بی بی سی فارسی و روز قدس
کل پوشش کانال بی بی سی فارسی از روز قدس تا الان:
ساعت 2 عصر: خبری کوتاه از برگزاری راهپیمایی منتشر می شود، احتمالا به دلیل اینکه بایکوت کامل مراسم بزرگی چون روز قدس منطقی نیست.
ساعت 7 عصر: انتشار یک ویدیو از جمعیت کمی که در حال حرکت در خیابان کارگر شمالی تهران هستند تا به جمعیت اصلی در خیابان انقلاب بپیوندند.
ساعت 7:30 عصر: انتشار ویدئو دیگری از یک حاشیه کوچک راهپیمایی تهران، یعنی شعار عدهای علیه رییس سازمان انرژی اتمی علیاکبر صالحیدر مجموع می توان گفت ظاهرا بیبیسی فارسی پرداختن به اصل این مراسم مهم ضد اسرائیلی را در راستای اهداف خود نیافته است و صرفا تلاش کرده است به پررنگ کردن حاشیه های این رویداد و احیانا نمایش اختلافات داخلی میان ایرانیان بپردازد.
اما چرا؟آقای علیرضا هاشمی در گزارشی درباره پوشش رسانههای غربی از مراسم روز قدس که در شماره شنبه (19 خرداد) روزنامه جامجم چاپ خواهد شد تلاشهایی برای یافتن پاسخ کرده است. این گزارش را از دست ندهید.@iransview
کل پوشش کانال بی بی سی فارسی از روز قدس تا الان:
ساعت 2 عصر: خبری کوتاه از برگزاری راهپیمایی منتشر می شود، احتمالا به دلیل اینکه بایکوت کامل مراسم بزرگی چون روز قدس منطقی نیست.
ساعت 7 عصر: انتشار یک ویدیو از جمعیت کمی که در حال حرکت در خیابان کارگر شمالی تهران هستند تا به جمعیت اصلی در خیابان انقلاب بپیوندند.
ساعت 7:30 عصر: انتشار ویدئو دیگری از یک حاشیه کوچک راهپیمایی تهران، یعنی شعار عدهای علیه رییس سازمان انرژی اتمی علیاکبر صالحیدر مجموع می توان گفت ظاهرا بیبیسی فارسی پرداختن به اصل این مراسم مهم ضد اسرائیلی را در راستای اهداف خود نیافته است و صرفا تلاش کرده است به پررنگ کردن حاشیه های این رویداد و احیانا نمایش اختلافات داخلی میان ایرانیان بپردازد.
اما چرا؟آقای علیرضا هاشمی در گزارشی درباره پوشش رسانههای غربی از مراسم روز قدس که در شماره شنبه (19 خرداد) روزنامه جامجم چاپ خواهد شد تلاشهایی برای یافتن پاسخ کرده است. این گزارش را از دست ندهید.@iransview
۱۹:۱۱
نجنگیم یا مذاکره کنیم؟ پیشنهاد ترامپ، مذاکره بر سر چه چیزی است؟هزینه یک ساعت پرواز جنگندههای آمریکا در آسمان خلیج فارس چقدر است؟آیا راه سومی میان جنگ و مذاکره هست؟
۱۳:۵۷
چرا اغلب سفرا و روسای نمایندگیهای خارجی در ایران، "دستیاران شخصی"شان را از میان دختران جوان انتخاب میکنند؟@IransView
۱۳:۵۸
تفاوت میان ایران و ترکیه چیست که آنها برای لیر، دلار را آتش میزنند و در ایران، ریال را برای دلار؟پیام بعد را ببینید@IransView
۱۴:۰۰
نگاه ایرانی
تفاوت میان ایران و ترکیه چیست که آنها برای لیر، دلار را آتش میزنند و در ایران، ریال را برای دلار؟ پیام بعد را ببینید @IransView
تفاوت مهم میان ایران و ترکیهبعد از تحریمهای آمریکا،اردوغان از مردمش خواست تا برای حمایت از پول ملی، دلار و یورو را به لیر تبدیل کنند. مقابل صرافیها صف فروش دلار شکل گرفت، بعضی هم مقداری از دلارهاشان را بطور نمادین آتش زدند...تفاوت میان ایران و ترکیه، فرق میان مردم دو کشور نیست. تفاوت در دولت مقتدر و دولت بیکفایت هست. اردوغان آنقدر اقتدار و محبوبیت دارد که وقتی چیزی از طرفدارانش بخواهد، پاسخ رد نشنود، در ایران، دولت در همان سال اول و در اوج محبوبیتش (!) هم نتوانست مردم را راضی به انصراف از یارانه نقدی کند. دولت بیکفایت ایران هیچ تحرکی و نمودی برای حل مسائل و مبارزه با فساد اعضایش ندارد.وقتی فساد وزیر سابق محرز شده، دولت به آن معترف است، ولی نه دولت و نه دستگاه قضا کوچترین برخوردی با او نمیکنند، امیدی به اصلاح هست؟ایران به یک دولت مقتدر نیاز دارد.
