دانشنامه مشهد
هویت
خانه سالاری
مشهد_ چهارراه شهدا پشت باغ نادری کوچه شهید خوراکیان عکس: محمد رضا ملازاده www.mashhadEnc.ir
Mashhad Encyclopedia
دانشنامه مشهد رسانه تخصصی هویت ، تاریخ مشهد @mashhadEnc
خانه سالاری
خانه سالاریها با پزشکی در مشهد پیوند خورده است و جدای از ارزشهای معماریاش، ارزش فرهنگی زیادی دارد و اگر شهرداری، دانشگاه علوم پزشکی و میراث فرهنگی پایکار باشند و سروسامانی به وضعیت آن بدهند، میشود این بنا را به عنوان موزه پزشکی مشهد مورد بهرهبرداری قرارداد.
چون مالک این خانه کسی نبوده جز دکتر حسینسالاری، ملقب به معتمدالحکما. کسی که بنا به روایتی مشهور از اولین پزشکان شهر بوده است. این را هم بد نیست بدانید که فرزندان او هم که از قضا پزشک بودهاند و یکی دو طبیب دیگر شهر مشهد، در همان اطراف خانه سالاری زندگی میکردند و کوچهای که امروز به نام شهیدان خوراکیان نامگذاری شده، روزگاری به نام کوی سالاری شناخته میشده است.
البته حالا اثری از خانههای دیگر پزشکان نیست و تنها خانه دکتر حسینسالاری است که فعلا سالم مانده است. خانهای که مدتی مطب و درمانگاه معتمدالحکما بوده است و بعد پسر بزرگش، رضا، در آنجا به طبابت مشغول میشود.
دکتر سالاری در خانوادهای به دنیا آمد که همه از عالمان دین بودند. پدرش آیتا... حاجابوالقاسمیزدی از علمای بزرگ و به نام شهر یزد بود و حسینسالاری با وجود علاقه بیحد و اندازهای که به پزشکی داشت، طبق رسم خانوادگی وارد حوزه علمیه شد و پس از مرگ پدرش، امام جماعت مسجدی شد که او سالها در آنجا نماز میخواند و مردم را موعظه میکرد.
اما فکر پزشکی و پزشک شدن هنوز در سرش بود، برای همین اول به اصفهان رفت و بعد راهی تهران شد تا درس طب بخواند. پس از پایان درس هم سرباز ارتش و به عنوان پزشک لشکر مشغول فعالیت شد.
اما اینکه چهطور پای دکتر سالاری به مشهد باز و همینجا ماندگار میشود، به زمانی برمیگردد که با جمعی از سربازان برای مأموریتی به این شهر میآیند. روزهای آخر سفرشان به مشهد، همزمان میشود با پایانخدمت سالاری در ارتش. اما در این میان همسر رکن الدوله، تولیت وقت آستان قدس رضوی بیمار میشود و والی خراسان که از دست شفابخش سالاری چیزهایی شنیده بود، دنبال او میفرستد تا بیاید و همسرش را درمان کند.
یک عبا و قرآن و درخواست، دستمزد دکتر سالاری است. درخواستی که او را ۳۵ سال در مشهد ماندگار میکند. رکن الدوله از سالاری میخواهد که در مشهد بماند و رئیس دارالشفای حضرت شود. او هم قبول میکند. دکتر حسینسالاری سال ۱۳۱۱ خورشیدی فوت میکند و جنازهاش را در صحن نو (آزادی) به خاک میسپارند.
www.mashhadEnc.ir
Mashhad Encyclopedia
دانشنامه مشهدرسانه تخصصی هویت ، تاریخ مشهد@mashhadEnc
خانه سالاریها با پزشکی در مشهد پیوند خورده است و جدای از ارزشهای معماریاش، ارزش فرهنگی زیادی دارد و اگر شهرداری، دانشگاه علوم پزشکی و میراث فرهنگی پایکار باشند و سروسامانی به وضعیت آن بدهند، میشود این بنا را به عنوان موزه پزشکی مشهد مورد بهرهبرداری قرارداد.
