مشکات بیان
بیوطنی مدرن: گاندی، بولیوار و ماندلا استقلال خواستند، شاهزادهٔ تبعیدی دخالت غرب را
مهاتما گاندی (هند) «هیچ ملتی نمیتواند آزاد باشد اگر ادارهٔ امورش در دست بیگانگان باشد، حتی اگر آن بیگانگان نیت خیر داشته باشند.»
سیمون بولیوار (آمریکای لاتین) «بدبختترین ملت جهان ملتی است که سرنوشتش را به دست قدرتهای خارجی بسپارد.»
نلسون ماندلا (آفریقای جنوبی) «آزادی یک ملت زمانی واقعی است که تصمیمهایش از بیرون دیکته نشود.»
جرج واشنگتن (آمریکا) «بزرگترین خطر برای جمهوری ما، وابستگی به قدرتهای خارجی است.»
رضا پهلوی «نقش غرب این است که راه گذار (انقلاب) را هموار کند» #اختصاصی
@Meshkat_Bayan
۱۵:۳۱
#اختصاصی
۶:۰۷
اما امروز
#اختصاصی
۶:۴۰
اونایی که از هزینه مقاومت میگن،
یادشون رفته هزینه بیدفاع بودن چیه
#اختصاصی
۱۵:۰۶
پروندهی اپستین فقط یک رسوایی نبود؛ انگار پردهای کنار رفت از تاریکترین لایهی جهان. حرف از تجاوز سازمانیافته به کودکان بود، قاچاق انسان، کودکآزاریِ سیستماتیک، خرید و فروش بدنهای بیدفاع؛ جنایتهایی که اگر اسمشان را درست بگذاری، وجدان هر انسانی را میلرزاند.
گفته میشد پای افرادی در میان است که در بالاترین قلههای قدرت ایستادهاند؛ در حد رؤسای جمهور، خاندانهای سلطنتی و چهرههایی که سرنوشت ملتها را امضا میکنند. نه مجرمان حاشیهای، نه آدمهای گمنام؛ بلکه همانهایی که قرار بود «نماد قانون و تمدن» باشند. و با این حال، جهان فقط نگاه کرد… و رد شد.
این سکوت، از خود جنایت ترسناکتر است. انگار بشر به نقطهای رسیده که حتی نابودی کودکان هم دیگر کافی نیست تا تکانش بدهد. آدم با خودش میپرسد: از این بدتر چه مانده؟ چه خط قرمزی باقی مانده؟
شاید پاسخ این باشد که ذهنها را آرامآرام بیحس کردهاند؛ با سرگرمی، با هیجان، با داستانهایی که تحقیر انسان را زیبا جلوه میدهد. سریالهایی مثل Squid Game و Westworld فقط سرگرمی نیستند؛ تمریناند. تمرینِ دیدن انسان بهعنوان مهره، عدد. تمرینِ تماشای مرگ بدون لرزش دل.
آنقدر تماشا میکنیم تا دیگر فریادها را نشنویم. آنقدر میبینیم تا جنایت، عادی شود.
و جامعهای که به جنایت عادت کند، دیگر طغیان نمیکند. شاید فاجعهی اصلی همین باشد: نه آنچه اتفاق افتاد، بلکه اینکه جهان توان شوکهشدنش را از دست داد.
#اختصاصی
۱۰:۴۰
#اختصاصی
۱۹:۵۶
بازهم به سمت امریکا غش می کنند؟
#اختصاصی
۷:۰۶
🧩 ایران چرا سال ۵۷ فرو نپاشید، اما امروز نگران تجزیهایم؟ 
دکتر علیرضا زادبر
چهاردهمین دوره زبان تبیین
#اختصاصی
@Meshkat_Bayan
#اختصاصی
۱۵:۱۲
«
آمبولانس خط قرمزِ جنگه؛
وقتی میسوزونیش، دیگه اسمش اعتراض نیست…
جنایته
#اختصاصی
@Meshkat_Bayan
وقتی میسوزونیش، دیگه اسمش اعتراض نیست…
#اختصاصی
۱۱:۱۴
#اختصاصی
۶:۲۲
بزرگ ترین خطای محاسباتی ما این روزا🪖
#اختصاصی
@Meshkat_Bayan
#اختصاصی
۵:۱۴
وقتی خودِ غرب هم داره ازش انتقاد میکنه، ما باید دقیقتر فکر کنیم…
#اختصاصی
۶:۵۹
- همراه با ارائه گواهی معتبر
لینک ثبت نام
۶:۵۲
مشکات بیان
دوره مطالعاتی ویژه ماه مبارک رمضان «منطق تبیین» در طرح کلی اندیشه اسلامی در قرآن
استاد: حجتالاسلام و المسلمین علی رضائیان (کارشناس صدا و سیما)
شامل ۶ جلسه مطالعاتی
زمان برگزاری: از ۷ تا ۱۷ اسفند (یک روز در میان) ساعت ۱۵ تا ۱۷
برگزاری به صورت مجازی - همراه با ارائه گواهی معتبر لینک ثبت نام
https://B2n.ir/tw2748
@Meshkat_Bayan
توی این دوره برای اولین بار، قراره مبانی اصیل جهاد تبیین رو مستقیماً از دلِ کتاب راهبردی «طرح کلی اندیشه اسلامی در قرآن» استخراج کنیم.یک نگاه عمیق، ریشهای و متفاوت به رسالت تبیین! 