@IransView
@IransView
۱۴:۰۰
ماجرای جنگ محرمانه ایران و آمریکا: وقتی ایران ارتش آمریکا را در یک تمرین محرمانه شکست داد
اواسط سال 2002 نیروهای مسلح آمریکا یکی از گستردهترین و پیچیدهترین تمرینهای نظامی خود را که ترکیبی از عملیاتهای زنده و شبیهسازیهای رایانهای بود انجام داد.طراحی این تمرین با نام چالش هزاره، 2 سال زمان و 250 میلیون دلار هزینه برد و 13500 نفر در آن شرکت کردند.
هدف: آزمایش بهرهگیری از فناوریها، تاکتیکها و جنگافزارهای نسل آینده در مقابل ایران!
ارتش آمریکا (تیم آبی) مجهز به بروزترین فناوریها و تجهیزات نظامی و ایران (تیم قرمز) به فرماندهی ژنرال سه ستاره بازنشسته،ون رایپر، با تجهیزات و امکانات محدود در مقابل هم قرار گرفتند.
تصور میشد این شبیهسازی به مانوری برای نمایش قدرت و برتری فناوری آمریکایی تبدیل میشود. بنابراین با شروع جنگ، تیم آمریکا اولتیماتوم 24 ساعته به قرمزها (ایران) داد تا تسلیم شوند. اما داستان به گونهای دیگر رقم خورد.
فرمانده تیم ایران که متوجه شده بود،آمریکا آماده یک حمله گسترده میشود، به جای پذیرش تسلیم، ناوگانی از قایقهای پرسرعت کوچک خود را برای شناسایی موقعیت ناوگان دریایی آبیها اعزام کرد. روز دوم، ارتش ایران در یک حمله پیشدستانه بارانی از موشکهای کروز را به سوی اهداف شناسایی شده شلیک کرد.
نتیجه: نابودی بخش اعظم تجهیزات الکترونیکی و تخریب 16 کشتی جنگی آمریکا از جمله یک ناو هواپیمابر!چنین اتفاقی در دنیای واقعی به معنای مرگ بیش از 20 هزار نیروی آمریکاییست، گذشته از خسارات مالی آن
بلافاصله بعد از حمله موشکی، مجموعهای از قایقهای کوچک ایران بدون اینکه آمریکا متوجه تصمیم آنها به حمله شود، توانستند بخش قابل توجهی از شناورهای آمریکایی را غرق کنند.
اما چطور آمریکا با انبوه تجهیزات شنود و شناسایی خود متوجه تصمیم حمله قرمزها نشد؟
رایپر، آگاه از فناوریهای پیشرفته آمریکا، به جای استفاده از تجهیزات ارتباطی، از اذان به عنوان کد رمز عملیات استفاده کرد و پیامهایش را هم با پیکهای موتوری به فرماندهان زیرمجموعه خود میفرستاد!
ون رایپر برای مقابله با ناوگان فوق پیشرفته آمریکا، تصمیم گرفت بطور متناوب موجی از قایقهای ارزانقیمت، کوچک و تندروی مجهز به مسلسل و راکت را به سمت آمریکاییها اعزام کند و همزمان از زمین و هوا، با موشک از آنها پشتیبانی کند.
