N8.pdf
۵۸۵.۴۵ کیلوبایت
8. ویژگی ها و عناصر برنامه درسی علوم تجربی مبتنی بر ایده های کلان: یک مرور نظام مندصفحه 187-210 10.22034/cstp.2025.548359.1108شادی نصرتی، ابراهیم طلائی، جواد حاتمی، محمود مهرمحمدی
پژوهش حاضر با هدف شناسایی ویژگیهای برجسته طراحی برنامه درسی علوم مبتنی بر ایدههای کلان، بر پایه مرور مطالعات منتخب انجام شده است. این مطالعه با روش کیفی و با رویکرد مرور نظاممند و تحلیل محتوای اسنادی انجام شد. ابتدا ۱۲۲۱ سند علمی منتشرشده بین سالهای ۲۰۰۰ تا ۲۰۲۴ با استفاده از پایگاههایی چون گوگل اسکالر، اسکوپوس و وب آو ساینس شناسایی شدند. سپس با بهکارگیری معیارهایی همچون اعتبار موضوع، بهرهگیری از مفهوم ایدههای کلان و اعتبار علمی، تعداد ۳۰ سند برای تحلیل نهایی انتخاب شد. دادهها از طریق تحلیل محتوای اسنادی و با استفاده از نرمافزار مکسکیودا کدگذاری شدند. یافتههای حاصل از تحلیل مضمون مطالعات منتخب به روش استقرایی، چهار ویژگی کلیدی در برنامه درسی مبتنی بر ایدههای کلان را نمایان ساخت: سازماندهی و انسجام دانش درونرشتهای، سازماندهی و انسجام دانش برونرشتهای، کاربرد و تأثیر اجتماعی و پویایی و نوآوری در یادگیری. در پایان، با توجه به شواهد مرورشده، ضرورت بازنگری در محتوای کتب درسی و بررسی اثرگذاری آزمایشی رویکرد مبتنی بر ایدههای کلان در مدارس، بهعنوان پیشنهاد مطرح شده است.@jcstp
پژوهش حاضر با هدف شناسایی ویژگیهای برجسته طراحی برنامه درسی علوم مبتنی بر ایدههای کلان، بر پایه مرور مطالعات منتخب انجام شده است. این مطالعه با روش کیفی و با رویکرد مرور نظاممند و تحلیل محتوای اسنادی انجام شد. ابتدا ۱۲۲۱ سند علمی منتشرشده بین سالهای ۲۰۰۰ تا ۲۰۲۴ با استفاده از پایگاههایی چون گوگل اسکالر، اسکوپوس و وب آو ساینس شناسایی شدند. سپس با بهکارگیری معیارهایی همچون اعتبار موضوع، بهرهگیری از مفهوم ایدههای کلان و اعتبار علمی، تعداد ۳۰ سند برای تحلیل نهایی انتخاب شد. دادهها از طریق تحلیل محتوای اسنادی و با استفاده از نرمافزار مکسکیودا کدگذاری شدند. یافتههای حاصل از تحلیل مضمون مطالعات منتخب به روش استقرایی، چهار ویژگی کلیدی در برنامه درسی مبتنی بر ایدههای کلان را نمایان ساخت: سازماندهی و انسجام دانش درونرشتهای، سازماندهی و انسجام دانش برونرشتهای، کاربرد و تأثیر اجتماعی و پویایی و نوآوری در یادگیری. در پایان، با توجه به شواهد مرورشده، ضرورت بازنگری در محتوای کتب درسی و بررسی اثرگذاری آزمایشی رویکرد مبتنی بر ایدههای کلان در مدارس، بهعنوان پیشنهاد مطرح شده است.@jcstp
۱۰:۴۳
N9.pdf
۷۰۶.۵۷ کیلوبایت
9. واکاوی چالشهای دانشآموزان در حل مسائل کلامی نسبت و تناسب در پایان دوره ابتداییصفحه 211-240 10.22034/cstp.2025.545610.1100فرشته دلیر، مریم محسن پور
حل مسائل کلامی نسبت و تناسب که از مباحث کلیدی ریاضی در دوره ابتدایی است، نیازمند درک مفهومی و توانایی ترجمه موقعیتهای واقعی به زبان ریاضی است. این پژوهش با هدف شناسایی چالشهای دانشآموزان در حل این نوع مسائل در پایان دوره ابتدایی ، با روش کیفی و مصاحبه مبتنی بر تکلیف انجام شد. هفت دانشآموز که پایه ششم را به پایان رسانده بودند، به صورت داوطلبانه به پنج تکلیف پاسخ دادند. تحلیل محتوای استقرایی دادهها به استخراج ۱۵ زیرمضمون در قالب پنج مضمون اصلی منجر شد که شامل دشواری در خواندن مسئله، عدم استقلال در فرایند حل مسئله، دشواریهای درک و پردازش مسئله ، ضعف در عملیات پایه و دشواریهای مفهومی در نسبت و تناسب بود. پیشنهادات مبتنی بریافتههای این پژوهش میتواند در بهبود روشهای آموزشی و طراحی برنامههای متناسب با نیازهای واقعی دانشآموزان مؤثر باشد.@jcstp
حل مسائل کلامی نسبت و تناسب که از مباحث کلیدی ریاضی در دوره ابتدایی است، نیازمند درک مفهومی و توانایی ترجمه موقعیتهای واقعی به زبان ریاضی است. این پژوهش با هدف شناسایی چالشهای دانشآموزان در حل این نوع مسائل در پایان دوره ابتدایی ، با روش کیفی و مصاحبه مبتنی بر تکلیف انجام شد. هفت دانشآموز که پایه ششم را به پایان رسانده بودند، به صورت داوطلبانه به پنج تکلیف پاسخ دادند. تحلیل محتوای استقرایی دادهها به استخراج ۱۵ زیرمضمون در قالب پنج مضمون اصلی منجر شد که شامل دشواری در خواندن مسئله، عدم استقلال در فرایند حل مسئله، دشواریهای درک و پردازش مسئله ، ضعف در عملیات پایه و دشواریهای مفهومی در نسبت و تناسب بود. پیشنهادات مبتنی بریافتههای این پژوهش میتواند در بهبود روشهای آموزشی و طراحی برنامههای متناسب با نیازهای واقعی دانشآموزان مؤثر باشد.@jcstp
۱۰:۴۴
N10.pdf
۷۰۸.۹۳ کیلوبایت
10. شناسایی چالش های تربیت هنری در سیستم آموزش و پرورش: یک مطالعه سنتزپژوهیصفحه 241-268 10.22034/cstp.2025.547618.1105هاجر امیری، میمنت عابدینی بلترک، محسن حاجی تبار فیروزجائی
هدف پژوهش حاضر با هدف شناسایی چالش های تربیت هنری در سیستم آموزش و پرورش انجام شد رویکرد پژوهش، کیفی و روش مورد استفاده، سنتز پژوهی بود. جامعه¬ هدف شامل منابع داخلی و خارجی موجود در حوزه چالشهای تربیت هنری بود. جهت دستیابی به مقالات و پژوهشهای مرتبط با کلیدواژههای فارسی و انگلیسی شامل هنر، مشکلات آموزش هنر در آموزشوپرورش، تربیت هنری، چالشهای تربیت هنری، موانع تربیت هنری، مشکلات تربیت هنری، در منابع الکترونیکی متعدد داخلی نمایه شده و منابع الکترونیکی در خارج از کشور سعی شد جدیدترین منابع در ارتباط با پژوهش حاضر استخراج شود. بر این اساس ۹۵ منبع موجود در بازه زمانی ۲۰۱۳ تا ۲۰۲۵ شناسایی و بررسی شد. ابزار گردآوری چکلیست بود و برای اعتبارسنجی مطالعات این بخش از معیار انتقالپذیری و مسیر ممیزی بهره برده شد. درنهایت بر اساس تحلیل مضمون؛ 55 مضمون پایه، 4مضمون سازمان دهنده اول با عناوین اهداف، محتوا، راهبرد و ارزشیابی و ۱۱ مضامین سازمان دهنده دوم با عناوین تدوین اهداف، اجرای اهداف، تدوین محتوا، اجرای محتوای تدوینشده، زمان، فضا، معلم، دانشآموز، ابزار و امکانات، اهداف ارزشیابی و اجرای ارزشیابی و یک مضمون فراگیر با عنوان چالشهای تربیت هنری استخراج گردید.@jcstp
هدف پژوهش حاضر با هدف شناسایی چالش های تربیت هنری در سیستم آموزش و پرورش انجام شد رویکرد پژوهش، کیفی و روش مورد استفاده، سنتز پژوهی بود. جامعه¬ هدف شامل منابع داخلی و خارجی موجود در حوزه چالشهای تربیت هنری بود. جهت دستیابی به مقالات و پژوهشهای مرتبط با کلیدواژههای فارسی و انگلیسی شامل هنر، مشکلات آموزش هنر در آموزشوپرورش، تربیت هنری، چالشهای تربیت هنری، موانع تربیت هنری، مشکلات تربیت هنری، در منابع الکترونیکی متعدد داخلی نمایه شده و منابع الکترونیکی در خارج از کشور سعی شد جدیدترین منابع در ارتباط با پژوهش حاضر استخراج شود. بر این اساس ۹۵ منبع موجود در بازه زمانی ۲۰۱۳ تا ۲۰۲۵ شناسایی و بررسی شد. ابزار گردآوری چکلیست بود و برای اعتبارسنجی مطالعات این بخش از معیار انتقالپذیری و مسیر ممیزی بهره برده شد. درنهایت بر اساس تحلیل مضمون؛ 55 مضمون پایه، 4مضمون سازمان دهنده اول با عناوین اهداف، محتوا، راهبرد و ارزشیابی و ۱۱ مضامین سازمان دهنده دوم با عناوین تدوین اهداف، اجرای اهداف، تدوین محتوا، اجرای محتوای تدوینشده، زمان، فضا، معلم، دانشآموز، ابزار و امکانات، اهداف ارزشیابی و اجرای ارزشیابی و یک مضمون فراگیر با عنوان چالشهای تربیت هنری استخراج گردید.@jcstp
