۱۰:۴۲
۱۲:۳۱
برای پاسخ به این پرسش، باید از هیجانهای رسانهای فاصله گرفت و به دادههای اقتصادی نگاه کرد؛ جایی که بازارهای مالی، با دقتی بیرحمانه، انتظارات واقعی بازیگران جهانی را منعکس میکنند.
مقایسه رفتار شاخصهای اقتصادی در روزهای منتهی به ۲۸ فوریه ۲۰۲۶ با وضعیت کنونی، تصویری روشن از مسیر پیشرو به دست میدهد: «نه بازگشت به جنگی تمامعیار در دستور کار است و نه افق یک صلح پایدار شکل گرفته؛ آنچه در حال تثبیت است، «تنش مزمن» است.»در آستانه حمله امریکا به ایران بعنی در بازه ۱۸ تا ۲۸ فوریه ۲۰۲۶، بازارها در آستانه یک شوک ژئوپلیتیک قرار داشتند. قیمت نفت در محدوده ۸۵ تا ۹۰ دلار نوسان میکرد، اما شیب انتظارات صعودی بود. شاخص S&P500 حدود ۲ تا ۳ درصد افت را تجربه کرد و شاخص نوسان (VIX) از محدوده ۱۵ به نزدیکی ۲۰ رسید. طلا نیز تا حوالی ۲۰۵۰ دلار افزایش یافت. این اعداد نشان میدادند که بازارها در حال «قیمتگذاری ریسک جنگ» هستند، اما هنوز وارد فاز بحران نشدهاند. به بیان دیگر، جهان در موقعیت «انتظار برای شوک» قرار داشت.با آغاز حمله امریکا به ایران در ۲۸ فوریه ۲۰۲۶(۹ اسفند ۱۴۰۴)، این انتظارات به واقعیت تبدیل شد. قیمت نفت جهش کرد و به سطوحی در حدود ۱۱۵ تا ۱۲۰ دلار رسید؛ سطحی که معمولاً با شرایط جنگی گره خورده است. شاخص صنعتی داوجونز در واکنش اولیه بین ۳ تا ۵ درصد افت کرد، اما برخلاف سناریوهای بدبینانه، بازارها دچار فروپاشی نشدند. در عوض، وارد مرحلهای از نوسان بالا و فرسایش تدریجی شدند. این رفتار یک پیام کلیدی داشت: جنگ رخ داده، اما بازارها آن را «قابل مدیریت» ارزیابی کردهاند، نه یک بحران فراگیر و دائمی.در ده روز اخیر، این الگو تثبیت شده است. قیمت نفت در بازه ۱۱۰ تا ۱۲۰ دلار باقی مانده و شاخص S&P500 در محدوده مثبت و منفی ۱.۵ درصد نوسان داشته است. شاخص NASDAQ همچنان تحت فشار نرخ بهره و هزینه انرژی قرار دارد، اما نشانی از ریزش سنگین دیده نمیشود. همزمان، پیشبینی رشد اقتصادی آمریکا همچنان در حدود ۲ درصد حفظ شده است. این اعداد، برخلاف فضای تند رسانهای، نشاندهنده «زیستن در بحران» هستند، نه «سقوط در بحران».مقایسه این دو مقطع زمانی، نکته تعیینکنندهای را آشکار میکند. پیش از ۲۸ فوریه ۲۰۲۶، بازارها در حال آمادهسازی برای یک شوک بودند؛ امروز اما شوک رخ داده و در قیمتها هضم شده است. نفت از کانال ۸۵–۹۰ دلار به ۱۱۰–۱۲۰ دلار منتقل شده، اما دیگر جهشهای ناگهانی ندارد. بازار سهام افت اولیه را پشت سر گذاشته و به نوسان محدود رسیده است. این یعنی بازیگران اقتصادی به این جمعبندی رسیدهاند که نه جنگ تشدید خواهد شد و نه بحران بهسرعت پایان مییابد.
پاسخ را باید در همین دادهها جست. اگر سناریوی تشدید جنگ محتمل بود، بازارها باید ریزشهای دو رقمی را تجربه میکردند و نفت به سطوحی فراتر از ۱۳۰ دلار میرسید. اما چنین اتفاقی رخ نداده است. هزینههای اقتصادی جنگ—از تورم انرژی گرفته تا فشار بر رشد—برای آمریکا به اندازهای هست که مانع از ورود به یک درگیری گستردهتر شود. در نتیجه، صحنه بهجای تشدید تنش نظامی، به سمت فشار اقتصادی و مدیریت تنش تغییر کرده است.
چون همان بازارها هنوز «پرمیوم ریسک جنگ» را از قیمتها حذف نکردهاند. تثبیت نفت در سطوح بالا و باقی ماندن شاخصهای نااطمینانی در محدودههای بالا نشان میدهد که جهان همچنان انتظار تداوم تنش را دارد. به بیان ساده، بحران عادی شده، اما پایان نیافته است.بنابراین مسیر پیشرو آشکار است: جهان از مرحله «پیشاجنگ» و«جنگ تمامعیار» عبور کرده است. آنچه اکنون شکل گرفته، یک وضعیت بینابینی است؛ تنشی فرسایشی که در آن، درگیریها کنترل میشوند، اما حلوفصل نمیشوند. در چنین شرایطی، نه انفجار بزرگ رخ میدهد و نه آرامش پایدار بازمیگردد.بنابراین پاسخ به سؤال اصلی، برخلاف برداشتهای هیجانی، منفی است. جنگ ایران و امریکا به شکل گسترده تکرار نخواهد شد، اما صلح نیز در کار نیست. آینده قابل پیشبینی، چیزی شبیه به آن چیزی است که امروز در دادهها دیده میشود: ادامه یک تقابل مزمن، با نوسانهای قابل کنترل، اما بدون نقطه پایان روشن.
۱۴:۲۶
۱۸:۱۳
۲۰:۳۹
حجتالاسلاموالمسلمین محسنی اژهای:
۸:۲۸
۸:۲۹
۸:۳۰
۱۶:۲۶
۱۶:۲۷
۱۶:۲۸
۱۷:۵۸
او در این نامه نوشته است:
۱۹:۳۷
#غیررسمی
۱۹:۴۷
۱۰:۰۷
۱۴:۳۱
۱۴:۳۲
۱۴:۳۳