تیم آمریکا حتی متوجه تیکآف هواپیماهای ایرانی برای پشتیبانی از حملات قایقی نشد. چون رایپر به جای ارتباطات رادیویی، از سیگنالهای نوری برای هماهنگی پرواز و فرود هواپیماها استفاده کرد.بعضی از قایقهای کوچک البته انتحاری بودند و با انبوهی از مواد منفجره جاساز شده در آنها، خود را به کشتیهای آمریکایی میکوبیدند.
با وجود آنکه آبیها هم سعی کردند با استفاده از تسلیحات و موشکهای خود مانع حملات قرمزها شوند، اما سرانجام تیم ایران توانست بخش اعظم ناوگان آمریکا را از بین ببرد. واضح است که شکست آمریکا، سرافکندگی بزرگی برای نیروهای مسلح بود. بنابراین فرماندهی آبی خواستار توقف بازی و بازنویسی قوانین آن شد!
اما چیزی که در حقیقت اتفاق افتاد، بازنویسی قوانین بازی نبود، بلکه در حقیقت فیلمنامهای نوشته شد تا تیم قرمز راه پیروزی آبیها را باز کند. آبیها تمام سربازان و کشتیهای از دست رفتهشان را زنده کردند و محل بازی را هم تغییر دادند. اما این هم کافی نبود.محدودیتهای مضحکی برای قرمزها (ایران) وضع شد و حتی در یک مقطع به قرمزها دستور دادند محل اختفای نیروهایش را افشا کند. یا مثلا از آنها خواسته شد تا خط مقدم را ترک کنند که آبیها بتوانند نیروهایشان را بدون دردسر وارد آن منطقه کنند.
این بار قرمزها اجازه نداشتند از سامانههای ضدهوایی برای زدن جنگندههای آبی استفاده کنند و ... انقدر شرایط مضحک و ناعادلانه شد که رایپر، فرمانده قرمزها از بازی کنار کشید و چند هفته پایانی را حاضر به مشارکت در این نمایش مسخره نشد. نمایشی که پنتاگون نتیجه آن را «نمونه درخشان از برتری نظامی آمریکا!» توصیف کرد!
بعد از این تمرین نظامی، وایپر در گفتگو با رسانهها لب به انتقاد گشود و گفت که این تمرین 250 میلیون دلار را به هدر داد و هیچ چیزی از آن یاد نگرفتیم. رایپر یک نقد 21 صفحهای از چالش هزاره هم نوشت که البته بلافاصله برچسب محرمانه خورد!
اما یکی از دلایل موفقیت تیم ایران، انتخاب تنگه هرمز به عنوان محل درگیری بود. جایی که محدودیت فضا، بیشترین محدودیت را برای آمریکاییها ایجاد میکرد.@IransView
تصور میشد این شبیهسازی به مانوری برای نمایش قدرت و برتری فناوری آمریکایی تبدیل میشود. بنابراین با شروع جنگ، تیم آمریکا اولتیماتوم 24 ساعته به قرمزها (ایران) داد تا تسلیم شوند. اما داستان به گونهای دیگر رقم خورد.
ون رایپر برای مقابله با ناوگان فوق پیشرفته آمریکا، تصمیم گرفت بطور متناوب موجی از قایقهای ارزانقیمت، کوچک و تندروی مجهز به مسلسل و راکت را به سمت آمریکاییها اعزام کند و همزمان از زمین و هوا، با موشک از آنها پشتیبانی کند.
۲۰:۱۹
نگاه ایرانی
ماجرای جنگ محرمانه ایران و آمریکا: وقتی ایران ارتش آمریکا را در یک تمرین محرمانه شکست داد
اواسط سال 2002 نیروهای مسلح آمریکا یکی از گستردهترین و پیچیدهترین تمرینهای نظامی خود را که ترکیبی از عملیاتهای زنده و شبیهسازیهای رایانهای بود انجام داد. طراحی این تمرین با نام چالش هزاره، 2 سال زمان و 250 میلیون دلار هزینه برد و 13500 نفر در آن شرکت کردند.