۱۰:۴۴
N11.pdf
۹۰۳.۹۶ کیلوبایت
11. تحلیل تکالیف آماری در کتابهای درسی ریاضی دوره ابتدایی و متوسطه اول بر اساس چرخه حل مسئله آماریصفحه 269-296 10.22034/cstp.2025.544914.1099ابوالفضل رفیع پور، رضا معطی
هدف پژوهش حاضر با هدف شناسایی چالش¬های تربیت هنری در سیستم آموزش و پرورش انجام شد رویکرد پژوهش، کیفی و روش مورد استفاده، سنتز پژوهی بود. جامعه هدف شامل منابع داخلی و خارجی موجود در حوزه چالشهای تربیت هنری بود. جهت دستیابی به مقالات و پژوهشهای مرتبط با کلیدواژههای فارسی و انگلیسی شامل هنر، مشکلات آموزش هنر در آموزشوپرورش، تربیت هنری، چالشهای تربیت هنری، موانع تربیت هنری، مشکلات تربیت هنری، در منابع الکترونیکی متعدد داخلی نمایه شده و منابع الکترونیکی در خارج از کشور سعی شد جدیدترین منابع در ارتباط با پژوهش حاضر استخراج شود. بر این اساس ۹۵ منبع موجود در بازه زمانی ۲۰۱۳ تا ۲۰۲۵ شناسایی و بررسی شد. ابزار گردآوری چکلیست بود و برای اعتبارسنجی مطالعات این بخش از معیار انتقالپذیری و مسیر ممیزی بهره برده شد. درنهایت بر اساس تحلیل مضمون؛ 55 مضمون پایه، 4مضمون سازمان دهنده اول با عناوین اهداف، محتوا، راهبرد و ارزشیابی و ۱۱ مضامین سازمان دهنده دوم با عناوین تدوین اهداف، اجرای اهداف، تدوین محتوا، اجرای محتوای تدوینشده، زمان، فضا، معلم، دانشآموز، ابزار و امکانات، اهداف ارزشیابی و اجرای ارزشیابی و یک مضمون فراگیر با عنوان چالشهای تربیت هنری استخراج گردید. @jcstp
هدف پژوهش حاضر با هدف شناسایی چالش¬های تربیت هنری در سیستم آموزش و پرورش انجام شد رویکرد پژوهش، کیفی و روش مورد استفاده، سنتز پژوهی بود. جامعه هدف شامل منابع داخلی و خارجی موجود در حوزه چالشهای تربیت هنری بود. جهت دستیابی به مقالات و پژوهشهای مرتبط با کلیدواژههای فارسی و انگلیسی شامل هنر، مشکلات آموزش هنر در آموزشوپرورش، تربیت هنری، چالشهای تربیت هنری، موانع تربیت هنری، مشکلات تربیت هنری، در منابع الکترونیکی متعدد داخلی نمایه شده و منابع الکترونیکی در خارج از کشور سعی شد جدیدترین منابع در ارتباط با پژوهش حاضر استخراج شود. بر این اساس ۹۵ منبع موجود در بازه زمانی ۲۰۱۳ تا ۲۰۲۵ شناسایی و بررسی شد. ابزار گردآوری چکلیست بود و برای اعتبارسنجی مطالعات این بخش از معیار انتقالپذیری و مسیر ممیزی بهره برده شد. درنهایت بر اساس تحلیل مضمون؛ 55 مضمون پایه، 4مضمون سازمان دهنده اول با عناوین اهداف، محتوا، راهبرد و ارزشیابی و ۱۱ مضامین سازمان دهنده دوم با عناوین تدوین اهداف، اجرای اهداف، تدوین محتوا، اجرای محتوای تدوینشده، زمان، فضا، معلم، دانشآموز، ابزار و امکانات، اهداف ارزشیابی و اجرای ارزشیابی و یک مضمون فراگیر با عنوان چالشهای تربیت هنری استخراج گردید. @jcstp
۱۰:۴۶
N12.pdf
۷۷۵.۹۵ کیلوبایت
12. تحلیل ادراک و تجارب زیسته معلمان نسبت به چگونگی مدیریت کلاس درسصفحه 297-321 10.22034/cstp.2025.554547.1113مطهره عباس خیلی، مرجان کیان، علی حسینی خواه
این پژوهش کیفی با رویکرد پدیدارشناسی به بررسی ادراکات و تجارب زیسته معلمان ابتدایی در زمینه مدیریت کلاس درس پرداخت. جامعه آماری پژوهش را معلمان ابتدایی شهر گرگان در سال تحصیلی 1404-1403 تشکیل دادند که با استفاده از روش نمونهگیری هدفمند و با رعایت اصل اشباع نظری، 20 نفر از آنان انتخاب شدند. دادهها از طریق مصاحبههای نیمهساختاریافته عمیق جمعآوری و با بهرهگیری از روش تحلیل مضمونی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.یافتههای پژوهش نشان داد که درک معلمان از مدیریت کلاس درس در قالب هفت مقوله اصلی شامل: مدیریت به مثابه ایجاد فرصتهای یادگیری، مهارت معلم بودن، کنترل رفتار دانشآموزان، مدیریت محیط یادگیری، برنامهریزی، نظم و انضباط، و یک هنر قابل دستهبندی است. در زمینه سبکهای مدیریتی، چهار سبک مستبدانه، اقتدارگرایانه، دموکراتیک و آزادمنشانه شناسایی شد. همچنین شش حوزه مهارت ارتباطی شامل راهبردهای محیطی، راهبردهای پویا، تسلط بر دانش نظری، ایجاد روابط مثبت، ایجاد مهارت خودراهبری و ارتباط غیرکلامی احصا گردید. در بخش چالشها نیز شش مقوله اصلی شامل تراکم دانشآموزان، دانشآموزان دارای اختلال، چالشهای محتوایی، عدم توانمندی معلم، کمبود امکانات و مشکلات خانوادگی شناسایی شد.یافتهها نشان داد مدیریت مؤثر کلاس درس فراتر از نظمدهی صرف است و بر پایه ارتباط سازنده، بازتابگری حرفهای و ایجاد محیط یادگیری مثبت شکل میگیرد. خودکارآمدی معلم و توانایی سازماندهی فعالیتهای کلاسی نقش مهمی در ایجاد فضای یادگیری پویا دارند. این نتایج بر ضرورت تقویت مهارتهای بازتابی و ارتباطی معلمان در برنامههای توسعه حرفهای تأکید میکند.@jcstp
این پژوهش کیفی با رویکرد پدیدارشناسی به بررسی ادراکات و تجارب زیسته معلمان ابتدایی در زمینه مدیریت کلاس درس پرداخت. جامعه آماری پژوهش را معلمان ابتدایی شهر گرگان در سال تحصیلی 1404-1403 تشکیل دادند که با استفاده از روش نمونهگیری هدفمند و با رعایت اصل اشباع نظری، 20 نفر از آنان انتخاب شدند. دادهها از طریق مصاحبههای نیمهساختاریافته عمیق جمعآوری و با بهرهگیری از روش تحلیل مضمونی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.یافتههای پژوهش نشان داد که درک معلمان از مدیریت کلاس درس در قالب هفت مقوله اصلی شامل: مدیریت به مثابه ایجاد فرصتهای یادگیری، مهارت معلم بودن، کنترل رفتار دانشآموزان، مدیریت محیط یادگیری، برنامهریزی، نظم و انضباط، و یک هنر قابل دستهبندی است. در زمینه سبکهای مدیریتی، چهار سبک مستبدانه، اقتدارگرایانه، دموکراتیک و آزادمنشانه شناسایی شد. همچنین شش حوزه مهارت ارتباطی شامل راهبردهای محیطی، راهبردهای پویا، تسلط بر دانش نظری، ایجاد روابط مثبت، ایجاد مهارت خودراهبری و ارتباط غیرکلامی احصا گردید. در بخش چالشها نیز شش مقوله اصلی شامل تراکم دانشآموزان، دانشآموزان دارای اختلال، چالشهای محتوایی، عدم توانمندی معلم، کمبود امکانات و مشکلات خانوادگی شناسایی شد.یافتهها نشان داد مدیریت مؤثر کلاس درس فراتر از نظمدهی صرف است و بر پایه ارتباط سازنده، بازتابگری حرفهای و ایجاد محیط یادگیری مثبت شکل میگیرد. خودکارآمدی معلم و توانایی سازماندهی فعالیتهای کلاسی نقش مهمی در ایجاد فضای یادگیری پویا دارند. این نتایج بر ضرورت تقویت مهارتهای بازتابی و ارتباطی معلمان در برنامههای توسعه حرفهای تأکید میکند.@jcstp
۱۰:۴۷
به زودی مقالات پاییز و زمستان 404 نیز بارگذاری می شود
۱۱:۱۴
در شماره پاییز و زمستان 404 مقاله های زیر را می توانید مطالعه کنید:
تحلیل محتوای کیفی کتاب «کارگاه کارآفرینی و تولید» از منظر شایستگیهای اشتغالپذیری/ بیتاالسادات دهقانی، حسین حسنی
بررسی اثربخشی آموزش مبتنی بر کلاس گوگل بر مهارتآموزی و کیفیت یادگیری دانشآموزان / سمیه قاضی، معصومه عیلامی
مثلثات، بستری برای آموزش مهارتهای تفکرمحاسباتی: میراث ریاضیات ایرانی برای توسعه تکنولوژی دیجیتال در جهان /محمدحسام قاسمی، زهرا گویا، سهیلا غلام آزاد
تأثیر نمودارهای پویا در درک مفهوم تقسیم بر صفر: یک رویکرد شهودی /مجید حق وردی، زهرا پریشانی مرزیجرانی
بازطراحی منطق برنامه درسی در چارچوب STEM پروژهمحور: استخراج یک مدل پارادایمی از دیدگاه خبرگان/ صادق احمدی، رضا میر عرب رضی، مریم احمدی، فاطمه نصیری