چون مالک این خانه کسی نبوده جز دکتر حسینسالاری، ملقب به معتمدالحکما. کسی که بنا به روایتی مشهور از اولین پزشکان شهر بوده است. این را هم بد نیست بدانید که فرزندان او هم که از قضا پزشک بودهاند و یکی دو طبیب دیگر شهر مشهد، در همان اطراف خانه سالاری زندگی میکردند و کوچهای که امروز به نام شهیدان خوراکیان نامگذاری شده، روزگاری به نام کوی سالاری شناخته میشده است.
البته حالا اثری از خانههای دیگر پزشکان نیست و تنها خانه دکتر حسینسالاری است که فعلا سالم مانده است. خانهای که مدتی مطب و درمانگاه معتمدالحکما بوده است و بعد پسر بزرگش، رضا، در آنجا به طبابت مشغول میشود.
دکتر سالاری در خانوادهای به دنیا آمد که همه از عالمان دین بودند. پدرش آیتا... حاجابوالقاسمیزدی از علمای بزرگ و به نام شهر یزد بود و حسینسالاری با وجود علاقه بیحد و اندازهای که به پزشکی داشت، طبق رسم خانوادگی وارد حوزه علمیه شد و پس از مرگ پدرش، امام جماعت مسجدی شد که او سالها در آنجا نماز میخواند و مردم را موعظه میکرد.
اما فکر پزشکی و پزشک شدن هنوز در سرش بود، برای همین اول به اصفهان رفت و بعد راهی تهران شد تا درس طب بخواند. پس از پایان درس هم سرباز ارتش و به عنوان پزشک لشکر مشغول فعالیت شد.
اما اینکه چهطور پای دکتر سالاری به مشهد باز و همینجا ماندگار میشود، به زمانی برمیگردد که با جمعی از سربازان برای مأموریتی به این شهر میآیند. روزهای آخر سفرشان به مشهد، همزمان میشود با پایانخدمت سالاری در ارتش. اما در این میان همسر رکن الدوله، تولیت وقت آستان قدس رضوی بیمار میشود و والی خراسان که از دست شفابخش سالاری چیزهایی شنیده بود، دنبال او میفرستد تا بیاید و همسرش را درمان کند.
یک عبا و قرآن و درخواست، دستمزد دکتر سالاری است. درخواستی که او را ۳۵ سال در مشهد ماندگار میکند. رکن الدوله از سالاری میخواهد که در مشهد بماند و رئیس دارالشفای حضرت شود. او هم قبول میکند. دکتر حسینسالاری سال ۱۳۱۱ خورشیدی فوت میکند و جنازهاش را در صحن نو (آزادی) به خاک میسپارند.
www.mashhadEnc.ir
۱۴:۵۳
در مشهد از اول دی تا پانزدهم اسفند ۱۳۵۰، یازده برف باریده است که ۱۰ برف خیلی سنگین بودهاند، طول این دو ماه همچنین در داخل شهر چهل خانه خراب و در شهرهای اطراف مشهد بهویژه قوچان و تربتحیدریه وحشتناک گزارش شد. برف و کولاک سنگین، کلیه راههای خراسان را مسدود کرده است و فعلا ارتباط زمینی مشهد با دیگرشهرستانهای خراسان قطع است.»
تیتر روزنامه خراسان برای این روز خیلی جالب است:در «برف- برف- برف- برف. بیش از ۵۰ ساعت است که در مشهد برف میبارد.» و بعد میخوانیم: «سرما چنان است که از ساعت ۱۲ ظهر به بعد حتی یک آدم در خیابانها دیده نمیشود.» روز بیستوچهارم بهمن همچنان اوضاع بد بود. درجه هوا به ۳۰ درجه زیر صفر رسید و برف در محلات شهر دیگر به کوههای بلند یخی تبدیل شده بود. راه کوچهها بهدلیل وجود برف زیاد بسته بود و مردم برای آمدوشد ناچار شده بودند از زیر برفها تونل بزنند.