ثبتنامش فعاله
https://meshkatbayan.ir/tabein3
ثبتنامش فعاله
۸:۲۹
۶:۵۹
مشکات بیان
ایران فقط تیترهای منفی نیست 
پیشرفتها و خبرهای خوب زیادی هست که دیده نمیشن 
گفتنِ خبر خوب، وظیفهی هر انسان ایرانیه
🤍
برای مقابله با این تصویر غلط که ایران فقط در حال پسرفتنه
به Good News بپیوند https://eitaa.com/GoodNewsIran خبرهایی که حال ایران رو خوب میکنه 
اگه دغدغهی ایران رو داری، این کانال واقعاً به کارت میاد.خبرهای خوب و پیشرفتهایی رو میگه که کمتر دیده میشن.حتماً دنبالش کن و برای بقیه هم بفرست.
https://eitaa.com/GoodNewsIran
https://eitaa.com/GoodNewsIran
۷:۰۰
۱۳:۴۲
نوجوان .mp3
۰۱:۵۷-۳.۵۹ مگابایت
در مواجهه با روایتهای احساسی،
اولین گام عقلانیت، مطالبهی جزئیات و امکان بررسی است
دکتر سید محسن خادمی
#اختصاصی#پادکست
@Meshkat_Bayan
اولین گام عقلانیت، مطالبهی جزئیات و امکان بررسی است
#اختصاصی#پادکست
۲:۵۱
مشکات بیان
در مواجهه با روایتهای احساسی، اولین گام عقلانیت، مطالبهی جزئیات و امکان بررسی است
دکتر سید محسن خادمی #اختصاصی #پادکست
@Meshkat_Bayan
یکی از ابهامات و الگوهای تکرارشوندهای که بارها در جمعها، کلاسها و محیطهای آموزشی دیده میشود
«آقا، خودم دیدم یک نفر را جلوی چشمم جان داد!»
احتمالاً همهی ما با چنین موقعیتی مواجه شدهایم. این فرد معمولاً همان جسورترین و در عین حال سازماندهندهترین عضو جمع است؛ کسی که با فضاسازی احساسی، بقیه را تحت تأثیر قرار میدهد و دیگران هم غالباً، بهویژه در برابر معلم یا فرد مرجع، حرف او را باور میکنند
نکتهی قابل توجه این است که این روایتها معمولاً با مجموعهای از کلیدواژههای تکراری همراهاند
این نوع جملات را بارها شنیدهام؛ چه در مدرسه، چه در دانشگاه. حتی یکبار دانشجویی سر کلاس گفت:
«دوست ما رو گرفتن و شب بردن.»
پرسیدم: «خب چی شد؟»
گفت: «صبح جنازهش رو تحویل دادن.»
وقتی پرسیدم: «اسمش چی بود؟» مکث کرد
مسئله این نیست که از ابتدا همهچیز را انکار کنیم یا بگوییم هیچکدام از این حرفها درست نیست. مسئله این است که نباید بدون بررسی، این روایتها را بهعنوان «فکت» بپذیریم
برای مثال، وقتی کسی میگوید «دوست پدرم در بیمارستان دیده تیر خلاص میزنند»، باید پرسید:
این دوست پدر شما چند بیمارستان را دیده؟ ما اصلاً چند بیمارستان در آن شهر داریم؟ بعد از دیدن این صحنه چه کار کرده؟ گزارش داده؟ به چه کسی گفته؟
یا وقتی گفته میشود:
«خودم دیدم با سطل خونها را میشستند»
یا «جنازهها نفس میکشیدند ولی تحویل خانوادهها دادند»
باید پرسید: چه کسانی؟ اسم دستکم دو نفر را بگو 🧾. کجا اتفاق افتاد؟ چه نهادی درگیر بود؟
معمولاً وقتی موضوع را شفاف و جزئی میکنید
در تبیین هر موضوعی—چه در مقام طرح یک تز، چه آنتیتز—لازم است هم روایت خودمان را با جزئیات دقیق بیان کنیم 🧩 و هم از طرف مقابل بخواهیم آنچه را که ادعا میکند، با جزئیات روشن توضیح دهد. تنها در این صورت است که میتوان بین واقعیت، اغراق و روایتسازی تفاوت قائل شد
۲:۵۱
قواعد بازی.mp3
۰۲:۰۷-۳.۸۹ مگابایت
#اختصاصی#پادکست
۳:۰۲