ارزیابی کتابهای درسی علوم تجربی دوره متوسطه اول براساس مؤلفههای ماهیت علم / ابراهیم زارعی، مصطفی شربتی، حلیمه محمدنژاد
از سند برنامه درسی تا صلاحیت حرفهای: تحلیل ویژگیهای برنامهریزی درسی آموزش علومتجربی و دلالتهای آن برای تربیتِ معلم علوم /سیده زهرا افشونی
طراحی الگوی برنامه درسی تربیت عقلانی مبتنی بر شاهنامه فردوسی: تلفیق خرد ایرانیاسلامی و نظریههای خرد معاصر /مهدی مظاهری، محمد نجفی، محسن محمدی فشارکی
بازخوانی انتقادی نظریههای برنامه درسی در مواجهه با هوش مصنوعی /ژابیز گلزارمقدم، صمد ایزدی
تأثیر رویکرد راهحلهای چندگانه در حل مسائل مدلسازی ریاضی از نوع باز پاسخ بر عملکرد و علاقه دانشآموزان /معصومه غلامی، نسیم اصغری، لیلا گلشنی
تجارب زیسته دانشجومعلمان از برنامه درسی مبتنی بر هوش مصنوعی با تأکید بر عاملیت یادگیرنده /صادق حامدی نسب
واکاوی تجارب مربیان آموزشی از دلالتهای معنایی و چگونگی کاربست مفهوم تخیل در برنامه در اوان کودکی /احسان غریبی،جمال سلیمی،علی امینی باغ
@JCSTP
تحلیل محتوای کیفی کتاب «کارگاه کارآفرینی و تولید» از منظر شایستگیهای اشتغالپذیری/ بیتاالسادات دهقانی، حسین حسنی
بررسی اثربخشی آموزش مبتنی بر کلاس گوگل بر مهارتآموزی و کیفیت یادگیری دانشآموزان / سمیه قاضی، معصومه عیلامی
مثلثات، بستری برای آموزش مهارتهای تفکرمحاسباتی: میراث ریاضیات ایرانی برای توسعه تکنولوژی دیجیتال در جهان /محمدحسام قاسمی، زهرا گویا، سهیلا غلام آزاد
تأثیر نمودارهای پویا در درک مفهوم تقسیم بر صفر: یک رویکرد شهودی /مجید حق وردی، زهرا پریشانی مرزیجرانی
بازطراحی منطق برنامه درسی در چارچوب STEM پروژهمحور: استخراج یک مدل پارادایمی از دیدگاه خبرگان/ صادق احمدی، رضا میر عرب رضی، مریم احمدی، فاطمه نصیری
ارزیابی کتابهای درسی علوم تجربی دوره متوسطه اول براساس مؤلفههای ماهیت علم / ابراهیم زارعی، مصطفی شربتی، حلیمه محمدنژاد
از سند برنامه درسی تا صلاحیت حرفهای: تحلیل ویژگیهای برنامهریزی درسی آموزش علومتجربی و دلالتهای آن برای تربیتِ معلم علوم /سیده زهرا افشونی
طراحی الگوی برنامه درسی تربیت عقلانی مبتنی بر شاهنامه فردوسی: تلفیق خرد ایرانیاسلامی و نظریههای خرد معاصر /مهدی مظاهری، محمد نجفی، محسن محمدی فشارکی
بازخوانی انتقادی نظریههای برنامه درسی در مواجهه با هوش مصنوعی /ژابیز گلزارمقدم، صمد ایزدی
تأثیر رویکرد راهحلهای چندگانه در حل مسائل مدلسازی ریاضی از نوع باز پاسخ بر عملکرد و علاقه دانشآموزان /معصومه غلامی، نسیم اصغری، لیلا گلشنی
تجارب زیسته دانشجومعلمان از برنامه درسی مبتنی بر هوش مصنوعی با تأکید بر عاملیت یادگیرنده /صادق حامدی نسب
واکاوی تجارب مربیان آموزشی از دلالتهای معنایی و چگونگی کاربست مفهوم تخیل در برنامه در اوان کودکی /احسان غریبی،جمال سلیمی،علی امینی باغ
@JCSTP
۱۵:۳۷
تحلیل محتوای کیفی کتاب «کارگاه کارآفرینی و تولید» از منظر شایستگیهای اشتغالپذیری
نویسندگانحسین حسنی، بیتاالسادات دهقانی
چکیدهباتوجهبه افزایش نرخ بیکاری فارغالتحصیلان و شکاف مشهود میان بروندادهای نظام آموزشی و نیازهای بازار کار، بررسی دقیق میزان پوشش شایستگیهای اشتغالپذیری در محتوای درسی، امری حیاتی است؛ لذا، پژوهش حاضر با هدف شناسایی شایستگیهای اشتغالپذیری در محتوای کتاب «کارگاه کارآفرینی و تولید» با استفاده از روش تحلیل محتوای کیفی انجام شده است. گروه هدف پژوهش، محتوای آموزشی مرتبط با توسعۀ مهارتهای شغلی و کارآفرینانه در دورۀ متوسطۀ دوم است. با استفاده از روش نمونهگیری هدفمند، کتاب «کارگاه کارآفرینی و تولید» پایۀ دهم (شاخۀ نظری) انتخاب شد. یافتهها به شناسایی چهار طبقۀ اصلی و هشت طبقۀ فرعی منجر گردید. شایستگیهای اشتغالپذیری در محتوای کتاب، شامل «شایستگیهای فردی و بینفردی»، «شایستگیهای شناختی»، «شایستگیهای کارآفرینانه» و «شایستگیهای طرحریزی و عملیاتی» است. نتایج پژوهش نشان داد، این کتاب، منبعی ارزشمند برای پوشش برخی شایستگیهای اشتغالپذیری است، اما برای کارآمدی کامل و آمادگی همهجانبۀ دانشآموزان در بازار کار، باید مهارتهایی مانند قوانین دولتی، سواد دیجیتال، مدیریت پروژه و رهبری در بازنگریهای آتی تقویت شوند.کلیدواژههاشایستگی اشتغالپذیری کارآفرینی کتابدرسی دانشآموزان
@JCSTP
نویسندگانحسین حسنی، بیتاالسادات دهقانی
چکیدهباتوجهبه افزایش نرخ بیکاری فارغالتحصیلان و شکاف مشهود میان بروندادهای نظام آموزشی و نیازهای بازار کار، بررسی دقیق میزان پوشش شایستگیهای اشتغالپذیری در محتوای درسی، امری حیاتی است؛ لذا، پژوهش حاضر با هدف شناسایی شایستگیهای اشتغالپذیری در محتوای کتاب «کارگاه کارآفرینی و تولید» با استفاده از روش تحلیل محتوای کیفی انجام شده است. گروه هدف پژوهش، محتوای آموزشی مرتبط با توسعۀ مهارتهای شغلی و کارآفرینانه در دورۀ متوسطۀ دوم است. با استفاده از روش نمونهگیری هدفمند، کتاب «کارگاه کارآفرینی و تولید» پایۀ دهم (شاخۀ نظری) انتخاب شد. یافتهها به شناسایی چهار طبقۀ اصلی و هشت طبقۀ فرعی منجر گردید. شایستگیهای اشتغالپذیری در محتوای کتاب، شامل «شایستگیهای فردی و بینفردی»، «شایستگیهای شناختی»، «شایستگیهای کارآفرینانه» و «شایستگیهای طرحریزی و عملیاتی» است. نتایج پژوهش نشان داد، این کتاب، منبعی ارزشمند برای پوشش برخی شایستگیهای اشتغالپذیری است، اما برای کارآمدی کامل و آمادگی همهجانبۀ دانشآموزان در بازار کار، باید مهارتهایی مانند قوانین دولتی، سواد دیجیتال، مدیریت پروژه و رهبری در بازنگریهای آتی تقویت شوند.کلیدواژههاشایستگی اشتغالپذیری کارآفرینی کتابدرسی دانشآموزان
@JCSTP
۱۴:۰۶
بررسی اثربخشی آموزش مبتنی بر کلاس گوگل بر مهارتآموزی و کیفیت یادگیری دانشآموزان
نویسندگانسمیه قاضی ، معصومه عیلامی چکیدههدف از پژوهش حاضر، بررسی اثربخشی آموزش مبتنی بر کلاس گوگل بر مهارتآموزی و کیفیت یادگیری دانشآموزان دختر پایه هفتم در درس کار و فناوری بود. این پژوهش از نوع نیمهآزمایشی با طرح پیشآزمون-پسآزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری شامل کلیه دانشآموزان دختر پایه هفتم شهر مشهد در سال تحصیلی ۱۴۰۱-۱۴۰۲ بود که در دوران بازگشت به آموزش حضوری پس از همهگیری کووید-۱۹ انجام شد. از میان آنها ۶۰ نفر به روش نمونهگیری خوشهای چندمرحلهای انتخاب و بهصورت تصادفی در دو گروه ۳۰ نفری قرار گرفتند. گروه آزمایش طی ۹ جلسه ۹۰ دقیقهای با استفاده از پلتفرم Google Classroom و امکانات آن شامل ارسال تکالیف، بازخورد آنی، مواد چندرسانهای و تعامل مجازی آموزش دیدند، در حالی که گروه کنترل به روش سنتی و تدریس حضوری معمول آموزش دیدند. ابزار گردآوری دادهها شامل آزمونهای عملکردی محققساخته برای سنجش مهارتآموزی و پرسشنامه کیفیت یادگیری (رحمانی آخکند، ۱۳۸۹) با پایایی ۰/۸۴ (آلفای کرونباخ) بود که روایی آنها توسط متخصصان تأیید شد. دادهها با استفاده از آزمون t مستقل و تحلیل کوواریانس چندمتغیره (MANCOVA) تحلیل شدند. نتایج نشان داد که گروه آزمایش در مهارتآموزی (F=۷۴/۰۴۳, p=۰/۰۰۰، η²=۰/۵۶۹) و کیفیت یادگیری (F=۱۹/۶۵۴, p=۰/۰۰۰، η²=۰/۲۶۰) عملکرد بهطور معناداری بهتری نسبت به گروه کنترل داشت. اندازه اثر محاسبهشده نشاندهنده تأثیر قوی مداخله آموزشی بود. این یافتهها تأیید میکند که استفاده از کلاس گوگل میتواند روشی مؤثر و کارآمد در بهبود مهارتآموزی و ارتقای کیفیت یادگیری دانشآموزان باشد.