"دانشنامه مشهد" رسانه تخصصی هویت و فرهنگ مشهد
Mashhad ENCyclopedia
@mashhadenc
تیتر روزنامه خراسان برای این روز خیلی جالب است:در «برف- برف- برف- برف. بیش از ۵۰ ساعت است که در مشهد برف میبارد.» و بعد میخوانیم: «سرما چنان است که از ساعت ۱۲ ظهر به بعد حتی یک آدم در خیابانها دیده نمیشود.» روز بیستوچهارم بهمن همچنان اوضاع بد بود. درجه هوا به ۳۰ درجه زیر صفر رسید و برف در محلات شهر دیگر به کوههای بلند یخی تبدیل شده بود. راه کوچهها بهدلیل وجود برف زیاد بسته بود و مردم برای آمدوشد ناچار شده بودند از زیر برفها تونل بزنند.
۱۷:۲۶
به بهانه سالگرد واقعه۲۳ آذر ۵۷ ، حمله به بیمارستان امام رضا(ع)
یکی از فجایع اصلی در مشهد، تهاجم عوامل رژیم شاه به بیمارستان امام رضا(ع) بود. در ۲۳ آذر بود که چماق به دستان با حمایت نیروهای امنیتی از در جنوبی وارد باغ بیمارستان شاه رضا (ع) شدند. آنان ابتدا ماشینهای سواری پزشکان و کارکنان بیمارستان را مورد هجوم قرار داده و شیشههای آنان را شکستند. سپس در ادامهی حرکت خود به بخش اطفال بیمارستان هجوم آوردند و ضمن شکستن اثاثیه داخل آن شروع به تیراندازی کردند. هنگام ورود به این بخش، نگهبانان از خود مقاومت به خرج دادند که بر اثر درگیری تعدادی از آنان مجروح شدند. اما هنگامی که با مقابلهی انبوه کارکنان بخش روبهرو شدند، به شلیک گاز اشکآور و تیراندازی هوایی پرداختند. مردم به محض اطلاع به طرف بیمارستان حرکت کردند و هنگامی که به آنجا رسیدند، چماق به دستان فرار را بر قرار ترجیح دادند.اینک بیمارستان امام رضا(ع) به یکی از کانونهای اصلی مبارزه تبدیل شده بود و تظاهراتها غالباً به آنجا خاتمه مییافت.
"دانشنامه مشهد" رسانه تخصصی هویت و فرهنگ مشهد
Mashhad ENCyclopedia
@mashhadenc
یکی از فجایع اصلی در مشهد، تهاجم عوامل رژیم شاه به بیمارستان امام رضا(ع) بود. در ۲۳ آذر بود که چماق به دستان با حمایت نیروهای امنیتی از در جنوبی وارد باغ بیمارستان شاه رضا (ع) شدند. آنان ابتدا ماشینهای سواری پزشکان و کارکنان بیمارستان را مورد هجوم قرار داده و شیشههای آنان را شکستند. سپس در ادامهی حرکت خود به بخش اطفال بیمارستان هجوم آوردند و ضمن شکستن اثاثیه داخل آن شروع به تیراندازی کردند. هنگام ورود به این بخش، نگهبانان از خود مقاومت به خرج دادند که بر اثر درگیری تعدادی از آنان مجروح شدند. اما هنگامی که با مقابلهی انبوه کارکنان بخش روبهرو شدند، به شلیک گاز اشکآور و تیراندازی هوایی پرداختند. مردم به محض اطلاع به طرف بیمارستان حرکت کردند و هنگامی که به آنجا رسیدند، چماق به دستان فرار را بر قرار ترجیح دادند.اینک بیمارستان امام رضا(ع) به یکی از کانونهای اصلی مبارزه تبدیل شده بود و تظاهراتها غالباً به آنجا خاتمه مییافت.
