بله | کانال کانون ادبی نوجوانان منطقه ۱۲
عکس پروفایل کانون ادبی نوجوانان منطقه ۱۲ک

کانون ادبی نوجوانان منطقه ۱۲

۷۶ عضو
thumbnail

۹:۴۶

thumbnail

۹:۴۶

thumbnail

۹:۴۶

thumbnail

۹:۴۶

در حال حاضر نمایش این پیام پشتیبانی نمی‌شود.

بازارسال شده از Somayeh hoseini
thumbnail
undefined گزارش تصویری محفل ادبی شب شعر یلدایی در عمارت تاریخی کاظمی قلب طهران منطقه ۱۲

۱۱:۲۹

کانون ادبی نوجوانان منطقه ۱۲
پیام
تمامی اعضا لطفا شرکت بفرمایید

۱۵:۴۴

توجهفردا کلاس شاهنامه خوانی برگزار میشود

۱۲:۲۰

thumbnail

۱۲:۲۴

«سوژه» یعنی «یک فکر بزرگ»؛
در واقع «سوژهٔ‌» چیزی است که خواننده هنگام ورق‌زدن کتاب‌ دنبالش می‌گردد.
فکر بزرگ داستان شما چیست؟ وقتی سوژه‌ را انتخاب کردید، زمان بگذارید و به ایراد اساسی سوژه‌ فکر کنید. یعنی نگاه‌کردن به آن از زاویه منفی است. ایرادی که فکر می‌کنید ممکنه به آن دلیل، کار کردن روی آن سوژه، نوعی خطر است. معنی این حرف این نیست که شما خودتان را از شر این سوژه خلاص کنید؛ منظور این است که بر فرض چنین چیزی، می‌توانید سوژه تان را تقویت کنید. قبل از اینکه سوژه‌تان را کار کنید برای اطمینان از خود بپرسید:
undefined آیا شخصیت‌هایی که در نظر دارید از آن‌ها در داستان‌تان استفاده کنید شخصیت‌های قدیمی و کلیشه‌ای هستند؟‌
undefined آیا عنصر دیگری هست که بتوانید به داستان اضافه و آن را پر کشش کنید؟
undefined آیا مکان داستان شما معمولی است؟

undefined آیا این نوع داستان قبلاً کار شده است؟
با پیدا کردن پاسخ‌هایی برای سوال‌های بالا و به کار بستن آن‌ها در سوژه‌تان، از همان اول کاری کنید که این سوژه‌ در مدت یا مسیر طولانی که می‌خواهید آن را بنویسید، برایتان ملال‌آور نشود.
@Kanoonadabinojvanan

۱۵:۵۹

undefinedپرفروش نیویورک تایمز
به احتمال زیاد تا به حال با کتابی که پرفروش نیویورک تایمز بوده روبه‌رو شدید. و شاید باعث شده براتون سوال بشه که نیویورک تایمز کجاست یا اصلا چیه؟؟
اول اینکه پرفروش بودن الزماً به معنای خوب بودن کتاب نیست. یه کتاب می‌تونه خیلی فروش داشته باشه ولی برای خیلی‌ها جذاب نباشه. اما حتی اگر فرض کنیم پرفروش بودن مساوی کیفیت باشه، باز هم این تیترها مشکل های جدی دارند!
فهرست پرفروش‌های نیویورک تایمز از سال ۱۹۳۱ هفتگی منتشر میشه و شامل چندین لیست جداگانه برای ژانرها ، مثل داستانی، غیرداستانی، چاپی یا الکترونیک. نکتهٔ مهم اینه که این فهرست بر اساس فروش هفتگی تنظیم میشه، نه فروش کل طول عمر کتاب. یعنی فقط فروش در یک بازهٔ کوتاه، بنابراین حتی اگر کتابی در طول زمان فروش بیشتری داشته باشه، چون اون فروش پراکنده بوده، ممکنه هیچ‌وقت داخل این لیست قرار نگیره.
اگر کتاب شما فقط یک هفته تو این فهرست باشه، می‌تونید تا ابد روی جلدش بنویسید: “از پرفروش‌ترین‌های نیویورک تایمز!” و حتی بعضی نویسنده‌ها با همین یه هفته حضور می‌گن: “نویسندهٔ پرفروش نیویورک تایمز!” یعنی ممکنه فقط برای یک هفته فروشش خوب بوده باشه، ولی این‌جوری جا میفته که انگار همیشه جزو بهترین ها بوده، در حالی که واقعیت ممکنه چیز دیگه‌ای باشه.
سازوکار لیست هم خیلی واضح نیست. نیویورک تایمز دقیقاً نمی‌گه بر اساس چه معیارهایی و از کدوم فروشگاه‌ها داده‌ها رو جمع‌آوری می‌کنه. فروش‌ها از چند هزار فروشگاه و منابع مختلف جمع‌آوری میشه، اما نمی‌دونیم این نمونه تا چه حد نمایندهٔ کل بازار هست. این عدم واضح بودن باعث شده خیلی‌ها بگن این لیست اعدادِ واقعی و آمار واقعیِ فروش ها نیست.
و نکته بعدی این که لیست فروش، فروش کلی کتاب‌ها رو در طول زمان اندازه نمی‌گیره و معیارش سرعت فروش هست، نه جمع فروش کل.
پس دفعهٔ بعد که دیدین روی جلد یه کتاب نوشته: “پرفروش نیویورک تایمز” یا “نویسندهٔ پرفروش نیویورک تایمز”، یادتون باشه که اون فقط یک برچسب تبلیغاتی هست و معیار برای خرید یک کتاب نیست.
اگر شما هم در این باره نظر یا تجربه‌ای دارید خوشحال میشویم که باهامون در میون بذارید!@Kanoonadabinojvanan