کلیدواژههاآموزش مبتنی بر کلاس گوگل مهارتآموزی کیفیت یادگیری یادگیری دیجیتال آموزش فناوری
@JCSTP
نویسندگانسمیه قاضی ، معصومه عیلامی چکیدههدف از پژوهش حاضر، بررسی اثربخشی آموزش مبتنی بر کلاس گوگل بر مهارتآموزی و کیفیت یادگیری دانشآموزان دختر پایه هفتم در درس کار و فناوری بود. این پژوهش از نوع نیمهآزمایشی با طرح پیشآزمون-پسآزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری شامل کلیه دانشآموزان دختر پایه هفتم شهر مشهد در سال تحصیلی ۱۴۰۱-۱۴۰۲ بود که در دوران بازگشت به آموزش حضوری پس از همهگیری کووید-۱۹ انجام شد. از میان آنها ۶۰ نفر به روش نمونهگیری خوشهای چندمرحلهای انتخاب و بهصورت تصادفی در دو گروه ۳۰ نفری قرار گرفتند. گروه آزمایش طی ۹ جلسه ۹۰ دقیقهای با استفاده از پلتفرم Google Classroom و امکانات آن شامل ارسال تکالیف، بازخورد آنی، مواد چندرسانهای و تعامل مجازی آموزش دیدند، در حالی که گروه کنترل به روش سنتی و تدریس حضوری معمول آموزش دیدند. ابزار گردآوری دادهها شامل آزمونهای عملکردی محققساخته برای سنجش مهارتآموزی و پرسشنامه کیفیت یادگیری (رحمانی آخکند، ۱۳۸۹) با پایایی ۰/۸۴ (آلفای کرونباخ) بود که روایی آنها توسط متخصصان تأیید شد. دادهها با استفاده از آزمون t مستقل و تحلیل کوواریانس چندمتغیره (MANCOVA) تحلیل شدند. نتایج نشان داد که گروه آزمایش در مهارتآموزی (F=۷۴/۰۴۳, p=۰/۰۰۰، η²=۰/۵۶۹) و کیفیت یادگیری (F=۱۹/۶۵۴, p=۰/۰۰۰، η²=۰/۲۶۰) عملکرد بهطور معناداری بهتری نسبت به گروه کنترل داشت. اندازه اثر محاسبهشده نشاندهنده تأثیر قوی مداخله آموزشی بود. این یافتهها تأیید میکند که استفاده از کلاس گوگل میتواند روشی مؤثر و کارآمد در بهبود مهارتآموزی و ارتقای کیفیت یادگیری دانشآموزان باشد.
کلیدواژههاآموزش مبتنی بر کلاس گوگل مهارتآموزی کیفیت یادگیری یادگیری دیجیتال آموزش فناوری
@JCSTP
۱۴:۱۰
مثلثات، بستری برای آموزش مهارتهای تفکرمحاسباتی و تفکر الگوریتمی: میراث ریاضیات ایرانی برای توسعة تکنولوژی دیجیتال در جهان
نویسندگان
محمدحسام قاسمی ، زهرا گویا ، سهیلا غلامآزاد ،
چکیده
توسعة تکنولوژیهای دیجیتال و هوش مصنوعی، اهمیت تفکرمحاسباتی و تفکرالگوریتمی را برجسته کرد که هردو، از ابداعات ایرانیان بوده که جبر و مثلثات، از نمونههای مشهود آن است. بدینسبب پژوهشی با هدف ارتباط بین مثلثات و تفکرمحاسباتی و تفکر الگوریتمی در آموزش عمومی ایران بررسی شود. برای تحقق این هدف، محتوای کتابهای درسیِ ایران تحلیل کیفی شدند. دراین بررسی، از مهارتهای تفکرمحاسباتیِ ارائه شده در گزارش 2022 کمیسیون اروپا استفاده شد. تحلیل محتوا با مشارکت25 معلم داوطلب طی پنج جلسه کانونی، در سال تحصیلی 1402 انجام شد. همچنین بهدلیل ماهیت تلفیقی مثلثات بهعنوان موضوعی مناسب برای آموزش تفکرمحاسباتی/ تفکر الگوریتمی، بخشهای مثلثات دوره دوم متوسطه در آموزش مدرسهای، تحلیل شد و درنهایت، ظرفیتهای موجود و بالقوه مثلثات برای ایجاد و توسعة مهارتهای تفکرمحاسباتی در دانشآموزان، استخراج شدند. مبتنی براین یافتهها، نتیچهگیری این پژوهش این است که مثلثات بهدلیل پیوندهای عمیقی که با میراث تمدنی ایران دارد، برای دانشآموزان جذاب است و بدینسبب، این امکان را ایجاد میکند که ازطریق آن، بتوان مهارتهای تفکر محاسباتی را در دانشآموزان، ارتقا داد. نکته پایانی این است که تفکر محاسباتی و تفکر الگوریتمی، اشتراک زیادی باهم دارند و میتوانند بهجای هم بهکاربرده شوند.
کلیدواژهها
تفکر محاسباتی ، تفکر الگوریتمی ، مثلثات ، میراث ریاضی ایرانی/اسلامی، ریاضی مدرسهای ، تحلیل محتوای کیفی
@JCSTP
نویسندگان
محمدحسام قاسمی ، زهرا گویا ، سهیلا غلامآزاد ،
چکیده
توسعة تکنولوژیهای دیجیتال و هوش مصنوعی، اهمیت تفکرمحاسباتی و تفکرالگوریتمی را برجسته کرد که هردو، از ابداعات ایرانیان بوده که جبر و مثلثات، از نمونههای مشهود آن است. بدینسبب پژوهشی با هدف ارتباط بین مثلثات و تفکرمحاسباتی و تفکر الگوریتمی در آموزش عمومی ایران بررسی شود. برای تحقق این هدف، محتوای کتابهای درسیِ ایران تحلیل کیفی شدند. دراین بررسی، از مهارتهای تفکرمحاسباتیِ ارائه شده در گزارش 2022 کمیسیون اروپا استفاده شد. تحلیل محتوا با مشارکت25 معلم داوطلب طی پنج جلسه کانونی، در سال تحصیلی 1402 انجام شد. همچنین بهدلیل ماهیت تلفیقی مثلثات بهعنوان موضوعی مناسب برای آموزش تفکرمحاسباتی/ تفکر الگوریتمی، بخشهای مثلثات دوره دوم متوسطه در آموزش مدرسهای، تحلیل شد و درنهایت، ظرفیتهای موجود و بالقوه مثلثات برای ایجاد و توسعة مهارتهای تفکرمحاسباتی در دانشآموزان، استخراج شدند. مبتنی براین یافتهها، نتیچهگیری این پژوهش این است که مثلثات بهدلیل پیوندهای عمیقی که با میراث تمدنی ایران دارد، برای دانشآموزان جذاب است و بدینسبب، این امکان را ایجاد میکند که ازطریق آن، بتوان مهارتهای تفکر محاسباتی را در دانشآموزان، ارتقا داد. نکته پایانی این است که تفکر محاسباتی و تفکر الگوریتمی، اشتراک زیادی باهم دارند و میتوانند بهجای هم بهکاربرده شوند.
کلیدواژهها
تفکر محاسباتی ، تفکر الگوریتمی ، مثلثات ، میراث ریاضی ایرانی/اسلامی، ریاضی مدرسهای ، تحلیل محتوای کیفی
@JCSTP
۱۴:۱۳
تأثیر نمودارهای پویا در درک مفهوم تقسیم بر صفر: یک رویکرد شهودی
نویسندگانمجید حق وردی، زهرا پریشانی مرزیجرانی
چکیدههدف از پژوهش حاضر، بررسی تأثیر بهکارگیری یک رویکرد شهودی در بهبود درک مفهوم «تقسیم بر صفر» با استفاده از نمودارهای پویا در محیط نرمافزار جئوجبرا است. تقسیم بر صفر یکی از مفاهیم چالش برانگیز در آموزش ریاضی است که معمولاً از سوی دانشآموزان بدون درک مفهومی و صرفاً بهعنوان یک قانون پذیرفته میشود. در این راستا، با الهام از رویکرد دوژکووا و مکلوفین(2013) مداخلهای آموزشی مبتنی بر بازنماییهای پویا طراحی و اجرا شد. در این مطالعه، ۷۰ دانشآموز دورهی دوم متوسطه در شهرستان شازند با طرح نیمهتجربی پیشآزمون ـ پسآزمون مورد بررسی قرار گرفتند. نتایج تحلیل دادهها نشان داد که مداخله آموزشی موجب بهبود معنادار درک مفهومی دانشآموزان از تقسیم بر صفر شد. یافتهها نشان می دهد که بهره گیری از ابزارهای تصویری و پویای آموزشی مانند جئوجبرا، میتواند به ارتقای درک مفهومی دانشآموزان از مفاهیم انتزاعی ریاضی مؤثر باشد و در طراحی روشهای نوین تدریس مورد توجه قرار گیرد.