۱۹:۵۱
www.mashhadEnc.ir
۱۸:۰۸
www.mashhadEnc.ir
۵:۰۱
۵:۰۱
۵:۰۱
۵:۰۱
۵:۰۱
۵:۰۱
دهه ۳۰ و ۴۰ خورشیدی – مشهد مقدس
جيگي جيگي ننه خانم ،برخلاف نامش مرد بود. مردی با قامتي متوسط ، شانه های پهن ، صورتي استخواني و موهای بلند خرمایی رنگ ، چهره ای ژولیده كه برخی او را با دفي در دست به ياد دارند.
“جيگي جيگي ننه خانم” مسكني ويژه براي خود داشته كه در سطح شهر يگانه بود. اين سکونت گاه ويژه اتاقكي غار مانند در داخل كال (كانال )انتهاي كوچه نوغان جايي نزديك دبیرستان حاج تقی آقا بزرگ امروزی بود .همان افرادی که هنوز خاطرات حضور وی در مجالس مختلف شادی خود را به یاددارند براین امر هم صحه می گذارند که وی در ماه هاي محرم و صفر به احترام سوگواران حسيني از غار خود خارج نمي شد و ساز نمي زد .
ادامه دارد
www.mashhadEnc.ir
۹:۲۷
همچنین او ، احترام ویژه ای برای ساحت مقدس امام رضا(ع) قائل بود به گونه ای که هر روز پس از خروج از غار خود ابتدا به ثامن الحجج(ع) سلام می داد و سپس کار روزانه را آغاز می کرد.این حسن ادب و احترام جیکی جیکی به نمادها و مصادیق دینی و مذهبی تا بدانجا بود که بنا بر گفته برخی از روحانیون مشهدی، شامل آنها نیز می شده و «جیگی جیگی ننه خانوم» حتی با دیدن روحانیون نیز با مخفی کردن تنبکش دست از آوازه خوانی بر می داشت و پس از احوال پرسی و چاق سلامتی و عبور از آنان شروع به تنبک زنی و آوازه خوانی می کرد.
پنهان نماند که این تنبک زنی و آوازه خوانی وی به لهو و لعب نبود بلکه متاثر از صفای باطنی اش به منظور شادمان کردن مردم و با هدف امرار معاش صورت می گرفت و همین باعث می شد تا تنبک زنی و آوازه خوانی اش بر دل مردم بنشیند
ادامه دارد
۹:۲۷
مردم محله نوغان خوب به یاد دارند روزی را که به دلیل غیبت چند روزه این نوازنده با سرکشی از خانه اش با جسد بی جان او روبرو شدند.آنان با ديدن اين صحنه ، جنازه را به غسالخانه شهر كه در میدان طبرسی قرارداشت منتقل كردند. جنازه جیگی جیگی بدلیل مشخص نبودن بستگانش شبی در غسالخانه ماند و پس از آن با توجه به عدم مراجعه خویشاوندانش بنابر رسم آن دوران قرار شد توسط ماموران شهرداري در قبرستان گلشور كه قبرستان عمومي شهر بود ،به خاك سپرده شود.همزمان با انتقال جسد جیگی جیگی به سردخانه ؛ جنازه یکی از تجار معروف آن زمان مشهد ( احتمالا حاج حسن تاجر معروف و متمول شهر ) برای نگهداری شبانه به غسالخانه منتقل میکنند .صبح روز بعد خویشان آن مرد تاجر با حضور در غسالخانه جنازه را تحویل گرفته وبرای انجام مراسم ابتدا راهی خانه و سپس حرم مطهر برای دفن می شوند .از سوی دیگر کارگران شهرداری نیز جنازه جیگی جیگی را برداشته و برای دفن به قبرستان عمومی شهر می برند و چون وی آشنایی نداشته مراسم کفن ودفن به سرعت انجام می شود.
ادامه دارد
۹:۲۷
دهه ۳۰ و ۴۰ خورشیدی – مشهد مقدس
جيگي جيگي ننه خانم ،برخلاف نامش مرد بود. مردی با قامتي متوسط ، شانه های پهن ، صورتي استخواني و موهای بلند خرمایی رنگ ، چهره ای ژولیده كه برخی او را با دفي در دست به ياد دارند.
