مارکوپوریو
هر کسی از محل اصابت برمیگشت، غم از صورتش میبارید. حال و هوای کرجیها شبیه مادری بود که ۹ ماه دردِ به دنیا آوردن بچهاش را تحمل کرده، اما آخر با کودکی بیجان روبهرو شده. بعد از این همه سال انتظار و ذوقِ دیدنِ ثمرهی صنعت و مهندسی ایرانی، یک آمریکایی پیدا میشود و ذوق همهمان را کور میکند. این لحظهها فراموش نمیشود. ما این ماجرا را تمام میکنیم.
@MarcoPourio
آغاز بازسازی پل B1 کرج 🥲
چقدر خوشحال کننده بود این خبر
چقدر خوشحال کننده بود این خبر
۹:۵۲
یکی از سختترین لحظههای عکاسیم توی جنگ، وقتایی بود که هنوز صدای انفجار توی هوا بود و من جزو اولین نفرایی بودم که میرسیدم محل.
مردم رو میدیدم که با هر چیزی که فکر میکردن لازمه و میتونن با خودشون حمل کنن، از خونه زده بودن بیرون.یکی چمدون کوچیک دستش بود،یکی پتوی بچهشو بغل کرده بود،یکی مدارکشو ریخته بود توی یه کیف،یکی فقط چند تا لباس برداشته بود،یکی هم قفس پرندهشو با خودش آورده بود.
اما غمانگیزترین قسمت ماجرا، وسایلی که دستشون بود نبود...چشمهاشون بود.
اون نگاههای نگران و گیج و بلاتکلیف،آدمو داغون میکرد.انگار هنوز خودشونم نمیدونستن دقیقاً چی رو جا گذاشتن و چی رو از دست دادن.
@MarcoPourio
مردم رو میدیدم که با هر چیزی که فکر میکردن لازمه و میتونن با خودشون حمل کنن، از خونه زده بودن بیرون.یکی چمدون کوچیک دستش بود،یکی پتوی بچهشو بغل کرده بود،یکی مدارکشو ریخته بود توی یه کیف،یکی فقط چند تا لباس برداشته بود،یکی هم قفس پرندهشو با خودش آورده بود.
اما غمانگیزترین قسمت ماجرا، وسایلی که دستشون بود نبود...چشمهاشون بود.
اون نگاههای نگران و گیج و بلاتکلیف،آدمو داغون میکرد.انگار هنوز خودشونم نمیدونستن دقیقاً چی رو جا گذاشتن و چی رو از دست دادن.
۱۴:۱۵
وقتی صدا میاد 
۲۰:۵۱
همون «استان امارات» باشه یا چیز دیگه؟
۲۳:۱۲
پهلویچی ها رو بهتر بشناسید:
۱۱:۲۱
آخرین باری که اینجا ایستاده بودم،گلولههای قرمز پدافند یکییکی میرفت سمت آسمون.
چند ثانیه بعد،یهو همهچی نارنجی شد…
بعد که چشم باز کردم،رسیده بودم نزدیک انبار نفت شهرانو گرمای آتیشش میخورد توی صورتم،در حالی که فقط سعی میکردم بتونم فوکوس کنم و عکس بگیرم.
@MarcoPourio
چند ثانیه بعد،یهو همهچی نارنجی شد…
بعد که چشم باز کردم،رسیده بودم نزدیک انبار نفت شهرانو گرمای آتیشش میخورد توی صورتم،در حالی که فقط سعی میکردم بتونم فوکوس کنم و عکس بگیرم.
۲۲:۰۸
از چتجیپیتی پرسیدم:«آمریکا از آغاز تأسیسش تا امروز چند جنگ و مداخله نظامی داشته؟»
بر اساس گزارش رسمی کنگره آمریکا:۴۶۹ مورد استفاده از نیروی نظامی در خارج از کشور.