کلیدواژههاتقسیم بر صفر بازنمایی تصویری نمودار پویا جئوجبرا
@JCSTP
نویسندگانمجید حق وردی، زهرا پریشانی مرزیجرانی
چکیدههدف از پژوهش حاضر، بررسی تأثیر بهکارگیری یک رویکرد شهودی در بهبود درک مفهوم «تقسیم بر صفر» با استفاده از نمودارهای پویا در محیط نرمافزار جئوجبرا است. تقسیم بر صفر یکی از مفاهیم چالش برانگیز در آموزش ریاضی است که معمولاً از سوی دانشآموزان بدون درک مفهومی و صرفاً بهعنوان یک قانون پذیرفته میشود. در این راستا، با الهام از رویکرد دوژکووا و مکلوفین(2013) مداخلهای آموزشی مبتنی بر بازنماییهای پویا طراحی و اجرا شد. در این مطالعه، ۷۰ دانشآموز دورهی دوم متوسطه در شهرستان شازند با طرح نیمهتجربی پیشآزمون ـ پسآزمون مورد بررسی قرار گرفتند. نتایج تحلیل دادهها نشان داد که مداخله آموزشی موجب بهبود معنادار درک مفهومی دانشآموزان از تقسیم بر صفر شد. یافتهها نشان می دهد که بهره گیری از ابزارهای تصویری و پویای آموزشی مانند جئوجبرا، میتواند به ارتقای درک مفهومی دانشآموزان از مفاهیم انتزاعی ریاضی مؤثر باشد و در طراحی روشهای نوین تدریس مورد توجه قرار گیرد.
کلیدواژههاتقسیم بر صفر بازنمایی تصویری نمودار پویا جئوجبرا
@JCSTP
۱۴:۱۶
بازطراحی منطق برنامه درسی در چارچوب STEM پروژهمحور: استخراج یک مدل پارادایمی از دیدگاه خبرگان
نویسندگانصادق احمدی ، رضا میر عرب رضی، مریم احمدی، فاطمه نصیری
چکیدهاین پژوهش با هدف بازطراحی منطق برنامه درسی در چارچوب STEM و بر اساس رویکرد پروژهمحور انجام شد و بهدنبال استخراج یک مدل پارادایمی از دیدگاه خبرگان بود. روش تحقیق کیفی و مبتنی بر نظریه دادهبنیاد است و جامعه پژوهش شامل متخصصان حوزههای برنامهریزی درسی، آموزش علوم، ریاضی و فناوری میباشد. نمونهگیری بهصورت هدفمند و بر اساس ملاکهای تخصصی انجام گرفت و دادهها از طریق مصاحبههای نیمهساختاریافته گردآوری شد. تحلیل دادهها در سه مرحله کدگذاری باز، محوری و گزینشی صورت گرفت و در نهایت مدل پارادایمی اشتراوس و کوربین برای نمایش روابط میان مقولهها استخراج گردید. یافتهها نشان دادند که شرایط علّی اجرای برنامه درسی STEM پروژهمحور شامل نیاز به توسعه مهارتهای قرن بیستویکم، ضعف شیوههای سنتی آموزش و ضرورت پیوند آموزش با مسائل واقعی زندگی است. شرایط زمینهای اجرای این رویکرد نیز شامل ساختار متمرکز برنامه درسی، کتابمحوری، تأکید بر نمره در ارزشیابی و محدودیت منابع و زمان آموزشی بود. علاوه بر این، آمادگی حرفهای معلمان، حمایت نهادی و دسترسی به منابع آموزشی بهعنوان شرایط مداخلهگر شناخته شدند. راهبردهای مورد استفاده توسط کنشگران آموزشی شامل طراحی پروژههای واقعی میانرشتهای، تغییر نقش معلم به تسهیلگر یادگیری، بهرهگیری از یادگیری مشارکتی و ارزشیابی عملکردی است. اجرای این راهبردها باعث یادگیری عمیق و معنادار، افزایش انگیزش تحصیلی، تقویت مهارتهای حل مسئله، خلاقیت و همکاری اجتماعی دانشآموزان میشود. این مطالعه نشان میدهد که برنامه درسی پروژهمحور در چارچوب STEM، با حمایت نهادی و شرایط اجرایی مناسب، میتواند بهعنوان الگویی مؤثر برای ارتقای کیفیت یادگیری و پاسخگویی به نیازهای آموزشی عصر حاضر بهکار گرفته
کلیدواژههابرنامه درسی STEM یادگیری پروژهمحور نظریه دادهبنیاد مدل پارادایمی مهارتهای قرن بیستویکم
@JCSTP
نویسندگانصادق احمدی ، رضا میر عرب رضی، مریم احمدی، فاطمه نصیری
چکیدهاین پژوهش با هدف بازطراحی منطق برنامه درسی در چارچوب STEM و بر اساس رویکرد پروژهمحور انجام شد و بهدنبال استخراج یک مدل پارادایمی از دیدگاه خبرگان بود. روش تحقیق کیفی و مبتنی بر نظریه دادهبنیاد است و جامعه پژوهش شامل متخصصان حوزههای برنامهریزی درسی، آموزش علوم، ریاضی و فناوری میباشد. نمونهگیری بهصورت هدفمند و بر اساس ملاکهای تخصصی انجام گرفت و دادهها از طریق مصاحبههای نیمهساختاریافته گردآوری شد. تحلیل دادهها در سه مرحله کدگذاری باز، محوری و گزینشی صورت گرفت و در نهایت مدل پارادایمی اشتراوس و کوربین برای نمایش روابط میان مقولهها استخراج گردید. یافتهها نشان دادند که شرایط علّی اجرای برنامه درسی STEM پروژهمحور شامل نیاز به توسعه مهارتهای قرن بیستویکم، ضعف شیوههای سنتی آموزش و ضرورت پیوند آموزش با مسائل واقعی زندگی است. شرایط زمینهای اجرای این رویکرد نیز شامل ساختار متمرکز برنامه درسی، کتابمحوری، تأکید بر نمره در ارزشیابی و محدودیت منابع و زمان آموزشی بود. علاوه بر این، آمادگی حرفهای معلمان، حمایت نهادی و دسترسی به منابع آموزشی بهعنوان شرایط مداخلهگر شناخته شدند. راهبردهای مورد استفاده توسط کنشگران آموزشی شامل طراحی پروژههای واقعی میانرشتهای، تغییر نقش معلم به تسهیلگر یادگیری، بهرهگیری از یادگیری مشارکتی و ارزشیابی عملکردی است. اجرای این راهبردها باعث یادگیری عمیق و معنادار، افزایش انگیزش تحصیلی، تقویت مهارتهای حل مسئله، خلاقیت و همکاری اجتماعی دانشآموزان میشود. این مطالعه نشان میدهد که برنامه درسی پروژهمحور در چارچوب STEM، با حمایت نهادی و شرایط اجرایی مناسب، میتواند بهعنوان الگویی مؤثر برای ارتقای کیفیت یادگیری و پاسخگویی به نیازهای آموزشی عصر حاضر بهکار گرفته
کلیدواژههابرنامه درسی STEM یادگیری پروژهمحور نظریه دادهبنیاد مدل پارادایمی مهارتهای قرن بیستویکم
@JCSTP
۱۴:۱۸
ارزیابی کتابهای درسی علوم تجربی دوره متوسطه اول براساس مؤلفههای ماهیت علم
نویسندگان
ابراهیم زارعی ، مصطفی شربتی ، حلیمه محمدنژاد
چکیده
این پژوهش با هدف بررسی میزان توجه کتابهای درسی علوم تجربی متوسطه اول به مؤلفههای مرتبط با ماهیت علم انجام شده است. این پژوهش با روش تحلیل محتوای کمی انجام شد. جامعه آماری و نمونه آماری شامل سه کتاب درسی علوم تجربی پایههای هفتم، هشتم و نهم بود و همه متنها، تصاویر و فعالیتهای موجود در این کتابها مورد تحلیل قرار گرفت. ابزار پژوهش بر اساس چارچوب استاندارد که توسط سایر پژوهشگران، از روایی مناسبی برخوردار است. پایایی کدگذاری نیز از طریق ضریب تؤافق بین کدگذاران تأیید شد. یافتهها نشان داد در هر سه پایه، تأکید غالب بر مفاهیم و قوانین علمی است. اما مؤلفههایی نظیر روش علمی، حل مسئله و تعامل علم با جامعه سهم محدودی دارند. همچنین، افزایش حجم مطالب پایه نهم عمدتاً نظری بوده و با رشد فعالیتهای عملی تناسب ندارد. در مجموع، در این کتابها توازن مؤثری میان مباحث نظری و مهارتهای علمی ایجاد نشده و به مؤلفه علم به منزله پژوهش، توجه کافی به عمل نیامده است. بر این اساس، پیشنهاد میشود در بازنگری کتابهای علوم تجربی دوره متوسطه اول، از یکسو سهم مؤلفههایی مانند روششناسی علم، فرایند پژوهش و ارتباط علم با جامعه و فناوری در متن درس و مثالها افزایش یابد و از سوی دیگر، تعداد و تنوع فعالیتهای عملی و تجربهمحور بهمنظور تقویت مهارتهای علمی و فهم ماهیت علم بیشتر شود.