“جيگي جيگي ننه خانم” مسكني ويژه براي خود داشته كه در سطح شهر يگانه بود. اين سکونت گاه ويژه اتاقكي غار مانند در داخل كال (كانال )انتهاي كوچه نوغان جايي نزديك دبیرستان حاج تقی آقا بزرگ امروزی بود .همان افرادی که هنوز خاطرات حضور وی در مجالس مختلف شادی خود را به یاددارند براین امر هم صحه می گذارند که وی در ماه هاي محرم و صفر به احترام سوگواران حسيني از غار خود خارج نمي شد و ساز نمي زد .
ادامه دارد
www.mashhadEnc.ir
۹:۲۸
همچنین او ، احترام ویژه ای برای ساحت مقدس امام رضا(ع) قائل بود به گونه ای که هر روز پس از خروج از غار خود ابتدا به ثامن الحجج(ع) سلام می داد و سپس کار روزانه را آغاز می کرد.این حسن ادب و احترام جیکی جیکی به نمادها و مصادیق دینی و مذهبی تا بدانجا بود که بنا بر گفته برخی از روحانیون مشهدی، شامل آنها نیز می شده و «جیگی جیگی ننه خانوم» حتی با دیدن روحانیون نیز با مخفی کردن تنبکش دست از آوازه خوانی بر می داشت و پس از احوال پرسی و چاق سلامتی و عبور از آنان شروع به تنبک زنی و آوازه خوانی می کرد.
پنهان نماند که این تنبک زنی و آوازه خوانی وی به لهو و لعب نبود بلکه متاثر از صفای باطنی اش به منظور شادمان کردن مردم و با هدف امرار معاش صورت می گرفت و همین باعث می شد تا تنبک زنی و آوازه خوانی اش بر دل مردم بنشیند
ادامه دارد
۹:۲۸
مردم محله نوغان خوب به یاد دارند روزی را که به دلیل غیبت چند روزه این نوازنده با سرکشی از خانه اش با جسد بی جان او روبرو شدند.آنان با ديدن اين صحنه ، جنازه را به غسالخانه شهر كه در میدان طبرسی قرارداشت منتقل كردند. جنازه جیگی جیگی بدلیل مشخص نبودن بستگانش شبی در غسالخانه ماند و پس از آن با توجه به عدم مراجعه خویشاوندانش بنابر رسم آن دوران قرار شد توسط ماموران شهرداري در قبرستان گلشور كه قبرستان عمومي شهر بود ،به خاك سپرده شود.همزمان با انتقال جسد جیگی جیگی به سردخانه ؛ جنازه یکی از تجار معروف آن زمان مشهد ( احتمالا حاج حسن تاجر معروف و متمول شهر ) برای نگهداری شبانه به غسالخانه منتقل میکنند .صبح روز بعد خویشان آن مرد تاجر با حضور در غسالخانه جنازه را تحویل گرفته وبرای انجام مراسم ابتدا راهی خانه و سپس حرم مطهر برای دفن می شوند .از سوی دیگر کارگران شهرداری نیز جنازه جیگی جیگی را برداشته و برای دفن به قبرستان عمومی شهر می برند و چون وی آشنایی نداشته مراسم کفن ودفن به سرعت انجام می شود.
ادامه دارد
۹:۲۸
بستگان آن تاجر پس از انجام مراسم خداحافظی جنازه با منزل و انتقال وی به حرم مطهر برای گذاشتن او در آرامگاه ابدی از پیش خریداری شده در کنج ایوان طلا به منظور وداع آخر ؛ كفن را از روي صورت او پس مي زنند اما به صحنه ای غیر قابل باور روبرو می شوند. آنان می بینند جنازه اي كه تاکنون به عنوان پدر حمل می کردند جنازه “جيگي جيگي ننه خانم” است .اين افراد ابتدا به گلشور مراجعه مي كنند و وقتي از دفن پدر خود مطلع می شوند تنها راه را گرفتن مجوز نبش قبر از مراجع تقلید حاضر در مشهد می یابند.برهمین اساس به سراغ آيات عظام سبزواری و میلانی مي روند اما هر دوي اين بزرگواران با خواسته آنان مخالفت کرده و می گویند دفن جیگی جیگی در حرم خواست خدا و امام رضا(ع) بوده است و بدین گونه اين مطرب بدون خانواده براي هميشه در ایوان شمالی صحن انقلاب که به ایوان عباسی شهرت دارد، ساکن شد.