و هنوز یه عده منتظرن همین کشور، صلح رو براشون به ارمغان بیاره.
@MarcoPourio
بر اساس گزارش رسمی کنگره آمریکا:۴۶۹ مورد استفاده از نیروی نظامی در خارج از کشور.
و هنوز یه عده منتظرن همین کشور، صلح رو براشون به ارمغان بیاره.
۷:۰۳
بازارسال شده از لومی لو
...امروز که برای کاری باید سراغ عکسهایم میرفتم تازه سر سوزنی شاید فهمیده باشم که وقتی از یک خانواده یِ داغدار میخواهیم آنچه اتفاق افتاده است را برایمان از اول تعریف کند چقدر درد میکشد ...
۱۱:۳۷
اگه با گارد جاویدان شاهنشاهی کل کل کرده باشید متوجه میشین چی میگم 
۱۵:۳۵
این شبها میشینم و غرق میشم توی عکسهایی که این دو ماه گرفتم.دردناک هست و سختیش کمتر از زمانی که میرفتم عکاسی میکردم اگر بیشتر نباشه، کمتر هم نیست.
اون لحظه فقط میدویدی که فریم از دستت نره.اما حالا هر عکس، وقت داره زل بزنه توی چشمهات.وقت داره صداها رو برگردونه.دود، آژیر، گریه، دویدن مردم، و اون ثانیههایی که نمیفهمیدی ترسیدی یا فقط داشتی کارت رو انجام میدادی.
بعضی عکسها را ثبت میکنی که فراموش نشوند؛
بعضی عکسها اما، خودشان نمیگذارند فراموش کنی.
@MarcoPourio
اون لحظه فقط میدویدی که فریم از دستت نره.اما حالا هر عکس، وقت داره زل بزنه توی چشمهات.وقت داره صداها رو برگردونه.دود، آژیر، گریه، دویدن مردم، و اون ثانیههایی که نمیفهمیدی ترسیدی یا فقط داشتی کارت رو انجام میدادی.
بعضی عکسها را ثبت میکنی که فراموش نشوند؛
بعضی عکسها اما، خودشان نمیگذارند فراموش کنی.
۱۷:۵۸
تا وقتی وصل بود، داشتیم سگ دو میزدیم برای کانفیگ و پروکسی تلگرام.الان که وصل نیست هم، باید سگ دو بزنیم یه عکس ۸۵ کیلوبایتی توی بله باز بشه.
۱۹:۱۳
#پیام_شما
تو استوریتون دیدم نوشته بودید ، فک کنم از نصفتون توی تجمعات عکس گرفتم ، یادم افتاد تو یکی از این تجمعات تو یکی از عکسای من بودید شما
تو استوریتون دیدم نوشته بودید ، فک کنم از نصفتون توی تجمعات عکس گرفتم ، یادم افتاد تو یکی از این تجمعات تو یکی از عکسای من بودید شما
۲۰:۳۵
مارکوپوریو
#پیام_شما تو استوریتون دیدم نوشته بودید ، فک کنم از نصفتون توی تجمعات عکس گرفتم ، یادم افتاد تو یکی از این تجمعات تو یکی از عکسای من بودید شما
خاب پسسسس کم کم داره لو میره
🦽
۲۰:۳۶
بازارسال شده از lumière | نور
که یادمون نره.
۲۲:۴۵
آدما یادشون میمونه توی مسیر رشد شون، کیا دستشون رو گرفتن و کمک شون کردن، و کیا یه قدم هم برات برنداشتن.
۱۷:۱۶
بِلانسبت بِلانسبت...
۲۲:۰۴
همون کاری رو که میخوای به دیگران بسپری و هزار بار پیگیری کنییه جوری برنامه ریزی کن که خودت انجامش بدی با روان آسوده
۲۳:۳۷
دیدی یه وقتا حس میکنی، اندازه یه دهه اول محرم به خودت گریه بدهکاری؟!
۲۳:۳۸