کلیدواژهها
ماهیت علم ، تحلیل محتوا، کتابهای درسی ، علوم تجربی، متوسطه اول
@JCSTP
نویسندگان
ابراهیم زارعی ، مصطفی شربتی ، حلیمه محمدنژاد
چکیده
این پژوهش با هدف بررسی میزان توجه کتابهای درسی علوم تجربی متوسطه اول به مؤلفههای مرتبط با ماهیت علم انجام شده است. این پژوهش با روش تحلیل محتوای کمی انجام شد. جامعه آماری و نمونه آماری شامل سه کتاب درسی علوم تجربی پایههای هفتم، هشتم و نهم بود و همه متنها، تصاویر و فعالیتهای موجود در این کتابها مورد تحلیل قرار گرفت. ابزار پژوهش بر اساس چارچوب استاندارد که توسط سایر پژوهشگران، از روایی مناسبی برخوردار است. پایایی کدگذاری نیز از طریق ضریب تؤافق بین کدگذاران تأیید شد. یافتهها نشان داد در هر سه پایه، تأکید غالب بر مفاهیم و قوانین علمی است. اما مؤلفههایی نظیر روش علمی، حل مسئله و تعامل علم با جامعه سهم محدودی دارند. همچنین، افزایش حجم مطالب پایه نهم عمدتاً نظری بوده و با رشد فعالیتهای عملی تناسب ندارد. در مجموع، در این کتابها توازن مؤثری میان مباحث نظری و مهارتهای علمی ایجاد نشده و به مؤلفه علم به منزله پژوهش، توجه کافی به عمل نیامده است. بر این اساس، پیشنهاد میشود در بازنگری کتابهای علوم تجربی دوره متوسطه اول، از یکسو سهم مؤلفههایی مانند روششناسی علم، فرایند پژوهش و ارتباط علم با جامعه و فناوری در متن درس و مثالها افزایش یابد و از سوی دیگر، تعداد و تنوع فعالیتهای عملی و تجربهمحور بهمنظور تقویت مهارتهای علمی و فهم ماهیت علم بیشتر شود.
کلیدواژهها
ماهیت علم ، تحلیل محتوا، کتابهای درسی ، علوم تجربی، متوسطه اول
@JCSTP
۱۴:۲۱
از سند برنامه درسی تا صلاحیت حرفهای: تحلیل ویژگیهای برنامهریزی درسی آموزش علومتجربی و دلالتهای آن برای تربیتِ معلم علوم
نویسنده
سیده زهرا افشونی
چکیده
سند برنامه درسی ملی ایران بهعنوان یکی از اسناد بالادستی نظام آموزشی، جهتگیریهای کلان برنامهریزی درسی را تبیین میکند و میتواند مبنایی برای بازتعریف صلاحیتهای حرفهای معلمان، بهویژه در حوزه آموزش علومتجربی، فراهم آورد. پژوهش حاضر با هدف تحلیل ویژگیهای برنامهریزی درسی آموزش علومتجربی در این سند و تبیین دلالتهای آن برای برنامه درسی تربیت معلم علوم انجام شد. این مطالعه با رویکرد آمیخته اکتشافی انجام شد. در مرحله کیفی، دادهها از طریق تحلیل اسنادی سند برنامه درسی ملی استخراج، کدگذاری و مقولهبندی شد. در مرحله کمی، میزان انطباق یافتهها با ادراک دانشجو–معلمان علومتجربی از طریق پرسشنامه محققساخته بررسی گردید. جامعه آماری شامل 120 دانشجو–معلم علومتجربی و 200 دانشآموز دوره متوسطه بود. دادهها با آمار توصیفی و آزمون t تحلیل شد. پایایی ابزار با آلفای کرونباخ 0.843 تأیید گردید. نتایج نشان داد برنامهریزی درسی آموزش علومتجربی در سند ملی در ابعاد شناختی و نگرشی بر تقویت سواد علمی، نگرش علمی و یادگیری فعال تأکید دارد؛ اما در مؤلفههای مهارتی و توسعه صلاحیتهای عملی معلم علوم کاستیهایی مشاهده شد. همچنین شفافیت اهداف، همسویی با نیازهای جامعه، یکپارچگی میانرشتهای، پرورش تفکر علمی و ارزشیابی مبتنی بر شایستگی بهعنوان عناصر اصلی برنامهریزی درسی علوم شناسایی گردید. یافتهها بر ضرورت بازنگری برنامه درسی تربیت معلم علومتجربی با رویکرد مبتنی بر شایستگی و تقویت صلاحیتهای حرفهای معلمان تأکید دارد.
کلیدواژهها
برنامه درسی علوم ، تربیت معلم ، سند برنامه درسی ملی ، دانش محتوایی–پداگوژیکی ، مهارتهای علمی
@JCSTP
نویسنده
سیده زهرا افشونی
چکیده
سند برنامه درسی ملی ایران بهعنوان یکی از اسناد بالادستی نظام آموزشی، جهتگیریهای کلان برنامهریزی درسی را تبیین میکند و میتواند مبنایی برای بازتعریف صلاحیتهای حرفهای معلمان، بهویژه در حوزه آموزش علومتجربی، فراهم آورد. پژوهش حاضر با هدف تحلیل ویژگیهای برنامهریزی درسی آموزش علومتجربی در این سند و تبیین دلالتهای آن برای برنامه درسی تربیت معلم علوم انجام شد. این مطالعه با رویکرد آمیخته اکتشافی انجام شد. در مرحله کیفی، دادهها از طریق تحلیل اسنادی سند برنامه درسی ملی استخراج، کدگذاری و مقولهبندی شد. در مرحله کمی، میزان انطباق یافتهها با ادراک دانشجو–معلمان علومتجربی از طریق پرسشنامه محققساخته بررسی گردید. جامعه آماری شامل 120 دانشجو–معلم علومتجربی و 200 دانشآموز دوره متوسطه بود. دادهها با آمار توصیفی و آزمون t تحلیل شد. پایایی ابزار با آلفای کرونباخ 0.843 تأیید گردید. نتایج نشان داد برنامهریزی درسی آموزش علومتجربی در سند ملی در ابعاد شناختی و نگرشی بر تقویت سواد علمی، نگرش علمی و یادگیری فعال تأکید دارد؛ اما در مؤلفههای مهارتی و توسعه صلاحیتهای عملی معلم علوم کاستیهایی مشاهده شد. همچنین شفافیت اهداف، همسویی با نیازهای جامعه، یکپارچگی میانرشتهای، پرورش تفکر علمی و ارزشیابی مبتنی بر شایستگی بهعنوان عناصر اصلی برنامهریزی درسی علوم شناسایی گردید. یافتهها بر ضرورت بازنگری برنامه درسی تربیت معلم علومتجربی با رویکرد مبتنی بر شایستگی و تقویت صلاحیتهای حرفهای معلمان تأکید دارد.