تمام
۱۳:۳۶
www.mashhadEnc.ir
۱۶:۱۹
آیا فردوسی شیعه بوده؟!
توضیحات دقیق دکتر جلال خالقی مطلق در رابطه با دین و مذهب بزرگترین سرایندهی پارسی گو
حکیم ابوالقاسم فردوسی توسی (زادهٔ ۳۲۹ ه.ق، ۳۱۹ ه.خ - درگذشتهٔ پیش از ۴۱۱ ه.ق، ۳۹۷ ه.خ در توس خراسان)، سخنسرای نامی ایران و سرایندهٔ شاهنامه حماسهٔ ملی ایرانیان. او را بزرگترین سرایندهٔ پارسیگو دانستهاند. نام و آوازه فردوسی در همه جای جهان شناخته و ستوده شده است. شاهنامهٔ فردوسی به بسیاری از زبانهای زنده جهان برگردانده شده است.
www.mashhadEnc.ir
Mashhad Encyclopedia
دانشنامه مشهدرسانه تخصصی هویت ، تاریخ و گردشگری مشهد@mashhadEnc
توضیحات دقیق دکتر جلال خالقی مطلق در رابطه با دین و مذهب بزرگترین سرایندهی پارسی گو
حکیم ابوالقاسم فردوسی توسی (زادهٔ ۳۲۹ ه.ق، ۳۱۹ ه.خ - درگذشتهٔ پیش از ۴۱۱ ه.ق، ۳۹۷ ه.خ در توس خراسان)، سخنسرای نامی ایران و سرایندهٔ شاهنامه حماسهٔ ملی ایرانیان. او را بزرگترین سرایندهٔ پارسیگو دانستهاند. نام و آوازه فردوسی در همه جای جهان شناخته و ستوده شده است. شاهنامهٔ فردوسی به بسیاری از زبانهای زنده جهان برگردانده شده است.
www.mashhadEnc.ir
۷:۵۸
منم بندهی اهل بیت نبی/ستایندهی خاک و پای وصیحکیم این جهان را چو دریا نهاد/برانگیخته موج ازو تندبادچو هفتاد کشتی برو ساخته/همه بادبانها برافراختهیکی پهن کشتی بسان عروس/بیاراسته همچو چشم خروسمحمد بدو اندرون با علی/همان اهل بیت نبی و ولیخردمند کز دور دریا بدید/کرانه نه پیدا و بن ناپدیدبدانست کو موج خواهد زدن/کس از غرق بیرون نخواهد شدنبه دل گفت اگر با نبی و وصی/شوم غرقه دارم دو یار وفیهمانا که باشد مرا دستگیر/خداوند تاج و لوا و سریرخداوند جوی می و انگبین/همان چشمهی شیر و ماء معیناگر چشم داری به دیگر سرای/به نزد نبی و علی گیر جایگرت زین بد آید گناه منست/چنین است و این دین و راه منستبرین زادم و هم برین بگذرم/چنان دان که خاک پی حیدرمدلت گر به راه خطا مایلست/ترا دشمن اندر جهان خود دلستنباشد جز از بیپدر دشمنش/که یزدان به آتش بسوزد تنشهر آنکس که در جانش بغض علیست/ازو زارتر در جهان زار کیستنگر تا نداری به بازی جهان/نه برگردی از نیک پی همرهانهمه نیکی ات باید آغاز کرد/چو با نیکنامان بوی همنورداز این در سخن چند رانم همی/همانا کرانش ندانم همی
www.mashhadEnc.ir
Mashhad Encyclopedia
دانشنامه مشهدرسانه تخصصی هویت ، تاریخ و گردشگری مشهد@mashhadEnc
www.mashhadEnc.ir
۷:۵۹