هدف: آزمایش بهرهگیری از فناوریها، تاکتیکها و جنگافزارهای نسل آینده در مقابل ایران!
ارتش آمریکا (تیم آبی) مجهز به بروزترین فناوریها و تجهیزات نظامی و ایران (تیم قرمز) به فرماندهی ژنرال سه ستاره بازنشسته،ون رایپر، با تجهیزات و امکانات محدود در مقابل هم قرار گرفتند. تصور میشد این شبیهسازی به مانوری برای نمایش قدرت و برتری فناوری آمریکایی تبدیل میشود. بنابراین با شروع جنگ، تیم آمریکا اولتیماتوم 24 ساعته به قرمزها (ایران) داد تا تسلیم شوند. اما داستان به گونهای دیگر رقم خورد.
فرمانده تیم ایران که متوجه شده بود،آمریکا آماده یک حمله گسترده میشود، به جای پذیرش تسلیم، ناوگانی از قایقهای پرسرعت کوچک خود را برای شناسایی موقعیت ناوگان دریایی آبیها اعزام کرد. روز دوم، ارتش ایران در یک حمله پیشدستانه بارانی از موشکهای کروز را به سوی اهداف شناسایی شده شلیک کرد.
نتیجه: نابودی بخش اعظم تجهیزات الکترونیکی و تخریب 16 کشتی جنگی آمریکا از جمله یک ناو هواپیمابر! چنین اتفاقی در دنیای واقعی به معنای مرگ بیش از 20 هزار نیروی آمریکاییست، گذشته از خسارات مالی آن
بلافاصله بعد از حمله موشکی، مجموعهای از قایقهای کوچک ایران بدون اینکه آمریکا متوجه تصمیم آنها به حمله شود، توانستند بخش قابل توجهی از شناورهای آمریکایی را غرق کنند.
اما چطور آمریکا با انبوه تجهیزات شنود و شناسایی خود متوجه تصمیم حمله قرمزها نشد؟
رایپر، آگاه از فناوریهای پیشرفته آمریکا، به جای استفاده از تجهیزات ارتباطی، از اذان به عنوان کد رمز عملیات استفاده کرد و پیامهایش را هم با پیکهای موتوری به فرماندهان زیرمجموعه خود میفرستاد! ون رایپر برای مقابله با ناوگان فوق پیشرفته آمریکا، تصمیم گرفت بطور متناوب موجی از قایقهای ارزانقیمت، کوچک و تندروی مجهز به مسلسل و راکت را به سمت آمریکاییها اعزام کند و همزمان از زمین و هوا، با موشک از آنها پشتیبانی کند.
تیم آمریکا حتی متوجه تیکآف هواپیماهای ایرانی برای پشتیبانی از حملات قایقی نشد. چون رایپر به جای ارتباطات رادیویی، از سیگنالهای نوری برای هماهنگی پرواز و فرود هواپیماها استفاده کرد. بعضی از قایقهای کوچک البته انتحاری بودند و با انبوهی از مواد منفجره جاساز شده در آنها، خود را به کشتیهای آمریکایی میکوبیدند.
با وجود آنکه آبیها هم سعی کردند با استفاده از تسلیحات و موشکهای خود مانع حملات قرمزها شوند، اما سرانجام تیم ایران توانست بخش اعظم ناوگان آمریکا را از بین ببرد. واضح است که شکست آمریکا، سرافکندگی بزرگی برای نیروهای مسلح بود. بنابراین فرماندهی آبی خواستار توقف بازی و بازنویسی قوانین آن شد!
اما چیزی که در حقیقت اتفاق افتاد، بازنویسی قوانین بازی نبود، بلکه در حقیقت فیلمنامهای نوشته شد تا تیم قرمز راه پیروزی آبیها را باز کند. آبیها تمام سربازان و کشتیهای از دست رفتهشان را زنده کردند و محل بازی را هم تغییر دادند. اما این هم کافی نبود. محدودیتهای مضحکی برای قرمزها (ایران) وضع شد و حتی در یک مقطع به قرمزها دستور دادند محل اختفای نیروهایش را افشا کند. یا مثلا از آنها خواسته شد تا خط مقدم را ترک کنند که آبیها بتوانند نیروهایشان را بدون دردسر وارد آن منطقه کنند.
