت کاری دستگاههای اجرایی مشمول ماده (۵) قانون مدیریت خدمات کشوری در دوره سرد سال خبر داد و تأکید کرد:
۱۲:۰۸
۱۴:۳۲
با سلام و احتراماینجانب، از کارکنان شبکه بانکی در شعب تهران، همواره معتقد بودهام که کانون بانکهای خصوصی پشتیبان اصلی کارکنان پرتلاش شبکه بانکی است؛ افرادی که با وجود همه ناملایمات و نقدهای رسانهای، شبانهروز در خدمت هموطنان هستند.متأسفانه، موضوع تعطیلی شعب در روزهای پنجشنبه علیرغم تأیید استانداری و تعطیلی شعب سایر استانها، همچنان در تهران با مقاومت مواجه است. با توجه به تعطیلی کامل ادارات، دفاتر اسناد رسمی و واحدهای ستادی، حضور اجباری کارکنان در شعب در این روزها نهتنها کمبهره است، بلکه باعث فشار غیرضروری بر نیروهای انسانی میشود.آمار مراجعین روزهای پنجشنبه به وضوح نشان میدهد که فعالیت اکثر شعب در این روزها ضرورت عملی ندارد. بنابراین، انتظار میرود کانون بانکها با حمایت قاطع از کارکنان، نسبت به اصلاح این وضعیت و صدور دستور مقتضی اقدام نماید.با احترام و سپاس فراوان،
۱۷:۴۴
به نام خداوند جان و خردمدیریت محترم بانک ملی ایران*با سلام و احترام،اینجانب مهدی زبیدیپور، به عنوان یکی از همکاران مجموعه، بر خود لازم دانستم دغدغهای مشترک در میان همکاران را در خصوص وضعیت حقوق و دستمزد، که در شرایط کنونی با نرخ تورم و هزینههای روزافزون زندگی همخوانی ندارد، به استحضار آن مدیریت محترم برسانم.در سالهای اخیر، افزایش چشمگیر هزینههای معیشتی و کاهش قدرت خرید، تأمین نیازهای اساسی زندگی را برای بسیاری از همکاران با دشواری همراه ساخته است. بدیهی است تداوم این شرایط، افزون بر تأثیرات معیشتی، میتواند بر انگیزه، رضایت شغلی و آرامش خاطر سرمایههای انسانی سازمان اثرگذار باشد.بیتردید توجه به عدالت در نظام پرداخت و بازنگری متناسب حقوق و مزایا، ضمن حفظ شأن و منزلت همکاران، نقش بسزایی در افزایش تعهد سازمانی، ارتقای بهرهوری و تقویت روحیه همدلی در محیط کار خواهد داشت.امید است با عنایت به شرایط اقتصادی موجود و با نگاه حمایتی به نیروی انسانی، دستور فرمایید موضوع بررسی و تطبیق حقوق و دستمزد همکاران متناسب با نرخ تورم در دستور کار قرار گیرد.با سپاس و امتنانمهدی زبیدیپور
۳:۲۶
از اول دیماه، دوباره یک حقیقت قدیمی با صدای بلند تکرار می شود:هر وقت صحبت از رفاه، تعدیل ساعت کاری و تعطیلی پنجشنبههاست، کارمند بانک جزو «کارکنان دولت» محسوب نمیشود؛اما هر وقت پای فشار، شلوغی، مسئولیت و پاسخگویی وسط است، بانکها میشوند «حساس»، «ضروری» و «غیرقابل تعطیلی».در حالی که همه ادارات کشور با یک ساعت تأخیر شروع به کار میکنند، بانکها همچنان صبح زود درهای خود را باز میکنند؛ بدون هیچ تغییری در ساعت خدمترسانی به مشتریان.و آنچه با افتخار بهعنوان «کاهش ساعت کاری کارکنان بانک» اعلام میشود، چیزی نیست جز یک بازی با اعداد:ساعت خروج روی کاغذ از ۱۴:۳۰ شده ۱۴:۰۰، اما در واقعیتِ شعب شلوغ، صفها تمام نمیشوند، مشتری آخر همیشه وجود دارد و کارمند بانک تا زمانی که شعبه نفس میکشد، حق رفتن ندارد.این یعنی در عمل، هیچ چیز تغییر نکرده؛جز اینکه فشار کاری رسمیتر شده و فرسودگی، مهر تأیید اداری گرفته است.