کلیدواژهها
برنامه درسی علوم ، تربیت معلم ، سند برنامه درسی ملی ، دانش محتوایی–پداگوژیکی ، مهارتهای علمی
@JCSTP
۱۴:۲۳
طراحی الگوی برنامه درسی تربیت عقلانی مبتنی بر شاهنامه فردوسی: تلفیق خرد ایرانیاسلامی و نظریههای خرد معاصر
نویسندگان
مهدی مظاهری ، محمد نجفی ، محسن محمدی فشارکی
چکیده
پژوهش حاضر باهدف طراحی الگوی برنامه درسی تربیت عقلانی مبتنی بر شاهنامه فردوسی و در چارچوب الگوی چهارمرحلهای تایلر انجام شده است. روش پژوهش کیفی و از نوع طراحی بر مبنای نظریه بود. دادهها از طریق تحلیل محتوای کیفی ۱3 داستان منتخب شاهنامه گردآوری و با روش تحلیل مضمون سازماندهی؛ و مضامین محوری «خرد» استخراج شدند. این مفاهیم بومی ایرانی-اسلامی، بهصورت نظاممند با نظریههای روانشناختی معاصر خرد، بهویژه مدل سهبعدی آردلت و نظریه تعادلی استرنبرگ، تلفیق و در قالب یک چارچوب برنامهدرسی منسجم سازماندهی شدند. این مطالعه راهحلی بومبنیاد ارائه میدهد که در آن الگوی نهایی، اهداف آموزشی، محتوا، راهبردهای یاددهی-یادگیری و روشهای ارزشیابی را در حیطههای شناختی، عاطفی و کنشی بهطور مشخص تبیین میکند. این الگو روایتهای حکمی حماسه را به فعالیتهای عملیاتی کلاس درس — مانند حلقههای کندوکاو فلسفی، ایفای نقش، نگارش تأملی و پروژههای اجتماعی — تبدیل میکند. یافته نهایی نشان میدهد شاهنامه چارچوبی غنی و بومی برای تربیت عقلانی - اخلاقی فراهم میکند. الگوی پیشنهادی، نقشهای نظاممند و عملیاتی در اختیار متخصصان برنامهریزی درسی قرار میدهد تا با تلفیق میراث حکمی ایران و ضرورتهای آموزشی معاصر، به پرورش تفکر انتقادی، استدلال اخلاقی و خرد عملی در فراگیران بپردازند
کلیدواژهها
تربیت عقلانی ، طراحی برنامه درسی ، شاهنامه فردوسی ، خرد ، الگوی تایلر ، آموزش بومبنیاد
@JCSTP
نویسندگان
مهدی مظاهری ، محمد نجفی ، محسن محمدی فشارکی
چکیده
پژوهش حاضر باهدف طراحی الگوی برنامه درسی تربیت عقلانی مبتنی بر شاهنامه فردوسی و در چارچوب الگوی چهارمرحلهای تایلر انجام شده است. روش پژوهش کیفی و از نوع طراحی بر مبنای نظریه بود. دادهها از طریق تحلیل محتوای کیفی ۱3 داستان منتخب شاهنامه گردآوری و با روش تحلیل مضمون سازماندهی؛ و مضامین محوری «خرد» استخراج شدند. این مفاهیم بومی ایرانی-اسلامی، بهصورت نظاممند با نظریههای روانشناختی معاصر خرد، بهویژه مدل سهبعدی آردلت و نظریه تعادلی استرنبرگ، تلفیق و در قالب یک چارچوب برنامهدرسی منسجم سازماندهی شدند. این مطالعه راهحلی بومبنیاد ارائه میدهد که در آن الگوی نهایی، اهداف آموزشی، محتوا، راهبردهای یاددهی-یادگیری و روشهای ارزشیابی را در حیطههای شناختی، عاطفی و کنشی بهطور مشخص تبیین میکند. این الگو روایتهای حکمی حماسه را به فعالیتهای عملیاتی کلاس درس — مانند حلقههای کندوکاو فلسفی، ایفای نقش، نگارش تأملی و پروژههای اجتماعی — تبدیل میکند. یافته نهایی نشان میدهد شاهنامه چارچوبی غنی و بومی برای تربیت عقلانی - اخلاقی فراهم میکند. الگوی پیشنهادی، نقشهای نظاممند و عملیاتی در اختیار متخصصان برنامهریزی درسی قرار میدهد تا با تلفیق میراث حکمی ایران و ضرورتهای آموزشی معاصر، به پرورش تفکر انتقادی، استدلال اخلاقی و خرد عملی در فراگیران بپردازند
کلیدواژهها
تربیت عقلانی ، طراحی برنامه درسی ، شاهنامه فردوسی ، خرد ، الگوی تایلر ، آموزش بومبنیاد
@JCSTP
۱۴:۲۷
بازخوانی انتقادی نظریههای برنامه درسی در مواجهه با هوش مصنوعی
نویسندگان
ژابیز گلزارمقدم ، صمد ایزدی
چکیده
باتوجهبه چالشهای آموزشی، اخلاقی، اجتماعی، اقتصادی و سیاسی ناشی از کاربرد هوش مصنوعی، مقاله حاضر ضمن بازخوانی نظریههای برنامه درسی در عصر هوش مصنوعی، به ارائه چارچوبی تلفیقی مبتنی بر انسانمحوری اجتماعی، عدالت آموزشی و دادهای، تحلیل قدرت و حکمرانی الگوریتمی، و اخلاق ساختاری فناوری میپردازد. ، این چارچوب در صدد است فرایند یادگیری را انسانی، معنادار و مشارکتی حفظ کند و همزمان زمینهای برای تصمیمگیری مسئولانه و آگاهانه در نظام آموزشی فراهم آورد. خروجیهای این رویکرد شامل عاملیت و خودراهبری یادگیری، عدالت و شمول آموزشی، سواد انتقادی داده و هوش مصنوعی، کنش اخلاقی و مسئولانه با فناوری، و مشارکت آگاهانه در تصمیمگیری و زندگی اجتماعی است. این مطالعه نشان داد که بازتعریف برنامه درسی بدون توجه به این چالشها و خروجیها، امکان شکلگیری آموزشی انسانی و عدالتمحور در عصر هوش مصنوعی را محدود میکند.
باتوجهبه چالشهای آموزشی، اخلاقی، اجتماعی، اقتصادی و سیاسی ناشی از کاربرد هوش مصنوعی، مقاله حاضر ضمن بازخوانی نظریههای برنامه درسی در عصر هوش مصنوعی، به ارائه چارچوبی تلفیقی مبتنی بر انسانمحوری اجتماعی، عدالت آموزشی و دادهای، تحلیل قدرت و حکمرانی الگوریتمی، و اخلاق ساختاری فناوری میپردازد. ، این چارچوب در صدد است فرایند یادگیری را انسانی، معنادار و مشارکتی حفظ کند و همزمان زمینهای برای تصمیمگیری مسئولانه و آگاهانه در نظام آموزشی فراهم آورد.
کلیدواژهها
برنامه درسی انسانمحور ، هوش مصنوعی و آموزش ، بازخوانی انتقادی
@JCSTP
۱۴:۳۲
تأثیر رویکرد راهحلهای چندگانه در حل مسائل مدلسازی ریاضی از نوع باز پاسخ بر عملکرد و علاقه دانشآموزان
نویسندگان
معصومه غلامی ، نسیم اصغری ،لیلا گلشنی
چکیده
یکی از چالشهای اساسی در آموزش ریاضیات، بهبود همزمان عملکرد و علاقه دانشآموزان است. آموزشهایی که از راهحلهای چندگانه در مسائل مدلسازی استفاده میکنند میتوانند به ایجاد دانش کمک کنند، اما مزایای انگیزشی آنها به طور کامل روشن نشده است. این پژوهش با هدف بررسی تأثیر یک مداخله آموزشی برای تقویت علاقه و عملکرد ریاضی دانشآموزان به این شکاف میپردازد. روش پژوهش از نوع ترکیبی تبیینی بود؛ بهطوریکه بخش کمی آن به صورت نیمهآزمایشی و بخش کیفی آن به صورت مطالعه موردی انجام شد. ابزار سنجش عملکرد شامل ۷ آزمون محققساخته و ابزار سنجش علاقه شامل پرسشنامه و مصاحبه بود. در این پژوهش ۷۶ دانشآموز در گروه آزمایش و ۹۳ دانشآموز دختر پایه نهم در گروه کنترل از دو مدرسه دولتی منطقه ۳ تهران شرکت داشتند. مداخله آموزشی در قالب هفت جلسه و با تمرکز بر توسعه راهحلهای چندگانه برای مسائل مدلسازی بازپاسخ ریاضی در گروههای کوچک اجرا شد. برای سنجش عملکرد از آزمونهای مدلسازی استفاده شد که روایی آنها با نظر خبرگان و پایایی آنها با ضریب آلفای کرونباخ تأیید شد. برای جمعآوری دادههای علاقه از پرسشنامه مبتنی بر سطحبندی لودینگ و زو (۲۰۰۸) در مقیاس لیکرت استفاده شد و برای تحلیل دادهها آزمون فریدمن به کار رفت.نتایج تحلیل دادهها نشان داد که علاقه و عملکرد ریاضی در گروه آزمایش افزایش معناداری داشته است. یافتههای کیفی حاصل از مصاحبههای نیمهساختاریافته نیز این نتایج را تأیید کرد و دانشآموزان حل مسئله مشارکتی و امکان کاوش راهحلهای چندگانه را از عوامل اصلی افزایش تعامل و موفقیت خود دانستند.
کلیدواژهها
بهبود عملکرد ریاضی ، علاقه ریاضی ، مسائل مدلسازی ریاضی ، راهحل های چندگانه
@JCSTP
نویسندگان
معصومه غلامی ، نسیم اصغری ،لیلا گلشنی
چکیده
یکی از چالشهای اساسی در آموزش ریاضیات، بهبود همزمان عملکرد و علاقه دانشآموزان است. آموزشهایی که از راهحلهای چندگانه در مسائل مدلسازی استفاده میکنند میتوانند به ایجاد دانش کمک کنند، اما مزایای انگیزشی آنها به طور کامل روشن نشده است. این پژوهش با هدف بررسی تأثیر یک مداخله آموزشی برای تقویت علاقه و عملکرد ریاضی دانشآموزان به این شکاف میپردازد. روش پژوهش از نوع ترکیبی تبیینی بود؛ بهطوریکه بخش کمی آن به صورت نیمهآزمایشی و بخش کیفی آن به صورت مطالعه موردی انجام شد. ابزار سنجش عملکرد شامل ۷ آزمون محققساخته و ابزار سنجش علاقه شامل پرسشنامه و مصاحبه بود. در این پژوهش ۷۶ دانشآموز در گروه آزمایش و ۹۳ دانشآموز دختر پایه نهم در گروه کنترل از دو مدرسه دولتی منطقه ۳ تهران شرکت داشتند. مداخله آموزشی در قالب هفت جلسه و با تمرکز بر توسعه راهحلهای چندگانه برای مسائل مدلسازی بازپاسخ ریاضی در گروههای کوچک اجرا شد. برای سنجش عملکرد از آزمونهای مدلسازی استفاده شد که روایی آنها با نظر خبرگان و پایایی آنها با ضریب آلفای کرونباخ تأیید شد. برای جمعآوری دادههای علاقه از پرسشنامه مبتنی بر سطحبندی لودینگ و زو (۲۰۰۸) در مقیاس لیکرت استفاده شد و برای تحلیل دادهها آزمون فریدمن به کار رفت.نتایج تحلیل دادهها نشان داد که علاقه و عملکرد ریاضی در گروه آزمایش افزایش معناداری داشته است. یافتههای کیفی حاصل از مصاحبههای نیمهساختاریافته نیز این نتایج را تأیید کرد و دانشآموزان حل مسئله مشارکتی و امکان کاوش راهحلهای چندگانه را از عوامل اصلی افزایش تعامل و موفقیت خود دانستند.