این بار قرمزها اجازه نداشتند از سامانههای ضدهوایی برای زدن جنگندههای آبی استفاده کنند و ... انقدر شرایط مضحک و ناعادلانه شد که رایپر، فرمانده قرمزها از بازی کنار کشید و چند هفته پایانی را حاضر به مشارکت در این نمایش مسخره نشد. نمایشی که پنتاگون نتیجه آن را «نمونه درخشان از برتری نظامی آمریکا!» توصیف کرد!
بعد از این تمرین نظامی، وایپر در گفتگو با رسانهها لب به انتقاد گشود و گفت که این تمرین 250 میلیون دلار را به هدر داد و هیچ چیزی از آن یاد نگرفتیم. رایپر یک نقد 21 صفحهای از چالش هزاره هم نوشت که البته بلافاصله برچسب محرمانه خورد!
اما یکی از دلایل موفقیت تیم ایران، انتخاب تنگه هرمز به عنوان محل درگیری بود. جایی که محدودیت فضا، بیشترین محدودیت را برای آمریکاییها ایجاد میکرد. @IransView
ژنرال آمریکایی که با «پیک موتوری» و «اذان» ارتش پیشرفته آمریکا را شکست داد: درس هایی ناآموخته از شبیه سازی جنجالی جنگ ایران و آمریکا توسط پنتاگون
اواسط سال 2002 نیروهای مسلح آمریکا یکی از گستردهترین و پیچیدهترین تمرینهای نظامی خود را که ترکیبی از عملیاتهای زنده و شبیهسازیهای رایانهای بود انجام داد.طراحی این تمرین با نام چالش هزاره، 2 سال زمان و 250 میلیون دلار هزینه برد و 13500 نفر در آن شرکت کردند.
هدف: آزمایش بهرهگیری از فناوریها، تاکتیکها و جنگافزارهای نسل آینده در مقابل ایران!
ارتش آمریکا (تیم آبی) مجهز به بروزترین فناوریها و تجهیزات نظامی و ایران (تیم قرمز) به فرماندهی ژنرال سه ستاره بازنشسته،ون رایپر، با تجهیزات و امکانات محدود در مقابل هم قرار گرفتند.
تصور میشد این شبیهسازی به مانوری برای نمایش قدرت و برتری فناوری آمریکایی تبدیل میشود. بنابراین با شروع جنگ، تیم آمریکا اولتیماتوم 24 ساعته به قرمزها (ایران) داد تا تسلیم شوند. اما داستان به گونهای دیگر رقم خورد.
فرمانده تیم ایران که متوجه شده بود،آمریکا آماده یک حمله گسترده میشود، به جای پذیرش تسلیم، ناوگانی از قایقهای پرسرعت کوچک خود را برای شناسایی موقعیت ناوگان دریایی آبیها اعزام کرد. روز دوم، ارتش ایران در یک حمله پیشدستانه بارانی از موشکهای کروز را به سوی اهداف شناسایی شده شلیک کرد.
نتیجه: نابودی بخش اعظم تجهیزات الکترونیکی و تخریب 16 کشتی جنگی آمریکا از جمله یک ناو هواپیمابر!چنین اتفاقی در دنیای واقعی به معنای مرگ بیش از 20 هزار نیروی آمریکاییست، گذشته از خسارات مالی آن
بلافاصله بعد از حمله موشکی، مجموعهای از قایقهای کوچک ایران بدون اینکه آمریکا متوجه تصمیم آنها به حمله شود، توانستند بخش قابل توجهی از شناورهای آمریکایی را غرق کنند.