اما فاجعه آنجاست که با استعلام رسمی از استانداری تهران مشخص میشود تمام ادارات پنجشنبهها تعطیل هستند و فقط بانکها باز ماندهاند؛نه به حکم قانون، نه به اجبار شرایط اضطراری، بلکه به درخواست خود مدیران بانکها.سؤال ساده است:وقتی مدیران درخواست تعطیل نبودن میدهند، چرا پاسخگوی فرسودگی کارکنان نیستند؟چرا تصمیم از بالا گرفته میشود و فشارش از پایین پرداخت میشود؟چرا کسی نمیپرسد کارمندی که پنجشنبه هم سر کار است، کی زندگی کند؟کارمند بانک، نه نیروی مازاد است، نه ابزار جبران کمکاری سیستمهای معیوب، نه قربانی خاموش تصمیمهای راحتطلبانه مدیریتی.او انسانی است که هر روز با استرس پول مردم، صفهای عصبی، سامانههای کند، کمبود نیرو و توقع بیپایان مواجه است؛و بعد از همه اینها، باید بشنود که «ساعت کارتان کم شده»!نه، کم نشده.تحقیر شده.این مدل تصمیمگیری اسمش مدیریت نیست؛ انتقال فشار است.اسمش بهرهوری نیست؛ استهلاک نیروی انسانی است.و اسمش عدالت نیست؛ تبعیض عریان است.اگر بانکها آنقدر حیاتیاند که تعطیلی پنجشنبه شاملشان نمیشود، پس چرا حقوق، مزایا، امنیت شغلی و نیروی انسانیشان حیاتی تلقی نمیشود؟و اگر کارمند بانک با بقیه کارکنان دولت فرقی ندارد، چرا همیشه اولین قربانی تصمیمهای ناعادلانه است؟کاش تصمیمگیرندگان، فقط یکبار، نه پشت میز، بلکه پشت باجه بایستند؛یک پنجشنبه شلوغ، یک پایان وقت نفسگیر، یک صف بیانتها.آنوقت شاید بفهمند چرا کارمند بانک دیگر اعتراضی ندارد... چون خسته تر از آن است که فریاد بزند...
۱۸:۲۲
وقتی تورم بالای ۵۰ درصد نفسِ زندگی را میبُرد، افزایش ۲۰ درصدی حقوق بیشتر شبیه شوخی تلخ است تا سیاست حمایتی. دولت در بودجهی ۱۴۰۵ حداقل حقوق ۱۴ میلیون تومانی را اعلام کرده، اما نگفته این عدد دقیقاً قرار است کدام بخش از سبد معیشتِ فروپاشیدهی کارمندان و بازنشستگان را پوشش دهد؛ اجاره، درمان، آموزش یا فقط جدولهای کاغذی بودجه؟در عمل، کارمندان و بازنشستگان هر روز فقیرتر میشوند، اما در سوی دیگر، بودجهی صداوسیما با چند هزار میلیارد تومان افزایش، فربهتر از همیشه تصویب میشود؛ نهادی که نه تریبون مردم است و نه بازتابدهندهی واقعیت زندگی آنها، اما همواره در اولویت تخصیص منابع قرار دارد.تلختر آنکه همین صداوسیما که با پول همین مردم اداره میشود، هر روز علیه برخی از زحمتکشترین اقشار جامعه—از جمله کارمندان بانکها—برنامه میسازد؛ میکوبد، قضاوت میکند و تصویری یکطرفه و تحریفشده ارائه میدهد، بیآنکه از فشار کاری، فرسودگی شغلی و عقبماندگی مزدی آنها سخنی به میان بیاورد.
این بودجه فقط یک سند مالی نیست، بیانیهی اولویتهاست. وقتی در آن، تورم برای مردم واقعی است اما برای حقوقشان نه، و افزایش بودجه برای نهادهای پرخرج ممکن است اما جبران معیشتِ کارمند «غیرممکن»، نتیجه از پیش معلوم است: فقیرتر شدنِ حقوقبگیران و پرقدرتتر شدن تریبونهایی که علیه آنها حرف میزنند. این نه خطای محاسباتی، بلکه انتخابی آگاهانه است؛ انتخابی که هزینهاش را میلیونها کارمند و بازنشسته هر روز از سفرهی زندگیشان میپردازند.
۱۷:۵۳
۶:۰۹
نحوه فعالیت بانک ها در استان تهران در روز چهارشنبه، دهم دی ماه ۱۴۰۴
شورای هماهنگی بانک هانهم دی ماه ۱۴۰۴
۹:۴۳
۱۱:۰۰
۱۱:۰۷
نحوه فعالیت شعب بانک های استان تهران در روزهای پنجشنبه تا اطلاع ثانوی
شورای هماهنگی بانک هادهم دی ماه ۱۴۰۴
۱۱:۰۹
۱۴:۴۷
۱۲:۰۲
۱۲:۰۲