کلیدواژهها
بهبود عملکرد ریاضی ، علاقه ریاضی ، مسائل مدلسازی ریاضی ، راهحل های چندگانه
@JCSTP
۱۴:۳۵
تجارب زیسته دانشجومعلمان از برنامه درسی مبتنی بر هوش مصنوعی با تأکید بر عاملیت یادگیرنده
نویسندهصادق حامدی نسب
چکیدهپژوهش حاضر با هدف واکاوی عمیق تجارب زیسته دانشجومعلمان از برنامه درسی مبتنی بر هوش مصنوعی و با تأکید ویژه بر مفهوم عاملیت یادگیرنده انجام شد. با توجه به ماهیت تفسیری، زمینهمند و تجربهمحور موضوع، این مطالعه در چارچوب رویکرد کیفی و با بهرهگیری از روش پدیدارشناسی طراحی گردید تا نحوه ادراک، معنابخشی و کنش دانشجومعلمان در تعامل با برنامههای درسی هوشمند مورد فهم قرار گیرد. جامعه پژوهش را دانشجومعلمان مقطع کارشناسی دانشگاه فرهنگیان تشکیل دادند که تجربه استفاده از ابزارها و محیطهای مبتنی بر هوش مصنوعی در فرایند یادگیری را داشتند. نمونهگیری بهصورت هدفمند و مبتنی بر ملاک انجام شد و دادهها از طریق ۱۴ مصاحبه نیمهساختاریافته عمیق گردآوری گردید. تحلیل دادهها با استفاده از تحلیل مضمون کیفی و بهکارگیری نرمافزار MAXQDA صورت گرفت. یافتههای پژوهش منجر به شناسایی ۸ مضمون فراگیر شد که شامل عاملیت و خودتنظیمی یادگیرنده، کیفیت و الگوی تعامل با ابزارهای هوش مصنوعی، بازاندیشی در طراحی و ارزیابی برنامه درسی، تحول در هویت حرفهای دانشجومعلمان، توسعه مهارتهای شناختی و فناورانه، ملاحظات عدالت آموزشی و دسترسی، و نقش سیاستها و پشتیبانی نهادی است. این مضامین نشان میدهد که برنامه درسی مبتنی بر هوش مصنوعی، در کنار ایجاد فرصتهای نوین برای شخصیسازی یادگیری و تقویت عاملیت، چالشهایی جدی در سطوح آموزشی، اخلاقی و نهادی نیز به همراه دارد و مستلزم بازنگری آگاهانه در سیاستگذاری و طراحی برنامههای تربیت معلم است.
کلیدواژههادانشجومعلمان، برنامه درسی، هوش مصنوعی، عاملیت یادگیرنده
@JCSTP
نویسندهصادق حامدی نسب
چکیدهپژوهش حاضر با هدف واکاوی عمیق تجارب زیسته دانشجومعلمان از برنامه درسی مبتنی بر هوش مصنوعی و با تأکید ویژه بر مفهوم عاملیت یادگیرنده انجام شد. با توجه به ماهیت تفسیری، زمینهمند و تجربهمحور موضوع، این مطالعه در چارچوب رویکرد کیفی و با بهرهگیری از روش پدیدارشناسی طراحی گردید تا نحوه ادراک، معنابخشی و کنش دانشجومعلمان در تعامل با برنامههای درسی هوشمند مورد فهم قرار گیرد. جامعه پژوهش را دانشجومعلمان مقطع کارشناسی دانشگاه فرهنگیان تشکیل دادند که تجربه استفاده از ابزارها و محیطهای مبتنی بر هوش مصنوعی در فرایند یادگیری را داشتند. نمونهگیری بهصورت هدفمند و مبتنی بر ملاک انجام شد و دادهها از طریق ۱۴ مصاحبه نیمهساختاریافته عمیق گردآوری گردید. تحلیل دادهها با استفاده از تحلیل مضمون کیفی و بهکارگیری نرمافزار MAXQDA صورت گرفت. یافتههای پژوهش منجر به شناسایی ۸ مضمون فراگیر شد که شامل عاملیت و خودتنظیمی یادگیرنده، کیفیت و الگوی تعامل با ابزارهای هوش مصنوعی، بازاندیشی در طراحی و ارزیابی برنامه درسی، تحول در هویت حرفهای دانشجومعلمان، توسعه مهارتهای شناختی و فناورانه، ملاحظات عدالت آموزشی و دسترسی، و نقش سیاستها و پشتیبانی نهادی است. این مضامین نشان میدهد که برنامه درسی مبتنی بر هوش مصنوعی، در کنار ایجاد فرصتهای نوین برای شخصیسازی یادگیری و تقویت عاملیت، چالشهایی جدی در سطوح آموزشی، اخلاقی و نهادی نیز به همراه دارد و مستلزم بازنگری آگاهانه در سیاستگذاری و طراحی برنامههای تربیت معلم است.
کلیدواژههادانشجومعلمان، برنامه درسی، هوش مصنوعی، عاملیت یادگیرنده
@JCSTP
۱۴:۳۷
مطالعه تجارب مربیان آموزشی از دلالت های معنایی و چگونگی کاربست مفهوم تخیل در برنامه درسی اوان کودکی
نویسندگاناحسان غریبی، جمال سلیمی ، علی امینی باغ
چکیدهاین پژوهش با هدف بررسی تجربیات مربیان آموزشی در بهکارگیری مفهوم تخیل در برنامه درسی اوان کودکی و درک معانی زیسته آن انجام شد. رویکرد تحقیق کیفی و راهبرد آن پدیدارشناسی تفسیری بود. مشارکتکنندگان تحقیق شامل مربیان فعال در مراکز آموزشی شهر کامیاران در سال تحصیلی 1404-1403 بود و نمونهگیری هدفمند با تأکید بر تنوع تجربه و سابقه کاری انجام شد. دادهها از طریق مصاحبههای عمیق و نیمهساختاریافته با 16 نفر از مشارکتکنندگان جمعآوری شد و فرایند مصاحبهها تا رسیدن به مقوله اشباع نظری ادامه یافت. فرایند تحلیل دادهها با استفاده از شیوه تحلیل مضمون براون و کلارک شامل کدگذاری اولیه، بازبینی و تعریف نهایی مضامین پایه، سازماندهنده و فراگیر انجام گرفت. یافتههای پژوهش نشان داد تجربه مربیان با مفهوم تخیل در سه حوزه اصلی معنا مییابد. نخست، مربیان تخیل را بهعنوان فرایند ذهنی و وجودی و همچنین توان حرفهای خلاقیتبخش در طراحی و اجرای یادگیری درک میکنند که جریان آموزشی را از یکنواختی خارج میسازد و مسیر یادگیری را انعطافپذیر، معنادار و جذاب میکند. دوم، مربیان با بهرهگیری از سناریوهای خلاق، بازیهای آزاد، نقشآفرینی و فعالیتهای چندحسی، تخیل را در طراحی، اجرا و ارزشیابی برنامه درسی بهکار میگیرند، به گونهای که هم امکان تجربه فعال کودک فراهم میشود و هم مسیر یادگیری با خلاقیت و انعطافپذیری همراه است. سوم، کاربرد تخیل پیامدهای چندبعدی در رشد کودکان دارد؛ کودکان توانمندیهای شناختی و خلاقانه خود را توسعه میدهند، مهارتهای اجتماعی و همدلیشان تقویت میشود، انگیزه و علاقه به یادگیری افزایش مییابد و ارزشها و نگرشهای اخلاقی و اجتماعی آنان پرورش مییابد.
کلیدواژههاتخیل در اوان کودکی، تجارب مربیان برنامه درسی، دلالتهای معنایی
@JCSTP
نویسندگاناحسان غریبی، جمال سلیمی ، علی امینی باغ
چکیدهاین پژوهش با هدف بررسی تجربیات مربیان آموزشی در بهکارگیری مفهوم تخیل در برنامه درسی اوان کودکی و درک معانی زیسته آن انجام شد. رویکرد تحقیق کیفی و راهبرد آن پدیدارشناسی تفسیری بود. مشارکتکنندگان تحقیق شامل مربیان فعال در مراکز آموزشی شهر کامیاران در سال تحصیلی 1404-1403 بود و نمونهگیری هدفمند با تأکید بر تنوع تجربه و سابقه کاری انجام شد. دادهها از طریق مصاحبههای عمیق و نیمهساختاریافته با 16 نفر از مشارکتکنندگان جمعآوری شد و فرایند مصاحبهها تا رسیدن به مقوله اشباع نظری ادامه یافت. فرایند تحلیل دادهها با استفاده از شیوه تحلیل مضمون براون و کلارک شامل کدگذاری اولیه، بازبینی و تعریف نهایی مضامین پایه، سازماندهنده و فراگیر انجام گرفت. یافتههای پژوهش نشان داد تجربه مربیان با مفهوم تخیل در سه حوزه اصلی معنا مییابد. نخست، مربیان تخیل را بهعنوان فرایند ذهنی و وجودی و همچنین توان حرفهای خلاقیتبخش در طراحی و اجرای یادگیری درک میکنند که جریان آموزشی را از یکنواختی خارج میسازد و مسیر یادگیری را انعطافپذیر، معنادار و جذاب میکند. دوم، مربیان با بهرهگیری از سناریوهای خلاق، بازیهای آزاد، نقشآفرینی و فعالیتهای چندحسی، تخیل را در طراحی، اجرا و ارزشیابی برنامه درسی بهکار میگیرند، به گونهای که هم امکان تجربه فعال کودک فراهم میشود و هم مسیر یادگیری با خلاقیت و انعطافپذیری همراه است. سوم، کاربرد تخیل پیامدهای چندبعدی در رشد کودکان دارد؛ کودکان توانمندیهای شناختی و خلاقانه خود را توسعه میدهند، مهارتهای اجتماعی و همدلیشان تقویت میشود، انگیزه و علاقه به یادگیری افزایش مییابد و ارزشها و نگرشهای اخلاقی و اجتماعی آنان پرورش مییابد.
کلیدواژههاتخیل در اوان کودکی، تجارب مربیان برنامه درسی، دلالتهای معنایی
@JCSTP
۱۴:۳۹