اما چطور آمریکا با انبوه تجهیزات شنود و شناسایی خود متوجه تصمیم حمله قرمزها نشد؟
رایپر، آگاه از فناوریهای پیشرفته آمریکا، به جای استفاده از تجهیزات ارتباطی، از اذان به عنوان کد رمز عملیات استفاده کرد و پیامهایش را هم با پیکهای موتوری به فرماندهان زیرمجموعه خود میفرستاد!
ون رایپر برای مقابله با ناوگان فوق پیشرفته آمریکا، تصمیم گرفت بطور متناوب موجی از قایقهای ارزانقیمت، کوچک و تندروی مجهز به مسلسل و راکت را به سمت آمریکاییها اعزام کند و همزمان از زمین و هوا، با موشک از آنها پشتیبانی کند.
تیم آمریکا حتی متوجه تیکآف هواپیماهای ایرانی برای پشتیبانی از حملات قایقی نشد. چون رایپر به جای ارتباطات رادیویی، از سیگنالهای نوری برای هماهنگی پرواز و فرود هواپیماها استفاده کرد.بعضی از قایقهای کوچک البته انتحاری بودند و با انبوهی از مواد منفجره جاساز شده در آنها، خود را به کشتیهای آمریکایی میکوبیدند.
با وجود آنکه آبیها هم سعی کردند با استفاده از تسلیحات و موشکهای خود مانع حملات قرمزها شوند، اما سرانجام تیم ایران توانست بخش اعظم ناوگان آمریکا را از بین ببرد. واضح است که شکست آمریکا، سرافکندگی بزرگی برای نیروهای مسلح بود. بنابراین فرماندهی آبی خواستار توقف بازی و بازنویسی قوانین آن شد!
اما چیزی که در حقیقت اتفاق افتاد، بازنویسی قوانین بازی نبود، بلکه در حقیقت فیلمنامهای نوشته شد تا تیم قرمز راه پیروزی آبیها را باز کند. آبیها تمام سربازان و کشتیهای از دست رفتهشان را زنده کردند و محل بازی را هم تغییر دادند. اما این هم کافی نبود.محدودیتهای مضحکی برای قرمزها (ایران) وضع شد و حتی در یک مقطع به قرمزها دستور دادند محل اختفای نیروهایش را افشا کند. یا مثلا از آنها خواسته شد تا خط مقدم را ترک کنند که آبیها بتوانند نیروهایشان را بدون دردسر وارد آن منطقه کنند.
این بار قرمزها اجازه نداشتند از سامانههای ضدهوایی برای زدن جنگندههای آبی استفاده کنند و ... انقدر شرایط مضحک و ناعادلانه شد که رایپر، فرمانده قرمزها از بازی کنار کشید و چند هفته پایانی را حاضر به مشارکت در این نمایش مسخره نشد. نمایشی که پنتاگون نتیجه آن را «نمونه درخشان از برتری نظامی آمریکا!» توصیف کرد!
بعد از این تمرین نظامی، وایپر در گفتگو با رسانهها لب به انتقاد گشود و گفت که این تمرین 250 میلیون دلار را به هدر داد و هیچ چیزی از آن یاد نگرفتیم. رایپر یک نقد 21 صفحهای از چالش هزاره هم نوشت که البته بلافاصله برچسب محرمانه خورد!
اما یکی از دلایل موفقیت تیم ایران، انتخاب تنگه هرمز به عنوان محل درگیری بود. جایی که محدودیت فضا، بیشترین محدودیت را برای آمریکاییها ایجاد میکرد.@IransView
تصور میشد این شبیهسازی به مانوری برای نمایش قدرت و برتری فناوری آمریکایی تبدیل میشود. بنابراین با شروع جنگ، تیم آمریکا اولتیماتوم 24 ساعته به قرمزها (ایران) داد تا تسلیم شوند. اما داستان به گونهای دیگر رقم خورد.
ون رایپر برای مقابله با ناوگان فوق پیشرفته آمریکا، تصمیم گرفت بطور متناوب موجی از قایقهای ارزانقیمت، کوچک و تندروی مجهز به مسلسل و راکت را به سمت آمریکاییها اعزام کند و همزمان از زمین و هوا، با موشک از آنها پشتیبانی کند.
۱۵:۱۵