۶:۲۵

thumbnail
#فرزندان_فردوسیبرگزاری کلاس شاهنامه خوانی پر از انرژیundefinedundefined

۱۱:۵۳

thumbnail
روز پدر مبارکundefined

۹:۳۲

thumbnail
#فرزندان_فردوسیبرگزاری کلاس شاهنامه خوانی با انرژی

۶:۰۰

thumbnail

۶:۰۰

undefined*«گفت‌و‌گو با ویژگی‌های فردی در حرف زدن»:*

یادتان باشد که شما با استفاده از طرز حرف زدن شخصیت نه‌تنها می‌خواهید نوع شخصیت بازیگران داستان‌تان را نشان دهید، بلکه می‌خواهید داستانی خلق کنید که مرتبط با هم است و همگی در سطحی بالاتر می‌خواهند مضمون داستانتان را بیان کنند.

undefined آدمی که لکنت دارد:
این فرد برخی از حروف را غلط تلفظ می‌کند مثلاً به بیرون می‌گوید دیرون یا بچه‌ای است که به سیب‌زمینی می‌گوید دیب‌دمینی یا یک حرف را موقع صحبت، بارها تکرار می‌کند: «بــ‌ بــ‌ بــ‌ بگذار بــ‌‌ بــ‌ بــ‌ بینــ‌ نم بــ‌ بــ‌ به چیزی بــ‌ بیرون احتیاج نــ‌ نــ‌ نداریم؟»هنگام نوشتن داستان، نمی‌توانید بیش از حد از این نوع گفت‌و‌گو استفاده کنید؛ چون برای مخاطب عذاب‌آور است.

🟣 مثل فشنگ حرف زدن:
این فرد، تندتند حرف می‌زند. برای نشان دادن این نوع گفت‌و‌گو می‌توانید کلمه‌ها را به هم بچسبانید:«بگذار ببینمهچیزیبیروناحتیاجنداریم؟»

🟠 کند حرف زدن:
بگذار...ببینم......چیزی...از...فروشگاه.....نباید.....بخرم؟؟

undefined شخصیت با صدای زیر:
این فرد مثل دختربچه‌ی کوچکی است که فقط هیکلش گنده شده است. با صدای جیغ مانندی گفت: «بگذار ببینم... (نخودی خندید) به چیزی در فروشگاه احتیاج ندارم..»

🟣 شخصیت با صدای بم:
این فرد وقتی صحبت می‌کند، انگار صدایش از داخل یک طبل توخالی و پرطنین بیرون می‌آید.

🟠 آدمی که زورش می‌آید حرف بزند:
این فرد اصلاً حرف نمی‌زند و اگر هم حرف بزند، تنها جواب‌های کوتاه و یک‌کلمه‌ای می‌دهد.

۴:۵۶

thumbnail

۵:۰۱

زاویه دید دوم شخص
این نوع زاویه دید با وجود اینکه در ادبیات داستانی زیاد رایج نیست اما در ادبیات غیرداستانی، متن آهنگ ها و حتی بازی های کامپیوتری معمولا استفاده می شود. در این نوع زاویه دید، راوی تجربیات شخصیت دیگری را که در واقع "شما" هستید بازگو می کند. در این صورت "شما" قهرمان داستان محسوب می شوید و پیرنگ داستان در مورد شماست و سرنوشت شما داستان را تعیین می کند. زاویه دید دوم شخص ازین نظر جالب است که:
خواننده را وارد اتفاقات داستان می کند.داستان را شخصی می کند.خواننده را شگفت زده می کند.
به عنوان مثال از زاویه دید دوم شخص بخشی از رمان چراغ های روشن، شهر بزرگ از جِی مَک اینرنی در زیر آمده است:
دوستانی داری که در واقع به تو اهمیت می دهند و به زبان درونی خود صحبت می کنند. اخیراً از آنها دوری کرده ای. روحت مانند آپارتمانت آشفته شده است، و تا زمانی که کمی آن را مرتب نکرده ای، نمی خواهی کسی را به داخل دعوت کنی.
زاویه دید دوم شخص غالباً استفاده نمی شود. با این حال، نمونه های برجسته ای از آن وجود دارد. در داستان هایی که خود شما سرنوشت شخصیت های داستان را تعیین می کنید. چراغ های روشن، شهر بزرگ از پرفروش ترین کتاب ها از نویسنده جِی مَک اینرنی؛ در نیویورک احتمالاً محبوب ترین نمونه از رمانی با زاویه دید دوم شخص است. با این حال، بسیاری از رمان ها و داستان های کوتاه دیگر هم وجود دارند که از زاویه دید دوم شخص استفاده می کنند .
زاویه دید دوم شخص دیوار چهارم را می شکند.در نمایشنامه های ویلیام شکسپیر، یک شخصیت بعضاً به سمت تماشاگران می ایستد و مستقیماً با آنها صحبت می کند. این روش صحبت کردن مستقیم با مخاطب یا خواننده شکستن دیوار چهارم است (سه دیوار دیگر فضای داستان هستند). این راهی است که نویسنده می تواند به طور مختصر از زاویه دید دوم شخص در روایت اول شخص یا سوم شخص استفاده کند.

۹:۴۷

thumbnail
خیلی سخت است که عاشق پرواز باشی و از بلندی بترسی.دلت به رفتن باشد و پایت جرئت قدم زدن نداشته باشد.
undefined#بریده‌_کتاب

۱۳:۱۶

باسلام، امروز کلاس شاهنامه خوانی برگزار نمیشود. یاحق

۱۰:۵۷